1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود

آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟

در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند.

خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.”

اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد.

“داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.”

در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟”

او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵)

این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است.

تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟

پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود.

خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد.

آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟

به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم.

در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.

 

.

دیدگاه‌ها  

0 # مهدی 1395-12-01 16:49
اینکه زنانی به دنبال ازدواج وتشکیل خانواده هستند واینو برتر از فردگرایی وتنهایی وخودخواهی میدانندوبه مردانگی شوهرانشان احترام میگذارندودر نقش خودشان ایفای نقش میکنند؛پخمه نیستند؛بالاتر از طلا هستند وارزشمند...
واگر شما به انواع مریضیهای خودمحورانه,تکبرانه,گستاخانه,تحقیر شده مبتلا هستید وارزشتون رو در یاغی گری وطمعکاری میدونید؛نه تنها برای مردها هیچ ارزشی ندارید؛تازه شدید یه موجود ناقص الخلقه وارزش زنان رو ندارید.
این حس دوطرفه هست ومردان هم شمارو رذل,خودخواه,برتری جو,خودسر,وپست تراز رذل میدانند.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

با جرج کلونی در فضا!

با جرج کلونی در فضا! جرج کلونی بازیگر مطرح سینما که این روزها به شدت درگیر رخداد‌های سیاسی در امریکا و انتخابات ریاست جمهوری این کشور است، در سال 2013 دوباره روی پرده های سینما حضور پیدا خواهد کرد. به گزارش هالیوود ریپورتر فیلم «جاذبه» به کارگردانی آلفونسو کارون که یک ملودرام فضایی است مراحل آخر پیش تولید خود را سپری می کند. داستان این فیلم مربوط می‌شود به دو فضا نورد با بازی کلونی و ساندرا بولاک.  ایستگاه فضایی که این دو فضانورد در آن مشغول به کار هستند، دچار سانحه می‌شود و تنها این دو نفر جان سالم به در می‌برند. آنها مجبورند به هر طریقی که شده خود را به زمین بازگردانند. قرار بود این فیلم به صورت سه بعدی و تا پایان امسال به اکران گذاشته شود. اما به علت اینکه اکران آن مصادف می‌شد با زمان شلوغی سینماهای IMAX (همزمان با اکران فیلم‌هایی مانند «گرگ و میش قسمت دوم»، «هابیت‌ها» و «اسکای فال») کمپانی وارنر تصمیم گرفته اکران این فیلم را به سال 2013 موکول کند. اما هنوز ماه اکران این فیلم مشخص نشده است. آخرین اثری که از کلونی روی پرده سینما بوده فیلم «نوادگان» بود که بسیار هم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

مروری بر هنر در هفته دوم مرداد

به روال هر پنجشنبه اخبار  دنیای هنر را در هفته ای گذشت مرور می کنیم.
رنگ زیبای سینمای بالیوود مروری هنر در هفته سوم اسفند مروری بر هنر در هفته اول بهمن ماه هنر در هفته ای که گذشت هنر در هفته سوم آبان ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

کنسرت مخصوص بانوان سیمین غانم، در روزهای ۲۳ ، ۲۴ و ۲۵ شهریور ماه ساعت ۱۶ در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

گرانترین آلبوم موسیقی جهان

نسخه امضا شده آلبوم قدیمی گروه مشهور راک اند رول بریتانیایی، بیتلها در یک حراجی در دالاس ایالات متحده آمریکا به مبلغ 290500 دلار آمریکا (چیزی بیش از یک میلیارد تومان به نرخ ارز بازار آزاد به فروش رسید. این نسخه منحصر بفرد شامل امضای کلیه چهار عضو این گروه افسانه ای موسیقی بود و در شرایط بسیار عالی نگهداری میشد. امضای همه هر چهار عضو شامل، جان لنون، پل مک کارتنی، جرج هریسون و رینگو استار در پوستر ضمیمه آلبوم بچشم میخورد. این آلبوم در سال 1967، تقریبا چهل و شش سال پیش خریداری شده است. نام خریدار این آلبوم عتیقه به دلایل امنیتی گزارش نشده است. یکی از کارشناسان موسیقی بیتلها گفته است که وی تاکنون چنین آلبوم اریجینالی که در شرایط ایده آل نگهداری شده باشد را ندیده است.  صاحب اولیه این البوم هیچوقت این آلبوم را گوش نکرده است و  ساعتها برای گرفتن چهار امضای اعضا پشت درهای محل کنسرتشان منتظر مانده است. گروه چهار نفره بیتلز در بین سالهای 1960 تا 1970 میلادی فعالیت نمودند و انقلابی در دنیای موسیقی آنزمان بوجود آوردند که پیامدهای آن تاکنون در صنعت موسیقی و سبک زندگی جوانان در سراسر دنیا ایجاد نمود. از مجموع آلبومهای منتشر شده این گروه تاکنون صدها میلیون نسخه در سراسر جهان بفروش رفته  که آنانرا در صدر پرفروشترین گروههای موسیقی در جهان قرار داده است. گروه بیتلها با جدایی خواننده اصلی آن جان لنون در سال 1970 از هم فرو پاشید، از این گروه اکنون تنها پل مک کارتنی است که همچنان به خواندن و ساخت موسیقی ادامه میدهد.
هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد

نگار خانه شهرزاد، با همکاری گروه نقره فام، در روزهای 23 آذر ماه لغایت جمعه 25 آذر ماه از ساعت 11 صبح تا 5 بعد از ظهر، پذیرای علاقه مندان به سنگ های درمانی و زیور آلات نقره می باشد.

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
موزه هایی که نمیشناسیم نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش نمایشگاه عکس رضا میلانی "تجربه زیست شده" پگاه لاری نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

ادبیات

افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها

قرنهاست كه توده های مردم با افسانه ها زندگی كرده اند و هنوز هم با وجود پیشرفت فن و تكنیك از علاقه شان به شنیدن و یا خواندن افسانه ها كم نشده است.

راوی زندگی مادران جنگ و چرنوبیل برنده جایزه نوبل ادبیات سال شد

سوتلانا الکسیویچ برنده نوبل ادبیات سال 2015 زاده بلاروس است و به خاطر داستان‌های عاطفی و پر احساسش در مورد فاجعه چرنوبیل و جنگ جهانی دوم، که از زبان شاهدان این حوادث حکایت می‌شوند، شهرت جهانی پیدا کرده است. او در آثارش در عین حال تأثیر سیستم سیاسی اتحاد شوروی بر روح انسان‌ها و زندگی فردی شهروندان را موشکافی کرده و پس از چند دهه که از سقوط اتحاد شوروی می‌گذرد، هنوز هم نحوه زدودن این تأثیرات از زندگی مردم منطقه را بررسی می‌کند. خانم الکسیویچ ۶۷ ساله است و آثار او به زبان‌های مختلف ترجمه شده و قبل از جایزه نوبل جوایز بین‌المللی دیگری دریافت کرده است. اما آثار او که به زبان روسی نوشته شده‌اند، در کشور زادگاهش یعنی بلاروس، که مدت‌هاست الکساندر لوکاشنکو رئیس‌جمهور مستبد بر آن حکومت می‌کند، تاکنون چاپ نشده‌اند. خانم الکسیویچ شرایط حاکم بر کشورش را «سانسوری عمیق و خزنده» توصیف کرده است. سوتلانا الکسیویچ در سال‌های دهه هفتاد میلادی زمانی که خبرنگار يک روزنامه محلی بود، خاطرات زنان سرباز جنگ جهانی دوم را از زبان خود آنها ضبط کرد. نتیجه گفتگو با این شاهدان عینی کتابی است با عنوان «چهره غیرزنانه جنگ» که به خاطر تمرکزش روی تراژدی‌های شخصی و نه حزب کمونیست مدت‌ها چاپ آن ممنوع بود. این کتاب بالاخره در سال ۱۹۸۵ و در چهارچوب اصلاحات پروسترویکا اجازه انتشار یافت. خانم الکسیویچ بعدها همان روش را، یعنی شهادت‌های شخص اول برای مستند کردن مصائب مادرانی که فرزندان خود را در جنگ افغانستان از دست دادند، در کتاب بعدی خود با عنوان «پسران زنیکی» به کار گرفت. او در سال ۱۹۹۸ کتاب بعدی خود با عنوان «صداهای چرنوبیل» را منتشر کرد که مجموعه‌ای است از شهادت افرادی که برای پاکسازی این تأسیسات هسته‌ای پس از فاجعه سال ۱۹۸۶ کار می‌کردند. تازه‌ترین کتاب او با عنوان «زمان دست دوم» یک اثر غیرداستانی است که میراث ذهنیت دوران شوروی را بیست سال پس از سقوط آن سیستم بررسی می‌کند. از زمان روی کار آمدن الکساندر لوکاشنکو در سال ۱۹۹۴ آثار سوتلانا الکسیویچ در بلاروس اجازه انتشار پیدا نکرده‌اند و او بخش اعظم این سال‌ها را در ایتالیا، آلمان، فرانسه و سوئد زندگی کرده است. او به زبان صریحی از اداره امور اقتصادی بلاروس به شیوه دوران شوروی و اجرای مجازات مرگ در بلاروس انتقاد کرده است. او در مورد اوکراین از تظاهرکنندگان مخالف حکومت یانوکوویچ در سال ۲۰۱۴ دفاع کرد که خواستار قطع پیوندهای اوکراین با گذشته شوروی این کشور هستند. در مورد روسیه او پرزیدنت پوتین را شدیداً مورد انتقاد قرار داده و می‌گوید حکومت او این کشور را به عقب رانده است. او در عین حال با نوشتن آثار خود به زبان روسی، روشنفکران و نخبگان فرهنگی بلاروس را که برای احیای فرهنگ و زبان اصیل این کشور تلاش می‌کنند، آزرده است. او در یکی از مصاحبه‌هایش گفته که خود را بخشی از فرهنگ بزرگ روس می‌داند، زبان بلاروسی روستایی و برای ادبیات بسیار نابالغ است. سوتلانا الکسیویچ از قدرت‌گیری محافظه‌کاری اجتماعی و فرهنگی و به خصوص احاطه کلیسای ارتدکس بر جامعه روسیه نیز انتقاد کرده است. او در یکی از مصاحبه‌های خود گفته است: «حجابی که در مورد "هویت ملی" درست کرده‌اند و به زبانی دیگر تلاش برای تبدیل کردن روسیه به یک ایران ارتدکس حرکتی واپس‌گراست». خانم الکسیویچ در سال ۲۰۱۳ جایزه صلح نمایشگاه کتاب فرانکفورت را دريافت کرد.
باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد کودکانه زیستن بامزه در فارسی کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم معجون خوشمزه یک بازیگر