1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بیش از یک میلیون و 700 هزار ویدئو با هشتگ «چالش مانکن» در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده و ایرانی‌ها هم سهم قابل توجهی از حضور در این چالش دارند؛ اما شاید خیلی‌ها ندانند معنای این چالش و مبدا آن چیست؟

همه چیز از «سطل یخ» شروع شد

چالش «سطل یخ» را یادتان می‌آید؟ همان چالش یا کارزاری که مبنایش خالی‌کردن یک سطل آب یخ روی سر بود؟ چالش «سطل یخ» مانند یک ویروس در رسانه‌های اجتماعی پخش و قوانینی برای آن گذاشته شد تا افراد یا یک سطل آب یخ روی سر خود خالی یا اگر مایل به این کار نیستند به یک مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش نیازمند نامزدکردن چند نفر دیگر برای انجام این فعالیت بود و آن نامزدها ۲۴ ساعت فرصت داشتند تا در چالش شرکت یا ۱۰۰ دلار به مؤسسه خیریه کمک کنند.

این چالش به سرعت در ایران مطرح شد و حتی خیلی از چهره‌های مطرح هم در آن شرکت کردند تا جایی که سازمان آبفای استان تهران در اطلاعیه‌ای با وجود حمایت از حرکت‌های فرهنگی و بشردوستانه، ضرورت صرفه‌جویی در منابع محدود آبی در فصل تابستان را یادآور شد و از ایرانیان درخواست کرد با روش‌های دیگری که موجب هدررفتن آب نمی‌شود از این حرکت حمایت کنند.

اما این چالش از کجا آمده بود؟ «پیت فریتز» کاپیتان ۲۹ ساله تیم «بیس‌بال» دانشگاه بوستون از سال 2012 مبتلا به بیماری «ای ال اس» شد. او نخستین کسی بود که چالش سطل یخ را برای حمایت از بیماران مبتلا به «ای ال اس» مطرح و از دوستانش دعوت کرد تا این حرکت را برای حمایت از مبتلایان به این بیماری انجام دهند؛ اما طولی نکشید که این دعوت به حرکتی جهانی تبدیل شد.

«ای ال اس» چیست؟

«ای ال اس» یک بیماری است که منجر به از دست رفتن تدریجی عملکرد عضلات (به ویژه عضلات مخطط) می‌شود و با تضعیف ماهیچه‌ها به تدریج فرد به فلج عمومی مبتلا می‌شود؛ به گونه‌ای که توانایی هرگونه حرکتی از فرد سلب خواهد شد. معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زمان زیادی زنده نمی‌مانند. افراد مبتلا به این بیماری دچار ناتوانی‌های حرکتی می‌شوند و سه تا پنج سال پس از ابتلا به بیماری جانشان را از دست می‌دهند.

مهم‌ترین مانع پیش روی این بیماران، ناتوانی در سخن‌گفتن یا برقراری ارتباط با محیط بیرون است. ساده‌ترین روش ارتباط استفاده از یک جدول حروف جلوی تخت بیمار و گرفتن علامت چشم از او هنگام اشاره به حرف مورد نظر است. سپس با توجه به تجربه، پرستار باید حدس بزند که بیمار چه می‌خواهد. البته این روش بیشتر برای کارهای ابتدایی پاسخگوست. سال‌هاست دستگاه‌هایی برای حل این مشکل به بازار آمده که می‌توانند با ردیابی حرکت چشم، آن را به مختصات تبدیل و برای کاربر اجازه تعامل ساده با رایانه را فراهم کنند. این‌گونه دستگاه‌ها فعلاً قیمتی بین ۶ تا ۱۰ هزار دلار دارند و در ایران با توجه به موانع مالی هنوز کاربردی نشدند. البته چند پروژه برای کمک به بیماران ایرانی در دست اجراست که از آن جمله پروژه دستگاه ارتباط با بیمار «زیگورات» است.

بر اساس آمار در مقیاس جهانی حدود ۳۵۰ هزار نفر از این بیماری رنج می‌برند. از آنجا که هزینه‌های درمان این بیماری بسیار بالاست، چالشی با عنوان «سطل یخ» طراحی شد تا کمک به آن‌هایی باشد که از « ای ال اس» رنج می‌برند. اما معروف‌ترین فرد مبتلا به این بیماری «استیون هاوکینگ» فیزیکدان و کیهان‌شناس برجسته است که اتفاقا معادلات علمی را بر هم زده و خیلی بیشتر از پنج سال تخمینی پزشکان پس از آگاهی از ابتلا به ای ال اس، عمر کرده است.

چالش «مانکن» چرا و از کجا آمد؟

اما چالش مورد توجه این روزها چالش «مانکن» است که در واقع پویشی در امتداد چالش «سطل یخ» است. این چالش 12 اکتبر امسال توسط دانشجویان یکی از دانشگاه‌های فلوریدا طراحی شد؛ دانشجویانی که دغدغه آن‌ها هم بیماری مهلک «ای ال اس» بود.

این رویداد به سرعت به همه جای دنیا سرایت کرد و این در حالی است که خیلی‌ها مبدا اصلی این چالش را نمی‌شناسند. در این چالش افراد بی‌حرکت می‌ایستند و یک قطعه موسیقی از «بیتلز سیاه» برای حاضران پخشم می‌شود. درست مثل چالش «سطل یخ» اگر کسی که برای شرکت در این رویداد نامزد می‌شود اگر در چالش حضور پیدا نکند باید مبلغی را برای بیماران «ای ال اس» هزینه کند.

اما کاربران ایرانی و احتمالا بسیاری دیگر در جهان مدت‌هاست که درگیر حضور در این چالش و ثبت ویدئوهای مختلف هستند، بدون این که بیماران مبتلا به «ای ال اس» حتی مبلغ ناچیزی  منتفع شوند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

والدین عصبانی، کودکان خشمگین

تعیین کننده اصلی رفتار ما ساختار شخصیتی ماست. اگر طی دوران کودکی یاد گرفته باشیم با ابراز خشم به خواسته های خود برسیم در بزرگسالی نیز از همین شیوه استفاده خواهیم کرد . معمولا بچه ها به دو دلیل عصبانی می شوند 1-           ناکامی 2-          عصبانیت آموخته شده بچه ها به مرور یاد می گیرند که می توانند با کج خلقی به آنچه می خواهند برسند . هر چه والدین در برابر این کج خلقی ها بیشتر تسلیم شوند احتمال بیشتری دارد کودکان از این روش برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده کنند . بررسی کنید کودکتان: -         در چه زمانی -         تحت چه شرایطی -         در برابر چه کسانی -         با چه محرکهایی کج خلقی می کند . به رفتارهای آزار دهنده او بی اعتنایی کنید و به او بگویید که به جای کج خلقی چگونه می توانست بهتر رفتار کند و رفتار درست را برای او اجرا کنید و از او بخواهید آن را اجرا نماید. پس از اینکه کودک رفتار مناسب را انجام داد به او پاداش دهید . به او بگویید اگر بدون کج خلقی و با گفت وگو به شما بفهماند که از چه چیزی ناراحت است خیلی از او خشنود خواهید شد . در صورت پرخاشگری کودک حتما باید از تکنیک وقفه یا اتاق تنهایی استفاده کنید .   چگونه خشم خود را نسبت به رفتار کودکان ابراز نماییم؟ ابراز خشم والدین در تربیت کودک نقش موثری دارد . والدینی که کنترل خود را از دست بدهند به عنوان انسان های ضعیف در چشم کودک خود جلوه می کنند. تصمیم مبنی بر اینکه دیگر عصبانی نشویم آتش خشم ما را دامن می زند .   برای این که بتوانیم عصبانیت خود را به طور سازنده به کودک ابراز کنیم لازم است بپذیریم که : -         گاهی فرزندان ما باعث عصبانیت ما می شوند -         ما حق داریم بدون احساس گناه خشم خود را ابراز کنیم -         ما حق داریم احساس خود را بدون بی حرمتی به کودکان ابراز کنیم . -         آنچه که موجب عصبانیت شما شده را توصیف کنید مثلا:"اسباب بازی هایت کف اتاق ریخته " -         سپس احساس خود را بگویید " از دیدن این همه اسباب بازی کف اتاق پذیرایی نا راحت می شوم " -         سپس خشم خود را شدید تر بیان کنید " عصبانی شده ام و دارم به خاطر جمع نکردن اسباب بازی ها عصبانی می شوم " -         سپس کاری را که باید انجام دهد را متذکر شوید " دوست دارم اسباب بازی هایت را جمع کنی " -         سپس فرصت کافی بدهید " وقتی عقربه ساعت به اینجا رسید باید این وسایل جمع شده باشند " -         سپس به او هشدار دهید " اگر تا رسیدن این عقربه وسایل جمع نشده باشد امروز از دیدن تلوزیون منع خواهی شد " -         با این کار به کودک خود این پیغام را خواهید داد که " آنچه باعث عصبانیت شما شده خود او نیست بلکه رفتار اوست .

