1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بسیاری از افراد عادی که با پول کم قصد سرمایه‌گذاری دارند ممکن است بسراغ خرید سهام در بازارهای مالی بروند.

اما ثروتمندان پول خود را در زمینه‌های مختلفی از جمله بازارهای املاک، فعالیتهای هنری و کسب و کار تجاری هزینه می‌کنند که ممکن است به ذهن افراد عادی نرسد.

چرا سرمایه گذاری این گروه از ثروتمندان با افراد عادی فرق می‌کند و وجه تمایز آنها با دیگران چیست؟

جاشوا کولمن یک نمونه بارز در این زمینه است.

خانواده او حدود سال ۱۲ سال پیش شرکت مخابراتی خود را در شیکاگوی آمریکا به قیمت ۴۰۰ میلیون دلار فروخت و بسرعت بسراغ سرمایه‌گذاری جدید نرفتند.

کولمن که الان بیست و هفت ساله است حدود ۵ سال پیش شرکتی راه‌اندازی کرد که افراد مختلفی را در امور مالیاتی، مشاوره‌های قانونی و سرمایه‌گذاری به هم مرتبط می‌کرد.

این شرکت روزی که شروع به درآمدزایی کند، درآمد هنگفتی را روانه جیب موسس خود خواهد کرد.

اگر فکر می‌کنید شروع یک کسب و کار جدید روش مناسبی برای سرمایه‌گذاری نیست، شما جزو افراد خیلی ثروتمند نخواهید بود.

افراد ثروتمند که دست‌کم ۳۰ میلیون دلار سرمایه دارند علاوه بر خرید سهام در بازارهای مالی، پول خود را از طریق سرمایه‌گذاریهای نامتعارف، نظیر ارایه وام برای خرید هواپیما به متقاضیان افزایش می‌دهند.

از جمله روشهای دیگر افزایش ثروت این دسته افراد، خرید خودروها و آثار هنری منحصر بفردی است که ارزش آنها به مرور زمان زیاد می‌شود.

البته باید در نظر داشت بعضی از این نوع سرمایه‌گذاری‌ها ممکن است در مقایسه با روشهای سنتی، به اصطلاح \"پرخطرتر\" باشد و قسمت عمده‌ای از سرمایه هزینه شده از دست برود و ماهها یا سالها طول بکشد تا سرمایه به سود بیافتد.

طبیعی است که شما ممکن است میلیونها دلار در اختیار نداشته باشید اما با خواندن این مطلب می‌توانید به نکاتی پی ببرید که چگونه ثروتمندان سرمایه خود را چند برابر میکنند.

ثروتمندان در جاهایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که افراد عادی حتی فکر نمی‌کنند چنین نوع کسب و کارهایی اصلا وجود داشته باشد و یا بتوان از آنها درآمدزایی کرد.

سرمایه‌گذاریهای بلند مدت یکی از آنهاست که عمدتا پول بمدت دست‌کم ۵ سال به \"خواب\" می‌رود ولی در پایان سود کلانی را روانه جیب سرمایه‌گذار خواهد کرد.

یکی از این راهها سرمایه‌گذاری برای خرید هواپیماست.

شرکت خانوادگی \"فلمینگ و شرکا\" یکی از همین‌هاست که در آغاز کار با هدف حفط سرمایه یان فلمینگ، خالق جیمز باند تاسیس شد.

این شرکت از طریق یک شرکت واسطه بنام \"دوریک\" پول سرمایه‌گذاران را برای خرید هواپیماهای اجاره‌ای به شرکت‌های بزرگ هواپیمایی (از جمله خطوط هواپیمایی امارات) در اختیار مشتریان قرار می‌دهد.

سرمایه‌گذاران پول خود را در زمان فروش هواپیما پس می‌گیرند اما حتی در زمان اجاره هم ۹ درصد سود از سرمایه خود می‌گیرند.

این در حالی است که بازگشت سرمایه در مهمترین شاخص بازار مالی آمریکا ( S&P 500) بطور متوسط حدود سه درصد است.

بیشتر سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت با روش مشابه به پول هنگفتی نیاز دارد اما شرکت دوریک می‌گوید هزینه‌های ورود به این سرمایه‌گذاری بالا نیست.

بعنوان مثال با حداقل ۱۴ هزار دلار میتوان در خرید ایرباس A-380 و اجاره آن به خطوط هوایی امارات سرمایه گذاری کرد که البته کارمزد ۵ درصدی را هم باید به آن اضافه کرد.

افراد بسیار ثروتمند در عین حال سرمایه خود را صرف خرید زمینهای زراعی می‌کنند.

با افزایش جمعیت جهان، تقاضا برای مواد غذایی افزایش می‌یابد و مالکان زمینهای زراعی که قابلیت تولید محصولات اصلی کشاورزی را دارند به سود خوبی دست پیدا می‌کنند.

بگفته شرکت خانوادگی فلمینگ و شرکا یک زمین زراعی خوب می‌تواند حدود ۴ درصد سرمایه را سالانه برگرداند و در عین حال ارزش خود زمین هم بتدریج بالا خواهد رفت.

شاید سرمایه‌گذاری برای خرید هواپیما یا خرید زمین حاصلخیز زراعی به سرمایه کلانی نیاز داشته باشد.

اما روشهای ساده‌تری برای این کار هم وجود دارد.

در بازارهای مالی جهان می‌توان بر روی اینگونه سهام‌ها سرمایه‌گذاری کرد بعنوان مثال با خرید و فروش سهام شرکت آمریکایی \"گلداستون\" می‌توان در خرید و فروش زمین‌های زراعی مشارکت داشت.

خرید شرکتهای جدید برای افراد ثروتمند امری بسیاری عادی تلقی می‌شود.

کولمن سرمایه خود را در شرکتهای مختلفی که در زمینه‌های فن‌آوری و خدمات حرفه‌ای فعال هستند، هزینه کرده است.

او از طریق گروهی از سرمایه‌گذاران و یک شرکت خصوصی در بسیاری از فعالیتهای عملیاتی این شرکتها سرمایه‌گذاری کرده است.

بعضی کارآفرینان معتقدند پاگرفتن فعالیتهای جدید تجاری از نقطه صفر بسیار لذت بخش است و سرمایه‌گذاران با در اختیار داشتن تجربه و شبکه‌های متعدد به رشد آنها کمک می‌کنند.

بعنوان مثال اگر کسی در روزهای اول در غول اینترنتی گوگل سرمایه گذاری کرده بود پس از چند سال سود کلانی از این راه به جیب میزد.

بسیاری از کسانی که بدنبال سود کلان هستند سرمایه هفت یا هشت رقمی خود را در بازار املاک سرمایه‌گذاری می‌کنند.

بعضی از آنها با مشارکت دیگر سرمایه‌گذاران بسراغ املاک تجاری می‌روند اما بعضی دیگر پول خود را در املاک مسکونی گرانقیمت در شهرهایی نظیر لندن، نیویورک و سایر شهرهای پرمتقاضی جهان سرمایه ‌گذاری می‌کنند.

این افراد امیدوارند پس از چند سال به سود خوبی دست پیدا کنند و در عین حال در زمان مسافرت خود به این شهرها از زندگی در خانه خود هم لذت ببرند.

پاول پاترسون، معاون مدیر شرکت مدیریت ثروت \"آربی‌اس\" در تورنتوی کانادا می‌گوید: \"این افراد عموما دو یا سه خانه در مناطق مختلف جهان می‌خرند و در بلند مدت ارزش ملک آنها افزایش می‌یابد.\"

هر چند خرید خانه در مناطق شیک نیویورک برای همه مقدور نیست اما افراد عادی می‌توانند با خرید خانه در نزدیکی محل سکونت خود و اجاره آن به سود دست یابند و در زمان مناسب با فروش خانه به پول خوبی برسند.

در بازارهای مالی جهان شرکتهای مختلفی وجود دارند که در زمینه خرید و فروش املاک مسکونی و تجاری فعالیت دارند و سهام آنها بسادگی قابل معامله است.

هر چند ارزش این سهام با تبعیت از روند بازار ممکن است کاهش یا افزایش پیدا کند، اما با افزایش قیمت مسکن و بالا رفتن اجاره بها ارزش این سهام هم افزایش می‌یابد.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟!

با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شد از والدین به خصوص مادر می باشد.
چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ بچه ها شگفتی خلق می کنند دلهره جدایی از خانه برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

٢٥٠ میلیارد اسپرم برای هر مرد

هر مرد معمولی و سالم حدود ٢٥٠ میلیارد اسپرم در طول حیاتش برای تولید مثل تولید می کند. یک مرد سالم در هر عمل جنسی قادر به رهاسازی٤٠ میلیون الی یک میلیارد اسپرم است. در مقابل آنها، زنان با وجود آنکه  تا حدود دو میلیون تخمک دارند ولی در طول زندگي حدود ٧٠٠ عدد تخمک برای تولید مثل، آماده دارند. برای تولید مثل فقط یک تخمک و یک اسپرم کافی است ولی چرا بدن هر مرد طوری برنامه ریزی شده است که صدها میلیارد اسپرم در خود داشته باشد. دلیل این وضعیت شاید چیزی نیست جز میدان رقابتی که بین اسپرم مردان مختلف در رسیدن به تخمک وجود دارد. هر چه اسپرم به تخمدان زن بیشتر راه یابد مردان شانس بیشتری برای پدر شدن خواهند داشت. مسابقه و رقابتی که اشاره شد یکی از اصلی ترین دستوراتی است که تکامل جاندران در جنس مذکر تعبیه کرده است. رقابت اسپرم ها در حقیقت ضمانتی است برای ترکیب تخمک با سالم ترین اسپرم تا در نتیجه آن، شانس بقای فرزند سالم تر ایجاد شود. سئوال بعدی این است که اگر مقدار بیشتر اسپرم شانس تولید مثل هر پستانداری را بالا می برد پس چرا طبیعت به سمت خلق بیضه هر چه بزرگتر در مردان نرفته است. تحقیقات، بویژه در 30 سال اخیر به طور مشخص نشان داده است که در خانواده میمون سانان و از جمله بشر، 3 نوع تاکتیک برای اطمینان بیشتر برای بارور ساختن تخمک ایجاد شده است. گوریل های نر با جثه عظیم شان کوچکترین بیضه را دارند و رقم اسپرمی که تولید می کنند خیلی پایین است اما قدرت تسلط شان بر رفتار سایر گوریل های  مذکر توانست کمبود اسپرم را برطرف سازند. به عبارتی دیگر، گوریل امکان رقابت سایر گوریل های نر را در نطفه خفه می کنند و عملا حرمسرا دارد. شامپانزه ولی برعکس گوریل، رقابت اسپرم ها برایش حیاتی است. قبیله شامپانزه بزرگتر است و شامپانزه های نر و ماده بدون هیچ محدودیتی با افراد قبیله سکس دارند. برای همین است که بیضه شامپانزه نر به نسبت بدن و سنگینی شان، 15 برابر بزرگتر از گوریل است. شامپانزه اگر می خواهد ژن خودش را منتقل کند باید هر روز با ارقام میلیاردی، اسپرم بسازد و مدام آنها را در نزدیکترین فاصله با تخمک ماده ها قرار دهد. البته هنوز برای محققين دقیقا مستدل شده است که آیا ما هم در مسابقه و جنگ اسپرم ها برای دسترسی به تخمک شرکت داریم یا این وضعیت جسمی مربوط به دوران قبل از انسان شدن ما بوده است؟بشر همه وسایل و قابلیت های رقابت را به عنوان یک حیوان دارد ولی بشر از حدود ٧٠ هزار سال پیش از حیوان بودن كامل فاصله گرفته است و شگردهای جدید انسانی برای زاد و ولد و کار و زندگی ایجاد کرده است. ما همه ابزار حیوان بودن را داریم ولی به کمک قانون، اخلاق و ضرورت زندگی اجتماعی، رفتار بیرون از اراده طبیعت را انجام می دهیم. ما ازدواج را برای کنترل رفتار جنسی خود و زنان اختراع کردیم. ما قوانین مدنی و حقوق مدنی برای تعیین رفتار و رقابت جنسی مان تهیه کرده ایم.خیلی از ما انسانها البته هنوز بخش بزرگی از رفتار جنسی مان را به دست بخش حیوانی مان می سپاریم و همه جنگ ها، حرص و طمع و خیانت و چندهمسری و … باقیمانده از دوران حیوانی ما است. ولی هر روز که می گذرد کنترل بیشتری بر حیوانیت مان پیدا می کنیم.

جرج کلونی برای اوباما پول جمع می کند!

بازیگر مطرح جهان بعد از اینکه در عالم سینما پول های بسیاری را به گیشه ها گشانده، ظاهرا قصد دارد این بار این کار را در عالم سیاست نیز امتحان کند. او قصد دارد در تاریخ 10 می، مهمانی برای جمع آوری کمک مالی به کمپین انتخاباتی باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، در لس آنجلس برگزار کند. | طی برآوردها، حاصل این شب مهمانی در حدود 12 میلیون دلار خواهد بود که این باعث می شود این مهمانی به بزرگترین مهمانی حمایت انتخاباتی در تاریخ امریکا بدل شود. به نقل از هالیوود ریپورتر این مبلغ حتی از فروش آخر هفته فیلم «پنچ سال نامزدی» (پرفروش ترین فیلم کمدی در حال اکران در آمریکا) نیز بیشتر خواهد بود! طبق انتظارات چیزی در حدود 150 مهمان در این شب در خانه جرج کلونی حضور پیدا خواهند کرد و در مراسمی که چهل هزار دلار هزینه خواهد داشت شرکت خواهند کرد. طبق برآوردها مهمانانی که در این مراسم شرکت می کنند چیزی در حدود 6 میلیون دلار به کمپین انتخاباتی اوباما کمک خواهند کرد و پیش بینی می شود که 6 میلیون دلار نیز به صورت کمک هایی که از طریق شبکه های آنلاین در این شب حضور دارند به این کمپین برسد که این باعث می شود تا در مجموع این مراسم 12 میلیون دلار برای کمپین انتخاباتی باراک اوباما کمک رسانی مالی درپی داشته باشد. جرج کلونی معتقد است که هر چند در عالم سینما با بازی و ساخت فیلم های سیاسی مانند «نیمه ماه مارس» تلاش های بسیاری در عرصه سیاست داشته است، اما می خواهد فعالیت های خود را در این عرصه افزایش دهد. او چند ماه پیش به خاطر اعتراض در جلوی سفارت سودان در واشنگتن بازداشت شده بود.
تصویر میانگین زنان ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای باختن شرط ستاره تنیس زنان کانادا را سر قرار فرستاد بالا بالا بالاتر واتس اپ، محبوبتر از فیس بوک؟

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست دختران تونل توحيد برای مصاحبه شغلی آماده باشید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا به موبایلتان معتادید؟

مکس استوسل در سال ۲۰۱۵ میلادی به بیداری رسید. او به عنوان یک استراتژیست موفق در عرصه شبکه‌های اجتماعی، برای چندین شرکت بزرگ چندملیتی کار می‌کرد، اما می گوید که در همان سال دریافتم که بخشی از کاری که انجام می‌دهم، عملا در راستای منافع مردم نیست. استوسل اکنون یکی از عوامل مهم و کلیدی جنبش "وقت تلف نکنیم" است. فعالان این جنبش در پی آن هستند که فناوری را هم‌رده ارزش‌های انسانی قرار دهند. تریستین هریس، از مدیران ارشد سابق گوگل از جمله دیگر بنیانگذاران این جنبش است و دیگر اعضای آن، اغلب کسانی هستند که در شرکت‌هایی مثل فیسبوک و اسنپ‌چت کار کرده‌اند. آفکام، نهاد مسئول نظارت بر فعالیت تمام رسانه‌های الکترونیکی در بریتانیا، سال گذشته میلادی دریافت که بیش از نیمی از کاربران اینترنت در بریتانیا احساس می‌کنند که به فناوری معتاد شده‌اند. استوسل می گوید: این ایده وجود دارد که ما به تلفن‌هایمان معتاد هستیم و خودمان هم باعث و بانی این اعتیاد هستیم اما این استنباط اشتباه است استوسل توضیح می‌دهد که طراحی‌ها در بخش فناوری به گونه‌ای فزاینده با توجه به روانشناسی رفتاری و علوم اعصاب انجام می‌شوند. تریستین هریس در پژوهشگاه فناوری مجاب‌کننده دانشگاه استنفورد درس خوانده است. این پژوهشگاه در توضیح فعالیت‌هایش نوشته است که در پی رسیدن به دانش و آگاهی درباره این است که چطور محصولات کامپیوتری می‌تواند به گونه‌ای طراحی شود که بر رفتار انسانی تاثیر بگذارد و آن را تغییر دهد. در وبسایت پژوهشگاه استنفورد آمده است که "فناوری، طراحی می‌شود تا رفتار یا آنچه ما در ذهن داریم را تغییر دهد. مکس استوسل می‌گوید: وقتی با علوم اعصاب آشنا می‌شوید و درک می‌کنید که چطور اپلیکیشن طراحی کنید، اساسا می‌توانید مغز انسان را برنامه‌ریزی کنید. هزاران نفر در آن سوی صفحه‌های کامپیوتری هستند که کارشان این است که شما را تا حد ممکن، معتاد و دیوانه این صفحه‌ها نگه دارند. این آدم‌ها، کارشان را خیلی خوب یاد گرفته‌اند. از استوسل پرسیدم که به نظرش چطور این آدم‌ها کارشان را بلدند، در حالی که من کنترل اپلیکیشن‌ها و نوتیفیکیشن‌های تلفن همراهم را در اختیار دارم. او سوال من را با سوال دیگری جواب داد: وقتی تلفنت دم دست نیست و صدایش بلند می‌شود، دچار هیچ استرسی نمی‌شوی؟ بله! در چنین مواقعی کنجکاوی وسوسه‌انگیز با کمی اضطراب و دلواپسی همراه می‌شود و هرچه زمان بیشتری بگذرد و نتوانم سراغ تلفنم بروم، این نگرانی به‌تدریج بیشتر می‌شود. عموما کسانی که در بخش طراحی فناوری فعالند، در پی آن هستند که از سیستم پاداش مغز ما به نفع خودشان استفاده کنند. یعنی سیستمی که در آن با فعال‌سازی دوپامین، حس رضایت و لذت به ما دست می‌دهد. مغز ما برنامه‌ریزی شده‌ تا ما را مشغول کاری کند که بیشترین رضایت را برایشان در پی دارد. یعنی همان سیستمی که ما را به مواد مخدر و غذاهای مشخص معتاد می‌کند، می‌تواند باعث شود که ما به اپلیکیشن‌ها، بازی‌های کامپیوتری، سایت‌ها و ابزارهای مختلف اعتیاد پیدا کنیم. اما این باور وجود دارد که مشکل، فقط به فناوری مربوط نیست. مکس استوسل می‌گوید: "مشکل اینجاست که همه‌جا همین وضعیت است. در تمام زندگی ما!" او می‌گوید: "همه می‌خواهند تا حدی که می‌توانند جلب توجه کنند. خود من در حال طراحی ساختاری برای نوتیفیکیشن‌های تلفن بودم تا به من کمک کند شما را از دنیای خودتان بیرون بکشم و وارد دنیای خودم بکنم." استوسل می‌گوید که کاربران فناوری، نه "مشتری"، بلکه "محصول" آن هستند. او می‌گوید: "ما از خیلی از سیستم‌ها و اپلیکیشن‌ها به طور مجانی استفاده می‌کنیم. اما خیلی از شرکت‌های تبلیغاتی به آنها پول زیادی می‌دهند تا در مدتی که ما در حال استفاده از این اپلیکیشن‌ها هستیم، توجه ما را جلب کنند." کسی که پول را به اینها می‌دهد، ما کاربران نیستیم، برای همین، چیزهایی که برایمان مهم هستند، در مقایسه با آنچه شرکت‌های تبلیغاتی می‌خواهند، درجه اهمیت کمتری خواهد داشت در دنیای فناوری، موفقیت در اغلب موارد، بر اساس شاخص "زمان صرف‌شده از طرف کاربران ارزیابی می‌شود، یعنی مدت زمانی که یک اپلیکیشن یا وبسایت می‌تواند ما را مشغول به خود نگه دارد. به عنوان مثال، اپلیکیشن‌های زوج‌یابی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت خود، مدت زمانی را که یک کاربر صرف جستجو و گشتن در اپلیکیشن می‌کند، محاسبه می‌کنند، ولی آیا واقعا هدف ما انسان‌ها وقتی به سراغ چنین اپلیکیشن‌هایی می‌رویم، این است که عکس‌های کاربرانش را ببینیم؟ یا می خواهیم یاری برای خود پیدا کنیم؟ در سال ۲۰۱۶ میلادی، الخاندرو لییراس، پروفسور روانشناس، نتایج یکی از مطالعات خود را منتشر کرد که نشان می‌داد میزان بالای استفاده ما از موبایل و اینترنت به اضطراب و افسردگی ربط دارد. استوسل باور دارد که تلاش گسترده و پیوسته‌ای که اپلیکیشن‌ها و دیگر فناوری‌ها برای جلب توجه ما می‌کنند، باعث می‌شود چیزهای دیگری که واقعا مهم هستند، از مرکز توجه ما دور شوند. تغییر این وضعیت به طور مشخص در دست کسانی است که پشت صفحه‌های تلفن و کامپیوتر" ما حضور دارند؛ کسانی که اپلیکیشن‌ها، بازی‌ها و ابزارهای مختلف را برای استفاده ما طراحی می‌کنند. استوسل می‌گوید که این طراحان که بر روند تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارند، از نظر اخلاقی مسئول هستند و باید این مسئولیت خود را جدی بگیرند. او می‌گوید که جنبش وقت تلف نکنیم در حال کار روی چیزی است که می‌تواند نوعی سوگند سقراط برای طراحان فناوری باشد تا همانطور که پزشکان در آغاز کار خود متعهد می‌شوند در راستای منافع بیماران خود فعالیت کنند، طراحان فناوری هم تعهد مشابهی درباره کاربران محصولات خود بدهند. در روزهای بعد از گفت‌وگویی که با استوسل داشتم، متوجه شدم که چقدر در موارد متعدد، بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشم، وقتم را در اینستاگرام و در حال نگاه کردن به عکس‌ها و ویدئوهای کسانی می‌کردم که از نزدیک نمی‌شناختمشان. با آن که اهمیت تغییر این وضعیت را درک می‌کنم، ولی سوال این است که آیا تلاش برای تغییر این وضعیت به نتیجه‌ای می‌رسد؟ استوسل معتقد است که تغییر کاملا امکانپذیر است. او می‌گوید که تغییر اتفاق خواهد افتاد، اگر مصرف‌کنندگان خواهان تغییر باشند. با این حال، او اضافه می‌کند که فعالان در زمینه فناوری سعی خواهند کرد تا با روش‌های موثر بیشتری توجه ما را به خود جلب کنند: واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و دیگر گونه‌های خیلی پیشرفته هوش مصنوعی در راه است. در دنیای آینده این تغییرات بیشتر خواهد بود و برای همین لازم است که ما از الان، خواهان تغییر شویم. تریستین هریس توصیه می‌کند که تا وقتی چنین تغییری رخ دهد، خود ما به تغییراتی کوچک دست بزنیم تا کیفیت زندگی بهتری داشته باشیم. او اکنون تقریبا تمام نوتیفیکیشن‌های تلفن همراه خود را غیرفعال کرده است و تنظیمات پیامک‌های تلفن را روی ویبره (لرزاننده) گذشته است. او ترتیب اپلیکیشن‌های تلفن خود را هم با اولویت دادن به اپلیکیشن‌هایی مثل اوبر یا نقشه گوگل تنظیم کرده است، یعنی آنهایی که در صورت استفاده، محدود به زمانی خواهد بود که خود او می‌خواهد. او تمام اپلیکیشن‌هایی را هم که احتمال دارد وقت او را هدر دهند یا هر اپلیکیشن دیگری را که نمادهای رنگی یا جالب توجه دارند، در یک پوشه مجازی گذشته است. او همچنین روی لپ‌تاپ خود یک یادداشت گذاشته است که در آن نوشته: اگر کاری نداری، بازش نکن!

اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی

شارژ موبایل یکی از مشکلات همیشگی دارندگان تلفن‌های هوشمند است که به اینترنت نیز متصل هستند. در این گزارش می‌خوانید که چه اپلیکیشن‌هایی انرژی بیشتری مصرف می‌کنند و راه حل مقابله با آن‌ها چیست. نگرانی بسیاری از دارندگان تلفن‌های هوشمند کاهش شارژ آن‌ها پس از چند ساعت استفاده است. اما حتی زمانی که این تلفن‌ها مورد استفاده نیز قرار نمی‌گیرند، برخی اپلیکیشن‌ها به مصرف باتری آن‌ها ادامه می‌دهند. راه حل تنها در یافتن یک منبع انرژی برای شارژ مجدد نیست. گرچه می‌توان برخی ابزارهای جانبی را با خود داشت که به صورت باتری اضافی عمل می‌کنند. راه‌های دیگری نیز برای حفظ طولانی‌تر شارژ موبایل وجود دارد. برخی از اپلیکیشن‌ها هستند که زمانی که مورد استفاده قرار نمی‌گیرند نیز باتری موبایل را مصرف می‌کنند. فیسبوک یکی از اپلیکیش‌های پرمصرف است. کار با این اپ در مدت ۱۵ دقیقه به شرطی که ویدیویی از طریق آن دیده نشود، حدود ۵ مگابیت داده را رد و بدل می‌کند. استفاده از این داده‌ها اما زمانی اهمیت دارد که بدانید اینترنت 3G، Wifi و... پس از صفحه نمایش، دومین مصرف‌کنندگان عمده باتری هستند. اپ‌های نقشه زمانی که از خدمات مکان‌یاب (GPS) استفاده می‌کنند نیز عمر باتری را کاهش می‌دهند. ده دقیقه کار با اپ گوگل، شش مگابیت داده را استفاده می‌کند. اپلیکیشن گرفتن عکس و فیلم ممکن است در زمانی که از آن استفاده زیادی نمی‌کنید بر باتری شما تأثیر نگذارد. اما زمانی که در مهمانی به سر می‌برید و یا تعطیلات خود را می‌گذرانید و از این اپ بیشتر استفاده می‌کنید، متوجه تغییر محسوس طول عمر باتری موبایل خواهید شد. خصوصا زمانی که سرویس مکان‌یان این اپلیکیشن روشن باشد. اپلیکیشن‌های هواشناسی با تغییر مکان شما خود را به روز می‌کنند. این اپ‌ها جز پرمصرف‌ترین‌ها هستند. همانند فیسبوک، اسکایپ نیز در زمان روشن بودن ارتباطش با سرور اصلی را قطع نمی‌کند. پیش از استفاده از اسکایپ مطمئن شوید که نه تنها با مشکل کاهش باتری کنار می‌آیید که تماس‌های غیرمنتظره نیز مزاحم شما نخواهد بود. دیگر شبکه اجتماعی محبوب یعنی توییتر نیز میزان زیادی از باتری موبایل را مصرف می‌کند. توییتر در پس‌زمینه به روز می‌شود و از این طریق به شما کمک می‌کند در زمان استفاده از این اپ سرعت عمل بیشتری داشته باشد. نتیجه: شارژ بیشتری مصرف می‌شود. بازی‌های رایگان، از دیگر قاتلان باتری موبایل هستند. آن‌ها به علت مجانی بودن تبلیغات زیادی را فعال می‌کنند که می‌تواند دیتای زیادی را به خود اختصاص دهد. از این طریق نه تنها از پهنای باند اینترنت شما کاسته می‌شود که شارژ باتری موبایل‌تان نیز با سرعت بیشتری خالی می‌گردد. چند راه حل ساده برای کاربرانی که ''معتاد'' نیستند اگر گشتی در اینترنت بزنید شاید راه حلی‌های زیادی برای داشتن شارژ طولانی مدت‌تر بیابید. یکی از این راه‌ها نصب برخی