1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ادبیات کهن فارسی دارای نمونه‌های فراوانی از سفرنامه است که معروف‌ترین آنها را هزار سال پیش ناصر خسرو، حکیم ایرانی به نثر نوشته و شاعرانی چون خاقانی و نزاری قهستانی 

سفرنامه‌ نیما یوشیج

از نیما یوشیج، که به عنوان پدر شعر نوی فارسی شناخته شده، یادداشت‌ها و نامه‌هایی باقی مانده که او در مدت اقامتش در برخی شهرهای شمال ایران در سال‌های ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ نوشته است.

نیما پس از ترک وزارت مالیه تقریبا بیکار بود و هر جا همسرش مأموریت می‌یافت، همراه او سفر می‌کرد:

"بعد از یک ماه سرگردانی حالیه در رشت زندگی می‌کنم. زنم مدیره مدرسه دارالمعلمات است. عالی‌ترین مدرسه این شهر. و شخصا خودم بیکار."

یا در لاهیجان می‌نویسد: "روزی نیست که من به چیزهای تازه برنخورم. طبیعت، اسباب تفریح را کاملا برای من مهیا کرده است."

سفرنامه محمدعلی فروغی

محمد علی فروغی (ذکاءالملک)، از رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی، از آذر ۱۲۹۷ تا مرداد ۱۲۹۹، تقریبا دو سال، جزو هیأت ایرانی برای شرکت در کنفراس صلح پاریس عازم فرانسه شد.

اما با وجود طرح دعاوی مالی و سیاسی ایران در این کنفرانس، هیأت اعزامی این کشور نتوانست در زمینه دریافت خسارات دیده شده از جنگ جهانی اول موفق شود. پس از این کنفرانس، این سیاست‌مدار و نویسنده ایران دو سال در اروپا ماند و در این مدت یادداشت‌های روزانه‌ای نوشت که در آنها علاوه بر مسائل سیاسی و برخی نکات فرهنگی را نیز شرح داد.

این یادداشت‌ها از سوی گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و انتشارات سخن در تهران منتشر شده است.

 

سفرنامه‌های جلال آل‌احمد 

از جلال آل‌احمد، نویسنده ایرانی، چندین سفرنامه بر جای مانده نظیر "سفر روس"، "سفر آمریکا"، "سفر به ولایت عزراییل" (سفرنامه اسرائیل)، "جزیرهٔ خارک، درّ یتیم خلیج فارس"، "تات‌نشین‌های بلوک زهرا" و "اورازان".

در این میان "خسی در میقات" از همه جنجالی‌تر است که آل‌احمد آن را طی سفرش به مکه در سال ۱۳۴۳ نگاشته است.

نامه‌های سیمین دانشور

سیمین دانشور، داستان‌نویس ایرانی، گرچه کتابی مستقل به صورت سفرنامه منتشر نکرده، اما می‌توان نامه‌هایی را که او طی اقامتش در آمریکا خطاب به جلال آل‌احمد، همسرش نوشته، به گونه‌ای سفرنامه دانست.

دانشور در این نامه‌ها، به غیر از مسائل خانوادگی، به شرح اتفاقات و شرایط زندگی خود در آمریکا می‌پردازد. او در سال ۱۳۳۱ برای گذراندن دوره‌ ۹ ماهه نویسندگی در دانشگاه استنفورد به آمریکا رفته بود.

 

سفیر سیمرغ

این مجموعه، سفرنامه محمدعلی اسلامی ندوشن به چند کشور جهان و چند شهر ایران است که نخست در مجله یغما و سپس توسط انتشارات توس در اسفند ۱۳۵۲ به صورت کتاب منتشر، و در چاپ‌های بعدی، سفرنامه چند کشور به آن افزوده شد.

اسلامی ندوشن سفرنامه‌های دیگری نیز منتشر کرده که از آن میان می‌توان به "آزادی مجسمه" (سفرنامه آمریکا)، "در کشور شوراها" (سفر به‌ روسیه‌، ازبکستان‌، تاجیکستان‌) و "کارنامه‌ سفر چین" اشاره کرد.‌

 

آینه‌های دردار

هوشنگ گلشیری سفرنامه خود به اروپا را در قالب رمان "آینه‌های دردار" منتشر کرده است. البته خود گلشیری معتقد بود که این کتاب "به ظاهر سفرنامه" است.

حسین سناپور، نویسنده و از شاگردان گلشیری، درباره این رمان نوشته است: "شخصیت اصلی داستان مردی نویسنده بود در حال سفر به خارج از کشور، برای داستان خوانی در جمع ایرانی های مقیم خارج. او در این سفر و بعد از بازگشت هم، از خود می پرسید که کیست و کجایی است. پاسخ هم در نهایت چیزی نبود جز همان وابستگی به زبان و نوشتن داستان از مردم و خود انسان اینجایی، که اتفاقاً در نگاه داستان این خود تکه‌تکه بود و با همین زبان فارسی به هم چفت و بست پیدا می کرد."

 

از دیروز تا امروز

مجموعه مقاله‌ها و سفرنامه‌های جعفر شهیدی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی است که قبل از آن در نشریه‌های فرهنگی چاپ شده است.

 

سفرنامه ابوالقاسم انجوی شیرازی

ابوالقاسم انجوی شیرازی، ادیب و مردم‌شناس ایرانی، در سال ۱۳۴۴ به مدت ۲۷ روز به آذربایجان و کردستان سفر کرد و یادداشت‌های این سفر را در همان سال با عنوان "گذری و نظری" به تدریج در هفته‌نامه فردوسی منتشر کرد.

این سفرنامه بعدها در اواخر دهه شصت در قالب کتابی با عنوان "گذری و نظری در فرهنگ مردم" در کنار دیگر مطالب مربوط به فرهنگ عامه ایران گردآوری شد.

انجوی شیرازی در بخشی از این سفرنامه می‌نویسد: "برای ما گشت و گذار و سیر و سیاحت در این نقطه از خاک مملکت بسیار مغتنم بود. زیرا که شاید در مدت عمر، یک بار چنین اتفاقی بیفتند و چند تا بچه تهران قدمشان به دشت مغان برسد."

 

در روز بازار زمانه

این کتاب یادداشت‌هاى سفر جلال ستارى، مترجم و اسطوره‌شناس ایرانی است به کشورهایی مثل ژاپن، چین، بریتانیا، فرانسه، سوئیس و آلمان.

ستاری در مقدمه این کتاب می‌نویسد: "به گمانم هیچ سفرکرده‌ای از وسوسه قیاس خود با غیر برای شناخت بهتر خویش یا وی، فارغ نبوده است. گرچه گاه با پیشداوری در اعتقاد به حقانیت و مسلکش راسخ‌تر شده است، اما همین گرایش سترون و نیم‌بند و خام نیز معلوم می‌دارد که خودشناسی جز از راه غیرشناسی ممکن نیست و تنها با کشف جهان و شناخت ناشناخته‌ها می‌توان به کشف و شناخت خود نایل آمد."

 

سفرنامه‌های ایرج افشار

ایرج افشار، ایران‌شناس و کتاب‌شناس ایرانی، که از جوانی به گفته خود سفر را "پیشه خود کرد"، سفرنامه‌های مختلفی را درباره ایران و جهان منتشر کرده که برخی از آنها در قالب یادداشت و برخی دیگر به صورت نامه‌نگاری است. از افشار ده‌ها سفرنامه بر جای مانده که بخشی از آنها در کتاب‌های "بیاض سفر"، مجموعه "سواد و بیاض" و "گلگشت در وطن" و همچنین مجلات فرهنگی چاپ شده است.

 

ره‌آورد حکمت

شرح مسافرت‌ها و سفرنامه‌هاى علی‌اصغر حکمت، سیاست‌مدار و ادیب ایرانی است که به اهتمام محمد دبیرسیاقى به چاپ رسیده است. حکمت چهار بار به هند سفر کرد که گزارش سه سفر را در یادداشت‌های خود آورده‌ است.

 

س‍ف‍ر م‍ص‍ر و ح‍الات‌ م‍ن‌ در طول‌ س‍ف‍ر

شرح سفر رض‍ا ب‍راه‍ن‍ی، نویسنده و منتقد ادبی،‌ است در اواخر دهه چهل که اولین بار در سال ۱۳۵۱ منتشر شد. این سفرنامه پس از انقلاب ایران به همراه مقاله‌ای دیگر درباره موضع جلال آل‌احمد درباره فلسطین در کتابی با عنوان " سفر مصر و جلال آل‌احمد و فلسطین" تجدید چاپ شد.

 

زین دایره مینا

سفرنامه محمدجعفر یاحقی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، است به شهرهای مختلف ایران و جهان: از پکن و کلکته و بانکوک تا ونیز و لندن و تورنتو؛ از طبس و بوشهر و یاسوج تا اهواز و سوسنگرد.

 

گ‍زارش‌ س‍ف‍ر ه‍ن‍د

غ‍لام‍ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍دی‍ق‍ی، به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنفرانس ملت‌های آسیایی در سال ۱۳۲۶ به مدت نزدیک به سه ماه به هند سفر کرد و شرح سفر خود را در این کتاب به ثبت رسانید. این سفرنامه به غیر از ارائه اطلاعاتی در زمینه فعالیت هیأت ایرانی در هند، گزارشی از وضعیت آموزشی و فرهنگی این کشور به دست می‌دهد.

 

روزنامه سفر میمنت‌اثر ایالات متفرقه امریغ 

این کتاب سفرنامه احمد شاملو، شاعر ایرانی، به آمریکاست که به صورت طنز نوشته شده است. شاملو خود می‌گوید که همواره بر این اعتقاد بوده که خودکامگان حاکم بر ایران یکی پس از دیگری "سفیه‌تر" بوده‌اند و همیشه مایل بوده بر تاریخ این حاکمان "نظیره‌ای" بنویسد که "این فرصت در آمریکا دست داد".

شاملو برای نگارش این سفرنامه، نگاهی به "روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه" از سفرنامه‌های دوران قاجار، و همچنین کتاب "خاطرات امیراسدالله اعلم" داشته است.

 

سفرنگاره

شامل مجموعه عکس و خاطرات بهمن نامورمطلق، معاون پیشین میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر، از برخی مناطق ایران از جمله در منطقه گچسر و کوهرنگ در چهارمحال بختیاری است.

نویسنده در پیشگفتار کتاب با عنوان "خاطره ــ متن سفرهای تنهایی" درباره سبک سفرنامه‌نویسی خود نوشته است: "هر یک از این سه سفرنگاره‌ها متاثر از یک رویکرد ویژه مطالعه و نقد ادبی ــ هنری بوده است. سفر مربوط به باداب‌سورت بیشتر در حال و هوای مربوط به بینامتنی نوشته شده است. سفرنامه دوم، یعنی یخ‌مراد متاثر از نقد اسطوره‌ای است. و در سفرنگاره کوهرنگ بیش از هر رویکردی متوجه نقد جغرافیایی بوده‌ام."

 

سفرنامه‌های جلال‌الدین کزازی

جلال‌الدین کزازی، نویسنده و مترجم و استاد پیشین دانشگاه، علاوه بر نگارش و کتاب‌هایی در زمینه ادبیات، سفرنامه‌هایی را نیز منتشر کرده که آخرین آنها "یورک‌نامه نو"، روایت منظوم وی از سفر به نیویورک است. کزازی همچنین "روزهای کاتالونیا" (سفرنامه اسپانیا)، "دیدار با اژدها" (سفرنامه چین) و "از دهلی نو تا آتن کهن" (سفرنامه هندوستان، یونان، ارمنستان و تاجیکستان) را منتشر کرده است.

 

سفر با حاج سیاح

این کتاب را که نوشته احسان نوروزی است می‌توان یکی از نمونه‌های سفرنامه‌نویسی نسل جدید ایران دانست. نویسنده در سفری به اروپا در سال ۲۰۱۰ به همان شهرهایی سفر کرده که "حاج سیاح" سفرنامه‌نویس ایرانی دوران قاجار در دهه ۱۸۶۰ رفته بود.

محمدعلی سپانلوی فقید در مراسم رونمایی این کتاب گفت که نویسنده "از خاطره‌نویسی و گزارشگری خارج می‌شود و شرایط را در منظری تاریخی نگاه می‌کند."

 

مارک و پلو

این کتاب جلد اول از مجموعه سفرنامه‌های منصور ضابطیان، مجری برنامه تلویزیونی "رادیو هفت" است که دو جلد دیگر این مجموعه با عنوان "مارک‌ دوپلو" و "برگ اضافی" منتشر شده است. نویسنده درباره جلد سوم سفرنامه‌اش گفته که ریتم نوشتن را تندتر کرده چون احساس كرده "جامعه استتوس‌خوان امروز حوصله خواندن يك بخش ۲۰ صفحه‌ای را درباره يك كشور ندارد."

عکس اتومبیل و موتور برادران امیدوار از مشهورترین جهانگردان ایرانی

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

جنجال آخرین تانگو؛ وقتی کارگردانان بازیگران را آزار می‌دهند

اخیرا بحث بر سر چگونگی اجرای صحنه‌ای از فیلم آخرین تانگو در پاریس جنجال آفرین شده است. این سکانسی است که در آن شخصیتی که نقشش را مارلون براندو بازی می‌کند به دختر جوانی که تازه با او در پاریس آشنا شده (با بازی ماریا اشنایدر) تجاوز می‌کند. در ویدئویی از سال ۲۰۱۳ که در روزهای اخیر دوباره مطرح و خبرساز شده، برناردو برتولوچی، کارگردان فیلم، اعتراف می‌کند که قبلاً جزییات این صحنه و این که چه چیز واقعاً قرار است اتفاق بیافتد را به بازیگر فیلم (که در آن موقع نوزده سال داشت، در حالی که براندو از او سی سال بزرگ‌تر بود) اطلاع نداده بود تا به آن شوک، شرم و انزجاری دست یابد که از این صحنه و بازی اشنایدر نیاز داشته است. با این که خبر تازه نیست و خود اشنایدر در سال های پس از تولید فیلم در سال ۱۹۷۲ به آن اشاره کرده بود، اما این بار واکنش‌ها به آن تندتر از همیشه بوده است. واکنش‌ها، به خصوص از سوی زنان، به این مصاحبه با برتولوچی به شکل قابل انتظاری خشمگینانه است و این سوال اساسی را پیش می‌آورد که تا کجا می‌شود به اسم هنر پیش رفت و بدیهیات اخلاقی و انسانی را نادیده گرفت؟ نمونه‌های زیر شاید بتوانند نشان دهند که فیلم‌های مشهوری که از این خط قرمزها فراتر رفته و در آن کارگردان‌ها، بازیگران را در موقعیت‌هایی غیرقابل قبول قرار داده‌اند اندک نیستند. سؤال این است که آیا می‌شود به بهانه لذت بیننده یا خلق اثری واقعی و تأثیرگذار چنین روش‌هایی را به کار گرفت؟ گاهی وقت‌ها تکرار دوباره و چندباره یک صحنه توسط یک کارگردان کمال‌گرا می‌تواند به طور مشخص شکل شکنجه پیدا کند. استنلی کوبریک برای وسواسش به برداشت‌های متعدد مشهور بود و بدتر از همه گاهی وقت‌ها این برداشت‌های متعدد را در ثبت سکانس‌‌هایی به کار می‌برد که حتی یک برداشت از آن‌ها هم آسان نبود. به عنوان مثال در صحنه دلخراش ورود به زور به خانه و تجاوز به یک زن در پرتغال کوکی، کوبریک آنقدر این برداشت را تکرار کرد که بازیگر زن فیلم نه تنها صحنه فیلمبرداری، بلکه کل فیلم را برای همیشه ترک کرد. وقتی بازیگر تازه‌ای استخدام شد، او هم همین مشکل را با تعدد برداشت‌ها داشت و بعدها از روش کار کوبریک انتقاد کرد. به گفتۀ جک نیکلسون در مستندی دربارۀ کوبریک، شلی دووال، همبازی زن او در تلألو یک صحنه را به دستور کوبریک ۱۲۷ بار تکرار کرد و فشار عصبی روی او چنان زیاد بود که موهایش در طول ساخت فیلم شروع به ریختن کرد. آیا در صحنه‌ای که قرار است شخصیت‌ها ترسیده باشند می‌شود بازیگرها را واقعاً ترساند؟ در سکانس مشهوری از فیلم بیگانه، ساختۀ ریدلی اسکات، که همه سرنشینان سفینه فضایی که تقریباً تمام تیم بازیگران را تشکیل می‌دهد، دور جان هرت بیمار که روی تخت خوابیده جمع شده‌اند و ناگهان هیولا از قفسه سینه او بیرون می‌زند. این شوک ناگهانی، که با مقادیر متنابهی خون مصنوعی و مواد لزج جهنده دیگر همراه بود، قبلاً به بازیگران فیلم گفته نشده بود و همه را میخکوب کرد. وقتی خون مصنوعی روی صورت یکی از بازیگران به نام ورونیکا کارت‌رایت ریخت، او همانجا بیهوش شد. روش مشابهی باعث شوک جیسن میلر، بازیگر نقش کشیش جوان در جن‌گیر شد، وقتی به او گفته نشده بود که دختر بچه جن زده در فیلم قرار است مایعی سبز را که با پمپ مکانیکی خارج می‌شد مستقیماً روی صورت او بالا بیاورد. مرد بد خانه دوست کجاست ترساندن بازیگر می‌تواند پشت دوربین هم اتفاق بیافتد، مثل صحنه کلاس درس در خانه دوست کجاست که در آن، به گفته کیومرث پوراحمد که در زمان ساخت فیلم دستیار عباس کیارستمی بود، برای درآوردن اشک پسربچه‌ای که در کلاس به خاطر ننوشتن مشق‌هایش مواخذه شده و گریه می‌کند او را ترسانده‌اند. پوراحمد در کتاب وقایع‌نگاری این فیلم نوشته است برای آنکه گریه بازیگر کودک را در آورد مرد بد می‌شود و برای او خط و نشان\\\" می‌کشد و با داد و هوار او را شماتت و تهدید می‌کند و عکسی که عکاس فیلم از کودک گرفته را پاره می‌کند، پسربچه مضطرب می‌شود و نهایتا به گریه می‌افتد و دوربین این لحظه را ثبت می‌کند. او می‌نویسد پس از فیلمبرداری به او شیرینی و اسباب بازی می‌دهد و عکاس چند عکس او می‌گیرد. پوراحمد می نویسد لابد این پسربچه بعدا عکسهایش را در مجله‌ها می‌بیند و \\\"به ماجرایی که به گریه کردنش منجر شد، می‌خندد\\\". با آن‌که طبق قوانین ممیزی ، هر شکل از تماس فیزیکی مرد و زن در سینمای ایران ممنوع است، اما یک استثناء بزرگ برای نقض این قانون وجود دارد و آن صحنه‌های معمولاً نادری است که در آن بازیگر مرد به بازیگر زن یا برعکس سیلی می‌زند. اما این قرارداد سینمایی به خودی خود مسئله‌دار، وقتی مسئله‌دارتر می‌شود که مثل فیلم هامون، ساختۀ داریوش مهرجویی، بازیگر زن (بیتا فرهی) خبر ندارد بازیگر مرد (خسرو شکیبایی) قرار است واقعا به او سیلی بزند. پنهان کردن واقعیت از بازیگر به بهانه طبیعی‌تر کردن صحنه توجیه شده است. مهرجویی در گفت‌وگویی درباره این صحنه گفته است: بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم که خسرو می‌خواهد بزندش چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یک جوری توجیه‌اش می‌کنیم. این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین قدر شوکه بود. او در کتاب مهرجویی: کارنامه چهل ساله گفته است: پلان خیلی خوب از آب در آمد. البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم ولی چاره‌ای نبود. جبر هنر خِرَم را گرفته بود! اگر بیتا خبر داشت قرار است سیلی بخورد محال بود بتواند این حیرت و جا خوردن را در بازی‌اش به این خوبی اجرا کند.\\\" مایکل کورتیز، کارگردان هالیوودی بر خلاف طبع رومانتیک بعضی از فیلم‌هایش مثل \\\"کازابلانکا\\\"، آدمی دیکتاتورمآب بود و به حداکثر واقع‌نمایی در فیلم‌هایش اصرار داشت. این اصرار در ساخت فیلم کشتی نوح باعث شد تا سه سیاهی لشکر غرق شوند، یک نفر پایش را از دست بدهد و تعداد زیادی جراحت‌های جدی بردارند. گاهی وقت‌ها ضعف‌های نظارتی و امنیتی باعث چنین مرگ‌های ناخواسته‌ای می‌شود که مشهورترین نمونه‌اش کشته شده براندون لی، پسر بروس لی، توسط گلوله‌ای واقعی (که قرار بود تیر مشقی باشد) در فیلم \"کلاغ بود. آزار دنباله‌دار سوء‌استفاده از بازیگران، خارج از زمان فیلمبرداری چیز تازه‌ای نیست. کارگردانانی بوده‌اند که قدرت مطلق خود را خارج از چارچوب ساخت فیلم اعمال کرده‌اند، به خصوص کارگردانان مرد در ارتباط با بازیگران زن فیلم. یکی از بدنام‌ترین نمونه‌ها رابطه بین آلفرد هیچکاک با تیپی هدرن، بازیگر زن فیلم‌های پرندگان و مارنی، بود که سال‌ها موضوع شایعات، جنجال و حتی یک فیلم تلویزیونی قرار گرفت. هدرن در کتاب زندگینامه‌اش که ماه گذشته منتشر شد، ادعا می‌کند که هیچکاک کاملاً بر زندگی او تسلط پیدا کرده و به او پیشنهادهای جنسی داده بود. با گفتۀ هدرن، هیچکاک حتی سکانس حمله پرندگان به او در اتاقک زیرشیروانی را با پرندگان واقعی فیلم‌برداری کرده است. به علاوه\"استاد دلهره آدم‌هایی را استخدام کرده بود تا هر حرکت هدرن در زندگی خصوصی را تحت نظر گرفته و به او گزارش بدهند. این ادعاها به شدت توسط کسانی که هیچکاک را از نزدیک می‌شناخته و یا با او کار کرده‌اند رد شده، اما شاید زنگ خطری باشد برای درک این حقیقت تلخ که بعضی فیلمسازان فکر می‌کنند که اجازۀ کارگردانی زندگی خصوصی، بدن و هویت بازیگرانشان را هم دارند.  

مروری بر هنر در هفته سوم مرداد

به روال هر پنجشنبه، هنر ایران و جهان را در هفته ای که گذشت مرور می کنیم. اخبار را از دنیای ستارگان آغاز می کنیم. جایی که جاستین بیبر جوان برای جلب محبت دوست دختر خواننده اش دست به هر کاری می زند، از سوی دیگر اخباری از مثلث عاطفی معروف یعنی برنجلینا و جنیفر آنیستون می خوانید. همچنین از آخرین خبر پس از مرگ امی واینهاوس می توانید در اینجا مطلع شوید. برای دوستداران خانم هدیه تهرانی خبر خوش نقش آفرینی ایشان در یکی از محصولات سینمایی کشور و همچنین مروری به کنسرت اخیر خانم غانم در شیراز داریم. متاسفانه این هفته از خبر فوت یکی از بازیگران جوان کشور مان، خانم فرانک میری بر اثر عارضه قلبی مطلع شدیم که باینوسیله درگذشت این استعداد جوان را به خانواده وی و جامعه هنری کشور تسلیت می گوییم و در آخر امیدواریم آقای علی کشاورز با بازیابی سلامتی شان دوباره ما را به لذت دیدن حضورشان در سینما، تئاتر و تلویزیون مهمان کنند.
پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند مرور بر هنر هفته گلشیفته فراهانی: برای سینما دار و ندارم را از دست داده‌ام مروری بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت رابین ویلیامز، کمدین و هنرپیشه آمریکایی درگذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
" بادها به نفع کودکان می وزند " چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

مطالب تصادفی

موسیقی

اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد

ادل لوری بلو ادکینز (به انگلیسی: Adele Laurie Blue Adkins) (متولد ۵ می ۱۹۸۸) که بیشتر با لقب هنری اش اِدِل شناخته می‌شود، خواننده و ترانه‌نویس بریتانیایی است. وی خوانندگی را از سن چهار سالگی با صدای دل انگیزش شروع کرده است. در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط ادل منتشر شد. از آن جایی که ادل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، نام این آلبوم ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی ادل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد. ادل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است. سپس پس از بیماری خونریزی تارهای صوتیش عمل‌های متعددی انجام داد، که در نتیجه تعدادی از کنسرت‌های او نیز لغو گردید اما او از طرفداران خود عذرخواهی کرد و قول داد پس از بهبودی کامل دوباره کنسرت‌هایش را برگزار کند. همچنبن طرفداران ادل بی صبرانه منتظر به روی صحنه آمدن دوباره‌ی او و اهدای جوایز گرمی بهترین شانس آن‌ها بود تا بتوانند خواننده ی محبوبشان را دوباره بروی سن ببینند. پس از پشت سر گداشتن بیماریش وی در ۵۴ اُمین مراسم جایزه گرمی که در سال ۲۰۱۲ برگزار شد، برنده ی ۶ جایزه شد که جایزه‌های «آلبوم سال»، «ضبط سال» و «ترانه ی سال» از جمله آن بود. به این ترتیب، ادل دومین زن تاریخ است که توانسته در یک شب، تعداد ۶ جایزهٔ گرمی را برنده شود. همچنین او در سال ۲۰۰۹ برندهٔ جایزهٔ «بهترین هنرمند جدید» از همین مراسم شده بود. به همین دلیل او سومین هنرمندی است که موفق شده در طول دوران هنریش، ۴ جایزهٔ بزرگ مراسم گرمی را برنده شود. اولین جایزه اسکارش را در هشتاد و پنجمین مراسم اهدا جوایز اسکار به خاطر تیتراژ پایانی ترانه فیلم «اسکای فال» skyfall از سری سریال های جیمز باند را دریافت کرد. سرانجام به دلیل کسب چنین موفقیت ها و افتخارات در 19 دسامبر سال 2013 در کاخ باکینگهام مدال افتخاری به عنوان عضوی از سلطنت بریتانیا را توسط پرنس چارلز دریافت کرد، و نام خود را در این سلطنت و کشور جاودانی کرد.

ادل/ Adele Laurie Blue Adkins

این خواننده محبوب و جوان، متولد ۵ می ۱۹۸۸ است. وی موسیقی را به طور حرفه ای از سال 2006 آغاز کرد. او که به نام هنری " ادل " معروف است در سبک های سول، بلوز و پاپ به خوانندگی مشغول است. او نه تنها می خواند بلکه در ترانه نویسی نیز تبحر دارد.
بازگشت خنیاگر بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی

مراسم رونمایی از کتاب "زندگی ، عشق و گم‌گشتگی" مجموعه کامل آثار علی اکبر صادقی نقاش سرشناس، جمعه ۲۷ فروردین ماه با نمایش نسخه های ترمیم شده‌ی انیمیشن های این هنرمند، با حضور تعداد زیادی از هنرمندان در گالری شیرین تهران برگزار شد. این مجموعه کتاب در سه جلد و به کوشش علی بختیاری منتشرشده است. جلد اول با عنوان "زندگی"، مروری بر کارهای اولیه‌ی علی اکبر صادقی است و روند شکل گیری آثار هنری او در رشته های گرافیک، نقاشی روی شیشه یا ویترای ، انیمیشین و تصویر سازی را تا اواسط دهه‌ی پنجاه مورد بررسی قرار داده است. کتاب عشق نیز مروری بر نقاشی های علی اکبر صادقی است که از میانه‌ی دهه‌ی پنجاه به بعد با مجموعه‌ی اسطوره و ریاضی آغاز شد. کتاب گم‌گشتگی نیز شامل مجموعه اشعاری است که علی اکبر صادقی در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ سروده است. علاوه بر خود هنرمند فرشید مثقالی، جواد مجابی، علی بختیاری ، شهروز مهاجر ، عطاالله امیدوار و طاها بهبهانی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم از علی اکبر صادقی سخن گفتند. جواد مجابی، نویسنده و منتقد که مقدمه کتاب علی اکبر صادقی را هم نوشته است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی در باره علی اکبر صادقی و جایگاه او و آثارش در هنر معاصر ایران گفت:" علی اکبر صادقی یک نقاش نو کلاسیک روایت گراست یعنی در واقع کسی است که نقاشی کلاسیک ایران و جهان و مخصوصا مینیاتور ایران را خیلی خوب می داند و تجربه کرده است، اما آنچه او را متفاوت می کند دید نو نقاش است که طبیعتا با نگاه شوخ چشمانه‌ای که به هستی دارد همه چیز را در یک حالت لغزان و مردد نشان می دهد." آقای مجابی در ادامه گفت: "صادقی وقتی به مجالس جنگ و بزم و باغ های ایرانی، افسانه ها و اسطوره نگاه می کند همه چیز را نا استوار معرفی می کند و این نگاه شوخ چشمانه به جهان است که به کارهای او تازگی می دهد." آقای مجابی تاکید کرد که صادقی یکی از پرکارترین هنرمندان معاصر ایران است و کارهایش هم مورد تایید خواص است و هم عموم مردم به کارهایش توجه دارند و می توانند با آثار او ارتباط برقرار کنند. به گفته‌ی آقای مجابی، او هنرمند نو اندیشی است که هیج گاه شیفته‌ی کار خود نمی شود و به جای تکرار هر وقت در کارهایش به اوج رسیده است خود را محدود نکرده و به کار تازه‌ای روی آورده است. آقای مجابی در باره‌ی کتاب گم‌گشتگی که مجموعه اشعار علی اکبرصادقی است، گفت: "صادقی در یک دوره به خاطر افسردگی نقاشی نکرده و نشسته شعرهای خودش را نوشته. این شعرها به نظر من نوعی خواب گزاری است؛ بیان یک دنیای خواب گونه است و سرشار از فضاهای فرا واقعی است." علی اکبر صادقی علی اکبر صادقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. نقاشی را از‌‌ همان کودکی آغاز کرد و در دوران دبیرستان، نقاشی آبرنگ را نزد آواک هایراپتیان، با کپی از طبیعت آموخت. علی اکبر صادقی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در همان سال ها ، نقاشی روی شیشه با حال و هوای ایرانی را تجربه کرد. او به مرور سبک‌ها و شیوه‌های مختلف نقاشی را تجربه کر ، اما در ‌‌نهایت می‌توان وی را نقاشی سوررئالیست دانست که به بیان و فرم شخصی خود دست یافته است. نقاشی‌های سوررئالیستی علی اکبر صادقی به ویژه در آثار دوره‌ی اولش، هم از نظر مضمونی و تماتیک و هم از نظر به‌کارگیری عناصر تصویری و رنگ، جلوه‌ای ایرانی داشتند که درست به همین دلیل، بین او و دیگر نقاشان سوررئالیست فاصله‌ای محسوس ایجاد می‌کرد و به دنیای نقاش، رنگ و بویی شخصی و متمایز می‌داد. در دوره‌ی دوم اما، صادقی به‌تدریج از این عناصر فاصله گرفت و به نقاشانی چون رنه ماگریت و دالی که از نقاشان مورد علاقه‌ی وی هستند، نزدیک‌تر شد و در مقابل کوشید که مرزهای نقاشی‌اش را از بوم به قاب‌هایی که این بوم‌ها را در خود گرفته بودند گسترش دهد. با این همه به نظر می‌رسد که مخاطبان علی اکبر صادقی، هنوز کارهای دوره‌ی اول او را بیشتر دوست می‌دارند و نام او را با این کار‌ها و نقش‌ها به خاطر سپرده‌اند. اگرچه نقاشی، اصلی‌ترین دغدغه علی اکبر صادقی به شمار می‌آید، اما او در زمینه‌های دیگر، از جمله ساخت انیمیشین، تصویرگری کتاب گرافیک و حتی شعر نیز فعال بوده است. او در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶، شش فیلم از جمله «گلباران»، «رخ»، «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم‌ها که هم در داخل ایران و هم در جشنواره‌های جهانی مورد اقبال بسیار واقع شدند و جوایز متعددی را نصیب وی کردند، نمونه‌های موفقی از انیمیشن ایرانی به حساب می‌آید. در اغلب آثار او فرهنگ عامیانه، اساطیر ایرانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و سنت‌های تصویری ایرانی مثل پرده‌خوانی بازآفرینی شده اند. در اکثر آثار علی اکبر صادقی چهره های مردانی با کلاهخود و سپر حضور دارند که در بسیاری از آنها چهره‌ی خود نقاش به چشم می خورد؛ گویی که او تاریخ ایران را با نوعی خود نگاری ترکیب کرده است. علی اکبر صادقی کار‌هایش در بیش از صدها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران به نمایش درآمده، و برای نقاشی‌ها، فیلم‌ها و تصویرگری‌های کتاب جوایز متعددی را کسب کرده است.

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.
تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد امیر آقایی در گالری سیحون نمایشگاه عکس رضا میلانی کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت دختران روی پل رکورد شکست

ادبیات

چرا من پیاده شم؟

تنها روی صندلی عقب تاکسی، کنار پنجره نشسته ام که یکهو با ترمز محکمی از جا می پرم. تا بیایم بفهمم چطور شده، در تاکسی باز می شود و مرد جوان چاقی می نشیند کنارم...

۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت

با این‌که در سالیان اخیر آثار هدایت چندان اجازه‌ی انتشار نیافت اما نقدهای بسیاری بر آثار و زندگی هدایت نوشته شد که نشان از اهمیت این نویسنده ی شهیر ایرانی دارد. صادق هدایت در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. بسیاری او را از پیش‌گامان داستان‌نویسی نوین ایران دانسته‌اند. آن‌چه بی‌شک موجب شهرت جهانی هدایت شده است، رمان ِ «بوف کور» این نویسنده است. رمان بوف کور به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است. مصطفی فریدون فرزانه از دوستان هدایت در کتاب «آشنایی با صادق هدایت» تاریخ انتشار این رمان را سال ۱۳۰۹ می‌داند. آغاز کتاب بوف کور شاید از معروف‌ترین جملاتی باشد که در ادبیات فارسی میان مردم دست به دست شده و استفاده شده است. «در زندگی زخم‌هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله‌ی افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تاثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.» پدرش هدایت قلی‌خان (اعتضاد‌الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم در دوره ناصرالدین‌شاه) بود و نام مادرش زیورالملوک. اجدادش از رجال معروف عصر ناصری بودند و جد اعلای هدایت «رضاقلی‌خان هدایت» از رجال معروف ناصرالدین‌شاه و صاحب کتاب‌هایی چون مجمع‌الصفا و اجمل‌التواریخ بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. صادق هدایت شش ساله بود که تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ی علمیه‌ی تهران شروع کرد و دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند. مدتی به خاطر بیماری ِ چشم مدرسه را رها کرد اما در سال ۱۲۹۶ در مدرسه‌ی «سن‌لویی» که مدرسه‌‌ی فرانسوی‌ها بود مشغول به تحصیل شد. در این مدرسه بود که به گفته‌ی هدایت او با ادبیات جهان آشنایی ابتدایی پیدا کرد.... فرج سرکوهی نویسنده و منتقد ادبی در مورد مرگ هدایت چنین می‌گوید: «غروب روز ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ ، ۹ آوریل ۱۹۵۱، صادق هدایت پس از سوزاندن برخی آثار منتشر نشده خود، در آپارتمانی در خیابان شامپونیه پاریس خوکشی کرد اما خودکشی فرهنگی او با مرگ شور نوشتن و شوق خلاقیت در او، از حدود ده سال پیش آغاز شده بود و هدایت در این ده سال، از ۲۰ ۱۳تا ۱۳۳۰، جز داستان کم ارزش «حاج آقا»، چند داستان کوتاه و چند ترجمه اثری درخور آثار پیشین خود خلق نکرده بود. صادق هدایت تنها بزرگ‌ترین و خلا‌ق‌ترین نویسنده معاصر ایران نیست که به علاوه، هم در آثار و هم در زندگی و مرگ خود، چون آهوی معروفی که نقاشی کرده است، نماد محزون و نجیب غربت روشنفکر مستقل، نقاد، خلاق و نوآور ایرانی، نماد زندگی تبعیدی در میهن و نماد انزوائی است که شکاف بین مردم و روشنفکر و بیگانگی فرهنگ غالب بر جامعه با روشنفکران مستقل، براین گروه کم شمار تحمیل و غربت در وطن، انزوا، سرخوردگی، یاس و تنهائی را به سرنوشت محتوم آنان بدل می کند.»
نامه های عاشقانه فروغ روز بهترین دوست انسان وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه من راه خانه ام را گم کرده ام