1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

" از فردا، از فردا روز دیگری دارم "، هر شب وقت خواب این كلمات را مثل دعایی بر زبان می آورد و به رختخواب گرم و نرمش می خزید و به رویاهایش سفر می كرد .

از فردا روز دیگری دارم. صبح به كتابخانه می روم. كمی فلسفه می خوانم، كمی تاریخ، كمی هم نقد. بعد می نویسم؛ آرام، بی صدا. آنقدر كه باریك شوم، به نازكی خط آبی روان نویسم. اصلا كتابخانه مرا به شوق می آورد اما اول باید تكلیفم را با این رییس یكدنده روشن كنم ..."

از آخرین باری كه قلم به دست گرفت چهار سالی می گذشت. آخرین داستان كوتاهش كه به تازگی در ماهنامه یی چاپ شد ، فقط ناامیدترش می كرد .

چهار سال هر چه بود میز اداره بود ، عصرهای پر خمیازه ، غرولند اطرافیان و خواستگاران سمج و بدخلقی های او .

غروب ها اما اغلب در خانه می ماند. در اتاق كوچكش روی زمین زانو به بغل می نشست. بی توجه به كتابهای دور و برش به سقف خیره می ماند تا شب از پنجره به اتاق بریزد و او آنقدر در تاریكی بماند كه خواب چشمانش را پر كند و باز به رختخواب برود. و گاهی از رختخواب بیرون بیاید. چند خطی بنویسد اما خیلی زود چشمانش خسته شوند و دوباره دراز بكشد و پلك بر هم بگذارد و به رویا برود؛ برود تا به پیری برسد و به مرگ.

عصرهای تابستان، بام ها و بالكن های سفید، سایه ی وهمناك درختان را به خود می گرفتند و خیابان كم عرض پشت اداره مثل همیشه تمیز و خلوت بود. حجله ی یكی از بچه های محل با همه ی چراغهای پلاستیكی و گلهای شمعدانی ، هیچ زائری نداشت.

با ناامیدی پشت میز كارش می نشست تا مثل خیلی وقتها سفیدی ها را بخواند اما صدای دكتر ترقی كه از ته راهرو می آمد، فرصت نمی داد :

در اعلامیه ی شماره ی ده این مطلب را تذكر داده ام. هیئت دولت سابق هم مستحضر است. از بی بی سی هم خوانده شد، بدون جا افتادن حتا یك واو. آدم به عشق همین چیزهاست كه...

اتومبیل دو در دكتر جای سالمی نداشت و هر صبح توی همین خیابان، پشت به شمعدانیها و چراغهای پلاستیكی ، پایین پنجره ی اتاق كارش پارك می شد. هر وقت نگاهش به چشمهای تنگ و دهان گشاد دكتر می افتاد كه در حین گرم كردن نان، آشپزخانه را پر از شعار می كرد، دچار رعشه می شد و ناچار به اتاقش پناه می برد. و آنقدر پشت پنجره می ایستاد و به آسمانی كه دم دستش بود خیره می ماند تا باز طرحهای نیمه تمامی را كه ماهها در كشوی میزش مانده اند بیرون بیاورد و نگاه كند و با خودش بگوید:
" از فردا ... "و بعد نوشته ها را در كشوی میز بیندازد. پرونده یی را باز كند و مشغول ترجمه شود: پشت به ابرهایی كه قاب پنجره را پُر و خالی می كنند ؛ تا غروب.

شب تن خسته اش را به خانه ببرد. مانتو و مقنعه اش را به چوب رختی همیشگی بیاویزد ، جلوی آینه كمدش بایستد . موهای خوابیده و كم پشتش را شانه بزند و خودش را برانداز كند : " هنوز جوانم."

بعد هم ضبط را روشن كند و برقصد و برقصد تا سرحال شود و به آشپزخانه برود. شام سرپاییش را بخورد و رختخوابش را آماده كند. كتابهای روی میزش را یكی یكی بردارد. گردشان را با فوت بگیرد و باز سرجایشان بگذارد و به رختخواب گرم و نرمش بخزد و برود به رویا.

"از فردا ، از فردا روز دیگری دارم. صبح به كتابخانه ، كمی فلسفه ، كمی تاریخ ، می نویسم ، باریك ، محو ، آبی ، آبی ، یكدنده ، یكدنده ... یكدنده"

از مجموعه داستانهای درایستگاه بعدی مرضیه محمدپور

دیدگاه‌ها  

0 # سحر 1390-07-18 18:02
به به یه قصه فوق العاده دیگه از این نویسنده گذاشتین ممنون از لادیز و ممنون از خانم محمد پور .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهرزاد 1390-07-18 18:03
حال و هوای این قصه رو کاملا درک می کنم. انگار همه مون منتظر یه فردایی هستیم کمه بیاد و ما همه چیزو عوض کنیم. خیلی عالی بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الهه 1390-07-18 18:34
آخ که اگه این فردا برسه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گل رز 1390-07-19 14:40
الهه جون این فردا تا زمانی که ما نخواهیم نمی رسه. این ما هستیم که با تغییر و تحولات رو توی زندگیمون ایجاد کنیم. از همین الان یه یا علی بگو و این تغییرات رو شروع کن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-07-19 15:56
akhe ma mikhaym in taghirato shuru konim!ku enerzhi!ku asabbb!ku delkhoshi!ufffffffffffffffffffffffffff

ag mishe vasam doa konin!plz
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سوگند 1390-07-20 18:15
عاشق داستان شدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سوخته دل 1390-08-09 05:50
یه خواهش:::::::::::::::
همینجور الکی عاشق هر چی نشو.عشق برات عادی میشه.
عشق واقعیت هم تو همین عاشق شدنهات گمممممممممممم میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ایکاش... 1390-08-09 05:52
ایوا روم سیا.اشکم میا.
بات موافقم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهین 1390-08-09 05:53
عشق کلمه مقدسه
عاشق شدن هم یه باره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهناز 1390-07-22 12:52
داستان هنوز منو ه سمت خودش جذب نکرده !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # amine 1390-07-23 13:52
منو یاده فیلم بر باد رفته انداخت زمانی که اسکارلت گفت " فردا روزی دیگر خواهد بود" آآخی.. دلم خواست
کسی دیده این فیلمو؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-07-24 03:36
are man chandin bar filmesho didam!kheyli khoshkele vaghean filmesh adam az didanesh sir nemishe!in jomlam jomleye marufesh bud farda ruze digeiye farda behesh fekr mikonam...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مسعود 1390-07-25 14:25
متن زیبایی بود. خانم محمد پور بسیار زیبا نوشتید. ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # narges 1390-08-03 18:35
اره امینه جان باهات موافقم....اخ که چه قد دلم هوای خونون دوباره و صدباره برباد رفته رو کرده....
این روزا مدام به خودم وعده ی فردای دیگه ای رو میدم...یه فردایی که شاید اونجوری باشه که واقعا میخوام...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-08-04 11:23
واقعا مسخره مي نويسين
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # safura 1390-08-07 21:47
داستان جالبی بودبانظرگل رزموافقم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-08 01:49
داستان خوبی بود اما واسه اونایی که روحیشون به این داستان وانثال این داستان بخوره قرار نیست ما مثل این نویسنده از صبح تا شب فقط به کارمون برسیمو وقتیم برگشتیم تو یه اتاق تاریک شروع به نوشتن مطالبی که واقعا باعث افسردگی بعضی از افراد ضعیفن نفس میشه رو بنویسیم ما باید کمی هم به اطرافیانمون یا اصلا به دنیا و آخرتمو توجه کنیم و همه چیز رو تو رویاهامون نذاریم درسته فردایی هست اما اگه خودمون بخوایم و بخاطرش تلاش کنیم نه اینکه از صبح تا شب یه مشت مطالب بی اساس که هیچ فایده ای جز کسل تر کردن مارو ندارن بنویسیم پس باید دست به کار شیم تا فردایی برسه .......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک 1390-08-12 18:20
مرسی خیلی زیبا بود وبلاگم سر بزنید
www.manoashk.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-13 19:36
منم چندوقته همین حالو دارم.تا میام یه کم شیطونی کنم همه برمیگردن میگن زشته تو دیگه دختر بزرگی شدی.منم میرم تو خودم وباز همه میگن چیه باز اخلاقت سگی شده.همین باعث یکنواختی شدن زندگیم شده....خیلی مسخرست....واقعا ما از زندگی چی میخوایم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

شخصیت همجنسگرای «دیو و دلبر»؛ شاید روسیه فیلم را تحریم کند

شرکت دیزنی همیشه تلاش می کند با هر فیلم جدیدش نه تنها تابو های اجتماعی، بلکه مرزهای فیلمهای گذشته خود را نیز بشکند. استفاده از یک شخصیت همجنسگرا، شاید موجب شود که نمایش «دیو و دلبر» در روسیه ممنوع شود. در جدید ترین فیلم این شرکت که بازسازی کلاسیک موفق و محبوب «دیو و دلبر» است، با نخستین شخصیت همجنسگرا که تاکنون در فیلمهای شرکت دیزنی حضور دارد، آشنا می شویم. بیل کاندون، کارگردان فیلم به وب سایت «Attitude» گفت شخصیت «لافائو» (دستیار «گستان» شخصیت بدجنس داستان) که نقشش را «جاش گد» بازیگر کمدی بازی می کند، اولین شخصیت در تاریخ فیلمهای دیزنی است که به طور آشکارا همجنسگراست. به گفته بیل کاندون «لافائو» به «گستان» علاقه عاشقانه دارد. از همین رو امکان دارد روسیه این فیلم را تحریم کند. این تحریم بر اساس قانونی است که در سال ۲۰۱۳ در این کشور تصویب شد که بر ضد حقوق همجنسگرایان است. ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه بعد از تماشای «دیو و دلبر» گفت اگر در آن شعارهایی در حمایت از همجنسگرایی وجود داشته باشد امکان تحریم این فیلم وجود دارد.

هنر در هفته ای که گذشت

شاید اسم این هفته را بتوان هفته کم خبری در حوزه های هنری گذاشت. البته اگر اتفاق مهمی چون آغاز فستیوال کن را با بی انصافی نادیده بگیریم. اتفاقات مهم این هفته را در حوزه های مختلف هنری را مرور می کنیم تا دستمان بیاید چه خبر است: *این هفته با برگزاری مراسم ختم ایرج قادری شروع شد. مراسمی که در مسجد الجواد میدان هفت تیر برگزار شد. این مراسم حواشی زیادی داشت. هجوم جمعیت باعث شد تا جمشید مشایخی را با آمبولانس از آنجا خارج کنند. مهناز افشار خیلی زود مجبور به ترک مراسم شد و پوری بنایی در لابلای جمعیت گم شده بود. این در حالی بود که مراسم خاکسپاری ایرج قادری بدون هیچ اطلاع رسانی و بدون حضور دیگر هنرمندان برگزار شد. * این هفته، خداحافظی فریدون جیرانی با هفت، جدی شد. او در آخرین برنامه اش حضور پیدا کرد و خیلی غم انگیز با هفت و مخاطبانش خداحافظی کرد. بلافاصله بعد از آن خبر رسید که محمد خزاعی، دبیر جشنواره سی ام فیلم فجر، تهیه کننده این برنامه شده و جای جیرانی هم محمود گبرلو خواهد نشست. قبل از این اتفاق جمعی از سینماگران ایرانی در نامه ای از ضرغامی خواستند که «هفت» و «جیرانی» را حفظ کند. امضاکنندگان این نامه چهره های سرشناسی بودند: مسعود کیمیایی/ داریوش مهرجویی/ مسعود جعفری‌جوزانی/ ابراهیم حاتمی‌کیا/ احمدرضا درویش/ رضا میرکریمی/ بهروز افخمی/ علیرضا داودنژاد/ رسول صدرعاملی/ ابوالحسن داودی/ همایون اسعدیان/ سعید سهیلی/ مازیار میری/ رامبد جوان/ بیژن امکانیان/ مرتضی شایسته/ غلامرضا موسوی/ سید جمال ساداتیان/ داود رشیدی/ محمد پیرهادی/ علی سرتیپی/ فرشته طائرپور/ مریلا زارعی/ امین حیایی/ ماهایا پطروسیان/ مهناز افشار/ حامد بهداد/ محمود کلاری/ علیرضا زرین‌دست/ علیرضا امینی/ علی معلم/ مهدی کرم‌پور/ سعید راد. * کشته شدن سه کودک در جشن «باغ شادونه» در خرمدره، همه اخبارهنری را تحت تاثیر قرر داد. این اتفاق وقتی توسط فرماندار خرمدره رسانه ای شد، شوک بزرگی به خانواده ها وارد کرد. بعد از این بود که خیلی ها نسبت به این اتفاق واکنش نشان دادند. واکنش خسرو معتضد در میان همه بیش از همه بود که خاله شادونه را به بی هنری که فقط بلد است صدایش را نازک و میو میو کند، متهم کرده بود، تند و تیزتر بود. در نهایت ملیکا زارعی (خاله شادونه) بعد از چند روز در متن تسلیتی اعلام کرد که فعلا به علت مشکلات روحی که برایش به وجود آمده از اجرای این برنامه و همکاری با گروه سازنده «باغ شادونه» انصراف می دهد. * در این هفته، فیلم های تازه ای به پرده سینماها رسیدند. «آخرین سرقت» به کارگردانی پدرام عیلزاده و با بازی پوریا پورسرخ، نیما شاهرخ شاهی، خاطره اسدی، مریم سعادت و مجید مشیری، «روزهای زندگی» به کارگردانی پرویز شیخ طادی و بازی حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی، «چک» به کارگردانی کاظم راست گفتار و با بازی همایون ارشادی، فرهاد آئیش، شاهرخ استخری و ...؛ * پیوستن ستاره های رنگ و وارنگ دیگر به پروژه «قلب یخی» از دیگر اتفاقات این هفته بود. قبلا نامهای مهمی چون هدیه تهرانی و هانیه توسلی و مهران مدیری در این لیست به چشم می خورد. اما در این هفته، نامه هایی چون پژمان بازغی، محمدرضا فروتن، میلاد کیمرام و رضا کیانیان هم در این نامها دیده شدند. * جشنواره بین المللی کن، کار خود را آغاز کرد. در این جشنواره، فیلم «یک خانواده محترم» به کارگردانی مسعود بخشی و با بازی بابک حمیدیان، مهرداد صدیقیان، آهو خردمند و مهران احمدی از ایران حضور دارد. همچنین هیاتی که به سرپرستی حسن نجاریان، قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی از ایران راهی این جشنواره شدند، عبارت بودند از: شفیع آقامحمدیان (مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی)، هاشم میرزاخانی (مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران)، محمدرضا عباسیان (مدیرعامل موسسه رسانه‌های تصویری)، امیر اسفندیاری (مدیر بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی)، محسن علی‌اکبری» (تهیه‌کننده و عضو شورای‌عالی سینمای ایران)، «فرهاد اصلانی» (بازیگر) و «هنگامه قاضیانی» (بازیگر) بودند. در بخش بازار کن هم فیلم «آشنایی با لیلا» اثر عادل یراقی با بازی لیلا حاتمی، بهاره رهنما و خود یراقی هم اکران خواهد شد. این فیلم را یراقی با عباس کیارستمی نوشته است. * زنگ افتتاحیه تئاتر «پدرخوانده ناپلی» را استاد سمندریان این هفته به صدا درآورد. این تئاتر را بابک محمدی کارگردانی کرده و در آن مریم سعادت، پرستو گلستانی، امیر غفارمنش و ... بازی می کنند. * آلبوم «قصه زندگی» این هفته منتشر شد. آلبومی که بعد از سال ها ایرج آن را خوانده است. * این هفته جشن رونمای از کتاب «تنها شدم وای» در کافه کا برگزار شد. این کتاب مجموعه ترانه های فرید احمدی است که خیلی ها او را با قطعه های بنیامین می شناسند. میزبان این جشن رونمایی هم بنیامین بهادری و فرید احمدی بودند و هنرمندان و شاعران زیادی در این رونمایی خودمانی شرکت داشتند. * حضور رضا صادقی در کنسرت رستاک، باعث شد تا این اجرا بیش از پیش خبری شود. رضا صادقی اصولا به علت مشکلات جسمی نمی تواند در هر مراسمی شرکت کند. اما حضور او در این کنسرت و استقبال هواداران رستاک از او، خیلی خبرساز شد.
نامزدهای اسکار 2014 بازی تاج و تخت جوایز امسال امی را درو کرد بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته مشکلات دختر برای پدر مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
" بادها به نفع کودکان می وزند " چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تماشای تئاتر در خانه "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

