برخی از خوانندگان، کتاب‌های خودیاری را با تردید می‌خوانند، یا از روی عدم اعتقاد به آن‌ها از کنارشان می‌گذرند. در حالی که با مشکلات مختلف دست و پنجه نرم می‌کنید و از عقب­‌گردهای خود در زندگی سرخورده‌اید، حرف‌های امیدبخش و انرژی مثبت نویسندگان کتاب‌های پرفروش خودیاری، نصایح بی‌ثمری به نظر می‌آید. اما، نویسندگانی مانند ریچل‌هالیس، مخاطبان کمی ندارند. یکی از کتاب‌های پرفروش وی در سال ۹۷ بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته است و برای ۴۶ هفته در فهرست کتاب‌های پرمخاطب نیویورک تایمز بود.

 خوانندگان کتاب «خودت باش دختر!»، احساس می‌کنند که در مقاطعی از زندگی خود به حرف‌های این نویسنده ریزنقش پرانگیزه نیاز دارند. تیلور فیرمن، یک منشی ساده در ایالت آلاباما، در مورد این نویسنده محبوب خود به واشنگتن پست گفت که «ریچل را دوست دارد، چون سرگذشت و مشکلات خود را، و درباره چیزهایی که در مواقع دشوار زندگی به وی کمک کردند، حکایت می‌کند».

مخاطبان او، صداقت و معمولی بودنش را دوست دارند.‌ هالیس بارها در اینستاگرامش عکس‌های روتوش نشده خود را با بیکینی در ساحل، گذاشته است که چین و چروک‌های پس از تولد فرزندش، بر پوست شکمش پیداست. او در حالی این کار را می‌کند که اینستاگرام چهره‌های مشهور و نویسندگان پرفروش، پر است از عکس‌های یک زندگی بی‌عیب و نقص، که البته بعداً خبر خودکشی، افسردگی و اعتیاد برخی از آنان را هم می‌خوانید.‌ 

هالیس به خوبی می‌داند که مخاطبانش زنان معمولی‌اند و از جایگاه یک انسان کامل، نمی‌تواند با آنان ارتباط برقرار کند. برای همین، می‌گوید که «من یک آدم معمولی­ هستم که هر روزمی‌بینید... اگر عکس‌های زیبایی [در وبسایت خود] دارم و در باره‌ام طور دیگر فکر می‌کنید، باید روراست بگویم خواهر من! در هیچ کاری موفق بی‌عیب و نقص نیستم... و شاید باورت نشود، همیشه گند می‌زنم».

هالیس، بار سنگینِ داشتن یک زندگی بی‌عیب و نقص را برای زنان و دخترانی که در جامعه، خانواده و شبکه‌های اجتماعی زیر فشار هستند، درک می‌کند. زندگی آنان در اینستاگرام و اسنپ‌­چت، پر از عکس‌های دستکاری شده و روتوش شده‌ است.‌هالیس آنان را تشویق می‌کند که عیب‌ها و اشتباهاتشان را در زندگی بپذیرند و برای تغییر خود، بلندپرواز، با برنامه و مصمم باشند: «اگر زندگی‌ای بهتر از آنچه در آن متولد شده بودم می‌خواستم، ساختنش بستگی به خودم داشت.»

هالیس پس از پایان دبیرستان، در کمپانی تولید فیلم میرامکس به عنوان دستیار کار پیدا کرد. او دختر یک کشیش بود و از یک خانواده مذهبی از همه گسیخته می‌آمد که وقتی چهارده ساله بود، برادر بزرگش خود را کشت. کتاب وی که برای دختران و زنان نوشته شده است، مملو از شکست‌ها و دردهایش است. او در آنجا به بررسی دروغ‌هایی می‌پردازد که زنان و دختران معمولاً در مورد خود می‌پذیرند و در اثر آن، دچار اضطراب همیشگی و ناامنی درونی می‌شوند. با آن که نویسنده موفق و پرفروشی است، در کتابش به مخاطبان خود اعتراف می‌کند که بارها احساس کرده است که به اندازه کافی خوب نیست، شخصیت و ارزش خود را بر اساس وزنش سنجیده است، و برای فرزندانش مادر خوبی نبوده است.

پیام مرکزی کتاب، منتقدان کمی ندارد. به اعتقاد آنان،‌ هالیس بیش از حد بار مسئولیت را به عهده زنان می‌اندازد. او به مخاطبان خود می‌گوید که نهایتاً «تو و فقط خود تو مسئول آدمی هستی که می‌شوی، و همچنین، مسئول میزان شادی و رضایتی هستی که از زندگی داری.» 

حالا شما که این روزها در خیابان‌های تهران و کابل و بغداد قدم می‌زنید، و به دلیل قطع اینترنت کار و بارتان تعطیل است و نگران دوستان و خانواده‌تان هستید، وقتی این پیام را می‌شنوید، چه احساسی دارید؟ وقتی که در فرودگاه، محل کار، پاسگاه پلیس و...، به خاطر زن بودن خود مورد تبعیض قرار می‌گیرید، چطور می‌توانید به تنهایی مسئول پیشرفت و رضایت خود از زندگی باشید؟

کتلین، یکی از خوانندگان این کتاب، در سایت معروف کتاب‌خوانی «گودریدز» نوشت که این کتاب «برای زنانِ مرفهِ سفیدِ فاقدِ دغدغه است. به من گفتند که این کتاب «الهام بخش» است... اما تنها زنان ثروتمند می‌توانند به دیگران بگویند که «کنترل زندگی خود را به دست بگیرید. این کتاب پر است از خودستایی‌های به ظاهر فروتنانه که وقتی شوهر پولدار داشته باشید، و بر روی فرش قرمز قدم بگذارید، می‌توانید از این حرف‌ها بزنید!»

اصولاً، مشکل تمام کتاب‌های خودیاری در این است که فارغ از موقعیت، شرایط و جایگاه اجتماعی و اقتصادی مخاطبان، از آنان انتظار برداشتن گام‌های بلند برای رسیدن به یک زندگی موفق، دارند. اما، این را نباید فراموش کرد که نکته مثبت در این نوع کتاب‌ها، گوشزد کردن ارزش مسئولیت‌پذیری و تلاش برای تغییر وضعیت موجود است که در عالمی از افسردگی و بدبینی، ناممکن به نظر می‌آید. افراد برای تغییر وضعیت در سطوح فردی و اجتماعی، نیازمند امید و برنامه‌ریزی برای مقاومت و تغییرند.

ریچل‌هالیس به منتقدان خود می‌گوید: «خودم یک نمونه زنده و واقعی از کسی هستم که تصمیم گرفت از دل سختی‌های گذشته‌اش بیرون بیاید و پیشرفت کند... دنیا پر است از آدم‌هایی که شرایطی سخت‌تر از من و شما داشته‌اند، اما هر روز بیدار می‌شوند و برای زندگی کردن تلاش می‌کنند.»

برای تغییر وضعیت فردی، هالیس تغییر دیدگاه را مهم می‌داند. مثلاً، موضوع «وزن مناسب» یک دغدغه دست و پاگیر، به ویژه در میان زنان است. او به زنان توصیه می‌کند که به موضوع وزن، نه از منظر ارزش و خواستنی بودن، بلکه برای اهمیت سلامت، ارزش قائل شوند: «این وزن آدم نیست که بیانگر شخصیتش است، بلکه توجه و اهمیتی که به بدن‌مان می‌دهیم، نشانه شخصیت‌مان است.»

مشخصات کتاب: خودت باش دختر!، ریچل‌هالیس، مترجم هدیه جامعی، نشر کتاب کوله پشتی،