1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

روزی كه آنقدر از رسیدن اش می ترسیدم بالاخره فرا رسید. دلم نمی خواست چشم هایم را باز كنم. فكر می كردم اگر این كاررا نكنم شروع روز به تعویق می افتد. چهار سال منتظر چنین روزی بودم و حالا كس دیگری در لباس عروسی بود. كجای زندگی اشتباه كرده بودم؟
دوباره شروع كردم به مرور كردن خودم. كاری كه در چند ماه اخیر بارها و بارها انجام داده بودم. روزهای بعد ازآن اتفاق چندین بار در طول شبانه روز خودم را محاكمه و بدون دفاع محكوم می كردم. تمام تقصیر ها را به گردن می گرفتم و فكر می كردم این اشتباه من بود اگر او گذاشت و رفت. شاید من چیزی كم گذاشته بودم. شاید من آنطور كه باید عاشقی نكرده بودم. خدایا روزی چند بار این حرفها را با خودم می زدم.

البته بعضی روزها هم كاملا بر عكس بود، من دادستان بودم و او متهم. در دادگاهم محكوم می شد و....

این حرف ها فایده ای نداشت. ماه ها بود كه او رفته بود. بعد از چهار سال دوستی ناگهان احساس كرده بود كه با من مشكل دارد و بدون هیچ توضیح اضافی رفته و من مغرور تر از آن بودم كه دنبالش بروم و توضیح بخواهم. پیش خود گفته بودم لیاقتم را ندارد.

اما به همین سادگی پیش نرفت. وقتی شنیدم با دوست خودم رفته است، شكستم.

غم لانه كرده بود در دل و روحم؛ از چشمهایم هم چیزی نمی گویم. حس پس زده شدن داشتم و این حس وحشتناكی بود.

دوستانم در سكوت نگاهم می كردند و هر كدام به فراخور حالم حرفی می زدند و او را نفرین كه چه بی لیاقت بود.این حرفا مسكن بود اما درمان نه.

روزی كه آنقدر از رسیدن اش می ترسیدم بالاخره فرا رسید. آن روز، روز عروسی آنها بود.

آن زمان كه من در رختخواب در گیر و دار این بودم كه چشمانم را باز كنم یا نه عروس در آرایشگاه بود.

چشمانم را باز كردم و روز آغاز شد.اولین روزهای پاییز دو سال پیش. ناگهان تصمیم گرفتم انتخاب بزرگ آن روزم را به سرانجام برسانم.

در آن روز دو راه پیش رویم بود. می توانستم روزم را با آه و ناله شروع كنم. تمام روز گریه كنم. تمام دوستانم آن روز پذیرای حال خرابم بودند. بهم حق هم می دادند كه زار بزنم.

حق هم داشتم چهار سال فكر می كردم عروس آن مجلس خواهم بود و ناگهان رفیق خودم از راه رسیده و بعد از دو سه ماه سر سفره عقد نشسته بود. پس حقم بود كه حداقل آن روز را عزاداری كنم.

راه دومی هم وجود داشت.من آن را انتخاب كردم. بلند شدم وبهترین روز آن چند ماه اخیر را آغاز كردم. چرخیدم و با خانواده و دوستان معاشرت كردم. شب را خانه یكی از نازنین دوستان گذراندم با چند نفر دیگر. كلی هم از عروسی گفتیم .

ساعتها می گذشتند و من زمانی به خودم آمدم دیدم ساعتی هست كه اصلا به ماجرای آن شب فكر نكرده ام.

ساعتهایی كه می توانست بدترین زمان زندگیم تا آن لحظه باشند به خوشی گذشته بود و خنده. شاید به من بیشتر از عروس و داماد آن شب كذایی خوش گذشت.

و این را مدیون تصمیم درستی می دانم كه صبح گرفتم. یك انتخاب غلط می توانست روز و شبم را به جهنم بدل كند اما صبح تصمیم گرفته بودم كه به خودم خوش بگذرانم. به خودم بها بدهم. اعتراف می كنم فقط كمی تلاش كردم؛ انگار كائنات دست به دست دادند تا آن روز خوب بگذرد.

همیشه مقابل ما بیشتر از یك انتخاب وجود دارد این ما هستیم كه تصمیم می گیریم كدام را انتخاب كنیم. بارها گزینه اشتباه را انتخاب كردیم اما همیشه گزینه مناسب و خیلی خوب هم وجود دارد فقط كافی است در لحظه تصمیم گیری اندكی تامل كنیم و نیم نگاهی به عواقب انتخاب های مان بیندازیم.

برای من همیشه اینطور بوده كه هر وقت فقط و فقط به خودم ، به شخص خودم احترام گذاشتم و مدنظر قرارش دادم انتخاب بهتری كردم.

دیدگاه‌ها  

+1 # n-montazer 1390-07-13 11:40
kare khubi kardi azizam ama age man mibudam ya ye balayi sarekhodam miavordam ya sare un 2ta ahmagh k zendegishuno ru viraneye zendegiye to sakhtan ama eyval to kheili ghaviyi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # asal 1390-07-15 00:45
be nazare man aslan va3 pesara chizi be esme eshgh tarif nashodeeeee...chon eshghe vageyi baade 4sal tamum nemishe age ham shod be ezdevaj khatm nemishe!!!!!!rasti un asale balayi man nistama chand vaghti bud saram be daneshghah garm bed natunestam biyam akhe in term darsam kheyli sakht shodan:((
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shila 1390-07-17 17:14
مطلب زیبایی بود. انتخاب آدماها... آدم نمی تونه از هیچ کس مطمئن باشه.. خودمونم یه موقع ها یه تصمیماتی می گیریم که باورمون نمی شه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ASAL 1390-07-19 13:14
KHEYLI MATLABE JALEBI BUD...

ESHGHE VAGHEYI VUJUD DARE VALI DAR BAZI AZ ADAMAYE KHEYLI KHASSS...
OMIDVARAM HICHKAS BADE 4SAL AZIN ZARBEHA NAKHORE VA BE ESHGHASHUN BERESANNN...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # نگین 1390-08-01 17:32
بنظر من خیلی میخواد آدم پست باشه که با دوست پسرِ، دوستش رو هم بریزه و باهاش ازدواج کنه. ولی بعضی ها ته مونده خورن پس به نظرم بهترین انتخاب رو کردی هیچ کدومشون ارزش ناراحتی تو رو نداشتن...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سونا 1390-08-03 04:11
کارخوبی کردی بهت اطمینان میدم بهتر از اون گیرت میاد...کسی که بیشتر از اون بتونه خوشبختت کنه...اینو وقتی با کسی که لیاقتت رو داشته باشه ازدواج کردی خودت هم متوجه میشی که چهار سال موندن پای اون اشتباه بوده و خوشحالم میشی که با اون ازدواج نکردی..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

دلهره جدایی از خانه

هنوز مدت زمان نسبا زیادی به شروع کار مدارس باقی مانده است، با این وجود دلهره از مشکلاتی که احتمالا پدیدار خواهند شد بخصوص برای مادران آغاز شده است. آیا کودک ما براحتی به مدرسه می رود؟ آیا در آنجا خوشحال خواهد بود؟ آیا دوری از خانه برای آنان سخت خواهد بود؟ این مقاله شما را برای بهتر آماده نمودن فرزندانتان برای آغاز تجربه زندگی خارج از خانه کمک می نماید. با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شدن از والدین به خصوص مادر می باشد. این اضطراب خود را به صورت‌های گوناگون نشان می دهد مانند اختلال در هضم غذا، بی اشتهایی، دردهای شکمی، حالت تهوع، بی خوابی، تب، سر درد، گوش درد. کودکان به دلیل این که از قوانین مدرسه با خبر نیستند و یا این که فکر می کنند وقتی در مدرسه هستند ممکن است برای مادرشان اتفاق بدی بیافتد که دیگر مادرشان را نبینند اضطراب می گیرند و با گریه دوست دارند که در کنار مادر خود بمانند. برای کمک به فرزندان خود به نکات زیر توجه کنید. -  هیچ گاه کودک خود را از مدرسه و معلم نترسانید. تهدید و ترساندن کودک می تواند مشکل آفرین باشد، مانند این سخن که والدین به فرزند خود می گویند:" اگر غذا نخوری به معلم تان خواهم گفت." - قبل از شروع مدرسه مثلا موقع ثبت نام کودک خود را به مدرسه ببرید و او را با محیط مدرسه و حتی مسئولان مدرسه آشنا کنید. - اگر کودک برای رفتن به مدرسه از خود مقاومت نشان داد از زور و تنبیه و تهدید استفاده نکنید چون اضطراب بچه را بیشتر می کند. - از خاطرات خوش دوران مدرسه خود و یا فرزند بزرگترتان برای کودک خود تعریف کنید. - کودکتان را با آرامش به مدرسه بفرستید و از امرو نهی پرهیز کنید. - سعی کنید کودک خود را در راه مدرسه حتما همراهی کنید. این همراهی به او قوت قلب می دهد. - از سرزنش و تحقیر فرزندمان برای رفتارهای نادرست او، به ویژه در حضور دیگران، خودداری کنیم. - هیچ گاه فرزندان خود را با دوستان خودشان مقایسه نکنید. - ارتباط با دوستان مدرسه را به کودک خود بیا موزید. - هنگامی که کودک به مدرسه می رود او را آراسته و خوش تیپ کنید و اجازه استفاده وسایلی را که دوست دارد مثل کفش مورد علاقه اش را به او بدهید. - در پایان مدرسه نیز باید سعی کند شرایط کودک را درک نماید. کودک پیش از این در زندگی پر از هیجان و بازی و نشاط به سر برده است و حال نشستن در درس و سکوت ونظم و انضباط دقیق برای او قابل توجیه نیست. باید شرایط بهتری را برای کودک فراهم کرد.   عکس از حمیده شفیعی ها (خبرگزاری برنا)

آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

مادران جوان عجله دارند که هر چه زودتر به کوچولوهای شان غذای خشک و سفت بدهند. اما برای کودک زیر یکسال شما، هیچ غذایی بهتر از شیر مادر نیست.
بهترین زمان تربیت کودکان بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا " یه لقمه دیگه بخور! " دوقلوهای مستقل والدین عصبانی، کودکان خشمگین

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

رفتار شناسی گربه ها

چرا گربه ها خر خر می کنند؟ بچه ها گربه های برای مادرشان خر خر می کنند تا بگویند همچی آرام و خوب هست. گربه های بالغ خرخر می کنند وقتی احساس خوشحالی و امنیت می کنند. گربه ها برای مدت طولانی بدون وقفه می توانند خرخر کنند. چرا گربه ها میو می کنند؟ گربه ها چهار نوع میو متفاوت دارند. اگر با دقت گوش دهید می توانید تفاوت میو ها را احساس کنید: ·         من گشنه هستم! ·         من می خواهم بیرون بروم! ·         کمک! ·         به من توجه کن! چرا گربه ها خودشان را می لیسند؟ ·         لیس زدن موی گربه را تمیز و لخت نگاه می دارد. ·         لیس زدن گربه را در هوار گرم خنک می کند. ·         لیس زدن موی گربه را در برابر آب مقاوم نگاه می داردو مانع خیس شدن موی او می شود. ·         لیس زدن موی گربه را پف می دهد تا در هوای سرد بدنش گرم بماند. ·         اگر بدن گربه زخم شود با لیس زدن زخم را تمیز می کند چرا زبان گربه ها زبر است؟ گربه ها باز بان زبری که دارند موهایشان را شانه می زنند.  چرا گربه ها ناگهانی پشتشان خم و موهایشان پف می کند؟ در این مواقع گربه ها یا عصبانی هستند یا ترسیده اند. وقتی گربه ها کمرشان را به بالا می کشند و پف می کنند خودشان را بزرگتر و خشمگین نشان می دهند. وقتی گربه ها فیس و غرش می کنند باید از آنها دوری کنید. چرا گربه ها از نوازش پشت گوششان لذت می برند؟ پشت گوش مکانی حساس برای گربه هاست که خودشان نمی توانند آن را بلیسند.  پس از نوازش شما لذت می برند چرا گربه ها بعضی چیزها را می اندازند؟ به دو دلیل گربه ها وسایل خانه تان را می اندازند و میشکنند . اول: جلب توجه می خواهند. دوم: خوش می گذرانند. این کار اصلا اتفاقی نیست بلکه می خواهد شما را به بازی دعوت کند. چرا گربه ها خودشان را پاهایتان می مالند؟ گربه ها دوست دارند شما بوی آنها را بگبربد. هر چه بیشتر بوی گربه بدهید دوست داشتنی تر خواهید بود. همچنین با این کار به سایر گربه ها می فهمانند شما دوست صمیمیش هستید. چرا گربه ها تلویزیون نگاه می کنند؟ گربه ها تلویزیون نگاه نمی کنند بلکه آنها از هرچی که حرکت می کند لذت می برند.  

فیسبوک به کمک دلشکستگان می آید

در فیلم «درخشش ابدی یک ذهن پاک»، عشاق سابق برای اینکه بتوانند همدیگر را فراموش کنند، دست به درمان‌های پزشکی می‌زنند تا بتوانند خاطره یکدیگر را از ذهن‌شان پاک کنند. در سال ۲۰۰۴ که این فیلم ساخته می‌شد، هنوز فیس‌بوک متولد نشده بود. اما اکنون این رسانه اجتماعی بخش بزرگی از زندگی عاطفی انسان‌ها را هم در بر می‌گیرد. عشاق وضعیت رابطه‌شان و همین‌طور عکس‌های بیشماری از لحظات مشترکشان را در فیس‌بوک با دوستان و بستگان به اشتراک می‌گذارند. اما وقتی یک رابطه تمام می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر افراد نخواهند همدیگر را از فهرست دوستانشان حذف یا آنها را مسدود کنند، همچنان با اخبار وضعیت او، یادآوری خاطرات مشترک و عکس‌ها روبه‌رو خواهند بود.  اما فیس‌بوک روز پنج‌شنبه اعلام کرد که چاره‌ای برای این عشاق دلشکسته اندیشیده است. به گزارش نیویورک تایمز، این گزینه تازه، خاطرات مشترک را از دیوار فیس‌بوک شما پاک خواهد کرد و اغلب به‌روزرسانی‌های فردی که شما قصد فراموش کردندش را دارید را نمایش نمی‌دهد. تمام شدن یک رابطه طولانی به معنای کنکاش در حجم عظیمی از عکس‌ها، پیغام‌ها، اعلام وضعیت‌ها و نظرات است.  الگوریتم‌های فیس‌بوک به این صورت عمل می‌کنند که هر چه میزان ارتباط شما با فردی از میان فهرست دوستانتان بیشتر باشد، اخبار بیشتری از وی را خواهید دید؛ بنابراین بخت اینکه به‌روزرسانی‌های شخصی که رابطه‌تان با او تمام شده را بیشتر از بقیه ببینید، زیاد است. با فعال کردن گزینه جدید فیس‌بوک، نه تنها اخبار مربوط به شریک سابق، روی دیوار شما ظاهر نخواهد شد، بلکه امکان این را هم خواهید داشت که تگ نام او را از تمام عکس‌های مشترک یک‌جا بر دارید. امکان این را هم خواهید داشت که تمام نوشته‌های تازه‌تان را هم از فرد سابق پنهان نگاه دارید و او از هیچ‌کدام از این کارها باخبر نشود. این گزینه تازه فیس‌بوک هم‌اینک تنها در آمریکا و بر روی اپلیکیشن‌های موبایل فیس‌بوک اجرا خواهد شد.  فیس بوک اعلام کرده است که «تغییرات نهایی بر اساس نظرات کاربران اولیه مشخص و اجرا خواهد شد.»  کلی وینتر، یکی از مدیران محصولات فیس‌بوک می‌گوید: «امیدواریم این ابزار به افراد اجازه دهد که پایان ارتباط‌شان در فیس‌بوک راحت‌تر و با حس کنترل بیشتری صورت گیرد.» این ابزار تازه به کسانی که گزینه پایان رابطه با فرد خاصی را در فیس‌بوک فعال و اعلام می‌کنند، پیشنهاد داده می‌شود؛ بنابراین افراد باید اول تمام شدن رابطه‌شان را در فیس‌بوک اعلام کنند.
آخرین تحقیقات: آگاهی بعد از مرگ ادامه دارد چگونه با موبایل خودعکس بهتری بندازیم ماهی های مذکر حامله آشنایی با عقیق ژنتیک مادر می تواند پسر همجنسگرا تولید کند!

مطالب تصادفی

حرفه من

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرف هایی که در محیط کار نباید گفت بدون خونریزی اول شویم! حرفه شیرین من زنان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز

بسیاری از خانم ها با دیدن این ستاره ی جذاب سینما دوست دارند که مثل او خوش فرم و سالم به نظر برسند. خوب اگر می خواهید به راز او پی ببرید با کتاب او که در مورد آمادگی جسمانی و تغذیه جدید هست و اخیرا منتشر شده است آشنا شوید. در زیر به چند نکته که در کتاب وی به اسم «کتاب بدن» آورده شده اشاره می کنیم. صبحانه بخورید حتما این حرف را هزار بار شنیده اید، اما دیاز به دو چیز بسیار خاص از تاثیر صبحانه خوردن اشاره می کند: صبح خود را با افکار درست و پوستی روشن شروع خواهید کرد. یک بطری بزرگ آب را پر کنید و قبل از خواب کنار تختتان قرار دهید دیاز بارها و بارها در کل کتابش از اهمیت رساندن آب کافی به بدن اشاره کرده است. او این ترفند را برای اطمینان داشتن از فراموش نکردن این امر می گوید: « من هر شب قبل از خواب یک بطری بزرگ آب را پر کنید و روی پیشخوان دستشویی قرارمی دهم . اولین چیزی که صبح، بلافاصله پس از مسواک زدن انجام می دهم آب می خورم». این کار باعث می شود تا سیستم گوارشی تان تنظیم شود. با کمک به دیگران نرمش کنید یک نرمش کوتاه ولی مفید این است که در دفتر کارتان برای رفتن و آوردن غذای بقیه داوطلب شوید و ثابت یکجا نشینید. در این صورت با یک تیر دو هدف را می زنید: هم به همکارتان کمک می کنید و هم نرمش کوتاهی خواهید کرد. قبل از واکنش راه بروید حتما این حرف را شنیده اید که هنگام بحث کردن و شرایطی که استرس دارید تا 10 بشمارید تا بتوانید بر عصبانیتتان قلبه کنید. اما دیاز راه بهتری را پیشنهاد می کند: راه بروید. اگر شرایط امکان دارد وقتی که در این شرایط قرار می گیرید از افراد جدا شوید و برای چند دقیقه راه بروید بعد از برگشت متوجه خواهید شد که راه حل های بهتری به نظرتان می آید. همیشه هنگام گرسنگی شکمتان را پر نکنید وقتی اواسط روز احساس گرسنگی می کنید به جای نشستن و خوردن تنقلات، بلند شوید و ورزش کنید. شاید این کار به نظرتان غیر عادی باشد، ولی چیزی که دیاز می گوید این است که در این وقت ها گرسنه نیستید بلکه بدنتان به اکسیژن نیاز دارد که با چند حرکت مفید می توانید نیاز بدنتان را رفع کنید. عادات بد را تغییر دهید در این کتاب بارها به داشتن عادات سالم که همواره در طول زندگیتان باید انجام دهید گفته شده، مثل داشتن برنامه ورزشی روزانه. اما ما اکنون تغییر شکل عادات را برایتان مثال می زنیم تا روتین زندگی تان را با عادت های سالم تر تغییر دهید. مثلا دیاز از تجربه ی شخصی خود می گوید که عادت خوردن اسپرسو ونتی را با اسپرسو سویا بدون کافئین با اندازه کوچکتر جایگزین کرده است.

زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید

موقعیت‌های آزاردهنده برای زنان بیشتر از مردان پیش می‌آید، هر چند هنوز تحقیق جامعی در این باره نشده اما پای صحبت‌های زنان و د ختران که بنشینید می‌توانید به این نتیجه برسید که زندگی زنان پر است از موقعیت‌های آزاردهنده و دردناک.
زندگی جشنی بی پایان است برترین نژاد های سگ انگار همین دیروز بود اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی افزایش سن برابر است با کاهش دوستان

آداب و رسوم

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.

آداب عید قربان

عید قربان برای حاجیان با ذبح گوسفند آغاز می شود. ماجرای گوسفند و عید قربان داستانی دارد كه همه مسلمانان و بسیاری از اهالی كتاب قصه آن را می دانند.
جشن رنگی هندوها عروسی در دیزج خلیل عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب 40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان

سفر و تفریح

از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای

نطنز این روزها در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد. از وقتی حرف انرژی هسته ای به میان آمد این شهر نیمه كوهستانی هم از خلوت خود بیرون آمد و در رسانه ها جاخوش كرد. اما تا پیش از این تحفه اش معروف بود كه بسیاری هم نمی دانند این تحفه چیست.

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.
سیزده به در، جشن زیبای طبیعت اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین ایران زیبای ما (قسمت دوم) مرگ هامون