1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«شیاطین و فرشتگان» اولین بخش از سه گانه دن براون است. دومین بخش آن «رمز داوینچی» است كه سر و صدای زیادی را در سراسر جهان برپا كرد. در دو كتاب این سه گانه مسیحیت وكاتولیك در مركز توجه نویسنده قرار دارد. «شیاطین و فرشتگان» قصه انجمن برادری اشراقیون است و داستان انتقام دیرینه آنها از كلیسا و «رمز داوینچی» قصه مسیح است و جام مقدس.

شخصیت هر دو كتاب پروفسور سمبل شناس «رابرت لنگدان» است. او هر بار به ناگهان درگیر ماجرایی می شود كه به نوعی به نمادها و سمبل های مذهبی ربط دارد و اوست كه با حل معماهای این نمادها داستان را پیش می برد.

در «شیاطین و فرشتگان» رابرت لنگدان با یك تلفن از خواب بیدار می شود. صدای پشت خط از او می خواهد كه فوری با او ملاقات كند. پروفسور هاروارد مخالفت می كند اما مرد اصرار می كند و خود را متخصص فیزیك ذرات معرفی می كند اما باز هم مورد توجه لنگدان قرار نمی گیرد. مكالمه قطع می شود و چند دقیقه بعد دوباره تلفن زنگ می زند اما این بار نمابری از دستگاه بیرون می آید. تصویر یك جنازه كه به طرز فجیعی روی زمین افتاده و بر روی سینه آن داغ شده است. تصویر داغ علامت گروه قدیمی اشراقیون است.

داستان «شیاطین و فرشتگان» در زمانی رخ می دهد كه واتیكان در تدارك جلسه ای است كه قرار است رهبر آینده كاتولیك های جهان در آن انتخاب شود.

كسانی كه معما را دوست دارند از این كتاب لذت خواهند برد.

شیاطین و فرشتگان را دن براون نوشته و نوشین ریشهری آن را به فارسی ترجمه و نشر نگارین كتاب را منتشر كرده است.

 

 

دیدگاه‌ها  

0 # انگیزه 1390-10-18 14:47
من حوصله کتاب خوندن ندارم اما عاشق فیلم های اینجوریم. صبر می کنم تا فیلمش بیاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # aida 1390-10-18 14:47
hala umadimo filesho nasakhtan!! az dast midia
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # kianoosh 1390-10-18 14:48
man in ketab ro khundam. vaghean be kasaie ke ahle motaleye tarikh va dar eyne hal kashfe haghayeghan tosiye mikonam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شعله 1390-10-18 14:49
به به اون کتابش که حرف نداشت. پس اینم خوندنیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # انگیزه 1390-10-18 14:49
دیگه اگه فیلمشو نسازن میرم می خونمش.. اما فیلم یه چیز دیگست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # milad 1390-10-18 14:50
dastane ketabe ghablisho doost dashtam. noktehaye ghabele ta'amol ziad dasht
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

تهمینه میلانی: بله، من فمینیست هستم

«اگر فمینیسم به معنای تعادل است، بله، من فمینیست هستم.» این بخشی از سخنان تهمینه میلانی، کارگردان زن ایرانی است که در اولین برنامه «روزهای فیلم زنان ایران» در برلین شرکت داشت. در این برنامه، از ۱۱ تا ۱۵ خرداد، فیلم‌هایی برگزیده از میان فیلم‌های ساخته شده توسط فیلم‌سازان زن ایرانی به نمایش درآمد. از میان فیلم‌های تهمینه میلانی، کارگردان زن پرسابقه سینمای ایران نیز سه فیلمی که خود سه‌گانه می‌نامد به نمایش گذاشته شد؛ دو زن، نیمه پنهان و واکنش پنجم. در جلسه پرسش و پاسخ پس از نمایش فیلم دو زن از تهیمنه میلانی پرسیدم که پس از ساختن سه‌گانه‌ای در مورد مشکلات زنان ایرانی، آیا او خود را فمینیست می‌داند؟ او پاسخ داد:«همه ایسم‌ها بسته به جامعه‌ای که در آن تعریف می‌شود، معانی متفاوتی دارد. از نظر من فمینیسم خیلی کلمه خطرناکی است. من فمنیستی دیده‌ام که می‌گوید مردها بروند بمیرند اما من شوهری دارم که خیلی او را دوست دارم، برادرهای فوق‌العاده‌ای دارم و پدربی‌نظیری داشتم و مشکلی با مردها ندارم اما من در جامعه‌ای مردسالار زندگی می‌کنم. پدر، برادر یا همسرم برای من تصمیم نمی‌گرند. مردان دیگری برای من تصمیم می‌گیرند. آدم‌هایی مثل من برای دستیابی به عدالت تلاش می‌کنند. اگر فمینیسم هم به معنای تعادل است، بله، من فمینیست هستم. » تهمینه میلانی در مورد وضعیت خودش به عنوان یک فیلم‌ساز زن ایرانی گفت:« من حالا در وضعیت بسیار بدی هستم. با شکایت نیروهای انتظامی یک سال و نیم دادگاه رفتم و چند ماهی است که تبرئه شده‌ام. به دلیل این که من به عنوان یک فیلمساز به یک الگو تبدیل شده‌ام، فشار بسیار زیادی بر روی من قرار دارد و صراحتا به من گفته می‌شود که از ایران بروم.» با این همه تهمینه میلانی می‌گوید نسل جوان جامعه ایران با نسل زنانی که در انقلاب اسلامی شرکت داشتند تفاوت‌های عمده‌ای دارد. او گفت:« نسل جوان کشور می‌گوید من انقلاب نکرده‌ام، من این قوانین را قبول ندارم و خواستار تغییر هستم. این نسل به هیچ عنوان تابع نیست. ما نسل اول انقلاب جرأت اعتراض نداشتیم.» حذف کارگردانان زن ایرانی عصر جمعه، به کارگردانی مونا زندی، فیلمی‌است که به موضوع ممنوع تجاوز به محارم در ایران می‌پردازد. فیلمی که یازده سال پیش ساخته شد و به گفته کارگردانش پس از پنج سال توقیف اجازه نمایش محدود را پیدا کرد اما نمایش محدود نیز به زودی متوقف شد و حالا حتی اجازه توزیع در شبکه فیلم‌های خانگی را نیز ندارد. پس از نمایش فیلم در فستیوال فیلم زنان برلین ازمونا زندی پرسیدم: خانم زندی، شما پس از ساخت این فیلم که یکی از مهم‌ترین تابوهای زندگی زنان در ایران را مطرح می‌کرد، تاکنون یعنی ۱۱ سال بعد مجوز ساخت فیلمی را نگرفتید. آیا تیغ سانسور یکی از جدی‌ترین فیلم‌سازان زن ایرانی را حذف کرده است؟ مونا زندی با اشاره به این که قصه اصلی این فیلم از دو مستند گرفته شده بود پاسخ داد:«به هرحال ما باید بپذیریم در زمانی زندگی می‌کنیم که خیلی از موضوعات قابل پخش نیست؛ هرچند شاید من کمی بی‌محابا عمل کردم و با ساخت این فیلم خودم را در موقعیتی قرار دادم که سخت‌گیری‌ها برای ادامه کارم بیشتر شد. سه فیلم‌نامه من در ارشاد توقیف شد اما خبر خوش این است که شش سال بعد، یعنی زمانی که این فیلم توقیف بود، فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند» با موضوع تجاوز ساخته شد. من فکر می‌کنم هرچند فیلم من توقیف شد و اکران گسترده‌ای نداشت اما مسیری را باز کرد، فیلمی از کارگردانی دیگر ساخته شد که بسیار گسترده اکران شد. فیلم «عصر جمعه» تابویی را شکست و من فکر می‌کنم کار خودم را کردم و راهی را باز کردم.» قوانین سخت‌گیرانه و زنان فیلم‌ساز آیدا پناهنده، کارگردان فیلم تحسین شده ناهید از منظری دیگر به موضوع حضور فیلم‌سازان زن ایرانی می‌پردازد و معتقد است فیلم‌سازان زن ایرانی تجربه‌های متفاوتی را پشت سر می‌گذارند:« جامعه ایران خیلی تغییر کرده و طبقه متوسط شهری و نسل نویی که در ایران زندگی می‌کند، زنها را دوست دارند و به آنها احترام می‌گذارند. مدیران سینمایی اتفاقا فیلم‌سازان زن را تشویق می‌کنند. تعداد فیلم‌سازان زن ایرانی - چه مستند ساز و چه فیلم‌سازان داستانی- بسیار زیاد است و تشویق می‌شوند تا فیلم بسازند زیرا فهمیده اند که این فرصت تاریخی باید در اختیار زنان ایرانی قرار بگیرد تا حرف خود را بزنند.» در کنار فیلم‌های تهمینه میلانی و مونا زندی، فیلم‌هایی از کارگردانان زن مانند زمانی دیگراز ناهید حسن زاده،جشن تکلیف از فیروزه خسروانی، چند روز بعد از نیکی کریمی و آینه‌های روبرو از نگار آذربایجانی به نمایش در آمد. آندره‌آ زیلینگر از دست‌اندرکاران پایه‌گذاری این برنامه در پاسخ به این سوال که چرا تنها زنان فیلم‌ساز دعوت شده‌اند، به رادیو فردا گفت:« بعد از برگزاری چهارمین فستیوال فیلم‌های ایرانی در شهر کلن، که عمدتا به فیلم‌سازان مرد می‌پرداخت، این ایده به‌وجود آمد که فیلم‌های زنان ایرانی را هم برای مخاطبان آلمانی و ایرانیان مقیم آلمان به نمایش بگذاریم. و تلاش برای اجرای این ایده ما را به اینجا رساند.» به گفته خانم زیلینگر در این برنامه شش روزه تلاش شده است تا نمونه‌هایی از فیلم‌های زنان ایرانی در ۲۰ سال گذشته به نمایش در آید و روند تغییر در وضعیت زنان ایرانی به تماشا گذاشته شود. تغییری که به گفته نسرین بصیری، روزنامه نگار ساکن برلین کاملا مشهود و دیدنی است. به گفته خانم بصیری این تصویر جدید از ایران برای کسانی که سال‌هاست ایران نرفته‌اند بسیار جذاب است. نسرین بصیری در مورد اقبال رسانه‌های آلمانی به این برنامه می‌گوید: «رسانه‌های آلمانی حضور مردان کارگردان ایرانی را بسیار پررنگ دیده‌اند اما حضور زنان فیلم‌سازایرانی برایشان جالب است. در ایران زندگی دوگانه است و کسانی که رسانه‌ها را می‌خوانند می‌بینند که ایران کشوری است با قوانین سخت‌گیرانه در مورد زنان و تصورشان این است که زنان ایرانی عقب‌مانده هستند اما در این فیلم‌ها صحنه‌های دیگری از زندگی زنان به نمایش در می‌آید.» اما آیا با توجه به این قوانین سختگیرانه‌تر، کار برای فیلم‌سازان زن ایرانی دشوارتر است؟ مجید برزگر، مشاور اجرایی جشنواره و مسئول انتخاب فیلم‌های مستند به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد و می‌گوید:« نوعی سانسور تاریخی و فرهنگی پس ذهن جامعه ایران وجود دارد که کمتر می‌توان به زن‌ها اعتماد کرد و شاید آنها نتوانند فیلم خوبی بسازند. این تفکردر حوزه سرمایه‌گذاری، هیچ ربطی به سانسور و ممیزی ندارد. آنچه به عنوان ممیزی و یا نظارت بر فیلم‌ها وجود دارد، هیچ تفاوتی میان فیلم‌سازان مرد و زن وجود ندارد. آنچه دچار ممیزی در مراحل مختلف ساخت فیلم می‌شود نه کارگردانان زن، بلکه موضوعات مرتبط با زنان است.»

فیلم بی صدای رابرت ردفورد

رابرت ردفورد، هنرپیشه قدیمی و سرشناس آمریکایی، در فیلم اخیر خود خود به نام "همه از دست رفت" (All is lost)، نقش قایقرانی را بازی می کند که در یک سفر تنهایی در آب های اقیانوس هند قایقش دچار سانحه می شود و می کوشد خود را نجات دهد. رابرت ردفورد ۷۷ ساله تنها بازیگر این فیلم صد و شش دقیقه ای است که باید همه ماجراهای فیلم را یک تنه به بیننده منتقل کند. آنچه هنرنمایی او را جالبتر کرده این است که در طول این فیلم فقط چند کلمه بر زبان وی جاری می شود تنها کلماتی که در طول فیلم ادا می شوند صدای وی در قالب راوی نامه ای است که وی قبل از شروع سفر خطاب به دوستان و اعضای خانواده اش نوشته است. از آن لحظات به بعد تنها شخصیت این داستان که از وی فقط به عنوان " مرد مورد نظر ما " یاد می شود، در سکوتی مطلق با دریایی ناآرام و طوفانی دست و پنجه نرم می کند. جی سی چاندور، نویسنده و کارگردان فیلم در توضیح سکوت مطلق شخصیت اصلی داستان می گوید: "اگر من جک نیکلسون را برای ایفای این نقش انتخاب کرده بودم مسلما فیلم شکل بیان دیگری پیدا می کرد و من در طول داستان حوادث را از زبان یک راوی توضیح می دادم. ولی رابرت ردفورد برای بیان و انعکاس احساسات و شرایط روحی بسیار پیچیده بدون اینکه کلامی به زبان آورد، توانایی خارق العاده ای دارد." جی سی چاندور با اولین فیلم بلند و داستانی خود با عنوان Margin Call که مربوط به حوادث بحران مالی سال های اخیر بود به شهرت رسید. فیلم او در سال ۲۰۱۱ در بخش بهترین فیلمنامه نامزد جایزه اسکار شد. اما فیلم جدید وی به نام "همه از دست رفت " با فیلم قبلی وی کاملا متفاوت است. فیلمنامه ای که وی نوشت سی و یک صفحه نثر توصیفی بود که هیچ دیالوگ و گفتاری نداشت. در صورتی که یک فیلمنامه معمولی ممکن است حدود صد و بیست صفحه باشد. او متن نامه تنها شخصیت داستان را که در آغاز فیلم روایت می شود در یکی از سفرهای خود با قطار در سواحل آمریکا و در روزهایی نوشت که مشغول تولید اولین فیلم خود بود. وی می گوید: " در آن روزها بین شهر های ساحل شرقی آمریکا سفر می کردم و از شهرهایی عبور می کردم که جمعیت اصلی آن خانواده های طبقه متوسطی هستند که اکثرا قایق دارند. این نامه غمناک و پر از دلتنگی را در طول یکی از همین سفرها نوشتم." جی سی چاندور یک بار در زمان شرکت در جشنواره فیلم ساندانس که هرسال به ابتکار و مدیریت رابرت ردفورد برگزار می شود، به این نتیجه رسید که این بازیگر کهنه کار بهترین فرد برای ایفای نقش تنها شخصیت این داستان است. در یک بخش از سخنرانی رابرت ردفورد در مراسم گشایش جشنواره، یکی از بلندگو هایی که نزدیک صندلی جی سی چاندور بود از کار افتاد و او عملا نمی توانست صدای رابرت ردفورد را بشنود. جی سی چاندور می گوید: " حالت خیلی عجیبی بود. من صدای کسی را که داشت در آن سالن سخنرانی می کرد اصلا نمی شنیدم هر چند حالت چهره او را به خوبی می دیدم. مدتها این موضوع در ذهن من باقی ماند تا اینکه بالاخره ایفای این نقش را به رابرت ردفورد پیشنهاد کردم و حقیقت این است که اصلا انتظار نداشتم او پیشنهاد من را بپذیرد." پنج روز بعد رابرت ردفورد از وی خواست تا برای ملاقات اولیه به شهر لس آنجلس برود. جی سی چاندور فیلمنامه ناقابل سی و یک صفحه ای را همراه خود برد. جی سی چاندور در توضیح آن ملاقات می گوید: "من هنوز به توضیح کامل داستان نرسیده بودم و پنج یا شش دقیقه بعد از شروع صحبت های من، رابرت ردفورد به من نگاهی کرد و گفت بریم درستش کنیم." فیلم با صحنه ای شروع می شود که شخصیت داستان بر اثر اصابت قایق خود با یک کشتی غول پیکر باربری از خواب می پرد. قایق او به شدت صدمه دیده و دوران سرگردانی آن در اقیانوس شروع می شود. بیسیم و ابزار های جهت یابی قایق همه از کار افتاده اند و تنها وسیله ای که برای وی باقی مانده یک نقشه ساده دریانوردی و غریزه بقا است. اما کارگردان با حذف صدای تنها شخصیت داستان و نگنجاندن هیچ کلامی از زبان وی در متن فیلمنامه به دنبال چه بود؟ جی سی چاندور می گوید: " رابرت ردفورد صدای بسیار خوب و جذابی دارد. ولی اگر صدای وی را حذف کنیم بیننده در طول داستان می تواند فراموش کند که او رابرت ردفورد است. امید من این بود که به این شیوه نشان دهم که او یک مرد معمولی است. او می تواند هر کسی باشد و سوابق و جزییات زندگی سابق او چندان مهم نیست. فقط می خواستیم به بیننده نشان دهیم که او یک مرد معمولی است که خانواده دارد و نه یک قایقران حرفه ای که تمام عمر خود را صرف دریانوردی کرده است." جی سی چاندور در ادامه مصاحبه با بی بی سی می افزاید :" به نظرم قرار دادن هنرپیشه مهم و سرشناسی مثل رابرت ردفورد در یک چنین موقعیت نامتعارف و انتزاعی، این امکان را فراهم می کند که وی با بینندگان و به خصوص مخاطبان آمریکایی که وی را به خوبی می شناسند به یک شیوه کاملا متفاوتی ارتباط برقرار کند." به گفته جی سی چاندور نمایش آزمایشی این فیلم برای مخاطبان محدود موفقیت این ایده را ثابت کرد و اکثر بینندگان گفته اند که چند دقیقه پس از شروع فیلم فراموش کردند فردی که در مقابل دوربین قرار دارد رابرت ردفورد است. در همین نمایش های محدود مشخص شد که بینندگان در مورد سرانجام داستان به دو گروه تقسیم می شوند. بدون اینکه وارد جزئیات داستان شویم از کارگردان فیلم پرسیدیم که درک خود را از سرانجام داستان و برداشت های مختلف از آن توضیح دهد. " انگیزه اصلی من در نوشتن این داستان در حقیقت نوعی اندیشیدن به میرائی بود. اگر ما به هر روز زندگی به عنوان یک هدیه و یا موهبت نگاه نکنیم شاید نتوانیم تلاش های یک مرد ۷۵ ساله برای بقاء و زنده ماندن حتی برای یک روز دیگر را به درستی درک کنیم."
«فروشنده» اصغر فرهادی به بخش مسابقه جشنواره کن راه یافت هنر در هفته گذشته مرور بر هنر هفته آخر آذر ماه نيکی کريمی داورپرتقال طلایی ترکیه حقایقی درباره فیلم تایتانیک

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ بادها برای ما می وزند تماشای تئاتر در خانه نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

کونچیتا وورست، خواننده تراجنسی اتریشی، با ترانه "همچون ققنوس برخیز" در پنجاه و نهمین دوره از مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن مقام اول را به دست آورد. کپنهاگ، پایتخت دانمارک، میزبان برگزاری یوروویژن ۲۰۱۴ بود. مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن که پنجاه و نهمین دوره از آن شامگاه شنبه (۱۰ مه) در کپنهاگ برگزار شد، از سنتی دیرینه برخوردار است و از جمله محبوب‌ترین و پرهیجان‌ترین مسابقات موسیقی در سطح اروپا محسوب می‌شود. برنده‌ی این دوره از یوروویژن کونچیتا وورست، ستاره و خواننده تراجنسی اتریشی بود. این دومین بار است که اتریشی‌ها توانسته‌اند در این مسابقه ترانه‌خوانی اول شوند. نخستین پیروزی اتریشی‌ها به سال ۱۹۶۶ میلادی و ترانه‌ی "سپاس عزیزم" برمی‌گردد که اودو یورگنز خوانندگی آن را برعهده داشت. ترانه کونچیتا که "همچون ققنوس برخیز" نام داشت، با ۲۹۰ امتیاز رقیبان اصلی خود از هلند و سوئد را با اقتدار پشت سر گذاشت و رتبه اول را به خود اختصاص داد. این ترانه به ترانه‌های متن فیلم‌های جیمز باند، مامور ۰۰۷ بی‌شباهت نبود. کونچیتا وورست ۲۵ ساله که صدایی زنانه و ریشی آراسته دارد، پس از این موفقیت هق‌هق‌کنان گفت: "من این شب را به تمامی کسانی تقدیم می‌کنم که به صلح و آزادی باور دارند. ما با یکدیگر متحدیم.» نمایندگان هلند و سوئد با ۲۳۸ و ۲۱۸ امتیاز به ترتیب در مقام‌های دوم و سوم جای گرفتند. نماینده‌ی ارمنستان مقام چهارم و آلمان مقام هجدهم را کسب کرد. برندگان یوروویژن را با رای شهروندان کشورهای شرکت‌کننده به یکدیگر مشخص می‌شود؛ روندی که در آن مسایلی چون همسایگی و سیاست نیز می‌توانند نقش بازی کنند.

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

کنسرت مخصوص بانوان سیمین غانم، در روزهای ۲۳ ، ۲۴ و ۲۵ شهریور ماه ساعت ۱۶ در تالار وحدت تهران برگزار می شود.
تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره جوآن بائز جرج مایکل درگذشت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.
نگارخانه سین – گشایش اولین موزه زیر آب جهان رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی نمایشگاه عکس رضا میلانی

ادبیات

جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا

در روزی که متاسفانه خبردار شدیم که " لیلا اسفندیاری"، کوهنورد ارزشمند کشورمان را از دست داده ایم، معرفی این کتاب را به روح بزرگ او تقدیم  می کنیم.

پوران فرخزاد درگذشت

پوران فرخزاد شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر صبح امروز، پنجشنبه ۹ دی (۲۹ دسامبر) در ۸۳ سالگی درگذشت . علت مرگ او ایست قلبی اعلام شده است. طبق گزارش‎ها او از چند روز پیش در کما بود و در بخش مراقب‌های ویژه بیمارستان ایرانمهر تحت نظر مراقبت‌های پزشکی قرار داشت. خانواده فرخزاد، خانواده شناخته شده‌ای در هنر و ادبیات ایران به شمار می‌آیند. پوران فرخ‌زاد متولد بهمن‌ماه سال ۱۳۱۲ بود. او خواهر بزرگتر فروغ فرخزاد، شاعر بود. از پوران فرخزاد بیش از ۳۰ کتاب منتشر شده است؛ زندگینامه، آثاری پژوهشی در عرصه شعر و همچنین چند مجموعه داستان. از جمله آثار او می‌توان به\'زن از کتیبه تا تاریخ اشاره کرد که در دو جلد منتشر شده و دانشنامه‌ای است از زنان فرهنگساز ایران و جهان.\'اوهام سرخ شقایق، گزیده‌ای از اشعار زنان جهان و نیمه‌های ناتمام  سیری در شعر زنان از رابعه تا فروغ. در پس آینه \' و آتش و باد  از داستان‎های بلند او به شمار می‌روند.  
دست ها فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد دا یعنی مادر 20 سفرنامه معاصر ایرانی کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش!