ویسلاوا شیمبورسکا Wislawa Szymborska، شاعر لهستانی و برنده جایزه ادبیات نوبل در سن 88 سالگی در گذشت. عصر چهارشنبه گذشته، شیمبورسکا که به سرطان ریه مبتلا بود، در منزلش در شمال کیف بدرود حیات گفت.

به گفته کاتارزنیا کولند ازالسکا، روزنامه نگار و از دوستان نزدیک شاعر، او در حالیکه در میان جمعی از اقوام و دوستانش احاطه شده بود درگذشت.

کمیته جایزه نوبل، لقب " موتزارت شعر " را به او داد، زنی که وقار زبان را به لطافت طبع بتهوون گره زد، شاعری که جدی ترین موضوعات را با طنزی زیبا و فاخر درآمیخت.

در حالیکه شیمبورسکا، سالیان سال از مهمترین چهره های ادبی لهستان به شمار می آمد، مردم دنیا با زبان زیبای او آشنایی نداشتند تا زمانی که در سال 1996 برنده جایزه نوبل ادبی شد.او دارای اندیشه های سیاسی خود نیز بود و گرایش های سیاسی خود ر ا آشکار می کرد. همچنین زبان شعری او سرشار از طنزی است که به شکلی تاثیر گذار و عمیق استفاده شده است.

او برای بیان هر مفهومی از یک تصویر خاص استفاده می کرد؛ گربه ای تنها در یک آپارتمان خالی، پنکه ای کهنه در یک موزه و تصاویری از این دست، ابزاری برای نشان دادن موضوعاتی از قبیل عشق، مرگ و فقدان در شعر شیمبورسکا بودند.

رادک سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان در پیامی مرگ این شاعره را ضایعه ای غیر قابل جبران برای فرهنگ لهستان دانست.

سال گذشته برونیسلا کوموروسکی، رییس جمهور، بالاترین نشان لیاقت فرهنگی لهستان یعنی عقاب سفید را برای پاسداشت تلاش های ادبی وی طی قرن گذشته به او اعطا کرد.

در واکنش به مرگ شاعر، رییس جمهور در یادداشتی نوشت: او برای مردم لهستان روح زبان شان بود. کسی که به زیبایی و عظمت کلمات قدرت می بخشید. ما در اشعار وی اندرزهایی درخشان می یافتیم که فهم و درک زندگی را برای ما آسان تر می کرد.

شیمبورسکا تا جاییکه وضعیت سلامتش اجازه می داد بر روی اشعار جدید کار می کردولی زمان کافی برای بازنویسی و ورایش آنهارا برای چاپ کتاب جدید که قصد انتشار آن را داشت، پیدا نکرد. این کتاب در سال جاری در حالی منتشر خواهد شد که شاعر دیگر در قید حیات نیست.

کسب جایزه نوبل در زندگی و اشعار شیمبورسکا انقلاب بزرگی بوجود اورد و همزمان وی را ناچار کرد از زندگی شخصی اش بیش از پیش مراقبت کند. اما در عین حال این اتفاق برای وی یک لذت و یک افتخار بزرگ بود. اتفاقی که لپبرای وی دوستان جدید و تغییرات مثبتی به ارمغان آورد.

طی 6 دهه نگارش، شیمبورسکا کمتر از 400 شعر منتشر کرده است. در پاسخ به سوالی که در مورد کم کاری وی از او پرسیده شده اینگونه پاسخ داده است:در اتاق کار من سطل آشغالی وجود دارد. من هر روز صبح شعری که دیروز عصر نوشته امن را دوباره می خوانم و باید بگویم تنها بعضی از اشعار جان سالم به در می برند.

شیمبورسکا، در 2 جولای 1923، در دهکده بنین در غرب لهستان به دنیا آمد.

8 سال بعد به همراه پدر و مادرش به کراکف نقل مکان کرد، جاییکه بزرگترین دستاوردهای ادبی و هنری اش را بوجود آورد و تا زمان مرگ در همان جا زندگی کرد.

شعری از ویسلاوا شیمبورسکا، از مجموعه شعر آدم ها روی پل

    هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

    هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

    و اتفاق نخواهد افتاد. به همین دلیل

    ناشی به دنیا آمده ایم

    و خام خواهیم رفت.

    حتا اگر کودن ترین شاگردِ مدرسه ی دنیا می بودیم

    هیچ زمستانی یا تابستانی را تکرار نمی کردیم

    هیچ روزی تکرار نمی شود

    دوشب شبیه ِ هم نیست

    دوبوسه یکی نیستند

    نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نیست

    دیروز ، وقتی کسی در حضور من

    اسم تو را بلند گفت

    طوری شدم، که انگار گل رزی از پنجره ی باز

    به اتاق افتاده باشد.

    امروز که با همیم

    رو به دیوار کردم

    رز! رز چه شکلی است؟

    آیا رز، گل است؟ شاید سنگ باشد

    ای ساعت بد هنگام

    چرا با ترس بی دلیل می آمیزی؟

    هستی - پس باید سپری شوی

    سپری می شوی- زیبایی در همین است

    هر دو خندان ونیمه در آغوش هم

    می کوشیم بتوانیم آشتی کنیم

    هر چند باهم متفاوتیم

    مثل دو قطره ی آب زلال.