اجازه دهید این بار با دو تمثیل آشنا یعنی آهن پرستان و اندام پرستان به سراغ موضوعی بروم که فکر می کنم سایه اش بر زندگی جوانان ایرانی سنگینی می کند.

ایران عزیز ما با وجود تغییرات پرشتابی که همراه با جهان تجربه می کند در درون خودش نیز دچار التهاب است. در ضمن بد نیست تاکید کنیم که کشور ثروتمند و با درآمد بسیار بالای در طی 15 سال گذشته بوده ایم. .

اما یک نکته نیز فراتر از این حقیقت وجود دارد که خیلی ها از آن حرف نمی زنند و آن اینکه، بخش قابل توجهی از مردمِِ  نیز از این خوان گستردهِ بی حساب و کتاب سود برده اند. این روزها نمی توان منکر بود که جمعیت متمول وسیع، البته در کنار افزایش فقر و بدبختی و مواد مخدر و بزهکاری به وجود آمده است

به همین دلایل تغییرات بسیار چشمگیری در مرام ایرانی ها در طی 20 سال گذشته ایجاد شده است که  کاملا با اخلاق و منش سابق تفاوت دارد. تغییراتی که شیرازه سنت ها و عرف های ماندگار و مفید را زیر و رو کرده است.

دوران جوانی های پدران و مادران ما کمابیش ساده و درویش مسلکانه بود. آن زمان ها، پولدار بودن و اهل خرید و فروش و استفاده از بهره بانکی کمابیش عیب و  مذموم بود. آن زمان ها داشتن ماشین شخصی و قدرت پرداخت مهریه های سنگین شرط ازدواج نبود.

یکی از مصدومین اصلی موج همگانی پول پرستی جامعه، فرهنگِ عشق و عاشقی و زوج یابی و ازدواج است، بی دلیل نیست که زنان مدعی هستند مردان اندام پرست شده اند و مردان ادعا می کنند زنان آهن پرست گشته اند. مهم این نیست که کدام یکی بدتر یا بهتر هستند چون اصل ماجرا این است که یکی از میزان و ملاک های اصلی هویت و شخصیت در ایران کنونی داشتن پول است و نمی شود آن را انکار کرد.

در این محیط جدید، زنان و مردان جوان ناگزیرند بر اساس هزینه زندگی معاصر تصمیم بگیرند.اصلا چرا راه دور برویم، در موقعیت کنونی، امکان آغاز زندگی مشترک حتی برای زوج های جوان شاغل تقریباغیر ممکن است. اکثر زوج های جوان کشور بدون بدون حمایت و سرمایه خانواده های شان حتی قادر به پرداخت اجاره خانه هم نیستند چه برسد به قدرت پرداخت مراسم عروسی یا هر نوع هزینه ایکه جامعه  پیرامون شان از یک ازدواج معمول، توقع دارند.

همه حرفم اینست که که مردان کم پول و بدون حمایت خانواده که از قضا سخت کوش و نجیب هستند و خودشان می دانند که مردان خوبی در زندگی زناشویی خواهند بود از این همهمه مصرف و پول و مقیاس های که وجود دارد دلسرد نشوند. تلخ نشوند. به هویت و شخصیت خودشان افتخار کنند و در بهترین حالت ممکن باقی بمانند و آماده باشند تا عزیز مورد نظرشان را بیابند.

در پایان این یادداشت روی سخنم با زنان و دختران جوان است که عاقلانه و منطقی، نگرانِ سختی های اقتصادی در زندگی مشترک با مردان دوست داشتنی ولی کم پول هستند. می خواهم بگویم که از ریسک نترسید بویژه اینکه بسیاری از شما زنان و دختران کشور، از قدرت مالی و درآمد هم برخوردارید و می توانید بر اساس شرایط جدید، خودتان یک عرف جدید راه بیاندازید.

تهمت زدن، بی اعتمادی و اینکه یکی بگوید تو آهن پرستی و بی وفا شده ای و طرف مقابل بگوید تو اندام پرست و تعهد گریز گشته ای فقط بخشی از واقعیت زندگی کنونی است. یادتان باشد که عشق، رفاقت و میل دوست داشتنی تشکیل خانواده، خیلی خیلی قوی تر و ریشه دارتر از پول است.

به هم اعتماد بیشتری کنید و به همدیگر فرصت بیشتری بدهید. به خاطر خودتان هم که شده عرف و فرهنگ تان مخصوص را بسازید.