1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ادبیات کهن فارسی دارای نمونه‌های فراوانی از سفرنامه است که معروف‌ترین آنها را هزار سال پیش ناصر خسرو، حکیم ایرانی به نثر نوشته و شاعرانی چون خاقانی و نزاری قهستانی 

سفرنامه‌ نیما یوشیج

از نیما یوشیج، که به عنوان پدر شعر نوی فارسی شناخته شده، یادداشت‌ها و نامه‌هایی باقی مانده که او در مدت اقامتش در برخی شهرهای شمال ایران در سال‌های ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ نوشته است.

نیما پس از ترک وزارت مالیه تقریبا بیکار بود و هر جا همسرش مأموریت می‌یافت، همراه او سفر می‌کرد:

"بعد از یک ماه سرگردانی حالیه در رشت زندگی می‌کنم. زنم مدیره مدرسه دارالمعلمات است. عالی‌ترین مدرسه این شهر. و شخصا خودم بیکار."

یا در لاهیجان می‌نویسد: "روزی نیست که من به چیزهای تازه برنخورم. طبیعت، اسباب تفریح را کاملا برای من مهیا کرده است."

سفرنامه محمدعلی فروغی

محمد علی فروغی (ذکاءالملک)، از رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی، از آذر ۱۲۹۷ تا مرداد ۱۲۹۹، تقریبا دو سال، جزو هیأت ایرانی برای شرکت در کنفراس صلح پاریس عازم فرانسه شد.

اما با وجود طرح دعاوی مالی و سیاسی ایران در این کنفرانس، هیأت اعزامی این کشور نتوانست در زمینه دریافت خسارات دیده شده از جنگ جهانی اول موفق شود. پس از این کنفرانس، این سیاست‌مدار و نویسنده ایران دو سال در اروپا ماند و در این مدت یادداشت‌های روزانه‌ای نوشت که در آنها علاوه بر مسائل سیاسی و برخی نکات فرهنگی را نیز شرح داد.

این یادداشت‌ها از سوی گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و انتشارات سخن در تهران منتشر شده است.

 

سفرنامه‌های جلال آل‌احمد 

از جلال آل‌احمد، نویسنده ایرانی، چندین سفرنامه بر جای مانده نظیر "سفر روس"، "سفر آمریکا"، "سفر به ولایت عزراییل" (سفرنامه اسرائیل)، "جزیرهٔ خارک، درّ یتیم خلیج فارس"، "تات‌نشین‌های بلوک زهرا" و "اورازان".

در این میان "خسی در میقات" از همه جنجالی‌تر است که آل‌احمد آن را طی سفرش به مکه در سال ۱۳۴۳ نگاشته است.

نامه‌های سیمین دانشور

سیمین دانشور، داستان‌نویس ایرانی، گرچه کتابی مستقل به صورت سفرنامه منتشر نکرده، اما می‌توان نامه‌هایی را که او طی اقامتش در آمریکا خطاب به جلال آل‌احمد، همسرش نوشته، به گونه‌ای سفرنامه دانست.

دانشور در این نامه‌ها، به غیر از مسائل خانوادگی، به شرح اتفاقات و شرایط زندگی خود در آمریکا می‌پردازد. او در سال ۱۳۳۱ برای گذراندن دوره‌ ۹ ماهه نویسندگی در دانشگاه استنفورد به آمریکا رفته بود.

 

سفیر سیمرغ

این مجموعه، سفرنامه محمدعلی اسلامی ندوشن به چند کشور جهان و چند شهر ایران است که نخست در مجله یغما و سپس توسط انتشارات توس در اسفند ۱۳۵۲ به صورت کتاب منتشر، و در چاپ‌های بعدی، سفرنامه چند کشور به آن افزوده شد.

اسلامی ندوشن سفرنامه‌های دیگری نیز منتشر کرده که از آن میان می‌توان به "آزادی مجسمه" (سفرنامه آمریکا)، "در کشور شوراها" (سفر به‌ روسیه‌، ازبکستان‌، تاجیکستان‌) و "کارنامه‌ سفر چین" اشاره کرد.‌

 

آینه‌های دردار

هوشنگ گلشیری سفرنامه خود به اروپا را در قالب رمان "آینه‌های دردار" منتشر کرده است. البته خود گلشیری معتقد بود که این کتاب "به ظاهر سفرنامه" است.

حسین سناپور، نویسنده و از شاگردان گلشیری، درباره این رمان نوشته است: "شخصیت اصلی داستان مردی نویسنده بود در حال سفر به خارج از کشور، برای داستان خوانی در جمع ایرانی های مقیم خارج. او در این سفر و بعد از بازگشت هم، از خود می پرسید که کیست و کجایی است. پاسخ هم در نهایت چیزی نبود جز همان وابستگی به زبان و نوشتن داستان از مردم و خود انسان اینجایی، که اتفاقاً در نگاه داستان این خود تکه‌تکه بود و با همین زبان فارسی به هم چفت و بست پیدا می کرد."

 

از دیروز تا امروز

مجموعه مقاله‌ها و سفرنامه‌های جعفر شهیدی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی است که قبل از آن در نشریه‌های فرهنگی چاپ شده است.

 

سفرنامه ابوالقاسم انجوی شیرازی

ابوالقاسم انجوی شیرازی، ادیب و مردم‌شناس ایرانی، در سال ۱۳۴۴ به مدت ۲۷ روز به آذربایجان و کردستان سفر کرد و یادداشت‌های این سفر را در همان سال با عنوان "گذری و نظری" به تدریج در هفته‌نامه فردوسی منتشر کرد.

این سفرنامه بعدها در اواخر دهه شصت در قالب کتابی با عنوان "گذری و نظری در فرهنگ مردم" در کنار دیگر مطالب مربوط به فرهنگ عامه ایران گردآوری شد.

انجوی شیرازی در بخشی از این سفرنامه می‌نویسد: "برای ما گشت و گذار و سیر و سیاحت در این نقطه از خاک مملکت بسیار مغتنم بود. زیرا که شاید در مدت عمر، یک بار چنین اتفاقی بیفتند و چند تا بچه تهران قدمشان به دشت مغان برسد."

 

در روز بازار زمانه

این کتاب یادداشت‌هاى سفر جلال ستارى، مترجم و اسطوره‌شناس ایرانی است به کشورهایی مثل ژاپن، چین، بریتانیا، فرانسه، سوئیس و آلمان.

ستاری در مقدمه این کتاب می‌نویسد: "به گمانم هیچ سفرکرده‌ای از وسوسه قیاس خود با غیر برای شناخت بهتر خویش یا وی، فارغ نبوده است. گرچه گاه با پیشداوری در اعتقاد به حقانیت و مسلکش راسخ‌تر شده است، اما همین گرایش سترون و نیم‌بند و خام نیز معلوم می‌دارد که خودشناسی جز از راه غیرشناسی ممکن نیست و تنها با کشف جهان و شناخت ناشناخته‌ها می‌توان به کشف و شناخت خود نایل آمد."

 

سفرنامه‌های ایرج افشار

ایرج افشار، ایران‌شناس و کتاب‌شناس ایرانی، که از جوانی به گفته خود سفر را "پیشه خود کرد"، سفرنامه‌های مختلفی را درباره ایران و جهان منتشر کرده که برخی از آنها در قالب یادداشت و برخی دیگر به صورت نامه‌نگاری است. از افشار ده‌ها سفرنامه بر جای مانده که بخشی از آنها در کتاب‌های "بیاض سفر"، مجموعه "سواد و بیاض" و "گلگشت در وطن" و همچنین مجلات فرهنگی چاپ شده است.

 

ره‌آورد حکمت

شرح مسافرت‌ها و سفرنامه‌هاى علی‌اصغر حکمت، سیاست‌مدار و ادیب ایرانی است که به اهتمام محمد دبیرسیاقى به چاپ رسیده است. حکمت چهار بار به هند سفر کرد که گزارش سه سفر را در یادداشت‌های خود آورده‌ است.

 

س‍ف‍ر م‍ص‍ر و ح‍الات‌ م‍ن‌ در طول‌ س‍ف‍ر

شرح سفر رض‍ا ب‍راه‍ن‍ی، نویسنده و منتقد ادبی،‌ است در اواخر دهه چهل که اولین بار در سال ۱۳۵۱ منتشر شد. این سفرنامه پس از انقلاب ایران به همراه مقاله‌ای دیگر درباره موضع جلال آل‌احمد درباره فلسطین در کتابی با عنوان " سفر مصر و جلال آل‌احمد و فلسطین" تجدید چاپ شد.

 

زین دایره مینا

سفرنامه محمدجعفر یاحقی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، است به شهرهای مختلف ایران و جهان: از پکن و کلکته و بانکوک تا ونیز و لندن و تورنتو؛ از طبس و بوشهر و یاسوج تا اهواز و سوسنگرد.

 

گ‍زارش‌ س‍ف‍ر ه‍ن‍د

غ‍لام‍ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍دی‍ق‍ی، به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنفرانس ملت‌های آسیایی در سال ۱۳۲۶ به مدت نزدیک به سه ماه به هند سفر کرد و شرح سفر خود را در این کتاب به ثبت رسانید. این سفرنامه به غیر از ارائه اطلاعاتی در زمینه فعالیت هیأت ایرانی در هند، گزارشی از وضعیت آموزشی و فرهنگی این کشور به دست می‌دهد.

 

روزنامه سفر میمنت‌اثر ایالات متفرقه امریغ 

این کتاب سفرنامه احمد شاملو، شاعر ایرانی، به آمریکاست که به صورت طنز نوشته شده است. شاملو خود می‌گوید که همواره بر این اعتقاد بوده که خودکامگان حاکم بر ایران یکی پس از دیگری "سفیه‌تر" بوده‌اند و همیشه مایل بوده بر تاریخ این حاکمان "نظیره‌ای" بنویسد که "این فرصت در آمریکا دست داد".

شاملو برای نگارش این سفرنامه، نگاهی به "روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه" از سفرنامه‌های دوران قاجار، و همچنین کتاب "خاطرات امیراسدالله اعلم" داشته است.

 

سفرنگاره

شامل مجموعه عکس و خاطرات بهمن نامورمطلق، معاون پیشین میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر، از برخی مناطق ایران از جمله در منطقه گچسر و کوهرنگ در چهارمحال بختیاری است.

نویسنده در پیشگفتار کتاب با عنوان "خاطره ــ متن سفرهای تنهایی" درباره سبک سفرنامه‌نویسی خود نوشته است: "هر یک از این سه سفرنگاره‌ها متاثر از یک رویکرد ویژه مطالعه و نقد ادبی ــ هنری بوده است. سفر مربوط به باداب‌سورت بیشتر در حال و هوای مربوط به بینامتنی نوشته شده است. سفرنامه دوم، یعنی یخ‌مراد متاثر از نقد اسطوره‌ای است. و در سفرنگاره کوهرنگ بیش از هر رویکردی متوجه نقد جغرافیایی بوده‌ام."

 

سفرنامه‌های جلال‌الدین کزازی

جلال‌الدین کزازی، نویسنده و مترجم و استاد پیشین دانشگاه، علاوه بر نگارش و کتاب‌هایی در زمینه ادبیات، سفرنامه‌هایی را نیز منتشر کرده که آخرین آنها "یورک‌نامه نو"، روایت منظوم وی از سفر به نیویورک است. کزازی همچنین "روزهای کاتالونیا" (سفرنامه اسپانیا)، "دیدار با اژدها" (سفرنامه چین) و "از دهلی نو تا آتن کهن" (سفرنامه هندوستان، یونان، ارمنستان و تاجیکستان) را منتشر کرده است.

 

سفر با حاج سیاح

این کتاب را که نوشته احسان نوروزی است می‌توان یکی از نمونه‌های سفرنامه‌نویسی نسل جدید ایران دانست. نویسنده در سفری به اروپا در سال ۲۰۱۰ به همان شهرهایی سفر کرده که "حاج سیاح" سفرنامه‌نویس ایرانی دوران قاجار در دهه ۱۸۶۰ رفته بود.

محمدعلی سپانلوی فقید در مراسم رونمایی این کتاب گفت که نویسنده "از خاطره‌نویسی و گزارشگری خارج می‌شود و شرایط را در منظری تاریخی نگاه می‌کند."

 

مارک و پلو

این کتاب جلد اول از مجموعه سفرنامه‌های منصور ضابطیان، مجری برنامه تلویزیونی "رادیو هفت" است که دو جلد دیگر این مجموعه با عنوان "مارک‌ دوپلو" و "برگ اضافی" منتشر شده است. نویسنده درباره جلد سوم سفرنامه‌اش گفته که ریتم نوشتن را تندتر کرده چون احساس كرده "جامعه استتوس‌خوان امروز حوصله خواندن يك بخش ۲۰ صفحه‌ای را درباره يك كشور ندارد."

عکس اتومبیل و موتور برادران امیدوار از مشهورترین جهانگردان ایرانی

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

لیلا حاتمی عضو هیئت داوران جشنواره فیلم کن شد

لیلا حاتمی در کنار سوفیا کاپولا، ویلیام دافو و گائل گارسیا برنال، در فهرست هیئت داوران ۶۷مین جشنواره فیلم کن قرار گرفت. به گزارش وب‌سایت نشریه «ورایتی»، جین کمپیون، فیلمساز نیوزلندی که ریاست هیئت داوران جشنواره امسال را برعهده دارد، همراه با هشت نام دیگر از کشورهای مکزیک، چین، کره جنوبی، دانمارک، ایران، آمریکا و فرانسه کار قضاوت بر فیلم‌های بخش اصلی مسابقه را برعهده خواهد داشت. کارول بوکه (از فرانسه)، جیا ژانگ‌که (از چین)، جئون د ییون (از کره جنوبی) و نیکولاس ویندینگ رفن (از دانمارک)، گائل گارسیا برنال (از مکزیک)، سوفیا کاپولا (از آمریکا) و ویلیام دافو (از آمریکا) از دیگر  اعضای هیئت داوران جشنواره امسال هستند که در کنار خانم حاتمی داوری فیلم‌های بخش مسابقه را برعهده خواهند داشت. در بیانیه جشنواره کن که در وبسایت رسمی این جشنواره منتشر شده آمده «کن همواره سعی داشته است که یک جهت‌گیری بین‌المللی و جهانی داشته باشد و بر اساس همین سنت، خانم کمیپیون در کنار هشت ستاره جهان سینما از کشورهای چین، کره جنوبی، دانمارک، ایران، آمریکا، فرانسه و مکزیک قرار گرفته است.» خانم حاتمی، با بازی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی توانست به شهرتی جهانی دست یابد. این فیلم در سال هشتادونه جایزه خرس ظلائی جشنواره فیلم برلین شد و در سال ۹۰ توانست جایزه اسکار و گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی سال را نیز از آن خود کند.   شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن از ۱۴ تا ۲۵ ماه مه در شهر کن در جنوب فرانسه برگزار خواهد شد و برندگان روز ۲۴ ماه مه مشخص خواهند شد.

همه آنچه چهره ها درباره ایرج قادری گفتند

  دیروز بعد از مدتی بدحالی و دست و پنجه نرم کردن با سرطان،ایرج قادری، بازیگر و کارگردان قدیمی سینمای ایران دار فانی را وداع گفت. جالب اینکه او بلافاصله بعد از فوتش در مقبره بی بی سکینه کرج به خاک سپرده شد در حالیکه نه مراسم تشییع و نه خاکسپاری با حضور هنرمندان و مردم سینمادوست برگزار نشد. بعد از اعلام خبر فوت این کارگردان، خیلی از اهالی هنر درمورد او حرف زدند. اظهار نظر آنها را بخوانید. حامد بهداد در صفحه فیس بوکش نوشت: ایرج قادری عازم سفر است من بسان یک چشم انتظار دلشکسته مانند یک یاس واقعی از همه سفرهای طولانی و بی بازگشت غمگینم من گمان می کنم مدتی است کمتر یکدیگر را دوست می داریم من گمان می کنم شاید چیزهایی باعث شده که مثلا شما از من دلخور باشید یا هرچیز دیگر. خب عذر خواهی می کنم . آیا این باعث نمی شود کمی دلتان به رحم آید؟ یادتان نیست؟ تاراج را دیده بودید؟ دادا را چطور ؟ پشت و خنجر را کجا دیدید در سینما یا در ویدئو یا برادرکشی ، کوسه جنوب ، کوچه مردها را یادتان هست ، ایرج قادری چطور؟ فردین مرد آخر این چه برزخی است می خواهم زنده بمانم. یه کاری کنید خاطره هامان به تاراج رفت عجب حکایتی است. من همین دیروز بود که در ساحت یک کودک به تماشای اینها می نشستم من همین دیروز... درست یادم نمی آید از خدا چه خواستم حیف. حیف. حیف. حالا در امتداد این واقعیت تلخ چه می توان کرد دو دست ناچیز کشیده به آسمان به امید دعایی نامستجاب. کوششی مذبوحانه در برابر مسافری که قطعا عازم روز واقعه است من می خواهم دلشکستگی خود را صمیمانه و بی ادعا ابراز کنم من می خواهم همه با هم برای هم دعا کنیم حتی اگر یکدیگر را گاهی دوست نداشته ایم . کوچه مردها را دعا کنید شاید دیگر روزی از این کوچه صدایی نیاید اه خدایا... ای کاش هنوز می توانستیم گرمای دستان ایرج قادری را احساس کنیم ...روحش شاد، یادش گرامی. * فاطمه گودرزی گفت: مرحوم ایرج قادری شایستگی داشت در یک مراسم ویژه‌ به خاک سپرده شود. مسلم است شنیدن خبر مرگ هر انسان ناراحت کننده است. بعد از شنیدن فوت آقای قادری خیلی ناراحت شدم. ما چند ماه با هم همکاری داشتیم و ماحصل این همکاری فیلم ماندگار و خوبی شد که مردم آن را پسندیدند. در دو، سه روز اخیر شنیدم ایشان در کماست و اتفاقا می‌خواستم بروم بیمارستان تا او را از نزدیک ببینم که خبر فوتشان را شنیدم. بعید می‌دانم این (مراسم خاكسپاري) خواست آقای قادری باشد. بالاخره هر هنرمندی که مردم به او علاقه‌ دارند، دوست دارد همان مردم در خاکسپاری‌اش حضور داشته باشند. من واقعا از دفن آقای قادری به این صورت متاسف و متعجب هستم.   * مسعود ده نمكي در وبلاگ شخصی اش نوشت: اولین بار آقای ایرج  قادری را در دفتر نشریه دیدم. قرار بود فیلمی بسازد و یکی از بازیگران ممنوع الکار پیش از انقلاب را برای بازی در فیلمش انتخاب کرده بود. گمان می کرد این بازیگر پتانسیل پر مخاطب کردن کارش را دارد. وقتی وارد دفتر شد او را نشناختم. خودش را معرفی کرد و گفت می خواهم با شما صحبت کنم. سفره درد و دلش باز شد و از مشکلات کاری اش گفت و اینکه اگر ما مطلبی انتقادی در مورد به کار گیری این بازیگر در فیلمش بنویسیم تمام سرمایه زندگی اش بر باد می رود. دلش شکست. بازی نمی کرد .اشکهایش که جاری شد بر محاسن سفیدش دلم فرو ریخت با خودم گفتم میان رسالت مطبوعاتی و آرمان و احساسم و یا اخلاق مرام و معرفتی کدام را باید انتخاب کنم. اگر یک وزیر و وکیل بود دستم نمی لرزید چون بارها شده بود که سیاستمداران از در رفاقت و تطمیع و یا تهدید وارد شودند اما عقب ننشستم اما این بار حکایت دیگری بود لحنش و ادبیاتش دست و دلم را لرزاند و گفتم خیالت راحت من این شماره نشریه صفحه سینمائی نخواهم داشت تا مجبور نشوم خبر سینمائی بنویسم و شما دلگیر شوید. خوشحال  از پیشم رفت... گذشت تا ده سال بعد که «اخراجی ها» را ساختم و چرخ گردون ما را  وارد سینما کرد. بعد از اولین اکران فیلم در جشنواره و استقبال و ازدحام عجیب و غریب مردم در  مقابل سینماها و مداخله پلیس و حواشی پیش آمده اولین کارگردانی که با من تماس گرفت و ورودم را به سینما تبریک گفت آقای قادری بود. او گفت گمان می کنم ما اگر مخالفمان هم کار درستی انجام داد باید تحمل پذیرشش را داشته باشم و من برای همین زنگ زدم که بگویم خوش آمدی.   * عزت الله انتظامي در تلویزیون گفت: ايرج قادري از جمله كارگردانان قديمي است كه از گذشته دور در سينماي ايران فعاليت داشته و نوع كارها و آثار به نمايش درآمده او داراي سوژه هاي خاص و به دور از مسائل سياسي و همچنين بيشتر به دنبال مسائل درام خانوادگي - اجتماعي و عاشقانه بود. تا به حال افتخار همكاري با ايشان را نداشته‌ام و فقط در حد پيشنهادي از طرف وي بود كه سناريوي اين اثر مورد استقبال من قرار نگرفت در صورتيكه بسيار مشتاق بوديم تا در اثري سينمايي با يكديگر همكاري داشته باشيم. مرگ ايرج قادري را به تمامي هنرمندان عرصه سينماي ايران و همچنين خانواده مرحوم ايرج قادري تسليت گفته و آرزو دارم كه همه هنرمندان با حيثيت و آبرو از اين دنيا بروند.   * سعيد راد گفت: من با آقای قادری تجربه دو همکاری را داشتم؛ یکی «هدف» که در اواسط دهه پنجاه تولید شد آن هم با سناریویی از علیرضا داوودنژاد و دیگری «برزخیها» که در ابتدای انقلاب ساخته شد. در هر دوی این همکاریها قادری را کارگردانی کاربلد دیدم که نبض تماشاگر دستش است و خوب می تواند او را به هیجان وادارد. قادری جزو سینماگران مهم بدنه سینمای ایران بود و به نوعی در سینمای ایران تاثیرگذار بوده اند. فیلم های ایشان نه تنها مخاطبان بسیاری را به سینمای ایران آورد بلکه بودند تعدادی بازیگر که به واسطه حضور در کارهای ایشان، مطرح شدند. به هر حال ایشان تاثیرگذاری خاص خود را در سینمای ایران داشته اند. بهزاد فراهانی: ایرج قادری یک آرتیست به تمام معنا بود. خبر ناراحت کننده ای بود. از دید من شخصیت فردی و هنری قادری با هم تفاوت داشت. من با شخصیت فردی او موافق نبودم . قادری در اولین فیلمی که به نام چشمه آب حیات بازی کرد نشان داد بازیگر با استعدادی است. شور، نگاه و فیزیک او در دیگران دیده نمی شد. در عرصه کارگردانی هم موفق بود و ادامه راه کوشان و روش سنتی او را ادامه داد. قادری در سینمای کوچه هم موفق بود و با همکاری مطلبی و گله آثار خوبی را از خود بر جای گذاشت. بهتر است از لحاظ شخصیتی بحث را باز نکنم. اینها مسائلی است که سینه به سینه مانده و از یاد ما  نمی رود. سال 50 بود که در یزد مشغول فیلمبرداری فیلم نقره داغ بودیم.زمان تصویربرداری یک نوجوان تیغ کش و زنجیر به دست به سر صحنه آمد و گفت که یا مرا بازی بدهید و یا اجازه فیلمبرداری به شما نمی دهم. در این لحظه قادری به صورت خصوصی با فردین صحبت کرد. پس از چند دقیقه به من گفت بهزاد آن جوان در صحنه پیش تو می آید و باید او را بزنی تا فرار کند. این نقش او در کار من است. جوان نمی دانست که فیلمبرداری صورت نمی گیرد و فقط پز این کار را گرفته ایم. تا توانستیم او را زدیم. سه ماه که از اکران فیلم گذشت جوان به تهران آمد و گفت می خواهم قادری را بکشم و چرا آن صحنه در فیلم نیست. به او گفتیم که فیلم را سانسور کرده اند. من درگذشت قادری را تسلیت می گویم.او یک آرتیست به تمام معنا بود.   * رضا يزداني گفت: اولين چيزي كه با آمدن نام آقاي قادري به ذهن من مي رسد فيلم هاي پرتعدادي است كه ايشان بازي كرده اند. نقش آفريني هاي متعددي كه هميشه جريان ساز بوده اند و در مورد شان بارها شنيده ايم. آقاي قادري در معرفي بسياري از ستاره هاي نسل جديد سينمای ايران پس از انقلاب هم بسيار پر كار بوده اند و سهم بزرگي را در اعتلاي نام سينماي ايران داشته و دارند. آخرين تصويري كه از ايشان در ذهن من مانده بازي جالب توجه شان در فيلم «آكواريوم» بود. همان فيلمي كه با نقش آفريني امين حيايي در تركيه فیلمبرداری شده بود و خيلي هم مورد توجه قرار گرفت. به هر حال خبر ناراحت كننده اي بود و بسيار بابت اين خبر غمگين شدم. خدا این هنرمند را بيامرزد. * افسانه پاکرو گفت: به شدت مايل بودم صدايشان را يك بار ديگر بشنوم. با دفتر ايشان تماش گرفتم. چون مي دانستم صداي خودشان روي پیغامگیر تلفن دفتر است و قطعا آن ساعت شب، آن هم در چنين شبي كسي جواب نخواهد داد و روي پيغامگير مي رود. اما متاسفانه صداي ايشان را از روي پيغامگير برداشته بودند. بعد شروع كردم عكس ها و فيلم هايي كه از ايشان روي گوشي تلفن همراه قديمي ام داشتم، ديدم. فيلم هايي كه در آنها با ايشان شوخي و  صحبت كرده بوديم. همه را دوباره ديدم. از يك چيزي خيلي متاسف هستم. اين آخري ها خيلي با هم در تماس بوديم ولي متاسفانه نتوانستم ایشان را ببينم. شايد باورم نمي شد يك روز او ديگر بين ما نباشد. وقتي به بيمارستان رفتم ديگر از بخش خارج شده بودند و در اتاق مراقبت هاي ويژه قرار داشتند. نه كسي مي توانست از نزديك او را ببيند و نه ايشان كسي را مي شناختند. ممنوع الملاقات بودند. خيلي از اين موضوع متاسف و ناراحتم. * روزبه نعمت اللهي گفت: متاسفانه رويه جديدي اين اواخر در مورد هنرمندان باب شده كه پس از فوت آنهاست كه مسئولين به يادشان مي افتند. اين خيلي ناراحت كننده است. هيچكس در زمان حيات ايشان نپرسيد كه چرا اين اواخر ايشان كم كار شده اند؟ هنرمندان معمولا بايد پس از مرگ شان اسطوره شوند. در كل از طرف خودم به همه تسليت عرض مي كنم. من با فيلم « ميخواهم زنده بمانم» ايشان خاطرات فراواني دارم. خدایش بيامرزد.   * داوود رشيدي گفت: خبر ناراحت کننده ای بود و از اینکه دیگر کنار ما نیست ناراحت و غمگینم. در حال حاضر از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نیستم و به همین دلیل نمی توانم  صحبت بیشتری در اینباره انجام بدهم. * ماهچهره خلیلی گفت: بازيگري راهي بود كه مادربزرگم خيلي دوست داشت من در آن فعال بشوم. بالاخره هم توسط مادربزرگم و آقاي قادري، دو تا قهرمان زندگي ام، وارد سينما شدم. افسوس كه ديگر هيچ كدام از آنها کنارم نيستند. قادري من را به سينما آورد و تمام زندگي حرفه ايم را مديونش هستم و هرگز حتي براي يك لحظه فراموش نمي كنم كه هر چه در اين كار دارم از اوست.   * نیما شاهرخ شاهی گفت: ايرج قادري خيلي مرد بود. 30 كار در سينما بازي كرده بودم و همكاري با اين استاد سينما، سي و يكمين كارم بود. افتخار داشتم نقش اول آخرين فيلم سينمايي ايشان باشم. با قادري ابهت يك كارگردان را در پشت دوربين احساس كردم. نكاتي از ايرج قادري آموختم كه در 30 كار قبلي ام كارگردان هاي ديگر به من نياموخته بودند. در آموختن دست و دلباز بود و من از او آموختم. * سیروس گرجستانی گفت: عشق قادري به حرفه اش او را ماندگار كرد و باعث شد سال هاي سال در اين حرفه ماندگار و موفق باشد. من واقعا دوستش داشتم. خودش را دوست داشتم. با او حال مي كردم. حداقل هفته اي يك بار به او زنگ مي زدم و حال و احوال مي كردم و گپي مي زديم. هر از گاهي هم در مجالسي همديگر را مي ديدیم. خدا او را بيامرزد. بعد از تمام تماس هایی که داشتم بالاخره یک بار زنگ زدم اما ديگر خودش گوشي اش را جواب نداد. گفتند بد حال شده. گفتند بستري است. دلم گرفت. به هر حال وقتي ما جوان بوديم و هيچ كسي نبوديم، او كارگردان و بازيگر بود.
بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴ خاوير باردم، پنه‌لوپه كروز و بردپيت در کنار هم مروری بر هنر در هفته دوم دی ماه هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی بادها برای ما می وزند تماشای تئاتر در خانه چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی

یادگیری موسیقی، نواختن ساز و آواز خواندن می‌تواند کیفیت یادگیری و آموزش را بهبود دهد. به گزارش ایسنا به نقل از یو.هرالد، آزمایشگاه اعصاب شنوایی دانشگاه نورث وسترن آمریکا پس از انجام تحقیقات و آزمایش‌های مختلف اعلام کرد در صورتی که نوجوانان به مدت دو سال آموزش موسیقی ببینند، ساختار مغز آنها تغییر خواهد کرد. براساس این مطالعه قدرت تمرکز و پردازش صدا در مغز نوجوانان پس از طی شدن این دوره نسبت به قبل بسیار متفاوت خواهد شد. این مطالعه از سال 2009 به ریاست نینا کراوس عصب‌شناس دانشگاه نورث وسترن آغاز شده است. در این مدت ساختار مغزی اعضای گروه‌های موسیقی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که واکنش امواج مغزی آنها نسبت به موسیقی با مغز افراد معمولی کاملا متفاوت است. ریچارد مکستورف یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: آموزش موسیقی به افراد کمک می‌کند که بتوانند با محیط پیرامون به خوبی ارتباط برقرار کنند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر رود. وی افزود: تمرین عملی بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی مغز دارد. زمانیکه دانش تئوری با فعالیت عملی همراه می‌شود، نگاشت و تناظری بین نت‌های موسیقی و آهنگی که نواخته می‌شود ایجاد می‌کند که مغز را به فعالیت بیشتر وادار می‌نماید. تحقیقات مشابه و موازی بسیاری در دانشگاه‌های مختلف در جهان انجام شده است و همگی مؤید این موضوع هستند که افرادی که آموزش موسیقی دیده‌اند کارایی ذهنی و حافظه‌ بسیار قوی‌تری نسبت به دیگر افراد دارند. از قابلیت‌های دیگری که آموزش موسیقی در افراد ایجاد می‌کند می‌توان به تقویت هوش ریاضی، حافظه کلامی و پردازش بصری و فضایی اشاره کرد.

«سال تا سال» گروه پالت، با سال نو

«سال تا سال اگه بی‌عشق موندیم، آوازایی هست که باید می‌خوندیم، صبح تا شب اگه از پا می‌افتیم، قصه‌هایی هست که باید می‌گفتیم. بیا قصه شو تو این شبای بی‌خواب، بیا آزاد شو از این شهر بی‌تاب، بیا خنده شو تو خشکی خیابان، بیا پروانه شو بالی بزن از بام تهران.»   نماهنگ «سال تا سال»، تازه‌ترین اثر گروه «پالت» در آستانه سال ۹۴ انتشار یافت. این نماهنگ یکی از قطعه‌های دومین آلبوم رسمی گروه پالت است که احتمالاً در فصل بهار امسال به بازار می‌آید. تم کلی قطعه «سال تا سال» و قطعات دیگر این آلبوم شهر تهران است. «سال تا سال» که در خیابان‌های تهران به تصویر کشیده شده، فضایی می‌سازد رنگارنگ، پر از شیطنت و حال و هوای کودکی و سبکبالی که مخاطب را به شروعی دوباره دعوت می‌کند. تصاویری مانند پروانه‌ای که بال می‌زند، دوش حمام در باجه تلفن، خریدن توپ فوتبال پلاستیکی از وانت، مسواک زدن در خیابان، زندگی خصوصی را به عرصه عمومی و به خیابان می‌کشد و امر خصوصی را عمومیت می‌دهد و برای آن بیان تصویری و موسیقایی پیدا می‌کند. گروه موسیقی پالت فعالیت خود را از سال ۸۹ در سبک تلفیقی «جاز فیوژن» و موسیقی ایرانی آغاز کرده و تاکنون قطعه‌های بسیاری ساخته است. اولین آلبوم پالت «آقای بنفش» نام دارد. این آلبوم با استقبال مخاطبان مواجه شد. پالت در یک تور اجرای زنده در برخی از شهرهای ایران و همچنین در شهر آمستردام در هلند نیز قطعات آلبوم «آقای بنفش» را به علاقمندانش عرضه کرد. امید نعمتی، خواننده گروه پالت خبر داده است که آلبوم دوم این گروه به زودی منتشر می‌شود. او در سایت «موسیقی ما» درباره این آلبوم گفته است: «میکس در ایران توسط رضا فرهادی و پیمان حاتمی انجام شد و تصمیم گرفتیم که مسترینگ را به یک استودیو خارجی واگذار کنیم. رضا فرهادی هم گفت که یک تجربه جدید برای ما خواهد بود تا ببینیم که میکس ما در آنجا چگونه مستر می‌شود. پس از مشورت‌هایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که کار را به یک استودیو خوب و حرفه‌ای واگذار کنیم. ابی رود یک استودیو مطرح در دنیا است و پس از اینکه انتخاب را انجام دادیم، چند اجرا برای تأمین منابع مالی این حرکت داشتیم. آن کسی که در استودیو ابی رود کار مسترینگ را انجام می‌داد آلبوم‌های گروه‌های معروفی نظیر پینک فلوید را مستر کرده بود. او از رضا فرهادی و تیمش راضی بود و باور نمی‌کرد چنین میکسی به این خوبی از ایران به دستشان رسیده است. در مرحله مسترینگ راحت بودند و کار را برای ما ارسال کردند و شنیدیم و خیلی راضی بودیم.» این گروه تاکنون نماهنگ‌های متفاوتی نیز ارائه کرده مانند قطعه «یادگار دوست» که در برنامه «رادیو هفت» با پانتومیم نواختن ساز اجرا شد. گروه موسیقی پالت در مقابل دوربین صدا و سیما با اینکه نمی‌توانستند سازهای خود را نشان دهند و نوازندگی کنند، وانمود کردند که ساز در دست دارند و با اجرای پانتومیم نوازندگی، قطعه خود را اجرا کردند. علی‌رغم آنچه که در همه این سال‌ها بر شهروندان ایرانی رفته، در موسیقی، ترانه و در ویدئوی قطعه «سال تا سال» امید و میل به زیستن و لذت بردن از زندگی موج می‌زند. کارگردان این ویدئو بهزاد الیاس آذر است و به گفته امید نعمتی خواننده اصلی گروه پالت، پوریا عالمی و بهرنگ تنکابنی نیز در ساختن این ویدئوکلیپ دست داشته‌اند. نسیم روشنایی
ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! ویتنی هیوستون در گذشت اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.

گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند!

دومین نمایشگاه نقاشی انفرادی ندا هادی زاده، با عنوان گناه از آن ماست، از جمعه 25 شهریور تا چهارشنبه 30 شهریور در گالری محسن برپا می شود.
نمایشگاه عکس رضا میلانی موزه هایی که نمیشناسیم نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین دختران روی پل رکورد شکست کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت

ادبیات

ده زن برتر ادبیات جهان

ادبیات جهان، امروزه شاهد حضور زنانی است که خالق شخصیت ها و داستان هایی جاودانی هستند. میراث هزاران ساله ای که مادربزرگان ما برای ما زنان به جا گذاشته اند اکنون بیش از هر زمان دیگری به شکوفایی رسیده است. در این مطلب با

فردا

" از فردا، از فردا روز دیگری دارم "، هر شب وقت خواب این كلمات را مثل دعایی بر زبان می آورد و به رختخواب گرم و نرمش می خزید و به رویاهایش سفر می كرد .
لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد احتمالا دو نفر بودیم هفتاد سال با شازده کوچولو شیاطین و فرشتگان