1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود. بارها ازم خواسته بود که حفاظ لب بام را تعمیر کنم اما همیشه پشت گوش انداخته بودم. باسن گنده اش هر بار كه خم می شد تا از داخل تشت تكه رختی بردارد، پایین بالا می شد و مثل دم گوسفند تکان می خورد. گمانم صدای باز و بسته شدن در حیاط را نشنید. اصلا سر به هوا بود. گوشش به صدای بق بقوی کبوترهای ابولی خل و چل بود و نگاش به تشت رختها. موقعش بود که تصمیم بگیرم.

داد زدم:

- مواظب باش ز...هرا.

بدجور جا خورد . شاید هم ترسید . لحظه ای بی حركت ماند و بعد ناگهان لرزید. بی اختیار یک پایش را عقب كشید. تعادلش از دست رفت و دستهایش به پرواز در آمدند. سعی كرد بند رخت را بچسبد اما نتوانست. زیر پایش خالی شد و هیكلش تاب برداشت و با جیغی بلند از روی بام به پایین سقوط كرد. گمانم مخش داغون شد.

نفس راحتی کشیدم. همراهم را در آوردم اما قبل از آنکه به پلیس زنگ بزنم، لب حوض نشستم و سیگاری آتش زدم.


مرضیه محمد پور
فارغ التحصیل دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی است.
داستانویسی را از گالری کسری و کارگاه داستان مرحوم گلشیری آغاز كرد . حاصل کار وی دو مجموعه داستان است : در ایستگاه بعدی که توسط نشر همراه در سال 78 به چاپ رسید و مجموعه داستانهای پوپک و پنجره که  توسط انتشارات علمی و فرهنگی در سال 88 منتشر شده است.

 

دیدگاه‌ها  

0 # masoume 1390-05-11 19:55
میدونید موقعی که داشتم این رو می خوندم چه حسی بهم دست داد و بلند بلند چی می گفتم؟؟ خاک بر سرم نیفته!!!!
خیلی خوب نوشتید با اینکه کوتاه بود اما کاملا تمامی صحنه ها را دیدم.
مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # gole_sorkho_sefid@ya 1390-05-12 08:27
هيه. چه نفرتي.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آنومه 1390-05-12 12:00
اوج نفرت... مگه میشه اینهمه از کسی متنفر بود؟؟؟؟!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # arpi 1390-05-12 12:14
جالب اینه که احتمالا لباسهای راوی رو شسته بود و داشت پهن می کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رها 1390-05-12 14:00
خیلی موجز و صریح عمق نفرتی که ممکنه هر کدوم از ما نسبت به اطرافیانمون داشته باشیو شرح داده شده . ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آیدا رستمی 1390-05-13 14:56
تو قسمت دوم داستان مرد پس از دفن زنش میره خواهر کوچیکشو عقد می‌کنه...داستان تکراری که هر هفته میخونیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # نازنین مقدم 1390-05-14 03:12
داستان خوبی بود ولی حاشیه هاش بیشتر از اصلش بود،مثل باسن بزرگ خانمه،صدای کفتر ها و . . ..تو داستان کوتاه حاشیه باید کم رنگ بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیوا 1390-05-17 22:42
چه زیبا بود. لطفا بازم از ایشون داستان بگذارید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سدیس 1390-05-29 12:59
شیوا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # razieh 1390-05-18 00:12
باسلام خسته نباشیدفک نمیکنید این داستان تاثیربدی داره؟؟؟؟؟
راضیه رحیمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # رويا 1390-05-18 13:10
نظر سنجي اصلا بهم ربطي نداره

تفكيك جنسيتي ربطي به كاهش رشته ها نداره چراااااااااااااااا شلوغش مي كنيين هاااااااااااااااااااااااا



؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مریم 1390-05-18 13:43
رویا خانم یه بار دیگه سوالشون رو بخون.چرا اشتباه برداشت می کنی؟! 2 تا سوال ازمون پرسیدن.
" آیا با کاهش سهمیه دختران در رشته های دانشگاهی و تفکیک جنسیتی موافقید؟ "
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بی من 1390-05-18 15:09
حالا ما چه برداشتی باید داشته باشیم؟
مهمترین خصوصیت داستانک نتیجه تءثیرگذار و مهمه که در پایان القا میشه
شاید این داستان نویسنده نتیجه شاگردیشون در کاگاه داستان گلشیری باشه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1390-05-18 15:24
بی من عزیز زن طرف مرد، نتیجه از این تاثیر گذار تر می خوای؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسام 1390-05-18 22:51
آفرین. به این دید تیز و بیان درست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امیر محمد 1390-05-18 23:04
سلام

داستان کوتاهی بود و با اینهمه هیجان رو منتقل می کرد
زنده باد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # میلاد 1390-05-19 12:16
فوق العاده کلیشه ای بود... فوق العاده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام 1390-05-19 16:59
به نام خدای خطاپوش
سلام
صوم و صیام مقبول
داشتم لباسو میچلوندم گوشامم به بق بقوی کفتاری این خل و چله بود
البته من همیشه بهش میگفتم خسرو کچل چون کچلیش رو بیشتر از خل و چلیش میشد دید مخصوصا ظهرا که میرفتم رختا
رو پهن کنم
البته جلوش نها
آخه از اون شرا بود که نگو
صدای در که اومد دل شوره گرفتم آخه
هوشنگ این موقعه ها نمیومد خونه
اوجاقمم که کور بود
نمیدونم بق بقوی این کفترا صاب مرده بود یا چی که
حواسم رفت پی چیز دیگه
یهو همین که داشتم پا میشدم از اون زیر میرا یکی داد زد
مواظب باش
بنده خدا اومد خوبی کنه یا که ...
یهو لنگ در هوا شدم
اصلا هیچ وقت دوست نداشتم یکی از کفترای این خسرو باشم
حتی همین حالا
اما بعد از اینکه ملاجم تکون خورد گفتم
کاش یکی از این کفترا بودم
یا اینکه طناب رختا یه کم سفت تر بود
یا هوشنگ حفاظا رو تعمیر کرده بود
یا هم کاش من کمی لاغر تر بود اقلا انقدر درد نمی کشیدم
یا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام ادامهi 1390-05-19 17:01
اصلا کاش زبون هوشنگ می برید و صدام نمیزد
با ملاج مثه کفتر زاغ این خل و چله اومدم زمین
تو هوا که بودم فهمیدم هوشنگ ذلیل مردس
چشامو که باز کردم پاهام دیگه حس نداشت
کسی فکر نمیکرد زنده بمونم
هوشنگ هم مثه سگ پشیمون شده بود که چرا اینطور صدام زد
اخه از اون به بعد دیگه باید خودش میرفت کله پشته بوم که رختا رو
پهن کنه
هنوزم که هنوزه پشت بوم حفاظش تعمیر نشده
و بند رختا شله و
هوشنگم چاقه
تازه خل و چله کفتارش زیاد تر شده
راستی تو کوچه بهم میگن کینه شتری
حقم دارن
آخه خدا بیامرز هوشنگ شوهر خوبی بود
نمیدونم چرا عمرش به دنیا نبود
ای کاش میدونستم هوشنگ آخرین آرزوش چی بود
اما یه بار خوابش و دیدم مثه کفتر گیج این خل و چله پرید رفت آسمون البته زاغ نبود
گیجم نبود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # گمنام ادامه و آخر 1390-05-19 17:03
به نظرم اینم زبون حال زنس(صرف داستان بود و واقعیت نداره)

اسمش شاید
یه شوخی ساده باشه

البته این زنه هوشنگ رو دوست داشت
الان هم هر از گاهی بهشت زهرا میره
هیچ هم به مغز تکون خوردش نمیومد که هوشنگ مخصوصا صداش کرده بود

اما به نظرم هر چی هم آدم ماهر و ادیب باشه نمی تونه احساساته جنس مخالف رو درک کنه
دعامون کنید
یاحق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-05-27 23:43
agha alli neveshti ham az dastane hal kardam ham az edamash, damet garm bazam benevis
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1390-05-19 22:42
زن سر به هوا، مرد خسته، خونه قدیمی، کفترای چاهی پر سروصدا، شلپ شلپ رختای خیس.... فکر کنم سیگار برای بی زن شدن کافی باشه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیکتا 1390-05-20 23:50
akhe enghadr tanafor dg ???
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hani 1390-05-21 17:31
dastan jalebi bud.julebtar inke aval khaste zane nbashe bad bere dnbal yki dige . mitunest nefratesho ye jur digam neshun bede
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nobody 1390-05-22 01:15
فقط مي تونم بگم زندگي عجيب ترين چيزيه كه تاحالا ديدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تینا 1390-05-23 11:18
سلام
اخه به اینم میگن نظرسنجی؟
2تاسوال میپرسین یک جواب میخاین؟
اینجوری که جوابا با واقعیت جوردرنمیاد عزیزمن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mm 1390-05-27 23:37
بعد از خوندن حداقل 1000 تا داستان کوتاه و بلند میتونم بگم بدترین چیزی بود که تو همه عمرم خوندم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سدیس 1390-05-29 12:51
این خانم چه پدر کشتگی با ما مردا داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # qq 1390-05-29 13:51
mm jan shoma khodeto nata\\rahat nakon hala. manam kam dastan kootah nakhoondam,hala shayad 1000 ta nashode bashe ,vali in dastan kheiliam zibast va khoob pardakht shode.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فائزه 1390-06-02 16:44
مردا همه بی رحمن
اگه اعتقاد دارین انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهروز 1390-06-18 08:30
فائزه خانم
منظورت از این که انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده چیه؟

نکنه منظورت از انسان همون زنه؟
اگه اینطور باشه پس ینی مردا انسان نیستن؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهزاد 1390-06-02 17:44
من کاملا قبول دارم حرفتو فایزه جان، متاسفانه ما مرد‌ها میتونیم نسبت به کسایی که به ما محبت می‌کنن خیلی‌ بیرحم باشیم، در حقیقت هیچ چیزی مهمتر از خودمون برامون ارزش نداره، همه یه جور ابزارن که ما استفاده کنیم، دورشون بندازیم و بعد نوشو بخریم، مثل یه لنگه کفش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امید 1390-06-03 02:08
همه نظر ها رو خوندم اما انگار کسی متوجه نشده مرد به جای اینکه زنگ بزنه اورژانس میخواد زنگ بزنه به پلیس تا خودش رو به عنوان قاتل زنش معرفی کنه. شاید نمیخواد این افتخار نسیب کفترا بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:32
واقعا دمت گرم داشتم به همين فكر ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنین 1390-06-04 13:20
آرررره حتما اینکارو می‌کنه، حتما اگه وقت داشته باشه فک کنه حالا کدوم زن و بدبخت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:41
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ANDYMESHKI_BOY 1390-06-07 04:56
این داستان زیبارم میشد بنویسه اخه این تو اون لحظه که سکسداستان مینوشته فک کنم حس سکسش گل کرده بود و یهو کون گنده ی زنرو مثال زد. میتونست بنویسه مردی بود از خداش بود زنه بمیره و زنه یه روز از بالا پشت بوم افتاد مرد به همین سادگی درد سر نداشت منم بعد هفتش رفتم یه خوشکل ترشو گرفتم این کونش جم و جور تره و چند روزی سیگارو ترک کردم بهتر که مرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # elahe 1390-06-08 00:20
عالی بود بازم از این داستان ها بذارین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ghazaleh 1390-06-15 22:01
ham zane sar be hava bod va ham marde faramoosh kar
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-16 00:09
"ghazaleh" اتفاقامرد حواسش کاملا جمع بوده ودنبال چنین فرصتی بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهراد 1390-06-16 13:49
تنفرش به خاطر چی بود؟
دم گوسفند؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهروز 1390-06-18 08:37
فوق العاده بد پرداخت شده بود و واقعا در حد یه آماتور بوده شاید مال زمانیه که شاگرد بوده؟

بعضی از نشانه ها که درون اثر رها شدند راه به جایی نمی برند.

من به شخصه معتقدم که تعیین عنوان برای یک نوشته ادبی به خواننده اثر جهت میده و مسیر براش تعیین میکنه . و اینکه عنوان نفرت رو این اثر گذاشته باعث شده هممون دنبال نفرت باشیم تو اثر .
اگر بخوایم بدون در نظر گرفتن عنوان و اون چیزی که نویسنده در اثر طرح کرده خوانشی از این متن داشته باشیم میتونیم نوعی عشق رو هم تو اثر ببینیم. و اگر خوب پردازش می شد میتونستیم تاویل ها و تعبیر های فراتری از این متن داشته باشیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-19 20:30
bi maze bood dastan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 04:01
man az in dastanaee ke dide adamo nesbat be zendegi kharab mikone badam miyad ...
masalan in dastan chi mikhast bege ??
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:20
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hamdam 1390-06-22 11:20
داستان بامزه ای بود. خوشم اومد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:29
hadaf az bayane en dastan che bod? che nateje bayad megereftim ?faghat dide adam ro be zendegi bad kard ya man bad bardasht kardam?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 11:45
alale joon bat movafegham az in dastanaye bisaro tah boo kheili bimaze bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:51
salam sar joooon chetori?faghat dost daram age kesi bardashte mosbati kard ma ro ham dar jrean bezare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:54
bebakhshed sahar jooon jomle bala ro ba ajale neveshtam ghasde tohin nadashtam h va a sahar ro ja andakhtam bazam bebakhsh golam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:13
khahesh mikonam alale joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:16
sahar jooon shoma bodin ke dar morede rezeshe mo porseden man dar ghesmate maske mo ye khorde etelaat gozashtam baraton omidvarammofid bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:21
are azizam khoondam mamnoon kheili etelaat darin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:22
khahesh mikonam azizam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ati 1390-06-22 17:08
چقد نامرد احتمالا بعدشم زنگید به دوست دخترش یا زن دومش گفت حالا دیگه باهم می تونیم بریم حال کنیم نامرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پیشنهاد همکاری 1390-06-29 14:00
سلام من طراح فتوشاپ هستم و میتوانم کلیه کارهای فتو شاپی نظیر جلد تراکت بنر سربرگ کارت ویزیت و... را طراحی کنم.همچنین طراحی کتاب های پی دی اف را نیز انجام میدهم و میتوانم مطالب شما را به صورت کتاب و در حجم کم برای شما گردآوری کنم.البته با کمترین زمان و هرینه.امیدوارم پیشنهاد من به شما مورد قبول واقع شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ASAL 1390-07-24 04:14
dastanesh ke dar man hese khonsayi dasht!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رضا 1390-08-07 12:58
خیلی بحال بود منم زنمو همین حوری کشتم حون دیگه برام حذابیت نداشت هه هه هه هه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mino 1390-08-07 19:09
اولا اصلا داستان نبود و مثل خبر دادن بود و ثانیا ایشون خواسته ادای صادق هدایت رو دربیاره؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Ali.a 1390-08-07 20:37
Vaghean inam bod dastan?!!labod bode ke gozashtin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-08 02:24
ای بابا خانوما آقایون چیزایی مهم تر از این تو دنیا است که واقعا به بحث و نظراتتون احیاج داره چرا آخه چرا خانم محترم وقت چند تا آدمو با این داستانایی بی اساس میگیرین شماها چرا نمیخوایی دست از این چرت و پرتا بردارین خب بابا یارو تا اون اندازه عمرش به دنیا بود مرده چیکار کنه آمده خوبی کنه کباب شده شما میخوایین به دنیا بفهمونین که مردا نامردن خب باشه کل جهان اینو میدونن فهمیدیم خواهشا به موضوعات مهم تری بپردازید اینا چیه مینویسین ،،،اصلا سینمایی ایران همش در مورد ازدواج فیلم میسازن داستاناشونم که هیچ فرقی باهم یا زنه میمیره مرده میره زن میگیره یا زن دوم میگیره بیخیل بابا تمومش کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # fateme 1390-08-22 14:05
kash miftad ro shoharsh azin donya morkhas mikard ta dige zanesho be chizi tashbih nakone osolan khanoma khone shohar miran bad tip mishan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:27
كااااااااملا موافقم دوست من!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مجید 1391-02-06 13:31
ای باباچقداین فیلم بدتموم شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرزاد 1391-02-06 23:14
مجید جان شما انگار ازدواج نکردیا به این میگن هپی اندینگ دیگه این سیگار احتمالا بهترین سیگار زندگی این بابا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رضوان 1391-03-04 12:25
یادم باشه ازدواج کردم خونهای بگیرم که زنم مجبور باشه رختهارو رو پشت بوم اویزون کنه.. اتفاقه میفته دیگه)))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:37
همين كه از ذهن خودش بود و تكراري نبود مي ارزيد. حتما كه نبايد همه ليلي و مجنون باشن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیزده ... 1392-02-06 02:59
داستانش تقلیدی و یا پیرو سبک نوشته های آلبرکامو هست ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هیچکس استیو جابز نمی شود

با کناره‌گیری «کریستین بیل» از بازی در نقش استیو جابزدر فیلم سینمایی «جابز»،‌ تولید این فیلم پرحاشیه، با مشکل جدیدی روبرو شده است. پیش از این «لئوناردو دی‌کاپریو» و «دیوید فینچر» در مقام بازیگر و کارگردان،‌ از این پروژه کناره‌گیری کرده بودند. این فیلم به تهیه‌کنندگی سونی پیکچرز قرار بود زمستان امسال کلید بخورد،‌ اما با توجه به اتفاقات جدید، ‌زمان قطعی آغاز فیلمبرداری مشخص نیست. چند ماه پیش و به دنبال شکست تجاری – هنری فیلم سینمایی «جابز» به کارگردانی «مایکل استرن» بود که مسئولان کمپانی سونی به فکر تولید روایت دیگری از زندگی «استیو جابز»،‌ البته این‌بار به شکلی حرفه‌ای‌تر و با عواملی مطرح‌تر افتادند. فیلم قبلی «جابز» که در سال ۲۰۱۳ ساخته و اکران شد،‌ توسط کارگردانی جوان و کم نام و نشان، که پیشتر تنها دو فیلم ناموفق در کارنامه‌اش داشت،‌ ساخته شده بود.    «اشتون کوچر» در این فیلم نقش «استیو جابز» را ایفا می‌کرد و فیلم به  داستان زندگی سازنده و مدیرعامل «اپل» از دوران نوجوانی تا تاسیس کمپانی بزرگش بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۰ می‌پرداخت. این فیلم نه در جشنواره‌های مهم شرکت کرد، ‌نه نظر مساعد منتقدان را در پی داشت و نه اینکه در گیشه موفق شد تماشاگران زیادی را به سمت خود بکشاند.  فیلم «مایکل استرن» در سینماهای آمریکا،‌ تنها ۱۶ میلیون دلار فروش کرد، ‌تا سایر کمپانی‌ها همچنان انگیزه ساخت یک فیلم پرسر و صدا و پرفروش از زندگی و کار «استیو جابز» را در سر داشته باشند. اما اوایل سال ۲۰۱۴ بود که مسئولان کمپانی سونی،‌ تصمیم گرفتند ساخت فیلم دیگری از «استیو جابز» را در دستور کار قرار بدهند. به همین خاطر،‌ آنها فیلمنامه‌ای از «آرون سورکین» را که بر اساس کتاب معروف زندگی‌نامه «استیو جابز» توسط «والتر ایزاکسون» نوشته شده بود، مبنای کار قرار دادند. اولین گزینه برای کارگردانی این اثر،‌ کسی نبود جز «دیوید فینچر»؛‌ فیلم‌سازی که پیش از این سابقه همکاری با فیلمنامه‌نویس کار یعنی «آرون سورکین» را در کارنامه‌اش داشت. فینچر و سورکین،‌ به عنوان کارگردان و فیلمنامه‌نویس، در سال ۲۰۱۰ فیلم سینمایی «شبکه اجتماعی» را بر اساس زندگی «مارک زاکربرگ»، ‌مدیرعامل و مالک فیس‌بوک تولید کرده بوند که حاصل آن سه اسکار، ‌از جمله جایزه بهترین فیلمنامه برای نویسنده‌اش بود. با این‌که برخی تهیه کنندگان فیلم «شبکه اجتماعی» مانند «اسکات رودین»، در تهیه فیلم جدید «جابز» نیز مشارکت داشتند و فینچر پیشتر با آنها سابقه همکاری داشت،‌ اما توافقات مالی حاصل نشد و این کارگردان معروف، ‌از این پروژه کناره‌گیری کرد. «زیاده خواهی»، چیزی بود که برخی مسئولان کمپانی سونی،‌ آن‌را دلیل اصلی همکاری نکردن «دیوید فینچر» با پروژه «جابز» عنوان کردند. به گفته آن‌ها،‌ فینچر برای کارگردانی این فیلم مبلغ ۱۰ میلیون دلار پیش پرداخت به اضافه کنترل کامل بر شیوه بازاریابی فیلم را درخواست کرده بود؛ مسئله‌ای که برخی مسئولان سونی، ‌آن‌را «احمقانه» خوانده بودند چرا که به گفته آن‌ها،‌ فیلم «جابز» یک «بلک باستر» مانند «ترانسفورمرز» و «کاپیتان آمریکا» نیست که چنین مبالغ بالایی برای آن پرداخت شود. اما بعد از «دیوید فینچر»،‌ نوبت به «دنی بویل» کارگردان فیلم‌هایی مانند «میلیونر زاغه نشین» و «۲۸ روز بعد» رسید تا روی صندلی کارگردانی «جابز» بنشیند؛ این کارگردان بریتانیایی تبار،‌ با این‌که «کریستین بیل» گزینه اصلی «دیوید فینچر» برای ایفای نقش «استیو جابز» بود،‌ به سراغ «لئوناردو دی‌کاپریو» رفت تا او را برای بازی در این نقش راضی کند. بویل و دی‌کاپریو، سال‌ها پیش در فیلم «ساحل» با هم همکاری کرده بودند، ولی این سابقه مشترک هم باعث نشد تا بازیگر محبوب «مارتین اسکورسیزی»،‌ راضی به همکاری دوباره با بویل شود. «دی‌کاپریو» با انصراف از بازی در نقش «استیو جابز» گفته بود که می‌خواهد مدتی طولانی از بازیگری کناره گیری کند. پس از این انصراف، «دنی بویل» و مسئولان سونی به سراغ گزینه‌هایی چون «مت دیمون»،‌ «بردلی کوپر» و نیز گزینه قبلی فینچر یعنی «کریستین بیل» رفتند. پس از مذاکره و توافق اولیه با «کریستین بیل»،‌ «آرون سورکین» نویسنده فیلم‌نامه «جابز» درباره انتخاب این بازیگر گفت: «ما بهترین بازیگر حال حاضر را در یک بازه سنی مشخص می‌خواستیم. کریستین بیل برای ایفای این نقش نیازی به تست نداشته و تنها یک جلسه بین ما برگزار شده است.» «سورکین» همچنین، درباره دشواری این نقش و لزوم توانایی بازیگر انتخاب شده،‌ گفته بود: « کریستین بیل در این فیلم به قدری دیالوگ دارد که سه فیلم مختلف بصورت یک‌جا این مقدار دیالوگ را ندارند. او دائما در حال قدم زدن و حرف زدن است و تقریبا هیچ صحنه‌ای در فیلم نیست که او در آن حضور نداشته باشد.» اما با این‌که همه چیز طبق برنامه پیش می‌رفت و مسئولان کمپانی سونی از دراختیار داشتن «بتمنِ»سینما در نقش سازنده «اپل»، خشنود به نظر می‌رسیدند،‌ ولی گفته شد که «کریستین بیل» نیز از بازی در فیلم «جابز» انصراف داده است. او درباره دلیل انصرافش فقط یک جمله گفته بود: «من برای بازی دراین نقش مناسب نیستم.» اما داستان فیلم «جابز»؛ به گفته فیلم‌نامه‌نویس، شما با یک اثر زندگی نامه‌ای روبرو نخواهید بود و فیلم قرار نیست داستان زندگی «استیو جابز» باشد.   فیلم «دنی بویل»، در سه دوره مختلف روایت خواهد شد. این فیلم سه سکانس طولانی دارد که هر سه در زمانی واقعی، به تصویر کشیده می‌شوند.   به گفته «آرون سورکین»،‌ فیلمنامه‌نویس اثر،‌ این سه صحنه درست پیش از ارائه سه محصول مهم «اپل» و در زمانی واقعی اتفاق می‌افتند؛ یکی در زمان  عرضه اولین کامپیوتر «مکینتاش» در ۱۹۸۴، دومی در زمان عرضه محصولی از سوی شرکت «نکست« در سال ۱۹۹۰ و سومی در زمان عرضه اولین «آی‌پاد» در سال  ۲۰۰۱ میلادی. سورکین، برای نوشتن فیلمنامه این فیلم، به غیر از استفاده از کتاب زندگی‌نامه «جابز» نوشته «والتر ایزاکسون»، با آدم‌های مختلفی که هر یک به شکلی با جابز در ارتباط بودند، از جمله «استیو وزنیاک» دیگر موسس «اپل» نیز دیدار کرده است. اما با این‌که بازیگر جانشین «کریستین بیل» برای بازی در نقش «استیو جابز» هنوز مشخص نشده، ولی برخی سایت‌ها از حضور «مایکل فاسبیندر» بازیگر فیلم‌هایی چون «۱۲ سال بردگی» و «حرام‌زاده‌های لعنتی»، در این نقش خبر داده‌اند. ضمن این‌که نقش «استیو وزنیاک»، شریک قدیمی «استیو جابز» را نیز،‌ «ست روگن»، بازیگری که بیشتر نقش‌های کمدی در کارنامه‌اش دیده می‌شود، ‌بازی خواهد کرد.

مروری بر هنر در هفته اول شهریور

در اولین پنجشنبه شهریور، بر اساس روال هر هفته مروری داریم بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت. ابتدا وضعیت اکران فیلم های داخلی را بررسی کرده و سپس آخرین خبرهای مربوط به پروژه بزرگ حضرت محمد را پیگیری می کنیم. در ادامه و در بخش موسیقی داخلی آلبوم جدید رضا رویگری را معرفی می کنیم و در بخش موسیقی جهان موزیک ویدئوهایی که امسال در جشن ام تی وی با هم رقابت می کنند را می شناسید. و در پایان ضمن ابراز تاسف از درگذشت مرد بزرگ تلویزیون امریکا و به تعبیری جهان، رضا بدیعی، به مرور کارنامه وی می پردازیم.
تاخت و تاز بازیهای تاج و تخت در امی امسال مروری بر هنر در هفته سوم آذر گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴ هنر در هفته پایانی آبان ماه رکورد فروش فیلم در فرانسه با " جدای نادر از سیمین"

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ " بادها به نفع کودکان می وزند " بادها برای ما می وزند تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند. جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند. موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود. گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد. وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد. بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود. گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم. تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟ آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند. جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند. موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید. مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.  

گرانترین آلبوم موسیقی جهان

نسخه امضا شده آلبوم قدیمی گروه مشهور راک اند رول بریتانیایی، بیتلها در یک حراجی در دالاس ایالات متحده آمریکا به مبلغ 290500 دلار آمریکا (چیزی بیش از یک میلیارد تومان به نرخ ارز بازار آزاد به فروش رسید. این نسخه منحصر بفرد شامل امضای کلیه چهار عضو این گروه افسانه ای موسیقی بود و در شرایط بسیار عالی نگهداری میشد. امضای همه هر چهار عضو شامل، جان لنون، پل مک کارتنی، جرج هریسون و رینگو استار در پوستر ضمیمه آلبوم بچشم میخورد. این آلبوم در سال 1967، تقریبا چهل و شش سال پیش خریداری شده است. نام خریدار این آلبوم عتیقه به دلایل امنیتی گزارش نشده است. یکی از کارشناسان موسیقی بیتلها گفته است که وی تاکنون چنین آلبوم اریجینالی که در شرایط ایده آل نگهداری شده باشد را ندیده است.  صاحب اولیه این البوم هیچوقت این آلبوم را گوش نکرده است و  ساعتها برای گرفتن چهار امضای اعضا پشت درهای محل کنسرتشان منتظر مانده است. گروه چهار نفره بیتلز در بین سالهای 1960 تا 1970 میلادی فعالیت نمودند و انقلابی در دنیای موسیقی آنزمان بوجود آوردند که پیامدهای آن تاکنون در صنعت موسیقی و سبک زندگی جوانان در سراسر دنیا ایجاد نمود. از مجموع آلبومهای منتشر شده این گروه تاکنون صدها میلیون نسخه در سراسر جهان بفروش رفته  که آنانرا در صدر پرفروشترین گروههای موسیقی در جهان قرار داده است. گروه بیتلها با جدایی خواننده اصلی آن جان لنون در سال 1970 از هم فرو پاشید، از این گروه اکنون تنها پل مک کارتنی است که همچنان به خواندن و ساخت موسیقی ادامه میدهد.
گروه دارکوب می کوبد جوآن بائز کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

موسسه فرهنگی اکو به منظور تبادل تجربه‌های هنری میان هنرمندان معاصر با تاکید بر زمینه‌های هویت فرهنگی در آثار هنرمندان معاصر ده کشور عضو اکو، نخستین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی اکو را برگزار می‌کند.

نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

این بار موسسه فرهنگی اکو، پذیرای  علاقمندان هنراست تا در مراسم گشایش نمایشگاه هنرمندان معاصر پاکستان، ( نقاشی و مینیاتور) که در روز جمعه 14 بهمن ماه راس ساعت 16 برگزار می شود، حضور بهم رسانند.
امیر آقایی در گالری سیحون هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ نقاشی های واقعی نگارخانه سین – گشایش رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران

ادبیات

روز بهترین دوست انسان

کتاب در عمر تقریبی پنج هزار ساله‌ی خود مسیر شگفتی را از لوح گلی آغاز کرد تا به نشر الکترونیک برسد. از نوشتن بر لوح گلی تا آغاز نشر گسترده کتاب ۴۵۰۰ طول کشید، اما شتاب تحولات در چند دهه گذشته شگفت‌انگیز است. یونسکو از سال ۱۹۹۵ روز ۲۳ آوریل (سوم اردیبهشت) را به عنوان روز جهانی کتاب و حقوق مولفان وارد تقویم خود کرده است. تولد و مرگ برخی از نویسندگان نامدار جهان از جمله ویلیام شکسپیر و میگوئل سروانتس نیز با این روز مصادف است. شناسایی این روز توسط سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد به درخواست ناشران و دولت اسپانیا انجام شد و عبارت "حقوق مولفان" به پیشنهاد روسیه به آن افزوده شده است. سابقه‌ی این نامگذاری به سنتی در کاتالونیای اسپانیا بازمی‌گردد که در آن کتابفروشان روز ۲۳ آوریل همراه هر کتاب شاخه گلی نیز به خریدار هدیه می‌دادند. در بسیاری از کشورها در روز جهانی کتاب برنامه‌های مختلفی برای تشویق و ترغیب کودکان و نوجوانان به خریدن و خواندن کتاب تدارک می‌بینند. پاپیروس، راهگشای نشر متون تا چند دهه پیش مفهوم رایج کتاب تعدادی صفحه‌ی کاغذی بود که میان دو جلد به هم چسبیده بودند. با رونق نشر الکترونیک این مفهوم رفته‌رفته تغییر می‌کند و کتاب دیگر نه فقط مجموعه‌ای از صفحه‌های کاغذی که گاهی نوشته‌هایی است در "دنیای مجازی". از یک منظر مفهوم کتاب در تحول اخیر، به سرمنشا خود نزدیک شده است؛ به زمانی که انسان ثبت دانش، تاریخ، حکایت و احکام و اعتقادات خود را بر روی لوح گلی آغاز کرد. مفهوم مشترک در تمام این دوران "نوشتن" و "خواندن" و به عبارتی نوشته شدن، ثبت شدن، و انتقال متن به آیندگان به نظر می‌رسد. باستان‌شناسان و تاریخ‌نویسان از وجود کتابخانه‌هایی با ده‌ها هزار لوح گلی در شهرهای سومریان (هزاره دوم و سوم پیش از میلاد) سخن می‌گویند. برای انسان امروز تصور چنین مجموعه‌ای - کتابخانه‌ای با صدها متر قفسه و ده‌ها هزار لوح گلی - شاید کمی دشوار باشد؛ امروز تمام اطلاعات ثبت شده بر لوح‌های گلی سومریان را می‌توان در گوشه‌ای از حافظه‌ی یک رایانه جیبی به این طرف و آن طرف برد. مرکز تمدن سومریان در جنوب عراق کنونی و میان دو رود دجله و فرات قرار داشته و این قوم حدود پنج‌هزار سال پیش خط میخی را برای نگارش ابداع کردند. ابداع خط میخی که کهن‌ترین نظام نگارش شناخته شده در دوران باستان به شمار می‌رود، سرآغاز راهی بود که در هزاره‌های بعدی به شکل‌های مختلف ادامه یافت. نوشتن بر لوح‌های فلزی و چوبی گام‌های بعدی بودند و استفاده از پوست حیوانات و ابداع پاپیروس را می‌توان جهشی انقلابی محسوب کرد. کتاب در قالب طومار مصریان حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح از مغز گیاهی علفی به نام بوریا لوح‌هایی ساختند که پاپیروس خوانده می‌شود. پاپیروس تا نیمه‌ی هزاره دوم پس از میلاد مهمترین و رایج‌ترین وسیله‌ی ثبت اطلاعات بود و آنچه به عنوان کاغذ بعدها رواج یافت، شکل تکامل‌یافته‌ی آن است. قدیمی‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون شناخته شده‌اند، بر طومارهایی از پاپیروس یا پوست نوشته شده‌اند. بر سنگ‌نگاره‌های یونان باستان که متعلق به پنج قرن پیش از میلاد هستند، نقش‌هایی وجود دارد که استفاده از طومارهای پایروس را تایید می‌کند. باستان‌شناسان معتقدند که نوشتن حماسه و آثار فلسفی بر پاپیروس به قرن‌ها پیش از این تاریخ بازمی‌گردد. با این همه کهن‌ترین طومار یونانی که در مصر کشف شده متعلق به قرن چهارم پیش از میلاد است. از نوشته‌های تاریخی چنین برمی‌آید که با رونق مکتب فلسفی آتن و با برپایی کتابخانه‌های بزرگ در شهرهایی چون بندر اسکندریه تکثیر کتاب بر طومارهای پاپیروس در همان دوران بسیار رونق داشته است. حروف چینی و انقلاب صنعت نشر با گسترش مسیحیت در اروپا تولید انبوه کتاب قرن‌ها کار راهبانی بود که در صومعه‌ها مشغول نسخه‌برداری و بعضا ترجمه متون بودند. افزایش تعداد عنوان‌ها و ضخامت و گرانی اوراق چرم و پوست رفته‌رفته راه را برای استفاده از کاغذ باز کرد. چین یکی از نخستین کشورهایی است که به تولید انبوه کاغذ‌های بسیار نازک پرداخت. پارچه ابریشم نیز به خاطر دوام و مرغوبیت برای تولید کتاب‌های نفیس به کار گرفته می‌شد. همزمان با این تحولات تولید انبوه کتاب با استفاده از فرم‌های چوبی و سفالی نیز پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرد. یکی از نخستین نمونه‌های شناخته شده‌ی استفاده از این تکنیک، تکثیر متون بودیستی در کره و در ابتدای قرن یازدهم است. استفاده از حروف قابل جا‌به‌جایی و حروف‌چینی گام بعدی در تکامل تولید انبوه کتاب بوده است. سازمان یونسکو در سال ۲۰۰۱ نسخه‌ای از تعالیم بودایی را که در سال ۱۳۷۷ با این شیوه در کره تکثیر شده، به عنوان میراث فرهنگی بشر به ثبت رساند. نیاز به تعداد بیشتر کتاب باعث شد که یوهانس گوتنبرگ آلمانی با الهام از تکنیکی که در چین و کره ابداع شده بود، نخستین ماشین چاپ با استفاده از حروف قابل جابه‌جایی را در میانه‌ی قرن پانزدهم میلادی اختراع کند.   نشر الکترونیک، فاتح جوان سنتی کهن استفاده از حروف‌چینی و ماشین چاپ انقلابی است که نام گوتنبرگ را در کنار تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ بشر قرار می‌دهد. تولید انبوه کتاب زمینه‌ی ورود به عصر روشنگری و پیشرفت‌های علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را فراهم کرد. بیش از ۴۵۰۰ سال طول کشید تا کتاب از لوح گلی به تعدادی صفحه‌ی کاغذی میان دو جلد تحول پیدا کند و کالایی بشود در دسترس عامه مردم. از این دوران کمتر از چهار قرن زمان لازم بود تا کتاب با تصویرهای چهار رنگ و در تیراژ‌های میلیونی منتشر شود. شتاب این تحول و تغییرات با ورود انسان به دنیای نشر الکترونیک چنان ابعادی پیدا کرد که در کمتر از سه دهه برای نوشتن و تکثیر کتاب دیگر نه به کاغذ نیاز است نه به دستگاه چاپ. در دهه‌ی دوم قرن ۲۱ نوشتن و انتشار در دنیای مجازی چنان عادی تلقی می‌شود که دشوار بتوان تصور کرد، عمر نخستین کتاب الکترونیکی ۲۵ سال بیشتر نیست و تاریخ ثبت نخستین دامنه اینترنتی دنیا به سه دهه نمی‌رسد. نخستین کتابی که فقط بر روی صفحه کامپیوتر قابل خواندن بود اثری است از ویلیام گیبسون، نویسنده آمریکایی داستان‌های علمی- تخیلی که در ۴۰ سالگی نویسنده (۱۹۸۸) برای خرید به بازار عرضه شد.

ده زن برتر ادبیات جهان

ادبیات جهان، امروزه شاهد حضور زنانی است که خالق شخصیت ها و داستان هایی جاودانی هستند. میراث هزاران ساله ای که مادربزرگان ما برای ما زنان به جا گذاشته اند اکنون بیش از هر زمان دیگری به شکوفایی رسیده است. در این مطلب با
رومن به روایت پولانسکی کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد وسط راه همدیگر را ببینیم