چالشهای کودکان دو زبانه

اگر فرزندتان در محیطی با چند زبان و فرهنگ رشد می‌کند یا خودتان علاقه‌مند به آموزش زبان دوم یا چندم به فرزندتان باشید حتما چیزهایی درباره مزایای آموزش زبان دوم یا سوم می‌دانید. جهان آدم‌هایی که بیش از یک زبان می‌دانند جهان بزرگ‌تری است و آنطور که تحقیقات دانشمندان سوئدی نشان می‌دهد افرادی که به چند زبان مسلط هستند مغز بزرگ‌تری دارند. این افراد کمتر دچار آلزایمر می‌شوند، روش‌های همزیستی با افراد دیگران را بلد هستند، انسان‌های سازگارتری هستند و دانش و اطلاعات بیشتری دارند. چند زبانه‌ها همچنین پذیرای چیزهای نو و تازه‌ در زندگی‌شان هستند و از تجربه هراسی ندارند. با این حال آدم‌های چند زبانه چالش‌ها و دشواری‌های ویژه خود را تجربه می‌کنند. دشواری‌های آموزش زبان دوم به کودکان ممکن است آنقدر زیاد باشد که والدین دست از تلاش برای آموزش زبان بردارند. این باعث می‌شود کودک نتواند به یکی از زبان‌ها ـ که معمولا زبان مادری قربانی آن است ـ تسلط کافی داشته باشد. به عنوان والد یک کودک چند زبانه شما در مراحل مختلف با این چالش‌ها رو به رو می‌شوید اما همیشه راهکارهایی برای گذر از آنها وجود دارد. تاخیر در حرف زدن والدین معمولا تاخیر در زبان را با تاخیر در حرف زدن اشتباه می‌گیرند و این مساله برای آنها تبدیل به یک چالش بزرگ می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد چند زبانی منجر به تاخیر در حرف زدن نمی‌شود. با این حال ممکن است برخی کودکان در تسلط به واژه‌ها و گفتار سالم تاخیر داشته باشند. هرچند این مشکل همه کودکان دو یا چند زبانه نیست اما مساله‌ای کاملا طبیعی است. شاید در مقایسه کودک خود با کودکان یک زبانه این مساله باعث نگرانی‌تان شود و احساس کنید اشتباهی وجود دارد که فرزندتان به موقع شروع به حرف زدن نکرده است اما این نگرانی بی‌مورد است. فرزند دوزبانه شما دو برابر کودکان دیگر واژه بلد است و به همین دلیل او ممکن است برای کاربرد به موقع آنها نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. کودک دو زبانه ممکن است تا سه سالگی هم هیچ واژه‌ای را به زبان نیاورد اما ناگهان در سال بعد قادر است هر دو زبان را با تسلط و شیوایی حرف بزند. راهکارهای مناسب از هر فرصتی برای حرف زدن با فرزندتان استفاده کنید. حتی اگر او پاسخ شما را نمی‌دهد. با بازی و مکالمه‌های روزمره می‌توانید زبان مادری را به فرزندتان به درستی منتقل کنید. از کودک‌تان سوال بپرسید. پرسش راهی برای تشویق کودک به حرف زدن است.  به جای مونولوگ با  طرح سوال دیالوگ برقرار کنید. آواز بخوانید. هیچ وقت محیط کودک را از صدا خالی نکنید. تکرار بسیار موثر است بنابراین یک ترانه را بارها و بارها با بیانی رسا بخوانید. صبور باشید و به کودک برای حرف زدن فشار نیاورید. مخلوط زبانی کودکان دو زبانه معمولا جمله‌ای را در یک زبان شروع می‌کنند و در یک زبان دیگر تمام می‌کنند. این مساله بسیار رایج است چون زبان برای کودکان راهی برای ابراز خود است. اگر کودک در یک جمله از ترکیبات زبانی هر دو زبان استفاده می‌کند فقط به این دلیل است که می‌خواهد به راحت‌ترین روشی که می‌داند احساس و نیاز خود را بیان کند. او فقدان کلمه‌ها و ناتوانی در جمله بندی درست را از طریق زبان دیگر جبران می‌کند. کودکان دو زبانه این کار را ناخواسته انجام می‌دهند و از قضا این تائیدی بر هوش کودک شماست. راهکارهای مناسب کودک را اصلاح کنید. جمله‌ها را به روش درست برای کودک بیان کنید و از او بخواهید آن را تکرار کند. برای کودک کتاب بخوانید تا دایره واژگان کودک را بالا ببرید. به اشتباهات رایج کودک توجه کنید و روی آنها کار کنید ترجیح یک زبان بر دیگری برخی از کودکان دو یا چند زبانه ترجیح می‌دهند فقط از یک زبان برای حرف زدن استفاده کنند. این اتفاق معمولا برای زبانی می‌افتد که غلبه دارد و کودک بیشتر از آن استفاده می‌کند. کودکی که به مدرسه می‌رود و ساعت‌های طولانی به یک زبان درس می‌خواند، بازی می‌کند و با دوستانش ارتباط برقرار می‌کند ترجیح می‌دهد بیشتر از این زبان استفاده کند. این ممکن است برای زبان مادری کودک زنگ خطری باشد و رابطه کودک با والدین را تحت تاثیر قرار بدهد به ویژه اگر کودک از حرف زدن به زبان مادری خود امتناع کند. راهکارهای مناسب:  زبانی را که فرزندتان ترجیح می‌دهد به خوبی یاد بگیرید و از آن استفاده کنید. این به ارتباط شما با فرزندتان کمک می‌کند.  برای مهجور نماندن زبان مادری روابط خود را با افراد هم زبان گسترش بدهید. داشتن دوستان هم زبان بسیار کمک کننده است و شوق یادگیری به این زبان را افزایش می‌دهد. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری را شروع کنید. نوشتن و خواندن کودک را ترغیب به استفاده از زبان می‌کند. آموزش زبان مادری را جذاب کنید. از بازی یا ترانه‌های زبان خود استفاده کنید. چالش خواندن و نوشتن حرف زدن به یک یا چند زبان برای کودکان به راحتی اتفاق می‌افتد اما خواندن و نوشتن نیاز به تلاش بسیار بیشتری دارد. اگر کودک به مدرسه چند زبانه نرود یا در خانه خواندن و نوشتن را یاد نگیرد، فقط به یک زبان مسلط خواهد شد. این مساله بسیاری از کودکان چند زبانه است. آنها اگر چه می‌توانند دو یا چند زبان را بفهمند یا حرف بزنند اما تا زمانی که خواندن و نوشتن به آن زبان را یاد نگیرند تسلط آنها به آن زبان‌ها هم سطح نخواهد بود. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری مهم‌ترین وظیفه والدینی است که کودکی چند زبانه را پرورش می‌دهند. راهکارهای مناسب:  هر شب برای کودک به زبان خودتان کتاب بخوانید. حتی اگر چند صفحه از یک کتاب باشد.  در هفته اوقاتی را برای نوشتن کلمات به زبان خود تمرین کنید. از کارت‌های خواندن و نوشتن استفاده کنید. از یک معلم خصوصی زبان استفاده کنید. از مدرسه‌های دو زبانه استفاده کنید. از آموزش‌های آنلاین برای زبان کودک استفاده کنید.  .
چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ از کنجکاوی جنسی فرزندتان نترسید نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

برج پیزا/ کج اما ماندگار

هیچ میدانستید برج پیزا از روز اول کج بوده است؟ یعنی نه آب و هوا، نه زلزله، نه پی کنی های بی مورد هیچ کدام عامل اصلی کج بودن این برج معروف نیستند. شاید برای شما نیز جالب باشد بدانید کمی پس از شروع به ساخت ساختمان پیزا در سال 1173 مشکلاتی در قسمت پی به وجود آمد که روند پیشرفت کار را بسیار کند و در نهایت متوقف کرد. تا آنجا که پروژه احداث ساختمان تا 100 سال بعد از آن نیمه کاره رها شد. پس از آن مدیران و کارشناسان جدید  به سرعت دست به کار شدند و برج پیزا را بالا بردند. اما هرطبقه ای که به ساختمان اضافه می شد، علت توقفش را در قرنی پیش از خود عیان تر نشان می داد. برج پیزا به وضوح متمایل به ضلع جنوبی بود. بررسی های سالانه، از 1911 نشان می دهد این برج هر سال 1.2 میلیمتر بیشتر به سمت جنوب خم می شود. اگرچه این برج تنها سازه ی کج دنیا نیست اما بی تردید مشهورترینشان است. این برج با داشتن 85 متر طول و 14500 تن وزن، یادگاریست از دوره رنسانس در شهر پیزا در ایالت توسکانی، که ساختش 176 سال به طول انجامید. اما ماجرای پیزا پس از ساختش عجیب تر از چرایی احداث آن است. چراکه تصور کنید این سازه ی کج ازلی ابدی با سطح نا همواری که در قسمت پی داراست دو جنگ جهانی را از سر گذراند؛ خم شد اما فرو نریخت! همانطور که میدانید ایتالیا در طول جنگ جهانی دوم یکی از اصلی ترین کشورهای درگیر در ماجرا بوده است. اما تقدیر پیزا ماندگاری بود زیرا با آنکه آمریکا دستور فروپاشی و تخریب یکایک برج های ایتالیا را داده بود، این ساختمان به طرز شگفت آوری از خطر جدی در امان ماند. یکی دیگر از تهدیدات بسیار خطرناک که متوجه برج کج پیزا شد زمانی به وقوع پیوست که بنیتو موسیلینی دستور به ترمیم و عمودسازی آن را ابلاغ نمود. مهندسان نمونه  آن دوران راه چاره را بتون ریزی دانستند؛ غافل از آنکه زمین نشست خواهد کرد. همین ایراد کج بودن برج تبدیل به تفاوتش شد و آنرا تافته ای جدابافته ساخت. این برج سالانه میلیون ها میلیون توریست جذب خود می کند و برای کشورش درآمدی هنگفت رقم می زند. چه کسی فکر می کرد ساختمانی معیوب می تواند آنچنان مشهور شود که همیشه در صدر فهرست نقاط جذاب برای گردشگران جهان قرار گیرد؟ کشورش را در سال رکود اقتصادی نجات دهد و بانی هزاران قصه و روایت شود؟ سالانه برج ها و سازه هایی با طراحی های خاص، مدرن  یا کلاسیک ساخته می شوند. تمام تلاش خود را برای کسب مهم ترین شاخصه ی یک برج یعنی درازای بیشتر انجام می دهند. برج های شیک با مصالحی گران و بی شک بی نقص ارائه می دهند اما نمی توانند خود را به گردپای رقیب کج خود، برج پیزا برسانند. و پیزای کج همچنان برای سال های سال یکه تازی خواهد کرد.

لحظه های خوش را جاودانه کنیم

امروزه دوربینهای دیجیتال تقریبا در هر خانه ای پیدا میشوند. دوربین های دیجیتال چند صباحی است که جای دوربینهای قدیمی را در زندگی روزمره گرفته اند با این وجود اطلاعات عموم درباره کارایی این دوربینها و امکانات آن آنچنان زیاد نیست. در این مقاله چند نکته را که  میتواند بشما در خرید و استفاده از دوربین های دیجیتال کمک نماید با هم بررسی می نماییم. -          مهم ترین چیزی که در دوربین های دیجیتال باید به آن توجه داشت دقت بالای آن است. هر چه دقت دوربین دیجیتال بیشتر باشد کیفیت عکس گرفته شده آن هم بالاتر خواهد بود. -          دوربین هایی که دارای لنز نوری باشند از کیفیت بالایی برخوردار خواهند بود. -          هر چه اندازه مگا پیکسل دوربین بالاتر باشد کیفیت کیفیت عکسهای گرفته شده بیشتر خواهد بود. -          دوربین های ارزان قیمت اغلب فاقد لنز نوری هستند و کیفیت عکیهایی که با لنز نوری گرفته میشود را ندارند. -          ظرفیت کارت حافظه همراه یک دوربین دیجیتال خیلی اهمیت ندارد، میتوان متناسب با نیاز خود از کارتهای حافظه با ظرفیت بالا استفاده نمود. -          برای گرفتن تصاویر از فاصله نزدیک یا در مواردی که امکان تنظیم خودکار وجود ندارد استفاده از پتانسیل های ارائه شده بمنظور تنظیم دستی دوربین کمک مناسبی برای گرفتن تصویرهای شفاف است. در برخی از دوربینهای دیجیتال امکان استفاده از تنظیم دستی وجود ندارد. -          بسیاری از دوربینهای دیجیتان توانیی فیلمبرداری با همان کیفیت عکاسی هستند. -          در زمان انتخاب دوربین دیجیتال لازم است به امکانات ارائه شده بمنظور تنظیم دقت، حالت و سایر موارد دیگر توجه شود. -          وجود امکانات مناسب در خصوص مشاهده سریع تصاویر گرفته شده نیز از مزایای یک دوربین دیجیتال خوب  بشمار میرود. -          وجود دکمه های زیار روی دوربین علاوه بر اتلاف زمان، تنظیم و دسترسی به تصاویر گرفته شده را مشکل میسازد. -          دوربینهایی که دارای دیافراگمی جهت تنظیم میزان ورود نور هستند به مراتب مطلوب تر خواهند بود. -          برخی از دوربین های دیجیتال دارای نمایشگر LCD هستند. با استفاده از این نمایشگر میتوان تصاویر گرفته شده را بی درنگ مورد بازبینی قرار داد. -          در دوربینهای دیجیتال از یک یا چند نوع باتری استفاده میشود دقت کنید که باتری دوربین از دوام بالایی برخوردار باشد.
چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم کامپیوتری مانند مغز انسان 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

زنان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
شغل جدیدی برای زنان دختران آتش دختران تونل توحيد کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس بدون خونریزی اول شویم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند

همه ده کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. موسسه نظرسنجی "گالوپ" نظرسنجی امسال خود را درباره کشورهای خوشبخت جهان در واشینگتن منتشر کرد.  روز ۲۰ مارس (۲۹ اسفند) از سوی سازمان ملل متحد "روز جهانی خوشبختی" نام‌گذاری شده است. موسسه نظرسنجی "گالوپ" در تحقیقی نظر شهروندان ۱۴۳ کشور جهان را در ارتباط با تجربیات مثبت آنها و درجه خوشبختی‌شان جویا شده است. از هر کشور یک هزار نفر به سوالات مسئولان این موسسه تحقیقاتی پاسخ داده‌اند. این موسسه نظرسنجی همه‌ساله نتیجه تحقیقات‌اش را در این باره منتشر می‌کند. آخرین نتیجه تحقیقات گالوپ روز پنج‌شنبه (۲۸ اسفند / ۱۹ مارس) به وقت محلی در واشینگتن منتشر شد. سوال‌های این موسسه گوناگون‌اند و به این موضوع می‌پردازند که آیا افراد در روز قبل از نظرخواهی احساس آرامش و شادی کرده‌اند؟ آیا آنها کاری جالب انجام داده‌اند؟ آیا خندیده‌اند و مورد احترام دیگران قرار گرفته‌اند یا نه.خوشبخت‌ترین ده کشور دنیا در آمریکای جنوبی قرار دارندهر ۱۰ کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. برمبنای نتایج این تحقیق پاراگوئه از مجموع ۱۰۰ امتیاز موجود برای درجه خوشبختی، ۸۹ امیتاز به دست آورده و در این رابطه بالاترین مقام را به خود اختصاص داده است. پس از پاراگوئه کشورهای کلمبیا، گواتمالا و هندوراس قرار دارند که آنها نیز همه در آمریکای جنوبی ومرکزی واقع شده‌اند.موسسه نظرسنجی "گالوپ" بر این نظر است که رفاه مادی لزوما معیاری برای خوشبخت بودن نیست و تنها در کنار فاکتورهای دیگر می‌تواند بر خوشبخت بودن انسان‌ها موثر باشد. به طور نمونه کشور گواتمالا یکی از فقیرترین کشورهای جهان است، اما همین کشور سال‌هاست که در بالای جدول کشورهای خوشبخت جهان قرار دارد. آمریکای شمالی ۷۹ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است. در این کشور افراد با درآمد سالانه تا ۷۵ هزار دلار احساس خوشبختی در زندگی روزمره‌شان دارند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که درآمدی بیشتر از این مبلغ تاثیر قاطعی بر درجه خوشبختی ندارد.کشورهای اروپاییسوئیس ۸۰ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است و لوکزامبورگ و آلمان و اتریش به ترتیب ۷۸، ۷۷ و ۷۵ امتیاز کسب کرده‌اند. کشورهای یادشده را می‌توان کشورهای ثروتمند اروپا دانست.مقام کشورهای ثروتمند اروپا در حالی است که کشورهایی با بنیه مالی ضعیف‌تر در همین قاره پس از این کشورها قرار گرفته‌اند؛ مثلا پرتغال ۷۲ امتیاز، ایتالیا ۷۰ امتیاز و یونان ۶۷ امتیاز را در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده‌اند.مردم خاورمیانه و شمال آفریقا از خوشبختی دورند مردم کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا کمتر از مردم بقیه کشورهای جهان روز قبل از نظرسنجی احساسی مثبت داشته‌اند. این کشورها ۵۹ امتیاز گرفته‌اند. باید خاطر نشان کرد که از ۵ کشوری که بدترین تجربه‌ها را در رابطه با خوشبختی داشته‌اند، ۴ کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارند.در ته جدول کشورهای خوشبخت جهان اوکراین، صربستان و ترکیه با ۵۶، ۵۴ و ۵۴ امتیاز قرار دارند. در این کشورها احساس خوشبختی در شهروندان بسیار کم ارزیابی شده است.

مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم

شما که درگیر زندگی مشترک هستید به خوبی می دانید که زندگی شما اکنون بعنوان یک همسر بسیار متفاوت از زمان پیش از ازدواج است. زندگی زیر یک سقف جذاب است، اما بدون شک مشکلاتی نیز دارد که اگر حل نشده باقی بمانند می توانند  زندگی مشترک را تهدید کنند. در بسیاری از موارد هنگامی که مشکلی بوجود می آید اولین سوالی که هر یک از زوجین از خود می پرسند آن است که آیا واقعا لازم است آن را مطرح و در مورد آن صحبت کنم؟ پاسخ مثبت است. صحبت کردن در مورد مشکلات تا حد قابل ملاحظه ای به حل کردن آنها کمک می کند و از سوی دیگر پایداری رابطه را حفظ می کند. صحبت کردن در وهله اول به فرد کمک می کند مشکل درونی خود را بشناسد و بعد تنش را از او دور می کند و در نهایت با کاستن باری که فردتحمل می کرده به رفع مشکل می انجامد. اما چطور صحبت کنبم؟همیشه در پایان یک مشاجره یکی از طرفین برای صحبت کردن تمایل دارد اما مشکل اینجاست که در این شرایط فرد به درستی نمی داند چگونه باید حرف زد؟در زندگی مشترک بیش از آنچه تصور می کنید دچار تصمیمات لحظه ای می شوید، ممکن است درست بعد از یک روز عاشقانه احساس کنید به این زندگی تعلق ندارید، یا با دیدن بعضی برخوردهای همسرتان احساس کنید لازم است در مورد ازدواج تان تجدید نطر کنید، آنچه بدیهی است این است که در پایان هر بحث و مشاجره شما نیاز دارید دوباره با یکدیگر ارتباط بر قرار کنید، حتما می پرسید چگونه؟ برای رسیدن به پاسخ این مطلب را تا انتها بخوانید. کنترل بحران را در دست داشته باشیدبرای آنکه مشاجره وارد مرحله بحرانی نشود باید آن را متوقف کرد. اگر از ابتدا می دانید که جر و بحثی که در پیش دارید شما را به نتبجه دلخواه نمی رساند آن را آغاز نکنید و اگر اینکار را کردید در یک لحظه مناسب آن را تمام کنید. دقت کنید اینکار را بدون طعنه و کنایه انجام دهید. نگویید: باشه، اصلا تو درست می گی. بگویید: به نظر من این بحث ما را به جایی نمی برد و از آنجاییکه من در شرایط مناسبی نیستم ترجیح می دهم آن را بعدا ادامه بدهیم. آقایان لطفا در چنین شرایطی سعی کنند خونسرد باشند و عصبانیت خودشان را کنترل کنند. خانم ها هم وارد فاز جنگ سرد نشوند. شما باید بدانید بی محلی و قهر و رفتارهای سرد در این موارد چندان اثربخش نیست. هم نیمه پر، هم نیمه خالی را ببینیددرست است که در مشاجرات و بعد از آن تمایل ما به پیدا کردن مقصر و دیدن نقاط ضعف ازدواج مان است، اما اگر براستی خواهان کنترل مشکلات هستید، به خودتان کمی استراحت دهید و شروع کنید به یادآوری حسن های زندگی تان. همچنین با درنظر گرفتن مشکلاتی که روابط سرد زناشویی برایتان بوجود می آورد نیز می توانید در گرفتن تصمیم درست موفق تر باشید. به موفع آشتی کنیداگر شرایطی بوجود آمد که بعد از دعوا خواستید به رابطه برگردید اینکار را با دقت و به آهستگی انجام دهید. بازگشت های طوفانی به زودی به یک مشکل دیگر ختم می شود. اگر هنوز احساس مثبتی به هم ندارید مجبور نیستید پیشقدم شوید .به خودتان زمان بدهید و وقتی همسرتان را دوباره دوست داشتید و می توانستید او را برای روابط نزدیک بپذیرید برای آشتی اقدام کنید. مشکل اصلی را فراموش نکنیدبعد از آنکه آشتی کردید می توانید در یک جو آرام و قابل کنترل مشکل تان را دوباره مطرح کنید و سعی کنید دوباره در دام جر و بحث نیفتید در یک شرایط آرام  اشتباهات راحت تر پذیرفته می شوند. این بار مسایل را سخت نگیرید و حتی اگر هنوز کمی جانبدارانه به مساله نگاه می کنید این بار می توانید با شوخی یا گرفتن دست هم یا لبخند زدن فضا را تلطیف کنید. یکدیگر را ببخشیدهر انسانی احتیاج دارد که بخشیده شود اما این ویژگی در مردان جدی تر است و به شکل یک نیاز دیده می شود. اگر در پایان یک دعوای سخت به همسرتان بگویید تنها تو مقصر نبودی، بار بزرگی از دوش او برداشته اید. برای مردان پذیرفته شدن از سوی همسران شان یک نیاز بزرگ است. آنها از اینکه به چشم یک فرد غیرقابل اتکا و پر اشتباه به آنها نگاه شوند وحشت دارند. زنی که آنقدر ذکاوت دارد که همسرش را ببخشد هیچوقت عشق او را از دست نداده و البته بطور متقابل بخشیده می شود. هر کس مسوول گفته ها و رفتارهای خودش استاگر واقعا در صدد حل مشکلات زندگی تان هستید انگشت تان را از روی مشکلات هم بردارید این روش شما را به جایی نخواهد رسانید. شما باید بدون انکه رفتارهای بدتان را توجیه کنید یا علت آنرا به گردن دیگری بیندازید، تقصیر خود را بپذیریر و صمیمانه نشان دهید که قصد رفع آنها را دارید مشورت بگیرید در خیلی از موارد خود را در شرایطی می بینید که به تنهایی قادر به حل مشکلات تان نیستید. در چنین شرایطی به چه کسی باید رجوع کرد؟ دوستان و اقوام گزینه مناسبی نیستند. علاوه بر آنکه دید آنها کارشناسانه نیست چندان نمی توانند بیطرفانه نظر بدهند. در این شرایط شما به یک مشاور با تجربه احتیاج دارید. کسی که بدون رفتارهای جانبدارانه به شما کمک کند.
10 نکته جالب در مورد گربه های خانگی گفتی چی شده بود عزیزم؟ کتابی از عکس‌های ممنوعه اینستاگرام سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد چالش مانکن، بخوانید و بدانید

آداب و رسوم

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج
جشن رنگی هندوها توحش در قرن بيست و يكم ميلادي این ها که میخوانید واقعی است سپندارمزگان روز عشق پارسی عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر

فکر برداشتن وسايل سنگين را از سر بيرون کنيد، اتو و سشوار از وسايلي است که در بيشتر هتل‌هاي امروزي در اختيارتان قرار مي‌گيرد. اين وسايل سنگين و اضافي، بي‌خودي باعث خراب و چروک‌شدن لباس‌هاي‌تان مي‌شود. - اصولاً بهتر است طوري لباس‌ها را بچينيد که نيازي به اتوکردن پيدا نکنند. اغلب ما سه نوع لباس مختلف در سفر همراه داريم: لباس‌هاي رسمي، لباس‌هاي غيررسمي و راحت، لباس‌هاي ظريف‌تر و کوچک‌تر مثل جوراب و لباس زير. براي چيدن هرکدام از اين‌ها مي‌توانيد راه‌هاي زير را درنظر بگيريد. -لباس‌هاي رسمي را با چوب‌رختي در کاورهاي پلاستيکي خشک‌شويي بگذاريد. براي اين‌که اصطکاک و روي هم ساييده‌شدن لباس‌ها و درنتيجه چروک‌ آن‌ها کمتر شود، بهتر است در هر کاور فقط يک لباس قراردهيد. - کيسه‌هاي پلاستيکي زيپ‌کيپ، بهترين انتخاب براي دسته‌بندي وسايل است. مي‌توانيد کفش‌هاي کثيف، شامپو و وسايل بهداشتي و يا هر وسيله‌اي ديگري که امکان ريختن روي لباس‌ها و خراب کردن‌شان را دارد، در آن‌ها بگذاريد. - براي جا دادن لباس‌هاي راحت‌تر مثل شلوارهاي جين و بلوز و ژاکت و تي‌شرت‌ها دو تا راه وجود دارد: هم مي‌توان آن‌ها را تا کرد و هم لوله‌مي‌شوند! لوله‌کردن براي جين و تي‌شرت عالي است، جاي کمتري را در چمدان اشغال مي‌کنند و چروک هم نمي‌شوند. لباس‌هايي مثل ژاکت و بلوز را هم به‌شکل مربع تا کنيد. لوله کردن لباس: شلوارهاي جين را از وسط در راستاي طول تا کنيد، طوري که دو پاچه‌ي شلوار روي هم قرار بگيرند، حالا از کمر شلوار شروع به لوله‌کردن کنيد تا پايين. براي تي‌شرت‌ها، آن‌‌ها را روي يک سطح صاف، به‌رو، پهن کنيد، طوري که پشت لباس به سمت شما باشد. آستين‌ها را به عقب، به سمت خودتان، تا بزنيد. حالا يک مستطيل داريد، مستطيل را از طول يک تا بزنيد و بعد لوله‌کنيد. - بهتر است لباس‌هاي زيرتان را يک‌جا بگذاريد. کيسه‌‌هاي توريِ مخصوص لباس‌شويي قيمت مناسبي دارند و چون جنس‌شان نايلون است سبک هم هستند. از اين کيسه‌ها تهيه کنيد و تمام لباس‌هاي ظريف‌تان را به صورت يک‌جا در آن بچينيد. با اين روش يک تير ديگر هم به نشان مي‌زنيد، اگر چمدان‌تان بازرسي شود، تمام لباس‌هاي‌تان زير و رو و دست‌مالي نمي‌شود و تميز مي‌مانند. جوراب‌ها را هم جفت‌جفت درهم گلوله کنيد و در کفش‌ها بگذاريد، يا نگه داريد براي اين‌که شکاف‌ها و جاهاي خالي‌مانده‌ي چمدان را با آن‌ها پرکنيد. حالا تمام لباس‌ها مرتب و تاشده آماده‌ي چيدن در چمدان هستند. بايد طوري آنها را کنارهم در چمدان بگذاريد که مثل تکه‌هاي پازل به‌هم بچسبند و فضاي خالي براي تکان خوردن نداشته باشند. چمدان را ازپهلو روي زمين قرارداده و بازش کنيد.  اول کفش‌ ها را در کنار چمدان جا می‌دهیم. بعد لباس‌های لوله شده را به ترتیب، شلوارها و لباس‌ های ظریف‌تر روی کفشها‌ چیده می‌شوند. لباس‌هاي رسمي را که در کيسه گذاشته بوديد، وسط چمدان بچينيد. کيف لوازم آرايشي-بهداشتي‌تان را که احتمالاً سنگين‌ترين وسيله‌ي چمدان است، در جايي بگذاريد که وقتي چمدان به صورت ايستاده است، انتهاي آن قراربگيرد و به لباس‌هاي ديگر آسيب نرساند. لباس‌هاي لوله‌شده و تاشده را اطراف لباس‌هايي که وسط گذاشته‌ايد بچينيد. استفاده از نکات و راه‌کارهای پیشنهادی بالا در بستن چمدان‌های سفری به شما این امکان را می‌دهد که راحت، سبک و بدون اتلاف وقت سفر کنید.  
چند توصیه برای رفتینگ روستای دیدنی " کپ" چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله