1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

واهه آرمن در واگویه هایش با خودد زمزمه می کند: تو پاهایت را از دست دادی، یا باید همین جا بمانی و یا پرواز نمایی؛ واهه پرواز می نماید، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می کند و اشعار وی با بال هایی نامریی در سراسر این کره خاکی سفر کرده و به زبان های مختلفی ترجمه شده اند.

از سپیده دم حیات بشر پیوند میان آسمان و زمین از طریق پیامبران الهی برقرار شده است. هدف ارسال این رسولان شکوفاسازی فطرت حق جو و خداخواه انسان در راستای کسب آرامش حقیقی از طریق مانوس شدن با خداوند است از این رو به راحتی می‌توان دریافت یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان همه و همه در عمق جان خویش در پی آنند که در ذیل ایمان به خالق هستی آفرین و عمل به دستورات وی به حقیقت الهی خویش نزدیک شوند.

توسعه و پیشرفت جامعه بشری، به ویژه توسعه و گسترش حیرت آور وسایل ارتباط جمعی و انتقال و مدیریت اطلاعات، انسان‌ها را در سطح جهانی به یکدیگر نزدیک کرده و آنان را کنار هم قرار داده است. زندگی مسالمت آمیز در عصر حاضر بسی بیش از گذشته، به شناخت و فهم متقابل نیاز دارد.

ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده‌های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان (تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است.

روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه‌هایی بس محکم در مراودات فرهنگی آن‌ها دارد. جامعه ارامنه ایران به عنوان شهروندان ایرانی در مقاطع گوناگون تاریخی خدمات ارزنده و مهمی در زمینه‌های هنری، صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ایران زمین نموده‌اند.

علی رغم این پیوند تاریخی متأسفانه تا چند دهه اخیر ادبیات ارمنی به زبان فارسی ترجمه نشده بود و اندک فعالیت‌هایی نیز که در این خصوص صورت گرفته بود صرفاً مقطعی و حاصل ذوق و علاقه مترجم آن اثر بود وهیچ‌گاه تبدیل به جریانی خاص نشده بود.

نویسندگان ارمنی فارسی‌نویس این روز‌ها تقریباً همه قصه‌نویس هستند یا تنها به ترجمه روی آورده‌اند، امّا واهه آرمن به فارسی شعر می‌نویسد. واهه آرمن شاید هر روز شعر نگوید، اما همیشه شاعرانه زیسته است.

چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای

گاهی هر چیزی

حتی دیدن یک کرم خاکی

روی کاغذ

شعر می‌شود

و گاهی هیچ چیز

حتی عشقی آسمانی

بدل به شعر نمی‌شود.

زندگی شاعرانه‌ای به همراه موتسارت، ون گوگ، چارلز دیکنز، تومانیان، شاملو، فرانسیسکو گویا، لوکاچ، بورخس و هنرمندان و اندیشمندان دیگری دارد که در جای جای دفترهای شعر این شاعر جای گرفته‌اند. آرمن حتی با موتسارت نامه نگاری می‌کند و این نامه‌ها را در «باران بگیرد، می‌رویم» می‌خوانیم. جای گرفتن این افراد در اشعار آرمن تنها به دلیل علاقه وی به این شخصیت‌ها نیست. قرار نیست افراد هم‌دوره باشند تا با هم زندگی کنند، آرمن با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها چیزهای زیادی را آموخته است. وی با پطرسِ حواری زندگی می‌کند و با پُل الوار و دیگران نفس می‌کشد.

جنگ است و

دشمن

شهر را بمباران می‌کند ولفگانگ

پیش از پناه برده به گوشه‌ای

که نمی‌دانم امن است

یا نا‌امن

آخرین شعرم را

به پای کبوتری

که با هم آب و نان خورده‌ایم می‌بندم

و برای آخرین بار

پروازش می‌دهم....

آرمن که در مشهد دیده به جهان گشود، سال‌هاست به دلیل تصادف توان راه رفتن با پا‌هایش را از دست داده و تمام زندگی خود را وقف ادبیات کرده است.

باور می‌کنی

از روزی که با ویلچر

در خانه می‌گردم

بیشتر از زمانی که پیاده

این سو و آن سو می‌رفتم

کفش پاره کرده‌ام....

آرمن از خانه خیلی کم بیرون می‌رود و یک خانه برای هنرمند بسی کوچک است اما خانه‌اش را دنیایی کرده تا بزرگترین‌ها باشد.

از بهار بگو

می‌گفت

گاهی شعر‌هایت را به دریا می‌ریزی

-قایق را به آب بینداز پطرس

دوست دارم امشب

برویم دریا

شعر بخوانیم و

ماهی بگیریم

قایق را به آب بینداز پطرس

این شاعر که از کودکی به ادبیات علاقه‌مند بوده است، می‌گوید: «اوایل فکر نمی‌کردم روزی بنویسم، ولی گویا هر اتفاق ناخوشایندی می‌تواند به اتفاق خوشایندی تبدیل شود». آرمن در نوجوانی به انگلستان رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند تا این‌که برای بیماری پدرش به ایران سفر می‌کند و پیش از بازگشت به انگلستان تصادف می‌کند و چهار سال تمام در رخت‌خواب می‌خوابد و حتی توان نشستن پیدا نمی‌کند. همه زندگی او در رختخوابی می‌گذرد تا این‌که برای معالجه با آنت –خواهرش- به انگلیس سفر می‌کند و بعد از طی کردن دوره یکساله درمان، ویلچر بخشی از جسمش می‌شود.

در آن سال‌ها، آرمن در واگویه‌هایش با خود زمزمه می‌کند: «تو پا‌هایت را از دست داده‌ای، یا باید همین‌جا بمانی و یا پرواز کنی.»، به راستی که آرمن پرواز می‌کند، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می‌کند و اشعار وی با بال‌هایی نامرئی در سراسر این کره خاکی سفر کرده است و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده‌اند.

کودک گفته بود

می‌بینی واهه چه دست‌های پر زوری دارد

دیشب خواب دیدم

مچ یک غول را

به راحتی خواباند

مادر گفته بود

می‌دانی چرا

او هر روز ساعت‌ها ویلچر می‌راند

کودک گفته بود

می‌دانم

هر روز

ویلچر می‌راند و

شعر می‌نویسد

خوش به حالش

نه؟...

اولین شعر آرمن نامه‌ای کوتاه به یک دوست بود. او بعد از بهبود نسبی و بازگشت به ایران، نامه‌ای به زبان ارمنی و با سطرهای شاعرانه برای یکی از دوستانش در خارج از کشور می‌نویسد. دوستش با او تماس می‌گیرد و وی را بسیار تشویق می‌کند. آرمن از این‌جا شعر نویسی و بازی با شعر را آغاز می‌کند.

دکتر «مسروب بالایان» استاد برجستۀ روان‌شناسی و از شاگردان ژان پیاژه، «لئونید سروریان» از اساتید زبان فارسی و ارمنی و عده‌ای از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی هفته‌ای چند بار به دیدن آرمن می‌روند و با او به شعرخوانی و بحث‌های ادبی و تحلیل روانشناسانۀ اشعار شاعران بزرگ جهان می‌پردازند. با سروریان گاهی، اوقاتِ خود را با شعربازی می‌گذرانند؛ هر بار اشعار کمتر شنیده شده را بر روی تکه کاغذی می‌نویسند و به سنجش مهارت‌های شعری خود می‌پردازند. شب‌ و روز مطالعه می‌کند و در مدتی کوتاه در عرصه شعر پیشرفت زیادی می‌کند.

در این راه از بسیاری می‌آموزد و یاد می‌گیرد که هنرمند باید برهنه شود و جرات داشته باشد تا خالصانه روح خود را عریان کند و بر روی کاغذ بیاورد، موضوعی که امروز در کمتر فردی به خصوص جوانان می‌بینیم که خود را پشت حاجب‌های زیادی پنهان می‌کنند و به تصنع می‌رسند و حرفی که از دل بر نیامده بر دل نیز نمی‌نشیند.

واهه آرمن سعی نمی‌کند مورد استقبال و بازارگرمی‌های رایج قرار گیرد، بلکه می‌خواهد اگر 10 نفر هم کتاب او را می‌خوانند بر آن‌ها تاثیری عمیق بگذارد.

واهه آرمن توشه ادبی و اطلاعات زیادی را با خود به همراه دارد و در‌‌ همان چهار سالی که خوردن، خوابیدن و همه زندگی‌اش در رختخواب می‌گذرد، بهترین و برجسته‌ترین آثار ادبی دنیا را می‌خواند و از نویسندگان و مترجمان بر‌تر هر کتابی که ترجمه می‌شود را مطالعه می‌کند. یاد می‌گیرد خواننده خود را دست کم نگیرد و با نوشتن اشعار سطحی به شعور آن‌ها توهین نکند. او سطر‌ها و مفاهیم پنهان زیادی را در اشعار خود جای می‌دهد. به گفته خودش نانوشته‌های شعرش را هر خواننده‌ای با نگاه خود به شعرش خواهد افزود و آن‌ را کامل خواهد کرد.

وی در کتاب «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» که سال جاری منتشر شد، به نوعی زندگینامه خودنوشت خود را از کودکی تا امروز در ساختار نظم و نثر به تصویر می‌کشد و حتی درباره دورانی که در رختخواب گذرانده می‌گوید:

«پس از پیشامد تصادف و معلول شدن پا‌هایم، چهار سال از زندگی‌ام در رخت‌خواب گذشت. توان نشستن نداشتم. یکی دوبار در روز و هر بار چند دقیقه‌ای به زحمت بر لبه تخت‌خواب می‌نشستم. در آن سال‌ها تنها سه بار سوار ویلچر شدم. چشمم که به ویلچر می‌افتاد حالم بد می‌شد.

عصر یک روز پاییزی

بنا بر عادت دراز کشیده بودم و

کتاب می‌خواندم

لحظه‌ای چشم از کتاب برداشتم و

از پنجره به بیرون نگاه کردم

به دور دست‌ها

به کشت‌زارهای سبز سن ‌رمی

به دست‌های پینه بسته «سیب‌زمینی‌خور‌ها»

در خانه معدن‌چی‌ها

به کافه تراس

و به نگاه دوشیزه گاشه

که تا نیمه شب

مرا وادار به نشستن و

زُل زدن به شب کرد

شبی به رنگ ماهی‌ها

که با خاموش شدن هر چراغ شهر

رنگین‌تر و

زیبا‌تر می‌شد.»

دو مجموعه شعر نخست واهه آرمن با عنوان‌های «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی نوشته شده‌اند که مورد استقبال بسیار زیادی در ارمنستان واقع شد. در شهرهای مختلف و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای این کتاب مراسم‌هایی برگزار کردند. این کتاب هیچگاه به فارسی ترجمه نشد اما مفاهیمی که در این کتاب‌ها هستند در اشعار دیگر واهه آرمن جای گرفتند. بعد از آن او به تدریج از طریق ترجمه‌هایش به فارسی و سپس نگارش شعر به این زبان، زبان ادبی خود را تغییر داد.

اوایل گویی تکلیف خود می‌دانست که به زبان مادری شعر بسراید و از اساتید زبان ارمنی هم بهره می‌برد ولی با همه این‌ها احساس می‌کند از درون در حال فروپاشی است. وی معتقد است شاعران و نویسندگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون می‌آیند دیگر نمی‌توانند آن کسی باشند یا آن چیزی را بنویسند که در آن خاک می‌توانسته‌اند.

خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که به ارمنی شعر می‌نوشتم، همیشه دغدغه‌ام این بود که آنچه را که در ذهن دارم چگونه بنویسم، در حالی که وقتی به فارسی شعر می‌نویسم، تنها به این موضوع می‌اندیشم که چه بنویسم. به نظر من شاعر باید به زبانی که به آن می‌نویسد تسلط کامل داشته باشد، طوری که هرگز نگران چگونه نوشتن نباشد، بلکه تمام فکر و ذکرش این باشد که چه بنویسد.».

آرمن زبان را وسیله‌ای می‌داند و شعر را وسیله‌ای برای بیان صدایش، صدای انسان ارمنی که دور از وطن آبا و اجدادی خود سال‌هاست که زندگی می‌کند. او می‌گوید: سال‌ها در مشهد زندگی کرده است و سال‌ها در تهران و در این مدت با هزاران ایرانی فارسی زبان در ارتباط بوده و تنها با چندین و چند خانواده ارمنی زبان هم صحبت شده است، به هر رو، عوض کردن زبان، برای او هرچند دردناک، امّا حیاتی بوده است.

به قول شاعر همیشه زنده ارمنی «واهان دِریان»، زندگی یعنی خلق کردن. آنجا که خلاقیت نیست، زندگی هم نیست. آرمن هم با ساده‌ترین واژه‌ها خلق می‌کند و در خاطره‌ها می‌ماند. با زبانی ساده از مادر می‌گوید و شاید به پیچیده‌ترین شکل موضوع را به خواننده می‌فهماند:

لباس‌های کودکی

آن روز‌ها، ‌ مادر

در یک تشت پر آب

با کمی صابون و

چند تکه لباس

خورشید را می‌شست

آن روز‌ها

همهٔ لباس‌های من

بوی آفتاب می‌داد

بهره گیری زبان این شاعر و استفاده از توصیفات و تشبیهات آرمن به نوبه خود بسیار ارزشمند هستند.

کِی خسته خواهد شد

زمین

از این رقص

و برای این بالرین

چه کسی دست خواهد زد

در پایان...

شعر از نظر واهه آرمن سخنی است که در ناهشیاری شاعر نوشته می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند. از اینرو معتقد است نباید با اندیشیدن شعر نوشت، بلکه باید شعری نوشت که خواننده را به اندیشه وا داشت. او حتی روزهایی که شعر نمی‌نویسد، شاعرانه زندگی می‌کند.

اگر شاعر به مرحله شاعرانه زیستن برسد و در محیط این چنینی زیست کند می‌تواند در ناهشیاری شعر بگوید.

پانویس یک سفرنامه

مسحور آواز مرغان دریایی

پارو می‌زدیم

در آن کشتی

که پیش می‌رفت در آب‌های دور دست

پارو می‌زدیم

از سپیده دم

تا هنگام غروب

دریا جاری بود

در حنجرهٔ مرغان دریایی

و نیمه شب‌ها

دریا

غرق می‌شد

در دهان وال‌ها

در آن کشتی

روزی صد‌ها اتفاق می‌افتاد و

هیچ اتفاقی نمی‌افتاد...

واهه آرمن از تعلق خاطرش به مشهد می‌گوید: «هرچقدر هم تفکر جهانی داشته باشم، که دارم، اما به هر حال هر کسی به مکانی که در آن‌جا به دنیا آمده و بزرگ شده دل‌بستگی دارد.» هر چند روزگاری در مشهد توان راه رفتن خود را از دست داد و در سن 21 سالگی بر بستر خوابید، اما مشهد را از همه نقاط جهان بیشتر دوست دارد و به زادگاهش و دیگر شهرهای خراسان مثل نیشابور و قوچان و بجنورد عشق می‌ورزد.

به گفته وی در نوجوانی و جوانی یکی از به یادماندنی‌ترین دل‌خوشی‌هایش، روزهای پنجشنبه با قطار به نیشابور رفتن و دیدار خیام و عطار و کمال‌الملک و تماشای سپیدارهای همیشه رقصان نیشابور بوده است.

او بنا بر عادت هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانَد. وی مدتی رُمانی از یک نویسنده نامدار را شروع می‌کند ولی داستان پیش نمی‌رود.

آن شب

حال و هوای نوشتن داشتم

اما ناخواسته کتاب را برداشتم و

شروع به خواندن کردم

در نیمه‌های داستان

اسب سواری بر بلندای تپه ایستاد

از اسب پیاده شد

نیم نگاهی به من انداخت و

با بی‌حوصلگی پرسید

تا پایان داستان

چه‌قدر راه مانده

حیرت زده نگاهش می‌کردم

که ادامه داد

اسب من تیزپاست

به سرزمین شعر‌ها می‌روم

می‌آیی؟...

عاشقانه زیستن در جای جای خانه واهه آرمن دیده می‌شود. وی درخت یاسی را که خشک شده است را هم به درخت آرزوهایی تبدیل کرده که هر کسی که به خانه‌اش می‌رود می‌تواند آرزوهای خود را با رُبان‌های رنگین بر این درخت ببندد. در این دود‌شهر هم باغچه‌ای در ایوان خانه‌ ایجاد کرده است که زندگی و دل سبز او به این سبزی‌ها طراوت می‌بخشد.

واهه آرمن علاوه بر سرودن اشعار، تاکنون شعرهای زیادی را ترجمه کرده است. وی شعرهای برخی از شاعران معاصر ایران را به ارمنی ترجمه کرده و مجموعه‌های «کلید درم نور خورشید است» (کارهای شاعران معاصر ارمنی)، «شهد زردآلو و مثلث سیاه» (شعرهای ادوارد هاخوِردیان)، «پاییزی کاملاً متفاوت» (شعرهای هوانس گریگوریان) و «سطر اول را نمی‌نویسم» (شعرهای کوتاه از شاعران معاصر ارمنستان) را از ارمنی به فارسی ترجمه کرده است.. شعرهای فارسی واهه آرمن در مجموعه‌هایی به نام‌های «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» (1384)، «پس از عبور دُرنا‌ها» (1388)، «باران بگیرد، می‌رویم» (1391)، و «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» (1392) منتشر شده است.

نوشته: پریسا چیذری خبرگزاری فارس

دیدگاه‌ها  

+2 # mahnaz 1392-06-06 14:18
چه زیبا گفته
تا وقتی بود
دستهایش بوی گل سرخ می داد ..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

اخبار کوتاه ار سینما و صحنه

  کن به یاری هائیتی شتافت * «شون پن»، بازيگر سرشناس هاليوودي براي آوارگان هائيتي در جشنواره‌ي فيلم كن مراسم جمع‌آوري اعانه برگزار مي‌كند. برگزاركنندگان شصت‌وپنجمين جشنواره‌ي فيلم كن اعلام كردند، «شون پن» با برگزاري مراسم‌ جمع‌آوري كمك‌هاي مالي براي مردم مصيبت‌زده‌ي هائيتي،   اين رويداد سينمايي معتبر خواهد بود. اين مراسم كه روز 18 مي برگزار خواهد شد، همراه با يك ضيافت شام است كه مهمانان ويژه به كمك مردم ميصبت‌زده در هائيتي خواهند آمد. بازهم جایزه برای جدایی * فيلم «جدايي نادر از سيمين» ساخته‌ اصغر فرهادي عنوان بهترين فيلم خارجي را از جوايز فيلم «ديويد دوناتلو»، معروف به اسكار سينماي ايتاليا به دست آورد. جالب اینکه رقبای او در این جشنواره، مارتین اسکورسیزی برای «هوگو»، ترنس مالیک برای «درخت زندگی» و جرج کلونی برای «عید مارس» بودند. کلاه قرمزی به خانه ها آمد * مجموعه‌ «كلاه قرمزي» كه نوروز امسال از تلويزيون پخش شد، به مرور توسط موسسه هنرنماي «پارسيان» وارد شبكه نمايش خانگي مي‌شود. هفته گذشته قسمت اول اين مجموعه با عنوان خواهر پسر عمه‌زا وارد شبكه نمايش خانگي شد و در اواخر ارديبهشت هم قسمت دوم با عنوان «عيدي بده» عرضه مي‌شود. سيزده قسمت اين مجموعه به مرور ماهي، دو قسمت عرضه خواهد شد. فصل دوم روی صحنه * نمایش "فصل دوم" با کارگردانی افسانه ماهیان و دراماتوروژی محمد یعقوبی و با حضور چهره های شناخته شده بازیگری تئاتر تیرماه سال جاری در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود. قرار است در این اثر نمایشی که دراماتورژی آن بر عهده محمد یعقوبی است مریلا زارعی، علی سرابی، آیدا کیخایی و مسعود میرطاهری به ایفای نقش بپردازند.   گلزار و حیایی جفت شش آوردند * فیلم سینمایی «جفت شیش» قرار است کلید بخورد تا دوباره محمدرضا گلزار و امین حیایی روبروی هم قرار بگیرند. بهمن گودرزی فیلم سینمایی «جفت شیش» را بر اساس فیلمنامه‌ای از آرش قادری مقابل دوربین ‌می برد که عملا دنباله ای بر «شیش و بش» خواهد بود. مرتضی شایسته تهیه کنندگی این کار را بر عهده دارد. گپ فعلا نمی آید * رامبد جوان روی صفحه شخصی اش در فیس بوک نوشت که مجموعه تلویزیونی «گپ» به کارگردانی خودش، این هفته از آی فیلم پخش نخواهد شد. او دلیل این موضوع را آماده نشدن زیرنویس عربی آن عنوان کرده است اما شنیده هایی هم مبنی بر توقیف شدن این برنامه به گوش می رسد. خصوصا که یادداشت های تند و تیزی علیه همان تک برنامه ای که پخش شد، نوشته و منتشر شده است.

هنر در هفته ای که گذشت

انگار جنجالهای غیر هنری قرار نیست دست از سر جامعه هنری ایران بردارد، با هم نگاهی می اندازیم به مهمترین حوادث یک هفته گذشته در دنیای هنر. بنا به گزارش سینمانگار، فرج الله سلحشور که با چند نامه اخیرش بر ضد هنرمندان کشور خیلی بیشتر از مواقعی که کارگردانی می نمود مشهور شده این بار نیز در نامه ای خطاب به هنرمندان و بخصوص پگاه آهنگرانی (نمیدانیم چرا) تاخته و در دفاع از نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی  در نامه اش چنین آورده است: خوب با اربابان جشنواره ها نرد عشق می بازند و خوب تخم دو زرده می گذارند. پس باید هم از همه برتر، عزیزتر و والاتر باشند!! مردم می دیدند که انقلاب کرده اند تا ارزشها حاکم باشد، انقلاب کرده اند تا مومنین و پاکان و صالحان و شهدا و عرفان و علما و اساتید و دانشمندان و خدمتگزاران، الگوهای جامعه باشند. به عکس کسانی الگو شده اند که به هیچ یک از این ارزشها پایبند نیستند. مشتی خودخواه، شهرت طلب، دنیا دوست و وابسته به آن سوی مرزها شده اند بت جوانان و الگوی جامعه اسلامی، البته انگشت شمار نیروهای هنرمند متعهد و سالم سینما و تلویزیون را باید از این قاعده مستثنی کرد. اما این جزء محدود را هم نباید به کل تعمیم داد. خانم پگاه آهنگرانی و امثال ایشان باید می فهمیدند که روزی خواهد رسید که حتی مسئولین ارشاد و تلویزیون هم روی دفاع از آنان را نخواهند داشت. چرا که اهالی سینما و تلویزیون جایی برای حمایت و دفاع نگذاشته اند. از مسئولین ارشاد و تلویزیون خطای حمایت از این جریان غلط و آلوده را یک جا به اجبار متوقف خواهند کرد. آنجاست که مردم در برابر سینما و تلویزیون خواهند ایستاد. آنجاست که نیروی انتظامی که تاکنون امنیت گروه های فیلم و سریال ساز را تامین می کرده، از آنان روی گردانده، خود در برابر آنان خواهد ایستاد. چرا که  نیروی انتظامی همانگونه که مسئول مبارزه با ناامنی و شرارت و بی قانونی است. مسئول مبارزه با بی حیایی و پرده دری و شکستن خط قرمزها و مسئول حفاظت از ارزش هاست. فیلمبرداری فیلم سینمایی «محمد(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی با پایان فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به مکه در زمان تولد پیامبر(ص) به نیمه رسید. پس از این مرحله، با پایان عملیات اسکن لیزر شهر مکه که برای بخش جلوه‌های ویژه صحنه‌های فرار مردم پس از خبر حمله ابرهه مورد نیاز است بازسازی مکه و ساخت و ساز کعبه جدید برای فیلمبرداری صحنه‌های پایانی فیلم آغاز شد. فیلمبرداری این فیلم با صحنه‌های وفات مادر رسول اکرم اسلام، در روستای ابواء، روستایی که پیامبر (ص) در بازگشت از سفر مدینه مادر بزرگوارشان را در آن روستا از دست می‌دهند و فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به دوران شیرخوارگی و خردسالی در روستای سعدیه ادامه پیدا خواهد کرد. پس از اکران نسخ جدیدی از کارتونهای کلاسیک، دیگر داستان مشهور کلاسیک دنیا والت دیزنی اعلام نمود که فیلم جدیدی بر اساس داستان مشهور زیبای خفته را تهیه خواهد نمود. در این فیلم که آنجلینا جولی نقش ملکه شرور داستان را بازی خواهد نمود رابرت استرومبرگ کارگردان تازه کار بعهده خواهد داشت و فیلم بصورت سه بعدی در بهار سال 2014 اکران خواهد شد. در حالیکه وضعیت مالی سینمای ایران تعریف چندانی ندارد ساخته جدید رضا عطاران با عنوان (خوابم می آد) توانسته با جذب مخاطب تکانی به گیشه سرد این روزهای سینما بدهد. رضا عطاران که با اولین تجربه کارگردانی اش موفق شد سیمرغ بلورین سی امین جشنواره بین اللمللی فیلم فجر را در بخش نگاه نو کسب نماید با فیلم جدیدش در 2 روز اول موفق شده است بیش از 70 میلیون تومان درآمد کسب نماید. در فیلم خوابم میآد رضا عطاران، اکبر عبدی، ویشکا آسایش، سروش صحت و مریلا زارعی حضور دارند. به گزارش سایت موسیقی ما در آخرین شب اجرای ارکستر مجلسی ارمنستان، چکناواریان اجراهای متفاوتی را از موسیقی ملل با همراهی سولیست ایرانی، رهبری می‌کند. کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان که از ۱۹ خرداد در تالار وحدت به اجرای برنامه پرداخته بود، پس از ۱۲ شب، روز جمعه دوم تیرماه ۱۳۹۱ به کار خود پایان خواهد داد.  در آخرین شب اجرای کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که با حضور سفیران کشورهای عضو اکو برگزار خواهد شد، چکناواریان اجراهای متفاوتی را از موسیقی ملل با همراهی سولیست ایرانی، رهبری خواهد کرد.  این برنامه که به همت مؤسسه فرهنگی اکو و سفارش بنیاد فرهنگی و هنری رودکی به صحنه رفته است، از ۱۹ خردادماه آغاز شده بود و تا ۲ تیرماه سال جاری ساعت ۲۱ شب به مدت ۱۲۰ دقیقه در تالار وحدت برپا می‌شود.
مروری بر هنر در هفته سوم آذر مروری بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید نيکی کريمی داورپرتقال طلایی ترکیه مروری بر هنر در هفته آخر شهریور

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
در تالار قشقایی ببینیم " بادها به نفع کودکان می وزند " تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد

اگر مجموعه‌های «فرار از زندان»، «بازی تاج‌وتخت» یا «وست‌ورلد» را تماشا کرده باشید حتما آهنگ‌های مسحورکننده‌ی آن‌ها نظرتان را جلب کرده است؛ در ادامه‌ی این مطلب با زندگی‌نامه‌ی «رامین جوادی» آهنگ‌ساز ایرانی‌تبار این مجموعه‌ها همراه دیجی‌کالا مگ باشید. رامین جواد

ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت

جسد ایمی واینهاوس عصر روز دوشنبه 23 جولای در آپارتمانش در لندن پیدا شد.زمانی که او مجموعه کنسرت اروپای خود را لغو کرد، سخنگویش گفت که همه می‌خواهند هرکاری درتوان دارند انجام دهند تا "کمک کنند او به دوران اوج خود بازگردد."
بردی از یادم باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی ۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! گنجشک کوچولو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.
نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی

ادبیات

گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست

همه آنچه بسیاری ازما از دنیای مد می دانیم بسیار اندك است. سالن های دراز و دخترانی با چهره های بی حالت و آرایش های عجیب و غریب كه روی صحنه رژه می روند.هفته مد میلان، هفته مد نیویورك، هفته مد پاریس.

عطر سنبل، عطر كاج

همه ما از كودكی خاطراتی را در ذهن داریم كه شاید هر كدام از آنها برای خودش داستانی باشد اما چگونگی نقل آنها خود هنری است كه هر كس ندارد. كتاب " عطر سنبل، عطر كاج" داستان كودكی فیروزه جزایرى دوما است.
افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها احتمالا دو نفر بودیم دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری هفتاد سال با شازده کوچولو جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل