1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به نظر می رسد همه حیوانات مذکر دنیای وحش از یک رفتار مشابه تبعیت می کنند. همه آنها در حین سکس، بسیار سریع کارشان را می کنند. در طبیعت خطر شکار شدن و مورد حمله مذکرهای دیگر قرار گرفتن به آنها اجازه نمی دهد که وقت تلف کنند. در ضمن سرعت بیشتر برای انتقال اسپرم مصادف با انتقال ژن و موفقیت بیشتر در تنازع بقا است.

مردان نیز تابعی از همین قانون طبیعی را به اجرا می گذارند وقتی دچار زودانزالی هستند. به عبارتی دیگر، زیست شناسی تکاملی بدن مردان را طوری برنامه ریزی کرده است که تخلیه جنسی سریع تر و تعداد دفعات سکس شان بیشتر داشته باشند تا کپی بیشتری از خود در طبیعت به جای بگذارند.

ولی فرق زیادی بین واقعیت طبیعی و حقیقت زندگی اجتماعی انسان وجود دارد. Mayo Clinic یکی از معتبرترین کلینیک های پزشکی جهان در سایت رسمی اش می نویسد انزال زودرس «طلسمی» است که یک سوم مردان را در چنگ خود دارد. مردانی که تشویش، نگرانی و افسردگی زندگی زناشوی شان را مختل کرده است.

بشر تنها موجودی است که یاد گرفته است ضرورتی برای سریع بودن در اتاق خواب امن و مطبوع وجود ندارد. مردان دیگر نیازی به این وسیله طبیعی و تکاملی برای هیجان و شوق سریع برای عمل جنسی ندارند. چون معمولا خطری مردان را تهدید نمی کند. این روزها، اتاق خواب ها برای طولانی تر و زیباتر و عاطفی تر شدن رابطه ها برپا می شوند.

به قول دکتر Brian Steixner رئیس انستیتیوی سلامت مردان: « اگر بشر اولیه توانای انزال سریع نمی داشت بقای نسل بشر ممکن نبود ولی چطور بتوانیم این ماجرای تکاملی را به این مردان نگران توضیح دهیم؟ » وقتی که می داند، زودانزالی بزرگترین و شایع ترین مشکل مردان است. مشکلی که در بسیاری از موارد، سرنوشت تلخی برای بیماران فراهم می کند بویژه اینکه داروی مشخص و صد درصدی برای آن وجود ندارد.

دکتر Claudia Ressel-Hodan متخصص رفتاردرمانی برای مردان و زوج ها که در فلوریدا مطب دارد معتقد است: « مردان باید ریشه نگرانی شان در حین رابطه جنسی را پیدا کنند. مردانی که از مشکل زودانزالی در رنج هستند باید قبل از هر چیز بتوانند به این درک برسند که چه توقع و تصوری از عمل جنسی وارد ضمیر روحی و هویت شان شده است؟»

او می افزاید: « خیلی از مردان و زوج ها به مطب من می آیند و همه فکر و ذکرشان و تعریف شان از سکس دخول است. آنها به تنها چیزی که فکر نمی کنند لذتی است که از همبستری می توانند برای عزیزشان تدارک ببینند»

وقتی که کل ماجرای همخوابگی محدود نشود به کارهای که آلت مرد قرار است انجام دهد به خودی خود بار سنگینی از تشویش و تعهد از روی دوش مرد برداشته می شود و از نگرانی اصلی می کاهد. این یک درک و روش اساسی برای بهبود زودانزالی است چون نگرانی، تشویش و ترس باعث و بانی زودانزالی در مردان است.

 

The Surprising Truth about Premature Ejaculation BY JOHN SCOTT LEWINSK

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بازی و اسباب بازی

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است، بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست بازی یکی از نیازهای پایه ای کودک و مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد. بازی کردن برای کودک به همان اندازه مهم است که تغذیه خوب ، محبت کردن کافی و حفاظت از کودک اهمیت دارد .بسیاری از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همچنین از خلال بازیهای کودک می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک  پی برد. بنابراین بسیار لازم است که والدین و مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند. بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد. وکودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب واجتماعی کافی بی‌بهره هستند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال " برخی  بازیها "  به او آموزش دهند. ما در کودکی های خود بزرگسالی مان را با بازی کردن  تمرین می کنیم اولین ویژگی بازی پرورش حواس است و بسیاری از اختلالات یادگیری در بزرگسالی ناشی از بازی نکردن کودک است . تفاوت بازی و کار «بازی» عبارت است از هر نوع فعالیتی که برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت می شود و هیچ نیروی خارجی و یا اجباری در آن دخیل نیست. «کار» عبارت از یک نوع فعالیت برای رسیدن به یک هدف است. شخص این فعالیت را انجام می دهد، نه تنها به خاطر آنکه از آن لذت می برد بلکه به خاطر آنکه خواهان نتیجه نهایی آن است. کار ممکن است به طور داوطلبانه یا غیر داوطلبانه باشد ولی هر نوع فعالیتی را که به جای لذت بردن صرف به سوی یک هدف هدایت شود، دیگر نمی توان بازی نامید. بازیها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب می شود، چون به فکر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند، بلکه هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است. به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند مسأله رقابت و برنده شدن از بازی برایشان لذت بیشتری ایجاد می کند. به همین خاطر این فعالیتها بیشتر کار محسوب می شوند تا بازی. مراحل بازی در جریان افزایش سن بازی به شکل مرحله ای توسعه می یابد ومتناسب با بزرگ شدن تغییر پیدا می کند و متکامل تر می شود .در سالهای اولیه کودکی، الگوی بازی کودکان نشانه تغییر رشدی آنهاست. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعدا با بازی موازی دنبال می شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند. آنها ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با یکدیگر به کار و بازی بپردازند. کودکان 3 تا 4 ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند، یعنی آنها با کودکان دیگر نیز بازی می کنند و می توانند وسایل خود را تا حد معینی به دیگران بدهند و با آنها شریک شوند ولی در عین حال نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند ونمی توانند  از گروه تبعیت کنند. از سن چهار و چهار و نیم سالگی تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیتهای گروهی که هدف مشترکی را دنبال می کنند به بازی گروهی می پردازند. بچه ها تا سه سالگی بازی با اشیاء را ترجیح می دهند ولی بعد از آن بازی با اشخاص را انتخاب می کنند .اگر چه اشیاء نیز در آن دوران برای آنها جاندار محسوب می شوند . تعداد فعالیت‌های بازی با افزایش سن بیشتر می‌شود. البته وجود امکانات و همبازی‌ها در این اصل مؤثر است. با افزایش سن ، بازی شکل اجتماعی پیدا می‌کند و کودک از شخص محوری بیرون می‌آید. تعداد همبازی‌ها با افزایش سن کمتر می‌شود. بازی روز به روز خاصیت جنسی پیدا می‌کند و کودکان خردسالی که بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه برایشان فرقی نمی‌کرد، با افزایش سن ، به بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های گروه جنسی خود متمایل می‌شوند که طبعا عامل فرهنگ جامعه در این تمایل بسیار مؤثر است. با بزرگ شدن، بازی کودک کمتر فعالیت بدنی دارد. تقریبا نزدیکی‌های بلوغ علاقه به بازی‌های فعال به حداقل می‌رسد و او بیشتر به بازی‌های سرگرمی و تفریحی علاقمند می‌شود، از قبیل گردآوری مجموعه‌های مختلف.

بدخلقی صبحگاهی کودکان

مادر ها هر روز صبح با لبخندی زیبا صبح به خیر خود را به کودک شان تقدیم می کنند اما آیا کودکان هم به همین شکل جواب می دهند؟ بعضی از روزها کودک از لحظه ای که چشمان خود را باز می کند شروع به غر زدن، گریه و کج خلقی می کند.
هیجان انگیز ترین سفر زندگی تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟ تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

تولد در قبیله آفریقایی

یک قبیله در آفریقا تاریخ تولدکودک را از زمانی که کودک متولد می شود حساب نمی کنند بلکه از روزی که کودک در ذهن مادر  شکل می گیردشمارش می کنند. به این طریق که  وقتی یک زن تصمیم می گیرد که صاحب فرزند شود، زیر یک درختی می نشیند تا آهنگ فرزندی را که می خواهد در آینده صاحب آن شود، بشنود. و زمانی که این آهنگ را شنید به مردی که قرار است پدر فرزند او شود، این آهنگ را می آموزد. و آنها در زمان آمیزش جنسی  آهنگ را می خوانند تا از این طریق فرزند خود را به این دنیا دعوت کنند. پس از آن وقتی مادر باردار می شود، آهنگ فرزندش را به ماماها و زنان مسن قبیله می آموزد، تا زمانی که کودک به دنیا آمد آنها این آهنگ را به عنوان خوش آمدگویی برای فرزندش بخوانند. زمانی که کودک بزرگ می شود به افراد قبیله این آهنگ آموزش داده می شود تا زمانی که کودک زمین می خورد یا به خودش صدمه ای وارد می کند کسی که دستش را می گیرد این آهنگ را برایش می خواند. یا ممکن است کودک در زندگیش کار خارق العادهای انجام  دهد و همچنین در مراسم بلوغ این آهنگ به عنوان احترام خوانده می شود. در قبیله آفریقایی برای یک مناسبت دیگر هم این آهنگ خوانده می شود و آن زمانی است که این فرد در طول زندگی خود، مرتکب جرم یا عمل اجتماعی نابجا بشود، افراد قبیله جمع می شوند و آهنگ را می خوانند. و خواندن این آهنگ در این زمان به معنای مجازات این فرد نیست بلکه به معنای اصلاح رفتار این فرد است. و این روال به همین شکل ادامه پیدا می کند. در زمان ازدواج زن و مرد هر دو آهنگ را می خوانند. و همچنین زمانی که کودک در بستر مرگ است آهنگ او برای آخرین بار خوانده می شود. شما ممکن است در قبیله آفریقایی که آواز خودتان را به شما می آموزند به دنیا نیامده باشید. اما این زندگی است که همیشه به شما می آموزد که چه آهنگی و چه زمانی برای شما نواخته می شود. و در پایان همۀ ما باید آهنگ خودمان را در زندگی پیدا کنیم تا از این طریق راه درست را در پیش بگیریم.

به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد

با مصوبه فرمانداری و دادستانی تبریز از حدود ۱۰ روز پیش (اواخر تیر ۱۳۹۳) سگ‌کشی در تبریز و استان آذربایجان شرقی متوقف شده و کشتارگاه سگ‌ها در تبریز تعطیل شده است. قرار است از این پس هر سگی که در شهر دیده شود، توسط اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» برای نگه‌داری به پناهگاه برده شود. ژیلا پورایرانی مدیر «پناه‌گاه حیوانات پردیس» با اعلام این خبر می‌گوید: «طبق مصوبه‌ی استانداری، به کل استان آذربایجان شرقی دستور داده شده که از این به بعد، دیگر سگ‌ها معدوم‌ نشوند. ما هم به عنوان هسته‌ی مرکزی نظارت خواهیم کرد، راهنمایی می‌کنیم، آموزش می‌دهیم و در همه‌ی شهرستان‌ها پناه‌گاه برای سگ‌ها ایجاد می‌شود، سگ‌ها عقیم و نگهداری می‌شوند.» خانم پورایرانی از حدود ۶ سال پیش در ایران در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت می‌کند. او می‌گوید وقتی برای اولین‌بار در مرکز معدوم کردن سگ‌ها وضعیت این حیوانات را دیده، تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیم گرفته پناهگاهی برای سگ‌های بی‌صاحب درست کند. او درباره وضعیت مرکزی که تا همین چندی پیش سگ‌ها را در آن معدوم می‌کردند، می‌گوید: «این‌جا متاسفانه سگ‌ها را معدوم می‌کنند و پیمانکارهایی که طرف قرارداد شهرداری بودند، معمولا کارشان را به شکل غیرانسانی انجام می‌دادند. زمانی که ما رفتیم محل را دیدیم، من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتیم پناه‌گاهی ایجاد کنیم که دست‌کم تا جایی که در توان داریم، جان این حیوانات را نجات بدهیم.» به گفته ژیلا پورایرانی در محل معدوم کردن سگ‌ها، آن‌ها را یک‌ هفته تا ۱۰ روز نگه می‌داشتند تا به تعداد قابل توجهی برسند. در این مدت هم به آن‌ها غذا نمی‌دادند و بسیاری از سگ‌ها از بی آبی و بی غذایی کشته می‌شدند. به گفته او قانونا آن‌ها باید سگ‌هایی که بیماری لاعلاج و قابل سرایت بین حیوان و انسان دارند را معدوم می‌کردند، ولی شرکت خدماتی که با شهرداری برای معدوم کردن سگ‌ها قرارداد داشت، هر سگی را که به آن‌جا برده می‌شد معدوم می‌کرد. سگ‌هاپس از ورود به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» مدتی قرنطینه می‌شوند. بلافاصله پس از ورود سگ‌ها به این پناه‌گاه، آن‌ها را شست‌وشو می‌دهند، انگل‌زدایی شده و واکسینه می‌شوند. در مرحله‌ بعد سگ‌هاعقیم‌ می‌شوند. اما آیا ایجاد پناهگاهی شبیه به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» و تعطیل کردن همه مراکز معدوم‌کردن سگ‌ها در دیگر شهرهای ایران هم‌چون تهران کاری شدنی است؟ ژیلا پورایرانی می‌گوید: «این کار کاملا شدنی است، اما نیاز به یک همت شبانه‌روزی دارد. من از بچه‌های تیم خودمان واقعا تشکر می‌کنم که خیلی با من همکاری کرده‌اند. هرکدام یک قسمت از کار را عهده‌دار شده‌اند. همه‌ همکاری کردند تا توانستیم این کار را انجام بدهیم.» «پناه‌گاه حیوانات پردیس» صفحه‌‌ای هم در فیس‌بوک دارد که به صورت مرتب اخبار و وضعیت سگ‌ها در آن منتشر می‌شود. حدود ۱۵ هزار نفر هم این صفحه را لایک کرده‌اند. از ژیلا پورایرانی که ادمین صفحه فیس‌بوک «پناه‌گاه حیوانات پردیس» نیز هست، از خبررسانی منظم درباره وضعیت سگ‌ها و پناه‌گاه می‌پرسم. او می‌گوید: «من معتقدم حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند. من عاشقانه به این زبان‌بسته‌ها خدمت می‌کنم و کارگر افتخاری پناه‌گاه هستم. از این نظر واقعا یک خلا خیلی بزرگی در جامعه‌ی ما وجود داشت. ادمین پیچ خود من هستم و سعی کردم هر اتفاقی را که می‌افتد، با زبان خیلی ساده و همان احساسی که در همان لحظه داشتم به حیوان‌دوستان و کسانی که از پیچ بازدید می‌کنند، انتقال دهم.» درحال حاضر اگر شهروندی در تبریز با شهرداری تماس بگیرد و خبر از سگی بدون صاحب در گوشه‌ای از شهر بدهد، اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» راهی آن مکان شده و سگ را زنده‌گیری کرده و به پناه‌گاه می‌آوردند. پناهگاهی که حالا حدود ۴۰۰ سگ در ان نگه‌داری می‌شوند.
ده توصیه زنانه برای تخت خوابی گرمتر چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟ تولد شش قلوها در سه دقیقه صاحبان گربه های خانگی روشنفکر تر هستند ایران سفید پوش

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست دختران آتش حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی 10 گام تا استخدام

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن

فرق این محصولات تنها در میزان غلظت عصاره روغنی سازنده بوهای مختلف است. بدیهی است هر قدر غلظت عصاره روغنی در یک بو بیشتر باشد، ماندگاری اش بیشتر خواهد بود. غلیظ ترین عصاره، عطر یا perfume نام دارد با غلظتی بین 40-15% خالصترین و ماندگارترین بوهاست و در عین حال گرانترین نوع عطر است. و بعد از آن به ترتیب، Eau de Perfume با غلظتی در حدود 15-7% رایج ترین نوع عطر است که ماندگاری مناسبی دارد و به گرانی عطر هم نیست. ادو توالت (Eau de Toilette) در حدود 6-1% غلظت داشته بوی ملایمی دارد که ماندگاری زیادی هم ندارد و برای تمدید بوی آن باید چندین بار در طول روز از آن استفاده شود. و آخر از همه ادوکلن (Eau de Cologne) است که در واقع همان ادو توالت (Eau de Toilette) است، بویی ملایم دارد و ماندگاری اش نیز همان اندازه است. در After Shave های مخصوص آقایان کمترین مقدار عصاره روغنی بکار می رود به همین دلیل دوام بویش از بقیه کم تر است. چرا بعضی از بوها نسبت به بقیه ماندگاری بیشتری دارند؟ اشخاصی که پوستی چرب دارند معمولا بوی عطرشان نسبت به افرادی که پوست خشک دارند، ماندگاری بیشتری دارد. زیرا پوست چرب به طور طبیعی مرطوب است و رطوبت باعث نگهداری و ماندگاری بوی عطر می شود. چه کنیم تا بوی عطرمان بیشتر بماند؟ همانطور که گفته شد ماندگاری بوی عطر بسته به خشک یا چرب بودن پوست،اش در افراد مختلف متفاوت است. در صورت امکان در طول روز، عطر خود را تجدید کنید. متخصصین تولید محصولات بهداشتی توصیه می کنند که عطر را به پشت گوش ها و گردن خود بزنید و مقدار کمی را هم بر روی پوست بدنتان استفاده کنید. با این کار بوی عطر شما پخش می شود و سریع از بین نمی رود. یک اسپری کوچک روی موها باعث می شود بوی عطر شما در تمام روز باقی بماند. عطر را چگونه استفاده می کنند؟ در کمال تعجب مشاهده می کنیم که بسیاری از خانمها نمی دانند که عطر را به کجای پوست خودشان بزنند. عطر باید به نقاطی که دارای نبض است زده بشود. در حقیقت, نقاط دارای نبض, نقاطی هستند که فاصله رگها از سطح پوست به کمترین حد خود می رسد و در همین نقاط, رگهای خونی حرارت بیشتری از خودشان می دهند که به صورت یک پمپ کوچک عطر عمل می کند و بوی عطر نیز بهتر متصاعد می شود. نقاط دارای نبض عبارت است از : مچ دست, پشت گوش, پشت زانوی پا و پشت آرنج دست قسمت پائین گلو . در ضمن برای اینکه بوی عطر دوام بیشتری داشته باشد, روی مچ های پا نیز زده می شود که جریان متصاعد شدن عطر را از پائین به بالا امکان پذیر می سازد.

یک میلیارد جفت آل استار

کفش کتانی "آل‌استار" در همه دنیا شناخته شده است و کمتر کسی است که اصل یا کپی آن را نپوشیده باشد. اولین کفش کتانی در سال ۱۸۶۰ تولید شد و از سال ۱۸۹۲ یکی از بخش‌های کارخانه آمریکایی "United States Rubber Company" تولید آن را با نام‌های گوناگون آغاز کرد.مارکز کونورز " Marquis Converse" کارخانه "Converse Rubber Shoe Company" را در سال ۱۹۰۸ تاسیس کرد که در آغاز تولید آن فقط کفش‌های زمستانی بود و بعدا به تولید کفش‌های ورزشی (بسکتبال، کشتی، تنیس، ماهیگیری و غیره) نیز روی آورد.اولین کفش بسکتبال مارک "آل استار" با رنگ مشکی در سال ۱۹۱۷ تولید و روانه بازار شد. ورزش بسکتبال که تازه در سال ۱۸۹۱ ابداع شده بود از امکانات خاصی برخوردار نبود و تا آن زمان ورزشکاران در سالن‌های رقص که دارای کف‌پوش چوبی بودند با کفش‌های معمولی به تمرین می‌پرداختند.چاک تیلور "Chuck Taylor" که در کارخانه "Converse" کار می‌کرد و خودش بسکتبالیست بود از سال ۱۹۲۱ شروع به تبلیغ برای استفاده از این کفش در بین بسکتبالیست‌ها کرد. بر روی کفش کتانی آل استار در سال ۱۹۲۳ یک برچسب گرد چسبانده شد و این کفش از آن سال با نام "Converse All Star Chuck Taylor" شهرت یافته است. شهرت واقعی کفش کتانی آل استار زمانی آغاز شد که به کفش رسمی تیم ملی بسکتبال آمریکا تبدیل شد. بسکتبال برای نخستین بار در سال ۱۹۳۶ به المپیک راه یافت و تیم ملی آمریکا در فینال این رقابت‌ها در برلین در مقابل کانادا به پیروزی رسید و مدال طلا را تصاحب کرد.بزودی مدل "ساق‌کوتاه" کفش کتانی آل استار هم روانه بازار شد و در جنگ جهانی دوم از این کفش نیز هنگام آموزش بدنی سربازان استفاده شدتا ۷۵ سالگی تولید آل‌استار در سال ۱۹۹۲ بیش از نیم میلیارد جفت کفش به فروش رفته بود که بخش اعظم آن در بازارهای خارج از آمریکا بود. فروش کفش آل‌استار در سال ۲۰۰۸ از مرز یک میلیارد جفت عبور کرد که بدین‌ترتیب موفق‌ترین مدل کفش در تاریخ است. ورود تولیدکنندگان چینی و رقبایی چون پوما، آدیداس، نایکی و ریبوک عرصه بازار بر آل‌استار تنگ شد تا این‌که در نهایت این شرکت در سال ۲۰۰۱ اعلام ورشکستگی کرد، همه کارخانه‌های آن در آمریکا بسته شدند. خبر عدم ادامه تولید کفش آل‌استار باعث تشکیل صف‌های طولانی جوانان در مقابل مغازه‌ها شد.در سال ۲۰۰۳ شرکت نایکی که زمانی رقیب آل‌استار بود، این مارک را به قیمت ۳۰۵ میلیون دلار خریداری و تولید آن را از سر گرفت.کپی غیر مجاز از کفش کتانی آل‌استار همواره یکی از مشکلات این کارخانه بوده است. در حال حاضر ۳۱ پرونده شکایت از سایر تولید کنندگان در جریان است که ۴ تولید کننده چینی و تولیدکنندگانی از استرالیا، کانادا، ایتالیا و ژاپن نیز در بین آن‌ها دیده می‌شوند. در سال‌های اخیر آل‌استار با طرح‌ها و رنگ‌های جدید دوباره به خیابان‌ها بازگشته است. این‌بار اما دیگر تنها بر پای جوانان نیست که دیده می‌شود. آل استار اکنون از مرز سنی خاص عبور کرده و بر پای پدران و مادران به همراه فرزندانشان نیز دیده می‌شود. آل‌استار را حالا می‌توان بر پای کسانیکه بالای ۴۰ سال سن دارند نیز دید. این کفش اکنون نمادهای گوناگونی را با خود حمل می‌کند. نمادهای مثل: "ورزشکاری"، "جوانی"، "خاکی بودن"، "تحرک"، "راحتی" و موارد دیگر.
چهارگانه ارتقاء زندگی ۶ دلیل یک زن برای ترک رابطه تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب زیباترین سن بانوان کدام است؟ جادوی رنگ ها

آداب و رسوم

40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی

شب چله آخرین روز آذرماه و بلندترین شب سال است و نیاکان ما ۴۰ روز بعد از این شب را چله بزرگ می‌نامیدند. به دنبال چله بزرگ، چله کوچک شروع می‌شد که مدت آن ۲۰ روز

از اینجا تا به شیراز

ماه رمضان در هر شهر و استانی آداب خاصی دارد. امروز می خواهیم در مورد مردم خونگرم ومهربان شیراز و آداب و رسوم آنها در این ماه مبارک آشنا شویم.
بیست و هشتم صفر ما، ارامنه و کریسمس اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج عید فطر در میان کشور های اسلامی

سفر و تفریح

سیزده به در، جشن زیبای طبیعت

جشن های  نوروز با جشن چهارشنبه سوری شروع می شود و آخرین جشن از نوروز، جشن سیزده به در است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. از آنجایی که این روز سیزدهم فروردین است، برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. به همین دلیل مردم به دامان طبیعت رفته و بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک‌ پزی‌های عمومی، بادبادک‌ پرانی، سوارکاری، نمایش‌های شاد، به تفریح، بازی و سرگرمی مشغول می شوند. آنچه جالب است در مورد نحسی بدانید، در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس وشوم شمرده نشده، بلکه چنان چه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی نیزتیر روز نام دارد. در این روز سفره های هفت سین برچیده می شود و مردم با برداشتن سبزه هایشان به باغ و صحرا می روند. از رسوم این روز، خوردن کاهو با سکنجه بین یاد می شود. برخی از مردن نیز آش درست کرده و آش را بیرون از منزل می خورند و در بعضی از نقاط ایران نیز، آش را بر روی اجاق های هیزمی درست کرده و میل می کنند. از آنجایی که فصل باقالا نیز فرا رسیده، برخی از مردم باقالی پولو درست می کنند و یا باقالی با سرکه می خورند. از دیگر آیین های این روز، سبزه گره زدن در بین جوانان انجامی می پذیرد. در اسطوره ها امده بوده که حوا و آدم در این روز با گره زدن دو شاخه ی مورد، برای نخستین بار در جهان پایه‌ پیوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده فروردین با گواه گرفتن نهاد طبیعت آرزوی پیوندی خوب می كنند. یکی از رسومی که ایرانیان با فرهنگ دیگر کشور ها داشته، این است که هر چهار سال یک بار سیزده به در با اول آوریل مصادف می شود. آمریكایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی كردن با آنان استفاده می كنند. بریتانیایی ها می گویند كه بدشانسی نصیب كسی خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل كسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به این گونه شوخی ها آمادگی پیدا كرده اند. در همین روز مردم پرتغال بر روی یکدیگر ارد می پاشند. اما در بین مردم ایران زمین دروغ سیزده معروف است که در این روز مردم دروغی بسیار بزرگ می گویند و به طوری جدی این را بیان می کنند که همه اطرافیان ان را باور می کنند. شخصی که دروغی را ساخته حقیقت را تا غروب سیزده نمی گوید و بعد از غروب به همگان می گوید که آن دروغ سیزده بوده است. در این روز مردم سبزه های خود را به آب روان می سپارند و بعد به خانه هایشان باز می گردند و این ترتیب تعطیلات نوروزی نیز پایان می پذیرد.

گراوان، رنگین كمان املاح معدنی

وقتی به من گفتند می خواهیم برویم چشمه ای را ببینیم كه آبش پس از جوشیدن از زمین سنگ می شود، باور نكردم تا اینكه با چشم خودم دیدم.
ایران زیبای ما (قسمت دوم) ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس مرگ هامون روستای دیدنی " کپ" چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