1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ویسلاوا شیمبورسکا Wislawa Szymborska، شاعر لهستانی و برنده جایزه ادبیات نوبل در سن 88 سالگی در گذشت. عصر چهارشنبه گذشته، شیمبورسکا که به سرطان ریه مبتلا بود، در منزلش در شمال کیف بدرود حیات گفت.

به گفته کاتارزنیا کولند ازالسکا، روزنامه نگار و از دوستان نزدیک شاعر، او در حالیکه در میان جمعی از اقوام و دوستانش احاطه شده بود درگذشت.

کمیته جایزه نوبل، لقب " موتزارت شعر " را به او داد، زنی که وقار زبان را به لطافت طبع بتهوون گره زد، شاعری که جدی ترین موضوعات را با طنزی زیبا و فاخر درآمیخت.

در حالیکه شیمبورسکا، سالیان سال از مهمترین چهره های ادبی لهستان به شمار می آمد، مردم دنیا با زبان زیبای او آشنایی نداشتند تا زمانی که در سال 1996 برنده جایزه نوبل ادبی شد.او دارای اندیشه های سیاسی خود نیز بود و گرایش های سیاسی خود ر ا آشکار می کرد. همچنین زبان شعری او سرشار از طنزی است که به شکلی تاثیر گذار و عمیق استفاده شده است.

او برای بیان هر مفهومی از یک تصویر خاص استفاده می کرد؛ گربه ای تنها در یک آپارتمان خالی، پنکه ای کهنه در یک موزه و تصاویری از این دست، ابزاری برای نشان دادن موضوعاتی از قبیل عشق، مرگ و فقدان در شعر شیمبورسکا بودند.

رادک سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان در پیامی مرگ این شاعره را ضایعه ای غیر قابل جبران برای فرهنگ لهستان دانست.

سال گذشته برونیسلا کوموروسکی، رییس جمهور، بالاترین نشان لیاقت فرهنگی لهستان یعنی عقاب سفید را برای پاسداشت تلاش های ادبی وی طی قرن گذشته به او اعطا کرد.

در واکنش به مرگ شاعر، رییس جمهور در یادداشتی نوشت: او برای مردم لهستان روح زبان شان بود. کسی که به زیبایی و عظمت کلمات قدرت می بخشید. ما در اشعار وی اندرزهایی درخشان می یافتیم که فهم و درک زندگی را برای ما آسان تر می کرد.

شیمبورسکا تا جاییکه وضعیت سلامتش اجازه می داد بر روی اشعار جدید کار می کردولی زمان کافی برای بازنویسی و ورایش آنهارا برای چاپ کتاب جدید که قصد انتشار آن را داشت، پیدا نکرد. این کتاب در سال جاری در حالی منتشر خواهد شد که شاعر دیگر در قید حیات نیست.

کسب جایزه نوبل در زندگی و اشعار شیمبورسکا انقلاب بزرگی بوجود اورد و همزمان وی را ناچار کرد از زندگی شخصی اش بیش از پیش مراقبت کند. اما در عین حال این اتفاق برای وی یک لذت و یک افتخار بزرگ بود. اتفاقی که لپبرای وی دوستان جدید و تغییرات مثبتی به ارمغان آورد.

طی 6 دهه نگارش، شیمبورسکا کمتر از 400 شعر منتشر کرده است. در پاسخ به سوالی که در مورد کم کاری وی از او پرسیده شده اینگونه پاسخ داده است:در اتاق کار من سطل آشغالی وجود دارد. من هر روز صبح شعری که دیروز عصر نوشته امن را دوباره می خوانم و باید بگویم تنها بعضی از اشعار جان سالم به در می برند.

شیمبورسکا، در 2 جولای 1923، در دهکده بنین در غرب لهستان به دنیا آمد.

8 سال بعد به همراه پدر و مادرش به کراکف نقل مکان کرد، جاییکه بزرگترین دستاوردهای ادبی و هنری اش را بوجود آورد و تا زمان مرگ در همان جا زندگی کرد.

شعری از ویسلاوا شیمبورسکا، از مجموعه شعر آدم ها روی پل

    هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

    هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

    و اتفاق نخواهد افتاد. به همین دلیل

    ناشی به دنیا آمده ایم

    و خام خواهیم رفت.

    حتا اگر کودن ترین شاگردِ مدرسه ی دنیا می بودیم

    هیچ زمستانی یا تابستانی را تکرار نمی کردیم

    هیچ روزی تکرار نمی شود

    دوشب شبیه ِ هم نیست

    دوبوسه یکی نیستند

    نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نیست

    دیروز ، وقتی کسی در حضور من

    اسم تو را بلند گفت

    طوری شدم، که انگار گل رزی از پنجره ی باز

    به اتاق افتاده باشد.

    امروز که با همیم

    رو به دیوار کردم

    رز! رز چه شکلی است؟

    آیا رز، گل است؟ شاید سنگ باشد

    ای ساعت بد هنگام

    چرا با ترس بی دلیل می آمیزی؟

    هستی - پس باید سپری شوی

    سپری می شوی- زیبایی در همین است

    هر دو خندان ونیمه در آغوش هم

    می کوشیم بتوانیم آشتی کنیم

    هر چند باهم متفاوتیم

    مثل دو قطره ی آب زلال.

دیدگاه‌ها  

+1 # solmaz 1390-11-17 09:29
sherasho doust dashtam hamishe:(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مراد 1390-11-17 09:30
میرن آدما!! از اونا فقط شعراشون باقی می مونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # kiana 1390-11-17 09:31
aghaye morad lotfan adab ro reayat konid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سیما 1390-11-17 09:33
منو یاد خانم مارپل میندازه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهین 1390-11-17 09:58
به به نقل از سیما:
منو یاد خانم مارپل میندازه

به خاطر رژ لبشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مراد 1390-11-17 09:34
برای سولماز خانموه خوندم که غمش کمتر بشه. نمیبینی ناراحتند؟
مگه فحش دادم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ramin 1390-11-17 09:35
sherash vaghean ziba bud. khoda rahmatesh kone
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # همنشین بهار 1391-07-08 18:55
پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد ویسلاوا شیمبورسکا

http://www.youtube.com/watch?v=Z2xelMSM9Gw

سلام بر شما. مقاله ضمیمه با ویدیوی مربوط به آن تقدیم می‌شود.

http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=27134

با قدردانی از زحمات تان
همنشین بهار

***
http://www.youtube.com/user/hamneshinebahar?feature=mhee
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

حضور پر رنگ فیلمهای ایرانی در جشنواره فیلم ونیز امسال

در دومين روز هفتاد و يکمين دوره جشنواره فيلم ونيز، نوبت نمايندگان جريان رسمی سينمای داخل ايران بود تا در اين جشنواره به نمايش درآيند. فيلم «قصه ها» ساخته رخشان بنی اعتماد در بخش اصلی (مسابقه) اکران شد و فيلم «ملبورن» ساخته نيما جاويدی در بخش هفته منتقدان. در اين ميان نمايش فيلم قصه ها به دليل حضورش در بخش مسابقه، با استقبال بيشتری همراه بود. اين فيلم که سال ۱۳۹۰ ساخته شده، روايتی است از وضعيت و حال و روز شخصيت های فيلم های قبلی خانم بنی اعتماد در اين سال. بسياری از شخصيت های فيلم های قبلی اين کارگردان شناخته شده سينمای اجتماعی ايران از جمله نوبرِ فيلم «روسری آبی»، عباس و طوبای فيلم «زير پوست شهر» و آقای حليمی فيلم «خارج از محدوده» اغلب با بازی همان بازيگران در فيلم حضور دارند که بر مبنای قطعه داستان های مجزا برخوردهايی با هم دارند و کارگردان بر مبنای ساختار نيمه اپيزوديک در زمان های مختلف روايتی از آنها ارائه می دهد. نگاه فيلمساز به اين شخصيت ها اما چندان خوش بينانه نيست . تقريبا تمام آنها درگير مشکلاتی سخت تر و پيچيده تر از گذشته هستند و وضعيت زندگی آنها بهبود چندانی نسبت به زمان گذشته نکرده است. قصه ها با اشاره آشکاری به روايت داستانش در زمان پس از انتخابات سال ۸۸، تاحدودی از تبعات آن اتفاق بر برخی شخصيت های فيلم صحبت می کند و حضور مستندسازی در ميان شخصيت هايش که همواره برای ثبت اتفاقات با محدوديت هايی درگير هست، يادآور خود فيلمساز است. انبوه اين اشاره ها و ارجاعات به فيلم ها و وقايع ديگر شاید تاحدودی برای بيننده ای که فيلم های قبلی فيلمساز را نديده بويژه تماشاگران خارجی کمی گيج کننده به نظر برسد، اما ساختار محکم فيلم و شيوه روايت گرايانه مستندگونه اش تماشاگر ناآشنا را هم تا پايان همراه نگه می دارد. هرچند با حضور رقبای قدرتمندی از کشورهای مختلف پيش بينی کسب جايزه برای فيلم بسيار سخت است. قصه ها با آنکه سال گذشته پس از گذشت ۲ سال از ساختش در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد، در ايران هنوز فرصت اکران عمومی نداشته است. «ملبورن»؛ متاثر از فيلم های اصغر فرهادی فيلم ديگر ايرانی نمايش داده شده در روز دوم جشنواره ساخته اول سازنده اش با نام «ملبورن» بود.  کارگردان این فيلم نيما جاويدی است. فيلمی که به واسطه نوع پرداخت و داستان و شخصيت هايش تا حدود زيادی يادآور فيلم های اصغر فرهادی فيلمساز تحسين شده سال های اخير ايران است. فيلم روايت ساعات پايانی حضور زوج جوانی در ايران است که راهی استراليا برای تحصيل و زندگی هستند. وقوع اتفاقی هولناک آنها را درگير روند پايان ناپذيری از دروغ و پنهان کاری می کند. فيلم روايت پرانتقادی از عملکرد طبقه متوسط ايران امروز و مسوليت ناپديری بی پايان اين طبقه ارائه می دهد که به گفته سازنده اش پس از نمايش فيلم، اين مسوليت نپديرفتن نزد جوانان ايران بسيار رواج يافته است.باوجود شروع قابل قبول، فيلم در ادامه در روايت داستانش دچار کمبود و تکرار می شود اما در مجموع در ايجاد تنش و عصبيت ناشی از التهاب فضا موفق است. در ادامه جشنواره روز جمعه فيلم ديگری از يک فيلمساز ايرانی تبار در بخش مسابقه به نمايش در می آيد. اين فيلم «۹۹ خانه» نام دارد و ساخته رامين بحرانی است. نام امير نادری فيلمساز قديمی ايرانی هم به عنوان يکی از نويسندگان فيلمنامه به چشم می خورد.  ضمن اينکه اندرو گارفيلد بازيگر جديد نقش پيتر پارکر در سری فيلم های مرد عنکبوتی بازيگر اصلی اين فيلم است.  

مروری بر هنر در هفته آخر دی ماه

اتفاقات دنیای هنر در این هفته، معطوف به خبر فیلم موفق" جدایی نادر از سیمین" و برنده شدن این فیلم در گولدن گلوب بود. خبر های هنری هفته گذشته را با  اخباری از کنسرت های جدید و آخرین شنیده ها از جشنواره فیلم فجر مرور می کنیم:
مروری بر دنیای هنر در هفته‌ چهارم تیر مروری بر هنر در هفته سوم آذر ۵۰ سالگی کیانو ریوز، ستاره "ماتریکس" رکورد فروش فیلم در فرانسه با " جدای نادر از سیمین" پرفروش ترین فیلمهای سینمای ایران در سالی که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی در تالار قشقایی ببینیم " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

شب پر ستاره مازیار فلاحی

دیشب در برج میلاد شبی متفاوت بود. مازیار فلاحی خواننده ای که این روز ها خیلی طرفدار پیدا کرده است، روی سن ستاره باران برج میلاد آمد و همزمان با روز تولدش در برج میلاد کنسرتی برگزار کرد که مورد استقبال بسیار قرار گرفت.

خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

کونچیتا وورست، خواننده تراجنسی اتریشی، با ترانه "همچون ققنوس برخیز" در پنجاه و نهمین دوره از مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن مقام اول را به دست آورد. کپنهاگ، پایتخت دانمارک، میزبان برگزاری یوروویژن ۲۰۱۴ بود. مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن که پنجاه و نهمین دوره از آن شامگاه شنبه (۱۰ مه) در کپنهاگ برگزار شد، از سنتی دیرینه برخوردار است و از جمله محبوب‌ترین و پرهیجان‌ترین مسابقات موسیقی در سطح اروپا محسوب می‌شود. برنده‌ی این دوره از یوروویژن کونچیتا وورست، ستاره و خواننده تراجنسی اتریشی بود. این دومین بار است که اتریشی‌ها توانسته‌اند در این مسابقه ترانه‌خوانی اول شوند. نخستین پیروزی اتریشی‌ها به سال ۱۹۶۶ میلادی و ترانه‌ی "سپاس عزیزم" برمی‌گردد که اودو یورگنز خوانندگی آن را برعهده داشت. ترانه کونچیتا که "همچون ققنوس برخیز" نام داشت، با ۲۹۰ امتیاز رقیبان اصلی خود از هلند و سوئد را با اقتدار پشت سر گذاشت و رتبه اول را به خود اختصاص داد. این ترانه به ترانه‌های متن فیلم‌های جیمز باند، مامور ۰۰۷ بی‌شباهت نبود. کونچیتا وورست ۲۵ ساله که صدایی زنانه و ریشی آراسته دارد، پس از این موفقیت هق‌هق‌کنان گفت: "من این شب را به تمامی کسانی تقدیم می‌کنم که به صلح و آزادی باور دارند. ما با یکدیگر متحدیم.» نمایندگان هلند و سوئد با ۲۳۸ و ۲۱۸ امتیاز به ترتیب در مقام‌های دوم و سوم جای گرفتند. نماینده‌ی ارمنستان مقام چهارم و آلمان مقام هجدهم را کسب کرد. برندگان یوروویژن را با رای شهروندان کشورهای شرکت‌کننده به یکدیگر مشخص می‌شود؛ روندی که در آن مسایلی چون همسایگی و سیاست نیز می‌توانند نقش بازی کنند.
جرج مایکل درگذشت خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان گرانترین آلبوم موسیقی جهان مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.

"تجربه زیست شده" پگاه لاری

نمایشگاه نقاشی پگاه لاری، با عنوان " تجربه زیست شده"، جمعه 15مهر ماه افتتاح می شود و تا 25 مهر ماه برای بازدی عموم دایر است.
فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران اولین موزه زیر آب جهان نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون نمایشگاه مجسمه ها نمایشگاه لباس و زیورآلات

ادبیات

داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور

نوشته مرضیه محمدپور...همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود...

یادداشتهای ژوزه

ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتقالی را اکثر علاقمندان به کتاب و مطالعه می شناسند. وی در سال 1922 بدنیا آمد و در سال 1998  موفق به کسب جایزه نوبل در رشته ادبیات گشته است. از آثار مهم او میتوان به غار، کوری و همه نامها اشاره نمود. آخرین اثر چاپ شده از او اما در حقیقت یادداشتهای روزانه او  در آخرین سالهای زندگیش است. این یادداشتها شامل نقدها نظرات و خاطرات او از وقایع و اتفاقات دنیای پیرامون وی است که به قلمی روان و سبک نگاشته شده است. خواندن این کتاب را با ترجمه مصطفی اسلامیه و توسط نیکو نشر مشهد چاپ گردیده را به کلیه علاقمندان مطالعه توصیه می نماییم. یادداشت ذیل را که ساراماگو در 22 ژوئیه سال 2009، تقریبا چنین روزهایی از سال , و چند ماه قبل از مرگش در سال 2010 نگاشته با هم مطالعه می نماییم. 21 ژوییه : ماه چهل سال پیش من هنوز در خانه ام تلویزیون نداشتم. پنج سال بعد، یعنی در 1974 ، تلویزیون کوچکی خریدم تا خبرهای مربوط به نوع دیگری از فرود به ماه را که برای ما تجربه ی انقلاب آوریل بود، تماشا کنم. این بود که برای بحث درباره ی آن فرود آمدن اصلی، به سراغ دوستانی می رفتم که از آخرین پیشرفت های فناوری خبری داشتند و از این راه ضمن خوردن آب جو و جویدن میوه های خشک شده ، پیاده شدن در ماه را از تلویزیون تماشا کنم. در آن روزها ستونی در روزنامه ی عصرانه ی کاپیتال داشتم که کمی بعد مجموعه اش در کتابی با عنوان از این دنیا و دنیای دیگر چاپ شد. در دو تا از این ستون ها درباره ی دستاورد مردم آمریکای شمالی اظهار نظر کردم که نه تند و تیز بود نه شکاکانه – که به سرعت داشت مد روز می شد – بود . حالا که دوباره خوانم شان ، به این نتیجه ی غم انگیز رسیدم که بشر به هیچ وجه گام بزرگی برنداشته است و آینده ی ما نه در میان ستارگان، بلکه همیشه روی زمین و جایی است که بر آن ایستاده ایم – در نخستین آن ستون ها نوشته بودم ، (( بگذارید زمین را از دست ندهیم ، زیرا این تنها راه از دست ندادن ماه است. )) زمین را مثل ماه کنونی غیر ثابت تصور کردم و ادامه دادم، (( همه ی این ها مثل اپینرودی از یک فیلم علمی – تخیلی ، از لحاظ فنی ابتدایی ، به نظر می رسد . حتی حرکت فضانوردان شباهت اشکاری به لعبتک ها دارد ، گویی که دست ها و پاهایشان با نخ نامرئی کشیده می شود، نخ های بسیار درازی که سرشان به دست متخصصان پایگاه هوستن است و از آن جا حرکت های لازم در فضا را تنظیم می کنند . همه چیز تا آخرین ثانیه اش برنامه ریزی شده و حتی احتمال خطر هم در آن گنجانده شده است . در این بزرگ ترین ماجراجویی تاریخ هیچ جایی برای ماجراجویی نیست.)) و در همان جا بود که تخیلم به کار افتاد و به من خبر داد که سفر به ماه نه جهشی در فضا که جهشی در زمان بوده است . با این ادعا که فضانوردان به پرواز در آمده ، در خط زمان سفر کرده و به زمین بازگشته اند ، اما نه این زمینی که می شناسیم – سفید، سب ، خرمایی و آبی – بلکه به زمین آینده ، زمینی که هنوز بر همان مدار می چرخد ، به دور خورشیدی خاموش ، زمینی مرده ، تهی از انسان ها ، پرنده ها ، گل ها ، بدون خنده ، بدون کلامی از عشق . سیاره ای بی فایده ، مثل داستانی قدیمی که کسی نیست آن را نقل کند . زمین خواهد مرد ، همان چیزی خواهد شد که امروز ماه است – نوشته ام را این طور پایان داده بودم . دست کم قصه دور و دراز فلاکت ، جنگ ، گرسنگی و شکنجه ای که تا به امروز بوده تا ابد نمی پاید. مبادا که از امروز به بعد شروع کنیم به گفتن این که انسان ابداٌ سزاوار این تقدیر نبود. خواننده هم راًی خواهد بود که اندیشه های من، با خوب و بدش ، در این چهل سال تغییر چندانی نکرده است. واقعاٌ نمی دانم که باید خودم را تشویق کنم یا سرزنش؟
باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا ۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت روز بهترین دوست انسان اول اردیبشهت، روز ملی سعدی