1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این زندگی ماشینی موجب شده که آرامش از زندگی ها برود. با وجود این که نسبت به زندگی های گذشته دارای امکانات بیشتری هستیم اما حسرت زندگی های گذشته را می خوریم. اگر به آرامش احتیاج دارید چند راه حل ساده را به شما پیشنهاد می کنیم.

• اگر از موضوعی خیلی ناراحت هستید و یا دلتان گرفته است، جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.

• اگر گذشته شما را ناراحت می کند به این فکر کنید که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.

• حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.

• هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد با قدم زدن سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.

• خود را با دیگران مقایسه نکنید، سعی کنید به داشته های خود قناعت کنید چون در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.

• وقتی ناراحت هستید به عکس هایی که از خاطرات خوش گذشته دارید نگاه کنید.

• هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید از شرّ فشار زمان نجات پیدا کنید.

• دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از مسائل زندگی بخش است.

• به آهنگ هایی که دوست دارید گوش دهید.

• مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی فکر شما آزاد باشد و اثرات مسافرت پس از برگشت به خوبی در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.

• سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید.

• لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.

• درمحل زندگی و کار خود گیاه نگه دارید.

• سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی مي شود.

دیدگاه‌ها  

+1 # mihandoost 1390-09-09 11:31
اگر می خواید ذهنتون رو از افکار خالی کنید باید رو کاغذ همه رو بنویسید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مینو 1390-09-09 11:32
آره رو کاغذ بنویسید و بعدش کاغذ رو بدون اینکه بخونید بریزید تو سطل آشغال
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نکیسا 1390-09-09 11:33
man shenide boudam bayad un tike kaghazro atishbezanim. in doroste?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mihandoost 1390-09-09 11:34
این کارم می شه کرد. مهم اینه که فقط بنویسیدشون تا ذهنتون رو خالی کنید و این همه بار رو با خودتون حمل نکنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شکیبا 1390-09-09 11:34
معلومه که گل و گیاه روی احساسات و حس و حال ادما تاثیر میذاره. خیلی روحیه آدم رو شاداب و لطیف میکنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # هدهد 1390-09-09 16:27
یادخدا آرامش بخشه.باورکنیداگه همه ی زندگیمونوبسپاریم به خودش آنچنان آرامشی درزندگی نصیبمون میشه که هیچ طوفانی ازمشکلات نمیتونه آرامشمونوازبین ببره.من 2ساله که نتایج خوبی گرفتم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

" یه لقمه دیگه بخور! "

برای کودکان صبحانه خوردن، نیاز به فراهم بودن یک محیط شاد دارد، پس اگر کودک شما در چنین محیطی صبحانه نمی خورد لازم است این محیط را برای او فراهم آورید و به این ترتیب کودک تان با اشتها و به قدر نیاز خود صبحانه خواهد خورد.

اشکها و لبخندها

اگر فردا به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند.
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد دلهره جدایی از خانه بدخلقی صبحگاهی کودکان مسمومیت گوش!

