1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

پوران فرخزاد شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر صبح امروز، پنجشنبه ۹ دی (۲۹ دسامبر) در ۸۳ سالگی درگذشت . علت مرگ او ایست قلبی اعلام شده است.

طبق گزارش‎ها او از چند روز پیش در کما بود و در بخش مراقب‌های ویژه بیمارستان ایرانمهر تحت نظر مراقبت‌های پزشکی قرار داشت.

خانواده فرخزاد، خانواده شناخته شده‌ای در هنر و ادبیات ایران به شمار می‌آیند. پوران فرخ‌زاد متولد بهمن‌ماه سال ۱۳۱۲ بود. او خواهر بزرگتر فروغ فرخزاد، شاعر بود.

از پوران فرخزاد بیش از ۳۰ کتاب منتشر شده است؛ زندگینامه، آثاری پژوهشی در عرصه شعر و همچنین چند مجموعه داستان.

از جمله آثار او می‌توان به\'زن از کتیبه تا تاریخ اشاره کرد که در دو جلد منتشر شده و دانشنامه‌ای است از زنان فرهنگساز ایران و جهان.\'اوهام سرخ شقایق، گزیده‌ای از اشعار زنان جهان و نیمه‌های ناتمام  سیری در شعر زنان از رابعه تا فروغ.

در پس آینه \' و آتش و باد  از داستان‎های بلند او به شمار می‌روند.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هنر هفته دوم اسفند

مهمترین خبر هفته گذشته که نقل محافل است و همه جا را غرق شادی و خوشحالی کرده، خبر برنده شدن فیلم " جدایی نادر از سیمین" در بخش بهترین فیلم بین الملل جشنواره اسکار است. مرور این هفته با محوریت اخبار اسکار، خبرهای دیگری از هنر را نیز شامل می شود. با ما همراه باشید.

مروری بر هنر در هفته ای که گذشت

با عرض تبریک سال نو، مفتخریم که بار دیگر با همراهی شما عزیزان اخبار هنری هفته گذشته را مرور می کنیم. در سومین هفته فروردین ماه بر دنیای هنر چنین گذشت.
مرور هنر در هفته آخر مهر ماه مروری بر هنر در هفته آخر شهریور کریم باقری در اولین فیلم سه بعدی ایران بازی می کند! دنیای هنر در هفته سوم مهر فروشنده اصغر فرهادی اسکار گرفت

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
بادها برای ما می وزند نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

گرانترین آلبوم موسیقی جهان

نسخه امضا شده آلبوم قدیمی گروه مشهور راک اند رول بریتانیایی، بیتلها در یک حراجی در دالاس ایالات متحده آمریکا به مبلغ 290500 دلار آمریکا (چیزی بیش از یک میلیارد تومان به نرخ ارز بازار آزاد به فروش رسید. این نسخه منحصر بفرد شامل امضای کلیه چهار عضو این گروه افسانه ای موسیقی بود و در شرایط بسیار عالی نگهداری میشد. امضای همه هر چهار عضو شامل، جان لنون، پل مک کارتنی، جرج هریسون و رینگو استار در پوستر ضمیمه آلبوم بچشم میخورد. این آلبوم در سال 1967، تقریبا چهل و شش سال پیش خریداری شده است. نام خریدار این آلبوم عتیقه به دلایل امنیتی گزارش نشده است. یکی از کارشناسان موسیقی بیتلها گفته است که وی تاکنون چنین آلبوم اریجینالی که در شرایط ایده آل نگهداری شده باشد را ندیده است.  صاحب اولیه این البوم هیچوقت این آلبوم را گوش نکرده است و  ساعتها برای گرفتن چهار امضای اعضا پشت درهای محل کنسرتشان منتظر مانده است. گروه چهار نفره بیتلز در بین سالهای 1960 تا 1970 میلادی فعالیت نمودند و انقلابی در دنیای موسیقی آنزمان بوجود آوردند که پیامدهای آن تاکنون در صنعت موسیقی و سبک زندگی جوانان در سراسر دنیا ایجاد نمود. از مجموع آلبومهای منتشر شده این گروه تاکنون صدها میلیون نسخه در سراسر جهان بفروش رفته  که آنانرا در صدر پرفروشترین گروههای موسیقی در جهان قرار داده است. گروه بیتلها با جدایی خواننده اصلی آن جان لنون در سال 1970 از هم فرو پاشید، از این گروه اکنون تنها پل مک کارتنی است که همچنان به خواندن و ساخت موسیقی ادامه میدهد.

بازگشت خنیاگر

سهیل نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری در تهران روی صحنه می‌رود، خنیاگر محبوب دهه اخیر موسیقی ایران روز ۱۴ شهریور ماه در تهران روی صحنه می‌رود.نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری دوبار شهریور ماه در تهران با مخاطبانش ملاقات خواهد کرد. صمد طالقانی، مدیربرگزاری این کنسرت به موسیقی ما گفت: «در این کنسرت قطعاتی از سه آلبوم منتشر شده این هنرمند در کنار تعدادی از آثار شنیده نشده اجرا می‌شوند.»به گفته طالقانی ترجیج سهیل نفیسی و گروه برگزاری این است که اطلاعاتی بیش از این داده نشود. طالقانی همچنین توضیح داد که این اجرا مثل اجرای سال گذشته سهیل نفیسی بصورت انفرادی برگزار خواهد شد.سهیل نفیسی تابستان سال گذشته در تهران و رشت روی صحنه رفت و پس از آن هیچ خبری از فعالیت‌های او منتشر نشد تا اینکه امسال دوباره نیت به اجرای کنسرت کرده است. بسیاری از علاقمندان موسیقی در انتظار خبر آلبوم جدیدی از او هستند.علاقمندان می‌توانند برای تهیه بلیت از امروز به سایت تیوال (www. tiwall. com) مراجعه کنند.سهیل نفیسی موسیقیدان و خواننده در سال ۱۳۸۴ با انتشار آلبوم «ری را» در میان علاقمندان جدی موسیقی مطرح شد. نفیسی که بسیاری او را فرهاد زمانه ما می‌دانند، به واسطه انتخاب دقیقی که از اشعار دارد و شکل خاص آواز خواندنش به شانسون‌های فرانسوی هم تشبیه شده است، خوانندگانی که کلام را در حد کمال ادا می‌کنند. نفیسی ۶ سال بعد با آلبوم «ترانه‌های جنوب» بازگشتی درخشان به عرصه موسیقی داشت. آلبومی که بازخوانی ۹ قطعه از ابراهیم منصفی ملقب به رامی بود. این آلبوم نوازندگی به مدد مثال زدنی پویا محمودی در کنار سرودهای زیبای رامی و ترانه خوانی منحصر به فرد سهیل نفیسی، تبدیل به یکی از مهم‌ترین آلبوم‌های دهه اخیر ایران شد. دو سال بعد هم نفیسی آلبوم «چنگ و سرود» را منتشر کرد. آلبومی که پی‌تر سلیمانی‌پور در مسند نوازنده ساکسوفن، کلارینت، کنترباس و گیتار او را همراهی کرده بود. از آن زمان تاکنون هنوز اثر دیگری از نفیسی منتشر نشده است. نفیسی متولد سال ۱۳۴۶ است و در آستانه چهل سالگی اولین آلبوم را منتشر کرد ولی پختی در پس آن نشان می‌داد که در این سال‌ها مشغول به کار بوده. امروز در ۴۷ سالگی یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی ایران است که به انزوا و کم حرفی شناخته شده است. باید منتظر بود و دید که امسال سهیل نفیسی چگونه برای علاقمندانش خاطره سازی می‌کند.
كنسرت زمانه گروه كامكارها گروه کوبه ای هوران دریا دادور «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو بیست سال بدون معروفی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

نمایشگاه گروهی هنرمندان معاصر کشور با عنوان آفرینش 16 دی ماه در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو افتتاح شد و تا 27 دی ماه پذیرای علاقمندان خواهد بود.

گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود

ون‌گوگ، پیکاسو، نولده و مونک تنها برخی از هنرمندانی هستند که ۳۵ سال است در موزه هنرهای معاصر تهران مخفی شده‌اند. البته خودشان که نه، آثار هنری‌شان؛ شاهکارهایی که فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی که علاقه‌ی ویژه‌ای به هنر و آثار هنری داشت، در دهه‌ی ۷۰ میلادی خرید و به تهران آورد. ملکه پیشین برای نمایش آثاری بی‌مانند از هنر مدرن که حالا ایران صاحب آنها بود، دستور ساخت موزه‌ی هنرهای معاصر داد.موزه هنرهای معاصر یکی از موزه‌های شهر تهران است که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی (۱۹۷۷ میلادی) به معماری کامران دیبا ساخته شد.این موزه شامل مهم‌ترین و جامع‌ترین مجموعه هنر غربی در قارهٔ آسیا است. ایران در دهه‌ی ۷۰ میلادی و در بحبوحه‌ی بحران‌های اقتصادی، یکی از قدرتمندترین کشورهای خریدار هنر غربی به شمار می‌آمد. کامران دیبا در فیلم مستندی که چند سال پیش از گنجینه‌ی آثار هنری مدرن در تهران تهیه شد، گفت: «ما با اینکه تنها ۴ میلیون دلار داشتیم، می‌توانستیم چنین آثاری را خریداری کنیم.»اما عمر بالیدن این مجموعه کم نظیر در ایران کوتاه بود. هنوز چند وقتی از گشایش نمایشگاه نگذشته بود که انقلاب به وقوع پیوست. تابلوها به انبار موزه منتقل شدند.تابلوهایی که ارزش آنها تا ۳ میلیارد یورو تخمین زده می‌شود قرار است پس از ۳۵ سال بیرون بیایند و به زودی در موزه‌های مشهور غرب به نمایش گذاشته شوند. بنا بر گزارش "فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ"، نمایش این آثار ابتدا در لندن، سپس در پاریس و بعد در برلین خواهد بود. به نوشته این سایت آلمانی‌زبان، در فهرستی که موزه هنرهای معاصر منتشر کرده است، نام‌های هنرمندان مشهوری از اواخر قرن ۱۹ میلادی تا دهه‌ی ۷۰ میلادی به چشم می‌خورد که آثارشان در این مجموعه است: وان‌گوگ، پیکاسو، نولده، مونک، کاندینسکی، کله، شاگال، میرو، گوگن و بیکن. عکس جکسون پولاک نقاش معاصر آمریکایی
برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران سهراب سپهری رکورد شکست نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

ادبیات

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .

عشق افلاطونی

حدود ۲۴۰۰ سال پیش، فیلسوف معروف افلاطون، در کتابی با عنوان « سمپوزیوم» به شکل زیرکانه ایی تعریف های متعدد عشق را در کنار هم قرار داد. او ماجرایی را در یک پارتی مشروبخوری تصور کرد که در آن ۷ صاحبنظر معروف یونان جمع می شوند که بنوشند و موسیقی گوش دهند و هر کدام شان به نوبت در باره عشق نظر دهند.   افلاطون از این طریق، توانست  به شکل جذابی، نظرات فلسفی اش را به صورت گفتگوی ۷ متفکر یونانی که ترکیبی از شاعر، قاضی، فیلسوف، نمایشنامه نویس و یک فرمانده نظامی بوده اند شرح دهد. یکی از بامزه ترن بخش های این کتاب فلسفی، سخنرانی است که افلاطون برای یکی از شخصیت  های درون کتابش یعنی اریستوفان تنظیم کرده است. اریستوفان ضمن پوزش از جمع مهمانان، به آنها هشدار می دهد که تعریف او از عشق کمی عجیب و غریب است. او می گوید انسان اولیه مثل دوقلوهای به هم چسبیده ایی بودند با دو سر و چهار دست و چهار پا و بقیه اعضایی که دو بدن می توانند داشته باشند …  آنها موجودات قدرتمندی بودند که سوار درشکه های تیزتک می شدند و خلاصه اینکه توانمندی های شان، باعث وحشت خدایان نیز شده بود.. زئوس، خدای خدایان، احساس خوبی نسبت به این انسان اولیه نداشت و برای اینکه درس عبرت ابدی به آنها بدهد دستور می دهد آنها را دو شقه کنند. اما طوری که هر کدام شان قسمت بریده شده همدیگر را ببینند. تا یادشان بماند که هیچوقت نافرمانی نکنند. زئوس حتی تهدید کرده بود که بعدا حتما، با اولین بهانه ای که به دست بیاورد، انسان نصفه شده را دوباره دو تکه کند. اگر این اتفاق می افتاد انسانها ناگزیر می شدند روی یک پا، لی لی کنند. زئوس، البته بعدها دلش به رحم می آید و دستور می دهد اجزای بدن انسان دو شقه شده و بویژه آلت تناسلی شان در جای درست قرار بگیرد تا بتوانند با هم سکس داشته باشند و حیات شان ادامه یابد. اریستافون همه این تصور غیرعادی و کمابیش مضحک را شرح می دهد تا به تعریف عشق برسد. به نظر او، انسانها همواره به دنبال بخش زخم خورده که از بدن شان جدا شده خواهند بود. به تعبیری دقیقتر، انسان برای این عاشق می شود که نیمه جدا شده اش را بیابد. افلاطون با نوشتن این سخنرانی زیبا، در حقیقت نوعی از فلسفهِ روابط انسانی را عنوان می کند که ۲۴۰۰ سال بعد از او یعنی در دوره معاصر، تبدیل به  جستجوی زنان و مردان برای یافتن «نیمه گمشده» گشته است. این نیاز عاطفی بشر، همان نیمه مکمل ما است که با عنوان «عشق افلاطونی» نیز یاد می کنیم.  
دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها شوهر من میلاد مهدی (عج) مبارک باد