1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

سعدی را به زنجیر بسته بودند و مانند بردگان با او رفتار می‌کردند. آن‌ قدر وضعیت او و سایر بردگان اسفناک بود که دل هر تازه‌واردی را در شهر «طرابلس» (در لبنان امروزی) به درد می‌آورد. از همان شروع اسارت در سال 1227 میلادی توسط صلیبیون سعدی هفت سال عمرش را در همین وضعیت به سر ‌برد.

به گزارش ایسنا، ماهنامه «سرزمین‌ من» در ادامه نوشت: «گر چه در آن زمان همه‌ سرزمین‌های اسلامی به دست «صلاح‌الدین ایوبی» آزاد شده بود اما هنوز بخش‌های کوچکی در سواحل شرقی مدیترانه از جمله طرابلس طعم آزادی را نچشیده بودند. این سرزمین‌های کوچک هر کدام سهم سرداری صلیبی شده بودند تا روزنه‌ امیدی باشند برای فئودال‌ها در فتح دوباره‌ همه‌ی اراضی امپراتوری. قرعه‌ لبنان به «ریموند کنت تولوز» - فاتح بخش شمالی لبنان - رسیده بود. وقتی سربازان صلیبی شیخ مصلح‌الدین سعدی را با صدها اسیر مسلمان و یهودی از «عکا» - در سرزمین‌های اشغالی امروز - به آنجا بردند، ریموند که هنوز نتوانسته بود دژ طرابلس را که حصاری مستحکم داشت، به دست بیاورد، این بردگان را وادار کرد تا کار کندن خندق در بیرون استحکامات نظامی شهر طرابلس را انجام دهند. سعدی هم به کار کندن خندق مشغول شد. بگذارید کمی به عقب‌تر برویم و ببینیم سعدی چرا اسیر شده بود و اصلا در عکا چه می‌کرد؟

سعدی در باب دوم گلستان سعدی با نام «در اخلاق درویشان» این ماجرا را این‌ طور شرح می‌دهد: ماجرایی که الزاما به معنای روایت درست تاریخی نیست و حکایتی است از این شاعر و نویسنده‌ ایرانی. «از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم.» این‌ طور که معلوم است، او به سمت اورشلیم در حرکت بوده، چون بر اساس آخرین اخباری که از جنگ‌های صلیبی پیشین در ذهن داشت، تصور می‌کرد اورشلیم در دست مسلمانان باشد. ظاهراً سعدی نمی‌دانست که صلیبیون پیمان صلح «سن فرانچسکو ۱۲۲۱» را نقض کرده و دوباره به سرزمین‌های مقدس حمله کرده‌اند. آنها در جنگ ششم صلیبی بر بخش‌های زیادی از منطقه‌ اورشلیم، یعنی نواری بین اورشلیم و عکا حکومت می‌کردند و مسلمانان فقط «قبه‌الصخری» و مسجدالاقصی را در اختیار داشتند. سعدی بی‌خبر وارد متصرفات صلیبیون شده بود که توسط آنها به اسارت درآمد. در آن مقطع رسم بود که هر مسلمان و یهودی می‌توانست با پرداخت «سربها» افراد آزادشده‌ خود را به سرزمین‌های اسلامی برساند اما سعدی چون آه در بساط نداشت، ناچار بود مدت زمان مدیدی در خندق طرابلس برای لایروبی کار کند. البته مسلمانان توانگر هم به سرزمین‌های تحت تصرف صلیبیون می‌آمدند و مسلمانان اسیر شده را آزاد می‌کردند.

در سفرنامه‌ ناصرخسرو آمده: «از مراتب لطف و احسان خدای تعالی بر اسیران در این شهرهای فرنگی شام این است که هر یک از شاهان و دولتمندان مسلمان، خاتونان و توانگران در این صفحات شام بخشی از مال خود را به آزاد کردن اسیران مغربی اختصاص می‌دهد.»

یکی از همین توانگران مسلمان که از حاکمان حلب بود و از قضا سعدی را هم می‌شناخت، با دیدن او بسیار تعجب کرد. او سعدی را به ۱۰دینار فدیه خریداری و آزاد کرد و با خود به حلب برد و پیشنهاد داد که سعدی با دخترش ازدواج کند. شیخ شیراز نیز دختر حاکم حلب را که ۱۰۰دینار کابینش بود، به همسری برگزید. همسری که به تعبیر خود سعدی «بدخوی و ستیزه‌روی و نافرمان بود. زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغّص داشتن. باری زبان به تَعَنّت دراز کرده همی گفت: تو آن نیستی که پدر من تو را از فرنگ بازخرید؟»

سعدی هم جواب داده: «بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم بازخرید و به صد دینار به دست تو گرفتار کرد.» سعدی سرانجام راهی جز این نمی‌بیند که عطای این زندگی را به لقایش ببخشد و به شیراز بازگردد.»

عکس موضوعی و از ابیات عاشقانه استاد سخن زبان فارسی، سعدی می باشد

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر دنیای هنر

  در هفته ای که گذشت، خبرهای خوب فرهنگی به خبرهای بد می چربید. تئاترهای مختلف در اجراهای جدید روی صحنه رفتند، اتفاقات خوب سینمایی افتاد و حال کسانی که بد بود، بهتر شد. چه چیزی بهتر از این؟ * بی شک مهم ترین خبر این هفته، خبر رفع انحلال خانه سینما بود. بعد از ماه ها جنجال و خبرسازی و کشمکش و پس از اینکه اعضای خانه سینما، به دیوان عدالت اداری از ارشاد و حکم انحلال خانه سینما شکایت کردند، بالاخره حکم نهایی صادر شد و نقض انحلال خانه سینما عملی شد. به این ترتیب، اعضای خانه سینما دوباره به خانه شان برگشتند. آن هم درست در روز آزادسازی خرمشهر و با دیداری از جانبازان.   * از ابتدای این هفته، فیلم «شبکه» آخرین ساخته ایرج قادری به اکران درآمد. جالب اینکه در دو روز ابتدای اکران، این فیلم توانست 20 میلیون فروش کند که اگرچه فروش چندان چشمگیری نبود اما در فصل کم رمق فروش و در روزهایی که پرسیمرغ ترین فلم جشنواره فجر یعنی «روزهای زندگی» بعد از 12 روز به کندی به 100 میلیون فروش می رسد، رقم قابل توجهی است.   * در دنیای موسیقی، مهم ترین خبر، اتفاقی بود که به یک باره کل خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی را به خود مشغول کرد. کاوه یغمایی، پسر کورش یغمایی، چند ماهی است که به ایران برگشته و هفته آینده در یک نشست خبری قرار است از فعالیت های رسمی و مجازش در ایران بگوید. او می خواهد از آلبوم جدیدیش و اتفاقات آن حرف بزند.   * اصغر فرهادی همزمان با جشنواره کن اسامی بازیگران جدید فیلمش را اعلام کرد. این فیلم که تهیه کننده ای فرانسوی دارد و در این کشور ساخته می شود، با ماریون کوتیارد در ابتدا قرارداد بست. او که خودش یک بازیگر اسکاری است، امسال با فیلم «زنگار و استخوان» در کن حضور دارد. کوتیار در فیلم های مهمی مثل اینسپشن، بیگ فیش و نیمه شب در پاریس با کارگردان های بزرگی همکاری کرده است. از طرف دیگر طاهر رحیم، بازیگر مرد فیلم اصغر فرهادی خواهد بود. همچنین شنیده می شود که او در این فیلم یک بازیگر مرد میانسال ایرانی هم می خواهد که گویا با مانی حقیقی، مذاکراتی کرده است.   * در این هفته اعلام شد که آلبوم «روی دیگر» بهرام رادان، 7 خرداد رونمایی می شود. او در این آلبوم، دو قطعه کاملا انگلیسی دارد و کلیپ های عجیب و غریبی که واقعا دیدنی اند. * شنبه این هفته، بهاره رهنما تئاتر «این تابستان فراموشت کردم» را افتتاح کرد. تئاتری که بر اساس داستانی نوشته خودش، کارگردانی کرده است. در افتتاحیه این تئاتر، اهالی رسانه و همچنین چهره هایی مثل محراب و پیمان قاسم خانی، بهروز افخمی و ... حضور داشتند . در این تئاتر هدیه تهرانی با صدایش حضور دارد.   * رضا صادقی در این هفته اعلام کرد که 4 و 5 تیر، در تهران کنسرت خواهد داشت تا همه مشکی پوشان، خوشحال شوند.   * در این هفته فستیوال کن، به راه خود ادامه داد. یکشنبه، روز ایرانی فستیوال بود. روزی که فیلم «یک خانواده محترم» اکران شد و جالب اینکه از سوی منتقدان با استقبال زیادی روبرو شد. در همین هفته فیلم «مثل یک عاشق» کیارستمی اکران شد که با دو نگاه مختلف روبرو بود. عده ای این فیلم را خواب آور توصیف می کردند و عده ای آن را یکی از بهترین فیلم های کیارستمی. عباس کیارستمی در حاشیه نشست نقد و بررسی فلیمش، اعلام کرد که ایتالیا، میزبان فیلم بعدی او خواهد بود. در این میان فیلم «عشق» میشاییل هانکه، با استقبال خیلی زیادی روبرو شد. آنقدر که خیلی ها معتقد بودند این فیلم نخل طلای امسال را خواهد ربود. همچنین در حاشیه جشنواره کن، تارانتینو و دی کاپریو، در هتلی در شهر کن، از اهالی رسانه با یک شام پذیرایی و آنها را با فیلم «جانگوی رهاشده» بیشتر آشنا کردند.   * برای اولین بار احسان خواجه امیری و همسرش در این هفته در مصاحبه ای مطبوعاتی حرف های جالبی زدند. این مصاحبه در مجله «زندگی ایده آل» چاپ شد و همه توانستند بالاخره همسر احسان خواجه امیری و عروس استاد ایرج را ببینند. احسان و همسرش، لی لا، اعترافات خواندنی زیادی در این مصاحبه کردند.   * در این هفته، رضا داوودنژاد که عمل پیوند کبدش در شیراز را انجام داده بود، توانست راه برود و رو به بهبودی. همچنین در این هفته محسن امیریوسفی، کارگردان فیلم هایی چون «خواب تلخ» و «آتشکار» سکته مغزی کرد که او هم در روزهای پایانی هفته، رو به بهبود گذاشت.   * جکی چان اعلام کرد که دیگر با دنیای سینمای اکشن خداحافظی می کند و این بار می خواهد توانایی هایش را در عرصه درام، به رخ همه بکشد. این خبر، تا مدت ها خبر اول خبرگزاری های سینمایی بود.   * تئاتر «آمدیم نبودید، رفتیم» به کارگردانی رضا حداد، این هفته از صحنه خداحافظی کرد و البته یک رکورد از خود به جا گذاشت: «پرفروش ترین تئاتر ایران»؛ به گفته این کارگردان این تئاتر احتمالا مهرماه هم روی صحنه خواهد رفت. رضا حداد همچنین با هزینه شخصی سالن شماره سه ایرانشهر را بازسازی خواهد کرد.   * کمپانی والت‌دیزنی در این هفته اعلام کرد که قصد همکاری با «جانی دپ» را دارند. این کمپانی با تولید نسخه سینمایی مجموعه تلویزیونی موفق و دهه هفتاد میلادی به نام «استاکر شب»، ساخت فیلم در ژانر وحشت و دلهره را نیز تجربه می‌کند. جانی دپ به عنوان بازیگر با این پروژه سینمای ترسناک همکاری خواهد کرد و ادگار رایت سازنده چند فیلم ژانر سینمای وحشت، کارگردان آن خواهد بود. دپ در این فیلم در نقش کارل کولچاک یک روزنامه‌نگار اهل لاس‌وگاس ظاهر خواهد شد که به دنبال حل رمز و راز یک سری پرونده مرموز است. این تحقیقات او را وارد یک دنیای عجیب و غریب می‌کند که سرشار از زامبی‌ها، خون‌آشام‌ها، آدم‌های گرگ‌نما و حتی موجودات بیگانه فضایی است.   * دراین هفته اعلام شد که بلیط های فیلم «روزهای زندگی» به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر، نصف قیمت به فروش خواهد رسید. البته در خبرها ابتدا گفته شد این تغییر قیمت در سینماهای کل کشور است. اما بعد از آن اعلام شد که تنها در پردیس های سینمایی این اتفاق می افتد.

هنر در هفته ای که گذشت

انگار جنجالهای غیر هنری قرار نیست دست از سر جامعه هنری ایران بردارد، با هم نگاهی می اندازیم به مهمترین حوادث یک هفته گذشته در دنیای هنر. بنا به گزارش سینمانگار، فرج الله سلحشور که با چند نامه اخیرش بر ضد هنرمندان کشور خیلی بیشتر از مواقعی که کارگردانی می نمود مشهور شده این بار نیز در نامه ای خطاب به هنرمندان و بخصوص پگاه آهنگرانی (نمیدانیم چرا) تاخته و در دفاع از نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی  در نامه اش چنین آورده است: خوب با اربابان جشنواره ها نرد عشق می بازند و خوب تخم دو زرده می گذارند. پس باید هم از همه برتر، عزیزتر و والاتر باشند!! مردم می دیدند که انقلاب کرده اند تا ارزشها حاکم باشد، انقلاب کرده اند تا مومنین و پاکان و صالحان و شهدا و عرفان و علما و اساتید و دانشمندان و خدمتگزاران، الگوهای جامعه باشند. به عکس کسانی الگو شده اند که به هیچ یک از این ارزشها پایبند نیستند. مشتی خودخواه، شهرت طلب، دنیا دوست و وابسته به آن سوی مرزها شده اند بت جوانان و الگوی جامعه اسلامی، البته انگشت شمار نیروهای هنرمند متعهد و سالم سینما و تلویزیون را باید از این قاعده مستثنی کرد. اما این جزء محدود را هم نباید به کل تعمیم داد. خانم پگاه آهنگرانی و امثال ایشان باید می فهمیدند که روزی خواهد رسید که حتی مسئولین ارشاد و تلویزیون هم روی دفاع از آنان را نخواهند داشت. چرا که اهالی سینما و تلویزیون جایی برای حمایت و دفاع نگذاشته اند. از مسئولین ارشاد و تلویزیون خطای حمایت از این جریان غلط و آلوده را یک جا به اجبار متوقف خواهند کرد. آنجاست که مردم در برابر سینما و تلویزیون خواهند ایستاد. آنجاست که نیروی انتظامی که تاکنون امنیت گروه های فیلم و سریال ساز را تامین می کرده، از آنان روی گردانده، خود در برابر آنان خواهد ایستاد. چرا که  نیروی انتظامی همانگونه که مسئول مبارزه با ناامنی و شرارت و بی قانونی است. مسئول مبارزه با بی حیایی و پرده دری و شکستن خط قرمزها و مسئول حفاظت از ارزش هاست. فیلمبرداری فیلم سینمایی «محمد(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی با پایان فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به مکه در زمان تولد پیامبر(ص) به نیمه رسید. پس از این مرحله، با پایان عملیات اسکن لیزر شهر مکه که برای بخش جلوه‌های ویژه صحنه‌های فرار مردم پس از خبر حمله ابرهه مورد نیاز است بازسازی مکه و ساخت و ساز کعبه جدید برای فیلمبرداری صحنه‌های پایانی فیلم آغاز شد. فیلمبرداری این فیلم با صحنه‌های وفات مادر رسول اکرم اسلام، در روستای ابواء، روستایی که پیامبر (ص) در بازگشت از سفر مدینه مادر بزرگوارشان را در آن روستا از دست می‌دهند و فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به دوران شیرخوارگی و خردسالی در روستای سعدیه ادامه پیدا خواهد کرد. پس از اکران نسخ جدیدی از کارتونهای کلاسیک، دیگر داستان مشهور کلاسیک دنیا والت دیزنی اعلام نمود که فیلم جدیدی بر اساس داستان مشهور زیبای خفته را تهیه خواهد نمود. در این فیلم که آنجلینا جولی نقش ملکه شرور داستان را بازی خواهد نمود رابرت استرومبرگ کارگردان تازه کار بعهده خواهد داشت و فیلم بصورت سه بعدی در بهار سال 2014 اکران خواهد شد. در حالیکه وضعیت مالی سینمای ایران تعریف چندانی ندارد ساخته جدید رضا عطاران با عنوان (خوابم می آد) توانسته با جذب مخاطب تکانی به گیشه سرد این روزهای سینما بدهد. رضا عطاران که با اولین تجربه کارگردانی اش موفق شد سیمرغ بلورین سی امین جشنواره بین اللمللی فیلم فجر را در بخش نگاه نو کسب نماید با فیلم جدیدش در 2 روز اول موفق شده است بیش از 70 میلیون تومان درآمد کسب نماید. در فیلم خوابم میآد رضا عطاران، اکبر عبدی، ویشکا آسایش، سروش صحت و مریلا زارعی حضور دارند. به گزارش سایت موسیقی ما در آخرین شب اجرای ارکستر مجلسی ارمنستان، چکناواریان اجراهای متفاوتی را از موسیقی ملل با همراهی سولیست ایرانی، رهبری می‌کند. کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان که از ۱۹ خرداد در تالار وحدت به اجرای برنامه پرداخته بود، پس از ۱۲ شب، روز جمعه دوم تیرماه ۱۳۹۱ به کار خود پایان خواهد داد.  در آخرین شب اجرای کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که با حضور سفیران کشورهای عضو اکو برگزار خواهد شد، چکناواریان اجراهای متفاوتی را از موسیقی ملل با همراهی سولیست ایرانی، رهبری خواهد کرد.  این برنامه که به همت مؤسسه فرهنگی اکو و سفارش بنیاد فرهنگی و هنری رودکی به صحنه رفته است، از ۱۹ خردادماه آغاز شده بود و تا ۲ تیرماه سال جاری ساعت ۲۱ شب به مدت ۱۲۰ دقیقه در تالار وحدت برپا می‌شود.
جرم آخر بهار آمد شخصیت همجنسگرای «دیو و دلبر»؛ شاید روسیه فیلم را تحریم کند مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه 50 قرار اول مروری هنر در هفته دوم آذر

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه بادها برای ما می وزند "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

مطالب تصادفی

موسیقی

محسن یگانه در برج میلاد

باز هم می خواهیم سری بزنیم به سن ستاره باران سالن همایش های برج میلاد. دیشب محسن یگانه بعد از اجرای هشت کنسرت کار خود را به پایان رساند. آخرین سانس از کنسرت های او با حضور همسر وی اجرا شد.

۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور

خولیو ایگلسیاس خودش را "مهم‌ترین هنرمند دنیای لاتین" می‌نامد. او تا کنون بیش از ۲۶۰۰ گواهی‌نامه طلا و پلاتین فروش موسیقی دریافت کرده و بیش از ۵ هزار کنسرت در سراسر دنیا اجرا کرده است. این خواننده، ترانه‌سرا و گیتاریست اسپانیایی بنا بر روایت کتاب رکورد گینس پرفروش‌ترین هنرمند تمام دوران بوده است. خولیو ایگلسیاس ترانه‌هایی را در این سال‌ها نوشته و خوانده است که هر کدام تا مدتها ورد زبان‌ها بوده‌اند. دست تقدیر خولیو ایگلسیاس ۲۳ سپتامبر (1 مهر) سال ۱۹۴۳ در شهر مادرید متولد شد. او در دوران نوجوانی در تیم جوانان رئال مادرید در دروازه می‌ایستاد و تصمیم داشت روزی فوتبالیست حرفه‌ای شود. توانمندی‌اش در محافظت از دروازه نیز دلیلی بود که بسیاری را نسبت به آینده وی خوشبین‌ساخته بود. اما یک سانحه رانندگی درست در روز تولد ۲۰ سالگی‌اش و صدمه دیدن طناب نخاعی، تمام رؤیاهایش را برای حضور در زمین حرفه‌ای فوتبال نقش بر آب ساخت. پس از انجام یک عمل جراحی چندین ساعته و فرو رفتن در کما، او در حالی بار دیگر چشمانش را به روی والدینش گشود که یک سمت بدنش فلج شده بود. خولیو ایگلسیاس نشستن بر روی صندلی چرخدار را مصرانه رد کرد و به کمک پدرش که یک سال مرخصی گرفته بود، توانایی راه رفتن را بازیافت. او در مدت ۲۰ ماهی که در بیمارستان بستری بود، وقتش را با شنیدن موسیقی، سرودن شعر، یادگیری نواختن گیتار و آواز سپری کرد. خولیو پس از مرخص شدن از بیمارستان مدتی را برای بازیافت سلامتی در سواحل اسپانیا گذراند. پس از آن والدینش برای ادامه تحصیل در رشته حقوق او را به دانشگاه کمبریج فرستادند. در سال ۱۹۶۸ پدر خولیو ایگلسیاس با وقفه تحصیلی او به مدت یک سال موافقت کرد زیرا خولیو قصد داشت تا در این مدت شانسش را به عنوان خواننده و نوازنده بیازماید. این وقفه یکساله اما ۳۳ سال به طول انجامید. با این همه او در سال ۲۰۰۱ تحصیلش در رشته حقوق را به پایان رساند. در تمام این سال‌ها خولیو ایگلسیاس به عنوان یک حقوقدان و وکیل جزئیات قراردادهایش را مطالعه و امضا کرده است. پس از انتشار چندین آلبوم موفق و پرفروش در اواخر دهه ۷۰ میلادی، شهرت خولیو ایگلسیاس مرزهای آمریکا را نیز در نوردید. ترانه‌های عاشقانه و پر احساس او که گرمای مردمان سرزمین‌های جنوبی را در خود جای داده، تا به امروز مخاطبان را شیفته خود می‌کند. خولیو ایگلسیاس بیش از ۳۰۰ میلیون آلبوم در جهان فروخته است. او در سال ۲۰۰۳ آلبوم "طلاق" را روانه بازار کرد که در عرض چند روز بیش از ۳۵۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت. این آلبوم در اسپانیا، پرتغال، فرانسه، ایتالیا و روسیه در صدر جدول ترانه‌های برتر نشست. در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس در مسابقه آواز یورویژن شرکت کرد که در نهایت به مقام چهارمی رسید. ترانه‌ای که او در این مسابقه اجرا کرد به ترانه شماره یک کشورهای اسپانیایی زبان تبدیل شد. در آن زمان خولیو تصمیم گرفت تا ترانه‌هایی را به زبان‌‌های دیگر از جمله آلمانی نیز اجرا کند. فرانک سیناترای اسپانیایی خولیو ایگلسیاس بخش عمده شهرتش را از ترانه‌های عاشقانه‌ای کسب کرد که به زبان انگلیسی و اسپانیایی خوانده است. او در کنار اجراهای انفرادی، بارها با خوانندگان نامدار دیگر نظیر دایانا راس و استیوی واندر به روی صحنه‌ رفت که این دوئت‌ها با استقبال چشمگیر مخاطبان روبرو شدند. ترانه "My Love" با اجرای خولیو ایگلسیاس و استیوی واندر در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس با ایزابل پریسل آراستریا، روزنامه‌نگار و دختر یک دپیلمات فیلیپینی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج که ۸ سال بیشتر دوام نیافت، سه فرزند به نام‌های شابلی، خولیو ژوزه و انریکه هستند. انریکه ایگلسیاس نیز سال‌ها بعد جا پای پدر گذاشت و با فروش چند میلیون نسخه از آلبوم‌هایش به خواننده‌ای سرشناس تبدیل شد. خولیو ایگلسیاس اوایل دهه ۹۰ میلادی با زنی هلندی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج نیز پنج فرزند بوده است. در سال ۱۹۹۳ او همراه با فرانک سیناترا ترانه "باد تابستانی" را اجرا کرد؛ ترانه‌ای که بعدها برای ایگلسیاس لقب "فرانک سیناترای اسپانیایی" را به همراه آورد. این ستاره اسپانیایی دستی هم در فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه داشته است. در سال ۱۹۸۸ او ۳۰ کنسرت خیریه به نفع سازمان یونیسف برای کمک به کودکان فقیر برگزار کرد. یک سال بعد از آن نیز به عنوان سفیر ویژه این سازمان معرفی شد. در سال ۱۹۸۵ خولیو ایگلسیاس صاحب یک ستاره در بلوار معروف " Walk of Fame " در هالیوود شد. این خواننده نامدار اسپانیایی تاکنون موفق به دریافت جوایز مهم دنیای موسیقی شده و بسیاری او را به عنوان محبوب‌ترین هنرمند دنیای لاتین معرفی می‌کنند. روز ۲۳ سپتامبر امسال خولیو اگلسیاس به باشگاه هفتاد ساله‌ها پیوست.
راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت قوالی تو را تا خدا می برد گرانترین آلبوم موسیقی جهان

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نقاشی های واقعی

بعضی از نقاشی های آورده شده در این مطلب آنقدر واقعی به نظر می رسند که باورتان نمی شود که نقاشی اند و شخصی با استعداد خالق آن ها بوده است. در زیر از آثار شگفت انگیز از هنرمندان خوا

پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری

گالری سین، این بار با نمایشگاه نقاشی سروش دبیری به نام پنجره ها پذیرای شما علاقه مندان خواهد بود. افتتاحیه این نمایشگاه، روز جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر خواهد بود. این نمایشگاه تا تاریخ 11 دی ماه، از ساعت 3 تا 7 عصر ادامه خواهد داشت.
امیر آقایی در گالری سیحون نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش عکسهای بی نظیر از ایران زیبا نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

ادبیات

وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد

سیمین دانشور ، داستان‌نویس و مترجم که 18 اسفند 90 درگذشت، نخستین زن ایرانی بود که به شکل حرفه ای داستان نوشت. او متولد 8 اردیبهشت 1300 بود و با «سووشون» یکی از بهترین آثار داستانی ایران را خلق کرد. رمانی که نثر ساده اش و زبان خواندنی اش، باعث شد به زبان های مختلف ترجمه شود. حالا وصیت نامه او منتشر شده است. نگاهی به این وصیت نامه و قلم او حتی در این نوشته بیندازید. این وصیت نامه را خانواده اش در اختیار رسانه ها قرار داده اند: به‌نام خدا 7 مرداد 1385 وصیت‌نامه سیمین دانشور با وصایت خانم لیلی ریاحی اینجانب سیمین دانشور فرزند دكتر محمدعلی ـ شماره شناسنامه 46625 ـ صادره از شیراز متولد 1300 در شیراز ـ فرزندخوانده و خواهرزاده‌ام، خانم لیلی ریاحی فرزند احمد ـ دارای شناسنامه شماره 768 صادره از اصفهان حوزه یك متولد سال 1327 را وصی خود قرار می‌دهم كه پس از مرگم ترتیب قرارداد كتاب‌ها و ترجمه‌هایم و ترجمه‌های خارج از كشورم را به عهده بگیرد، و در عوض ثلث از كل اموالم را دریافت دارد. الف - كتاب‌ها و یا ترجمه‌هایی كه كرده‌ام و ناشرانم به قرار زیر است: خانم ریاحی می‌تواند به اتكای این وصیت‌نامه قرارداد با ناشرانم را لغو یا تمدید نماید و وجوه حاصله از فروش كتاب‌ها را دریافت دارد 1- نوشته‌ها یا تألیفات: شهری چون بهشت ـ سووشون ـ به كی سلام كنم؟ ـ جزیره سرگردانی ـ ساربان سرگردان (جلد دوم جزیره سرگردانی) 2- ترجمه: كمدی انسانی ـ داغ ننگ ـ بنال وطن 3- تالیف: شناخت و تحسین هنر نه كتاب فوق از انتشارات خوارزمی (مدیر عامل علیرضا حیدری) می‌باشد. 4- دشمنان ترجمه از چخوف نشر نگاه (مدیرعامل رئیس‌دانا) 5- از پرنده‌های مهاجر بپرس (نشر قطره، مدیرعامل فیاضی)، باغ آلبالو (ترجمه از چخوف) ایضا نشر قطره 6- همراه آفتاب (نشر امیركبیر كه اینك در اختیار انتشارات دولتی است) 7- آتش خاموش ـ راز موفق زیستن ـ بئاتریس ـ ماه عسل آفتابی كتاب‌های فوق قرارداد تازه‌ای پس از چاپ اول بسته نشده است. ب- 1- پول نقد در بانك صادرات ایران ـ تجریش 2- دو میلیون تومان سپرده ثابت در بانك ملی ایران شعبه تجریش توأم با دفترچه ثبت حاصل از سپرده (مدارك در فایل خاكستری در كتابخانه موجود است) لیلی خانم وصی من طبق این وصیت‌نامه و اختیاردار چاپ آثارم می‌تواند با وراث دیگر ثلث اثاث خانه و لباس‌هایم را مالك شود. سیمین دانشور

نامه های عاشقانه فروغ

فرزانه میلانی، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی و مطالعات زنان در دانشگاه ویرجینیا که چند دهه بر زندگی و آثار فروغ تحقیق و پژوهش کرده در چهار جلسه متوالی از بیستم تا بیست و چهارم اکتبر در سالن خلیلی دانشکده مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن، سواس لندن درباره کتاب جدیدش سخنرانی کرد. کتاب جدید خانم میلانی که قبلا هم بر زندگی و آثار سیمین بهبهانی و طاهره قرة‌العین دو شاعر پیشرو زن ایرانی تحقیق کرده، زندگینامه ادبی فروغ فرخزاد است به همراه ۱۵ نامه منتشر نشده به ابراهیم گلستان، ۹ نامه به پدرش، شش نامه دیگر به افراد دیگر و چند کارت پستال. نامه ها را در کتاب به خط فروغ می بینیم. قبل از اینکه خانم میلانی به لندن بیاید یکی از این نامه ها را در اختیار رضا شکراللهی، پژوهشگر زبان فارسی و نویسنده وبلاگ خوابگرد گذاشت. انتشار این نامه بحثهای زیادی ایجاد کرد. \'\'قربان بند کفش‌هایت بروم \'\' زرد است؟ نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به شاهی (ابراهیم گلستان) موضوع واکنشهای کاربران شبکه های اجتماعی شد، اعم از کسانی که فروغ و گلستان را دوست داشتند یا نداشتند. فروغ در بخشی از این نامه نوشته: \"شاهی‌جانم، باید برایم دعا کنی. قربان لب‌های عزیزت بروم. قربان چشم‌های عزیزت بروم. قربان بند کفش‌هایت بروم. چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم...\" علاوه بر اینکه بخشهای مختلفی از این نامه بازنشر شد، عده زیادی ماجرای حریم خصوصی را پیش کشیدند و گفتند انتشار نامه های خصوصی فروغ به عشقش غیر اخلاقی است و به شناخت فروغ کمکی نمی کند . برخی پا را فراتر گذاشتند و این نامه و بازنشرش را زرد یا عامه‌پسند دانستند و حتی گفتند که ما اگر خودمان را جای فروغ بگذاریم اصلا دوست نداریم که بعد از مرگمان نامه های عاشقانه مان منتشر شود. در برابر این افراد کسانی بودند که با این نظرات مخالف بودند و این قیاس را مع‌الفارق می دانستند. آنها می گفتند مقایسه آدم های عادی با فروغ و ابراهیم گلستان که هر دو از بزرگان فرهنگ و ادب معاصر هستند اشتباه است و حریم خصوصی در این مورد بی معناست. برخی به ابراهیم گلستان خرده گرفتند که چرا نامه های فروغ را در اختیار خانم میلانی گذاشته و نامه های خودش را منتشر نکرده است. فروغ نه اولین است نه آخرین انتشار نامه شخصیتهای ادبی در دنیا رسمی است شناخته شده است. فرانتس کافکا که نامه های زیادی از او به نامزدش، دوستانش و پدرش منتشر شده، جایی خطاب به دوستش ماکس برود نوشته: \"ماکس عزیز مرا ببخش که امشب نتوانستم به دیدنت بیایم. من بسیار ناامید شده ام و نمی توانم خودم را تغییر دهم. سردرد شدید گرفته ام. دندان هایم دارند زرد و فاسد می شوند و ریش تراشم کند شده است. مرا ببخش ولی دیگر نمی توانم به دیدنت بیایم.\" این چند خط شاید مثالی است بر همان که عده ای حریم شخصی افراد می دانند برخی دیگر هم معتقدند حتی اگر حاوی اطلاعاتی باشد که از نظر برخی کم اهمیت است می تواند موجب روشن شدن ایعاد مختلف زندگی آدمی شود که برای ادبیات بسیار مهم است. نامه های سیمون دوبوار نویسنده فرانسوی به ژان پل سارتر و نلسون آلگرن که هر دو از نویسندگان سرشناس هستند و نامه های سارتر به دوبوار همه و همه در قالب چندین کتاب منتشر شده اند. از ادبیات و ادبای معروف جهانی که بگذریم انتشار نامه های شخصی در دنیای ادبیات ایران هم بی‌سابقه نیست. نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد در قالب سه کتاب تدوین شده است، دست اندرکاران می گویند ذکر جزییات دقیق در این نامه ها از چای خوردن و غذا پختن گرفته تا چگونگی استحمام و نظافت و تصویری که از واقعیت ارایه می دهند این نامه ها را به سندهای بی مانندی درباره این دو نفر تبدیل کرده است. نامه های عاشقانه احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان، اخیرا در کتابی با نام \"مثل خون در رگهای من\" منتشر شد. کتاب دیگری هم چاپ شد با مقدمه آیدا حاوی نامه های شاملو به پسرش. همین اواخر نیز احمد کیارستمی نامه ای از پدرش منتشر کرد که در شبکه های اجتماعی با استقبال مواجه شد. اما چرا انتشار این نامه ها اعتراض خیلی ها از جمله پوران فرخزاد، خواهر فروغ را برانگیخت؟ بعد از انتشار این نامه و بحثی که پیرامون آن در گرفت ابراهیم گلستان در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه ابتکار اعلام کرد که این نامه ها را که سند تاریخی محسوب می شوند، خودش در اختیار خانم میلانی قرار داده است. به نظر او \"وقتی دو نفر مورد توجه اشخاص قرار می‌گیرند هیچ نوع حریم خصوصی ندارند. حریم خصوصی به خاطر ترسی است که اشخاص از چیزهایی که می فهمند یا نمی‌فهمند، دارند؛ برای آدمی که آزاده است و فکر می‌کند، حریم خصوصی مهم نیست. حریم خصوصی برای هیچ کس وجود ندارد و هر کسی هر چه بخواهد می‌گوید و از روی همین چیزهاست که تمدن یک دوره‌ای ایجاد می‌شود.\" پوران فرخزاد هم بعد از آن در گفتگو با تابناک گفت که فرزانه میلانی را می‌شناسد، او \"شخص محترمی\" است اما در انتشار نامه‌های فروغ \"انگیزه کاسبکارانه\" می‌بیند. خانم فرخزاد در این گفتگو گفت: \"وقتی قصد انجام چنین عملی داریم، باید از خودمان بپرسیم آیا قشنگ است و دوست داریم در آینده زندگی خصوصی و اسرار زندگی‌مان را این گونه و آن هم بدون رضایت خانواده‌مان منتشر کنند؟ به نظرم کنار زدن پرده‌ها زیبا نیست.\" حالا خیلی‌ها می‌پرسند، آیا در مورد شخصی مانند فروغ لازم است پرده ها برخی حقایق را از دید سایرین پنهان کنند؟ در نهایت پژوهشگران چرا و بر اساس کدام اصول باید چه تصویر شسته‌رفته‌ای با چه مشخصاتی به مردم ارایه کنند؟ پوران فرخزاد می‌گوید که اصل، شعر فروغ است و زندگی او در حاشیه است. به گواه حدود چهل سال تحقیقی که فرزانه میلانی بر زندگی و آثار فروغ فرخزاد انجام داده زندگی شخصی و عشقی فروغ از آثاری که خلق کرده جدا نیست. مرز میان روزمرگی و هنر فرزانه میلانی مصایبی که فروغ در زندگیش تحمل کرده را بر می‌شمارد و می گوید که عشق او به ابراهیم گلستان تاثیر بسزایی در غنای شعر او داشته است. او شعر فروغ را در حوزه احساسات زنانه در ادبیات معاصر ایران بی‌بدیل می‌داند. میلانی فروغ را زنی می‌داند که در پیکری زنانه و ادبیاتی مرد محور محبوس بوده، زنی که بسیار بیش از اینها که خوانده‌ایم و شنیده‌ایم از خانواده و جامعه اطرافش آسیب دیده است. او بعد از مشورت با روانپزشکان و تحلیل شرایط زندگی و وضعیت روحی فروغ به این نتیجه رسیده که او احتمالا دچار اختلال دوقطبی یا بای‌پولار بوده است. به گفته متخصصان افسردگی شدید از علایم جدی این بیماری است و شدت آن کم و زیاد می‌شود تا جاییکه خانواده بیمار ممکن است تصور کنند بیماری ریشه کن شده، از آن سو هم ممکن است آنقدر شدید شود که ممکن است نیاز به بستری کردن بیمار باشد. فروغ که در بیمارستان روانی بستری شده بود، به گفته خانم میلانی بدون بیهوشی با شوک الکتریکی تحت درمان قرار گرفت. عشق در شعر فروغ ریشه در بیقراری و ناآرامی و سرکشی غریبی دارد و روح ناآرام و مدام در جستجو و تنهای فروغ به گفته خانم میلانی با رسیدن به ابراهیم گلستان انگار کنار او ماوا می‌گیرد. صاف و ساده و بی‌حاشیه در نامه‌ دیگری به او می‌نویسد: \"قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادیت بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم، حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست، کافیست که بتوانم اعتماد کنم، بتوانم بایستم، بتوانم باشم، کافیست که صدایم کنی، بگویی فروغ! و من به دنیا بیایم و درختها و آفتاب و گنجشکها با من به دنیا بیایند. دوستت دارم و دلم تاب تحمل این همه عشق را ندارد. دلم از سینه‌ام بزرگتر می‌شود. دلم مرا به بی‌قراری می‌کشاند.\" خانم میلانی می گوید در این پانزده نامه‌ای که تازه در کتابی منتشر کرده فروغ پنجاه و نه بار از \"قربانت بروم\" استفاده کرده و پنجاه و چهار بار از \"دوستت دارم\". فروغ به دلیل سنت شکنی ها و نوع زندگی و طلاق و نوع مرگش، به دلیل معاشرتهایش، به دلیل متفاوت بودنش و \"عشق ممنوعه اش\" نسبت به ابراهیم گلستان همواره مورد توجه بوده و برای بسیاری جذابیت داشته است. تحقیقات و مطالعات چند ده ساله خانم میلانی اما یاد ما می‌آورد که این سمبل جذاب سرکشی شعر معاصر روی دیگری هم دارد. آنچه فروغ خلق کرده حاصل زخمهایی است که خورده و تلخی و تنهایی و غربتی که تحمل کرده تا در سی دو سالگی طوری برود که نامش در ادبیات فارسی ایران ماندگار شود. فروغ را نمی توان از شعر فارسی حذف کرد فروغ بر اساس نتایج تحقیقات،مطالعات و آنچه از نوشته های خودش به جامانده در خانه آزار بسیار دید، در جمع تکفیر شد. اشعارش در ایران سانسور شد و از نخستین مجموعه شاعران ایران و جهان حذف شد. اما با این وجود نامش هنوز یادآور \"اسارت\" است و \"عصیان\". هنوز بسیاری از زنان در ایران، افغانستان و تاجیکستان، خودشان را \"زنی تنها\" می دانند \"در آستانه فصلی سرد\". هنوز نام فروغ، عاشقانه هایش و نامه هایش آنچنانکه این روزها شاهدیم سکون فکری و قضاوتهای درست و نادرست و استنتاجها را به گونه‌ای دستخوش تلاطم می کند که بیراه نیست اگر بخواهیم بدانیم اگر او به مرگ زودهنگام نمرده بود، واقعا هم اکنون چه می کرد و چه جایگاهی داشت. خانم میلانی می‌گوید فروغ که حالا بیش از هر شاعر فارسی زبان معاصر در فراسوی مرزهای ایران شناخته شده است، در یک روز سرد زمستانی درست مثل تولدش و روز تنها ازدواجش و همانطور که خودش پیش بینی کرده بود رفت.  
گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست شازده کوچولو شعری از رهی 20 سفرنامه معاصر ایرانی جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه