1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می اید. اما فرا گرفتن مهارتی که اجازه ندهید چنین روندی تبدیل به روال عادی زندگی مشترک شما شود بسیار مهم و ضروری است. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، فقط یه کمی کمک نیاز دارد.

بکار بردن برخی جملات بطور دائم نه تنها کمکی به بهبود وضعیت زندگی شما نمی کند، بلکه آن را بر لبه مشاجرات دائمی و بیهوده قرار می دهد. این 7 جمله یا مشتقات آن در همان دسته قرار می گیرند. پس سعی کنید با تمرین، از گفتن آنها در جاییکه ضرورتی ندارد خودداری کنید.

تو هم عین باباتی / شماها خانوادگی اینطور هستید
وقتی چنین جمله ای را بکار می برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می دهید که قصد تحقیر او را دارید. بدیهی است که بکار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده اید اشاره می کند. اگر موردی می بینید که می توانید آن را به بقیه افراد فامیل همسرتان هم تعمیم دهید کمی فکر کنید و سعی کنید شکایت تان را بصورت مستقیم  تری بیان کنید.

اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت های مهم زندگی تان را فراموش میکند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر و برادر و بقیه افراد خانواده اش به جریان اجتناب کنید.

کی می خوای یه فکری یه حال کارت بکنی؟ کی می خوای کارتو عوض کنی؟
اگر همسر شما در حال حاضر مشغول بکار است قبل از بیان این دست سوالات از خودتان بپرسید دقیقا از کدام وجه کار همسرتان گله دارید؟ آیا درآمد وی کفاف زندگی را نمی دهد یا زمان کافی برای گذراندن با شما و بچه ها ندارد یا این شغل در سطح اجتماعی شما نیست یا ...؟

گذشته از آین واقعیت که شغل مردان برای آنها جنبه حیثیتی دارد به خاطر داشته باشید که تا جایی که ممکن است نباید درآمد پایین همسرتان را با تلاش ناکافی وی برای تامین رفاه خانواده یکی ببینید.

به جای آنکه مدام همسرتان را ملالت کنید بهتر است جلسات منظمی برای تبادل افکار و نظرات و اطلاعات تان در مورد امکانات شغلی جدید داشته باشید اگر خودتان شاغلید در مورد کار خودتان صحبت کنید و هر کاری می کنید همسرتان را در جایگاه پاسخگویی اجباری قرار ندهید.

مادرم، دوستم، فلانی گفته بود ممکن است اینکار را انجام دهی
وقتی این جمله را می گویید بی شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می شود اینکه شما در مقابل دیگران زندگی شخصی تان و مشکلات آن را بر ملا کرده اید. آیا برای خود شما تصور چنین صحنه ای آسان است. در چنین شرایطی همسرتان خودش را نه در کنار شما بلکه در مقابل شما و همه وابستگان تان می بیند. بدیهی است از آن پس هر چه از شما بشنود را به دیگران نسبت خواهد داد و بعدها به صفت ناخوشایند دهن بین هم ملقب خواهید شد.

به جای همه اینها حتی اگر از یکی از اطرافیان تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای بطور مثال کنترل کننده دارد ، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید. و سعی کنید به او نشان دهید این رفتار شما را چقدر آزار می دهد و راه حل های خود را با او در میان بگذارید.

خودم می توانم، کمک لازم ندارم
شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردا آثار مخربی دارد. آنها به شکلی سنتی مایلند خود را سوپرمن خانه شان ببینند. اگر شما به عنوان همسر و زن محبوب آنها این جمله را به کرات به زبان بیاورید این نقش را به مخاطره می اندازید. همسر شما مانند هر انسان دیگری از اینکه وجود موثر و مفیدی داشته باشد به خودش افتخار می کند.

گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد را به خوبی انجام نمی دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید بعد ها از اینکه نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته این پشیمان خواهید شد. هر انسانی به یک همراه احتیاج دارد، بگذارید همسرتان اسم آن را حامی بگذارد.

همیشه اینکارو می کنی/ هیچوقت اینکارو نمی کنی
این کلی گویی همسر شما را در حالتی تدافعی و به تدریج تهاجمی قرار می دهد. یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از اینکه شوهرتان جوراب های کثیفش را در راهرو انداخته دلخورید به او نگویید تو همیشه همینجوری هستی . اون از وضع غذا خوردنت اون از کارت اون از ....با اینکار همسرتان را گیج می کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است. صریح باشید و از کلی گویی پرهیز کنید. این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است.

واقعا فکر می کنی....
اگر اهل بکار بردن چنین جملات دوپهلویی به قصد اشاره ظریف به یک مشکل هستید، آن را کنار بگذارید. وقتی به شوهرتان می گویید: واقعا فکر میکنی این موقع شب کباب لقمه می چسبد، او هیچ نکته قابل درکی دریافت نمی کند. شاید منظور شما این باشد که خوردن غذای چرب در ساعات پایانی شب برای کسی که کلسترول دارد مناسب نیست ولی بیان آن به آن شکل مرموز کمکی به شما نمی کند.

با اون دوستات/ با اون فامیلت
طبیعی است که شما همه دوستان و آشنایان و بستگان شوهرتان را تایید نکنید اما این خیلی غرطبیعی است که از آنها برای تحقیر او استفاده کنید. وقتی چنین جمله ای را بکار می برید معنی آن این است که خودم باید برایت چند تا دوست پیدا کنم و راستش را بگویید خود شما چنین شرایطی را می پذیرید؟

اگر معاشرت با اطرافیان همسرتان را دوست ندارید به او پیشنهاد دهید آنها راتنها ببیند. تنها به این دلیل که ازدواج کرده اید مجبور نیستید در تمام دقایق یکدیگر را همراهی کنید. با بیان دلایل تان و دادن فضایی که او برای زندگی شخصی اش لازم دارد به دوام زندگی تان کمک می کنید.

دیدگاه‌ها  

0 # camelia 1390-10-26 14:56
man ke vaghti asabani misham nemitonam jeloye khoidamo begiram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # hanieh 1390-10-26 14:57
خوب واقعیت،اخلاقاشون عین باباهاشون گند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # camelia 1390-10-26 14:58
ghorbone dahanet hanieh joon,har chiz akhlage gande gereftan o akhlaghe khobo nemibinan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-10-26 14:59
khob shoma ke migid nemitonin jeloye khodetono begirid agar hamsareton in harfo bezane chi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # camelia 1390-10-26 15:00
man haghighato migam,vali man akhlaghaye khobe khanevadamo azashon yad gereftam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nima 1390-10-26 15:01
baba shoma khanooma hoooraein ma marda bad.khobe
hoooooooooooooora
hooooooooooooora
hoooooooooooora
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سهیل 1390-10-26 15:01
نیما جون مثل اینکه شما هم زجر کشیده ای داداش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nima 1390-10-26 15:02
che joram,mage mishe mardi ezdevah koneo az in harfa az khanoomesh nashnave agha soheil
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  

تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان

به گزارش اینترنتی ساینس دیلی، تحقیق \'موسسات ملی بهداشت\' در امریکا نشان می دهد که کودکان مادران چاق بیشتر از سایر کودکان در معرض احتمال تاخیر در رشد توانایی حرکت عضلات کوچک قرار دارند، کودکان پدران چاق نیز احتمال بیشتری دارد که در مهارت های اجتماعی ناموفق باشند؛ علاوه بر این، کودکانی که از والدین بسیار چاق متولد می شوند، احتمال بیشتری دارد که از عهده تست های مربوط به توانایی حل مسئله برنیایند. کودکانی که دچار تاخیر در رشد مهارت کنترل حرکت عضلات کوچک مانند حرکات انگشتان هستند، نمی توانند به خوبی از ماهیچه های کوچک خود استفاده کنند، بنابراین کارهایی مانند نگه داشتن مداد رنگی با انگشتان برای این دسته از کودکان نیاز به دقت و توجه زیاد دارد. در این تحقیق بیش از پنج هزار زن و کودک در امریکا مورد بررسی قرار گرفتند. کودکان یک بار در چهار ماهگی و 6 بار در سه سالگی بررسی شدند، مادران آنها اطلاعاتی را مربوط به قبل و بعد از دوران بارداری درباره سلامتی و وزن خود و نیز وزن همسر خود ارائه دادند. نتایج نشان داد احتمال موفق نشدن کودکان مادران چاق در تست های مهارت های حرکتی ظریف تا سن 3 سالگی در قیاس با کودکان مادران دارای وزن طبیعی، 70 درصد بیشتر بود. کودکان پدران چاق نیز 75 درصد احتمال بیشتری داشت که با موفق نشدن در معیارهای مهارت فردی و اجتماعی مواجه شوند که توانایی آنها را در ارتباط و تعامل با دیگران تا سن 3 سالگی تعیین می کرد؛ همچنین تا سن 3 سالگی کودکان والدین چاق نزدیک به 3 برابر احتمال بیشتری داشت که در بخش حل مسئله آزمون ها که برای این سن تهیه شده بود، موفق نشوند.
با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ نوزادان استعداد ریاضی دارند نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم بیخوابی کودکان، کابوس والدین

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

داستان خانواده اردلان

زوج ايرانی برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری در آمريکا شدند.. مسعود اردلان، که در منطقه خليج (بِی اِريا) در کاليفرنيا ساکن است، چهارشنبه هفته گذشته بر حسب عادت سری به فروشگاه پمپ بنزين جاده «ايگناسيو ولی» زد. آقای اردلان طبق معمول برای خريد «تخمه کدوهای مورد علاقه اش و پر کردن باک بنزين ماشينش» به فروشگاه کنار پمپ بنزين رفته بود و اين بار «چون فقط ۱۵ دلار ته جيبش مانده بود» تصميم گرفت که به جای تخمه کدو بليط بخت آزمايی بخرد.  يک روز بعد مسعود اردلان که ۱۶ سال پيش در جريان يک طرح تعديل نيرو، کارگاه محل اشتغال خود را برای هميشه ترک کرده بود، حُميرا، همسرش را به سالن آرايش محل کارش رساند. اين مرد خوش شانس ايرانی، وقتی به خانه برگشت پيغام دوستش را دريافت کرد که خبر می داد يک نفر در منطقه آنها برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری «سوپرلوتو پلاس» شده و از او خواست بليط هايش را چک کند. مسعود اردلان می گويد وقتی ديد هر شش شماره روی کارت او با ارقام اعلام شده همخوانی دارد، «گيج شد، برای همين بلافاصله به سالن محل کار حُميرا، همسرش، رفت تا به او خبر دهد.» حميرا می گويد: حرفش را باور نکردم. روز جمعه، اين زوج که ۲۵ سال سابقه زندگی مشترک دارند به ساکرمنتو رفتند تا جايزه شان را دريافت کنند که به گفته مسؤولان سوپرلوتو بعد از نقد کردن، حدود ۳۳ ميليون دلار می شود. با نرخ دلار آزاد در حدود 115 میلیارد تومان !! آقای اردلان که در گذشته مدير تکثيرات بوده می گويد قصد دارد با اين پول کسب و کار خودش را راه اندازی کند و دوستان و اقوام جويای کار را استخدام کند. او می گويد همچنين در نظر دارد برای همسرش نيز يک سالن آرايشگری خريداری کند. برنده ايرانی تبار جايزه ۳۳ ميليون دلاری می گويد:‌ اين مبلغ پول زيادی است، خيلی کارها می توانيم با آن انجام دهيم، کلی می شود با آن تخمه کدو خريد! شايد بشود حتی يک کارخانه توليد تخمه کدو هم خريداری کرد. مقام های «سوپرلوتو» می گويند همسر مسعود اردلان تصميم دارد با وجود برنده شدن اين جايزه بزرگ، مانند گذشته روز جمعه بعد از ظهر بر سر کار خود در سالن آرايشگری حاضر شود. شماره هايی که مسعود اردلان را به رؤياهای بلندش رساند عبارتند از: 8 34 22 3 2 1

ده توصیه زنانه برای تخت خوابی گرمتر

مجله « ماکسیم»، تلاش مداومی را از 22 سال پیش شروع کرد تا بگوید ما مردان بهتر است این حقیقت را بپذیریم که موقعیت زنان و سطح خواسته و شعور جنسی شان افزایش یافته است. ولی مردان با وجود افزایش اطلاعات و دسترسی بیشتر به سکس، در بیشتر مواقع مردان دقیقا نمی دانند توقعات جنسی زنان چیست؟ مجله ماکسیم برای معرفی توقعات جنسی زنان، این بار به سراغ خود آنها رفته است و توصیه های جنسی 10 زن را جمع آوری کرده است: 1- اصلا عجله نکنید با شیطنت تمام، به همه نقاط بدن ما توجه کنید. در قدم اول، بگذارید حس کنیم که مشغول یک ماجرای یکنفره نیستید. بدن ما را ناز کنید. ببوسید و به ما فرصت دهید داغ شویم. 2- می خواهیم صدای تان را بشنویم همانطور که شما دوست دارید صداهای برخواسته از تمنای جنسی ما را بشنوید ما هم می خواهیم شاهد صحبت کردن شما در این لحظات باشیم. بیتابی تان و کارهایی که میخواهید با ما بکنید را بر زبان بیاورید.  تا حس کنیم که به خاطر ما تحریک شده اید. با این کار ما را از بودن در کنارتان ذوق زده می کنید. ما زنان اگر کنار شما احساس امنیت و تمنا را تجربه کنیم مثل یک شکوفه زیبا باز می شویم و همه جذابیت ذاتی مان را نثار شما می کنیم. 3 – دستان تان بیکار نباشد برای اغلب ما به ارگاسم رسیدن فقط با دخول شاید غیرممکن باشد برای همین با دستان و انگشتان تان به سراغ نقاط حساس ما بیائید. بهترین حالت تحریک جنسی  و نرم و لغزان شدن ما، به کارگیری همزمان تماس انگشتان تان به همراه آلت تان در اطراف و درون عضو جنسی ما است. 4- هر شگردی بلدید رو کنید هر کدام از ما زنها به شیوه خودمان، داغ می شود و تمایل پیدا می کنیم که به نزدیکترین شکل ممکن، کنار و درون مان باشید. بعضی از ما دوست داریم روی باسن ما با کف دست تان، بازیگوشانه و با ظرافت بزنید. بعضی از ما دوست داریم نجواهای تحریک کننده و حتی غیرمرسوم در زیر گوش مان زمزمه کنید. شاید  هم تصادفا مثلا کشف کنید اطراف کشاله ران ما، عاشق تماس داشتن با لب های شما است. 5 – آرام و بدون عجله لخت مان کنیددوست داریم مثل یک هدیه که کادو پیچی شده است به آرامی لباس مان را در بیاورید. اینطوری حس می کنیم که قدر ما را می دانید و شاهد جزئیات ظریف و کش و قوس های بدن ما خواهید بود. البته بعضی از زنان دوست دارند کاغذ کادوهای که دور بدن شان را پوشانده است با شتاب و قدرتمندانه، برداشته شود. 6 -ذکر و فکرتان، تمام شدن نباشد شما مردان باید دیر یا زود یاد بگیرید که خودتان را کنترل کنید و یکه تازی نکنید. بگذارید این مسیر را تا مقصدِ لذتبخش، با هم طی کنیم. 7. حالت های جدید را با هم امتحان کنیم. همه ما دو سه نوع از حالت آمیزش را مدام تکرار می کنیم و طبعیتا پس از مدتی خسته کننده و بیمزه می شود. یادتان نرود که هر چند وقت، یک حالت آمیزش جدید را  معرفی کنید. 8. سرتان را به سمت ناز ما ببرید نزدیک شدن لب تان به زیر شکم ما خیلی دوست داشتنی است بویژه اگر بلد باشید چه کارها می توانید انجام دهید.  کاش همه مردان  پی می بردند این کار چقدر بین زنان طرفدار دارد. 9. به چشمان ما بنگرید عمل جنسی خیلی مطبوع تر می شود اگر وقتی در درون یک زن هستید و همزمان با بوسه و نوازش و چشم در چشم دوختن ها بر صمیمیت ماجرا می افزائید. 10 – عشقبازی یعنی همه چیز برای بعضی زنان، عشقبازی حتی دوست داشتنی تر از آمیزش است. از عشقبازی، با شتاب عبور نکنید.  
اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید رازهایی که زنان در مورد مردها نمی دانند زنی جوان، پشت نقاب پیری از لادیزنگار: خواص سنگ ها

مطالب تصادفی

حرفه من

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل 10 گام تا استخدام دختران آتش حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب

یک نگاه دیگر به فیسبوک، یک تصویر دیگر در اینستاگرم یا یک اس ام اس آخر قبل از خواب تاثیرات منفی استفاده شبانه از تلفن هوشمند بر بدن و مغز ما   از زمانی که تلفن های هوشمند به زندگی روزمره ما تسلط چشم گیری پیدا کرده اند، هر یک از ما نیز در این رابطه عادات متفاوتی مانند چک کردن ایمیل، واتس آپ یا فیسبوک قبل از خواب شبانه و غیره را در پیش گرفته ایم. طبیعتا، عادات شبانه فوق (چک کردن موبایل قبل از خواب) بر روی کیفیت خواب ما تاثیر مستقیمی می گذارند و همانطور که احتمالا حدس می زنید تاثیر فوق چندان مثبت به نظر نمی رسد.   «دان سیگال» پروفسور روانشناس در مورد تاثیر منفی و آسیب گزار نگاه به انواع صفحه های کامپیوتر و موبایل توضیح می دهد. پروفسور دان سیگال تاکید می کند که باید اعتیاد خود به تلفن های هوشمند و انواع صفحه های مانیتور را کاهش دهیم و حداقل یک ساعت قبل از خواب به مغز خود استراحت دهیم.   زمانی که ما به تلفن هوشمند یا صفحه مانیتور خیره می شویم، جریان مستقیمی از فتون های نور به چشمان ما وارد می شود و به این ترتیب مغز فرمان "بیدار بمان، هنوز زمان خواب فرا نرسیده" دریافت می کند. در چنین موقعیتی، مغز ترشح هورمون ملاتونین که به صورت طبیعی قبل از خواب آزاد می شود را به تعویق انداخته و در نتیجه ساعات لازم برای خواب پیدا می کنند.   هنگام خواب، سلول های عصبی فعال مغز در حال استراحت هستند، اما سلول های حمایت کننده دیگر مغز به پاک سازی مغز از سمومی که توسط سلول های فعال مغز ایجاد شده اند، مشغول می باشند. بنابراین اگر شما کمتر از 9-7 ساعت می خوابید، سموم زائد هنوز در مغز باقی می مانند و در نتیجه با افزایش فشار جسمی، اختلال حافظه، کندی در حل مشکلات و سوخت و ساز آهسته بدن (تمایل به چاقی بیشتر) روبه رو خواهید شد. بنابراین سعی کنید، زمانی که احساس خستگی می کنید، موبایل خود را کنار گذاشته و به مغز خود استراحت دهید.

افزایش سن برابر است با کاهش دوستان

وقتی جوان هستیم دوستی نقش اساسی در زندگی ما دارد ولی هر چه مسن تر می شویم با اینکه نیاز به دوست بر قوت خودش باقی است از تعداد دوستان کاسته می شود.   در سلسله مراتب روابط انسانی، دوستی همیشه وجود دارد ولی رتبه آخر نصیبش می شود. دوستی عاشقانه مهمترین شان است بعد عشق به والدین و فرزندان و در نهایت دوستی معمولی قرار دارد. دوستی تامین کننده سه توقع همیشگی است. با دوست می شود حرف زد. می توان به دوست در لحظات دشوار زندگی تکیه کرد و گذراندن وقت با دوست لذتبخش است. در کودکی، دوستی یعنی یکی باشد که تفریح و بازی کنیم. در نوجوانی صمیمت و  حمایت از همدیگر اصل است… بدی دوستی در نوجوانی ناپایدار بودنش است چون شخصیت ها و خصلت ها عوض می شود. نوجوانی، مرحله شکل گیری هویت است و دوران خوبی برای اعتماد و آموختن تجربیات از طریق دوستی ها است اولِ جوانی بهترین دوران دوستی بین افراد است. آدم ها از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند و تقریبا می دانند چه چیزهایی برای شان جالب و مهم است. بر اساس آمار، افراد بین 20 تا 24 ساله بیشتر از هر دوره ای با دوستان خود وقت می گذرانند. اولین تراژدی مربوط به تجربه دوستی در پایان دوران جوانی اتفاق می افتد وقتی که عملا برای دوستانی که نقش مهمی در تصمیمات زندگی داشته اند وقت وجود ندارد. از میانسالی به بعد، وقت برای دوستان مدام کمیاب می شود. همه افراد، مشغول اصلی فرعی کردن ماجراهای پیرامون خود هستند. ازدواج باعث بیشترین ریزش در تعداد دوستان است. عروسی ها در حقیقت محل آخرین گردهم ایی دوستان عروس و داماد است. مراسمی که با از دست رفتن دوستی ها ثبت می شود. ،نگهداری و وماندگاری دوستی دو شرط اساسی دارد. اینکه چقدر قدرت گفتگوی صمیمی پرورده شده است و دیگر اینکه چقدر نسبت به هم احساس تعهد و یاری می کنند. از میانسالی به بعد دوستی ها بستگی به شرایط افراد دارد. به مسئولیت های زندگی ، شغل و فرزندان… در دوران بازنشستگی و شروع کهولت سن، میل و انگیزه برای یافتن دوست جدید کم می شود چون انرژی، تحمل و حوصله کافی برای ایجاد یک دوست خوب موجود نیست. آدمها با افزایش سن شان به طور طبیعی و خیلی آرام، ناگزیرند شاهد کاهش دوستان شان باشند. مریضی ها و حتی مرگ و میر از تعداد دوستان بسیار قدیمی می کاهد. با این وجود نیاز به دوست، معاشرت، اعتماد و پشتیبانی معنوی از همدیگر، همیشه در زندگی افراد پابرجا خواهد ماند.  
عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی منو ببخش 4 موضوعی که نباید در اولین قرار ملاقات بازگو شوند چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم زندگی در ماه عسل

آداب و رسوم

رسوم عجیب ازدواج

"نه اینکه باورنکردنی باشند، نه! آنها بیشتر عجیبند. "  از مردمان دنیا صحبت می کنیم؛ از مردمانی که بعضی هایشان به جای سلام و احوال پرسی های معمول در همه جای دنیا، هنگام ملاقات یکدیگر سکوت می کنند، چشم ها را می بندند و سر تکان می دهند، از مردمانی که بعضی هایشان در نخستین شب خوابیدن در خانه ی دیگران سه بار بالشت خود را پشت و رو می کنند تا شاید خواب خوب شبشان تعبیر شود و رویایشان به صاحبخانه نرسد. در هر گوشه ای از این جهان هزار رنگ که متولد شویم به شیوه ی خودمان خوراک می خوریم، به همان چیزی می گرییم که بیشتر هم وطنانمان ، گوشمان به شنیدن لالایی هایی هزار ساله مادرانمان عادت می کند و هنگام ازدواج آداب و رسوم خاص خودمان را داریم. همان آداب و رسومی که شاید برای پسری سیه چرده از اهالی شاخ آفریقا یا برای زنی از کوه های غرب اروپا نه اینکه باورنکردنی اما عجیب به نظر می رسد. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم داشت به برخی از سنت ها و آداب و رسوم عجیب در نقاط گوناگون دنیا: من می شکنم، پس هستم!آلمان هرچه کاسه و بشقاب نزدیکتان است از دست عروس و داماد دور کنید. آنها هرچیز شکستنی را می شکنند! یکی از رسم های قدیمی بین آلمانی ها این است که پیش از مراسم رسمی ازدواج میهمانی در فضای باز برای نو عروس و داماد ترتیب می دهند تا آنها هر چه قدر دلشان می خواهد کاسه و بشقاب، سرویس بهداشتی، دیس و ظروف سفالی بشکنند! اما این زوج خوشبخت حق شکستن حتی یک لیوان یا آینه را ندارند. اهل فامیل و دوستان نیز در شکستن به آنها کمک می کنند اما فقط و فقط عروس و داماد هستند که می بایست خرده های ظروف را جمع و جارو کنند و حتی یک شیشه ی کوچک هم نباید جایی باقی بماند! گویا قرار بر این است که این دو نفر یاد بگیرند باید هم پای هم کار کنند و زحمت بکشند!این رسم همان قدر که بامزه به نظر می رسد برای فروشندگان لوازم خانگی آلمان هم حتماً جذاب، دوست داشتنی و منفعت زا است. بی تردید هیچ کس در جهان به اندازه این فروشندگان  پشتیبان ادامه و حفظ آداب و رسوم چنین نیستند! عروس به گند کشوناسکاتلند "می خوای عروس شی؟  پس بگیر که اومد!"  این جمله ای است که بسیاری از دختران اسکاتلندی در روزهای آخر مجردی خود می شنوند! دوستانشان، دختر و پسر، میهمانی ترتیب می دهند تا هرچیز مشمئز کننده و گندیده دنیا را نثار سر و صورت نوعروس کنند! از تخم مرغ های شکسته و گوجه های نرم شده گرفته تا پرهای مرغ آغشته به روغن و چسب! قرار بر این است که عروس آنقدر در چیزهایی که متنفر است غرق شود که دیگر فکر آه و ناله کردن برای مسائل پیش پا افتاده را فراموش کند! بعد از اینکه صورت و بدن دختر کاملاً آغشته به رنگ، بو، چسب و ... شد او را در محله و خیابان دوره می گردانند تا برای امور ظاهری هرگز خجالت نکشد! اسکاتلندی ها معتقدند هیچ شرایطی در زندگی نیست که غیر قابل تحمل باشد؛ باید برای رویارویی با همه چیز آماده بود! شگفت انگیزهای حقیقتاً جالب پیرامون آداب و رسوم جوامع مختلف جهان بسیار است. در بخش های بعدی این مطلب با بسیاری از این سنت های متفاوت و گاه حیرت آور آشنا خواهیم شد.

آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان

ایرانیان چهارهزار سال پیش چطور زندگی می كردند؟ آیا همان مسایلی كه برای ایرانیان قرن بیست و یك مهم است برای اجداد ما هم مهم بوده است؟ وقتی اندكی در تاریخ عقب می رویم می بینیم برخی مناسك هیچ گاه تغییر نكرده اند. از جمله آنان مراسم كفن و دفن مردگان است.
عید فطر در ایران مردان شمشیر به دست حاجی فیروز بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران آش دندونی

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت اول)

ایران زیبای ما فقط شامل پرسپولیس و سی و سه پل و بازار تبریز و سواحل خزر نیست. اگر کسی بخواهد همه ایران را ببیند احتمالا باید یک عمر را در چهار سوی این کشور پهناور سفر نماید و باز هم احتمالا جایی چیزی دیدنی را از قلم خواهد انداخت. با نزدیک شدن تعطیلات سال جدید نگاهی می اندازیم به چهار گوشه از ایران، کشور زیبایمان، که شاید کمتر نامی از آن تاکنون شنیده بودیم. بهتر است بجای خرج کردن همه وقت و پول خود در سواحل تایلند یا آنتالیا وقتی و بودجه ای را نیز برای شناختن زیبایی های خانه مان کنار بگذاریم. چشمه های باداب سورت ساری چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دوّمین اثر ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی به‌وسیلهٔ سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان ثبت جهانی شده است. چشمه‌های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، دهستان پشتکوه، روستای ارست، قرار دارد. چشمه‌های باداب سورت شامل دو چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته‌است. جریان آب‌های رسوبی و معدنی این چشمه‌ها طی سال‌ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده‌ها حوضچهٔ بسیار زیبا به رنگ‌های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه‌های مختلف پدید آورده‌است. این طبقات و حوضچه‌ها در واقع جاذبهٔ اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه‌های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است. باداب ترجمهٔ تحت‌اللفظی واژهٔ مازندارانی «وا اُ» است. وا (باد) به نوعی درد (رُماتیسم) اشاره دارد که با استفاده از آب معدنی درمان می‌شود. همچنین باداب به معنی آب همراه با گاز است. این چشمه‌ها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده‌اند و در ایران بی‌نظیر هستند و تنها در شش کشور دیگر پدیده‌ای تا حدّی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچه‌های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل‌های سوزنی برگ است. خانه لاریها در یزد خانه لاریها و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام خمینی، محله فهادان، مجاورعمارت کلاه فرنگی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. خانه لاریها شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد. این خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده‌است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می‌شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزیر بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره‌ها، ارسی‌ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه‌های زیبا و عالی خانه‌های اعیانی قرن سیزدهم است. این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. قلعه فلک الافلاک خرم آباد فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم آباد در استان لرستان است. فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است. این بنا مربوط به دورهٔ ساسانی است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت این قلعه به دوره ساسانیان می‌رسد. ساسانیان شهری با نام شاپورخواست در حدود منطقه کنونی خرم آباد ساختند که بعدها ویران شد و در حدود سده هفتم هجری خرم آباد فعلی به جای آن بنا گردید. گمان می‌رود که قلعه فلک‌الافلاک همان دژ شاپورخواست باشد که در دوره ساسانی کاربرد حکومتی و نظامی داشته‌است. از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز بنام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک‌الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده‌است. این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به وزارت فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سال 1354 این بنا با راه‌اندازی موزه مردم‌شناسی و مفرغ های لرستان به موزه تبدیل شد. در سالهای اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه‌های باستان‌شناسی، مردم شناسی، آزمایشگاه مرمت اشیاء، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی تاریخی راه‌اندازی شده‌است. در متون تاریخی از قلعه فلک‌الافلاک با نامهای گوناگونی مانند دژ شاپورخواست، دز بر، قلعه خٌرمآباد، قلعه دوازده برجی از آن یاد شده‌است. فلک‌الافلاک که در لغت به معنی سپهر سپهران یا فلک نهم است عنوانی ایست که در دوره قاجار به این بنا اطلاق شد و اکنون نیز به همین نام مشهور است. کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می‌گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده‌است. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده‌است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه‌ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است. این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری  که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد. در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد. همچنین تعمیرات اساسی و گسترده‌ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته آن، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور و با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه صورت گرفته‌است.

قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان

قلعه رودخان نام قلعه ای تاریخی متعلق به دوره ی سلجوقی که در 20 کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان سر سبز گیلان همچون دژی عظیم لابلای کوه ها خود نمایی میکند.
پیشنهادهایی برای آخر هفته از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور بالاتر از هیجان ایران زیبای ما (قسمت دوم)