اپلیکیشن‌ها است که میزان مصرف انرژی و دیتای دیگر اپ‌ها را اندازه‌گیری می‌کند و به شما می‌گوید استفاده از کدام اپ‌ها به صرفه نیست. اما شاید عجیب به نظر برسد که خود این اپلیکیشن‌ها در لیست پرمصرف‌ترین‌ها قرار دارند و به این صورت باید در انتخاب آن‌ها دقت زیادی به خرج دهید. اما قطعاً نمی‌توان از خیر استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل فیسبوک، دوربین، توییتر و... گذشت. پس این چند راه حل ساده را امتحان کنید: - مکان‌یاب گوشی خود را تا زمانی که واقعا به آن احتیاج ندارید، غیر فعال نگه دارید. این موضوع از جنبه دیگر نیز می‌تواند برای امنیت شما بهتر باشد تا به راحتی دیگران نتوانند مکان حضور شما را بیابید. - از برنامه‌هایی که تعداد زیادی تبلیغات را با خود نمایش می‌دهند پرهیز کنید. برخی از بازی‌ها در فواصل زمانی کوتاه تبلیغات مختلفی را نمایش می‌دهند. برخی دیگر نیز در بخشی از صفحه نمایش، یک مکان تبلیغ ثابت دارند که محتوای آن مرتب تغییر می‌کند. این باتری‌خورها را از صفحه موبایل خود پاک کنید! - یک راه حل دیگر نیز غیر فعال کردن اتصال گوشی به اینترنت Wifi ، 3G و یا 4G است. زمانی که مثلا در محل کار خود هستید و از طریق کامپیوتر به اینترنت اتصال دارید. این کار شما را از شنیدن اخطار پیام جدید در فیسبوک، توییتر و یا جی‌میل نیز رهایی می‌بخشد. با وجود همه این توصیه‌ها، احتمالا روش‌های بالا برای معتادین به استفاده از اسمارت‌فون‌ها و وب‌بازها چندان دلچسب نیست
تغییر سبک زندگی، بچه آری ازدواج خیر بایدهای یک زندگی مشترک شاد الویتهای نوین مردان در انتخاب همسر 12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی کتابی از عکس‌های ممنوعه اینستاگرام

آداب و رسوم

جشن آبانگان

آبان‌ روز از آبان‌ماه، برابر با دهم آبان‌ماه در گاهشمار ایرانی برابر است با جشن آبان گان. جشن آبانگان، جشنی است در گرامیداشت سیاره آناهید (زهره) و رود پهناور و خروشان  آمو دریا، و بعدها ایزدبانوی بزرگ آبها در ایران.

سفره هفت سین

از آداب و رسوم کهن ایران، برپایی سفره هفت سین بسیار زیبا است. اما شاید کمتر کسی بداند فلسفه چیدمان این سفره چسیت و اصلا چرا این سفره همیشه پهن می شده است.
چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ زن و ازدواج در دوره ایران باستان تصویرهایی از «کریسمس» جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

غارنوردی از نوع بورنیک

غار بورنیک و روستای هرنده که در جاده ی تهران - فیروزکوه واقع شده است، بهترین محل برای استراحت و تفریح  خصوصا در این فصل سال به شمار می آید. حتی اگر اهل کوهنوردی و دیدن این غار زیبا نیستید، مشاهده  مناظر دیدنی این روستا را از دست ندهید.
مرگ هامون کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی باقیمانده یوز ایرانی سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها ایران زیبای ما (قسمت اول)