1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

" از فردا، از فردا روز دیگری دارم "، هر شب وقت خواب این كلمات را مثل دعایی بر زبان می آورد و به رختخواب گرم و نرمش می خزید و به رویاهایش سفر می كرد .

از فردا روز دیگری دارم. صبح به كتابخانه می روم. كمی فلسفه می خوانم، كمی تاریخ، كمی هم نقد. بعد می نویسم؛ آرام، بی صدا. آنقدر كه باریك شوم، به نازكی خط آبی روان نویسم. اصلا كتابخانه مرا به شوق می آورد اما اول باید تكلیفم را با این رییس یكدنده روشن كنم ..."

از آخرین باری كه قلم به دست گرفت چهار سالی می گذشت. آخرین داستان كوتاهش كه به تازگی در ماهنامه یی چاپ شد ، فقط ناامیدترش می كرد .

چهار سال هر چه بود میز اداره بود ، عصرهای پر خمیازه ، غرولند اطرافیان و خواستگاران سمج و بدخلقی های او .

غروب ها اما اغلب در خانه می ماند. در اتاق كوچكش روی زمین زانو به بغل می نشست. بی توجه به كتابهای دور و برش به سقف خیره می ماند تا شب از پنجره به اتاق بریزد و او آنقدر در تاریكی بماند كه خواب چشمانش را پر كند و باز به رختخواب برود. و گاهی از رختخواب بیرون بیاید. چند خطی بنویسد اما خیلی زود چشمانش خسته شوند و دوباره دراز بكشد و پلك بر هم بگذارد و به رویا برود؛ برود تا به پیری برسد و به مرگ.

عصرهای تابستان، بام ها و بالكن های سفید، سایه ی وهمناك درختان را به خود می گرفتند و خیابان كم عرض پشت اداره مثل همیشه تمیز و خلوت بود. حجله ی یكی از بچه های محل با همه ی چراغهای پلاستیكی و گلهای شمعدانی ، هیچ زائری نداشت.

با ناامیدی پشت میز كارش می نشست تا مثل خیلی وقتها سفیدی ها را بخواند اما صدای دكتر ترقی كه از ته راهرو می آمد، فرصت نمی داد :

در اعلامیه ی شماره ی ده این مطلب را تذكر داده ام. هیئت دولت سابق هم مستحضر است. از بی بی سی هم خوانده شد، بدون جا افتادن حتا یك واو. آدم به عشق همین چیزهاست كه...

اتومبیل دو در دكتر جای سالمی نداشت و هر صبح توی همین خیابان، پشت به شمعدانیها و چراغهای پلاستیكی ، پایین پنجره ی اتاق كارش پارك می شد. هر وقت نگاهش به چشمهای تنگ و دهان گشاد دكتر می افتاد كه در حین گرم كردن نان، آشپزخانه را پر از شعار می كرد، دچار رعشه می شد و ناچار به اتاقش پناه می برد. و آنقدر پشت پنجره می ایستاد و به آسمانی كه دم دستش بود خیره می ماند تا باز طرحهای نیمه تمامی را كه ماهها در كشوی میزش مانده اند بیرون بیاورد و نگاه كند و با خودش بگوید:
" از فردا ... "و بعد نوشته ها را در كشوی میز بیندازد. پرونده یی را باز كند و مشغول ترجمه شود: پشت به ابرهایی كه قاب پنجره را پُر و خالی می كنند ؛ تا غروب.

شب تن خسته اش را به خانه ببرد. مانتو و مقنعه اش را به چوب رختی همیشگی بیاویزد ، جلوی آینه كمدش بایستد . موهای خوابیده و كم پشتش را شانه بزند و خودش را برانداز كند : " هنوز جوانم."

بعد هم ضبط را روشن كند و برقصد و برقصد تا سرحال شود و به آشپزخانه برود. شام سرپاییش را بخورد و رختخوابش را آماده كند. كتابهای روی میزش را یكی یكی بردارد. گردشان را با فوت بگیرد و باز سرجایشان بگذارد و به رختخواب گرم و نرمش بخزد و برود به رویا.

"از فردا ، از فردا روز دیگری دارم. صبح به كتابخانه ، كمی فلسفه ، كمی تاریخ ، می نویسم ، باریك ، محو ، آبی ، آبی ، یكدنده ، یكدنده ... یكدنده"

از مجموعه داستانهای درایستگاه بعدی مرضیه محمدپور

دیدگاه‌ها  

0 # سحر 1390-07-18 18:02
به به یه قصه فوق العاده دیگه از این نویسنده گذاشتین ممنون از لادیز و ممنون از خانم محمد پور .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهرزاد 1390-07-18 18:03
حال و هوای این قصه رو کاملا درک می کنم. انگار همه مون منتظر یه فردایی هستیم کمه بیاد و ما همه چیزو عوض کنیم. خیلی عالی بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الهه 1390-07-18 18:34
آخ که اگه این فردا برسه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گل رز 1390-07-19 14:40
الهه جون این فردا تا زمانی که ما نخواهیم نمی رسه. این ما هستیم که با تغییر و تحولات رو توی زندگیمون ایجاد کنیم. از همین الان یه یا علی بگو و این تغییرات رو شروع کن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-07-19 15:56
akhe ma mikhaym in taghirato shuru konim!ku enerzhi!ku asabbb!ku delkhoshi!ufffffffffffffffffffffffffff

ag mishe vasam doa konin!plz
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سوگند 1390-07-20 18:15
عاشق داستان شدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سوخته دل 1390-08-09 05:50
یه خواهش:::::::::::::::
همینجور الکی عاشق هر چی نشو.عشق برات عادی میشه.
عشق واقعیت هم تو همین عاشق شدنهات گمممممممممممم میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ایکاش... 1390-08-09 05:52
ایوا روم سیا.اشکم میا.
بات موافقم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهین 1390-08-09 05:53
عشق کلمه مقدسه
عاشق شدن هم یه باره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهناز 1390-07-22 12:52
داستان هنوز منو ه سمت خودش جذب نکرده !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # amine 1390-07-23 13:52
منو یاده فیلم بر باد رفته انداخت زمانی که اسکارلت گفت " فردا روزی دیگر خواهد بود" آآخی.. دلم خواست
کسی دیده این فیلمو؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-07-24 03:36
are man chandin bar filmesho didam!kheyli khoshkele vaghean filmesh adam az didanesh sir nemishe!in jomlam jomleye marufesh bud farda ruze digeiye farda behesh fekr mikonam...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مسعود 1390-07-25 14:25
متن زیبایی بود. خانم محمد پور بسیار زیبا نوشتید. ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # narges 1390-08-03 18:35
اره امینه جان باهات موافقم....اخ که چه قد دلم هوای خونون دوباره و صدباره برباد رفته رو کرده....
این روزا مدام به خودم وعده ی فردای دیگه ای رو میدم...یه فردایی که شاید اونجوری باشه که واقعا میخوام...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-08-04 11:23
واقعا مسخره مي نويسين
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # safura 1390-08-07 21:47
داستان جالبی بودبانظرگل رزموافقم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-08 01:49
داستان خوبی بود اما واسه اونایی که روحیشون به این داستان وانثال این داستان بخوره قرار نیست ما مثل این نویسنده از صبح تا شب فقط به کارمون برسیمو وقتیم برگشتیم تو یه اتاق تاریک شروع به نوشتن مطالبی که واقعا باعث افسردگی بعضی از افراد ضعیفن نفس میشه رو بنویسیم ما باید کمی هم به اطرافیانمون یا اصلا به دنیا و آخرتمو توجه کنیم و همه چیز رو تو رویاهامون نذاریم درسته فردایی هست اما اگه خودمون بخوایم و بخاطرش تلاش کنیم نه اینکه از صبح تا شب یه مشت مطالب بی اساس که هیچ فایده ای جز کسل تر کردن مارو ندارن بنویسیم پس باید دست به کار شیم تا فردایی برسه .......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک 1390-08-12 18:20
مرسی خیلی زیبا بود وبلاگم سر بزنید
www.manoashk.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-13 19:36
منم چندوقته همین حالو دارم.تا میام یه کم شیطونی کنم همه برمیگردن میگن زشته تو دیگه دختر بزرگی شدی.منم میرم تو خودم وباز همه میگن چیه باز اخلاقت سگی شده.همین باعث یکنواختی شدن زندگیم شده....خیلی مسخرست....واقعا ما از زندگی چی میخوایم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

خاوير باردم، پنه‌لوپه كروز و بردپيت در کنار هم

حضور برد پیت در فیلم "مشاور" که اقتباسی از رمان"کورمک مک کارتی" است قطعی شد و فیلمبرداری آن به زودی آغاز می‌شود. این فیلم را "ریدلی اسکات" کارگردانی می‌کند و فیلمنامه آن توسط نویسنده رمان برنده "پولیتزر" یعنی "کورمک مک کارتی" به رشته تحریر درآمده است. رمان " پیرمردها سرزمینی ندارند" از دیگر آثار مهم کارتی است که چند سال پیش توسط برادران کوئن اقتباس شد و توانست جوایز زیادی، از جمله اسکار بهترین فیلمنامه  را دریافت کند. "مشاور" درباره وکیلی است که با یک کارتل مواد مخدر درگیر می‌شود. اسکات از اکشن سازهای شناخته شده هالیوودی است که آثاری چون "هانیبال"، "رابین هود" و "سال خوب" را دارد. در این فیلم پر ستاره بازیگران دیگری چون "خاویر باردم"، "پنه لوپه کروز" و "کامرون دیاز" نیز حضور خواهند داشت.

هنر در هفته گذشته

اما هنر در هفته گذشته بیشتر شاهد خبرهای جنجالی عمدا غیر هنری در عرصه هنری کشور در هفته گذشته بودیم. خبر اول مربوط به شرایط نیروی انتظامی برای دادن مجوز پخش فوتبال جام ملتها ی در سینماهای  کشور بود که چنان شرایطی گذاشتند که عموم از خیرش گذشتند و پردیس سینمایی نیز بدلیل فروش بلیط به خانمها  برای مدتی تعطیل شد. در همین حین کنسرت یکی از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ کشور نیز بدلیل بدحجابی شرکت کنندگان لغو  و جمعی از افراد بد حجاب بازداشت گردیدند.
مروری بر هنر در هفته دوم مرداد مرور هنر در هفته آخر مهر ماه هنر در هفته سوم آبان ماه مروری بر دنیای هنر پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی بادها برای ما می وزند چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

کونچیتا وورست، خواننده تراجنسی اتریشی، با ترانه "همچون ققنوس برخیز" در پنجاه و نهمین دوره از مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن مقام اول را به دست آورد. کپنهاگ، پایتخت دانمارک، میزبان برگزاری یوروویژن ۲۰۱۴ بود. مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن که پنجاه و نهمین دوره از آن شامگاه شنبه (۱۰ مه) در کپنهاگ برگزار شد، از سنتی دیرینه برخوردار است و از جمله محبوب‌ترین و پرهیجان‌ترین مسابقات موسیقی در سطح اروپا محسوب می‌شود. برنده‌ی این دوره از یوروویژن کونچیتا وورست، ستاره و خواننده تراجنسی اتریشی بود. این دومین بار است که اتریشی‌ها توانسته‌اند در این مسابقه ترانه‌خوانی اول شوند. نخستین پیروزی اتریشی‌ها به سال ۱۹۶۶ میلادی و ترانه‌ی "سپاس عزیزم" برمی‌گردد که اودو یورگنز خوانندگی آن را برعهده داشت. ترانه کونچیتا که "همچون ققنوس برخیز" نام داشت، با ۲۹۰ امتیاز رقیبان اصلی خود از هلند و سوئد را با اقتدار پشت سر گذاشت و رتبه اول را به خود اختصاص داد. این ترانه به ترانه‌های متن فیلم‌های جیمز باند، مامور ۰۰۷ بی‌شباهت نبود. کونچیتا وورست ۲۵ ساله که صدایی زنانه و ریشی آراسته دارد، پس از این موفقیت هق‌هق‌کنان گفت: "من این شب را به تمامی کسانی تقدیم می‌کنم که به صلح و آزادی باور دارند. ما با یکدیگر متحدیم.» نمایندگان هلند و سوئد با ۲۳۸ و ۲۱۸ امتیاز به ترتیب در مقام‌های دوم و سوم جای گرفتند. نماینده‌ی ارمنستان مقام چهارم و آلمان مقام هجدهم را کسب کرد. برندگان یوروویژن را با رای شهروندان کشورهای شرکت‌کننده به یکدیگر مشخص می‌شود؛ روندی که در آن مسایلی چون همسایگی و سیاست نیز می‌توانند نقش بازی کنند.

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند   دو نفر از اهالی موسیقی که هر دو دلبستگی خاصی به سینما دارند، قرار است با هم همکاری کنند. رضا یزدانی و کارن هامیونفر، هر دو با اینکه از اهالی موسیقی به شمار می روند اما سابقه سینمایی هم دارند. کارن همایونفر که موسیقی های زیادی برای فیلم های خوب سینمای ایران ساخته و از طرفی در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» رضا کاهانی هم بازی کرده. رضا یزدانی هم که هم سابقه بازیگری در فیلم ها را دارد و هم خوانندگی برای سینما. حالا این دو نفر قصد دارند آلبومی مشترک را منتشر کنند. رضا یزدانی، خارج از سیر معمول فعالیت‌های موسیقایی‌اش، آلبوم متفاوتی را با کارن‌همایونفر در حال کار کردن است: «در حال حاضر دو آلبوم را در دست ساخت دارم که اولی در ادامه‌ آلبوم‌های قبلی‌ام و با گروه خودم است و دومی آلبومی ا‌ست که قرار است با آهنگسازی کارن همایونفر منتشر کنم». او در این مرود همچنین گفته است: «در حال حاضر روی این آلبوم و همکاری‌ با همایونفر معطوف شده‌ام و با این حساب، انتشار آلبوم دیگرم، به تعویق خواهد افتاد. آنچنانکه فکر می‌کنم آلبوم من با همایونفر تا اواسط سال جاری منتشر شود و آلبوم دیگرم پایان سال جاری یا نیمه‌ نخست سال آتی روانه‌ بازار شود». به گفته این خواننده آلبوم جدیدش گویا فضایی کاملا متفاوت از آلبوم‌های قبلی خواهد داشت: «این آلبوم حالتی کلاسیک خواهد داشت. ۵ قطعه از این آلبوم که از قبل ساخته شده بود، با تدوین جدید در آلبوم قرار خواهد گرفت و ۷ قطعه‌ جدید، با اشعار و ترانه‌های جدید نیز به این آلبوم اضافه خواهد شد. در این ۵ قطعه، قطعه‌ «مرگ تدریجی یک رویا» و قطعه‌ «تهران؛ طهران» با تدوینی تازه در آلبوم جای می‌گیرد و ۳ قطعه‌ دیگر نیز قطعاتی هستند که قبلا برای فیلم‌ها مختلف ساخته شده بود ولی از آن‌ها استفاده نشده است. قطعات جدید هم از لحاظ آهنگ، وکال و تنظیم، کاملا متفاوت هستند و از چند شعر سپید و ترانه‌هایی با موضوع و فضاهای تازه استفاده شده است». ,
اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد پشت ستاره ها/ لاله پورکریم حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند دریا دادور

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

کیارش یعقوبی در گالری سیحون نمایشگاه نقاشی خط ابداع را افتتاح کرد.

هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟

در طول تاریخ، شاید تا همین صد سال قبل، هنر همیشه متعلق به طبقه مرفه جامعه بود.تنها ثروتمندان -که دغدغه اصلی‌شان نان شب نبود- می‌توانستند بهای لذت‌بردن از هنر را بپردازند. در اواسط قرن بیستم، هنر مدرن به شورش علیه این خاص بودن هنر برخاست و ادعا کرد که باید فاصله بین هنر، هنرمند و جامعه باید از میان برداشته شود. اما حالا تکنولوژی و اینترنت برای نخستین  بار ابزار این طغیان را در اختیار عام، هنرمند و مردم عادی، قرار داده است. سایت آرتسی (Artsy) مجموعه کم‌نظیری از عالم هنر در اینترنت است. چه شما هنرمند باشید، چه صاحب گالری، چه معلم هنر و چه دانشجوی آن، و حتی اگر به سادگی بخواهید برای دیوار خانه‌تان یک اثر هنری بخرید، سایت آرتسی، منبع خوبی برای همه اینهاست. این شرکت نوپا که در سال ۲۰۰۹ و در شهر نیویورک آغاز به کار کرده و حالا سرمایه‌اش از پنجاه میلیون دلار هم بیشتر است، شعارش «در دسترس قرار دادن هنر برای هر کسی که به اینترنت دسترستی داشته باشد» است. این سایت بیش از ۲۵۰ هزار اثر هنری متعلق به بیش از ۴۰ هزار هنرمند قدیمی و معاصر را در خود ذخیره دارد. شما هم می‌توانید از حراج‌های هنری، آثار آماده فروش آشنا شوید هم زندگینامه هنرمندان قدیمی و معاصر را مطالعه کنید و هم در خصوص تاریخ هنر در این سایت بیاموزید. اتفاقی که در بسیاری از کلان‌شهرهای جهان در حال افتادن است،‌ ایجاد طبقه جدیدی از مصرف‌کنندگان هنر است که لزوما همه تاریخ‌هنردان نیستند، جامعه هنری منطقه خود را نمی‌شناسند و با گالری‌داران هم سر و سری ندارند، اما به فرهنگ علاقه‌مندند و از نظر مالی هم توانایی گردآوری آثار هنری را دارند. دو شرکت نوپا- که باز هم هر دو در نیویورک پا گرفته‌اند- به کمک این قشر خاص- و اغلب جوان- آمده‌اند. در ازای پرداخت مبلغی ماهانه، شما می‌توانید آثار هنری را کرایه و یا خریداری کنید. یکی از این دو شرکت، آپرایز آرت (Uprise Art) است که در آن پولی که شما به عنوان مبلغ ماهانه می‌پردازید، از مبلغ نهایی خرید شما کم می‌شود (یعنی شما در نهایت باید آن اثر هنری را ابتیاع کنید)‌و دیگری آرتسیکل(Artcicle) است که در آن شما می‌توانید چند اثر هنری را اجاره کنید و ببینید آیا آنها به دیوار خانه‌تان می‌آیند یا نه! اگر تصمیم به خرید گرفتید، پول آن را باید جدا از مبلغ عضویت ماهانه‌تان بپردازید! هر دو شرکت با استقبال خوبی از طرف قشر جوان و علاقه‌مند به فرهنگ نیویورک رو به رو شده‌اند. ونگو (Vango Art) سایت دیگری است که در آن شما می‌توانید آثار هنری را بدون دخالت واسطه از خود هنرمند خریداری کنید. قیمت‌های سایت ونگو -به نسبت آثار هنری که در گالری‌ها می‌بینید- بسیار ارزان است. موسسان این شرکت می‌گویند که آنها از یک طرف می‌دیدند که دلشان می‌خواهد برای خودشان آثار هنری اصیل بخرند، اما قیمت‌ها بسیار گران و سرسام آور بودند و از طرفی در دور و بر خودشان هنرمندانی را می‌دیدند که چون گالری‌دارها به سراغشان نمی‌رفتند همیشه فقیر و بی‌مشتری بودند. این طور شد که چند جوان اهل کامپیوتر این شرکت را در سال ۲۰۱۴ راه‌اندازی کردند. شرکتی که در کمتر از یک سال، مشتریان زیادی را در اقصی نقاط جهان به هنرمندان گمنام متصل کرده است. یک بازار مجازی برای هنر واقعی! و در نهایت، سایت آرت کورگی (Art Corgi)، به شما این امکان را می‌دهد که یک هنرمند را استخدام کنید تا پروژه‌ای را برای شما انجام دهد! فرض کنید تولد دوستتان است و شما می‌خواهید هدیه ویژه‌ای به او بدهید! مثلا عکسش را نقاشی کنید یا از تصاویری که از او و خودتان دارید یک کلاژ هنری درست کنید یا یکی از تصاویری خیالی که او همیشه از آن تعریف می‌کند را به روی بوم نقاشی بیاورید! اما متاسفانه همه ما این قدر هنرمند نیستیم یا وقتش را نداریم که این کارها را انجام دهیم!‌ آرت کورگی به ما این امکان را می‌دهد که بین هنرمندان مختلف و استایل‌های متفاوت یکی را انتخاب کنیم و طرح مورد نظر را سفارش دهیم!  دنا میری
نقاشی های واقعی نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " نگارخانه سین – گشایش نمایشگاه عکس رضا میلانی فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد

ادبیات

روز ملی عطار

فريد الدين محمد عطار، در كدكن نيشابور متولد شد و در همان شهر محل تولدش وفات یافت. تاريخ تولد و وفات عطار چنان با افسانه آمیخته شده که تاریخ دقیقی از آن در دست نیست. اما آنچه بطور قاطع می توان گفت آن است که وی در در طول قرن ششم می زیسته و تاريخ وفاتش نیز با حمله مغولان به نيشابور همزمان بوده است. آنچه تاریخ می گوید حاکی از آن است که عطار به دست مغولان کشته شده است. پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده و بسیار هم در این كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده كه معروفترین آن این است كه:"روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد." عطار، در شعر و ادبیات وامدار سنايي و مولوی است. هرچند عطار چه در نظم و چه در نثر استادانه سخنوری کرده است اما عمده شهرت عطار بخاطر آمیختگی عرفان با اشعار و نوشته های اوست. تذكرة‏الاولياء که گنجینه بزرگ نثر فارسی است، داستان زندگی صد عارف بزرگ است که با قلمی شیوا و ساده نگاشته شده است. منظومه‏هاي عطار نیز شامل الهي نامه، اسرار نامه ، منطق الطير، مصيبت نامه، مختارنامه و ديوان است. ديوان عطار شامل مجموعه غزليات، قصايد و ترجيعات اوست و مختارنامه حاوي رباعيات وي مي‏باشد. بجز اسرارنامه سه مثنوي الهي نامه، مصيبت نامه و منطق الطير داراي روايت داستاني واحدي است كه با مجموعه حكايات و تمثيل هاي فراوان همراه است.. هرچند تاریخ اشاره مستقیمی به خانواده عطار نمی کند اما به احتمال قوی وی همسر و فرزندانی داشته ،وی در آثارش با دیدی بسیار مثبت به زن می نگرد؛. زنان آثار عطار، رسالت هاي چندگانه‏اي را ايفا مي‏كنند. زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگي، زن مظهر پارسايي و توكل، زن مظهر زهد و پرهيزكاري و زن مظهر خردمندي وی مقام مادر خود را بسیار بالا برده و در وصق وی چنین سروده است: اگر چه رابعه صد تهمتن بود وليكن ثانبه اين نيك زن بود چنان پشتم قوي داشت آن ضعيفه كه ملك شرع را روي خليفه نبود او زن كه مرد معنوي بود سحرگاهان دعاي او قوي بود در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده كه او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یك سرباز مغول به شهادت رسیده كه شیخ بهاءالدین در كتاب معروف خود كشكول این واقعه را چنین تعریف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشیری توسط یكی از مغولان بر دوش شیخ خورد كه شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست كه مرگش نزدیك است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:  در كوی تو رسم سرفرازی این است  مستان تو را كمینه بازی این است  با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید كه تو را بنده نوازی این است مقبره شیخ عطار در نزدیكی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.

افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها

قرنهاست كه توده های مردم با افسانه ها زندگی كرده اند و هنوز هم با وجود پیشرفت فن و تكنیك از علاقه شان به شنیدن و یا خواندن افسانه ها كم نشده است.
شوهر من کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! خسته از زنان پخمه و مردان رذل گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست عشق افلاطونی