1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

میانگین اندازه آلت تناسلی مردان جهان در حالت تحریک شده، 9 سانتیمتر است. اما به نظر می رسد بخش بزرگی از مردان نگرانِ قد و قامت عضو خصوصی خودشان هستند. واقعیت امر بر اساس سنجش ها فرق می کند چون:

فقط 21 درصد زنان فکر می کنند اندازه مهم است – 32 درصدشان معتقدند قطر مهم است و در این میان فقط 1 درصد شان می گویند اندازه خیلی مهم است.

85 درصد مردان می گویند با وجود آنکه در یک رابطه زناشویی قرار دارند خودارضایی هم می کنند.  45 درصد زنان نیز اعلام کردند با وجود بودن در یک رابطه زناشویی، خودارضایی می کنند. پس خودارضایی ربطی به مجرد یا متاهل بودن ندارد.

بین 3 الی 7 درصد افراد هر اجتماع انسانی گرایش به همجنس دارند. از سال 1974، همجنسگرایی دیگر یک بیماری شمرده نمی شود.

تحقیقات جمع آوری شده در 37 کشور نشان می دهد انتخاب زنان برای شریک زندگی متکی است بر شناخت این حقیقت که آیا مردان قادر به حمایت و پشتیباتی  برای پرورش فرزند هستند یا خیر؟ مردان ولی انتخاب شان بر اساس نشانه هایی است که گویای توانایی تولید مثلِ زنان باشد نظیر جوانی … بنابراین انتخاب همسر یا شریک زندگی فقط محدود به سکس خوب یا بد داشتن نیست.

مردانی که فکر می کنند آنها باید همیشه آماده رابطه جنسی در هر لحظه باشند از مشکل ضعف ایستادگی و بزرگ شدن آلت تناسلی در رنج خواهند بود. مردان هم گاهی نسبت به سکس بی حوصله و بی رغبت هستند.

مدت زمان رابطه جنسی از وقتی که دخول انجام می گیرد برای اغلب مردان بین 6 الی 10 دقیقه است. مردانی که مشکل بزرگ نگه داشتن آلت دارند از 3 دقیقه بیشتر نخواهد بود. مردانی که مشکل زودانزالی دارند زیر دو دقیقه تمام می شوند. پس قرار نیست مردان نیم ساعت سرافراز باشند

قرار نیست زنان همیشه به ارگاسم برسند. 85 درصد زنان اعلام کرده اند بدون ارگاسم هم می توانند به رضایت جنسی مورد نظرشان برسند

نیمی از زوج ها اعلام کردند که رابطه بد و یا معمولی شان بعد از هشتمین ماه تولد فرزندشان، 20 درصد بهتر شده است. ولی برای زوج هایی که فرزند 4 ساله دارند اگرحس و تمایل جنسی شان از ابتدا خوب نبوده است زیاد بهتر نشده است. فرزند آوردن به بهبود زندگی زناشویی کمک چندانی نمی کند.

دو سوم مردان و یک سوم زنان به طور مجزا پورن می بینند ولی نیمی از زنان و مردانی که در رابطه زناشویی هستند اعلام کردند که دیدن پورنوگرافی به افزایش میل جنسی شان کمک کرده است.

60  درصد مردان بین 60 تا 80 ساله از نظر جنسی احساس رضایت می کنند.  در همین رده سنی، 64 درصد زنان از فعالیت و میل جنسی خود احساس رضایت می کنند. مقدار سکس با بالا رفتن سن کم می شود ولی فعالیت جنسی متوقف نمی شود.

مشکلات جنسی در سنین بالای 40 سال مختص مردان نیست و هر دو جنس به دلایلی نظیر مرض قند، فشارخون، چربی خون، مصرف داروهای هورمونی و … از مشکلات جنسی برخوردار هستند. افسردگی و تصویر منفی از بدن خود داشتن و مشکلات زناشویی از دلایل دیگر در ایجاد مشکلات جنسی زنان  و مردان است.

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟!

با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شد از والدین به خصوص مادر می باشد.

شش روشی که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم

بدیهی است هیچ پدر و مادری بصورت عامدانه به فرزندان خود آموزش نمی‌دهد که مثلا فرهنگ تجاوزگری کار خوبی است. اما مطالعات نشان داده است بسیاری از والدین در زندگی روزمره، ناخواسته در گسترش فرهنگ تجاوزگری مشارکت می‌کنند. ۱- «اشکال نداره، اون پسره دیگه» این جمله از همان کودکی باعث القای این حس می‌شود که پسر بودن توجیهی کافی برای رفتارهای بد و غلط است. رفتارهایی مانند دعوا کردن، تخریب اسباب بازی دیگران، رفتارهای طلبکارانه و خشونت آمیز … اما واقعیت این است که پسرها هم کاملا قادر هستند احترام گذاشتن به اموال، به بدن و به حریم خصوصی افراد را یاد بگیرند ولی اگر پسران یاد بگیرند که بالاتر از قوانین و قواعد هستند و قادر به کنترل احساسات، خشم و هوسهای‌شان نیستند این آموزش در ذهن آنها در بزرگسالی هم باقی می ماند. برای همین نباید تعجب کرد چرا تا بدین حد آزار جنسی، خواه به شکل تجاوز و خواه به صورت لمس یا نگاه یا مزاحمت کلامی، شایع و رایج است. چون یاد گرفته اند که «اشکال نداره، اون پسره دیگه» ۲- مجبور کردن پسرها به بوسیدن و بغل کردن دیگران همه ما دیده ایم که والدین خوش قلب و مهربان به فرزندان خود می‌گویند که کودک دیگری یا فرد بزرگسالی را در آغوش بگیرند و ببوسند. اما والدین اغلب در نظر نمی‌گیرند که آیا واقعا کودک آنها مایل است اینکار را بکند؟ همین رفتار در ذهن بچه این پیام را جای می‌دهد که جلب رضایت و گرفتن اجازه برای بوسیدن و بوسیده شدن، برای نزدیک شدن به دیگران، برای لمس دیگران و برای ورود به حریم فیزیکی و خصوصی آنها اصلا اهمیتی ندارد. مشابه این حالت هم وقتی است که بدون کسب اجازه از کودک، آنها را در آغوش بگیریم و ببوسیم، حتی اگر آن کودک این کار را دوست نداشته باشد. به جای این کار می‌توان به جای اینکه موقع خداحافظی بگویید «مادربزرگ را بغل کن» از بچه بپرسید‌ «آیا می‌خواهی او را بغل کنی؟» این رویکرد به بچه شما می آموزد که خواسته و میل درونی کودک به عنوان یک انسان اهمیت دارد و شما به خواست و رضایت درونی او احترام می‌گذارید. جلب رضایت دیگران و کسب اجازه برای نزدیک شدن به بدن آنها اهمیت دارد ۳-  «مگه چکار کردی که او تو رو کتک زد؟» این یکی از موارد دشوار بخصوص برای والدینی است که بیشتر از یک فرزند دارند. جر و بحث بین فرزندان که نهایتا منجر به درگیری فیزیکی می‌شود اتفاق شایعی است اما: این سوال که «چکار کردی که تو را کتک زد»، هم به کودک قربانی و هم به کودک پرخاشگر می آموزد که این فرد قربانی  و کتک خورده است که دیگران را مجبور به رفتارهای غلط میکند. نمونه مشابه و بسیار رایج و فراگیر این نوع پرسش را در میتوان در این نوع سوال کردن دید که «آن شب چه لباسی پوشیده بودی که به تو تجاوز شد؟» یا مثلا «چه رفتاری داشتی که در خیابان مزاحمت شدند؟». به جای این سوالها باید از هر دو کودک بخواهید تمام ماجرا را از آغاز تا پایان برای‌تان تعریف کنند. به اینصورت قبل از تصمیم گیری و سرزنش کودک مقصر، احتمالا می‌توان دید بهتر و کاملتری نسبت به ماجرا داشت. سپس بدون آنکه به تنبیه بدنی و یا خشونت کلامی دچار شوید، با کودک مقصر صحبت کنید. ریشه این توجیهات که «عصبانی شدم و نفهمیدم چه شد» یا «خون جلوی چشمانم را گرفت» از همین جا و از همین آموزش‌های مهم و ساده در کودکی نشات میگیرد. ۴-  او را زدم  چون دوستش دارم  مهم نیست فرزند شما دختر باشد یا پسر ولی این عبارت که «ناراحت نباش، او تو را زد چون دوستت دارد» هیچگاه نباید از دهان والدین خارج شود. این عبارت باعث تقویت این باور میشود که عشق مساوی است با رنج کشیدن، و یا اینکه اگر کسی را دوست داریم پس اشکالی ندارد که باعث آسیب جسمی یا روحی اش بشویم. این آموزش نه تنها در آینده منجر به بالاتر رفتن احتمال خشونت و زد و خوردهای زناشویی خواهد شد، بلکه به کودک یاد می‌دهد که رسیدن به آرزوها و امیال شخصی، مهمتر از احساسات و خواسته های طرف مقابل است، و این دقیقا همان اتفاقی است که در تجاوزگری رخ می‌دهد. ۵- فاحشه یا جلف خواندن هر دختر یا زنی جلوی کودکان والدین بدون انکه متوجه باشند تمام وقت در حال آموزش فرزندان خود هستند. کودکان تمام مدت در حال گوش کردن، الگوبرداری و یادگرفتن از کسانی هستند که برایشان جذابیت و اهمیت دارند. کودکان به هر طریقی این پیام را دریافت کنند که ارزش زن با نوع لباس، آرایش، بلند خندیدن یا حرف زدن، منفی در نظر گرفته می شود در آینده این پیامها بصورت خودآگاه یا ناخودآگاه بر رفتار و دیدگاه آنها اثر می‌گذارد. کودکان در طول سالهای رشد و نمو ممکن است بشنوند و یاد بگیرند شرایطی وجود دارد که زن/دختر حقش بوده که مورد تجاوز یا تعرض یا خشونت قرار بگیرد. ممکن است این باور به این صورت هم بسط پیدا کند که خود او نیز این حق را دارد که متلک بگوید، دست درازی کند، تعرض و یا تجاوز کند، چون قربانی، کاری کرده که مستحق این رفتار بوده است. فراموش نکنیم حتی اگر دختر یا زنی به انتخاب خود پوششی به اصطلاح سکسی برای خود انتخاب کرد، به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی تعرض و تجاوز به حریم فردی و بدنش، توجیه پذیر نمی باشد. لباس یک زن به معنای چراغ سبز برای هر رفتاری نیست! باید از همان کودکی به فرزندان خود آموزش دهیم هیچکس، تحت هیچ شریطی مستحق تجاوز، آسیب و یا تعرض نیست. هیچ شرایطی حتی مستی و یا تحریک جنسی شدن، کسی را برای تجاوز یا رفتار تهاجمی محق نمی سازد. همیشه، سرزنش، انتقاد و مجازات فقط و فقط باید متوجه فرد متجاوز باشد، نه قربانی. ۶- تقویت این باور که دخترها باید نجیب و پاکدامن باشند اگرچه واقعیت این است که اکثر جوانان، حتی در قشر مذهبی، قبل از ازدواج انواعی از رابطه جنسی کامل یا ناکامل را تجربه می کنند، هنوز در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی/مذهبی، معتقدند دخترها باید تا موقع ازدواج باکره باشند. دخترهای زیادی اینگونه تربیت شده اند که ارزش آنها به نجابت و پاکدامنی یا بعبارتی بکارت و عفاف آنها است. اینکه این تعابیر و توصیفات واقعا چه معنایی دارند و آیا صرفا باید مخصوص دختران باشد بحث مفصل دیگری است. آموزش این باور که هویت و پاک سرشتی یک دختر در نجابت و بکارت اوست به دلایل مختلف خطرناک و آسیب زننده است چون قربانیان تجاوز یا تعرض به خاطر حفظ «آبرو» یا «پاکدامنی» شرم دارند که کمک بگیرند یا شکایت کنند. مهم این است که فرزندان جامعه به جای اینکه یاد بگیرند «قربانی تجاوز نشو» نگران این باشند که «تجاوز نکنند»
من بابانوئل بچه ها هستم تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ کودکان و خشونت 47 نکته مهم در خصوص بازی و اسباب بازی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟

  از زمانی که شما گربه یا سگی را برای خودتان انتخاب کردید، دیگر نسبت به او مسئول هستید و باید به تغذیه، امنیت، سلامتی و نگهداری او اهمیت دهید. اما پیدا کردن مجموعه دامپزشکی و دامپزشک مناسب حیوان شما کاری آسان نیست. چند نکته برای انتخاب یک دامپزشک مناسب: مشورت: تمام اعضای خانواده باید در انتخاب دامپزشک حیوان خانگی سهیم باشند. کدام ویژگی های دامپزشک برای شما و خانواده تان اهمیت دارد؟ آنها را لیست کنید. با دوستانتان که مانند شما صاحب حیوان خانگی هستند مشورت کنید. تخصص و اعتبار رسمی: تحصیلات و تخصص رسمی و غیر رسمی دامپزشک چیست؟ آیا دامپزشک در کنفرانس ها و کارگاه های آموزشی شرکت می کند؟ آیا کلینیک دامپزشکی از وزارت های رسمی مجوز دارد؟ آیا از تخصص و امکانات مناسب برخوردار هستند؟ ارتباطات: آیا دامپزشک با جامعه و مشتریانش به صورت حضوری، تلفنی و آنلاین در ارتباط هست؟ آیا دامپزشک و کارکنان کلینیک پیگیری لازم را در دوران درمان، بعد از درمان با مشتریان دارند؟ آیا کلینیک سایت رسمی یا وبلاگ برای انتشار اخبار، مطالب، عکس و فیلم و ارتباط با دیگران دارد؟   آیا در مراسم ویژه مثل روز طبیعت، سال نو و روز دامپزشک و سال روز تولد حیوان شما فعالیت ها و خدمات خاصی ارائه می دهند ؟ نگرش: از دامپزشک درباره نگرش او نسبت به حرفه اش بپرسید. خیلی مهم است اعتقادات دامپزشک به شما نزدیک باشد تا بتوانید رابطه خوب و طولانی برقرار کنید. قرار است در سراسر طول عمر حیوانتان با یک دامپزشک در ارتباط باشید. دسترسی به اطلاعات پزشکی: خیلی مهم است که دانش دامپزشک به روز باشد. منابع جدید را مطالعه و استفاده کند. برای تشخیص و توضیح بیماری ها به صاحبان حیوانات از منابع به روز و معتبر استفاده کند. آیا دامپزشک می تواند به سوالات پزشکی شما پاسخ دهد؟ خدمات و تجهیزات پزشکی: کلینیک دامپزشکی مورد نظر شما چه امکاناتی دارد؟ آیا تمام تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی لازم مانند دستگاه رادیولوژی، سونوگرافی، تجهیزات دندانپزشکی، ست های معاینه، دستگاه فشارخون، کیت های آزمایشگاهی، آندوسکوپ و ... دارد؟ آیا دامپزشک تمام خدمات درمانی و بهداشتی را به حیوان شما رائه می دهد؟ آیا درباره چگونگی نگهداری و اطلاعات مهم به شما اطلاع رسانی می کند؟ دسترسی آزاد به تمام بخش ها: آیا به شما اجازه استفاده از تمام بخش های کلینیک را می دهند؟ آیا بخش ها و امکانات کلینیک را به شما معرفی میکنند؟ البته ممکن است بخش معاینه، جراحی و برخی بخش های آزمایشگاهی جزو حریم خصوصی کلینیک باشد. دستیار دامپزشک، منشی و سایر کارکنان: آیا پرسنل کلینیک برخورد مناسب و دوستانه ای با شما دارند؟ برخورد آنها با حیوانات چگونه است؟ آیا از اطلاعات کافی درباره برخورد و نگهداری از حیوانات برخوردارند؟ آیا دستیار دامپزشک به خوبی از حیوان شما مراقبت می کند؟ ساعات کاری: ساعت کاری و پاسخگویی کلینیک باید برای شما مناسب باشد. مهم نیست که ساعات کاری کلینیک طولانی باشد مهم این است که این ساعت برای مراجعه شما مناسب باشد. آیا خارج از ساعات کاری امکان ارتباط تلفنی و یا در موارد اورژانسی امکانمراجعه به کلینیک هست؟ امکانات جانبی: آیا کلینیک مجهز به داروخانه و فروشگاه نیز هست؟ مواد غذایی و وسایل مورد نیاز حیوانات را ارائه می دهد؟

کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران

یک مرد جوان فلسطینی که در خارج زندگی می‌کند، یک شب با دیدن زنی جذاب و نیمه برهنه و فیلمبرداری از رابطه جنسی دیجیتال به دام یک کلاهبرداری آنلاین افتاد. سمیر (نام اصلی او نیست) ماجرای به دام افتادن خود را تعریف می‌کند. در ادامه گزارش ردا الماوی خبرنگار بی‌بی‌سی به یکی از شهرهای مراکش می‌رود که محل زندگی بسیاری از کلاهبردارانی است که از این طریق اخاذی می‌کنند. هشدار:این مطلب شامل توصیف اعمال جنسی است. در خانه تنها بودم. دختری به صفحه فیسبوک من پیوست. به نظرم عجیب نیامد چون موارد زیادی پیش آمده بود که دوستان و همکلاسی‌های قدیمی که آنها را خوب نمی‌شناسم به صفحه فیسبوک من پیوسته بودند. روز بعد پیامی برایم فرستاد:سلام، چطوری؟ پروفایلت را دیدم، از تو خوشم می‌آید. بعد به صفحه فیسبوک و عکس‌های او دقت کردم. خیلی جذاب و سکسی بود. همان شب از طریق اسکایپ شروع کرد به فرستادن پیام و گفت ۲۳ ساله است، پدر و مادرش هر دو فوت کردند و با خواهر بزرگش در صیدا لبنان زندگی می‌کند. می‌گفت خواهرش خیلی سختگیر است، نه کار می‌کند و نه درس می‌خواند و به همین خاطر حوصله‌اش سر رفته. از او پرسیدم سرگرمی‌های مورد علاقه اش چیست. جواب داد از سکس خیلی خوشش می‌آید. با خودم گفتم چه جالب. در آن لحظه کنجکاو و در عین حال مردد بودم. چون صحبت کردن او درمورد سکس با یک فرد غریبه برایم خیلی عجیب بود. ولی خود من هم حوصله ام سر رفته بود و تنها بودم. دوست دخترم در سفر بود و هیچ کاری نداشتم. تصمیم گرفتم به جهنم. شروع می کنم به صحبت کردن با این دختر و ببینیم چه پیش می‌آید. در خلال گفت‌وگو از من پرسید آیا کامپیوترم دوربین دارد؟ من دوربین را روشن کردم و از او خواستم که او هم تصویرش را به من نشان دهد. وقتی دوربینش را روشن کرد دیدم دختر بسیار جذابی است. با دیدن چنین دختری آدم عقلش را از دست می‌دهد. ما تماس را ادامه دادیم ولی فقط از طریق ارسال پیام و نه صحبت روبروی دوربین. او می گفت می ترسد خواهرش صدای او را بشنود. بعد گفت در خلال تماس با من احساس جنسی او تحریک شده. با خودم فکر می کردم شاید چون او همراه خواهر سختگیرش و در محیط بسته‌ای مثل جنوب لبنان زندگی می کند کلافه است و به دنبال رابطه جنسی آنلاین می‌گردد. بعد از من خواست آلت تناسلی‌ام را به او نشان دهم. بعد به او گفتم حالا نوبت توست. او روی تخت دراز کشید لباسهایش را درآورد و شروع کرد به خود ارضایی . هیچگاه چنین صحنه‌ای را ندیده بودم . خیلی راحت بود. آنقدر خوب بود که آدم در حقیقی بودن آن شک می‌کرد. بعد من هم شروع کردم به خود ارضایی به من گفت دوربین را بگذارم به طرف صورتم چون او را بیشتر تحریک می کند. من مرتب دوربین را بین صورت و آلت تناسلی ام جابجا می کردم. بعد از چند دقیقه او وانمود کرد که به (انزال) نقطه اوج ارضا جنسی رسیده. او که هنوز هم برهنه بود رفت پشت کامپیوتر و شروع کرد به فرستادن پیام. از من در مورد شغلم پرسید و در جواب گفتم در موسسات بازاریابی در شهر میلان کار می‌کنم. گفت: پس باید پولدار باشی. گفتم: بد نیست. خرج زندگی‌ام را درمی آوردم بعد گفت صدای آمدن خواهرش را شنیده و بلافاصله تماس را قطع کرد. نیم ساعت بعد در صفحه فیسبوکم پیامی به این شرح دریافت کردم: گوش کن! من مرد هستم و صحنه خودارضایی تو را فیلمبرداری کرده‌ام. می خواهی آن را ببینی؟\\\" او ویدئو را برایم فرستاد که حدود پنج دقیقه از صحنه‌های خودارضایی من است. در ادامه پیامش نوشته بودمن فهرست دوستان و اعضای خانواده‌ات، مادرت، خواهرت و عموزاده و دایی زاده‌هایت را از صفحه فیسبوک برداشته ام. یک هفته وقت داری ۵ هزار یورو برایم بفرستی والا ویدئو را برای همه آنها می فرستم. شوکه شدم. اول فکر کردم شاید بهتر است پول را برایش بفرستم. ولی همان لحظه او را از اسکایپ حذف کردم. به فاصله کوتاهی روی واتس آپ برایم پیام فرستاد و نوشت\\\"اینجا هستم.   شروع کردم به التماس کردن، به او گفتم ۵ هزار یورو ندارم و در جوابم گفت:\\\"حتما پولداری چون در اروپا شغل خوبی داری. در جوابش گفتمهمه اش دروغ بود. می خواستم ژست بگیرم. شغل من توزیع پیتزاست. بعد یادم افتاد یک عکسی از خودم در حال کاشیکاری حمام خانه برایش فرستاده ام. برایش نوشتمفکر می‌کنی اگر من آدم پولداری بودم حمام را خودم کاشی می کردم؟ او با این توضیحات تاحدی قانع شد و گفت: شاید راست بگی ولی برایم مهم نیست. یک هفته وقت داری دو هزار یورو برایم بفرستی در غیراین صورت ویدئو را برای خانواده‌ات می فرستم. سعی کردم خودم را آرام کنم و منطقی فکر کنم. پیش خودم گفتم اگر پول را برایش بفرستم هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده باز هم پول بیشتری از من طلب کند. بعد به ذهنم خطور کرد که اگر او ویدئو را به افراد مرتبط با صفحه فیسبوک من بفرستد، برای کسانی که در فهرست دوستان فیسبوکی او نیستند ویدئو وارد قسمت پایمهای جانک (ذباله) خواهد شد که معمولا هیچکس آنها را چک نمی کند. حتی اگر آنها پیام حاوی ویدئو را ببینند بعید است هیچکس ویدئوی دریافت شده از یک ناشناس را باز کند و تماشا کند. خیلی ها احتمال خواهند داد که ویروس است. در نتیجه من دو گزینه دارم: پول را برایش بفرستم که هیچ تضمینی ندارد دوباره از من پول طلب نکند و یا پولی نفرستم و امیدوار باشم که هیچکس ویدئویی را که خواهد فرستاد تماشا نخواهد کرد. بالاخره روز موعود رسید و در پیامی برایم نوشت: به زودی ویدئو را روی شبکه یوتیوب منتشر خواهم کرد. در جوابشم گفتم: منتشر کن. برایم اصلا مهم نیست. بعد ابزار حفاظت از حریم خصوصی حساب فیسبوکم را فعال کردم تا از این پس هیچکس نتواند بدون اجازه با من تماس بگیرد یا چیزی روی صفحه من بگذارد. او با یک پیام واتس آپ لینک ویدئو را که در شبکه یوتیوب منتشر کرده بود برایم فرستاد. دوباره آنرا تماشا کردم. صحنه خودارضایی من در شبکه یوتیوب! حالم به هم خورد. بلافاصله انتشار این ویدئو را به خاطر صحنه های سکسی آن به یوتیوب گزارش دادم. بارها این کار را کردم تا مطمئن شوم گزارش من را دریافت می کنند. در پیام بعدی اش برایم نوشت اگر پول را نپردازم ویدئو را از طریق فیسبوک برای اعضای خانواده ام خواهد فرستاد. در جوابش نوشتم: بفرستش. می توانستم ابتدا برایش دو هزار یورو و بعد احتمالا پنج هزار یوروی دیگر بفرستم. ولی آیا ماجرا خاتمه پیدا می کرد؟ او آنقدر عصبانی شد که شروع کرد به فحاشی و گفت ویدئو را برای مادرم و همه کسانی که می شناسم خواهد فرستاد. من گزارش کردن انتشار این ویدئو به یوتیوب را ادامه دادم. هر بار آنرا تماشا می کردم به تعداد بازدیدکنندگان دقت می کردم تا مطمئن شوم آیا کس دیگری هم آنرا تماشا کرده است. بعد ازحدود نیم ساعت یوتیوب ویدئو را از وبسایت خود حذف کرد. تاجاییکه من دقت کردم به غیر از خود من فقط یک نفر دیگر این ویدئو را دیده بود. شاید خود او بوده که پس از انتشار ویدئو آنرا تماشا کرده و شاید هم یکی از اقوام من بوده باشد. هیچگاه از این موضوع مطمئن نخواهم شد. ولی تا امروز هیچکس از اطرافیانم به این موضوع اشاره نکرده. شاید یکی از اقوام مرد من آنرا دیده ولی به هیچکس چیزی نگفته است. می توانید تصور کنید اگر مثلا خاله یا عمه من این ویدئو را می دیدند چه اتفاقی می‌افتاد؟ او به خاله‌های دیگر، شوهرش و بچه هایش می گفت و به سرعت تمام خانواده از موضوع باخبر می شدند. اعضای خانواده من در سراسر جهان، از آمریکا و اروپا گرفته تا استرالیا و کشورهای عربی خلیج فارس زندگی می‌کنند. و اگر مادرم ویدئو را می‌دید چه می‌شد؟ ویدئوی صحنه خود ارضایی من! از خجالت و شرمساری خودم را از بالای ساختمان پرت می‌کردم. بعد از اینکه یوتیوب ویدئو را حذف کرد از آن مرد دیگر خبری نشد. حدس می‌زنم رفته است سراغ طعمه های بزرگتر. یادم هست وقتی از او می‌پرسیدم چرا سراغ یک مرد فقیری مثل من آمده در جوابم گفت: فکر می کنی من مردهای پولدار کشورهای حاشیه خلیج فارس را به دام نمی اندازم؟ تو خوش شانس هستی چون از صفحه فیسبوکت متوجه شده ام که مجردی و اگر نه پول خیلی بیشتری طلب می کردم. به نظرم ماجرا ختم شد. ولی هر از چند گاهی یوتیوب را چک می کنم تا مطمئن شوم که دوباره فیلم را منتشر نکرده باشد. ردالماوی: \\\"دختر ۲۳ ساله لبنانی\\\" که در شبکه اسکایپ سمیر را وسوسه کرد و فریب داد به احتمال قریب به یقین مردی اهل شهر کوچک واد زم در مراکش است که به پایتخت تجارت \\\"اخاذی سکسی\\\" بدل شده است. کلاهبرداران شهر واد زم با جستجو در فیسبوک به دنبال طعمه می گردند. و به محض اینکه مردی به تماس ویدئویی آنها پاسخ دهد، چه از طریق اسکایپ و یا در اکثر موارد از طریق فیسبوک، آنها نرم افزاری را به کار می اندازند که یک ویدئوی ضبط شده از وبسایت های پورن را برای طعمه آنها پخش می کند. چنان این قطعه ویدئو را می شناسد که دقیقا در همان لحظاتی که دختر در ویدئو شروع می کند به تایپ کردن آنها نیز برای طعمه خود پیام می نویسند. یکی از این کلاهبرداران، مرد جوانی که او را عمر می‌نامیم، می گوید:\\\"ما از آنها می خواهیم لباسهایشان را درآورند و کارهای قبیح انجام دهند.\\\" این نکته بسیار مهم است که آلت تناسلی او حتما دیده شود. از این صحنه ها همراه با چهره او فیلمبرداری می شود تا ویدئو کاملا حقیقی به نظر برسد. وقتی فیلمبرداری تمام می شود آنرا روی یوتیوب منتشر می کنیم و در یک پیام خصوصی برای او ارسال می کنیم. تهدیدها از اینجا شروع می شود. ما حدود ۲۰ دقیقه برای چت کردن صرف می کنیم، ۲۰ دقیقه برای فیلمبرداری و حدود ۲۰ دقیقه هم برای تهدید و چانه زدن در مورد پول. همگی پول را پرداخت می کنند. او در ادامه به ما گفت نقطه ضعف عرب ها سکس است. بنابراین ما دنبال نقطه ضعف آنها می گردیم و از آن استفاده می کنیم. به عنوان مثال نقطه ضعف دیگر آنها مزدوج بودن است. از آن هم می‌شود خوب استفاده کرد. مورد بعدی هم افراد بشدت مذهبی هستند. گاهی اوقات افرادی را می بینییم که مثل شیخ (معمم) ها هستند و در عکس حتی کتاب قرآن دارند. ابتدا فکر می کنیم بعید است که یک چنین فردی به دام بیافتد. ولی به هر حال آزمایش می کنیم و می بینیم حتی چنین افرادی هم به دام می افتند عمر می‌گوید هر روز بطور متوسط ۵۰۰ دلار از طریق کلاهبرداری درآمد کسب می کند و صدها مرد جوان دیگر در شهر واد زم مشغول همین کار هستند. دراین شهر کوچک حداقل ۵۰ دفتر انتقال ارز بین المللی دیدم. مدیر یکی از این دفترها به من گفت که هر روز حدود ۸ هزار و پانصد دلار فقط به این دفتر ارسال می شود و بخش اعظم این پول از محل اخاذی است. در سطح شهر می توان اتومبیل های آلمانی و موتورسیکلت های ژاپنی را دید و کافه رستوران‌های لوکسی هم دایر شده که ظاهرا پوششی است برای توجیه ثروت خانواده هایی که یکباره به مال و منالی رسیده است. واین می در بریتانیا مدیر یک گروه آنلاین به نام بازماندگان اخاذی است که به قربانیان کلاهبرداری هایی مثل فیلمبرداری از صحنه های خود ارضایی روی شبکه آنلاین مشاوره و کمک می دهد. از سال ۲۰۱۲ تاکنون بیش از ۱۴ هزار تقاضای کمک از سوی قربانیان این نوع کلاهبرداری‌ها در سراسر جهان، از جمله بریتانیا و آمریکا، دریافت کرده اند. او می‌گوید بسیای از قربانیان مردان جوان عرب هستند و حدود یک سوم از تمامی کلاهبرداریها از مراکش انجام می شود. اکثر ساکنان شهر واد زم قبل از رواج شبکه‌های اجتماعی اساسا با تکیه بر کمک مالی مهاجران ساکن اروپا که برای خانواده های خود می فرستادند زندگی می کردند. اما پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ پولی که مهاجران برای خانواده های خود می فرستاندند کاهش یافت و این دقیقا همان مقطعی بود که شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و تماس ویدئویی روی شبکه اینترنت به ابزارهای ارتباطی روزمره بدل شدند. صلاح الدین ال کنان، یک فعال کارگری، کسب درآمد جوانان شهر واد زم از طریق کلاهبرداری و اخاذی را محکوم نمی کند. او شرکت معدن دولتی را مسئول می داند که در اطراف شهر درحال بهره برداری از معادن فسفات است ولی هیچ نیروی کار محلی را استخدام نکرده است. او می گوید: من شخصا کارهایی مثل کلاهبرداری و اخاذی را انجام نمی دهم چون به نظرم برخلاف ارزشهای ملی و اسلامی ماست. ولی نرخ بیکاری در شهرما بیش از هر جای دیگری در مراکش است. نرخ رسمی و ملی بیکاریی حدود ۹ درصد است درصورتیکه در شهر واد زم تخمین می زنیم حدود ۶۰ درصد باشد. در نبود فرصت های شغلی و امکان فرا گرفتن حرفه و آموزش در این شهر مردم به روشهای دیگری برای کسب درآمد روی می آوردند. عمر نیز به ما گفت به کارش افتخار نمی کند و قصد دارد کلاهبرداری را متوقف کند. در مورد جوانان باهوش، پیشرفته و آشنا به فناوری های جدید مثل عمر می توان تصور کرد که اگر در محیط دیگری و با فرصت های شغلی مناسبی زندگی کنند به احتمال زیاد برای درآمدی چند صد دلار در روز راه‌های شرافتمندانه‌ای پیدا خواهند کرد.  
ولیعهد انگلیس گوینده هواشناسی شد! رودخانه تعادل بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ جوانترین استاد دانشگاه جهان کیست؟ عشق نوجوانی و پاپ جدید کلیسای کاتولیک

مطالب تصادفی

حرفه من

حرفه شیرین من

همه فن حریف صفتی برازنده  برای خانم مریم یگانه است. ایشان علائق شان را به تجربه و تجربه ها را به حرفه تبدیل کرده اند. در کنار همسرداری، بچه داری و تحصیل همیشه جایی برای دنبال کردن تجربه های جدید در نظر گرفته اند. یکتا وزیری با این خانم موفق گفتگویی  انجام داده که در اینجا می خوانید.

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان
10 گام تا استخدام بدون خونریزی اول شویم! حرف هایی که در محیط کار نباید گفت حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

انگار همین دیروز بود

"انگار همین دیروز بود!"این جمله‌ای است که خیلی‌‌ها یا خود آن را به زبان آورده‌اند یا اغلب از دیگران شنیده‌اند. آدم‌ها وقتی به گذشته، زمانی که خردسال یا جوان بوده‌اند، نگاه می‌کنند غالبا به نظرشان می‌آید که آن دوران، زمان بسیار کندتر می‌گذشت. آن وقت‌ها "یک سال" واقعا به معنای "دوازده ماه" بود و به یاد می‌آورند که روزها و ماه‌ها مثل حالا به چشم بهم زدنی سپری نمی‌شد.این گونه دریافت از زمان و تند شدن ضرباهنگ آن هنگامی که انسان‌ها پا به سن می‌گذارند، موضوع پژوهش‌های علمی نیز بوده است. برای نمونه در سال ۲۰۰۵ پژوهشی در رابطه با "اثرات سن در درک از زمان" از سوی دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان در شهر مونیخ انجام گرفت، که نتایج قابل توجهی به همراه داشت.در این پژوهش روانشناسان از افراد ۱۴ تا ۹۴ ساله خواسته بودند تا بگویند به نظر آنها ده سال گذشته با چه سرعتی سپری شده است. نتیجه نشان می‌داد که پرسش‌شوندگان مسن در مقایسه با جوان‌ترها به وضوح این احساس را داشته‌اند که زمان سریع‌تر بر آنان گذشته است.چرا اینگونه است؟حافظه، حافظه، حافظهبه نوشته "اشپیگل آنلاین" شماری از روانشناسان در پاسخ به این پرسش به یک بازی محاسباتی اشاره می‌کنند؛ به گفته آنان هر شخصی به طور خودکار یک بازه زمانی خاص را در رابطه با سال‌های عمرش در ذهن دارد. برای یک کودک ۳ ‌ساله‌، یک سال به معنای یک سوم زندگی‌اش و برای یک فرد ۸۰ ساله یک سال‌، یک هشتادم عمرش است. به گفته آنان از همین رو جای تعجب نیست که یک سی‌ام، یک پنجاهم یا یک هشتادم زندگی برای افراد بزرگسال بسیار کوتاه به نظر می‌آید.هر چند این توجیه به نظر قابل قبول می‌آید، اما با این حال تمام پژوهشگران بر سر پذیرش آن اتفاق نظر ندارد.مارک ویتمان، یکی از پژوهشگران مؤسسه روان‌شناسی و بهداشت روان شهر فرایبورگ، اعتقاد دارد که این توجیه "بسیار محاسباتی" است و می‌گوید: «فکر نمی‌کنم که درک از زمان در مغز انسان اینگونه کار کند.»به گفته وی اغلب اتفاق می‌افتد که یک فرد ۶۵ ساله هنگامی که وارد دوران بازنشستگی می‌شود، احساس می‌کند که ضرباهنگ زمان ناگهان کند شده است و به اصطلاح "دیر می‌گذرد".در همین حال خیلی‌ها این تجربه را داشته‌اند که زمانی که مجبور به انجام کارهای خسته‌کننده بوده‌اند یا حوصله‌شان سر رفته، احساس کرده‌اند که عقربه‌‌های ساعت به کندی از جایشان تکان خورده‌اند. مارک ویتمان می‌گوید: «پژوهش‌ها در خانه سالمندان دقیقا این حالت را تأیید کرده‌اند. زمان برای افراد بسیار کند گذشته تا وقتی که مثلا موقع غذا یا نظافت رسیده است. اما بعد که از همان فرد پرسیده شده روزش چطور گذشته، پاسخ داده: بسیار سریع.»به گفته آقای ویتمان عامل اصلی در نحوه دریافت ما از زمان به حافظه بستگی دارد؛ هر چه بیشتر حوادث و اتفاقات را به یاد داشته باشیم‌، دوره زمانی نیز به نظرمان طولانی‌تر بوده است.کلید در دستان ماستاین روانشناس آلمانی در کتاب خود با نام "زمان حس شده" می‌نویسد که همین عامل برای نمونه موجب می‌شود تا وقتی به تعطیلات می‌رویم، روزهای اول این حس را داشته باشیم که زمان کند می‌گذرد.در ابتدای سفر بایستی مسیر را طی کنید، بعد وارد مکانی ناشناخته می‌شوید که بایستی آن را کشف کنید و در این راه با چیزهای جدید برخورد می‌کنید و آشنا می‌شوید. اما بعد از چند روز که دیگر چم و خم مکان دستتان آمده و هر صبح از همان نانوایی همیشگی نان تازه می‌خرید، همان مسیر همیشگی تا ساحل را می‌روید و همان مغازه‌های همیشگی را سر راه می‌بینید، ناگهان به نظرتان می‌آید که روزها به سرعت سپری شدند و تعطیلات به پایان رسید.به گفته مارک ویتمان این مثال ساده نحوه گذراندن تعطیلات را می‌توان به کل زندگی تعمیم داد."اولین‌هایی" که انسان در جوانی تجربه می‌کند، مثل اولین بوسه یا اولین حقوق تا آخر عمر به طور پررنگ در خاطر باقی می‌مانند. او ادامه می‌دهد: «وقتی که آدم ۱۵ سال است که ازدواج کرده، هر روز سر همان کار همیشگی می‌رود و هر تابستان هم به همان جای همیشگی سفر می‌کند، زمان به نظرش بسیار سریع می‌گذرد.»با در نظر گرفتن این نکته می‌توان گفت که مقصر اصلی گذشت سریع زمان خود ما هستیم. انسان هر چه بیشتر پا به سن می‌گذارد، بیشتر نیز از دست زدن به تجربه‌های جدید سر باز می‌زند. اما هر چه بیشتر حوادث و تجربه‌های جدید و تازه را از سر بگذرانیم‌، به همان نسبت نیز حافظه‌ اتفاقات بیشتری را در خود جای می‌‌دهد.به این ترتیب سال‌های بعدتر هنگامی که به گذشته نگاه می‌کنیم و خاطرات را به یاد می‌آوریم، اینگونه به نظرمان نخواهد آمد که زمان به سرعت برق و باد سپری شده است.کلید در دستان خود ماست‌. کافی است که از رویارویی با تجربه‌های جدید نترسیم و خود را بار دیگر برای تجربه "اولین‌ها" آماده کنیم؛ اولین درس نواختن گیتار یا اولین سفر به تنهایی.

بیایید آدم های متمدنی باشیم

مدتها بود كه فكر می كردم آنقدر بزرگ شده ام كه دیگر با كسی قهر نكنم و یا اینكه آنقدر عاقل شده ام كه اگر از كسی دلگیر شدم با گفت و گو حل اش كنم. این حرف همیشه من است كه ما آدمهای متمدنی هستیم.
برترین نژاد های سگ چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟ زندگی جشنی بی پایان است اینستاگرام 'بدترین تاثیر را بر سلامت روانی جوانان دارد' "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست

آداب و رسوم

جشن رنگی هندوها

جشن هولی هندوها یکی‌ از بزرگترین جشنهای این سرزمین ۷ رنگ است که در ایالت اوتار پردش با رونق بیشتری برگزار میگردد. در این جشن موبدان هندو پس از مراسم مذهبی‌ به روی پیروان این مذهب که در جلوی معابد جمع شودند پودر‌های رنگی‌ می‌‌پاشند و سپس مردم پودر‌های رنگی‌ به سر و صورت یکدیگر پرتاب می‌نمایند. این جشن شاد و رنگی‌ که چندین روز به طول ممینجمد با هدف آرزوی زندگی‌ شاد و آمرزش روح مردگان هر خانواده صورت می‌پذیرد. با همدیگر گزارش تصویری زیبایی‌ از این  جشن را با هم نگاه می‌کنیم.  

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.
چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ یلدا مبارک بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

سفر و تفریح

پیشنهادهایی برای آخر هفته

با اینکه تعطیلات پایانی هفته، مثل برق و باد می گذرد اما می توانید برای زمان های خالی این دو روز، برای خودتان، سرگرمی های فرهنگی دست و پا کنید. پیشنهاد ما را از دست ندهید: شبکه نمایش خانگی: فیلم «نبرد لس آنجلس» به شبکه نمایش خانگی آمده. یک فیلم تخیلی و اکشن که محصول سال 2011 آمریکاست. در این فیلم موجودات فضایی از طریق سنگ های آسمانی به سواحل لس آنجلس حمله می کنند و ماجراهای مقاومت برای نگه داشتن زمین در برابر حملات فضایی شکل می گیرد. در این فیلم آرون آکهارت و میشل رودریگز بازی می کنند و کارگردانش هم جاناتان لیبسمن است. این فلیم توسط تصویر دنیای هنر به شبکه نمایش خانگی عرضه شده. کتاب: انتشارات جهان کتاب، مدتی است مجموعه کتابی به نام نقاب را منتشر می کند که مجموعه رمان های پلیسی است. حالا به تازگی از این مجموعه کتابی به نام «سرگیجه» نوشته پی یر بوالو و توماس نارسژاک منتشر شده که ترجمه عباس آگاهی است. «سرگیجه» همان رمانی است که آلفرد هیچکاک، فیلم معروفش را اقتباسی از آن ساخت. داستان این رمان شامل دوبخش است. بخش اول در پاریس می‌گذرد و همزمان با آغازجنگ جهانی دوم واشغال کشورفرانسه است. بخش دوم چهارسال بعد، درسال 1945 جریان می‌یابد و بندر مارسی در جنوب فرانسه وحاشیه دریای مدیترانه صحنه حوادث آن است. یک کاراگاه خصوصی که مامور مراقبت از همسر دوستش شده، ناگهان در اثر غفلت، ناظر خودکشی و مرگ او می‌شود. مشاهده صحنه سقوط  و مرگ دلخراش زن، چنان در ذهن و روح او تاثیر می‌گذارد که برای رهایی ازآن به دکتر و درمان رومی‌آورد و ...؛ «سرگیجه» 206 صفحه است و قیمتش هم 5 هزار تومان است. *تجسمی: بهتر است زمانی کنار بگذارید و در این یکی دو روز سری به خانه هنرمندان بزنید. این روزها پنجاه و هفتمین نمایشگاه بزرگ نقاشی های ایران درودی برپاست. این نمایشگاه چهارشنبه افتتاح شده و در آن نزدیک به 70 اثر قدیمی و جدید دیده می شود. ایران درودی، از نقاشان بزرگ و شناخته شده معاصر است. موسیقی: آلبوم «من و تو» تازه این هفته به بازار موسیقی آمده است. مانی رهنما خواننده این آلبوم با 9 قطعه تازه آمده است. قیمت این آلبوم دو هزار تومان است و می تواند لحظات شما را با صدای گرم رهنما پر کند. تئاتر: حتما سری به کافه تریای تالار اصلی تئاتر شهر بزنید. نه برای خوردن یک دمنوش بهاره بلکه برای دیدن عشاق حامد بهداد! تئاتر «عشق من، حامد بهداد» این روزها به کارگردانی زهیر یاری در این کافه در حال اجراست. بازیگران این تئاتر، افشین هاشمی و زهیر یاری هستند. نمايش «عشق من؛حامدبهداد»بابداهه نوازي وبداهه‌خواني مهدي امين‌لاري اجرا مي‌شود و تا قبل از تعطیلات نیمه خرداد، اجرا خواهد شد.

دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان

برای دیدن یکی از زیباترین دریاچه های ایران فرصت زیادی نمانده و روزهای آخر تابستان را باید غنیمت دانست. سفر به «دریاچه گهر» در استان لرستان در فصل سرما به تجهیزات کامل کوهنوردی  احتیاج دارد، اما در تابستان با یک کوله پشتی و یک کیسه خواب خوب می توان از مناظر این منطقه استفاده کرد.
سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور سیزده به در، جشن زیبای طبیعت روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران