1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تا حالا شده كه در موقعیتی قرار بگیرید كه با آن كه از موضوعی مطلع هستید اما سكوت پیشه كنید و بگذارید كسان دیگری که معمولا آقایان هستند، از آن موقعیت استفاده كنند؟ حتما بوده اید.

سر كلاس درس با آن كه جواب سوال را می دانستید اما نتوانستید دست بلند كنید و پاسخ را بگویید اما پسران كلاس با آن كه جواب را كامل نمی دانند، دست بلند می كنند یا حتی نمی كنند اما چیزی دست وپا شكسته می گویند.

گیل ایوانز در كتاب " مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش" اسرار ناگفته موفقیت را بر ملا می كند و به همه زن ها راه و رسم بازی را یاد می دهد.

ایوانز در كتاب خود موقعیت های پیش روی زنان را ترسیم كرده. سپس به واكنش مردان و زنان در برخورد با آن را بررسی می كند و در آخر راه بازی كردن در این بازی را نشان می دهد.

بخشی از این كتاب را با هم می خوانیم: "موضوع: رییس در اتاق كنفرانس جلسه ای گذاشته ده صندلی دور میز اصلی در امتداد دیوارها چیده شده است.

واكنش مرد: سر میز می نشیند.

واكنش زن: كنار دیوار می ایستد.

زنها اغلب بر روی صندلی های جانبی می نشینند چون فكر می كنند كه میز مخصوص رییس و اعضای اصلی جلسه است."

ایوانز به هیچ وجه توصیه نمی كند كه همه زنها بر اساس قانون مردان بازی كنند. با این حال زنها باید از قوانین بنیادی این بازی آگاه باشند تا بتوانند به پیامدهای هر گونه عملی و تاثیر آن بر جایگاه شغلی خویش پی ببرند.

" مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش" را گیل ایوانز نوشته و ویدا اسلامیه آن را به فارسی ترجمه و كتابسرای تندیس كتاب را منتشر كرده است.

دیدگاه‌ها  

+1 # ASAL 1390-07-25 22:32
benazare man in akhlaghe khanuma be zateshune akhe khanuma kheyli hasaso shekandan va aval az har amali hameye javanebo dar nazar migiran,vali mesale khubi bud...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ایمان 1390-07-26 11:09
ne nazare man alan dige kheili fargh karde va aslan khanooma intor nistan ke ye gooshe vastan ya kenara beshinan. in ghazie ro mitunin barha too kelasaye daneshgah bebinin!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # raha 1390-07-26 11:50
shoma delet kheiili pore agha iman ama to dokhtara ham khob o bad hast yani hame ja hamiine ama az nazare koli in matlabe dorost bod.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shabnam. ghahremani 1390-07-27 11:40
in ketab fogholadast. khayli be man tou mohite karam komak kard. malume site shoma khayli khube ke in type ketabaro moarefi mikonid. man dafeye avalame ke umadam in site va khayli khoshhalam ke in keto moarefi kardid. movafagh bashid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ziba 1390-07-27 11:41
bale manam ba shabnam khanum movafegham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # pesar khale 1390-07-27 11:49
من این کتاب و نخوندم اما از اونجایی که در مورد مرد ها هم هست خوشحال میشم بخونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zarei 1391-02-12 19:01
میشه لطفا قیمت کتاب رو هم بزنید!لطفا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1391-02-12 22:40
دوست عزیز، خانم یا آقای زارعی قیمت پشت جلد کتاب( چاپ چهارم) 15000 ريال بوده است. از قیمت فعلی آن اطلاع دقیقی نداریم.
با تشکر از همراهی شما.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

باید بدانیم یا ندانیم؟

روزنامه شرق در هفته ای که گذشت مصاحبه مفصلی داشت با خانم مهناز افشار. چکیده های از این مصاحبه یک صفحه ای با این هنرمند دوست داشتنی کشورمان را با هم میخوانیم. مخالفان محتوایی «برف روی کاج‌ها»، ایراد فیلم را اشاعه مسائل غیراخلاقی می‌دانند و تاکید می‌کنند که فیلم روی موضوع خیانت صحه می‌گذارد. با توجه به اینکه شما همیشه به دیدگاه طیف‌های مختلف مخاطبان فیلم در سینما احترام می‌گذارید، در این مورد نظرتان چیست؟ این مساله از اساس نادرست و تلقی غیرمنصفانه‌ای از فیلم است. من با قاطعیت می‌گویم نه‌تنها فیلم روی مساله خیانت صحه نمی‌گذارد، بلکه تمام عوامل فیلم، چه مقابل دوربین و چه پشت دوربین به کانون خانواده علاقه‌مندند. آقای پیمان معادی واقعا اهل خانواده است. به غیر از کارگردان، سایر عوامل فیلم زندگی خانوادگی دارند و من هم در چنین خانواده‌ای بزرگ شدم که پایبند ارزش‌هاست و خودم هم به اخلاقیات معتقدم. این بی‌انصافی است که اتهام بی‌اخلاقی به این فیلم زده شود. هنگام نگارش فیلمنامه در جریان نوشته شدن نقش رویا بودید؟ این فیلمنامه سال‌ها قبل نوشته شده بود و همان‌موقع آقای معادی می‌خواستند این فیلم را بسازند. ‌یعنی بعد از زمان همکاری پیمان معادی با آقای فرهادی بود؟ بله. آقای معادی بعد از بازی در فیلم «درباره الی» تصمیم به ساخت این فیلم گرفتند. ‌که البته قرار هم بود در فیلم «درباره الی» بازی کنید که نشد؟ بله. منتها چون الان صحبت آن پیش آمد می‌خواهم به نکته‌ای اشاره کنم که قسمت نشد در فیلم «درباره الی» بازی کنم. منتها به خاطر این جمله آنقدر حرف‌های حاشیه‌ای و نامربوط به نقل از من مطرح شد درحالی که روحم از آن خبر نداشت. متاسفانه نتوانستم در این فیلم بازی کنم. اما وقتی فیلم را دیدم از بودن آن همه همکار عزیز و نتیجه درخشان و از اینکه قسمت نشد در آن کار باشم عبور کردم ولی در دنیای سینما چنین مسائلی پیش می‌آید و مساله‌ای پیچیده نیست. به هرجهت همان‌موقع قرار شد فیلم ساخته شود. وقتی فیلمنامه را خواندم، آنقدر درگیر شخصیت و داستان شدم که ناخودآگاه متاثر شدم و گریه کردم. به پیمان معادی پیشنهاد دادم که دوست دارم نقش رویا را بازی کنم. چون من با همسر آقای معادی دوست هستم و با ایشان رفت‌و‌آمد خانوادگی داریم. ولی در نهایت فیلم آن زمان ساخته نشد و من هم سر صحنه فیلم دیگری مشغول کار شدم تا اینکه زمان ساخت این فیلمنامه رسید و آقای معادی با من تماس گرفتند و گفتند که بالاخره قسمت توست که نقش رویا را بازی کنی. ‌از این به بعد ادامه فعالیتتان درسینما چگونه خواهد بود؟ چون برخی جاها از قول من اعلام کردند که مهناز افشار از دنیای سینما خداحافظی کرده که اصلا درست نیست، من اگر بخواهم خداحافظی کنم بیانیه نمی‌دهم. می‌روم جایی و گم می‌شوم تا کسی نتواند پیدایم کند! ضمن اینکه الان انتخاب کردن برایم سخت شده که خیلی نمی‌توانم پرکار باشم ولی با این حال سینما حرفه و عشق من است و سعی می‌کنم از این به بعد دقیق‌تر انتخاب کنم. ‌نظرتان درباره سخنان آقای سلحشور درباره بازیگران سینمای ایران چیست؟ من نظر اصلی‌ام را دربرنامه هفت اعلام کردم و گفتم چقدر خوب است اگر نسبت به هم نقدی داریم با احترام صحبت کنیم. حتی اگر یک جاهایی هم نقدی درست است، با احترام گوش دهیم. ولی ضمن احترام به آفرینش و خلق ایشان به عنوان یک مخلوق، در کل حرف‌های آقای سلحشور را خیلی جدی نمی‌گیرم. ‌شما جزو آن بازیگران که از ایشان شکایت کردند، نیستید؟ نه نیستم. ولی پشت همکارانم درمقابل هر بی‌احترامی خواهم ایستاد. ‌اگر حرف نگفته‌ای دارید، بگویید. چون برای آموزش و نقش آن در ارتقای سطح بازیگری اهمیت قائلم و خوشحال هستم که شاگرد استاد «حمید سمندریان» بوده‌ام، باید بگویم مدت دو سال است که کار تئاتر انجام می‌دهم و فکر می‌کنم تمرینات تئاتری در پرورش بازیگر موثر است. به همین دلیل معتقدم حرف‌های استاد «بهزاد فراهانی» که دربرنامه «هفت» درباره ورود بازیگران سینما به عرصه تئاتر بود، درست بود. ولی یک‌کم دور از انصاف بود. آخر همه ما کارمان نمایش است و مگر می‌شود یک بازیگر بازی درسینما و تئاتر را از هم جدا کند؟ من خوشحالم که می‌توانم در کنار بازیگران تئاتر حضور پیدا کنم و یاد بگیرم. ضمن اینکه درگذشت همکار عزیزم خانم «عسل بدیعی» را به خانواده محترم و جامعه هنری تسلیت عرض می‌کنم. و در آخر هم آرزو می‌کنم که مخاطبان فیلم «برف روی کاج‌ها» ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنند.

ده عضو ایرانی تازه در آکادمی اسکار؛ از محمد رسول اف تا گلشیفته فراهانی

ارسال   نسخه چاپی دیدن نظرات آکادمی علوم و هنرهای سینما که برگزار کننده مراسم اسکار است، هر سال اعضای تازه‌ای را از سراسر جهان به صورت افتخاری می پذیرد و امسال این آکادمی از هفتصد و هفتاد و چهار نفر از اهالی سینمای جهان از پنجاه و هفت کشور دعوت کرده تا به عضویت این آکادمی دربیایند. شیوه دعوت از اعضای تازه به این شکل است که آنها باید توسط دو نفر از اعضای فعلی آکادمی در همان رشته معرفی شوند و هر عضو آکادمی هم تنها می تواند یک نفر را پیشنهاد دهد. به این ترتیب ده عضو ایرانی تازه آکادمی حداقل از سوی بیست نفر از اعضای فعلی آکادمی معرفی شده اند. جدای از این نامزدی، هر بخش آکادمی قوانین خاص خود را دارد و هر عضو معرفی شده باید واجد شرایط باشد. پس از معرفی نامزد مورد نظر از سوی دو عضو آکادمی در همان رشته، کمیته‌ای درباره صلاحیت آنها و دعوت احتمالی تصمیم می گیرد. آخرین فرصت برای معرفی یک نامزد سی و یکم ماه مارس امسال اعلام شده بود و هر سال تنها یک بار اعضای تازه معرفی می شوند. محمد رسول اف که با تازه‌ترین فیلمش، لرد، درباره رشوه و فساد اداری در ایران در جشنواره کن امسال خوش درخشید و حایزه بهترین فیلم بخش نوعی نگاه را از آن خود کرد، یکی از ده ایرانی‌ای است که امسال برای عضویت در آکادمی دعوت شده و تنها فیلمساز ایرانی‌ای است که امسال در بخش کارگردانان به عضویت آکادمی درآمده است. رخشان بنی اعتماد که تحسین شده‌ترین فیلمساز زن سینمای ایران محسوب می شود، در بخش فیلمنامه نویسان به عضویت آکادمی درآمده است. بهمن قبادی هم که این روزها در نیویورک ساکن است و به زودی فیلمبرداری فیلم تازه‌اش را در این شهر آغار می کند، از این پس برای انتخاب بهترین‌های هر سال، نظر خواهد داد. قبادی که با فیلم هایی چون زمانی برای مستی اسب‌ها و گربه‌های ایرانی در آمریکا شناخته شده است، در بخش فیلمنامه نویسان به عضویت آکادمی درآمده است. لیلا حاتمی تنها بازیگر ایرانی ساکن ایران است که به عضویت آکادمی اسکار در می آید. حاتمی با جدایی نادر ازسیمین ساخته اصغر فرهادی که جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را برای اولین بار برای سینمای اران به ارمغان آورد، در آمریکا و کشورهای اروپایی به چهره شناخته شده‌ای بدل شد و مصاحبه‌های او به زبان فرانسه در تلویزیون‌های فرانسه، او را به عنوان شناخته شده‌ترین بازیگر زن ساکن ایران تثبیت کرد. گلشیفته فراهانی که سال‌ها پیش ایران را ترک کرد، این روزها به موفق‌ترین بازیگر ایرانی در خارج از کشور بدل شده و حالا با این عضویت به افتخارات خود افزوده است. بازی برای جیم جارموش در نقش اصلی فیلمش او را در سینمای آمریکا به چهره شناخته شده‌ای بدل کرد و نقش کوچک اما متفاوت او در قسمت تازه فیلم تجاری مهاجمان دریای کارائیب( با بازی جانی دپ) راه او را برای بازی در فیلم‌های تجاری هالیوودی هم باز کرده است. نارنین بنیادی بازیگر ایرانی- بریتانیایی هم که در فیلم هایی چون مرد آهنی و بن هور نقش آفرینی کرده و این روزها در سینما فعال تر شده، به همراه هایده صفی یاری، تدوین گر برجسته سینمای ایران که رد پای او را در بسیاری از فیلم‌های مهم سال‌های اخیر می توان یافت(جلوی نام او در فهرست آکادمی نام فیلم‌های جدایی نادر از سیمین و فروشنده آمده)، از دیگر اعضای تازه آکادمی اسکار هستند. محمدرضا دلپاک، صدابردار شناخته شده و محسن موسوی طراح جلوه‌های ویژه برای فیلم هایی چون نسخه تازه روز استقلال و مرد عنکبوتی ، دیگر چهره‌های ایرانی تازه آکادمی هستند. هنگامه پناهی پخش کننده و تهیه کننده ساکن فرانسه هم از دعوت شدگان تازه به آکادمی است. مرحوم عباس کیارستمی، آنا لیلی امیرپور و رامین بحرانی فیلمسازان ایرانی‌ای هستند که سال پیش به عضویت آکادمی علوم و هنرهای سینما درآمدند. کسی که نامزد دریافت جایزه اسکار شده باشد، خودبخود به آکادمی دعوت می شود و به این ترتیب اصغر فرهادی دیگر عضو ایرانی آکادمی است. فاتح آکین، صدیق برمک، لاو دیاز، آلخاندرو خودوروفسکی، کیم کی دوک، تاکاشی میکه و گای ریچی از جمله فیلمسازان شناخته شده‌ای هستند که امسال به عضویت آکادمی درآمده اند. آکادمی علوم و هنرهای سینما در سال‌های اخیر به دلیل کمبود بودن رنگین پوستان و زنان در ترکیب اعضایش بسیار مورد انتقاد قرارگرفته، شاید از این روست که امسال ۳۹ درصد دعوت شدگان زن هستند و ۳۰ درصد آنها رنگین پوست. هفت گروه از هفده گروه آکادمی، در مجموع زنان بیشتری را نسبت به مردان دعوت کرده اند. آکادمی علوم و هنرهای سینما که نود سال پیش تاسیس شده، بیش از هفت هزار عضو دارد و اعضای هر گروه آن که شامل هفده گروه مختلف است متناسب با حرفه‌شان هر ساله بهترین‌های آن بخش را انتخاب می کنند.
مرگ ناگهانی ستاره هالیوود، فیلیپ سیمور هافمن نيكي كريمي چهارمين فيلم بلندش را مي‌سازد نامزدهای دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن و مرد مروری بر هنر در هفته سوم شهریور پرفروش ترین فیلمهای سینمای ایران در سالی که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

مطالب تصادفی

موسیقی

باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی

یادگیری موسیقی، نواختن ساز و آواز خواندن می‌تواند کیفیت یادگیری و آموزش را بهبود دهد. به گزارش ایسنا به نقل از یو.هرالد، آزمایشگاه اعصاب شنوایی دانشگاه نورث وسترن آمریکا پس از انجام تحقیقات و آزمایش‌های مختلف اعلام کرد در صورتی که نوجوانان به مدت دو سال آموزش موسیقی ببینند، ساختار مغز آنها تغییر خواهد کرد. براساس این مطالعه قدرت تمرکز و پردازش صدا در مغز نوجوانان پس از طی شدن این دوره نسبت به قبل بسیار متفاوت خواهد شد. این مطالعه از سال 2009 به ریاست نینا کراوس عصب‌شناس دانشگاه نورث وسترن آغاز شده است. در این مدت ساختار مغزی اعضای گروه‌های موسیقی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که واکنش امواج مغزی آنها نسبت به موسیقی با مغز افراد معمولی کاملا متفاوت است. ریچارد مکستورف یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: آموزش موسیقی به افراد کمک می‌کند که بتوانند با محیط پیرامون به خوبی ارتباط برقرار کنند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر رود. وی افزود: تمرین عملی بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی مغز دارد. زمانیکه دانش تئوری با فعالیت عملی همراه می‌شود، نگاشت و تناظری بین نت‌های موسیقی و آهنگی که نواخته می‌شود ایجاد می‌کند که مغز را به فعالیت بیشتر وادار می‌نماید. تحقیقات مشابه و موازی بسیاری در دانشگاه‌های مختلف در جهان انجام شده است و همگی مؤید این موضوع هستند که افرادی که آموزش موسیقی دیده‌اند کارایی ذهنی و حافظه‌ بسیار قوی‌تری نسبت به دیگر افراد دارند. از قابلیت‌های دیگری که آموزش موسیقی در افراد ایجاد می‌کند می‌توان به تقویت هوش ریاضی، حافظه کلامی و پردازش بصری و فضایی اشاره کرد.

ویتنی هیوستون در گذشت

ویتنی هیوستون، خواننده محبوب رنگین پوست  شب گذشته، در هتل هیلتون بورلی هیلز، در سن 48 سالگی، درگذشت. پلیس هنوز علت مرگ او اعلام نکرده است. اما با اطمینان کامل ذکر کرده که نشانی از قتل پیدا نشده است.
بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه شب پر ستاره مازیار فلاحی دریا دادور پشت ستاره ها/ لاله پورکریم

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی

مراسم رونمایی از کتاب "زندگی ، عشق و گم‌گشتگی" مجموعه کامل آثار علی اکبر صادقی نقاش سرشناس، جمعه ۲۷ فروردین ماه با نمایش نسخه های ترمیم شده‌ی انیمیشن های این هنرمند، با حضور تعداد زیادی از هنرمندان در گالری شیرین تهران برگزار شد. این مجموعه کتاب در سه جلد و به کوشش علی بختیاری منتشرشده است. جلد اول با عنوان "زندگی"، مروری بر کارهای اولیه‌ی علی اکبر صادقی است و روند شکل گیری آثار هنری او در رشته های گرافیک، نقاشی روی شیشه یا ویترای ، انیمیشین و تصویر سازی را تا اواسط دهه‌ی پنجاه مورد بررسی قرار داده است. کتاب عشق نیز مروری بر نقاشی های علی اکبر صادقی است که از میانه‌ی دهه‌ی پنجاه به بعد با مجموعه‌ی اسطوره و ریاضی آغاز شد. کتاب گم‌گشتگی نیز شامل مجموعه اشعاری است که علی اکبر صادقی در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ سروده است. علاوه بر خود هنرمند فرشید مثقالی، جواد مجابی، علی بختیاری ، شهروز مهاجر ، عطاالله امیدوار و طاها بهبهانی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم از علی اکبر صادقی سخن گفتند. جواد مجابی، نویسنده و منتقد که مقدمه کتاب علی اکبر صادقی را هم نوشته است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی در باره علی اکبر صادقی و جایگاه او و آثارش در هنر معاصر ایران گفت:" علی اکبر صادقی یک نقاش نو کلاسیک روایت گراست یعنی در واقع کسی است که نقاشی کلاسیک ایران و جهان و مخصوصا مینیاتور ایران را خیلی خوب می داند و تجربه کرده است، اما آنچه او را متفاوت می کند دید نو نقاش است که طبیعتا با نگاه شوخ چشمانه‌ای که به هستی دارد همه چیز را در یک حالت لغزان و مردد نشان می دهد." آقای مجابی در ادامه گفت: "صادقی وقتی به مجالس جنگ و بزم و باغ های ایرانی، افسانه ها و اسطوره نگاه می کند همه چیز را نا استوار معرفی می کند و این نگاه شوخ چشمانه به جهان است که به کارهای او تازگی می دهد." آقای مجابی تاکید کرد که صادقی یکی از پرکارترین هنرمندان معاصر ایران است و کارهایش هم مورد تایید خواص است و هم عموم مردم به کارهایش توجه دارند و می توانند با آثار او ارتباط برقرار کنند. به گفته‌ی آقای مجابی، او هنرمند نو اندیشی است که هیج گاه شیفته‌ی کار خود نمی شود و به جای تکرار هر وقت در کارهایش به اوج رسیده است خود را محدود نکرده و به کار تازه‌ای روی آورده است. آقای مجابی در باره‌ی کتاب گم‌گشتگی که مجموعه اشعار علی اکبرصادقی است، گفت: "صادقی در یک دوره به خاطر افسردگی نقاشی نکرده و نشسته شعرهای خودش را نوشته. این شعرها به نظر من نوعی خواب گزاری است؛ بیان یک دنیای خواب گونه است و سرشار از فضاهای فرا واقعی است." علی اکبر صادقی علی اکبر صادقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. نقاشی را از‌‌ همان کودکی آغاز کرد و در دوران دبیرستان، نقاشی آبرنگ را نزد آواک هایراپتیان، با کپی از طبیعت آموخت. علی اکبر صادقی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در همان سال ها ، نقاشی روی شیشه با حال و هوای ایرانی را تجربه کرد. او به مرور سبک‌ها و شیوه‌های مختلف نقاشی را تجربه کر ، اما در ‌‌نهایت می‌توان وی را نقاشی سوررئالیست دانست که به بیان و فرم شخصی خود دست یافته است. نقاشی‌های سوررئالیستی علی اکبر صادقی به ویژه در آثار دوره‌ی اولش، هم از نظر مضمونی و تماتیک و هم از نظر به‌کارگیری عناصر تصویری و رنگ، جلوه‌ای ایرانی داشتند که درست به همین دلیل، بین او و دیگر نقاشان سوررئالیست فاصله‌ای محسوس ایجاد می‌کرد و به دنیای نقاش، رنگ و بویی شخصی و متمایز می‌داد. در دوره‌ی دوم اما، صادقی به‌تدریج از این عناصر فاصله گرفت و به نقاشانی چون رنه ماگریت و دالی که از نقاشان مورد علاقه‌ی وی هستند، نزدیک‌تر شد و در مقابل کوشید که مرزهای نقاشی‌اش را از بوم به قاب‌هایی که این بوم‌ها را در خود گرفته بودند گسترش دهد. با این همه به نظر می‌رسد که مخاطبان علی اکبر صادقی، هنوز کارهای دوره‌ی اول او را بیشتر دوست می‌دارند و نام او را با این کار‌ها و نقش‌ها به خاطر سپرده‌اند. اگرچه نقاشی، اصلی‌ترین دغدغه علی اکبر صادقی به شمار می‌آید، اما او در زمینه‌های دیگر، از جمله ساخت انیمیشین، تصویرگری کتاب گرافیک و حتی شعر نیز فعال بوده است. او در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶، شش فیلم از جمله «گلباران»، «رخ»، «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم‌ها که هم در داخل ایران و هم در جشنواره‌های جهانی مورد اقبال بسیار واقع شدند و جوایز متعددی را نصیب وی کردند، نمونه‌های موفقی از انیمیشن ایرانی به حساب می‌آید. در اغلب آثار او فرهنگ عامیانه، اساطیر ایرانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و سنت‌های تصویری ایرانی مثل پرده‌خوانی بازآفرینی شده اند. در اکثر آثار علی اکبر صادقی چهره های مردانی با کلاهخود و سپر حضور دارند که در بسیاری از آنها چهره‌ی خود نقاش به چشم می خورد؛ گویی که او تاریخ ایران را با نوعی خود نگاری ترکیب کرده است. علی اکبر صادقی کار‌هایش در بیش از صدها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران به نمایش درآمده، و برای نقاشی‌ها، فیلم‌ها و تصویرگری‌های کتاب جوایز متعددی را کسب کرده است.

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.
کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون ضرب المثل های آب دار در گالری سین نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

ادبیات

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.

اول اردیبشهت، روز ملی سعدی

شیخ مصلح الدین سعدی، شاعر ونویسنده بزرگ پارسی گوی در شیراز زاده شد. پدر او دارای یک مقام در دستگاه  اتابکان فارس بود و هنگامی که سعدی کودک بود درگذشت. سعدی در جوانی برای کسب علم به نظامیه بغداد رفت. وی کمی بعد از آن از محضر عرفتی بزرگی چون شهاب الدین عمر سهروردی نیز بهره برد و از او عرفان آموخت. پس از پایان تحصیلات در بغداد بود که سفرهای معروف سعدی آغاز شد، سفرهایی که خود سعدی و معاصران او در آثارشان به آنها اشارات بسیاری کرده اند. هند، شام، عربستان، ترکستان، فاسطین، چین، یمن، شمال آفریقا، ترکستان و ... تنها بخشی از این سفرها هستند. زمانی که سعدی به شیراز برگشت، شیراز تبدیل به پایگاه دانشمندان و شعرا و ادبا شده بود. در این زمان سعدی در دستگاه حکومتی فارس ارج و قرب فراوان داشت. تا جاییکه سعدی لقب خود را از نام ولیعهد مظفرالدین ابوبکر، سعد بن ابوبکر گرفته است. وی ابتدا بوستان را به نظم و یک سال بعدتر از آن گلستان را به نظم آمیخته به نثر سرود. پس از آن بود که سعدی جهانگردی سی ساله خود را آغاز کرد، سفری از هندوستان به شمال آفریقا و مصر. آثار سعدی به قرار زیر است: بوستان، اثری منظوم در رابطه با اخلاق. گلستان، اثری به نثر مسجع. دیوان اشعار که عمدتا غزل ها و قصیده های سعدی را شامل می شود. مواعظ:اثری است مشابه دیوان. صاحبیه، اثری به فارسی و عربی که شامل مدایحی درباره یکی از وزرای اتابکان فارس است. قصاید سعدی اشعاری به عربی هستند که عمدتا مدح و ثنای بزرگان و پروردگار است. مراثی سعدی: قصاید بلندی در عزای آخرین خلیفه عباسی که به دست مغولان کشته شد است. مغردات سعدی آثار نثر: کتاب نصیحةالملوک رساله در عقل و عشق الجواب در تربیت یکی از ملوک گوید مجالس پنجگانه شعر «بنی‌آدم» سعدی بسیار مشهور است و در پیام فارسی که در مجموعه پیام‌های فضاپیمای ویجر برای فضاهای دوردست فرستاده شده‌است این شعر به عنوان پیام برگزیده شده‌است. (شنیدن پیام فارسی برای ساکنان فضا از وب‌گاه ویجر، ناسا.) باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده نیز در پیام نوروزی سال ۲۰۰۹ این بیت از سعدی را قرائت کرد. بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به در آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی و دبیرکل سازمان یونسکو در سخنرانی خود این شعر را برای حضار خواند. اشعار سعدی همچنین در فرشی که از سوی دولت ایران در سال ۲۰۰۵ به فراخور سال رسمی سازمان ملل برای گفت‌وگو میان تمدن‌ها به سازمان ملل اهدا شد بافته شده‌است.این فرش برخلاف عادت سازمان ملل که هدایا را به نمایش نمی‌گذارد، در محل مناسبی در سازمان ملل آویزان شد که کارشناسان می‌گویند این اقدام «به علت غیرممکن بودن مقاومت در برابر شعر سعدی» بوده‌است. این شعر همچنین بر سردر تالار ملل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و نیز یونسکو نقش بسته‌است. ولی در مورد درست بودن این مطلب تردیدهایی نیز وجود دارد. از جمله، موسس مرکز سعدی‌شناسی وجود هر گونه لوح و یا سردری را با این اشعار از سعدی در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، رد می‌کند و معتقد است: «متاسفانه الان طوری شده که اگر این حرف را بزنیم، هیچ‌کس باور نمی‌کند و مردم واقعاً فکر می‌کنند شعر سعدی در سردر سازمان ملل متحد نوشته شده‌است حال آنکه نه سردری و نه تابلویی با اشعار سعدی در سازمان ملل وجود ندارد.»
ده زن برتر ادبیات جهان جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا فردا دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش