1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود. بارها ازم خواسته بود که حفاظ لب بام را تعمیر کنم اما همیشه پشت گوش انداخته بودم. باسن گنده اش هر بار كه خم می شد تا از داخل تشت تكه رختی بردارد، پایین بالا می شد و مثل دم گوسفند تکان می خورد. گمانم صدای باز و بسته شدن در حیاط را نشنید. اصلا سر به هوا بود. گوشش به صدای بق بقوی کبوترهای ابولی خل و چل بود و نگاش به تشت رختها. موقعش بود که تصمیم بگیرم.

داد زدم:

- مواظب باش ز...هرا.

بدجور جا خورد . شاید هم ترسید . لحظه ای بی حركت ماند و بعد ناگهان لرزید. بی اختیار یک پایش را عقب كشید. تعادلش از دست رفت و دستهایش به پرواز در آمدند. سعی كرد بند رخت را بچسبد اما نتوانست. زیر پایش خالی شد و هیكلش تاب برداشت و با جیغی بلند از روی بام به پایین سقوط كرد. گمانم مخش داغون شد.

نفس راحتی کشیدم. همراهم را در آوردم اما قبل از آنکه به پلیس زنگ بزنم، لب حوض نشستم و سیگاری آتش زدم.


مرضیه محمد پور
فارغ التحصیل دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی است.
داستانویسی را از گالری کسری و کارگاه داستان مرحوم گلشیری آغاز كرد . حاصل کار وی دو مجموعه داستان است : در ایستگاه بعدی که توسط نشر همراه در سال 78 به چاپ رسید و مجموعه داستانهای پوپک و پنجره که  توسط انتشارات علمی و فرهنگی در سال 88 منتشر شده است.

 

دیدگاه‌ها  

0 # masoume 1390-05-11 19:55
میدونید موقعی که داشتم این رو می خوندم چه حسی بهم دست داد و بلند بلند چی می گفتم؟؟ خاک بر سرم نیفته!!!!
خیلی خوب نوشتید با اینکه کوتاه بود اما کاملا تمامی صحنه ها را دیدم.
مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # gole_sorkho_sefid@ya 1390-05-12 08:27
هيه. چه نفرتي.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آنومه 1390-05-12 12:00
اوج نفرت... مگه میشه اینهمه از کسی متنفر بود؟؟؟؟!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # arpi 1390-05-12 12:14
جالب اینه که احتمالا لباسهای راوی رو شسته بود و داشت پهن می کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رها 1390-05-12 14:00
خیلی موجز و صریح عمق نفرتی که ممکنه هر کدوم از ما نسبت به اطرافیانمون داشته باشیو شرح داده شده . ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آیدا رستمی 1390-05-13 14:56
تو قسمت دوم داستان مرد پس از دفن زنش میره خواهر کوچیکشو عقد می‌کنه...داستان تکراری که هر هفته میخونیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # نازنین مقدم 1390-05-14 03:12
داستان خوبی بود ولی حاشیه هاش بیشتر از اصلش بود،مثل باسن بزرگ خانمه،صدای کفتر ها و . . ..تو داستان کوتاه حاشیه باید کم رنگ بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیوا 1390-05-17 22:42
چه زیبا بود. لطفا بازم از ایشون داستان بگذارید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سدیس 1390-05-29 12:59
شیوا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # razieh 1390-05-18 00:12
باسلام خسته نباشیدفک نمیکنید این داستان تاثیربدی داره؟؟؟؟؟
راضیه رحیمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # رويا 1390-05-18 13:10
نظر سنجي اصلا بهم ربطي نداره

تفكيك جنسيتي ربطي به كاهش رشته ها نداره چراااااااااااااااا شلوغش مي كنيين هاااااااااااااااااااااااا



؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مریم 1390-05-18 13:43
رویا خانم یه بار دیگه سوالشون رو بخون.چرا اشتباه برداشت می کنی؟! 2 تا سوال ازمون پرسیدن.
" آیا با کاهش سهمیه دختران در رشته های دانشگاهی و تفکیک جنسیتی موافقید؟ "
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بی من 1390-05-18 15:09
حالا ما چه برداشتی باید داشته باشیم؟
مهمترین خصوصیت داستانک نتیجه تءثیرگذار و مهمه که در پایان القا میشه
شاید این داستان نویسنده نتیجه شاگردیشون در کاگاه داستان گلشیری باشه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1390-05-18 15:24
بی من عزیز زن طرف مرد، نتیجه از این تاثیر گذار تر می خوای؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسام 1390-05-18 22:51
آفرین. به این دید تیز و بیان درست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امیر محمد 1390-05-18 23:04
سلام

داستان کوتاهی بود و با اینهمه هیجان رو منتقل می کرد
زنده باد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # میلاد 1390-05-19 12:16
فوق العاده کلیشه ای بود... فوق العاده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام 1390-05-19 16:59
به نام خدای خطاپوش
سلام
صوم و صیام مقبول
داشتم لباسو میچلوندم گوشامم به بق بقوی کفتاری این خل و چله بود
البته من همیشه بهش میگفتم خسرو کچل چون کچلیش رو بیشتر از خل و چلیش میشد دید مخصوصا ظهرا که میرفتم رختا
رو پهن کنم
البته جلوش نها
آخه از اون شرا بود که نگو
صدای در که اومد دل شوره گرفتم آخه
هوشنگ این موقعه ها نمیومد خونه
اوجاقمم که کور بود
نمیدونم بق بقوی این کفترا صاب مرده بود یا چی که
حواسم رفت پی چیز دیگه
یهو همین که داشتم پا میشدم از اون زیر میرا یکی داد زد
مواظب باش
بنده خدا اومد خوبی کنه یا که ...
یهو لنگ در هوا شدم
اصلا هیچ وقت دوست نداشتم یکی از کفترای این خسرو باشم
حتی همین حالا
اما بعد از اینکه ملاجم تکون خورد گفتم
کاش یکی از این کفترا بودم
یا اینکه طناب رختا یه کم سفت تر بود
یا هوشنگ حفاظا رو تعمیر کرده بود
یا هم کاش من کمی لاغر تر بود اقلا انقدر درد نمی کشیدم
یا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام ادامهi 1390-05-19 17:01
اصلا کاش زبون هوشنگ می برید و صدام نمیزد
با ملاج مثه کفتر زاغ این خل و چله اومدم زمین
تو هوا که بودم فهمیدم هوشنگ ذلیل مردس
چشامو که باز کردم پاهام دیگه حس نداشت
کسی فکر نمیکرد زنده بمونم
هوشنگ هم مثه سگ پشیمون شده بود که چرا اینطور صدام زد
اخه از اون به بعد دیگه باید خودش میرفت کله پشته بوم که رختا رو
پهن کنه
هنوزم که هنوزه پشت بوم حفاظش تعمیر نشده
و بند رختا شله و
هوشنگم چاقه
تازه خل و چله کفتارش زیاد تر شده
راستی تو کوچه بهم میگن کینه شتری
حقم دارن
آخه خدا بیامرز هوشنگ شوهر خوبی بود
نمیدونم چرا عمرش به دنیا نبود
ای کاش میدونستم هوشنگ آخرین آرزوش چی بود
اما یه بار خوابش و دیدم مثه کفتر گیج این خل و چله پرید رفت آسمون البته زاغ نبود
گیجم نبود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # گمنام ادامه و آخر 1390-05-19 17:03
به نظرم اینم زبون حال زنس(صرف داستان بود و واقعیت نداره)

اسمش شاید
یه شوخی ساده باشه

البته این زنه هوشنگ رو دوست داشت
الان هم هر از گاهی بهشت زهرا میره
هیچ هم به مغز تکون خوردش نمیومد که هوشنگ مخصوصا صداش کرده بود

اما به نظرم هر چی هم آدم ماهر و ادیب باشه نمی تونه احساساته جنس مخالف رو درک کنه
دعامون کنید
یاحق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-05-27 23:43
agha alli neveshti ham az dastane hal kardam ham az edamash, damet garm bazam benevis
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1390-05-19 22:42
زن سر به هوا، مرد خسته، خونه قدیمی، کفترای چاهی پر سروصدا، شلپ شلپ رختای خیس.... فکر کنم سیگار برای بی زن شدن کافی باشه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیکتا 1390-05-20 23:50
akhe enghadr tanafor dg ???
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hani 1390-05-21 17:31
dastan jalebi bud.julebtar inke aval khaste zane nbashe bad bere dnbal yki dige . mitunest nefratesho ye jur digam neshun bede
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nobody 1390-05-22 01:15
فقط مي تونم بگم زندگي عجيب ترين چيزيه كه تاحالا ديدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تینا 1390-05-23 11:18
سلام
اخه به اینم میگن نظرسنجی؟
2تاسوال میپرسین یک جواب میخاین؟
اینجوری که جوابا با واقعیت جوردرنمیاد عزیزمن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mm 1390-05-27 23:37
بعد از خوندن حداقل 1000 تا داستان کوتاه و بلند میتونم بگم بدترین چیزی بود که تو همه عمرم خوندم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سدیس 1390-05-29 12:51
این خانم چه پدر کشتگی با ما مردا داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # qq 1390-05-29 13:51
mm jan shoma khodeto nata\\rahat nakon hala. manam kam dastan kootah nakhoondam,hala shayad 1000 ta nashode bashe ,vali in dastan kheiliam zibast va khoob pardakht shode.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فائزه 1390-06-02 16:44
مردا همه بی رحمن
اگه اعتقاد دارین انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهروز 1390-06-18 08:30
فائزه خانم
منظورت از این که انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده چیه؟

نکنه منظورت از انسان همون زنه؟
اگه اینطور باشه پس ینی مردا انسان نیستن؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهزاد 1390-06-02 17:44
من کاملا قبول دارم حرفتو فایزه جان، متاسفانه ما مرد‌ها میتونیم نسبت به کسایی که به ما محبت می‌کنن خیلی‌ بیرحم باشیم، در حقیقت هیچ چیزی مهمتر از خودمون برامون ارزش نداره، همه یه جور ابزارن که ما استفاده کنیم، دورشون بندازیم و بعد نوشو بخریم، مثل یه لنگه کفش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امید 1390-06-03 02:08
همه نظر ها رو خوندم اما انگار کسی متوجه نشده مرد به جای اینکه زنگ بزنه اورژانس میخواد زنگ بزنه به پلیس تا خودش رو به عنوان قاتل زنش معرفی کنه. شاید نمیخواد این افتخار نسیب کفترا بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:32
واقعا دمت گرم داشتم به همين فكر ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنین 1390-06-04 13:20
آرررره حتما اینکارو می‌کنه، حتما اگه وقت داشته باشه فک کنه حالا کدوم زن و بدبخت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:41
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ANDYMESHKI_BOY 1390-06-07 04:56
این داستان زیبارم میشد بنویسه اخه این تو اون لحظه که سکسداستان مینوشته فک کنم حس سکسش گل کرده بود و یهو کون گنده ی زنرو مثال زد. میتونست بنویسه مردی بود از خداش بود زنه بمیره و زنه یه روز از بالا پشت بوم افتاد مرد به همین سادگی درد سر نداشت منم بعد هفتش رفتم یه خوشکل ترشو گرفتم این کونش جم و جور تره و چند روزی سیگارو ترک کردم بهتر که مرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # elahe 1390-06-08 00:20
عالی بود بازم از این داستان ها بذارین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ghazaleh 1390-06-15 22:01
ham zane sar be hava bod va ham marde faramoosh kar
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-16 00:09
"ghazaleh" اتفاقامرد حواسش کاملا جمع بوده ودنبال چنین فرصتی بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهراد 1390-06-16 13:49
تنفرش به خاطر چی بود؟
دم گوسفند؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهروز 1390-06-18 08:37
فوق العاده بد پرداخت شده بود و واقعا در حد یه آماتور بوده شاید مال زمانیه که شاگرد بوده؟

بعضی از نشانه ها که درون اثر رها شدند راه به جایی نمی برند.

من به شخصه معتقدم که تعیین عنوان برای یک نوشته ادبی به خواننده اثر جهت میده و مسیر براش تعیین میکنه . و اینکه عنوان نفرت رو این اثر گذاشته باعث شده هممون دنبال نفرت باشیم تو اثر .
اگر بخوایم بدون در نظر گرفتن عنوان و اون چیزی که نویسنده در اثر طرح کرده خوانشی از این متن داشته باشیم میتونیم نوعی عشق رو هم تو اثر ببینیم. و اگر خوب پردازش می شد میتونستیم تاویل ها و تعبیر های فراتری از این متن داشته باشیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-19 20:30
bi maze bood dastan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 04:01
man az in dastanaee ke dide adamo nesbat be zendegi kharab mikone badam miyad ...
masalan in dastan chi mikhast bege ??
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:20
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hamdam 1390-06-22 11:20
داستان بامزه ای بود. خوشم اومد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:29
hadaf az bayane en dastan che bod? che nateje bayad megereftim ?faghat dide adam ro be zendegi bad kard ya man bad bardasht kardam?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 11:45
alale joon bat movafegham az in dastanaye bisaro tah boo kheili bimaze bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:51
salam sar joooon chetori?faghat dost daram age kesi bardashte mosbati kard ma ro ham dar jrean bezare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:54
bebakhshed sahar jooon jomle bala ro ba ajale neveshtam ghasde tohin nadashtam h va a sahar ro ja andakhtam bazam bebakhsh golam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:13
khahesh mikonam alale joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:16
sahar jooon shoma bodin ke dar morede rezeshe mo porseden man dar ghesmate maske mo ye khorde etelaat gozashtam baraton omidvarammofid bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:21
are azizam khoondam mamnoon kheili etelaat darin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:22
khahesh mikonam azizam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ati 1390-06-22 17:08
چقد نامرد احتمالا بعدشم زنگید به دوست دخترش یا زن دومش گفت حالا دیگه باهم می تونیم بریم حال کنیم نامرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پیشنهاد همکاری 1390-06-29 14:00
سلام من طراح فتوشاپ هستم و میتوانم کلیه کارهای فتو شاپی نظیر جلد تراکت بنر سربرگ کارت ویزیت و... را طراحی کنم.همچنین طراحی کتاب های پی دی اف را نیز انجام میدهم و میتوانم مطالب شما را به صورت کتاب و در حجم کم برای شما گردآوری کنم.البته با کمترین زمان و هرینه.امیدوارم پیشنهاد من به شما مورد قبول واقع شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ASAL 1390-07-24 04:14
dastanesh ke dar man hese khonsayi dasht!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رضا 1390-08-07 12:58
خیلی بحال بود منم زنمو همین حوری کشتم حون دیگه برام حذابیت نداشت هه هه هه هه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mino 1390-08-07 19:09
اولا اصلا داستان نبود و مثل خبر دادن بود و ثانیا ایشون خواسته ادای صادق هدایت رو دربیاره؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Ali.a 1390-08-07 20:37
Vaghean inam bod dastan?!!labod bode ke gozashtin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-08 02:24
ای بابا خانوما آقایون چیزایی مهم تر از این تو دنیا است که واقعا به بحث و نظراتتون احیاج داره چرا آخه چرا خانم محترم وقت چند تا آدمو با این داستانایی بی اساس میگیرین شماها چرا نمیخوایی دست از این چرت و پرتا بردارین خب بابا یارو تا اون اندازه عمرش به دنیا بود مرده چیکار کنه آمده خوبی کنه کباب شده شما میخوایین به دنیا بفهمونین که مردا نامردن خب باشه کل جهان اینو میدونن فهمیدیم خواهشا به موضوعات مهم تری بپردازید اینا چیه مینویسین ،،،اصلا سینمایی ایران همش در مورد ازدواج فیلم میسازن داستاناشونم که هیچ فرقی باهم یا زنه میمیره مرده میره زن میگیره یا زن دوم میگیره بیخیل بابا تمومش کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # fateme 1390-08-22 14:05
kash miftad ro shoharsh azin donya morkhas mikard ta dige zanesho be chizi tashbih nakone osolan khanoma khone shohar miran bad tip mishan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:27
كااااااااملا موافقم دوست من!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مجید 1391-02-06 13:31
ای باباچقداین فیلم بدتموم شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرزاد 1391-02-06 23:14
مجید جان شما انگار ازدواج نکردیا به این میگن هپی اندینگ دیگه این سیگار احتمالا بهترین سیگار زندگی این بابا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رضوان 1391-03-04 12:25
یادم باشه ازدواج کردم خونهای بگیرم که زنم مجبور باشه رختهارو رو پشت بوم اویزون کنه.. اتفاقه میفته دیگه)))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:37
همين كه از ذهن خودش بود و تكراري نبود مي ارزيد. حتما كه نبايد همه ليلي و مجنون باشن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیزده ... 1392-02-06 02:59
داستانش تقلیدی و یا پیرو سبک نوشته های آلبرکامو هست ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

آنجلینا جولی در کامبوج مدل می شود

آنجلیناجولی به همراه همسر و شش فرزندش برای بستن قراردادی با خانه ی مد“ لویی ویتون"( Louis Vuitton)به کامبوج رفته است.

مروری بر هنر در هفته ای که گذشت

مانند هفته های گذشته، این هفته نیز هنر را در هفته ای که گذشت مرور می کنیم. با ما همراه باشید از اخباری از دنیای سینما، موسیقی و...
مروری بر دنیای هنر در هفته‌ چهارم تیر امروز 85 مین سالگرد تولد ستاره ی معروف سینما آدری هپبورن است هنر در هفته سوم آبان ماه ۵۰ سالگی کیانو ریوز، ستاره "ماتریکس" نیمه شب در پاریس

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
بادها برای ما می وزند " بادها به نفع کودکان می وزند " چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

ادل/ Adele Laurie Blue Adkins

این خواننده محبوب و جوان، متولد ۵ می ۱۹۸۸ است. وی موسیقی را به طور حرفه ای از سال 2006 آغاز کرد. او که به نام هنری " ادل " معروف است در سبک های سول، بلوز و پاپ به خوانندگی مشغول است. او نه تنها می خواند بلکه در ترانه نویسی نیز تبحر دارد.

مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید!

مدونا خواننده زن آمریکایی قرار است در شهر استانبول کنسرت برگزار کند ولی اجرای این کنسرت کمی با جنجال روبرو شده است. یکی از این جنجالها خبرهایی است که خود این خواننده آنها را تایید کرده است. علاوه بر هزینه های ترکها خود مدونا به همراه ۳ هواپیما و ٤٥ تریلی حامل وسائل مربوط به اجرای کنسرت به استانبول خواهد آمد. باری که مدونا همراه خود خواهد آورد معادل ۹۰ تریلی است! گفتنی است استانبول اولین ایستگاه تورنمنت اروپایی خواننده آمریکایی خواهد بود. این خواننده و تیمش که همراه خود همه چیز حتی مبلمان پشت صحنه را خواهند آورد، قرار است غذا و نوشیدنی را نیز خودشان تهیه کنند. به همین دلیل تنها چیزی که از برگزارکنندگان در ترکیه دارند، یخچال است.  قرار است فرد با تجربه ای در ترکیه در زمینه مواد غذایی، مدونا و اکیپش را راهنمایی کند. مدونا درخواست کرده تا اتاق پشت صحنه اش با رنگ قهوه ای مفروش شود. بنا به خواسته مدونا در این اتاق گلهای طبیعی قرار داده خواهد شد. سالن فیتنس نیز از دیگر خواسته های مدوناست که در محل برگزاری کنسرت آماده می شود. برای سهولت رفت و آمد اکیپ فنی نیز در استادیوم محل کنسرت از ماشین های مخصوص زمین گلف استفاده خواهد شد.
قوالی تو را تا خدا می برد نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد ۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

سهراب سپهری رکورد شکست

دومین حراج آثار هنری در سالن زرین هتل آزادی تهران برگزار شد که در جریان آن آثار هنری به مبلغ ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به فروش رفتند. گزارش تصویری از این حراجی: رکورد فروش متعلق به کاری از سهراب سپهری بود که به مبلغ هفتصد میلیون تومان بفروش رسید وصل و هجران اثری از علی شیرازی نیایش یک قهرمان از بهروز دارش این یک گاو گریان است اثری از عباس کیا رستمی

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.
کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت نگارخانه سین – گشایش باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

ادبیات

عذاب وجدان

عذاب وجدان، اثر آلبا دسس پدس نویسنده ایتالیایی است که آثار دیگر او  مانند " دفترچه ممنوع"، " عروسک فرنگی" و " هیچیک از آنها بازنمی گردند"، نیز به شرح زندگی زنانی از طبقه متوسط جامعه ایتالیا می پردازد.

وانهاده

"وانهاده"، داستانی است از سیمون دوبوار که روایت کننده بخشی از زندگی یک زن است. مضمون این داستان تنهایی، شکست، خیانت و وانهاده شدن زنی است که تا آخر داستان میل به یافتن حقیقت را حفظ می کند.
شازده کوچولو دست ها سیمین بهبهانی؛ «ترکیب منحصر به فردی از شاعرانگی، دانایی، عطوفت و فروتنی» داستانک: عاشق داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور