1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود. بارها ازم خواسته بود که حفاظ لب بام را تعمیر کنم اما همیشه پشت گوش انداخته بودم. باسن گنده اش هر بار كه خم می شد تا از داخل تشت تكه رختی بردارد، پایین بالا می شد و مثل دم گوسفند تکان می خورد. گمانم صدای باز و بسته شدن در حیاط را نشنید. اصلا سر به هوا بود. گوشش به صدای بق بقوی کبوترهای ابولی خل و چل بود و نگاش به تشت رختها. موقعش بود که تصمیم بگیرم.

داد زدم:

- مواظب باش ز...هرا.

بدجور جا خورد . شاید هم ترسید . لحظه ای بی حركت ماند و بعد ناگهان لرزید. بی اختیار یک پایش را عقب كشید. تعادلش از دست رفت و دستهایش به پرواز در آمدند. سعی كرد بند رخت را بچسبد اما نتوانست. زیر پایش خالی شد و هیكلش تاب برداشت و با جیغی بلند از روی بام به پایین سقوط كرد. گمانم مخش داغون شد.

نفس راحتی کشیدم. همراهم را در آوردم اما قبل از آنکه به پلیس زنگ بزنم، لب حوض نشستم و سیگاری آتش زدم.


مرضیه محمد پور
فارغ التحصیل دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی است.
داستانویسی را از گالری کسری و کارگاه داستان مرحوم گلشیری آغاز كرد . حاصل کار وی دو مجموعه داستان است : در ایستگاه بعدی که توسط نشر همراه در سال 78 به چاپ رسید و مجموعه داستانهای پوپک و پنجره که  توسط انتشارات علمی و فرهنگی در سال 88 منتشر شده است.

 

دیدگاه‌ها  

0 # masoume 1390-05-11 19:55
میدونید موقعی که داشتم این رو می خوندم چه حسی بهم دست داد و بلند بلند چی می گفتم؟؟ خاک بر سرم نیفته!!!!
خیلی خوب نوشتید با اینکه کوتاه بود اما کاملا تمامی صحنه ها را دیدم.
مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # gole_sorkho_sefid@ya 1390-05-12 08:27
هيه. چه نفرتي.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آنومه 1390-05-12 12:00
اوج نفرت... مگه میشه اینهمه از کسی متنفر بود؟؟؟؟!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # arpi 1390-05-12 12:14
جالب اینه که احتمالا لباسهای راوی رو شسته بود و داشت پهن می کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رها 1390-05-12 14:00
خیلی موجز و صریح عمق نفرتی که ممکنه هر کدوم از ما نسبت به اطرافیانمون داشته باشیو شرح داده شده . ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آیدا رستمی 1390-05-13 14:56
تو قسمت دوم داستان مرد پس از دفن زنش میره خواهر کوچیکشو عقد می‌کنه...داستان تکراری که هر هفته میخونیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # نازنین مقدم 1390-05-14 03:12
داستان خوبی بود ولی حاشیه هاش بیشتر از اصلش بود،مثل باسن بزرگ خانمه،صدای کفتر ها و . . ..تو داستان کوتاه حاشیه باید کم رنگ بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیوا 1390-05-17 22:42
چه زیبا بود. لطفا بازم از ایشون داستان بگذارید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سدیس 1390-05-29 12:59
شیوا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # razieh 1390-05-18 00:12
باسلام خسته نباشیدفک نمیکنید این داستان تاثیربدی داره؟؟؟؟؟
راضیه رحیمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رويا 1390-05-18 13:10
نظر سنجي اصلا بهم ربطي نداره

تفكيك جنسيتي ربطي به كاهش رشته ها نداره چراااااااااااااااا شلوغش مي كنيين هاااااااااااااااااااااااا



؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مریم 1390-05-18 13:43
رویا خانم یه بار دیگه سوالشون رو بخون.چرا اشتباه برداشت می کنی؟! 2 تا سوال ازمون پرسیدن.
" آیا با کاهش سهمیه دختران در رشته های دانشگاهی و تفکیک جنسیتی موافقید؟ "
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بی من 1390-05-18 15:09
حالا ما چه برداشتی باید داشته باشیم؟
مهمترین خصوصیت داستانک نتیجه تءثیرگذار و مهمه که در پایان القا میشه
شاید این داستان نویسنده نتیجه شاگردیشون در کاگاه داستان گلشیری باشه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1390-05-18 15:24
بی من عزیز زن طرف مرد، نتیجه از این تاثیر گذار تر می خوای؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسام 1390-05-18 22:51
آفرین. به این دید تیز و بیان درست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امیر محمد 1390-05-18 23:04
سلام

داستان کوتاهی بود و با اینهمه هیجان رو منتقل می کرد
زنده باد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # میلاد 1390-05-19 12:16
فوق العاده کلیشه ای بود... فوق العاده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام 1390-05-19 16:59
به نام خدای خطاپوش
سلام
صوم و صیام مقبول
داشتم لباسو میچلوندم گوشامم به بق بقوی کفتاری این خل و چله بود
البته من همیشه بهش میگفتم خسرو کچل چون کچلیش رو بیشتر از خل و چلیش میشد دید مخصوصا ظهرا که میرفتم رختا
رو پهن کنم
البته جلوش نها
آخه از اون شرا بود که نگو
صدای در که اومد دل شوره گرفتم آخه
هوشنگ این موقعه ها نمیومد خونه
اوجاقمم که کور بود
نمیدونم بق بقوی این کفترا صاب مرده بود یا چی که
حواسم رفت پی چیز دیگه
یهو همین که داشتم پا میشدم از اون زیر میرا یکی داد زد
مواظب باش
بنده خدا اومد خوبی کنه یا که ...
یهو لنگ در هوا شدم
اصلا هیچ وقت دوست نداشتم یکی از کفترای این خسرو باشم
حتی همین حالا
اما بعد از اینکه ملاجم تکون خورد گفتم
کاش یکی از این کفترا بودم
یا اینکه طناب رختا یه کم سفت تر بود
یا هوشنگ حفاظا رو تعمیر کرده بود
یا هم کاش من کمی لاغر تر بود اقلا انقدر درد نمی کشیدم
یا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام ادامهi 1390-05-19 17:01
اصلا کاش زبون هوشنگ می برید و صدام نمیزد
با ملاج مثه کفتر زاغ این خل و چله اومدم زمین
تو هوا که بودم فهمیدم هوشنگ ذلیل مردس
چشامو که باز کردم پاهام دیگه حس نداشت
کسی فکر نمیکرد زنده بمونم
هوشنگ هم مثه سگ پشیمون شده بود که چرا اینطور صدام زد
اخه از اون به بعد دیگه باید خودش میرفت کله پشته بوم که رختا رو
پهن کنه
هنوزم که هنوزه پشت بوم حفاظش تعمیر نشده
و بند رختا شله و
هوشنگم چاقه
تازه خل و چله کفتارش زیاد تر شده
راستی تو کوچه بهم میگن کینه شتری
حقم دارن
آخه خدا بیامرز هوشنگ شوهر خوبی بود
نمیدونم چرا عمرش به دنیا نبود
ای کاش میدونستم هوشنگ آخرین آرزوش چی بود
اما یه بار خوابش و دیدم مثه کفتر گیج این خل و چله پرید رفت آسمون البته زاغ نبود
گیجم نبود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # گمنام ادامه و آخر 1390-05-19 17:03
به نظرم اینم زبون حال زنس(صرف داستان بود و واقعیت نداره)

اسمش شاید
یه شوخی ساده باشه

البته این زنه هوشنگ رو دوست داشت
الان هم هر از گاهی بهشت زهرا میره
هیچ هم به مغز تکون خوردش نمیومد که هوشنگ مخصوصا صداش کرده بود

اما به نظرم هر چی هم آدم ماهر و ادیب باشه نمی تونه احساساته جنس مخالف رو درک کنه
دعامون کنید
یاحق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-05-27 23:43
agha alli neveshti ham az dastane hal kardam ham az edamash, damet garm bazam benevis
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1390-05-19 22:42
زن سر به هوا، مرد خسته، خونه قدیمی، کفترای چاهی پر سروصدا، شلپ شلپ رختای خیس.... فکر کنم سیگار برای بی زن شدن کافی باشه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیکتا 1390-05-20 23:50
akhe enghadr tanafor dg ???
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hani 1390-05-21 17:31
dastan jalebi bud.julebtar inke aval khaste zane nbashe bad bere dnbal yki dige . mitunest nefratesho ye jur digam neshun bede
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nobody 1390-05-22 01:15
فقط مي تونم بگم زندگي عجيب ترين چيزيه كه تاحالا ديدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تینا 1390-05-23 11:18
سلام
اخه به اینم میگن نظرسنجی؟
2تاسوال میپرسین یک جواب میخاین؟
اینجوری که جوابا با واقعیت جوردرنمیاد عزیزمن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mm 1390-05-27 23:37
بعد از خوندن حداقل 1000 تا داستان کوتاه و بلند میتونم بگم بدترین چیزی بود که تو همه عمرم خوندم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سدیس 1390-05-29 12:51
این خانم چه پدر کشتگی با ما مردا داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # qq 1390-05-29 13:51
mm jan shoma khodeto nata\\rahat nakon hala. manam kam dastan kootah nakhoondam,hala shayad 1000 ta nashode bashe ,vali in dastan kheiliam zibast va khoob pardakht shode.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فائزه 1390-06-02 16:44
مردا همه بی رحمن
اگه اعتقاد دارین انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهروز 1390-06-18 08:30
فائزه خانم
منظورت از این که انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده چیه؟

نکنه منظورت از انسان همون زنه؟
اگه اینطور باشه پس ینی مردا انسان نیستن؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهزاد 1390-06-02 17:44
من کاملا قبول دارم حرفتو فایزه جان، متاسفانه ما مرد‌ها میتونیم نسبت به کسایی که به ما محبت می‌کنن خیلی‌ بیرحم باشیم، در حقیقت هیچ چیزی مهمتر از خودمون برامون ارزش نداره، همه یه جور ابزارن که ما استفاده کنیم، دورشون بندازیم و بعد نوشو بخریم، مثل یه لنگه کفش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امید 1390-06-03 02:08
همه نظر ها رو خوندم اما انگار کسی متوجه نشده مرد به جای اینکه زنگ بزنه اورژانس میخواد زنگ بزنه به پلیس تا خودش رو به عنوان قاتل زنش معرفی کنه. شاید نمیخواد این افتخار نسیب کفترا بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:32
واقعا دمت گرم داشتم به همين فكر ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنین 1390-06-04 13:20
آرررره حتما اینکارو می‌کنه، حتما اگه وقت داشته باشه فک کنه حالا کدوم زن و بدبخت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:41
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ANDYMESHKI_BOY 1390-06-07 04:56
این داستان زیبارم میشد بنویسه اخه این تو اون لحظه که سکسداستان مینوشته فک کنم حس سکسش گل کرده بود و یهو کون گنده ی زنرو مثال زد. میتونست بنویسه مردی بود از خداش بود زنه بمیره و زنه یه روز از بالا پشت بوم افتاد مرد به همین سادگی درد سر نداشت منم بعد هفتش رفتم یه خوشکل ترشو گرفتم این کونش جم و جور تره و چند روزی سیگارو ترک کردم بهتر که مرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # elahe 1390-06-08 00:20
عالی بود بازم از این داستان ها بذارین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ghazaleh 1390-06-15 22:01
ham zane sar be hava bod va ham marde faramoosh kar
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-16 00:09
"ghazaleh" اتفاقامرد حواسش کاملا جمع بوده ودنبال چنین فرصتی بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهراد 1390-06-16 13:49
تنفرش به خاطر چی بود؟
دم گوسفند؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهروز 1390-06-18 08:37
فوق العاده بد پرداخت شده بود و واقعا در حد یه آماتور بوده شاید مال زمانیه که شاگرد بوده؟

بعضی از نشانه ها که درون اثر رها شدند راه به جایی نمی برند.

من به شخصه معتقدم که تعیین عنوان برای یک نوشته ادبی به خواننده اثر جهت میده و مسیر براش تعیین میکنه . و اینکه عنوان نفرت رو این اثر گذاشته باعث شده هممون دنبال نفرت باشیم تو اثر .
اگر بخوایم بدون در نظر گرفتن عنوان و اون چیزی که نویسنده در اثر طرح کرده خوانشی از این متن داشته باشیم میتونیم نوعی عشق رو هم تو اثر ببینیم. و اگر خوب پردازش می شد میتونستیم تاویل ها و تعبیر های فراتری از این متن داشته باشیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-19 20:30
bi maze bood dastan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 04:01
man az in dastanaee ke dide adamo nesbat be zendegi kharab mikone badam miyad ...
masalan in dastan chi mikhast bege ??
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:20
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hamdam 1390-06-22 11:20
داستان بامزه ای بود. خوشم اومد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:29
hadaf az bayane en dastan che bod? che nateje bayad megereftim ?faghat dide adam ro be zendegi bad kard ya man bad bardasht kardam?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 11:45
alale joon bat movafegham az in dastanaye bisaro tah boo kheili bimaze bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:51
salam sar joooon chetori?faghat dost daram age kesi bardashte mosbati kard ma ro ham dar jrean bezare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:54
bebakhshed sahar jooon jomle bala ro ba ajale neveshtam ghasde tohin nadashtam h va a sahar ro ja andakhtam bazam bebakhsh golam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:13
khahesh mikonam alale joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:16
sahar jooon shoma bodin ke dar morede rezeshe mo porseden man dar ghesmate maske mo ye khorde etelaat gozashtam baraton omidvarammofid bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:21
are azizam khoondam mamnoon kheili etelaat darin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:22
khahesh mikonam azizam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ati 1390-06-22 17:08
چقد نامرد احتمالا بعدشم زنگید به دوست دخترش یا زن دومش گفت حالا دیگه باهم می تونیم بریم حال کنیم نامرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پیشنهاد همکاری 1390-06-29 14:00
سلام من طراح فتوشاپ هستم و میتوانم کلیه کارهای فتو شاپی نظیر جلد تراکت بنر سربرگ کارت ویزیت و... را طراحی کنم.همچنین طراحی کتاب های پی دی اف را نیز انجام میدهم و میتوانم مطالب شما را به صورت کتاب و در حجم کم برای شما گردآوری کنم.البته با کمترین زمان و هرینه.امیدوارم پیشنهاد من به شما مورد قبول واقع شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ASAL 1390-07-24 04:14
dastanesh ke dar man hese khonsayi dasht!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رضا 1390-08-07 12:58
خیلی بحال بود منم زنمو همین حوری کشتم حون دیگه برام حذابیت نداشت هه هه هه هه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mino 1390-08-07 19:09
اولا اصلا داستان نبود و مثل خبر دادن بود و ثانیا ایشون خواسته ادای صادق هدایت رو دربیاره؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Ali.a 1390-08-07 20:37
Vaghean inam bod dastan?!!labod bode ke gozashtin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-08 02:24
ای بابا خانوما آقایون چیزایی مهم تر از این تو دنیا است که واقعا به بحث و نظراتتون احیاج داره چرا آخه چرا خانم محترم وقت چند تا آدمو با این داستانایی بی اساس میگیرین شماها چرا نمیخوایی دست از این چرت و پرتا بردارین خب بابا یارو تا اون اندازه عمرش به دنیا بود مرده چیکار کنه آمده خوبی کنه کباب شده شما میخوایین به دنیا بفهمونین که مردا نامردن خب باشه کل جهان اینو میدونن فهمیدیم خواهشا به موضوعات مهم تری بپردازید اینا چیه مینویسین ،،،اصلا سینمایی ایران همش در مورد ازدواج فیلم میسازن داستاناشونم که هیچ فرقی باهم یا زنه میمیره مرده میره زن میگیره یا زن دوم میگیره بیخیل بابا تمومش کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # fateme 1390-08-22 14:05
kash miftad ro shoharsh azin donya morkhas mikard ta dige zanesho be chizi tashbih nakone osolan khanoma khone shohar miran bad tip mishan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:27
كااااااااملا موافقم دوست من!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مجید 1391-02-06 13:31
ای باباچقداین فیلم بدتموم شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرزاد 1391-02-06 23:14
مجید جان شما انگار ازدواج نکردیا به این میگن هپی اندینگ دیگه این سیگار احتمالا بهترین سیگار زندگی این بابا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رضوان 1391-03-04 12:25
یادم باشه ازدواج کردم خونهای بگیرم که زنم مجبور باشه رختهارو رو پشت بوم اویزون کنه.. اتفاقه میفته دیگه)))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:37
همين كه از ذهن خودش بود و تكراري نبود مي ارزيد. حتما كه نبايد همه ليلي و مجنون باشن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیزده ... 1392-02-06 02:59
داستانش تقلیدی و یا پیرو سبک نوشته های آلبرکامو هست ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

کریم باقری در اولین فیلم سه بعدی ایران بازی می کند!

علی عطشانی کارگردان "آقای الف" عنوان کرد، کریم باقری در این فیلم سه بعدی در نقش خود بازی می کند. اين كارگردان گفت: «من خودم پرسپولیسی هستم و علاقمند بودم از حضور او در یکی از آثارم استفاده کنم. کریم باقری در نقش خودش به عنوان یک فوتبالیست در دو جلسه کاری بین چهار تا شش سکانس به ایفای نقش می پردازد. او وقتی فیلمنامه "آقای الف" را خواند از متن استقبال کرد. خوشبختانه تا حدودی با کارهای قبلی من هم آشنایی داشت و این موضوع به ما کمک کرد». كارگردان "آقاي الف" که در حال کار کردن روی ساخت اولین فیلم سه بعدی ایران است،  درباره ساخت یک فیلم دیگر سه بعدی توسط بهروز افخمی گفت: «این یک فیلم 15 دقیقه ای است که جزو آثار کوتاه به حساب می آید و ارتباطی با یک فیلم بلند ندارد. همچنین مهران رجبی نیز به ترکیب بازیگران این فیلم اضافه شده است». فیلم "آقای الف" اولین فیلم سه بعدی ایران است که پیش از این حضور فرزاد حسنی و اناهیتا نعمتی در آن نهایی شده بود.

آنجلینا جولی در کامبوج مدل می شود

آنجلیناجولی به همراه همسر و شش فرزندش برای بستن قراردادی با خانه ی مد“ لویی ویتون"( Louis Vuitton)به کامبوج رفته است.
آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید مروری بر هنر در هفته دوم دی ماه مشکلات دختر برای پدر اسکار 2014: جوایز و فرش قرمز شهری در ایتالیا آماده پناه دادن به رابرت دنیرو است

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
" بادها به نفع کودکان می وزند " چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تماشای تئاتر در خانه بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه

شارل آزناوور٬ خواننده٬ آهنگساز٬ ترانه‌سرا و بازیگر فرانسوی ارمنی‌تبار٬ ۹۰ سالگی خود را جشن می‌گیرد. "لا بوهم"٬ "لا ماما"٬ و "شی" از معروف‌ترین ترانه‌های اوست که در ایران نیز در صف هنرمندان محبوب قرار داشت. محبوبیت ترانه‌های فرانسوی در ایران به سال‌های دیر و دور باز می‌گردد. شاید علتش رواج بیشتر فرهنگ کشور فرانسه در ایران٬ یا متن‌های دلنشین و پرمحتوای ترانه‌ها و احتمالا جذابیت خوانندگان بوده است. شانسون‌های فرانسوی و خوانندگانی چون ادیت پیاف٬ ژولیت گرکو٬ ژاک برل و شارل آزناوور همیشه جایگاهی ویژه در میان ایرانیان علاقه‌مند به موسیقی فرنگی داشتند. می‌گویند در کهنسالی تنها باید به استراحت پرداخت. شاهنور واریناگ آزناووریان٬ که بعدها به شارل آزناوور معروف شد٬ اما گویا استراحت‌پذیر نیست. در نود سالگی اگر ترانه‌ای با صدای او نمی‌شنویم به معنای کنج عزلت گزیدن او نیست. او از زمانی که به شهرت رسید سرزمین آباء و اجدادی‌اش ارمنستان را فراموش نکرد. گذشته از کمک‌های مالی‌ای که او در موقعیت‌های گوناگون برای پیشرفت و آبادانی ارمنستان کرده٬ امروز او سفیر دائمی ارمنستان در یونسکو است.

جرج مایکل درگذشت

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت. مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت». مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد». آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود. التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده». پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد. خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود. جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند. طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.    
«روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار گنجشک کوچولو تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو قوالی تو را تا خدا می برد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

نمایشگاه گروهی هنرمندان معاصر کشور با عنوان آفرینش 16 دی ماه در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو افتتاح شد و تا 27 دی ماه پذیرای علاقمندان خواهد بود.

نقاشی های واقعی

بعضی از نقاشی های آورده شده در این مطلب آنقدر واقعی به نظر می رسند که باورتان نمی شود که نقاشی اند و شخصی با استعداد خالق آن ها بوده است. در زیر از آثار شگفت انگیز از هنرمندان خوا
نمایشگاه لباس و زیورآلات فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران عکسهای بی نظیر از ایران زیبا قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران

ادبیات

اول اردیبشهت، روز ملی سعدی

شیخ مصلح الدین سعدی، شاعر ونویسنده بزرگ پارسی گوی در شیراز زاده شد. پدر او دارای یک مقام در دستگاه  اتابکان فارس بود و هنگامی که سعدی کودک بود درگذشت. سعدی در جوانی برای کسب علم به نظامیه بغداد رفت. وی کمی بعد از آن از محضر عرفتی بزرگی چون شهاب الدین عمر سهروردی نیز بهره برد و از او عرفان آموخت. پس از پایان تحصیلات در بغداد بود که سفرهای معروف سعدی آغاز شد، سفرهایی که خود سعدی و معاصران او در آثارشان به آنها اشارات بسیاری کرده اند. هند، شام، عربستان، ترکستان، فاسطین، چین، یمن، شمال آفریقا، ترکستان و ... تنها بخشی از این سفرها هستند. زمانی که سعدی به شیراز برگشت، شیراز تبدیل به پایگاه دانشمندان و شعرا و ادبا شده بود. در این زمان سعدی در دستگاه حکومتی فارس ارج و قرب فراوان داشت. تا جاییکه سعدی لقب خود را از نام ولیعهد مظفرالدین ابوبکر، سعد بن ابوبکر گرفته است. وی ابتدا بوستان را به نظم و یک سال بعدتر از آن گلستان را به نظم آمیخته به نثر سرود. پس از آن بود که سعدی جهانگردی سی ساله خود را آغاز کرد، سفری از هندوستان به شمال آفریقا و مصر. آثار سعدی به قرار زیر است: بوستان، اثری منظوم در رابطه با اخلاق. گلستان، اثری به نثر مسجع. دیوان اشعار که عمدتا غزل ها و قصیده های سعدی را شامل می شود. مواعظ:اثری است مشابه دیوان. صاحبیه، اثری به فارسی و عربی که شامل مدایحی درباره یکی از وزرای اتابکان فارس است. قصاید سعدی اشعاری به عربی هستند که عمدتا مدح و ثنای بزرگان و پروردگار است. مراثی سعدی: قصاید بلندی در عزای آخرین خلیفه عباسی که به دست مغولان کشته شد است. مغردات سعدی آثار نثر: کتاب نصیحةالملوک رساله در عقل و عشق الجواب در تربیت یکی از ملوک گوید مجالس پنجگانه شعر «بنی‌آدم» سعدی بسیار مشهور است و در پیام فارسی که در مجموعه پیام‌های فضاپیمای ویجر برای فضاهای دوردست فرستاده شده‌است این شعر به عنوان پیام برگزیده شده‌است. (شنیدن پیام فارسی برای ساکنان فضا از وب‌گاه ویجر، ناسا.) باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده نیز در پیام نوروزی سال ۲۰۰۹ این بیت از سعدی را قرائت کرد. بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به در آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی و دبیرکل سازمان یونسکو در سخنرانی خود این شعر را برای حضار خواند. اشعار سعدی همچنین در فرشی که از سوی دولت ایران در سال ۲۰۰۵ به فراخور سال رسمی سازمان ملل برای گفت‌وگو میان تمدن‌ها به سازمان ملل اهدا شد بافته شده‌است.این فرش برخلاف عادت سازمان ملل که هدایا را به نمایش نمی‌گذارد، در محل مناسبی در سازمان ملل آویزان شد که کارشناسان می‌گویند این اقدام «به علت غیرممکن بودن مقاومت در برابر شعر سعدی» بوده‌است. این شعر همچنین بر سردر تالار ملل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و نیز یونسکو نقش بسته‌است. ولی در مورد درست بودن این مطلب تردیدهایی نیز وجود دارد. از جمله، موسس مرکز سعدی‌شناسی وجود هر گونه لوح و یا سردری را با این اشعار از سعدی در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، رد می‌کند و معتقد است: «متاسفانه الان طوری شده که اگر این حرف را بزنیم، هیچ‌کس باور نمی‌کند و مردم واقعاً فکر می‌کنند شعر سعدی در سردر سازمان ملل متحد نوشته شده‌است حال آنکه نه سردری و نه تابلویی با اشعار سعدی در سازمان ملل وجود ندارد.»

داستانک: عاشق

مغازه دار پیر، روی چارپایه ی چوبی اش نشسته بود ومثل هر روز داشت صفحه ی حوادث روزنامه را می خواند . همان موقع ، زن جوان ویلون به دستی وارد مغازه شد و پرسید : - سلام آقا ، نفت می خواهم . شما دارید؟
سفر با حاج سیاح عطر سنبل، عطر كاج بامزه در فارسی شازده کوچولو چرا من پیاده شم؟