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

8 درد طاقت فرسا تر از زایمان

بسیاری از افراد می‌گویند دردی سخت‌تر از درد زایمان وجود ندارد. اما در اینجا دردهایی را برایتان ذکر کرده‌ایم که حتی ممکن است از درد زایمان هم شدیدتر باشند.به گزارش زندگی آنلاین، زنان باردار قبول دارند که چیزهای بسیاری در مورد بارداری هست که از آن بی اطلاع اند.ممکن است مطمئن نباشند که چه هنگام نوزادشان تکان می خورد و حرکت می کند، هر هفته چه مراقبت‌های بارداری و پیش از زایمانی باید داشته باشند یا حتی چه زمان شکمشان بالا می آید، اما یک چیز هست که هر زن بارداری معتقد است که از آن کاملا مطمئن است: وضع حمل و درد زایمان بدترین درد دنیا است.لزومی ندارد برای یافتن دلیل این حرف ذهن تان را به جاهای دور ببرید. تمام برنامه های تلویزیونی و سخنان اطرافیان همه تاییدی بر دردناک بودن این تجربه شیرین مادرانه است.قطعا من هم از این قاعده مستثنا نیستم و این درد را (چندین بار) تجربه کرده ام.اما به عقیده من چیزهایی هست که بیش از بچه دارد شدن آسیب زا و صدمه زننده هستند. مطمئنم پس از مطالعه موارد زیر نظرتان در مورد درد زایمان طبیعی عوض خواهد شد.من از زنان بسیاری پرسیده ام که به عقیده ای آنها چه چیزهایی دردی فراتر از وضع حمل دارند و برآورد حرف‌های آنها عبارت است از: شکستن استخوانچندین نفر وقتی از آنها پرسیده شد به نظرشان چه دردی بدتر از درد زایمان است به این درد اشاره کردند. یک نفر مشخصا به شکستن قوزک پا اشاره کرده است.من شخصا شکستن استخوان ترقوه را تجربه کرده ام و واقعا دردناک بود. آن توانایی حرکت بازو، شانه و حتی چرخیدن و تکان دادن سرمرا هم تحت تاثیر قرار داده و محدود کرده بود.بهبودی این درد خیلی بیش از طولانی ترین درد زایمان طبیعی طول کشید.به نظر من شکستن قوزک پا از این هم بدتر است، چون هم راه رفتن و فعالیت‌های روزمره را محدود می کند و تازه باید از چوب زیر بغل هم استفاده کرد. سردرد میگرنیسر درد میگرنی معمولا در بالای لیست دردناک ترین دردها قرار دارد. سر درد میگرنی ممکن است روزها طول بکشد. و آنهایی که مبتلا به این سر دردها هستند معتقدند که دردش نفس گیر و کشنده است.همچنین برخی نشانگان بیماری با سر درد میگرنی همراه است مانند،تهوّع، استفراغ، حساسیت به نور و غیره. این درد مانع انجام فعالیتهای معمول و طبیعی تان می شود. باور کنید از دردناک ترین درد زایمان بدتر است. سنگ کلیهسنگ کلیه هم دردی گذرا و دوره ای است. اما من دوستی دارم که هم سنگ کلیه را تجربه کرده و هم درد زایمان را او قسم می خورد که زایمان هزار مرتبه بهتر و ساده تر از درد سنگ کلیه است.با این وجود از بسیاری شنیده ام که  درد سنگ کلیه برای مردان مانند درد زایمان برای خانم ها است. سنگ صفراسنگ صفرا هم می تواند درد دردناکی را ایجاد کند. مداوا و درمان این درد و نیز اجتناب از خوردن غذاهای مشکل ساز، می تواند تا مدتها باعث درد و ناراحتی شما شود.مادرانی که در تهیه این لیست کمک کرده اند می گویند حاضرند دوبرابر درد زایمان را تحمل کنند اما درد سنگ صفرا را هرگز نکشند. عفونت مثانهعفونت مثانه و مجاری ادراری نیز در این لیست قرار دارد. گفته می شود این درد طاقت فرسا و کشنده ده مرتبه از درد زایمان بدتر است.فردی این درد را به حلقه ای از آتش که روزها طول می کشد تشبیه کرده است. فکر کنید چقدر می تواند دردناک باشد... درمان ریشه دندانمی دانم که کار بر روی دندان و درد زایمان هر دو خیلی معمول است، اما ناچارا پیش می آید.برای آنهایی که دوست دارند بگویند تا درد نکشید ریشه دندان تان هم ترمیم و درمان نخواهد شد، باید بگویم شما هم تا درد نکشید صاحب فرزند نخواهید شد!همین جا باید بگویم که بدن ما برای ترمیم ریشه دندان طراحی نشده است، اما بدن ما جوری طراحی شده که صاحب فرزند شویم.و باید بدانیم که گاهی درد دندان حتی با ترمیم ریشه هم از بین نمی رود، و به دنبال ترمیم ریشه یکی دو روزی فعالیتهای روزانه تان تحت تاثیر آن قرار خواهد گرفت.عمل جراحیداشتن هر گونه عمل جراحی قطعا دردناک تر از زایمان طبیعی است. عمل سزارین معمولا یکی از معمول‌ترین عمل‌ها است.واضح است که برخی از عمل‌های جراحی بزرگ‌تر از بقیه هستند، همان طور که برخی از زایمان‌ها هم از بقیه دردناک تر است، گرچه شاید در موقع عمل سزارین یا عمل‌های دیگر از شدت درد از پای در نمی آیید اما قطعا بهبودی از این عمل طولانی تر و درد ناشی از آن نیز بیشتر از زایمان طبیعی است.خدا امکان زایمان طبیعی را در بدن ما قرار داده پس از این نعمت الهی بهره بجویید. زایمان با تحریکنشانه بی مبالاتی است اگر زایمان با تحریک را جز این لیست قرار ندهیم.بدن تان خودش را وقف زایمان کرده است و سعی دارد با این شرایط خودش را وفق دهد؛ هدف زایمان با تحریک، تحریک بدن برای زایمان و بر هم زدن سیستم منظم و روند طبیعی این کار است، هدف این است که شما را تا آنجا که ممکن است به انقباضات هر سه دقیقه ای برسانند، و در آن حالت بمانید تا نوزاد به دنیا بیاید.باید اعتراف و اذعان کنم که مداخلات زیادی در زایمان با تحریک صورت می گیرد، که به درد زایمان می افزاید، که معمولا منجر به حرکت‌های محدود و کنترل شده و ترس از زایمان می شود.انتخاب عاقلانه این دسته از مداخلات و استفاده از آنها در تسکین این تاثیرات جانبی می تواند مفید واقع شود.خبر خوب این است که راه‌های بسیاری برایبرآمدن از پس درد زایمان طبیعی وجود دارد.روش‌هایی از جمله تمدد اعصاب، آب درمانی، مداوایIV، بیهوشی نخاعی، زایمان بدون درد و .... اینها به هیچ وجه انتخاب‌های درست و غلط نیستند، بلکه صرفا به هر مادری حق انتخاب می دهند.دفعه بعد که با خودتان فکر کردید درد زایمان بدترین و شدیدترین درد دنیا است، چرا لحظه ای در افکارتان تجدید نظر نمی کنید و ذهن تان را دوباره از نو آموزش نمی دهید.به خودتان بگویید که دردی که در هنگام زایمان تجربه می شود موقتی و گذرا است، حداقل روزها طول نمی کشد، و ادواری و متناوب است.به خودتان یادآور شوید که تکنیک‌ها و روش‌های بسیاری برای مواجهه با درد زایمان را در کلاس‌های زایمان آموخته اید، اما برای مقابله با بازوی شکسته هیچ آموزشی ندیده اید.درد زایمان خیلی قابل پیش بینی تر از درد سنگ کلیه و سنگ صفرا است. و نتیجه کشیدن درد زایمان بسیار شیرین تر و قشنگ تر از ترمیم ریشه دندان است.بعد از تحمل این درد شما فرزند دلبندتان را در آغوش دارید، باور کنید تمام این درد ارزش دیدن صورت ماه فرزندتان را دارد.\"ما یک رازی در فرهنگ مان داریم، این نیست که درد زایمان دردناک است، زنان ما خیلی قوی هستند.  

واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه

هنرمند کره ای یوندو جونگ ایده ای خارق العاده بسرش زد که نقاشی های کودکان را به واقعیت تبدیل کند.
جام‌جهانی آرایشگران: از مدل موی تخیلی تا آرایش مدرن عروس ثروتمندترین سرآشپز جهان کیست؟ شلختگی رفتار شناسی گربه ها ماهی های مذکر حامله

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.
بدون خونریزی اول شویم! کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید دختران آتش حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

ده قانونی که باید شکسته شوند

شما ازدواج نموده اید که همه کارها را با هم انجام دهید. کلیه شبهای زندگیتان را با هم در یک تخت بخوابید، کلیه ناراحتی های خود را از یکدیگر با گذشت سرپوش بگذارید و هیچوقت هم حوصله تان سر نرود. این قوانین نانوشته ازدواج را که از مادرانمان به ارث رسیده اگر نمی توان شکست می توان اندکی آنها را خم نمود. در زندگی زناشوئی مشکلات بیشماری پیش می آیند که با تدبیر و برخورد صحیح می توان آنانرا از پیش رو برداشت نه در گنجه دل بروی هم انباشته نمود. قانون اول: هیچوقت عصبانی به تخت خواب نروید. قدمت این قانون نانوشته به دوران قبل از مسیحیت نیز می رسد. در انجیل جمله معروفی می گوید: نگذار خشم تو به شب برسد. ولی حقیقت اینست که هنگامی که خسته بی حوصله و عصبانی هستید مجادله با شوهرتان هیچگاه نتیجه مثبتی به بار نخواهد آورد بلکه ممکن است اوضاع را از وضع موجود نیز خرابتر گرداند. بهترین کار توافق بر سر عدم توافق است. بهتر است پیدا کردن راه حل را به زمان بهتری حداقل وقتی که از لحاظ جسمی و روحی استراحت نموده اید بگذارید. یک مکالمه کوچک سر میز صبحانه  مشکل شما را بهتر از ساعتها بحث بیهوده شب قبل حل می نماید. قانون دوم: صداقت بهترین راه است. شما ممکن است زندگی شخصی بسیار متنوعی قبل از ازدواج داشته باشید، حتی ممکن است قبلا ازدواج کرده باشید یا نامزد داشته اید. صداقت به این معنی نیست که شما همه آنچه را بر شما در روابط قبلی گذشته است را بیان نمایید. توضیح ریز مسایل و نوع روابط شما به شوهرتان باعث بوجود آمدن حس مقایسه شدن با آنها توسط شما را به وی دست دهد. در ارتباط با احساس شوهرتان بهتر است بدانید مردان دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند و در نبرد بر سر احساسات شما در جای دوم قرار گیرند. قانون سوم: تنهایی به تعطیلات نروید. نکته این قانون اینست که اگر مابین کار و امور خانه فرصت چند روزه استراحت یافتید حتما باید با شوهرتان به سفر بروید. ممکن است شما بخواهید به کوهستان دیزین بروید و اسکی کنید، شوهرتان دلش برای غواصی در کیش تنگ شده باشد. بهترین راه اینست که فرصت استراحت چند روزه ای را به یکدیگر بدهید. با دوستانتان برنامه سفر زنانه ای را بچینید و اجازه دهید شوهر شما هم به تفریح مورد علاقه اش با دوستانش برسد. مطمئن باشید هنگام برگشت از سفر خاطره های زیادی برای تعریف کردن به هم دارید. قانون چهارم: اگر دعوا و مشاجره می کنید پس حتما جدا خواهید شد. در حقیقت مطالعات جدید نشان میدهد که زوجهایی که مشکلات خود را در خود نگه می دارند و بروی طرف مقابل نمی آورند بیشتر از زوجهایی که با هم دعوا و مشاجره می نمایند از یکدیگر جدا میشوند. نکته مهم در مشاجرات و دعواها اینست که سعی نمایید از موضوع مورد بحث و اختلاف دور نگردید و کار را به جاهای باریک نکشانید. قانون پنجم: وقتی بچه دار شدید، آنها الویت زندگی شما می شوند. اغلب زوجهایی را می بینیم که روابط خود را کناری می گذارند تا والدین بهتری باشند. مطالعات نشان می دهد اینکار نتیجه کاملا معکوسی بدست می دهد. روابط زناشوئی مناسب نه تنها برای زوجها بلکه برای فرزندان نیز بسیار مهم است. روابط زناشوئی همراه با عشق و علاقه باعث احساس امنیت خاطر در فرزندان میگردد و این احساس باعث رشد بهتر فرزندان خانه میشود. حتما وقتی را در طول هفته برای زوج خود اختصاص دهید. یک گردش، سینما یا شام بدون فرزندان برای خود آنان نیز بهتر خواهد بود. قانون ششم: هرگز در تختهای جدا نخوابید. اگر شوهرتان خر و پف می کند یا شما می خواهید تا نیمه شب مطالعه نمایید یا همسرتان با تشک و ملافه تا صبح سر جنگ دارد از تخت دیگری برای خواب استفاده نمایید یا بروی کاناپه پذایرایی شب را به صبح برسانید. خواب خوب برای سلامت روان جسم و رفتار یک عامل بسیار مهم است. نکته مهم اینست که خواب جداگانه روابط جنسی زناشوئی را محدود ننماید. قانون هفتم: علایق خود را با علایق همسرتان سازگار نمایید. همانقدر که صرف لحظه به لحظه اوقات فراغت خود به انجام امور مورد علاقه خود مناسب یک زندگی مشترک نیست فراموش نمودن علایق شخصی که قبل از ازدواج داشته اید برای هماهنگی بیشتر با شوهرتان نیز در بلند مدت آسیبهای جدی به روابط شما خواهد زد. اگر شوهر شما استقلالی است و شما یک پرسپولیسی دو آتیشه لزومی ندارد به صرف خوشایند همسرتان طرفداراستقلال شوید. بهتر است شخصیت مستقل خود را حفظ نمایید چون شوهرتان از آغاز عاشق شمایی بوده که دارای شخصیتی مستقل با علایق خاص خود بوده. همچنین بطور مثال اگر شما اصلا فوتبال دوست ندارید و شوهر شما بازیهای لیگهای دسته سوم را نیز از دست نمی دهد بد نیست هر از چند گاهی مسابقه ای را با وی نگاه کنید. حتی برای یک نیمه. قانون هشتم: اگر احساس عشق آتشین از بین رفت روابط شما به پایان رسیده است. بسیاری از زوجهای موفق می دانند که آنچه روابط مستحکم زناشوئی را می سازد عشق آتشین اوائل آشنائی نیست بلکه دو رکن بسیار مهم ازدواجهای موفق اطمینان و تعهد است. این احساس که اگر عشق آتشین در شما از بین رفت بنابراین روابط از بین رفته است طرز فکر صحیحی نیست. قانون نهم: احساس خستگی نشانه بدی است. مشکل اینجاست که اگر در روابط مشکلی وجود نداشته باشد ما احساس خستگی، روزمرگی و کلافگی می نماییم. شاید یک روابط پر تنش هیجان انگیزتر باشد ولی برای بلند مدت، لزوما مناسبتر نیست. در یک زندگی برنامه ریزی شده روزمره همیشه جا برای یک برنامه هیجان انگیز وجود دارد پس زودتر دست بکار شوید. قانون دهم: روابط جنسی مرتب زوج شما را خوشبخت می نماید. احساس اینکه روابط جنسی نیز نوعی وظیفه روزمره است در بلند مدت باعث عدم ارضای کامل و بروز مشکلات عدیده میشود. بیاد داشته باشید که هر دو طرف باید از این روابط لذت ببرند. یک روابط جنسی ناخوشایند برای یکی از زوجین باعث عدم ارضای کامل زوج دیگر خواهد گشت و ضررهای زیادی به ارکان روابط زناشوئی خواهد زد. متاسفانه در ایران عدم رضایت جنسی زوجین عامل اصلی طلاق در چند سال اخیر بوده است بنابراین بهتر است با این بخش مهم از زندگی نه بصورت یک وظیفه بلکه یک ارتباط خوشایند دو طرفه برخورد نمایید.

محیط کارتان را دوست داشتنی کنید

بعد از مدتی کار کردن در یک محیط، با همکاران و کار همیشگی، اگر حس خستگی و و گاهی فرسودگی بکنید، کاملا طبیعی است.
9 نکته برای زندگی جنسی بهتر الویتهای نوین مردان در انتخاب همسر پارک ملت کجاست؟ آخر دنیا هم جای قشنگی است هفت مانع همدلی

آداب و رسوم

قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال

شکارچیان غیرقانونی تنها در بازه زمانی میان سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ حدود ۱۰۰۰۰۰ قلاده فیل را کُشته‌اند. به گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس، افزایش چشمگیر میزان کشتار فیل‌ها به دلیل بالارفتن تقاضا برای عاج فیل در چین و دیگر کشورهای آسیایی بوده است. اینک سال‌ها است که کارشناسان و کنشگران درباره کشتار جمعی فیل‌ها هشدار داده‌اند. اما پژوهشی جدید که به تازگی منتشر شده برای نخستین بار آمار فیل‌های کشته شده را به روشی علمی تعیین کرده است. پژوهشگران برای تعیین تعداد فیل‌های شکارشده یک بوستان را در کشور کنیا از نزدیک تحت نظر گرفتند و از طریق مقابله با دیگر داده‌های مرتبط که پیشتر منتشر شده بود آمار کشتار را در سراسر قاره آفریقا برآورد کردند. پژوهش فوق که توسط فیل‌شناسان برجسته جهان انجام شده به این نتیجه رسیده که نسبت فیل‌های کشته‌ شده از ۲۵ درصد در یک دهه پیش به حدود ۶۵ درصد از مرگ کُل فیل‌ها در حال حاضر رسیده است. این آمار، در صورتی که به همین منوال ادامه یابد به انقراض کامل این گونه خواهد انجامید. طبقه متوسط رو به رشد چین و تقاضا برای عاج فیل در این کشور ۱.۳ میلیارد نفری بازار سیاه عاج را رونق بخشیده و شمار بیشتری از مردم فقرزده آفریقا را به شکار غیرقانونی فیل‌ها سوق می‌دهد. لین داگلاس-همیلتون، مؤسس بنیاد «حفظ فیل‌ها»، اذعان کرد که «تقاضای کنونی برای عاج فیل غیرقابل ادامه است. نتیجه نهایی ما هم همین است. این میزان تقاضا باید کاهش پیدا کند. در غیر این صورت جمعیت فیل‌‌ها همچنان کاهش خواهد یافت». مرگ‌ فیل‌ها در سراسر آفریقا به یک میزان انجام نمی‌شود. بالاترین نرخ مرگ و میر در بخش مرکزی آفریقا و آفریقای شرقی - تانزانیا و کنیا - است. بوتسوانا در این میان نقطه‌ای درخشان است، چرا که جمعیت فیل‌ها در آنجا ثابت مانده و حتی رو به رشد است. در جنوب این قاره نیز شکارچی‌های غیرقانونی کرگدن‌ها را کشتار می‌کنند و هنوز به سراغ فیل‌ها نرفته‌اند. در آمار به دست آمده از شکار فیل‌ها بعضی از ارقام تکان دهنده هستند. جمعیت‌ فیل‌ها تنها ظرف سه سال در شکارگاه سلووس کشور تانزانیا از ۴۰۰۰۰ قلاده به ۱۳۰۰۰ قلاده سقوط کرده است. در این میان کشور چین متوجه شده که تجارت عاج چه ضربه‌ای به وجهه جهانی پکن وارد می‌کند. لیو زیانفا، سفیر چین در کنیا، با اذعان به این مشکل گفت: «جنایت‌های مربوط به حیات‌وحش نوعی نابهنجاری فرامرزی هستند.» وی در ادامه تأکید کرد که کشورش در پی اقدام عملی برای پایان دادن به تجارت غیرقانونی عاج است: «ما قویاً باور داریم که تنها از طریق اقدام مشترک است که عزم مبارزه با جرم‌های زیست‌محیطی به نتیجه خواهد رسید.» ‪

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق
رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ چهارشنبه سوری / سرخی تو از من آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان

سفر و تفریح

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها

دزدی از هتل

برخی از کسانی که چند شبی را در هتل اقامت می‌کنند، موقع خداحافظی برخی از وسایل اتاق را به رسم "یادگاری" با خود به خانه می‌آورند. بر اساس یک نظرسنجی یک سوم از مسافران از هتل دزدی‌کرده‌اند؛ برخی کمتر، برخی بیشتر. حوله‌های بزرگ و نرم، دمپایی‌های سبک و راحت یا ملحفه‌های سفید و لطیف هتل‌ها برای بسیاری وسوسه‌کننده است و دل کندن از آنها موقع رفتن کار چندان ساده‌ای نیست. برای همین برخی از این اشیا دست آخر موقع ترک هتل، بی سر و صدا سر از چمدان‌های مسافران در می‌آورند. سایت "هتلز دات کام"‌، از سایت‌های مشهور برای رزو هتل، به تازگی یک نظرسنجی را انجام داد که در آن ۸۶۰۰ مسافر از ۲۸ کشور جهان شرکت داشتند. بر اساس این نظر سنجی، دانمارکی‌ها درستکارترین گردشگران به شمار می‌روند. ۸۸ درصد از آنها عنوان کردند که تا به حال هرگز هیچ چیزی از اتاق هتل به سرقت نبرده‌اند. به این ترتیب دانمارکی‌ها به وضوح بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته‌اند زیرا با در نظر گرفتن تمامی ملیت‌های شرکت کننده در این نظرسنجی تنها ۶۵ درصد گفته‌اند که هرگز از اتاق هتل چیزی به سرقت نبرده‌اند. البته وسایل بهداشتی و آرایشی در دستشویی‌ها در این نظرسنجی به حساب گرفته نشده‌اند. از هر چهار آلمانی، یک نفر اعتراف به دزدی از هتل کرده است. در این میان کلمبیایی‌‌ها بدترین تصویر را از این نظر از خود بر جای گذاشته‌اند. بیش از نیمی از کوبایی‌ها اعتراف کرده‌اند که تا کنون یک یا چندین بار وسایل هتل را با خود به خانه‌آورده‌اند و به این ترتیب آخرین جایگاه را در فهرست درستکار بودن به خود اختصاص داده‌اند. کتاب، مجله، ملحفه و حوله بر اساس این نظرسنجی از محبوب‌ترین اشیای هتل در میان تمامی ملیت‌ها بوده‌اند که از چمدان‌ها سر درآورده‌اند. تنها چینی‌ها بوده‌اند که اعتراف کرده‌اند اغلب به وسایل تزئینی اتاق نظیر لامپ، ساعت یا قاب‌های عکس و نقاشی نیز نظر داشته‌اند و آنها را با خود به خانه آورده‌اند. ربد و شامبر‌، بالش، وسایل برقی نظیر اتوهای مسافرتی یا سشوار از جمله "سوغاتی‌های" کلاسیک هستند که مسافران از گذشته تا به حال به "بلند کردن" آنها علاقه نشان می‌دهند. بر اساس این نظرسنجی مسافرانی بوده‌اند که روکش توالت فرنگی و همچنین برس توالت را هم در چمدان جا داده‌اند. شماری دیگر نیز اعتراف کرده‌اند که تکه‌هایی از فرش اتاق را با قیچی بریده و با خود به خانه برده‌اند. نکته قابل توجه در این میان این است که دزدی از اتاق هتل نه تنها از گردشگران بلکه از کسانی که به سفر کاری یا برای شرکت در همایش در هتل اقامت داشته‌اند، سر زده است. و دیگر آنکه این گونه دزدی‌ها هم در هتل‌های پنج ستاره و هم در اقامتگاه‌های ارزان قیمت از "شکارچیان سوغاتی" سر زده است. هتلداران اغلب مجبور به کنار آمدن با غیبت ناگهانی وسایل اتاق هستند، زیرا در عمل هیچ امکانی برای جلوگیری از به سرقت رفتن آنها ندارند. از آنجایی که پیگیری حقوقی این موارد کاری زمان‌بر و نیز هزینه‌بر است، در موارد خاص در شماری از هتل‌ها یک "فهرست سیاه" از اسامی کسانی وجود دارد که سابقه منفی از خود بر جای گذاشته‌اند. این هتل‌ها به "شکارچیان سوغاتی حرفه‌ای" اتاق کرایه نمی‌دهند.   منبع: DWDE
پیشنهادهای آخر هفته چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت پیشنهادهایی برای آخر هفته ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان