1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود. بارها ازم خواسته بود که حفاظ لب بام را تعمیر کنم اما همیشه پشت گوش انداخته بودم. باسن گنده اش هر بار كه خم می شد تا از داخل تشت تكه رختی بردارد، پایین بالا می شد و مثل دم گوسفند تکان می خورد. گمانم صدای باز و بسته شدن در حیاط را نشنید. اصلا سر به هوا بود. گوشش به صدای بق بقوی کبوترهای ابولی خل و چل بود و نگاش به تشت رختها. موقعش بود که تصمیم بگیرم.

داد زدم:

- مواظب باش ز...هرا.

بدجور جا خورد . شاید هم ترسید . لحظه ای بی حركت ماند و بعد ناگهان لرزید. بی اختیار یک پایش را عقب كشید. تعادلش از دست رفت و دستهایش به پرواز در آمدند. سعی كرد بند رخت را بچسبد اما نتوانست. زیر پایش خالی شد و هیكلش تاب برداشت و با جیغی بلند از روی بام به پایین سقوط كرد. گمانم مخش داغون شد.

نفس راحتی کشیدم. همراهم را در آوردم اما قبل از آنکه به پلیس زنگ بزنم، لب حوض نشستم و سیگاری آتش زدم.


مرضیه محمد پور
فارغ التحصیل دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی است.
داستانویسی را از گالری کسری و کارگاه داستان مرحوم گلشیری آغاز كرد . حاصل کار وی دو مجموعه داستان است : در ایستگاه بعدی که توسط نشر همراه در سال 78 به چاپ رسید و مجموعه داستانهای پوپک و پنجره که  توسط انتشارات علمی و فرهنگی در سال 88 منتشر شده است.

 

دیدگاه‌ها  

0 # masoume 1390-05-11 19:55
میدونید موقعی که داشتم این رو می خوندم چه حسی بهم دست داد و بلند بلند چی می گفتم؟؟ خاک بر سرم نیفته!!!!
خیلی خوب نوشتید با اینکه کوتاه بود اما کاملا تمامی صحنه ها را دیدم.
مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # gole_sorkho_sefid@ya 1390-05-12 08:27
هيه. چه نفرتي.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آنومه 1390-05-12 12:00
اوج نفرت... مگه میشه اینهمه از کسی متنفر بود؟؟؟؟!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # arpi 1390-05-12 12:14
جالب اینه که احتمالا لباسهای راوی رو شسته بود و داشت پهن می کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رها 1390-05-12 14:00
خیلی موجز و صریح عمق نفرتی که ممکنه هر کدوم از ما نسبت به اطرافیانمون داشته باشیو شرح داده شده . ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آیدا رستمی 1390-05-13 14:56
تو قسمت دوم داستان مرد پس از دفن زنش میره خواهر کوچیکشو عقد می‌کنه...داستان تکراری که هر هفته میخونیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # نازنین مقدم 1390-05-14 03:12
داستان خوبی بود ولی حاشیه هاش بیشتر از اصلش بود،مثل باسن بزرگ خانمه،صدای کفتر ها و . . ..تو داستان کوتاه حاشیه باید کم رنگ بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیوا 1390-05-17 22:42
چه زیبا بود. لطفا بازم از ایشون داستان بگذارید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سدیس 1390-05-29 12:59
شیوا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # razieh 1390-05-18 00:12
باسلام خسته نباشیدفک نمیکنید این داستان تاثیربدی داره؟؟؟؟؟
راضیه رحیمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رويا 1390-05-18 13:10
نظر سنجي اصلا بهم ربطي نداره

تفكيك جنسيتي ربطي به كاهش رشته ها نداره چراااااااااااااااا شلوغش مي كنيين هاااااااااااااااااااااااا



؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مریم 1390-05-18 13:43
رویا خانم یه بار دیگه سوالشون رو بخون.چرا اشتباه برداشت می کنی؟! 2 تا سوال ازمون پرسیدن.
" آیا با کاهش سهمیه دختران در رشته های دانشگاهی و تفکیک جنسیتی موافقید؟ "
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بی من 1390-05-18 15:09
حالا ما چه برداشتی باید داشته باشیم؟
مهمترین خصوصیت داستانک نتیجه تءثیرگذار و مهمه که در پایان القا میشه
شاید این داستان نویسنده نتیجه شاگردیشون در کاگاه داستان گلشیری باشه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1390-05-18 15:24
بی من عزیز زن طرف مرد، نتیجه از این تاثیر گذار تر می خوای؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسام 1390-05-18 22:51
آفرین. به این دید تیز و بیان درست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امیر محمد 1390-05-18 23:04
سلام

داستان کوتاهی بود و با اینهمه هیجان رو منتقل می کرد
زنده باد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # میلاد 1390-05-19 12:16
فوق العاده کلیشه ای بود... فوق العاده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام 1390-05-19 16:59
به نام خدای خطاپوش
سلام
صوم و صیام مقبول
داشتم لباسو میچلوندم گوشامم به بق بقوی کفتاری این خل و چله بود
البته من همیشه بهش میگفتم خسرو کچل چون کچلیش رو بیشتر از خل و چلیش میشد دید مخصوصا ظهرا که میرفتم رختا
رو پهن کنم
البته جلوش نها
آخه از اون شرا بود که نگو
صدای در که اومد دل شوره گرفتم آخه
هوشنگ این موقعه ها نمیومد خونه
اوجاقمم که کور بود
نمیدونم بق بقوی این کفترا صاب مرده بود یا چی که
حواسم رفت پی چیز دیگه
یهو همین که داشتم پا میشدم از اون زیر میرا یکی داد زد
مواظب باش
بنده خدا اومد خوبی کنه یا که ...
یهو لنگ در هوا شدم
اصلا هیچ وقت دوست نداشتم یکی از کفترای این خسرو باشم
حتی همین حالا
اما بعد از اینکه ملاجم تکون خورد گفتم
کاش یکی از این کفترا بودم
یا اینکه طناب رختا یه کم سفت تر بود
یا هوشنگ حفاظا رو تعمیر کرده بود
یا هم کاش من کمی لاغر تر بود اقلا انقدر درد نمی کشیدم
یا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گمنام ادامهi 1390-05-19 17:01
اصلا کاش زبون هوشنگ می برید و صدام نمیزد
با ملاج مثه کفتر زاغ این خل و چله اومدم زمین
تو هوا که بودم فهمیدم هوشنگ ذلیل مردس
چشامو که باز کردم پاهام دیگه حس نداشت
کسی فکر نمیکرد زنده بمونم
هوشنگ هم مثه سگ پشیمون شده بود که چرا اینطور صدام زد
اخه از اون به بعد دیگه باید خودش میرفت کله پشته بوم که رختا رو
پهن کنه
هنوزم که هنوزه پشت بوم حفاظش تعمیر نشده
و بند رختا شله و
هوشنگم چاقه
تازه خل و چله کفتارش زیاد تر شده
راستی تو کوچه بهم میگن کینه شتری
حقم دارن
آخه خدا بیامرز هوشنگ شوهر خوبی بود
نمیدونم چرا عمرش به دنیا نبود
ای کاش میدونستم هوشنگ آخرین آرزوش چی بود
اما یه بار خوابش و دیدم مثه کفتر گیج این خل و چله پرید رفت آسمون البته زاغ نبود
گیجم نبود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # گمنام ادامه و آخر 1390-05-19 17:03
به نظرم اینم زبون حال زنس(صرف داستان بود و واقعیت نداره)

اسمش شاید
یه شوخی ساده باشه

البته این زنه هوشنگ رو دوست داشت
الان هم هر از گاهی بهشت زهرا میره
هیچ هم به مغز تکون خوردش نمیومد که هوشنگ مخصوصا صداش کرده بود

اما به نظرم هر چی هم آدم ماهر و ادیب باشه نمی تونه احساساته جنس مخالف رو درک کنه
دعامون کنید
یاحق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-05-27 23:43
agha alli neveshti ham az dastane hal kardam ham az edamash, damet garm bazam benevis
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1390-05-19 22:42
زن سر به هوا، مرد خسته، خونه قدیمی، کفترای چاهی پر سروصدا، شلپ شلپ رختای خیس.... فکر کنم سیگار برای بی زن شدن کافی باشه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیکتا 1390-05-20 23:50
akhe enghadr tanafor dg ???
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hani 1390-05-21 17:31
dastan jalebi bud.julebtar inke aval khaste zane nbashe bad bere dnbal yki dige . mitunest nefratesho ye jur digam neshun bede
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nobody 1390-05-22 01:15
فقط مي تونم بگم زندگي عجيب ترين چيزيه كه تاحالا ديدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تینا 1390-05-23 11:18
سلام
اخه به اینم میگن نظرسنجی؟
2تاسوال میپرسین یک جواب میخاین؟
اینجوری که جوابا با واقعیت جوردرنمیاد عزیزمن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mm 1390-05-27 23:37
بعد از خوندن حداقل 1000 تا داستان کوتاه و بلند میتونم بگم بدترین چیزی بود که تو همه عمرم خوندم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سدیس 1390-05-29 12:51
این خانم چه پدر کشتگی با ما مردا داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # qq 1390-05-29 13:51
mm jan shoma khodeto nata\\rahat nakon hala. manam kam dastan kootah nakhoondam,hala shayad 1000 ta nashode bashe ,vali in dastan kheiliam zibast va khoob pardakht shode.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فائزه 1390-06-02 16:44
مردا همه بی رحمن
اگه اعتقاد دارین انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهروز 1390-06-18 08:30
فائزه خانم
منظورت از این که انسان از خاک آفریده شده مرد از سنگ ساخته شده چیه؟

نکنه منظورت از انسان همون زنه؟
اگه اینطور باشه پس ینی مردا انسان نیستن؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهزاد 1390-06-02 17:44
من کاملا قبول دارم حرفتو فایزه جان، متاسفانه ما مرد‌ها میتونیم نسبت به کسایی که به ما محبت می‌کنن خیلی‌ بیرحم باشیم، در حقیقت هیچ چیزی مهمتر از خودمون برامون ارزش نداره، همه یه جور ابزارن که ما استفاده کنیم، دورشون بندازیم و بعد نوشو بخریم، مثل یه لنگه کفش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امید 1390-06-03 02:08
همه نظر ها رو خوندم اما انگار کسی متوجه نشده مرد به جای اینکه زنگ بزنه اورژانس میخواد زنگ بزنه به پلیس تا خودش رو به عنوان قاتل زنش معرفی کنه. شاید نمیخواد این افتخار نسیب کفترا بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:32
واقعا دمت گرم داشتم به همين فكر ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنین 1390-06-04 13:20
آرررره حتما اینکارو می‌کنه، حتما اگه وقت داشته باشه فک کنه حالا کدوم زن و بدبخت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:41
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ANDYMESHKI_BOY 1390-06-07 04:56
این داستان زیبارم میشد بنویسه اخه این تو اون لحظه که سکسداستان مینوشته فک کنم حس سکسش گل کرده بود و یهو کون گنده ی زنرو مثال زد. میتونست بنویسه مردی بود از خداش بود زنه بمیره و زنه یه روز از بالا پشت بوم افتاد مرد به همین سادگی درد سر نداشت منم بعد هفتش رفتم یه خوشکل ترشو گرفتم این کونش جم و جور تره و چند روزی سیگارو ترک کردم بهتر که مرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # elahe 1390-06-08 00:20
عالی بود بازم از این داستان ها بذارین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ghazaleh 1390-06-15 22:01
ham zane sar be hava bod va ham marde faramoosh kar
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-16 00:09
"ghazaleh" اتفاقامرد حواسش کاملا جمع بوده ودنبال چنین فرصتی بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهراد 1390-06-16 13:49
تنفرش به خاطر چی بود؟
دم گوسفند؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهروز 1390-06-18 08:37
فوق العاده بد پرداخت شده بود و واقعا در حد یه آماتور بوده شاید مال زمانیه که شاگرد بوده؟

بعضی از نشانه ها که درون اثر رها شدند راه به جایی نمی برند.

من به شخصه معتقدم که تعیین عنوان برای یک نوشته ادبی به خواننده اثر جهت میده و مسیر براش تعیین میکنه . و اینکه عنوان نفرت رو این اثر گذاشته باعث شده هممون دنبال نفرت باشیم تو اثر .
اگر بخوایم بدون در نظر گرفتن عنوان و اون چیزی که نویسنده در اثر طرح کرده خوانشی از این متن داشته باشیم میتونیم نوعی عشق رو هم تو اثر ببینیم. و اگر خوب پردازش می شد میتونستیم تاویل ها و تعبیر های فراتری از این متن داشته باشیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-19 20:30
bi maze bood dastan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 04:01
man az in dastanaee ke dide adamo nesbat be zendegi kharab mikone badam miyad ...
masalan in dastan chi mikhast bege ??
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:20
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hamdam 1390-06-22 11:20
داستان بامزه ای بود. خوشم اومد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:29
hadaf az bayane en dastan che bod? che nateje bayad megereftim ?faghat dide adam ro be zendegi bad kard ya man bad bardasht kardam?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 11:45
alale joon bat movafegham az in dastanaye bisaro tah boo kheili bimaze bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:51
salam sar joooon chetori?faghat dost daram age kesi bardashte mosbati kard ma ro ham dar jrean bezare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 11:54
bebakhshed sahar jooon jomle bala ro ba ajale neveshtam ghasde tohin nadashtam h va a sahar ro ja andakhtam bazam bebakhsh golam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:13
khahesh mikonam alale joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:16
sahar jooon shoma bodin ke dar morede rezeshe mo porseden man dar ghesmate maske mo ye khorde etelaat gozashtam baraton omidvarammofid bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-22 12:21
are azizam khoondam mamnoon kheili etelaat darin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:22
khahesh mikonam azizam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ati 1390-06-22 17:08
چقد نامرد احتمالا بعدشم زنگید به دوست دخترش یا زن دومش گفت حالا دیگه باهم می تونیم بریم حال کنیم نامرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پیشنهاد همکاری 1390-06-29 14:00
سلام من طراح فتوشاپ هستم و میتوانم کلیه کارهای فتو شاپی نظیر جلد تراکت بنر سربرگ کارت ویزیت و... را طراحی کنم.همچنین طراحی کتاب های پی دی اف را نیز انجام میدهم و میتوانم مطالب شما را به صورت کتاب و در حجم کم برای شما گردآوری کنم.البته با کمترین زمان و هرینه.امیدوارم پیشنهاد من به شما مورد قبول واقع شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ASAL 1390-07-24 04:14
dastanesh ke dar man hese khonsayi dasht!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رضا 1390-08-07 12:58
خیلی بحال بود منم زنمو همین حوری کشتم حون دیگه برام حذابیت نداشت هه هه هه هه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mino 1390-08-07 19:09
اولا اصلا داستان نبود و مثل خبر دادن بود و ثانیا ایشون خواسته ادای صادق هدایت رو دربیاره؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Ali.a 1390-08-07 20:37
Vaghean inam bod dastan?!!labod bode ke gozashtin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-08 02:24
ای بابا خانوما آقایون چیزایی مهم تر از این تو دنیا است که واقعا به بحث و نظراتتون احیاج داره چرا آخه چرا خانم محترم وقت چند تا آدمو با این داستانایی بی اساس میگیرین شماها چرا نمیخوایی دست از این چرت و پرتا بردارین خب بابا یارو تا اون اندازه عمرش به دنیا بود مرده چیکار کنه آمده خوبی کنه کباب شده شما میخوایین به دنیا بفهمونین که مردا نامردن خب باشه کل جهان اینو میدونن فهمیدیم خواهشا به موضوعات مهم تری بپردازید اینا چیه مینویسین ،،،اصلا سینمایی ایران همش در مورد ازدواج فیلم میسازن داستاناشونم که هیچ فرقی باهم یا زنه میمیره مرده میره زن میگیره یا زن دوم میگیره بیخیل بابا تمومش کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # fateme 1390-08-22 14:05
kash miftad ro shoharsh azin donya morkhas mikard ta dige zanesho be chizi tashbih nakone osolan khanoma khone shohar miran bad tip mishan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:27
كااااااااملا موافقم دوست من!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مجید 1391-02-06 13:31
ای باباچقداین فیلم بدتموم شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرزاد 1391-02-06 23:14
مجید جان شما انگار ازدواج نکردیا به این میگن هپی اندینگ دیگه این سیگار احتمالا بهترین سیگار زندگی این بابا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رضوان 1391-03-04 12:25
یادم باشه ازدواج کردم خونهای بگیرم که زنم مجبور باشه رختهارو رو پشت بوم اویزون کنه.. اتفاقه میفته دیگه)))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرديس 1391-12-12 11:37
همين كه از ذهن خودش بود و تكراري نبود مي ارزيد. حتما كه نبايد همه ليلي و مجنون باشن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیزده ... 1392-02-06 02:59
داستانش تقلیدی و یا پیرو سبک نوشته های آلبرکامو هست ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

فروشنده اصغر فرهادی اسکار گرفت

فیلم فروشنده اصغر فرهادی جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان اسکار ۲۰۱۷ را کسب کرد. آقای فرهادی در سال ۲۰۱۲ نیز با فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه اسکار شده بود. اصغر فرهادی در اعتراض به فرمان مهاجرتی جنجال برانگیز دونالد ترامپ از شرکت در مراسم اسکار خودداری کرده، هرچند فرمان مذکور به حکم یک قاضی فدرال به حالت تعلیق در آمده است. آقای فرهادی انوشه انصاری و فیروز نادری را به عنوان نمایندگانش برای شرکت در هشتاد و نهمین مراسم اسکار معرفی کرد. انوشه انصاری در سالن برگزاری مراسم از طرف آقای فرهادی بیانیه‌ای را قرائت کرد: من متاسفم که امشب با شما نیستم. غیبت من به علت احترام به مردم کشورم و شش کشور دیگر است که با قانون غیرانسانی‌ای که مانع ورود مهاجران به آمریکا می شود مورد بی‌احترامی قرار گرفته اند. تقسیم کردن جهان به دسته ما در برابر دسته دشمنان ما باعث ایجاد هراس می شود و توجیه فریبکارانه‌ای برای تجاوز نظامی و جنگ است. این جنگ‌ها مانع دموکراسی و حقوق بشر در کشورهایی می شود که خود قربانی تجاوزهای نظامی بوده اند. فیلمسازان می توانند دوربین‌های خود را روشن کنند تا ویژگی‌های مشترک انسان‌ها را ضبط و کلیشه‌های موجود در مورد اعضای ملل و ادیان مختلف را بشکنند. آن‌ها می توانند بین ما و دیگران یکدلی ایجاد کنند- یکدلی‌ای که ما امروز بیش از همیشه به آن نیاز داریم. ترانه علیدوستی بازیگر فیلم فروشنده نیز مراسم اسکار را تحریم کرده است. در شبکه‌های اجتماعی ایرانیان مقیم آمریکا یا آمریکایی تبار ابراز خوشحالی و افتخار از جایزه فرهادی کرده اند. منتقدان در نقاط دیگر جهان تقریبا متفق القول از فیلم فرهادی استقبال کرده اند. محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در توییتر خود نوشته که به بازیگران و سازندگان فیلم فروشنده برای دریافت اسکار و ایستادن مقابل ممنوعیت از ورود مسلمانان افتخار می‌کند. او نوشت: ایرانیان دو هزار سال است که فرهنگ و تمدن را نمایندگی می‌کنند. اصغر فرهادی در کنار فدریکو فلینی، اینگمار برگمن و ویتوریو دسیکا، یکی از چهار کارگردانی است که بیش از یک بار اسکار بهترین فیلم خارجی را برای آثارشان کسب کرده اند. عده‌ای از کارشناسان اسکارِ فروشنده را تحت تاثیر فضای سیاسی آمریکا می‌دانند اما آنچه برای سینمای ایران اهمیت دارد، ماندگار شدن نام فروشنده و اصغر فرهادی در تاریخ اسکار و سینمای جهان است. با این حال این نکته را نیز باید در نظر گرفت که فروشنده سال گذشته و ماه‌ها پیش از آنکه دونالد ترامپ، پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شود، توانسته بود در جشنواره کن دو جایزه از آن خود کند که این نشان از آن دارد که به طور حتم نمی‌توان موفقیت امشب آن را صرفا ناشی از حواشی سیاسی دانست. ایران به همراه شش کشور، آلمان، مجارستان، آرژانتین، اتریش ، سوئیس و چکسلواکی سابق، یکی از هفت کشوری است که تا به حال دو بار برنده اسکار در رشته بهترین فیلم خارجی زبان شده است. اصغر فرهادی پیشتر در واکنش به نامزد شدن فیلمش برای جایزه اسکار گفت که افتخار بزرگی‌ است که نام ایران را در جمع کشورهای سازنده بهترین فیلم‌های غیر انگلیسی زبان می‌بین\". فروشنده داستان زن و شوهری به نام رعنا و عماد (با بازی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی) را روایت می‌کند که در حال بازی در نمایش مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. در آستانه شب افتتاح نمایش حادثه‌ای رخ می‌دهد که رابطه این زوج را ناخواسته درگیر تنش و التهاب می‌کند. فروشنده در جشنواره فیلم کن جایزه بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین بازیگر مرد ( شهاب حسینی) را دریافت کرد. این فیلم جایزه ویژه هیات داوران پنجاه و دومین جشنواره فیلم شیکاگو را هم به دست آورده است. فروشنده پیش از این در جشنواره فیلم مونیخ به عنوان بهترین فیلم و در جشنواره آمستردام به عنوان بهترین فیلم تماشاگران انتخاب شد.  

بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست

مرگ عسل بدیعی هنرمند جوان کشورمان در روزهای پایانی تعطیلات عید خبر ناراحت کننده ای بود که باعث غم و اندوه بسیار بخصوص در میان جامعه هنری کشور شد. عسل بدیعی به خاک سپرده می شود اما قلب، کلیه و ریه های او زندگی خواهند کرد. عسل بدیعی ۱۲ فروردین ‌ماه امسال به ‌علت ایست تنفسی که به خونریزی مغزی منجر شد،‌ درگذشت و اعضای بدن او بنا به درخواست خودش به بیماران نیازمند اهدا شد. عسل بدیعی رفت اما ۷ هموطن با اعضای بدن او به زندگی ادامه خواهند داد. ریه عسل بدیعی به دختری جوان، قلب وی به مردی ۳۶ ساله و کبد بدیعی به پسری ۲۴ ساله اهدا شد. او پیش از مرگش در عملی انساندوستانه اعضای بدنش را در صورت مرگ اهدا کرده بود. عسل بدیعی مرگ را زندگی کرد. هنرمندان با اثری که از خود برجای می گذارند جاودانه می شوند، اما عسل بدیعی نه با فیلم هایی که به یادگار گذاشت که با قلبش که در بدن یک مادر، یک همسر و یا یک فرزند می تپد جاودانه می ماند. به گزارش خبرگزاری ها، شاهرخ بدیع،ی پدر عسل بدیعی، با تشکر از کسانی که در مراسم تشییع حضور پیدا کردند، گفت: من امروز دست همه شما را می‌بوسم زیرا شما برای عسل به اینجا آمده‌اید. کسی که عمر خود را برای اعتلای هنر ایران ثبت کرد. کاری که وی به عنوان یک اهدا کننده عضو انجام داد یک روش و منش انسانی بود. وی ادامه داد: هرچند مرگ عسل برای ما یک فاجعه بود اما با اهدا اعضای وی به ۷ نفر بیمار نیازمند امروز ۷ فرزند داریم. همچنین در این مراسم سیروس الوند، کارگردان سینمای ایران، که با عسل بدیعی در فیلم دستهای آلوده او همکاری داشت، گفت: عسل بدیعی امروز با اهدای اعضایش به نوعی در دیگران تکثیر پیدا کرده و وجود او امروز حیاتبخش زندگی دیگران شده است. جانیار عرب نیا فرزند عسل بدیعی نیز درحالیکه به شدت گریه می‌کرد، گفت: من از مادرم تشکر می‌کنم برای همه مسائل و کارهایی که برای من کرد اگر او نبود من مرده بودم و او همه کار بخاطر من کرد و دلم برایش خیلی تنگ می‌شود. و روح او امروز خیلی خوشحال است زیرا اینجا برایش مانند زندان بود من قول می‌دهم کاری کنم که او همیشه از من راضی باشد. عسل بدیعی که درسال ۱۳۷۷با بازی در فیلم “بودن یا نبودن” ساخته کیانوش عیاری در نقش یک دختر که نیاز مبرم به پیوند قلب داشت وارد سینما شد، امروز و با اهدای هفت عضو از بدن خود، حتی در آغوش خاک، ماندگار شد. عسل بدیعی حدود یک سال پیش بعد از ثبت نام کارت اهدای عضو، در دفتر یادبود این سازمان نوشته بود: سلام دوستان مهربان عزیزان…. یاران از خداوند متعال خواستار توانی چون کوه و اراده‌ای چون آهن استوار و پایدار هستم تا یاری بخش راه سپید عشقتان باشد خداوند یاری بخشتان با احترام عسل بدیعی   بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست.
مروری بر هنر در هفته سوم آذر مروری بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت اسرار شخصی زندگی پیپا لی مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه نیمه شب در پاریس

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان

تازگی ها مقوله تلفیق در بازار موسیقی داغ شده  است و موزیسین ها را بر این می دارد تا با سبک های جدید بازار موسیقی را با تحول رو به رو کنند.

گرانترین آلبوم موسیقی جهان

نسخه امضا شده آلبوم قدیمی گروه مشهور راک اند رول بریتانیایی، بیتلها در یک حراجی در دالاس ایالات متحده آمریکا به مبلغ 290500 دلار آمریکا (چیزی بیش از یک میلیارد تومان به نرخ ارز بازار آزاد به فروش رسید. این نسخه منحصر بفرد شامل امضای کلیه چهار عضو این گروه افسانه ای موسیقی بود و در شرایط بسیار عالی نگهداری میشد. امضای همه هر چهار عضو شامل، جان لنون، پل مک کارتنی، جرج هریسون و رینگو استار در پوستر ضمیمه آلبوم بچشم میخورد. این آلبوم در سال 1967، تقریبا چهل و شش سال پیش خریداری شده است. نام خریدار این آلبوم عتیقه به دلایل امنیتی گزارش نشده است. یکی از کارشناسان موسیقی بیتلها گفته است که وی تاکنون چنین آلبوم اریجینالی که در شرایط ایده آل نگهداری شده باشد را ندیده است.  صاحب اولیه این البوم هیچوقت این آلبوم را گوش نکرده است و  ساعتها برای گرفتن چهار امضای اعضا پشت درهای محل کنسرتشان منتظر مانده است. گروه چهار نفره بیتلز در بین سالهای 1960 تا 1970 میلادی فعالیت نمودند و انقلابی در دنیای موسیقی آنزمان بوجود آوردند که پیامدهای آن تاکنون در صنعت موسیقی و سبک زندگی جوانان در سراسر دنیا ایجاد نمود. از مجموع آلبومهای منتشر شده این گروه تاکنون صدها میلیون نسخه در سراسر جهان بفروش رفته  که آنانرا در صدر پرفروشترین گروههای موسیقی در جهان قرار داده است. گروه بیتلها با جدایی خواننده اصلی آن جان لنون در سال 1970 از هم فرو پاشید، از این گروه اکنون تنها پل مک کارتنی است که همچنان به خواندن و ساخت موسیقی ادامه میدهد.
بیانسه رکورد نامزدی در گرمی را شکست بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس چکناواریان در تالار وحدت یک ایرانی در گروه آرکایو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

نمایشگاه مکعب سفید، کاری از زروان روح بخشان است که در زیر، با قلم خویش به توضیح مجموعه عکس ها و حضور در نمایشگاه می پردازد.

فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد

ه گزارش خبرنگار موسیقی فارس، نمایشگاه نقاشی‌های لوریس چکناواریان با عنوان «موسیقی روی بوم» دوشنبه 30 فروردین با حضور جمعی از مسئولان، چهره‌های هنری و حضور پر شور علاقمندان این هنرمند، در نگارخانه استاد ممیز خانه‌ی هنرمندان ایران گشایش یافت. مجید رجبی معمار مدیر عامل خانه هنرمندان ایران، دکتر محمد سریر رئیس شورای عالی خانه هنرمندان، سید کاظم سجادی سفیر ایران در ارمنستان، آرتاشس تومانیان سفیر ارمنستان در ایران، حمیدرضا نوربخش مدیر عامل خانه موسیقی ایران، فرزاد طالبی مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عبدالحسین مختاباد رئیس کمیته هنر شورای اسلامی شهر تهران، روبرت بگلریان نماینده ارامنه در مجلس شورای اسلامی، فخرالدین فخرالدینی و جواد بختیاری از جمله چهره‌های حاضر در مراسم گشایش این نمایشگاه بودند. در طول مدت برگزاری این نمایشگاه ٥٠ اثر نقاشی با تکنیک اکریلیک روی بوم همراه با نمایش فیلم از آثار استاد لوریس چکناواریان در معرض دید مخاطبان قرار گرفت. چکناوریان در توضیح آثار نقاشی اش در این نمایشگاه گفت:  مجموعه کارهایم در ابعاد مختلف به همراه روی جلد صفحه‌ها و پوسترهایی که برای کنسرت‌هایم در سراسر دنیا طراحی شده در این نمایشگاه به نمایش در آمده است. اینها همان علامت‌های موسیقی هستند که من در آثار موسیقی‌ام از آنها استفاده می‌کنم و هر کدام از آنها بیان احساسات من در موسیقی است که لذت‌بخش هستند. ضمن اینکه تعدادی از تابلوهایی که در این نمایشگاه خواهید دید تحت تاثیر کشتار ارامنه و رنج‌هایی است که مادر من از این فضا کشیده و فکر می‌کنم آثاری هستند که می‌توانند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند. * لزوم ارتباط بیشتر فرهنگی بین کشور های ایران و ارمنستان آرتاشس تومانیان (سفیر ارمنستان در ایران) که برای نخستین بار از مجموعه خانه هنرمندان ایران دیدن کرد، در حاشیه بازدیدش از نمایشگاه «موسیقی روی بوم» گفت: این فرصت خوبی بود که از وجود خانه هنرمندان ایران مطلع شدم و برای من ضروری است که به عنوان سفیر با چنین تشکیلاتی آشنا شوم و با آقای رجبی معمار قرار گذاشتیم که تعاملات بیشتری داشته باشیم. در مورد نمایشگاه نقاشی آقای چکناوریان باید بگویم ایشان از هر نظر صاحب هنر هستند و خوشحالم در این زمینه هم فعالیت می کنند. سفیر کشور ارمنستان در ایران در باره ارتباط با هنر های مختلف، گفت: تئاتر، موسیقی و ادبیات رشته هایی هستند که  به طور جدی  آنها را دنبال می کنم. امروز از وجود سالن های مهم تیتر ایران در مجموعه خانه هنرمندان ایران مطلع شدم و قرار شد در اینجا حضور پیدا کنیم و برای فعالیت های آینده برنامه ریزی کنیم. آرتاشس تومانیان در پایان به حضور پررنگ فرهنگی هنرمندان ارمنستان در خانه هنرمندان ایران و همچنین ارتباط فرهنگی بین دو کشور ایران و ارمنستان تاکید کرد. * لوریس چکناوریان یک شخصیت پر تحرک و فعال در همه زمینه های هنری ست فرهاد فخرالدینی (آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ایران) هم که در آئین گشایش این نمایشگاه حضور داشت پس از بازدید از نمایشگاه با توصیف شخصیت فردی و هنری این هنرمند، گفت: آقای چکناوریان چه در زمینه شغل اصلی اش، موسیقی و رهبری ارکستر و چه در زمینه های دیگر انسان بسیار پر تحرکی است. ایشان دوست ندارد هیچ وقت بیکار بماند و همیشه در حال انجام دادن فعالیتی است. ایشان به عنوان آهنگساز، رهبر ارکستر و کسی که در مجامع هنری نقشی فعال داشته یکی از هنرمندان خوب کشور ما و فرد بسیار مهمی است. ما چهره های اینچنینی در کشور کم داریم که در هنر حل شده باشند. جایی گفته اند که یکی از آرزوهایشان این است که فیلم هم بازی کنند، ایشان چنین روحیه ای دارند. رهبر ارکستر ملی ایران با اشاره به نقاشی های لوریس چکناوریان، گفت: دیدگاه خاصی به نقاشی دارد و نقاشی را اینطور می بیند. ایشان با خطوطی که روی بوم آورده، افکار و ایده هایش را بیان کرده است. امروز با اینکه جمعیت زیادی در نمایشگاه حضور داشت همه تابلوها را برای ما توضیح داد که منظورش از هر نقاشی چه بوده است. در دورانی که ما جوان بودیم و آثار پیکاسو را می دیدیم شاید هیچ اسنتباطی از چیزی که کشیده بود نمی توانستیم داشته باشیم ولی دیدیم که بسیار قابل اعتنا بود و روز به روز اعتبار پیدا کرد. زمانی که من جوانی بیست ساله بودم می گفتند یک نقاشی ساده پیکاسو به قیمت های بالایی فروش رفته بود. او افزود: ارزش انسان ها بستگی به اعتبارات هنری شان دارد و اینها از انسان چیزی بوجود می آورد که وقتی مجموعه خصوصیات را کنار هم می گذاریم می بینیم شخصیتی مثل لوریس چکناوریان شکل می گیرد. اگر با این دیدگاه به مساله نگاه کنیم متوجه می شویم آقای چکناوریان آن چیزی را که می شنود، کشیده است. فخرالدینی در ادامه به فعالیت های چکناوریان در کشور ارمنستان اشاره کرد و گفت: من یک فیلم مستند از ایشان دیدم که به ارمنستان رفته بود و چه کارهایی آنجا انجام داده بود که بسیار برای من جالب بود. من همیشه فکر می کردم لوریس وقتی در ایران نیست در آنجا چه کار می کند، بعدا فهمیدم در آنجا فعالیت های دیگری انجام می داد و تبدیل به یک انسان خیلی مهم  در ارمنستان شد. فکر می کردم لوریس در آنجا زندگی بسیار مرفهی داشته ولی بعدا برای من تعریف می کرد آنجا گاهی از سرما تا صبح در یک اتاق می لرزیده؛ یعنی اینکه ما درباره او اشتباه می کردیم. او در ارمنستان و در زمان زلزله به دلیل فعالیت هایش به عنوان قهرمان ملی شناخته شد. این آهنگساز برجسته کشورمان در پایان سخنانش، گفت: امروز هم باید به همین تابلوها با همین دیدگاه نگاه کنیم و بگوییم این اثر لوریس چکناوریان است و هر چقدر از انسان های اینچنینی داشته باشیم یادگار آینده برای ما خواهند بود. عصاره زندگی و حرکت لوریس چکناوریان، عشق است حمیدرضا نوربخش (مدیرعامل خانه موسیقی ایران) هم از دیگر میهمان حاضر در افتتاحیه نمایشگاه بود. نوربخش پس از بازدید از نقاشی های لوریس چکناوریان درباره شخصیت این هنرمند، اظهار داشت: به نظر من همان شعاری که همیشه بر زبان لوریس چکناوریان هست، عصاره حیات، زندگی و حرکت اش عشق است. اگر بخواهیم مصداق واقعی یک هنرمند عاشق را پیدا کنیم، حتما یکی از شاخص ترین آنها لوریس چکناوریان است. آدمی که جهان، همنوعان، اطرافیان، همکاران، دوستان و زندگی را از دریچه عشق نگاه می کند، این انسان هیچ وقت نه مکدر می شود، نه غمگین می شود  و همچنین هیچ وقت منفعل نمی شود. چنین انسانی همیشه انگیزه حیات دارد چون عشق جوهر بی همتایی است که در وجود هر شخصی که قرار بگیرد منشا حرکت و زندگانی خواهد بود. وی افزود: لوریس چکناوریان عاشق زندگی است و به همین دلیل جزء معدود کسانی است که سن و سال برای او فقط یک عدد است. در این چندین سالی که با او آشنایی دارم هیچ تغییری حتی از نظر ظاهری نداشته است و تغییر اش فقط رنگ موهایش بوده که ناگزیر است. ولی به همان اندازه نشاط و انگیزه در او وجود دارد. نوربخش ادامه داد: در چکناوریان هم این مساله هویداست و وجه مشترک همه آثارش عشق است چون همه چیز را از این زاویه نگاه می کند. وقتی روی صحنه به عنوان رهبر ارکستر قرار می گیرد این موج منتقل می شود. مثلا در جشنواره موسیقی فجر که توفیق همکاری با ایشان را داشتم، در تصاویری که از هنرمندان مختلف فیلم ها و کلیپ ها داشتیم، وقتی به تصویر لوریس می رسیدیم سالن یک واکنش دیگری داشت و پر از هیجان بود. اینها در وجودش نهادینه شده و سعی نمی کند خود را اینگونه نشان دهد.  این خواننده و مدرس آواز ایرانی در ادامه افزود: هر کسی که یک بار لوریس را می بیند در همان یک بار این حس به او منتقل می شود. ممکن است برای شناخت برخی هنرمندان مجبور باشیم مدت ها با آنها حشر و نشر داشته باشیم تا با روحیه شان آشنا شویم اما در مورد لوریس چکناوریان ممکن است مردم از او آثار زیادی هم نشنیده باشند اما همان تصاویر و فیلم های مستندی که از او در شبکه های مختلف دیده شده، همه را جذب کرده است. چون صداقت وجود دارد و این امر بسیار مهمی است. مدیرعامل خانه موسیقی ایران، گفت: خیلی از ما وقتی صحبت می کنیم هزاران فیلتر برای خودمان داریم که چگونه رفتار کنیم و چه بگوییم؛ ولی چکناوریان همان است که می گوید. در برخورد با آدم های دیگر و آثار هنری دیگر اگر از چیزی خوشش بیاید به راحتی آن را بیان می کند. درون لوریس چکناوریان یک آینه صیقل خورده است و غبار بر دل ندارد، به همین دلیل آدم ها وقتی با عشق مواجه می شوند سپر می اندازند و موج را دریافت می کنند. برای او آرزوی سلامتی دارم و برای من هم سال گذشته افتخار بزرگی بود که در جشنواره موسیقی فجر وقتی به او پیشنهاد دادم بی درنگ پذیرفت با آنکه مدتها بود فعالیت اینچنینی نداشت.  * آثار چکناوریان بیان احساسات موسیقی روی تابلوی نقاشی است سید عبدالحسین مختاباد (رئیس کمیته هنر شورای اسلامی شهر تهران) در بازدید از نمایشگاه، در خصوص شخصیت لوریس چکناوریان، گفت: چکناوریان یک شخصیت شناخته شده برجسته در سطح جهانی و همچنین کشور عزیزمان است. ایشان چند سال پیش هم نمایشگاه نقاشی داشتند که من از آثارشان بازدید کرده بودم. این آثار کاملا در دنیای موسیقی هستند و ایشان احساساتش از موسیقی را روی تابلوی نقاشی آورده است. مختاباد درباره حضور هنرمندان شناخته شده یک رشته، در دیگر رشته های هنری گفت: هنر دو مقوله است، یک مقوله حرفه ای و دیگری هم ذوقی است.  یک هنرمند دوست دارد با ذوق و علاقه شخصی اش در رشته های دیگر هم حضور داشته باشد. خودم هم به خوشنویسی علاقه زیادی دارم و گاهی خطاطی می کنم. در دنیای هنر اجباری در کار نیست، اینجا دنیای نظامی نیست.  هنر ها با هم در ارتباط هستند و به مانند دانه های یک تسبیحند. هنرمندی که در حوزه موسیقی فعالیت می کند به حوزه های دیگر مانند شعر، ادبیات و فلسفه هم علاقمند است. هرچه قدر بیشتر در آن حوزه ها کار کند در زمینه تخصصی خودش موفق تر می شود. نمایشگاه نقاشی‌های لوریس چکناواریان با عنوان «موسیقی روی بوم» تا 5 اردیبهشت دایر است و علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می‌توانند همه روزه از ساعت 14 تا 21 به نگارخانه استاد ممیز خانه‌ی هنرمندان ایران مراجعه کنند.      
کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره نمایشگاه مجسمه ها فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

اول اردیبشهت، روز ملی سعدی

شیخ مصلح الدین سعدی، شاعر ونویسنده بزرگ پارسی گوی در شیراز زاده شد. پدر او دارای یک مقام در دستگاه  اتابکان فارس بود و هنگامی که سعدی کودک بود درگذشت. سعدی در جوانی برای کسب علم به نظامیه بغداد رفت. وی کمی بعد از آن از محضر عرفتی بزرگی چون شهاب الدین عمر سهروردی نیز بهره برد و از او عرفان آموخت. پس از پایان تحصیلات در بغداد بود که سفرهای معروف سعدی آغاز شد، سفرهایی که خود سعدی و معاصران او در آثارشان به آنها اشارات بسیاری کرده اند. هند، شام، عربستان، ترکستان، فاسطین، چین، یمن، شمال آفریقا، ترکستان و ... تنها بخشی از این سفرها هستند. زمانی که سعدی به شیراز برگشت، شیراز تبدیل به پایگاه دانشمندان و شعرا و ادبا شده بود. در این زمان سعدی در دستگاه حکومتی فارس ارج و قرب فراوان داشت. تا جاییکه سعدی لقب خود را از نام ولیعهد مظفرالدین ابوبکر، سعد بن ابوبکر گرفته است. وی ابتدا بوستان را به نظم و یک سال بعدتر از آن گلستان را به نظم آمیخته به نثر سرود. پس از آن بود که سعدی جهانگردی سی ساله خود را آغاز کرد، سفری از هندوستان به شمال آفریقا و مصر. آثار سعدی به قرار زیر است: بوستان، اثری منظوم در رابطه با اخلاق. گلستان، اثری به نثر مسجع. دیوان اشعار که عمدتا غزل ها و قصیده های سعدی را شامل می شود. مواعظ:اثری است مشابه دیوان. صاحبیه، اثری به فارسی و عربی که شامل مدایحی درباره یکی از وزرای اتابکان فارس است. قصاید سعدی اشعاری به عربی هستند که عمدتا مدح و ثنای بزرگان و پروردگار است. مراثی سعدی: قصاید بلندی در عزای آخرین خلیفه عباسی که به دست مغولان کشته شد است. مغردات سعدی آثار نثر: کتاب نصیحةالملوک رساله در عقل و عشق الجواب در تربیت یکی از ملوک گوید مجالس پنجگانه شعر «بنی‌آدم» سعدی بسیار مشهور است و در پیام فارسی که در مجموعه پیام‌های فضاپیمای ویجر برای فضاهای دوردست فرستاده شده‌است این شعر به عنوان پیام برگزیده شده‌است. (شنیدن پیام فارسی برای ساکنان فضا از وب‌گاه ویجر، ناسا.) باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده نیز در پیام نوروزی سال ۲۰۰۹ این بیت از سعدی را قرائت کرد. بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به در آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی و دبیرکل سازمان یونسکو در سخنرانی خود این شعر را برای حضار خواند. اشعار سعدی همچنین در فرشی که از سوی دولت ایران در سال ۲۰۰۵ به فراخور سال رسمی سازمان ملل برای گفت‌وگو میان تمدن‌ها به سازمان ملل اهدا شد بافته شده‌است.این فرش برخلاف عادت سازمان ملل که هدایا را به نمایش نمی‌گذارد، در محل مناسبی در سازمان ملل آویزان شد که کارشناسان می‌گویند این اقدام «به علت غیرممکن بودن مقاومت در برابر شعر سعدی» بوده‌است. این شعر همچنین بر سردر تالار ملل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و نیز یونسکو نقش بسته‌است. ولی در مورد درست بودن این مطلب تردیدهایی نیز وجود دارد. از جمله، موسس مرکز سعدی‌شناسی وجود هر گونه لوح و یا سردری را با این اشعار از سعدی در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، رد می‌کند و معتقد است: «متاسفانه الان طوری شده که اگر این حرف را بزنیم، هیچ‌کس باور نمی‌کند و مردم واقعاً فکر می‌کنند شعر سعدی در سردر سازمان ملل متحد نوشته شده‌است حال آنکه نه سردری و نه تابلویی با اشعار سعدی در سازمان ملل وجود ندارد.»

چرا من پیاده شم؟

تنها روی صندلی عقب تاکسی، کنار پنجره نشسته ام که یکهو با ترمز محکمی از جا می پرم. تا بیایم بفهمم چطور شده، در تاکسی باز می شود و مرد جوان چاقی می نشیند کنارم...
وانهاده عشق افلاطونی لوریس نخست وزیر خرستان میشود نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل