1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آیا شما می توانید به یک ازدواج موفق اشاره کنید؟ عموما همان ازدواج هایی که به نظر ما نمونه زندگی موفق و بی عیب و نقص هستند به طلاق رسمی یا طلاق عاطفی منجر می شوند.

چندی پیش ازدواج زوجی از آشنایان که بنظر همه زوج کامل و پر تفاهمی بودند به ناگاه بعد از 17 سال با طلاق پایان گرفت . این دو نفر همکار بودند و در علائق شان اشتراکات زیادی داشتند. بنابراین من حدس می زنم هیچکس به اندازه خودشان دو نفر از این جدایی غافلگیر نشد.

بسیاری از افراد، پس از طلاق وقتی زندگی مشترکشان را مرور می کنند، متوجه می شوند که در تمام مدت، ازدواج شان را با معیارهای نادرستی  قضاوت کرده اند. دریک بررسی معروف، محققان از متخصصان و مشاوران خواستند یک نوار ویدیویی از 10 زوج را تماشا کنند و حدس بزنند کدامیک از این زوج ها از هم جدا می شوند. جالب است بدانید حتی متخصصان مشاوره ازدواج هم در نیمی از موارد نتوانستند حدس درستی بزنند. خوشبختانه دانشمندان راهنماهای ساده اما موثری را شناسایی کرده اند که به شما کمک می کند عمر رابطه تان و دوام آن را تخمین بزنید و اگر لازم است در آن اصلاحاتی ایجاد کنید.

برای مثال یک زوج را در نظر بگیرید که در اولین قرارشان به یک پیاده روی رفته اند. این دو بعدها ازدواج می کنند و سالها بعد زن داستان پیاده روی را اینگونه بیان می کند: " اون روز ما بطرز احمقانه ای گم شدیم و نمی تونستیم راه برگشت رو پیدا کنیم. ولی کلی به حس جهت یابی افتضاح خودمون خندیدیم. بعد از اون دیگه هیچوقت برنامه پیاده روی برای تعطیلاتمون ترتیب ندادیم."

زن دیگری ممکن است همین ماجرا را طور دیگری بیان کند: " اون نقشه رو جا گذاشته بود،این بود که گم شدیم و ساعتها طول کشید تا بالاخره تونستیم راهو پیدا کنیم. بعد از اون دیگه هیچوقت دلم نخواست باهاش به پیاده روی برم."

بدیهی است کدام ازدواج بیشتر شانس دوام دارد. کسی که مثبت نگاه می کند و می تواند به مشکلات بخندد راه های حفظ ازدواج را نیز پیدا می کند.

بررسی ها نشان می دهد که آنچه گفته می شود، نسبت به طرز بیان در درجه پایین تری قرار دارد. با مرورمکالمات روزمره تان به راحتی می توانید موفقیت یا شکست ازدواج تان را تا 90% پیشگویی کنید. برای برآورد رابطه تان، این سوالات را از خودتان بپرسید:

آیا شما از جر و بحث پرهیز می کنید؟
بررسی ها  می گویند این اشتباه است که روابط را با تعداد دفعات جرو بحث ها خصوصا در اوایل آن قضاوت کنیم. خیلی زوج های تازه ازدواج کرده فکر می کنند خوش شانس هستند که به ندرت با همسرشان بحث و جدل می کنند. یک تحقیق که در دانشگاه واشنگتن بر روی تازه عروس و داماد ها انجام شده، این باور را رد می کند. این بررسی نشان می دهد در ابتدای ازدواج، زوج هایی که نسبتا کمتر با هم دعوا می کردند از زوج های دعوایی خوشحال تر و خوشبخت تر بودند. اما وقتی همین زوج ها سه سال بعد از ازدواج مورد بررسی مجدد قرار گرفتند، معلوم شد آنها که در اول ازدواج شان بیشتر الم شنگه به پا می کردند زندگی با ثبات تری دارند. اما زوج هایی که به جرو بحث های کم شان افتخار می کردند یا مشکلات زیادی داشتند یا قبلا از هم جدا شده بودند. البته خشونت و بی احترامی هرگز مورد تایید نیست، اما مشاجرات گاه  و بیگاه برایتان مفید است.

آیا شما چشم غره می روید؟
این ژست به ظاهر بی ضرر یک نشانه واضح از ناسازگاری در ازدواج است. محققان رفتار شناسی دانشگاه واشنگتن دریافته اند که چشم غره حتی زمانی که با خنده یا لبخند همراه است، مقداری حس تحقیر نسبت به رابطه را بهمراه دارد که فضای رابطه را مسموم می کند. بنظر این پژوهشگران این نوع رفتار طعنه آمیز بیان کننده هیچ اعتراض مشخصی نیست و همین است که کار را برای طرف مقابل دشوار می سازد. اولین قدم مشخص برای حل این مساله آن است که این رفتار متوقف شود و قدم بعدی کشف دلایلی است که پشت این رفتارها وجود دارد.

آیا شما از زیر بار تصمیم گیری ها شانه خالی می کنید یا تسلیم نظر همسرتان هستید؟
همیشه یکی از زوجین  تسلیم برنامه دیگری برای برنامه های آخر هفته می شود و طبیعتا تصمیم هایی درباره اینکه آخر هفته باید کجا و با چه کسانی رفت را یک نفر می گیرد. اکثر این زوج ها بعد ها متوجه می شوند که زندگی اجتماعی شان بعنوان یک زوج علائق واقعی و شخصی آنها را منعکس نمی کند. این یک چراغ قرمز برای رابطه های این چنین است. محققان دانشگاه دنور با این عقیده موافقند و می گویند این که کنترل ازدواج و تصمیم گیریها را یکی از زوجین انجام دهد برای ازدواج بسیار خطرناک است.

آیا شما نیز در زندگی مشتر تان با چنین مشکلاتی مواجه هستید؟ راهکار شخصی شما برای بهبود بخشیدن به زندگی تان چیست؟

دیدگاه‌ها  

+1 # ALALEH 1390-06-20 18:23
Vaaaaaaaaaay hamin jori az ezdevaj metarsim en mataleb dige vasvastaram ham kard dige be ke etemad konim mamnoon az etelaate khobeton ke monjar mishe ba deghate bishtari tasmim begirim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهرزاد 1390-06-20 18:40
من ازدواج نکردم ولی در روابط دوستی این نکات واقعا جواب می ده چه برسد به ازدواج./مثلا من تجربه چشم غره رو داشتم. من با کسیدوست بودم که همیشه از چیزی ناراضی بود و من نمی فهمیدم چشه. همیشه یا پوزخند می زد یا چش غره می رفت. از بس اینکار و کرد من احساس کردم با من مشکل داره و کم کم از رابطه زده شدم.ولی اون همیشه می گفت هیچ مشکلی نداره. آخرشم نفهمیدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # بهداد 1390-06-20 18:55
لادیز مهربون تغییر تو عکس نشون میده که اونا دارن عمر ازدواجشون رو تخمین میزنن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # F2 1390-06-20 20:19
چرا به لیدیز میگید لادیز؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-20 20:42
f2 etefagahn manam hamin soal vasam pish oomade bood vaghan chera?????????????????
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 03:16
اخه اگه منظورشون خانوما باشه که باید بنویسن ladies نه ladieez
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # F2 1390-06-21 10:43
منظور از اسم سایت همون لیدیز هست
فکر کنم بخاطر قوانین سرور ها اسم این جوری نوشته شده
ولی من که میخونم لیدیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-21 12:32
منم ميخونم ليديز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 19:22
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لیرا 1390-06-30 21:08
با این مطلب اصصصصصصصلا موافق نیستم
پس جای خدا و دین و احادیث کجاست اگر این ها معیار تخمین طول عمر زندگی مشترک باشه ...؟؟؟؟؟؟
اگر کسی واااقعا خدا رو داشته باشه و ازش کمک بخواد
شرایط بدتر از این هم نمی تونه زندگی ش رو خراب کنه
چون همیشه خدا راه کسب آرامش و بهش نشون میده
و دست هر دوشون رو میگیره

پس لیدیز عزیز
خواهشا جوانب بیشتری رو در نظر بگیر

موفق باشین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد

پژوهشی جدید در بریتانیا نشان می‌دهد که نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، در بزرگسالی بیشتر شانس صعود اجتماعی دارند. شیر مادر بر سلول‌های مغز تاثیر مثبت می‌گذارد و هوش را افزایش می‌دهد. بنابر نتایج پژوهشی در بریتانیا، پیشرفت اجتماعی نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، به میزان ۲۵ درصد افزایش می‌یابد. به گفته دانشمندان، این تحقیق فواید سالم شیر مادر را از این لحاظ گسترش می‌دهد که نشان می‌دهد، شیر مادر مزایای مثبت اجتماعی درازمدت نیز دارد. کمک به رشد سلول‌های مغز پژوهشگران بریتانیایی حدود ۱۷ هزار نفر را که متولد سال ۱۹۵۸ و ۱۶ هزار نفر متولد سال ۱۹۷۰ مورد بررسی قرار دادند. آنها برای بررسی میزان پیشرفت این افراد، وضعیت اجتماعی آنها را در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی و ۳۳ تا ۳۴ سالگی را تحلیل کردند. مصرف شیر مادر و نشانه‌های استرس کمتر بر اساس این تحقیق، مصرف شیر مادر به رشد سلول‌های مغزی کمک می‌کند و هوش را افزایش می‌دهد. افزون بر این، این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کودکانی که شیر مادر خورده‌اند، دارای نشانه‌های بیشتری از استرس هستند. به گفته دانشمندان، یکی از دلایل این امر، چربی‌های اشباع نشده هستند که برای ساخت سلول‌های مغز به ‌کار می‌روند. یکی دیگر از نکات مثبت مصرف شیر مادر، تماس مستقیم با پوست مادر است.

هیجان انگیز ترین سفر زندگی

زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند همه پدرها و مادرها داستان هایی از اینکه چطور بچه دار شدند را دارند و متاسفانه در این میان قصه ها و افسانه های غیر واقعی هم کم نیستند. امروزه ما در مورد مسائل جنسی و بارداری که زمانی بسیار شخصی و خصوصی به حساب می آمدند، به راحتی و به صورت آشکار صحبت می کنیم. زوج هایی که مشکل بارداری دارند، هر روز با اطلاعات آگاه کننده گرفته تا اطلاعات مبهم و کاملا" اشتباه و گیج کننده، بمباران می شوند. آمار نشان می دهد: روی هم رفته، نرخ بارداری تنها چیزی بین 15 تا 20 % در هر سیکل می باشد و تقریبا" از هر هشت بارداری تشخیص داده شده، یک مورد منجر به سقط جنین می شود. حدود 70 درصد  از زوج هایی که ثابت شده از نظر باروری مشکلی ندارند، پس از شش ماه تلاش، 85 الی 90 درصد پس از دوازده ماه و 95 درصد آنها پس از دو سال تلاش باردار می شوند. همه می دانند که خانم ها با بالا رفتن سن، شانس کمتری برای بارداری و به همین میزان شانس بیشتری در سقط جنین دارند. (به دلیل وجود ناهنجاری های کروموزمی خاص جنین) بنابراین، "نرخ موفقیت " - حتی برای زوج هایی که مشکلی از نظر باروری ندارند – خیلی هم بالا نیست. علی رغم اینکه بسیاری از زنان جوان از بارداری های غیربرنامه ریزی شده می ترسند، حاملگی به همین آسانی هم رخ نمی دهد. در مورد ناباروری، حدود 35 تا 40 درصد از علل ممکن مربوط به مردان بوده و 35 تا 40 درصد دیگر مربوط به زنان است. 20 تا 35 درصد موارد باقی مانده  یا توضیحی نداشته و یا بدلیل ترکیبی از عوامل زنانه و مردانه است. پس اگرچه بسیاری از خانم ها خودشان را مقصر در باردار نشدن می دانند، اما ناباروری یک مشکل اغلب زنانه نیست و هر دوی زن ومرد به طور مساوی " مسئول " هستند. نسبت دادن مسئولیت ناباروری به یک شخص یا یک عامل خاص مثل تعداد اسپرم ها، هیچ فایده ای به حال زن و شوهر ندارد، نه برای حل مشکل ناباروری و نه برای حل مشکل روابط زوجین. نتیجه چنین برخوردی، احساس گناه و مسؤلیت و نیز خشم و رنجش برای همسر خواهد بود. در هنگام صحبت از ناباروری خیلی بهتر است که از عبارت "مربوط می شود به"  به جای  "بدلیل"  یا    " در نتیجه ی " عوامل خاص استفاده کنیم.  در موارد بسیاری ممکن است عوامل مختلفی در این موضوع نقش داشته باشند. اگرچه ممکن است معاینات تنها یک عامل را تشخیص داده باشند، اما معلوم نیست که این عامل  تنها علت ناباروری است یا اینکه تنها یک علت از میان علل مختلف موجود است. زوج هایی که برای مدت بیش از 12 ماه به منظور باروری تلاش می کنند، بهتر است با پزشک عمومی خود برای انجام معاینات و چک آپ های معمول مشورت کنند چرا که گاهی یک مسئله نسبتا" ساده و قابل درمان مثل عملکرد غیر عادی تیروئید تشخیص داده شده و شانس بارداری را می افزاید. زنان با سنین بالاتر باید زودتر اقدام به اینگونه معاینات کنند به این دلیل که می توان گفت، سن مادر شدن تنها دلیلی است که به احتمال زیاد عامل تعیین کننده موفقیت نهائی تلاش های زوجین برای باروری است. زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند. آنها باید تا حد امکان از نظر احساسی و عملی پشتیبان یکدیگر باشند به خصوص که مسیر پر از چالش و وقت گیر ملاقات های پزشکی، تست های دردناک و طاقت فرسا و حتی درمان IVF را باید بپیمایند. کل فرایند می تواند از نظر احساسی، فیزیکی و مالی فرساینده باشد و فشار زیادی حتی بر استوارترین روابط وارد آورد. زوج ها باید به یاد داشته باشند که از تلاش برای بارداری لذت ببرند نه اینکه به آن به حدی جنبه پزشکی دهند که تبدیل به یک وظیفه ناخوشایند شود. اغلب زوج ها چه با امدادهای پزشکی و چه بدون آن، بچه دار خواهند شد. ما باید خوشحال باشیم که در عصری زندگی می کنیم که پیشرفت های پزشکی به اکثر زوج ها در صورت تمایل شانس بچه دار شدن را می بخشد.
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) کودکان تکنولوژی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

نیک سانتوناستکو، معلولی بی مانع

نیک سانتوناستکو، بدون پا و یک دست به دنیا آمد و از لحظه تولد به سندرم هیپوژنز اورومانیبولارمبتلا بود. یعنی مفصل دهانی فک او شکل نیافته بود.

هوش مصنوعی آینده بشریت را تهدید می کند

بیچاره آدم‌ها! اگر حرف دانشمندان و مهندسان و هنرمندان نگرانی که روز به روز هم بیشتر می‌شوند درست باشد، کار آدم‌ها تمام است. حتی پروفسور استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان سرشناس بریتانیایی، هم به جمع هشداردهندگان پیوسته. می‌گوید اگر بشر وسیله‌ای بسازد، یا نرم‌افزاری بنویسد، که واقعا هوشمند باشد، معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد. نگران است آن روز آغاز پایان کار آدمیزاد باشد. یکی دو ماه پیش الون ماسک، رئیس شرکت تسلا، هم حرف‌های مشابهی زده بود. گفته بود هوش مصنوعی افسارگسیخته "بزرگ‌ترین تهدید" برای موجودیت بشر است. گفته بود نگران است عاقبت همه‌ ما له شدن زیر پاشنه موجوداتی حساب‌گر و بی‌عاطفه باشد، موجوداتی با هوش مصنوعی. یک مورد دیگر پروفسور نیک بوستروم، استاد دانشگاه آکسفورد، است. او هم گفته ممکن است در عرض یک قرن موجوداتی با هوش مصنوعی دنیای‌ ما را به آخر برسانند. یا نمونه دیگر، ری کورزوایل، مدیر مهندسی گوگل است. او هم نگران هوش مصنوعی است، هرچند به دلایلی پیچیده‌تر. او می‌گوید: "نوشتن الگوریتمی به‌عنوان الگوی اخلاقی که آن‌قدر محکم باشد که نرم‌افزارهای فوق-هوشمند را مقید و مهار کند، کار آسانی نیست." این دغدغه در سال‌های اخیر دست‌مایه فیلم‌های بسیاری هم بوده. فیلم‌هایی مثل ترمیناتور، ماتریکس، یا بلید رانر که در همه‌ آنها انسان ضعیف در برابر دشمنی هولناک با هوش مصنوعی قرار می‌گیرد. از نمونه‌های جدیدتر می‌توان فیلم "او" اثر اسپایک جونز را نام برد، که رابطه عاشقانه انسان و سیستم عامل را به تصویر می‌کشد. یا اثر در دست تهیه الکس گارلند به نام "اکس ماشینا"، که به وجه انسانی یک ربات یا آندروید می‌پردازد. یا فیلم جدید از سری "انتقام‌جویان"، که در آن قهرمانان داستان با "اولتران" می‌جنگند – موجودی با هوش مصنوعی فوق‌العاده که می‌خواهد بشر را نابود کند و حتما این کار را می‌کرد اگر قهرمان‌هایی مثل "تور"، "مرد آهنی" و دیگران نبودند. حتی در عالم واقع، همین امروز هم نشانه‌هایی می‌توان دید که هوش انسان در برابر کامپیوتری که همه توانش را روی یک مسئله مشخص می گذارد، چقدر حقیر است. برنامه‌های شطرنج کامپیوتری از بهترین شطرنج‌بازان جهان که بگذریم بقیه انسان‌ها را به سادگی می‌برند. حتی یک وسیله ابتدایی مثل موبایلی که در جیب‌تان است محاسبات پیچیده‌ را در یک چشم‌بر هم‌زدن انجام می‌دهد. یک ابرکامپیوتر ساخت آی.بی.ام به نام "واتسون" با بهترین‌های یک مسابقه تلویزیونی آمریکایی به نام "خطر" بازی کرد و همه را برد. مثال‌هایی از این دست بسیارند. مثال‌هایی که کامپیوترها برای مسئله‌هایی در حوزه‌های مختلف راه‌حل‌های جدید و خلاقانه پیدا می‌کنند، راه‌حل‌هایی که هرگز به عقل ما آدم‌ها نرسیده بودند. شکی نیست که ماشین‌ها آرام‌آرام هوشمندتر می‌شوند و کارهایی که آدم‌ها در آن بهتر باشند روز به روز کمتر می‌شود. آن‌طور که ماری شاناهان، استاد رباتیک ادراکی در امپریال کالج لندن، می‌گوید، کسانی که در زمینه هوش مصنوعی کار می‌کنند، هنوز به جایی نرسیده‌اند که بخواهند برای جلوگیری از لگام‌گسیختگی ساخته‌هایشان سیستم‌های امنیتی تعبیه کنند. او می‌گوید: "جامعه متخصصان هوش مصنوعی آن‌قدرها نگران نیست. به نظر می‌رسد مردم بیشتر نگرانند. شاید جای درست جایی وسط این دو باشد. در این لحظه قطعا جای نگرانی نیست. فکر نمی‌کنم در ۱۰-۲۰ سال آینده هم به هوش مصنوعی در سطح هوش انسان برسیم. با این حال شاید بد نباشد محققان حوزه هوش مصنوعی کم‌کم به مسائلی که استیون هاوکینگ و دیگران طرح کرده‌اند، فکر کنند." پروفسور شاناهان معتقد است بزرگ‌ترین مانع برای ساختن ماشین‌های حقیقتا هوشمند هنوز به‌ قوت خود باقی است – این‌که هوش ماشینی را چطور ایجاد کنیم. می‌گوید: "هنوز واقعا نمی‌دانیم بهترین راه چیست. طبیعت را کپی کنیم، یا همه‌چیز را از اول شروع کنیم." چارلز استراس، نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی، بر این باور است که در ذات سیستم‌های با هوش مصنوعی خطری نهفته، اما این خطر صرفا به خاطر این‌که ماشین از ما بهتر فکر می‌کند، یا ناگهان می‌فهمد می‌تواند به‌جای دستور گرفتن از انسان دنبال دل خودش برود، به حقیقت نمی‌پیوندد. آقای استراس می‌گوید: "هیچ‌کس ماشین هوشمندی که خودش هدفش را تعیین کند نمی‌خواهد، چون چنین ماشینی قاعدتا تصمیم می‌گیرد به جای این‌که کاری را که ما فکر می‌کنیم خوب است انجام دهد، مثل آدم‌ها با یک ظرف چیپس و کنترل تلویزیون در دست روی مبل ولو بشود." اگر به کارهایی که در حال حاضر در حوزه هوش مصنوعی انجام می‌شود نگاه کنیم، می‌بینیم بیشترش روی سیستم‌هایی متمرکز است که به‌طور مشخص آن خودآگاهی و اختیاری را که می‌تواند برای ما آدم‌ها مشکل‌آفرین شود، ندارند. آقای استراس معتقد است هوش مصنوعی – چه امروز، چه در آینده – می‌تواند خطرناک باشد. اما به‌خاطر آدم‌هایی که هدایتش می‌کنند. اومی‌گوید: "از نگاه من بزرگ‌ترین خطر هوش مصنوعی برای ما از ناحیه آن (موجود) خودآگاهی‌ست که اهدافش را تعیین می‌کند." این نویسنده داستان های علمی تخلیی اضافه می‌کند: "هواپیمای بی‌سرنشین آدم نمی‌کشد. آن آدمی که فرمان می‌دهد به نقطه فلان برو و فلان موشک را شلیک کن آدم می‌کشد. قصد و نیت آدم‌ها را باید به پرسش گرفت. همین حالا هم می‌شود گفت به دوران پسا-هوش مصنوعی قدم گذاشته‌ایم. با این حال هنوز نپذیرفته‌ایم که هوش مصنوعی در واقع جایگزینی برای خود ماست – ابزاری که تندتر و دقیق‌تر فکر می‌کند، اما نه ضرورتا خیرخواهانه‌تر."
زندگی روی سیاره سرخ چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟ بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ نصف وزن بشر شامل میکروب ها است عشق نوجوانی و پاپ جدید کلیسای کاتولیک

مطالب تصادفی

حرفه من

آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

ماریا شاراپووا با یکی از بزرگترین چالش‌های دوران ورزشی خود روبرو است؛ بازگشت به مسابقات تنیس پس از پانزده ماه محرومیت به علت استفاده از داروی غیر مجاز. اما موضوع فقط نمایش او در داخل زمین و ادامه دوران حرفه‌ایش نیست. سوال این است که آیا او که بیشتر درآمدش از بیرون زمین تنیس است، می‌تواند حامیان مالی (اسپانسر) بزرگ را جذب کند یا نه. تنیس باز ۳۰ ساله با استفاده از سهمیه آزاد در مسابقات تنیس اشتوتگارت شرکت می‌کند و اولین مسابقه‌اش روز چهارشنبه ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) برگزار می‌شود. با اینکه برخی تنیس بازان از این موضوع اظهار ناخشنودی کرده‌اند اما شاراپووا از حمایت فدراسیون جهانی تنیس زنان و همین طور هوادارانش برخوردار است. زمان برای بازگشت شاراپووا به میدان بهتر از این نمی‌توانست باشد، بزرگترین رقیب مالی او در دنیای تنیس، سرنا ویلیامز باردار است و چندین ماه از میادین تنیس دور خواهد بود. به تخمین نشریه فوربز، شاراپووا از ژوئن ۲۰۱۵ تا یک سال بعد ۱.۹ میلیون دلار از جوایز مسابقات تنیس درآمد داشته و از حامیان مالی خود بیست میلیون دلار، که از این نظر فقط سرنا ویلیامز با او قابل مقایسه است. شاراپووا قصد دارد از این هفته منبع اصلی درآمد خود را دوباره احیا کند. سایمون چدویک پروفسور تجارت ورزشی در دانشگاه سلفورد بریتانیا می‌گوید: در مدت محرومیت ارتباط شاراپووا با برخی حامیان مالیش پابرجا ماند... اما من مطمئنم به دلیل محرومیت، بندهایی به عنوان نوعی جریمه در قراردادهایش با اسپانسرها گنجانده شده است.\" خطر پس از اینکه شاراپووا در مارس ۲۰۱۶ پذیرفت آزمایش دوپینگش به علت استفاده از یک ماده ممنوعه مثبت شده، فدراسیون بین‌المللی تنیس او را برای دو سال محروم کرد، محرومیتی که پس از درخواست تجدیدنظر کاهش یافت. بر خلاف تایگر وودز، گلف باز معروف آمریکایی که ماجرای ارتباطش با زنان دیگر باعث شد اسپانسرهایش را به سرعت از دست بدهد، حامیان مالی شاراپووا صبر کردند ببینند اوضاع چگونه پیش می‌رود. پروفسور چدویک می‌گوید دلیلش این بود که \"آنها سرمایه‌گذاری مالی و تلاش زیادی برای این قراردادها کرده بودند. علاوه بر این، فسخ قرارداد ممکن است خطرناک باشد؛ امکان دارد شاراپووا با موفقیت به میادین تنیس بازگردد و اگر شما به عنوان حامی مالی قراردادتان را با او فسخ کرده باشید در را برای رقبایتان باز کرده‌اید. به قهرمانان نیاز است پروفسور چدویک می‌گوید مشاوران و تیم مدیریت شاراپووا که از نام او مراقبت می‌کند، خیلی سریع توانستند بر اوضاع مسلط شوند. او عقیده دارد اکنون درها برای بازگشت شاراپووا باز است، همانطور که از استیو سایمون رییس فدراسیون تنیس زنان نقل شده که گفته \'ورزش تنیس، طرفداران و مسابقات، همه و همه به او خوشامد خواهند گفت. به گفته پروفسور چدویک حتی پیش از اعلام خبر بارداری سرنا ویلیامز، تنیس زنان برای یافتن جانشین مناسب در صدر این ورزش با دشواری روبرو بود: \"تعداد استعدادهایی که بالاترین سطح کیفی را داشته باشند زیاد نیست. هیچ‌کس به نظر نمی‌رسد بتواند یک سلسله نتیجه خوب را پشت سرهم کسب کند. تنیس زنان به هرکمکی برای داشتن قهرمانان، نام‌های بزرگ و استعدادهای نخبه نیاز دارد تا توجه علاقمندان را به این ورزش جلب کند... غیبت شاراپووا در منظومه نام‌های تجاری، باعث افول تنیس زنان شده است.  

شغل جدیدی برای زنان

  این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. . به گزارش کاسب نیوز؛ هر از چند گاهی فردی با ابتکار جدیدی، شغلی نو را ایجاد کرده و بعد از مدتی شاهد آن هستیم که افراد دیگری نیز با پیروی از وی و مناسب دیدن آن شغل، همکار او می شوند.   بدین ترتیب شغل جدیدی به وجود آمده و رواج می یابد. البته در صورتی که کسب درآمد در آن شغل سهل و آسان باشد، به سرعت انتشار می یابد.  بررسی های انجام شده توسط خبرنگار کاسب نیوز نشان می دهد که اخیرا در مناطق اعیان نشین شمال تهران شغل جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند: "مسئول خرید جهیزیه".  در واقع خانواده های ثروتمند که بیشترشان مشغله های روزمره زیادی در زندگی دارند، با این فرد توافق می کنند که جهیزیه دختر دم بختشان را خریداری کند.  دستمزد "مسئول خرید جهیزیه" 10 درصد از کل مبلغ خرید جهیزیه است. البته او همچنین وظیفه دارد بعد از خرید، جهیزیه را در منزل دختر خانواده، بچیند. در واقع طراحی دکور و چینش وسایل منزل نیز جزو وظایف وی به شمار می رود.  خبرنگار کاسب نیوز در گفتگو با یک "مسئول خرید جهیزیه" در مورد مبلغ خرید جهیزیه پرسید، که او پاسخ داد: مبلغ خاص و تعیین شده ای نیست بلکه توافقی است. یعنی آن خانواده وسایل مورد نیاز را اعلام می کنند و بنده لیست قیمت کامل را ارائه می دهم و بعد هر کدام را که زیاد است و یا نمی خواهند را خط می زنم و ما بقی را خریداری می کنم.  وی در ادامه درباره دستمزد خودش گفت: این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. .
... یه مَرده، یه مرد روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول نترس؛ من یک روزنامه نگارم! کیک ها را من نقاشی می کنم قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بخشش را یاد بگیریم

باید بدانیم که به جای انتقام می توانیم کاری کنیم که نتیجه مثبت تری دارد و آن گفتن این که شما را می بخشم. بخشیدن به معنای تسلیم شدن نیست بلکه به این منظور است که این هم بگذرد. وقتی فرد آزاردهنده را می بخشید از نظر هیجانی دیگر به او پایبند نشده اید. بخشش شما را از کابوس فرد دیگری خلاص می کند و به شما امکان زندگی پسندیده و آرامی را می دهد. وقتی آدمی خشمگین می شود ممکن است احساس مسئولیت بیشتری بکند اما بخشش کم کم احساس قدرت بیشتری را القاء می کند. وقتی کسی را می بخشید قدرت صلاح دید شما احیاء می شود. مهم نیست که فرد لایق بخشش باشد، شما سزاوار رهایی هستید.دلیل دیگری که ممکن است ما را از بخشش باز دارد می تواند احساسی چون ضعف باشد. بعضی ها فکر می کنند بخشیدن یعنی این که آنها اشتباه کرده اند و حق با دیگری است. بخشش فقط بیرون کشیدن خنجر از شکم تان است. بخشش همانقدر که برای جسم خوب است برای روان نیز گوارا و خوب می باشد. زنده کردن و زنده نگه داشتن جراحات گذشته برای سلامتی ضرر دارد. ثابت شده است که حتی یادآوری ساده یک واقعه که باعث خشمگین شدن فرد می شود برای قلب استرس آور است. ابتدا احساس های منفی همچون خشم و غمگینی و خجالت را تحمل می کنید، بعد سعی می کنید از آنچه اتفاق افتاده سر در بیاورید یا به بررسی تسکین این پیشامدها می پردازید. بعضی افراد ممکن است هیچ وقت به مراحل نهایی بخشش دست پیدا نکنند. بخشیدن را می توانید با پیشنهادهای ذیل امتحان کنید : با آزردگی کوچک شروع کنید : آزردگی و دلخوری جزیی که از سوی غریبه ها، دوستان، آشنایان و حتی صمیمی ترین فرد حاضر در زندگی تان بر شما وارد می شود و موجب تکدر خاطر و دل شکستگی تان می شود را نادیده بگیرید. زیرا شما را برای امر خطیر و نخستین گام بخشیدن آزارهای اصلی آماده می سازد. خودتان را از احساس های مضر و منفی رها کنید : احساس خشم و یا ناامیدی خود را برای یک دوست و یا مشاوری دلسوز و مورد اعتماد بازگو کنید. این عمل تجربه نیرومندی را برای گوش فرا دادن به شما می بخشد و می توانید بدون خطر بدون هیچ خطر بازگویی یا انجام چیزی که بعدها غم آن را بخورید بر احساسات خود فائق آئید. همچنین با این رفتار می توانید از نمودهای منفی ناشی از خشم نیز دوری و اجتناب کنید. به فردی که شما را آزرده خاطر کرده است نامه بنویسید : جزئیات حقیقتی را که اتفاق افتاده به همان گونه که آن را تجربه کرده اید و یا آن را مشاهده کرده اید بدون هیچ گونه دخل و تصرفی بنویسید. سعی کنید اگر برایتان مقدور است نامه خود را به دست فردی که شما را آزرده است، به طریقی برسانید و برای تخلیه کامل هیجان و برطرف کردن مسئله به صورت بنیادی، بهتر است در کمال آرامش با فرد مورد نظر راجع به محتویات نامه به گفتگو بنشیند و اشتیاق خود را برای برطرف کردن سوءتفاهمات و ناراحتی بیان کنید و در صدد رفع کامل مشکل برآئید ، اما اگر این کار امکان پذیر نیست پیشنهاد می شود نامه نوشته شده را آب روان وجاری رها کنید. چنان چه فردی که شما را آزرده است فوت کرده، نامه را پس از نوشتن بسوزانید. روش سمبلیکی که خشم را کاملا می سوزاند و از بین می برد. احساس نکنید که مقابله کردن و رو در رو شدن ضروری است : بخشش می تواند بدون دخالت یا آگاهی کسی هم اتفاق بیفتد. افرادی را که می بخشید، ممکن است هرگز نفهمند که در حق شما اشتباه کرده اند و یا حتی در صورت آگاهی نیز، خود را نه تنها گناهکار و متهم قلمداد نکنند بلکه محق بر این عمل نیز بداند؛ با این تفاسیر شما باز مبادرت به عمل بخشش کنید زیرا آنچه که مهم است فائق آمدن شما بر خشم تان است. با همدلی گوش فرا دهید : اگر با کسی که مخالف شما می باشد رودررو قرار گرفتید ساکت باشید و گوش فرا دهید و بعد هر چه که شنیده اید را به او نسبت دهید. در این صورت شما خواهید توانست رفتار را از چشم انداز و نظرگاه دیگری نیز ببینید که این خود نیز در نهایت می تواند منجر به بخشش شود. به خاطر داشته باشید که بخشش همان فراموشی نیست : نباید آزردگی ها را فراموش کنیم این تجربیات در عین ناراحت کننده بودن شان بسیار آموزنده و عبرت دهنده نیز هستند. این تجربیات به ما آموزش می دهند که دوباره قربانی نشویم و دیگران را نیز قربانی نکنیم. بخشش آرامش درونی می آورد. پس بخشنده باشید تا احساس های مثبت به وجود آمده ، راه زندگی بهتر را برای شما هموار کند.

مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد

یک تیم پژوهشی توانسته است ثابت کند، انسان قادر است دمای بدن و ارگان‌های داخلی خود را با نوع خاصی از مراقبه بالا ببرد. افزایش دمای بدن قابلیت شناختی را بهبود می‌دهد و فرد را در مقابله با سرمای شدید و عفونت‌ها یاری می‌کند. نتایج مطالعات تیم پژوهشی دپارتمان روانشناسی دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) به سرپرستی پروفسور ماریا کوژف‌نیکووا (Maria Kozhevnikov) ، برای نخستین بار نشان داده است که مدیتیش تومو (آتش درونی) قادر است دمای ارگان‌های داخلی بدن را بالا ببرد. نتایج تحقیقات این تیم که کلاوس گرامان، روانشناس آلمانی نیز در آن همکاری دارد در مجله علمی PloSOne منتشر شده است. این کار تحقیقاتی در همکاری با راهبان بودایی تبت به ثمر رسیده است. مطالعات پیشین توانسته بود اثبات کند که مدیتیشن (مراقبه) می‌تواند دمای بدن را در نواحی انگشتان دست و پا افزایش دهد. اما این تیم پژوهشی ثابت کرد که که مدیتیشن تومو قادر است بر "انرژی درونی" بدن تأثیر بگذارد. مراقبه تومو که هوادارانش آن را "تمرین روحی مقدس" می‌دانند تنها در چند صومعه در مناطق دورافتاده تبت انجام می‌شود. دانشمندان دانشگاه سنگاپور خود در مراسم مراقبه "آتش درونی" راهبان بودایی حضور داشتند. به موجب این گزارش، راهبان بودایی توانستند با انجام این نوع مدیتیشن حرارت بدن خود را تا حدی بالا ببرند که حتی در دمای منهای ۲۵ درجه سانتی‌گراد نیز پارچه خیس بر بدن آنها خشک می‌شد. کارشناسان با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی (EEG) نشان دادند که دمای بدن راهبان به هنگام مدیتیشن تا ۳ / ۳۸ درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود. در حالی که در شرایط عادی دمای بدن به هنگام مراقبه بین ۸ / ۳۵ و ۲ / ۳۷ درجه است. تنفس تومو در دومین کار تحقیقاتی، پژوهشگران تمرکز خود را بر روی نوعی از مراقبه قرار دادند که در غرب هم انجام می‌شود و در آن تکنیک‌های خاص تنفسی تومو مورد استفاده قرار می‌گیرند. در اینجا نیز دیده شد که دمای بدن مدیتورها پس از مراقبه به میزان اندکی بالا رفت دانشمندان می‌گویند، مدیتیشن تومو در مواقعی خاص می‌تواند به کمک انسان بیاید، برای نمونه می‌توان از این روش برای حفاظت از بدن در سرمای شدید محیط اطراف استفاده کرد. این شیوه همچنین در افزایش توانایی بدن در برابر عفونت‌ها و بالا بردن قابلیت شناختی کاربرد دارد. حتی مدیتورهای مبتدی هم می‌توانند با استفاده از روش‌های تنفس تومو دمای بدن خود را افزایش دهند. تجسم متمرکز و تنفس گلدانی پژوهشگران می‌گویند، دلیل افزایش دمای بدن در مدیتیشن تومو استفاده از نوعی خاص از تنفس (تنفس گلدانی) و "تصویرسازی متمرکز ذهنی" است. تنفس گلدانی با ایجاد تغییر در سوخت و ساز (متابولیسم) موجب افزایش دمای بدن می‌شود. در تصویرسازی متمرکز ذهنی (تجسم متمرکز ذهنی) نیز مراقبه‌کننده به صورت ذهنی بر روی تصویری از شعله آتش تمرکز می‌کند. این شعله می‌تواند برای مثال در امتداد ستون فقرات فرد تجسم شود. محققان تیم دانشگاه ملی سنگاپور می‌گویند: «این دو تکنیک اثرات یکدیگر را کامل کرده و می‌توانند دمای بدن را تا وضعیت تب متوسط افزایش دهند.» پروفسور کوژف ‌نیکووا، سرپرست تیم تحقیقاتی یادشده می‌گوید، کسانی که از او این تکنیک را یاد گرفتند، بعد از انجام آن می‌گفتند، به گونه‌ای قابل ملاحظه احساس نیروی بیشتر می‌کنند و تمرکزشان افزایش یافته است. مطالعه در این زمینه ادامه دارد. دانشمندان امید دارند که در آینده بتوان با استفاده از این روش‌ها به افراد کمک کرد تا بتوانند توان بدن خود در برابر بیماری‌ها را افزایش داده و قابلیت‌های ادراکی‌شان را بالا ببرند. منبع DWDE
حسادت زنان را کور می کند چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟ صورت لاغر را پرتر جلوه دهید دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي 10 نکته برای خرید عطر

آداب و رسوم

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.

آش دندونی

زمانی که اولین نشانه های دندان در آوردن برای یک کودک 4 تا 6 ماهه پدیدار میشود، زمانی که آن مرواریدهای کوچولو که با کلی درد و و گاهی با سرفه برای کوچولوی نازشما پدیدار میشود، زمانی است که آش دندونی را باید برایش بپزید.
زن و ازدواج در دوره ایران باستان سپندارمزگان روز عشق پارسی قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال حاجی فیروز جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

سفر و تفریح

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.

سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها

بعضی کوه ها با بقیه فرق دارند و قسمتی از زندگی و هویت مردمانی می شوند که در کنارش زندگی می کنند. مثال اش همین دماوند که به نوعی نمادی از ایران است و یا کوه فوجی در ژاپن و یا کلیمانجارو در تانزانیا و اورست در نپال .
چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر