1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شوهر من، مجموعه چهار داستان کوتاه، از نویسنده ایتالیایی، ناتالیا گینزبورگ است که شامل داستان های جاده ای که به شهر می رود، فقدان، شوهر من و برج قوس است. هر یک از داستان های این کتاب مانند تمام داستان های کوتاه و بلند دیگر گینزبورگ با تمرکز بر یک زن بعنوان محور داستان و اطرافیان او نوشته شده است.

در داستان اول کتاب، یعنی جاده ای که به شهر می رود، داستان از زبان دلیا، روایت می شود. دختر 16 ساله ای که درگیر روابط و اتفاقاتی می شود. در اولین بخش های داستان می خوانیم:

"می گویند در خانه ای که بچه زیاد است شادی هم هست، اما من هیچ شادی ای در خانه مان حس نمی کردم. امیدوار بودم هر چه زودتر ازدواج کنم و از آنجا بروم، همانطور که آزالئا این کار را کرده بود. در هفده سالگی ازدواج کرده بود. من شانزده ساله بودم اما هنوز از من خواستگاری نشده بود. جووانی و نینی هم می خواستند از آنجا بروند. فقط کوچولوها هنوز راضی بودند."

داستان دوم یعنی " فقدان"، از زبان سوم شخص بیان می شود و بیان احوالات مائوریتزیو  پس از سفر همسرش آنا است. داستان، شک ها، تردیدها، تک گویی ها و واگویه های مائوریتزیو را به نمایش می گذارد. در بخشی از این قصه خیلی کوناه آنا به شوهرش می گوید:

" تو توی رگهایت به جای خون آب داری."

مسلما آب است نه خون: آب خنک و شفاف. به نظرش می رسید هرگز بابت هیچ چیز و هیچ کس رنج نبرده است. به خاطر نمی آورد که هرگز عاشق شده باشد. یادش نمی آمد که هرگز زنی را دیوانه وار دوست داشته باشد. هیچ رویایی را به خاطر نمی آورد مگر تخیلات دیوانه وار دوران کودکی، آمیخته با قصه های نامعقول و افسانه های کهن.

شوهر من که نام کتاب از آن داستان گرفته شده است، داستانی روان و ساده از زندگی زنی است که پس از ازدواج زندگی خالی و بی روح مشترکی را تجربه می کند. شوهر این زن که یک پزشک روستایی است درگیر عشقی نامعقول می شود. در بخشی از قصه می خوانیم:

گفتم:" دیگه نمی خوام پیش اون بری، دیگه نمی خوام ببینیش." و خم شدم روی او. اما او با یک حرکت هلم داد، گفت: " تو چه اهمیتی برام داری؟ تو هیچ چیز نداری که بتونه منو جذب کنه. به مادرم و مادر مادرم شباهت داری، و به تمام زن هایی که توی این خونه زندگی کرده ان. آره حضور تو به من آرامش می ده ولی فقط همین. نمی دونم چکار کنم. نمی تونم دوستت داشته باشم."

با آرامشی ناگهانی پیپش را برداشت و با دقت پرش کرد و بعد روشنش کردو گفت:" در ضمن، این حرف ها بیهوده است. این حرف ها بی اهمیته . ماریا خشگله حامله ست."

آخرین داستان، برج قوس، زندگی زنی شهرستانی را روایت می کند که به منظور ایجاد کانونی فرهنگی به شهر می آید، زنی که کسل از زندگی بی هیاهوی خارج از شهر به امید تنوع و فعالیت در شهر به این در و آن در می زند و همین تلاش ماجراهایی برای او و خانواده اش بوجود می آورد. راوی داستان دختر کوچک تر زن است.

در پایان داستان، وقتی تقریبا چیزی برای از دست دادن باقی نمانده دختر جوان وضعیت مادرش را اینگونه توصیف می کند:

" مادرم که به یکباره پیر و داغان شده بود در سکوت می خواست که جولیا را به او برگردانیم. اما آنچه او می خواست جولیای کوچک بود، با لباس ملوانی و جوراب های سیاه. وقتی هنوز آن لبخند محزون و شرم آور بر لبانش هویدا نشده بود. حالا مادرم مفهوم آن لبخند را می فهمید، لبخند متعلق به کسی بود که می خواست در گوشه ای رها شود، تا آرام آرام به تاریکی بازگردد."

کتاب را زهره بهرامی ترجمه و انتشارات نی آن را منتشر کرده است.

دیدگاه‌ها  

+1 # soosan etemadi far 1390-11-15 14:19
asheghe majmoue dastanam. merci
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nima 1390-11-15 14:26
ey baba che ghadr in khanooma shohare man shohare man mikonan ma rto khaste kardan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # camelia 1390-11-15 14:27
bebin khod dari shoro mikonia
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-11-15 14:31
agha nima shoma vaghan matalebo mikhonin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # camelia 1390-11-15 14:33
malome ke na ti ti joon.inam soal dare akhge?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # nima 1390-11-15 14:34
dashtim ti ti
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ahmad 1390-11-15 14:46
بخش معرفی کتاب شما خیلی خوبه. کتاب های تاپ معرفی می کنید. ممنونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرتضی ایل خوان نژاد 1390-11-15 16:40
اگر بتوانیم فرهنگ کتاب خوانی رو با مجله هایی مانند شما جا بیندازین کشور به سوی پیشرفت قدم بر خواهد داشت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # homa 1390-11-15 16:41
tarjomehaye khanume bahrami khayli shiva ast. ketab arzeshe kharidan dare. ba esme ishoun garanti shode ye jouraie
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # farnoosh 1390-11-15 16:43
این کتاب رو خوندم. یه دوستی بهم هدیه داد. لذت بردم. توصیف مکان ها و شخصیت ها زیبا و جذابه. بخونید حتما.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # پیمان دوستی 1390-11-15 16:48
اگر کل اینترنت رو هم بگردیم جز چند سایت از این کتاب مطلبی ننوشتند. این نشونه ارزش بالای سایت شماست. خوشحالم که طی یک سرچ اتفاقی در مورد یک مقاله با سایت شما آشنا شدم. هر چند فکر کنم برای خانم ها باشه اما این مطلب شما منو جذب کرد.
همیشه در راه فرهنگ سازی موفق باشید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # saraK 1391-02-03 12:04
این کتابو الان از کجا میشه خرید؟ میشه داستانشو تو سایت چاپ کنید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1391-02-03 12:39
سارای عزیز، برای خرید کتاب می تونید به شهر کتاب ها یا کتابفروشی ها مراجعه کنید. متاسفانه امکان انتشار کل کتاب در سایت وجود ندارد. ممنون که همراه ما هستید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نومان 1391-03-01 23:50
من این کتابو خوندم بنظرم خیلی کتاب خوبیه، خوشحالم معرفیش کردید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

اخبار کوتاه ار سینما و صحنه

  کن به یاری هائیتی شتافت * «شون پن»، بازيگر سرشناس هاليوودي براي آوارگان هائيتي در جشنواره‌ي فيلم كن مراسم جمع‌آوري اعانه برگزار مي‌كند. برگزاركنندگان شصت‌وپنجمين جشنواره‌ي فيلم كن اعلام كردند، «شون پن» با برگزاري مراسم‌ جمع‌آوري كمك‌هاي مالي براي مردم مصيبت‌زده‌ي هائيتي،   اين رويداد سينمايي معتبر خواهد بود. اين مراسم كه روز 18 مي برگزار خواهد شد، همراه با يك ضيافت شام است كه مهمانان ويژه به كمك مردم ميصبت‌زده در هائيتي خواهند آمد. بازهم جایزه برای جدایی * فيلم «جدايي نادر از سيمين» ساخته‌ اصغر فرهادي عنوان بهترين فيلم خارجي را از جوايز فيلم «ديويد دوناتلو»، معروف به اسكار سينماي ايتاليا به دست آورد. جالب اینکه رقبای او در این جشنواره، مارتین اسکورسیزی برای «هوگو»، ترنس مالیک برای «درخت زندگی» و جرج کلونی برای «عید مارس» بودند. کلاه قرمزی به خانه ها آمد * مجموعه‌ «كلاه قرمزي» كه نوروز امسال از تلويزيون پخش شد، به مرور توسط موسسه هنرنماي «پارسيان» وارد شبكه نمايش خانگي مي‌شود. هفته گذشته قسمت اول اين مجموعه با عنوان خواهر پسر عمه‌زا وارد شبكه نمايش خانگي شد و در اواخر ارديبهشت هم قسمت دوم با عنوان «عيدي بده» عرضه مي‌شود. سيزده قسمت اين مجموعه به مرور ماهي، دو قسمت عرضه خواهد شد. فصل دوم روی صحنه * نمایش "فصل دوم" با کارگردانی افسانه ماهیان و دراماتوروژی محمد یعقوبی و با حضور چهره های شناخته شده بازیگری تئاتر تیرماه سال جاری در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود. قرار است در این اثر نمایشی که دراماتورژی آن بر عهده محمد یعقوبی است مریلا زارعی، علی سرابی، آیدا کیخایی و مسعود میرطاهری به ایفای نقش بپردازند.   گلزار و حیایی جفت شش آوردند * فیلم سینمایی «جفت شیش» قرار است کلید بخورد تا دوباره محمدرضا گلزار و امین حیایی روبروی هم قرار بگیرند. بهمن گودرزی فیلم سینمایی «جفت شیش» را بر اساس فیلمنامه‌ای از آرش قادری مقابل دوربین ‌می برد که عملا دنباله ای بر «شیش و بش» خواهد بود. مرتضی شایسته تهیه کنندگی این کار را بر عهده دارد. گپ فعلا نمی آید * رامبد جوان روی صفحه شخصی اش در فیس بوک نوشت که مجموعه تلویزیونی «گپ» به کارگردانی خودش، این هفته از آی فیلم پخش نخواهد شد. او دلیل این موضوع را آماده نشدن زیرنویس عربی آن عنوان کرده است اما شنیده هایی هم مبنی بر توقیف شدن این برنامه به گوش می رسد. خصوصا که یادداشت های تند و تیزی علیه همان تک برنامه ای که پخش شد، نوشته و منتشر شده است.

نیمه شب در پاریس

یکی از فیلم هایی که در جشنواره کن 2011 بسیار درخشید فیلم "نیمه شب در پاریس" ساخته ی وودی آلن میباشد. داستان فیلم درباره گیل (اوون ویلسون) و اینز (ریچل مک آدامز) است که تازه با هم ازدواج کرده اند و برای تعطیلات به همراه خانواده اینز به پاریس آمده اند.
حقایقی درباره فیلم تایتانیک کیارستمی دوباره در ایتالیا فیلم میسازد برای کیت سن مهم نیست سرانجام "عشق" نخل طلا گرفت «بن كینگزلی» در نقش ابوعلی سینا

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد " بادها به نفع کودکان می وزند " "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

قوالی تو را تا خدا می برد

چند نفر دور هم روی زمین می نشینند. یك ساز كوبه ای دارند كه اغلب یك طبلا و دوهلك است و آكاردئون یا ساز هندی در میان سازهای ساده و اندك قوالی دیده می شود.

بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا

به گزارش تازه مجله فوربس «بیانسه» سوپراستار جهانی موسیقی پاپ پردرآمدترین هنرمند موسیقی‌ زن جهان در سال ۲۰۱۴ بوده است. بیانسه این موفقیت را مدیون انتشار آخرین آلبومش به نام «بیانسه» و تور جهانی کنسرت‌هایش است. در طول سال ٢٠١۴ بیانسه در بیش از ۹۵ شهر دنیا به روی صحنه رفته و هر یک از این کنسرت‌ها به طور میانگین درآمدی در حدود دو و نیم میلیون دلار نصیب این خواننده پرطرفدار کرده است. تنها یکی از ترانه‌های آلبوم تازه بیانسه به نام «مست عشق» که با همراه همسرش جِی زی اجرا کرده، بیش از یک میلیون کپی فروش داشته است. 
یک ایرانی در گروه آرکایو امکان پخش صدای آواز زنان حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود گروه دارکوب می کوبد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

امیر آقایی در گالری سیحون

باز هم گالری سیحون و این بار همکاری با موسسه خیریه بهنام دهش پور.

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی نمایشگاه عکس رضا میلانی

ادبیات

گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست

همه آنچه بسیاری ازما از دنیای مد می دانیم بسیار اندك است. سالن های دراز و دخترانی با چهره های بی حالت و آرایش های عجیب و غریب كه روی صحنه رژه می روند.هفته مد میلان، هفته مد نیویورك، هفته مد پاریس.

یادداشتهای ژوزه

ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتقالی را اکثر علاقمندان به کتاب و مطالعه می شناسند. وی در سال 1922 بدنیا آمد و در سال 1998  موفق به کسب جایزه نوبل در رشته ادبیات گشته است. از آثار مهم او میتوان به غار، کوری و همه نامها اشاره نمود. آخرین اثر چاپ شده از او اما در حقیقت یادداشتهای روزانه او  در آخرین سالهای زندگیش است. این یادداشتها شامل نقدها نظرات و خاطرات او از وقایع و اتفاقات دنیای پیرامون وی است که به قلمی روان و سبک نگاشته شده است. خواندن این کتاب را با ترجمه مصطفی اسلامیه و توسط نیکو نشر مشهد چاپ گردیده را به کلیه علاقمندان مطالعه توصیه می نماییم. یادداشت ذیل را که ساراماگو در 22 ژوئیه سال 2009، تقریبا چنین روزهایی از سال , و چند ماه قبل از مرگش در سال 2010 نگاشته با هم مطالعه می نماییم. 21 ژوییه : ماه چهل سال پیش من هنوز در خانه ام تلویزیون نداشتم. پنج سال بعد، یعنی در 1974 ، تلویزیون کوچکی خریدم تا خبرهای مربوط به نوع دیگری از فرود به ماه را که برای ما تجربه ی انقلاب آوریل بود، تماشا کنم. این بود که برای بحث درباره ی آن فرود آمدن اصلی، به سراغ دوستانی می رفتم که از آخرین پیشرفت های فناوری خبری داشتند و از این راه ضمن خوردن آب جو و جویدن میوه های خشک شده ، پیاده شدن در ماه را از تلویزیون تماشا کنم. در آن روزها ستونی در روزنامه ی عصرانه ی کاپیتال داشتم که کمی بعد مجموعه اش در کتابی با عنوان از این دنیا و دنیای دیگر چاپ شد. در دو تا از این ستون ها درباره ی دستاورد مردم آمریکای شمالی اظهار نظر کردم که نه تند و تیز بود نه شکاکانه – که به سرعت داشت مد روز می شد – بود . حالا که دوباره خوانم شان ، به این نتیجه ی غم انگیز رسیدم که بشر به هیچ وجه گام بزرگی برنداشته است و آینده ی ما نه در میان ستارگان، بلکه همیشه روی زمین و جایی است که بر آن ایستاده ایم – در نخستین آن ستون ها نوشته بودم ، (( بگذارید زمین را از دست ندهیم ، زیرا این تنها راه از دست ندادن ماه است. )) زمین را مثل ماه کنونی غیر ثابت تصور کردم و ادامه دادم، (( همه ی این ها مثل اپینرودی از یک فیلم علمی – تخیلی ، از لحاظ فنی ابتدایی ، به نظر می رسد . حتی حرکت فضانوردان شباهت اشکاری به لعبتک ها دارد ، گویی که دست ها و پاهایشان با نخ نامرئی کشیده می شود، نخ های بسیار درازی که سرشان به دست متخصصان پایگاه هوستن است و از آن جا حرکت های لازم در فضا را تنظیم می کنند . همه چیز تا آخرین ثانیه اش برنامه ریزی شده و حتی احتمال خطر هم در آن گنجانده شده است . در این بزرگ ترین ماجراجویی تاریخ هیچ جایی برای ماجراجویی نیست.)) و در همان جا بود که تخیلم به کار افتاد و به من خبر داد که سفر به ماه نه جهشی در فضا که جهشی در زمان بوده است . با این ادعا که فضانوردان به پرواز در آمده ، در خط زمان سفر کرده و به زمین بازگشته اند ، اما نه این زمینی که می شناسیم – سفید، سب ، خرمایی و آبی – بلکه به زمین آینده ، زمینی که هنوز بر همان مدار می چرخد ، به دور خورشیدی خاموش ، زمینی مرده ، تهی از انسان ها ، پرنده ها ، گل ها ، بدون خنده ، بدون کلامی از عشق . سیاره ای بی فایده ، مثل داستانی قدیمی که کسی نیست آن را نقل کند . زمین خواهد مرد ، همان چیزی خواهد شد که امروز ماه است – نوشته ام را این طور پایان داده بودم . دست کم قصه دور و دراز فلاکت ، جنگ ، گرسنگی و شکنجه ای که تا به امروز بوده تا ابد نمی پاید. مبادا که از امروز به بعد شروع کنیم به گفتن این که انسان ابداٌ سزاوار این تقدیر نبود. خواننده هم راًی خواهد بود که اندیشه های من، با خوب و بدش ، در این چهل سال تغییر چندانی نکرده است. واقعاٌ نمی دانم که باید خودم را تشویق کنم یا سرزنش؟
۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت شازده کوچولو وانهاده میلاد مهدی (عج) مبارک باد ما همه اسیر غروریم