بردی از یادم

هنوز که هنوزه، وقتی این شعر توسط هر خواننده ای باز خوانی می شود، ما را یاد خواننده اصلی این شعر و خانم دلکش می اندازد. عصمت باقر پور، معروف به دلکش درست در زمانی که درخشش قمر الملوک وزیری رو به کاهش بود، توسط پرویز خطیبی کشف شد.

گروه کوبه ای هوران

قبل از اینکه اجرای باور نکردنی این گروه را ببینم، حتی نام این گروه را نیز نشنیده بودم. در اختتامیه مراسمی این گروه به اجرا پرداخت، نوای کمانچه به همراه دف و سازهای کوبه ای، همکاری این گروه کنار یکدیگر نفس همگان را در سینه ها حبس کرده بود.
چکناواریان در تالار وحدت از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت گروه دارکوب می کوبد ویتنی هیوستون در گذشت حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

بوستان ولایت که به مناسبت سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهر افتتاح شده، اکنون قرار است که سردیس زنان مفاخر ایران در این بوستان نصب شوند.

نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

این بار گالری سیحون، قصد برپایی نمایشگاه نقاشی خانم سهیلا حقیقت را دارد. افتتاحیه این نمایشگاه جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 شب خواهد بود. این نمایشگاه تا 7 دی ماه پذیرای شما هنردوستان خواهد بود. ساعات بازدید به مانند همیشه از ساعت 10 صبح تا 6 بعدازظهر خواهد بود.
فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

ادبیات

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی

در دوازدهمین مرداد بی بامداد، آیدا، لبخند آمرزش شاعر از سال هایی  که با او و بدون او سپری کرده می گوید.

شعری از رهی

این بار در لادیزنگار، دوست خوش ذوق مان، با اسم " رهی" برای ما شعری زیبا فرستاده است. ضمن تشکر از ایشان از شما نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.
من راه خانه ام را گم کرده ام 20 سفرنامه معاصر ایرانی روز ملی عطار مترجم هری پاتر: رمز زندگی را كشف كنيم عطر سنبل، عطر كاج