1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در دوازدهمین مرداد بی بامداد، آیدا، لبخند آمرزش شاعر از سال هایی که با او و بدون او سپری کرده می گوید. این گفتگو توسط   "حمید جعفری" انجام شده و از وبسایت رسمی احمد شاملو به آدرس زیر نقل می شود.

با غم نبودن شاملو چه می‌كنید؟
صبوری. فکر نمی‌کردم حضورش آنقدر پررنگ احساس شود و موثر باشد. در این خانه خیلی اتفاق‌ها افتاده است شعرهایش در این خانه ضبط شده. صدایش را می‌شنوم، حرکاتش را هم می‌بینم.
غیبت شاملو سخت به نظر می‌رسد. از آنجا می‌گویم که وقتی می‌گویید از این خانه که بیرون می‌روید دلتان می‌خواهد زود به خانه بازگردید.
خانه که هستم او نیز هست. وقتی نبود هیچ کاری نمی‌توانستم انجام دهم.
خانم آیدا! در فیلم «شاعر بزرگ آزادی» منتقد ادبی «ضیاء موحد» می‌گوید: «بعد از حافظ شاملو تاثیرگذارترین شاعر ایران است... و همان طور که حافظ تصویرگر عشق آسمانی است، شاملو تصویرگر عشق زمینی است.» درباره‌ی شاعر که آثار شاملو گواه ماجرا است. اما آیدا چه تاثیری در این آفرینش دارد؟
سکوت...
چه اتفاقی می‌افتد؟ (مکث...) شاملو پیش از این که من را ببیند عاشقانه‌های زیبایی سروده است. شاید نوع دیگری از رابطه را کشف می‌کند، رابطه‌ای که با من دارد و این تجربه و رابطه‌ی حسی را قبلاً نداشته است. یک رابطه‌ی فراتر و عمیق می‌تواند بین دو انسان شکل بگیرد که آن را می‌گوییم «دوستی عمیق» که یک حس مشترک است. حسی که به زبان نمی‌آید. هر آنچه در تو می‌گذرد او درمی‌یابد هرآنچه دلخواه تو است او انجام می‌دهد، می‌شنود، می‌خواند... و متقابلاً. انگار سویدای جانت را می‌داند. آیینه‌ات می‌شود. به دل تو رفتار می‌کند، به ظریف‌ترین نکات این رابطه‌ی رازگونه توجه نشان می‌دهد. دوستان زیادی داریم، تنها با اوست که این رابطه برقرار می‌شود.
«ا. بامداد» از كجا آمد؟
سه مرحله دارد تولد این نام مستعار. «آهنگ‌های فراموش‌شده» كه در سال ۱۳۲۶ منتشر شد با نام احمد شاملو است با روحیه‌ی یك جوان وطن‌پرست وپرشور رمانتیك. در اثر بعدی «قطعنامه» شاملو یک جوان معترض است که از خودش انتقاد می‌کند و نمی‌خواهد با نام احمد شاملو بنویسد و از نام مستعار «ا. صبح» استفاده می‌كند. مجموعه‌ی «آهن‌ها و احساس» سومی است كه مصادف با كودتای ۲۸ مرداد است، در آتش می‌سوزد. شاملو به زندان می‌رود در زندان متحول می‌شود پس از آزادی «هوای‌تازه» را با نام «ا.بامداد» منتشر می‌كند.
شعرهای شاملو که برای شما زنده‌اند. حس آیدا از شنیدن این قطعات چیست؟
لبانت به ظرافت شعر...
ــ شرم
مرا تو بی‌سببی نیستی...
ــ هم‌دلی
آنگاه بانوی پرغرور عشق خود را دیدم...
ــ کشف
عشق را، ای کاش زبان سخن بود...
ــ خفقان
دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت ‌می‌دارم …
ــ بی‌حرمتی
برای آیدا کدام یک از شعرهای شاملو نشان از عمق رابطه شما داشته است...
«سرود ششم». شاید برای شما عجیب باشد که چرا سرود ششم!
چرا سرود ششم؟
خودم هم نمی‌دانم چرا این شعر را انتخاب می‌کنم. شاید برای اینکه همه چیز در این شعر جمع است. نه آغاز و نه پایان.
با این حال عاشقانه‌ترین در میان اشعار شاملو را این سروده می‌دانید.
عاشقانه‌ترین! نمی‌دانم. بعد از «چهار سرود برای آیدا» و «سرود پنجم» که سال‌ها پیش سروده شده است، ناگهان «سرود ششم» سروده می‌شود در میان آخرین آثارش‌. این شعر نتیجه‌‍‌ی چهل سال زندگی شاملو با من است.
(آیدا می‌خواند: شگفتا که نبودیم)...
سکوت...
انگار خیلی از خاطره‌ها در ذهن شما مرور و تصویر شد. حس می‌کنم برخی مسائل یادتان آمد که...
وقتی «چهار سرود برای آیدا» و «سرود پنجم» را می‌خوانید پر از شور و هیجانِ آغاز است و همه چیز در آرزوی «شدن» است و بعد از گذشت چهل سال... اذیتم می‌کند وقتی می‌گوید: «هزار معبد به یکی شهر / بشنو گو یکی باشد معبد به همه دهر / تا من آنجا برم نماز که تو باشی»
شعر «میعاد» را به یاد دارید؟ اولین شعری است که بعد از وصلت ما سروده شد. شاملو انگار حاضر است که بمیرد... «در فراسوی پیکرهایمان با من وعده‌ی دیداری بده...» حس کردم آن لحظه که دو نفر یکی می‌شوند رخ می‌دهد. می‌خواهد بمیرد و در دنیای دیگر این حس تکرار شود. این احساس عجیبی است که شاملو دارد. خودم هم اینگونه‌ام. انگار تکرار یک تجربه‌ی خوب، ناب بودنش را از بین می‌برد.
طی سال هایی كه با شاملو زندگی كردید، در جواب شعرهای او خطاب به آیدا، شعری هم برای او گفتید؟
نه! شعر من شاملو بود. زیباتر از او فكر نمی‌كنم شعری باشد.
خلق «آیدا در آیینه» چگونه بود؟
شبی پیش شاملو در خانه‌ی مادرش بودم. تابستان بود و در غروبش باران عجیبی هم بارید. فردا که به خانه‌ی آن‌ها رفتم، او نبود. نشستم روی تختش که کنار دیوار بود و پشت به دیوار. ناگهان برگشتم دیدم با مداد روی دیوار شعری نوشته شده با اسم «آیدا در آیینه» كه تاریخ و امضا هم دارد. متحیر شده بودم و حال عجیبی داشتم. ناگهان وارد شد. نگاهش كردم! گفت بخوان. شعر كه می‌نوشت من باید با صدای بلند می‌خواندم. خیلی عادی گفت دیشب بیدار شدم خواستم بنویسم دیدم كاغذ نیست روی دیوار نوشتم. آن شعر بدون هیچ تغییری در كتاب چاپ شد. هیچ وقت نتوانستم این وجه او را كشف كنم.

یك سال آخر زندگی شاملو چگونه سپری شد؟
وضع جسمی و در نتیجه روحی او خوب نبود. بارها در مسیر بیمارستان ایرانمهر بودیم. یك بار در این یك سال حال او رو به وخامت گذاشت. یكی دو روز به كما رفت اما برگشت. تا لحظه‌ی آخر پشت کامپیوتر می‌نشست و كار می‌كرد ولی از ۱۸ تیر ۷۸ و آنچه در كوی دانشگاه اتفاق افتاد شاملو دیگر سر بلند نكرد تا لحظه‌ی آخر.
تاثیر این خبر روی شاملو چه بود؟
واقعه‌ی ۱۸ تیر ۷۸، تیر آخر بود به قلب شاملو. از بیمارستان آمده بودیم. كه خبر به ما رسید. از آنجا شاملو دیگر نتوانست بایستد. تا پیش از این با عصا روی یك پا می‌ایستاد تا دوم مرداد سال بعد...
(سكوت...) هر وقت هم به ۱۸ تیر می‌رسیم عجیب به هم می‌ریزم. چند روز حال غریبی دارم.
آخرین دیالوگ‌های بین شما چه بود؟
اجازه دهید نگویم. سه روز آخر درد وحشتناكی داشت از زخم بستر. فكر می‌كنم راحت شد. تنها تسلی كه به خودم می‌دهم این است كه دیگر درد نمی‌کشد. از درد کشیدن خسته شده بود.او که عاشق زندگی بود. زیبایی را دوست داشت. این عاشق...
ترس از مرگ هم نداشت. منتظرش بود. دائماً می‌گفت عزرائیل انگار نشانی خانه‌ی ما را گم كرده. گفتم تو هنوز ۷۴ ساله هم نشدی. جای کسی را هم تنگ نكردی.گفت آیدا من بروم كه شماها راحت شوید. این حرفش ویرانم کرد.
و دوم مرداد ماه؟
در همین خانه بودیم. گاوگُم غروب بود كه شاملو در آغوش من... (سكوت...)
در امامزاده طاهر كرج چه گذشت؟
همان یکشنبه شب آقای «دولت آبادی»، «دكتر گلبن»، دكتر «پارسا» و آقای «كابلی» ساعت دو نیمه شب آمدند خانه‌ی ما. «دولت آبادی» خبر درگذشت شاملو را برای رسانه‌ها تنظیم كرد. صحبت این بود كه كجا دفن شود. نظر من هم جایی بود كه نزدیك باشیم. اول قبر دیگری را برای او مهیا كرده بودند. اما اقاقیای زیبایی را در آرامگاه دیدم و خواستم كه او را کنار درخت به خاک سپارند. خودش هم گفته بود «می‌خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم...» آنجا را آماده كردند. دو سه روز این مقدمات طول كشید. روز تشییع جنازه جمعیت زیادی جلو بیمارستان جمع شدند همه با یك شاخه گل سرخ آمده بودند كه من هم نوشتم هزاران گل سرخ تو را بدرقه كردند. آمبولانس آمد. شیشه‌ی گوشه‌ی چپ پشت آمبولانس شكسته بود در حال حرکتِ آرام با مردم، با شاملو حرف زدم... گفتم با دل مردم چه كردی؟از سال ۷۹ به بعد بزرگداشت شاملو با حواشی‌ای هم همراه بود.
چند سال اخیر نمی‌دانم چرا نیروی انتظامی می‌خواهد كه فاتحه بخوانیم و برویم. مگر قرار است چه کار کنیم جز اینكه گلی روی سنگ بگذاریم شمعی روشن کنیم و شعری بخوانیم. یك‌باره گفتم اگر می‌خواهید یا ما را دار بزنید یا به رگبارمان ببندید. سر خاك عزیزم هم نیایم؟ سال ۸۷ دیر وقت به آرامگاه رفتیم و باز هم حضور مردم توأم بود با حضور نیروی انتظامی. پایین سنگ نشسته بودم كه گفت فاتحه بخوانید و بروید كه خواندم: «در زمینه‌ی سربی صبح سوار خاموش ایستاده است / و یال بلند اسبش در باد پریشان می‌شود» دیدم عقب عقب می‌رود. شروع كردم بلند این شعر را خواندم. دو سه نفر از مأموران جوان‌تر نزدیك‌تر شدند، حتماً سوآل خواهند کرد از خود که...
پس «آه ای اسفندیار مغموم تو را آن به كه چشم پوشیده باشی»...
آن به كه چشم فرو پوشیده باشی. نمی‌خواستم این‌ها را شاملو شاهد باشد كه جوان‌های برازنده...

دیدگاه‌ها  

+2 # سـارا 1390-05-03 13:45
فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
اما، یگانه بود و هیچ کم نداشت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # نسیم۶۳ 1390-05-03 18:34
اینکه شاملو شاعر بزرگی‌ بود شاکی‌ نیست اما تاثیرگذارترین بد از حافظ، یکم اغراق نیست؟ مثلا ما فردوسی‌ رو دایرم، خیام، مولانا، سهراب سپهری، نیما یوشیج، فروغ فرخزاد ... من فک کنم نمی‌شه گفت یکی‌ به یکی‌ دیگه ارجحه ولی‌ حتما فردوسی بزرگ یه شخصیت تاریخی‌ داره که جایگاهش غیر قابل دستاندازی. بعدش چطور یه شعر ایرانی‌ میره یه زن غیر ایرانی‌ میگیره و شما درین بهش پرو بال میدین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سـارا 1390-05-04 10:05
نسیم جان، اولا اینکه خانم آیدا ارمنی ایرانی هستند. ثانیا فرض کنیم که اصلا ایرانی نبودن این موضوع در چی تاثیر می گذاشت؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # منظور من اینه که به 1390-05-05 09:11
منظور من اینه که به هر حل شاعر خوبی بودن ولی‌ تاثیر گذارترین به هیچ عنوان، شما اگه واقعا سایت بانوان هستین چرا از فروغ چیزی ننوشتین تا حالا؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سـارا 1390-05-05 10:35
نسیم جان ما که نمی تونیم روز سالمرگ شاملو از فروغ بنویسیم. گذشته از اون چیزی که شما بهش اشاره می کنید به نقل از ضیاء موحد گفته شده. آقای موحد نظرشون این بوده و خیلی های دیگر همچین نظری ندارند. نظر همه محترمه. بهرحال از شما ممنونیم که با ما همراه هستید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:21
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # shahab 1390-06-22 11:25
وای من عاشق آقای شاملو هستم. حس خوبی بهم میده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ayda 1395-10-11 21:56
خیلی شاملو رو دوس دارم واقعا مرد پراحساسی بودن روحشون شاد♥
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند

پنه‌لوپه کروز بازیگر مشهور اسپانیایی برنده جایزه اسکار در گفت‌وگویی که روز یکشنبه منتشر شد، تأیید کرد که به همراه خاویر باردم دیگر بازیگر نا‌م‌آشنای اسپانیایی برنده اسکار، در فیلم جدید اصغر فرهادی که قرار است در اسپانیا تولید شود، ایفای نقش خواهد کرد. در گفت‌وگویی با روزنامه لاوانگاردیا چاپ بارسلون که روز یکشنبه ۳۰ آبان منتشر شد، خانم کروز همچنین یادآور شد که اصغر فرهادی، تنها برنده ایرانی جایزه اسکار در حال نهایی کردن فیلمنامه فیلم تازه‌ای است که قرار است در اسپانیا تولید شود. او گفت که گرچه قرار است فیلم جدید فرهادی در اسپانیا تولید شود، اما هنوز مشخص نیست کدام نقطه از این کشور محل نهایی ضبط این فیلم خواهد بود. خانم کروز همچنین درباره فیلم جدید فرهادی به این نکته اشاره کرده که این فیلم یک «درام قدرتمند» است که بازی در آن «هدیه‌ای برای بازیگران» خواهد بود. این بازیگر مشهور برنده اسکار، بازی در فیلم فرهادی را «فوق‌العاده» و «باشکوه» توصیف کرده است. اصغر فرهادی تنها کارگردان ایرانی است که تا کنون موفق به کسب جایزه اسکار شده است. او این جایزه را در سال ۲۰۱۲ و برای فیلم جدایی سیمین از نادر به عنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی از آن خود کرد. بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، طرح اولیه فیلم جدید فرهادی که هنوز جزئیات زیادی در مورد آن مشخص نیست، حول زندگی خانواده‌ای است که در یک منطقه روستایی در اسپانیا به کار تولید شراب مشغولند. پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم که در سال ۲۰۱۰ با یکدیگر ازدواج کردند، هم‌اکنون سرگرم نقش‌آفرینی در فیلم «اسکوبار» هستند که به زندگی پابلو اسکوبار، سلطان مواد مخدر در کلمبیا، می‌پردازد. در این فیلم خاویر باردم در نقش اسکوبار ظاهر شده و پنه‌لوپه کروز روزنامه‌نگاری است که شریک عشقی سلطان کوکائین کلمبیاست. این نخستین فیلمی که کروز و باردم پس از سال‌ها با هم در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. این زوج اسپانیایی آخرین بار در سال ۲۰۰۸ در فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا» ظاهر شده بودند. در این مورد پنه‌لوپه کروز ابزار عقیده کرده که اینکه این زوج بار دیگر در فیلم جدید فرهادی بخت بازی با هم را دارند «خارق‌العاده» است. او البته گفته است که هنوز جزئیات مشخص نیست و قرار نیست ما در همه چیز با هم کار کنیم اما اگر موقعیت برای هر دو فراهم شود، چرا که نه؟ کروز و باردم هر دو در کارنامه خود یک جایزه اسکار نقش مکمل را دارند؛ کروز برای بازی در «ویکی کریستینا بارسلونا» در سال ۲۰۰۸، و باردم برای بازی در «جایی برای پیرمردها نیست» در سال ۲۰۰۷. این دو برای نخستین بار در سال ۱۹۹۲ در فیلم «خامون، خامون» که از نخستین فیلم‌های پنه‌لوپه کروز بود، همبازی بودند.  

مروری بر هنر در هفته آخر شهریور

این بار و در آخرین پنجشنبه شهریور ماه مروری بر اخبار هنری در هفته ای که گذشت داریم. این مطلب مروری است بر برندگان جوایز امی، فیلم منتخب ایرانی برای ارسال به مراسم اسکار و اخباری از کنسرت هایی که در هفته آینده برگزار خواهد شد.
بازی تاج و تخت جوایز امسال امی را درو کرد هنر در هفته ای که گذشت مروری بر هنر در هفته چهارم مرداد مروری هنر در هفته دوم آذر خاوير باردم، پنه‌لوپه كروز و بردپيت در کنار هم

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
در تالار قشقایی ببینیم "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی بادها برای ما می وزند چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

ادل/ Adele Laurie Blue Adkins

این خواننده محبوب و جوان، متولد ۵ می ۱۹۸۸ است. وی موسیقی را به طور حرفه ای از سال 2006 آغاز کرد. او که به نام هنری " ادل " معروف است در سبک های سول، بلوز و پاپ به خوانندگی مشغول است. او نه تنها می خواند بلکه در ترانه نویسی نیز تبحر دارد.

۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور

خولیو ایگلسیاس خودش را "مهم‌ترین هنرمند دنیای لاتین" می‌نامد. او تا کنون بیش از ۲۶۰۰ گواهی‌نامه طلا و پلاتین فروش موسیقی دریافت کرده و بیش از ۵ هزار کنسرت در سراسر دنیا اجرا کرده است. این خواننده، ترانه‌سرا و گیتاریست اسپانیایی بنا بر روایت کتاب رکورد گینس پرفروش‌ترین هنرمند تمام دوران بوده است. خولیو ایگلسیاس ترانه‌هایی را در این سال‌ها نوشته و خوانده است که هر کدام تا مدتها ورد زبان‌ها بوده‌اند. دست تقدیر خولیو ایگلسیاس ۲۳ سپتامبر (1 مهر) سال ۱۹۴۳ در شهر مادرید متولد شد. او در دوران نوجوانی در تیم جوانان رئال مادرید در دروازه می‌ایستاد و تصمیم داشت روزی فوتبالیست حرفه‌ای شود. توانمندی‌اش در محافظت از دروازه نیز دلیلی بود که بسیاری را نسبت به آینده وی خوشبین‌ساخته بود. اما یک سانحه رانندگی درست در روز تولد ۲۰ سالگی‌اش و صدمه دیدن طناب نخاعی، تمام رؤیاهایش را برای حضور در زمین حرفه‌ای فوتبال نقش بر آب ساخت. پس از انجام یک عمل جراحی چندین ساعته و فرو رفتن در کما، او در حالی بار دیگر چشمانش را به روی والدینش گشود که یک سمت بدنش فلج شده بود. خولیو ایگلسیاس نشستن بر روی صندلی چرخدار را مصرانه رد کرد و به کمک پدرش که یک سال مرخصی گرفته بود، توانایی راه رفتن را بازیافت. او در مدت ۲۰ ماهی که در بیمارستان بستری بود، وقتش را با شنیدن موسیقی، سرودن شعر، یادگیری نواختن گیتار و آواز سپری کرد. خولیو پس از مرخص شدن از بیمارستان مدتی را برای بازیافت سلامتی در سواحل اسپانیا گذراند. پس از آن والدینش برای ادامه تحصیل در رشته حقوق او را به دانشگاه کمبریج فرستادند. در سال ۱۹۶۸ پدر خولیو ایگلسیاس با وقفه تحصیلی او به مدت یک سال موافقت کرد زیرا خولیو قصد داشت تا در این مدت شانسش را به عنوان خواننده و نوازنده بیازماید. این وقفه یکساله اما ۳۳ سال به طول انجامید. با این همه او در سال ۲۰۰۱ تحصیلش در رشته حقوق را به پایان رساند. در تمام این سال‌ها خولیو ایگلسیاس به عنوان یک حقوقدان و وکیل جزئیات قراردادهایش را مطالعه و امضا کرده است. پس از انتشار چندین آلبوم موفق و پرفروش در اواخر دهه ۷۰ میلادی، شهرت خولیو ایگلسیاس مرزهای آمریکا را نیز در نوردید. ترانه‌های عاشقانه و پر احساس او که گرمای مردمان سرزمین‌های جنوبی را در خود جای داده، تا به امروز مخاطبان را شیفته خود می‌کند. خولیو ایگلسیاس بیش از ۳۰۰ میلیون آلبوم در جهان فروخته است. او در سال ۲۰۰۳ آلبوم "طلاق" را روانه بازار کرد که در عرض چند روز بیش از ۳۵۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت. این آلبوم در اسپانیا، پرتغال، فرانسه، ایتالیا و روسیه در صدر جدول ترانه‌های برتر نشست. در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس در مسابقه آواز یورویژن شرکت کرد که در نهایت به مقام چهارمی رسید. ترانه‌ای که او در این مسابقه اجرا کرد به ترانه شماره یک کشورهای اسپانیایی زبان تبدیل شد. در آن زمان خولیو تصمیم گرفت تا ترانه‌هایی را به زبان‌‌های دیگر از جمله آلمانی نیز اجرا کند. فرانک سیناترای اسپانیایی خولیو ایگلسیاس بخش عمده شهرتش را از ترانه‌های عاشقانه‌ای کسب کرد که به زبان انگلیسی و اسپانیایی خوانده است. او در کنار اجراهای انفرادی، بارها با خوانندگان نامدار دیگر نظیر دایانا راس و استیوی واندر به روی صحنه‌ رفت که این دوئت‌ها با استقبال چشمگیر مخاطبان روبرو شدند. ترانه "My Love" با اجرای خولیو ایگلسیاس و استیوی واندر در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس با ایزابل پریسل آراستریا، روزنامه‌نگار و دختر یک دپیلمات فیلیپینی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج که ۸ سال بیشتر دوام نیافت، سه فرزند به نام‌های شابلی، خولیو ژوزه و انریکه هستند. انریکه ایگلسیاس نیز سال‌ها بعد جا پای پدر گذاشت و با فروش چند میلیون نسخه از آلبوم‌هایش به خواننده‌ای سرشناس تبدیل شد. خولیو ایگلسیاس اوایل دهه ۹۰ میلادی با زنی هلندی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج نیز پنج فرزند بوده است. در سال ۱۹۹۳ او همراه با فرانک سیناترا ترانه "باد تابستانی" را اجرا کرد؛ ترانه‌ای که بعدها برای ایگلسیاس لقب "فرانک سیناترای اسپانیایی" را به همراه آورد. این ستاره اسپانیایی دستی هم در فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه داشته است. در سال ۱۹۸۸ او ۳۰ کنسرت خیریه به نفع سازمان یونیسف برای کمک به کودکان فقیر برگزار کرد. یک سال بعد از آن نیز به عنوان سفیر ویژه این سازمان معرفی شد. در سال ۱۹۸۵ خولیو ایگلسیاس صاحب یک ستاره در بلوار معروف " Walk of Fame " در هالیوود شد. این خواننده نامدار اسپانیایی تاکنون موفق به دریافت جوایز مهم دنیای موسیقی شده و بسیاری او را به عنوان محبوب‌ترین هنرمند دنیای لاتین معرفی می‌کنند. روز ۲۳ سپتامبر امسال خولیو اگلسیاس به باشگاه هفتاد ساله‌ها پیوست.
جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

کیارش یعقوبی در گالری سیحون نمایشگاه نقاشی خط ابداع را افتتاح کرد.

"تجربه زیست شده" پگاه لاری

نمایشگاه نقاشی پگاه لاری، با عنوان " تجربه زیست شده"، جمعه 15مهر ماه افتتاح می شود و تا 25 مهر ماه برای بازدی عموم دایر است.
نمایشگاه عکس رضا میلانی هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ نمایشگاه لباس و زیورآلات نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

ادبیات

ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه

سعدی را به زنجیر بسته بودند و مانند بردگان با او رفتار می‌کردند. آن‌ قدر وضعیت او و سایر بردگان اسفناک بود که دل هر تازه‌واردی را در شهر «طرابلس» (در لبنان امروزی) به درد می‌آورد. از همان شروع اسارت در سال 1227 میلادی توسط صلیبیون سعدی هفت سال عمرش را در همین وضعیت به سر ‌برد. به گزارش ایسنا، ماهنامه «سرزمین‌ من» در ادامه نوشت: «گر چه در آن زمان همه‌ سرزمین‌های اسلامی به دست «صلاح‌الدین ایوبی» آزاد شده بود اما هنوز بخش‌های کوچکی در سواحل شرقی مدیترانه از جمله طرابلس طعم آزادی را نچشیده بودند. این سرزمین‌های کوچک هر کدام سهم سرداری صلیبی شده بودند تا روزنه‌ امیدی باشند برای فئودال‌ها در فتح دوباره‌ همه‌ی اراضی امپراتوری. قرعه‌ لبنان به «ریموند کنت تولوز» - فاتح بخش شمالی لبنان - رسیده بود. وقتی سربازان صلیبی شیخ مصلح‌الدین سعدی را با صدها اسیر مسلمان و یهودی از «عکا» - در سرزمین‌های اشغالی امروز - به آنجا بردند، ریموند که هنوز نتوانسته بود دژ طرابلس را که حصاری مستحکم داشت، به دست بیاورد، این بردگان را وادار کرد تا کار کندن خندق در بیرون استحکامات نظامی شهر طرابلس را انجام دهند. سعدی هم به کار کندن خندق مشغول شد. بگذارید کمی به عقب‌تر برویم و ببینیم سعدی چرا اسیر شده بود و اصلا در عکا چه می‌کرد؟ سعدی در باب دوم گلستان سعدی با نام «در اخلاق درویشان» این ماجرا را این‌ طور شرح می‌دهد: ماجرایی که الزاما به معنای روایت درست تاریخی نیست و حکایتی است از این شاعر و نویسنده‌ ایرانی. «از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم.» این‌ طور که معلوم است، او به سمت اورشلیم در حرکت بوده، چون بر اساس آخرین اخباری که از جنگ‌های صلیبی پیشین در ذهن داشت، تصور می‌کرد اورشلیم در دست مسلمانان باشد. ظاهراً سعدی نمی‌دانست که صلیبیون پیمان صلح «سن فرانچسکو ۱۲۲۱» را نقض کرده و دوباره به سرزمین‌های مقدس حمله کرده‌اند. آنها در جنگ ششم صلیبی بر بخش‌های زیادی از منطقه‌ اورشلیم، یعنی نواری بین اورشلیم و عکا حکومت می‌کردند و مسلمانان فقط «قبه‌الصخری» و مسجدالاقصی را در اختیار داشتند. سعدی بی‌خبر وارد متصرفات صلیبیون شده بود که توسط آنها به اسارت درآمد. در آن مقطع رسم بود که هر مسلمان و یهودی می‌توانست با پرداخت «سربها» افراد آزادشده‌ خود را به سرزمین‌های اسلامی برساند اما سعدی چون آه در بساط نداشت، ناچار بود مدت زمان مدیدی در خندق طرابلس برای لایروبی کار کند. البته مسلمانان توانگر هم به سرزمین‌های تحت تصرف صلیبیون می‌آمدند و مسلمانان اسیر شده را آزاد می‌کردند. در سفرنامه‌ ناصرخسرو آمده: «از مراتب لطف و احسان خدای تعالی بر اسیران در این شهرهای فرنگی شام این است که هر یک از شاهان و دولتمندان مسلمان، خاتونان و توانگران در این صفحات شام بخشی از مال خود را به آزاد کردن اسیران مغربی اختصاص می‌دهد.» یکی از همین توانگران مسلمان که از حاکمان حلب بود و از قضا سعدی را هم می‌شناخت، با دیدن او بسیار تعجب کرد. او سعدی را به ۱۰دینار فدیه خریداری و آزاد کرد و با خود به حلب برد و پیشنهاد داد که سعدی با دخترش ازدواج کند. شیخ شیراز نیز دختر حاکم حلب را که ۱۰۰دینار کابینش بود، به همسری برگزید. همسری که به تعبیر خود سعدی «بدخوی و ستیزه‌روی و نافرمان بود. زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغّص داشتن. باری زبان به تَعَنّت دراز کرده همی گفت: تو آن نیستی که پدر من تو را از فرنگ بازخرید؟» سعدی هم جواب داده: «بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم بازخرید و به صد دینار به دست تو گرفتار کرد.» سعدی سرانجام راهی جز این نمی‌بیند که عطای این زندگی را به لقایش ببخشد و به شیراز بازگردد.» عکس موضوعی و از ابیات عاشقانه استاد سخن زبان فارسی، سعدی می باشد

باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد

باب دیلن، خواننده و ترانه‌سرای برجسته آمریکایی بالاخره بعد از چندین روز سکوت، اعلام کرد جایزه نوبل ادبیات را می پذیرد و برای دریافت آن شخصا به اروپا سفر خواهد کرد. او امروز (جمعه ۲۸ اکتبر - هفتم آبان) گفت خبر اهدای جایزه نوبل ادبیات به او، ربانش را بند آورده بوده است. با وجود این که موسسه سوئدی اهدا کننده جایزه نوبل هنوز اعلام نکرده که آیا باب دیلن ماه دسامبر آینده شخصا برای دریافت این جایزه حاضر خواهد شد یا نه، یک روزنامه بریتانیایی به نقل از این هنرمند آمریکایی نوشته \"اگر امکان داشته باشد\" برای گرفتن جایزه به نروژ خواهد رفت. بی‌خبری از واکنش باب دیلن به برنده شده مهمترین جایزه ادبی جهان، در چند روز گذشته باعث گمانه‌زنی‌های متعددی شده بود. از جمله، روز گذشته (پنجشنبه) ماریو وارگاس یوسا، نویسنده نامدار پرویی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری آلمان از اعطای جایزه نوبل در ادبیات به باب دیلن انتقاد کرد. او گفت: \"باب دیلن بی‌تردید آهنگساز و خواننده توانایی است، اما نویسنده مهمی به شمار نمی‌رود.\" وارگاس (بارگاس) یوسا که از آلمان دیدن می‌کند، در برلین نسبت به اعطای جایزه ادبی نوبل به باب دیلن واکنش نشان داد. او گلایه کرد که ادبیات به \"عالم تفریح و سرگرمی\" پیوسته است. او افزود اهدای جایزه ادبی به ترانه‌سرای نامی نمایانگر \"سطحی‌شدن فرهنگ در روزگار ماست.\" آکادمی نوبل در سوئد، دو هفته پیش از باب دیلن برای \"بیان شاعرانه نو\" تقدیر کرد و او را برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد.
جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری اول اردیبشهت، روز ملی سعدی خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی