سلامت روان

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
در طی سال‌های گذشته همه جا صحبت از « روانشاسی مثبت» بوده است و مجموعه وسیعی از تحقیقات در باره ذاتِ مهربان و سخت کوش انسان‌ها به رشته تحریر در آمده است. اما ادعاهای مثبت در باره وضعیت روحی و روانی انسانها، با مجموعه مداومی از تحقیقات جدید روبرو شده است که هدفش نشان دادن ذات بدخواه بخشی از انسان ها است. تیم تحقیقاتی روانشناس و استاد دانشگاه های معتبر امریکا دکتر Delroy L. Paulhus  در گزارشی که در « مسیر کنونی علم روانشناسی» منتشر کرده اند قادر به شناسایی و تفکیک چهار شخصیت ناجور در اجتماع انسانی شده اند. این چهار نوع به ترتیب، خودشیفتگان، ماکیاولی ها؛ مردم آزارها و سادیست‌ها هستند. نکته ناراحت کننده و ترسناک قضیه این است که هر چهار نوع افراد سیاه دل و بی رحم فوق، برعکسِ تعبیر همیشگی، افراد شاد و خونگرمی هستند و در وهله اول آشنایی، از خود رفتار دوست داشتنی و قابل اعتماد بروز می دهند ولی در ادامه، دمار از روزگار قربانیان شان در می آورند. گزارش دکتر Paulhus تلاش کرده است خصوصیات و خصلت های هر چهار گروه و نحوه اذیت و آزارشان را طبقه بندی کند. 1- خودشیفتگان این گروه از افراد به طور خستگی ناپذیر مشغول تبلیغ ویژگی های هستند که در خود سراغ دارند و به نظرشان، همان توانایی ها باعث برتری شان نسبت به بقیه می باشد. این گروه از افراد از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی کنند. 2 – ماکیاولی‌ها به اعتقاد دکتر Paulhus، این گروه، شارلاتان ترین نوع افرادهستند که فریب و دست به سر کردن مردم، از قابلیت های محرز آنها است. افرادی چون Bernard Madoff که استاد تقلب در سهام شرکت های بزرگ است با کلک های که زده است نه تنها رئیس بازار سهام نیویورک شده بود بلکه با پس انداز و ثروت میلیونها انسان نیز، بدون هیچ ترحمی بازی کرده بود. 3 – مردم آزار روانی این نوع افراد هم فریبکاران ماهری هستند و هم از اذیت دیگران، لذت می برند. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارند. آنها با خونسردی تمام، بدذاتی شان می تواند همراه با خشونت و قتل هم باشد. این گروه به خاطر اینکه هیچ احترام و احساسی برای دیگران قائل نیستند مثلا می توانند در مصاحبه شغلی، خیلی خوب جلوه کنند. از اعتماد به نفس بالایی برای انجام حیله های خطرناک شان بر علیه دیگران برخوردارند. نمونه های افراطی شان همان قاتلان زنجیره ای هستند ولی به اعتقاد دکتر Paulhus، بخش قابل توجهی از این جماعت مردم آزار و روانی، در حالت های خفیف تر در جامعه مشغول زندگی هستند و با دقت و پنهان کاری، مشغول اذیت و آزار افرادی هستند که به پست شان می خورند. 4 – سادیست ها  این نوع افراد ناهنجار، در حد متوسط، همه خصوصیات 3 گروه دگر یعنی بی رحم، شارلاتان و مردم آزار بودن را در خود دارند به اضافه اینکه، به شدت از اذیتی که به دیگران روا می دارند لذت می برند. این نوع مریض های مردم آزار تمایل شدیدی دارند که عمل وقیح و خشن خود را در لوای یکی از شغل هایی که امکان اذیت بیشتری به انها می دهد ادامه دهند. از دید دکتر Paulhus، خیلی از آنها در  سازمان های پلیسی و نظامی مشغول کار می شوند چون می توانند از موقعیت و قدرتی که نصیب شان می شود بیشترین سواستفاده را بکنند. البته این به هیچ وجه به معنی آن نیست که همه کارمندان قوای مجریه اینگونه هستند ولی بخش قابل توجهی از سادیست ها در این مراکز کار می کنند تا بتوانند با پوشش قانونی، به رفتار خطرناک و بیرحمانه خود جامه عمل بپوشانند.  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
بر طبق تعریفی که از نظر علمی برای افسردگی پذیرفته‌شده است، پدیده‌های نظیر تشوش، بی‌خوابی، دل‌سردی، ضعف، بی‌میلی، تردید، پریشانی، بی‌توجهی به فعالیت‌های روزمره، احساس عذاب از زبونی و شکست و افکار مربوط به مرگ و خودکشی، از جملهٔ علایم این بیماری هستند. دکتر فریتس، پروفسور دانشگاه مذهبی شهر کامپن هلند، دلایل کاملا متفاوتی را برای افزایش قابل ملاحظه افسردگی در جوامع اروپایی بر می شمرد. او به این نکته اشاره می‌کند که ضعیف‌ترشدن بیش از پیش چتر حمایتی دولت‌های اروپایی برای افراد کم‌درآمد جامعه، به‌خصوص در 35 سال گذشته، مغایر با ادعایی است که معتقد است اروپایی‌ها از سر سیری و دل‌خوشی به افسردگی می رسند. آمار می گوید افزایش درصد افسردگی در چندین دههٔ گذشته، با کاهش استاندارد زندگی و افزایش افرادکم درآمد در اروپا هم‌زمان بوده است. دکتر فریتس به این نکته می‌پردازد که مشکل روحی بشر از آن موقع آغاز گشت که نیچه، فیلسوف آلمانی، از مرگ خدا سخن گفته است. دکتر فریتس معتقد است پس از آنکه که همهٔ وظایف خداوندی به انسان قرن بیستم محول شد و وقتی که دست سرنوشت و جبر الهی از ذهن بشر جدا گشت، بشر مسوولیت بزرگی را بر دوش خود حس کرد که از نظر روحی آمادگی آن را نداشت. بشر، وقتی دست رد به سینهٔ تقدیر زد و سرنوشت از پیش تعیین شده را نپذیرفت، هر چند از گناه فاصله یافت ولی عذاب جدیدی گریبان روح‌اش را گرفت که پایه و اساس افسردگی فراگیرش گشت. در نگاه دکتر فریتس، وقتی بشر نتوانست در دنیای بی‌ در و پیکری که فقط بر پایهٔ سود شخصی قرار گرفته به آرامش و بی‌نیازی برسد جای گناه را با شرم عوض کرد. شرمی که انسان هر چه بیشتر تلاش کند بیشتر از همیشه در آن غوطه‌ور می‌گردد. دکتر فریتس افسردگی را نوعی خودآزاری می‌پندارد، او می‌گوید ما از فرهنگ گناه فاصله گرفتیم و به دامان فرهنگ شرم درغلتیدیم؛ شرم نه از دیگران بلکه از باختن و کوتاه‌ آمدن و نفر اول نبودن. دکتر اخلاقیات و استاد دانشگاه فلسفهٔ مذهبی به بشر معاصر رسما وعدهٔ بازگشت به گذشته را نمی‌دهد و خواهان باز‌گرداندن خدای مرده‌ای که نیچه اعلام‌اش کرده است نیست، اما تنها راه کنترل افسردگی را در این می‌بیند که بشر معاصر از مسابقهٔ ناتمامی که با خود برگزار کرده است دست بردارد. از دید این پروفسور مذهبی، دو راه انسانی در پیش روی بشریت وجود دارد؛ اولین راه آن است که امید و هدف بشر برای زندگی باید بیرون از انگیزه‌های فردی باشد. هرچند پروفسور خیلی دل‌ش می‌خواست که نام خدا را بیاورد ولی به این بسنده کرد که بشر باید دلیلی به غیر از منافع فردی داشته باشد. دومین راه گریز و نجات از افسردگی بشر معاصر در این نهفته است که خویشتن خویش را  در همان وضعیتی که هست بپذیرد، قابلیت‌ها و محدودیت‌های خویش را بپذیرد، با خودش آشتی کند و شرمسار خودش نباشد.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
خیلی از ما شاید با قرار گرفتن در یک وضعیت غیرعادی احساس ترس هم بکنیم ولی هجوم یک ترس ناگهانی بیشتر شبیهِ انفجار احساسات ترسناک است. حمله ای که بدون دلیل، دقایقی هولناک و ناگوار در افراد ایجاد می کند. هراس ناگهانی در اصل، یکی از شیوه های دفاع بدن است که فرمانش توسط مغز صادر می شود تا در لحظات بسیار خطرناک بین مرگ و زندگی، بدن را تا سرحد ممکن به واکنش وادارد. اینگونه حملات ناگهانی اتفاق بسیار نادری نیستند و حدود 5 درصد آدمها آن را تجربه می کنند ولی با این وجود، اطلاع عمومی مناسبی در باره شان وجود ندارد. اصل اول علمی و ثابت شده در باره هراس و وحشت ناگهانی این است که با وجود احساس خطری که در حین حمله وجود دارد ولی برای بدن خطری در بر ندارد. افراد ممکن است احساس خفگی کنند یا ترس از سکته یا وحشت از دیوانه شدن به ذهن شان خطور کند اما همه این علائم برای ایجاد زنگ خطر اضطراری و هشدار در بدن است و سریع محو می شوند. هشداری که در دوران نخستین  و بر اساس  ضرورت زندگی در طبیعت، در مغز ایجاد شد و این روزها کاربردی جز اذیت و وحشت بی دلیل ندارد. قانون دوم برای هجوم یک وحشت ناگهانی این است که  اگر مشاوره و درمان درست اتخاذ شود کاملا درمان پذیر است. تاثیرات این نوع حمله ها  که در تپش قلب و لرزش دست و بدن و عرق کردن یا تنگی نفس خود را نشان می دهد این توقع را ایجاد می کند که بدن نیازمند دارو برای کنترل این مشکل است. اما شواهد نشان داده است که بعضی داروهای تجویز شده برای حملات  هولناک، مسیر درمان را طولانی تر می کنند. هراس و وحشت ناگهانی چیست؟ هجوم ناگهانی یک ترس غیرقابل تحمل و بی دلیل که گاهی حدود ده دقیقه هم به طول می کشد با حملات اضطرابی فرق دارد. آدم مضطرب فکر می کند که اتفاق بدی قرار است برایش در آینده بیفتد ولی در هراس ناگهانی به نظر می رسد اتفاق در همین لحظه خواهد افتاد ترس شدیدی که حس از دست دادن هر نوع کنترل را در فرد ایجاد می کند. چون این خطر و ترس برای اکنون است، مغز فرمان « فرار» را به بدن صادر می کند که باعث هراس و وحشت غیرقابل باور می شود. فرمان صادر شده در مغز منجر به: تپش قلب، عرق کردن، لرزیدن، تنگی نفس، احساس خفگی، درد قفسه سینه، حالت تهوع، احساس جدا شدن از بدن خود، سرگیجه، بی حسی دور لب ها می شوند. بعضی هجوم های ترسناک مرتبط با شرایط هستند و به نظر می رسد دلیلی برایش وجود دارد. در یک محوطه شلوغ و در معرض دید همه بودن می تواند به شروع حمله ترسناک کمک کند. دوری گزیدن از شرایط  یا محل هایی که حمله صورت می گیرد  نمی تواند راه حل اساسی باشد چون پس از مدتی دلایلی که می توانند آغازگر هجوم ترس باشند مدام تغییر کنند حملات ترس و وحشتی هم هستند که بی دلیل ایجاد می شوند اما به مرور نشانه های اولیه و آشنای آن نظیر تپش قلب، به خودی خود به شروع کننده یک حمله کامل تبدیل می شوند. رفتار و شناخت درمانی Cognitive Behavioral Therapy (CBT) بهترین راه جلوگیری و مداوای این بیماری است. به شکل دقیقتر، این شیوه مشورت به فرد کمک می کند تکنیک های مشخصی را بیاموزد تا از ایجاد حملات جلوگیری کند یا آنها را به حداقل برساند. کتاب های بسیار موثری در این زمینه ها وجود دارند که افراد خودشان می توانند آن را تهیه و بر اساس تکنیک های ارائه شده به مقابله و ترمیم مشکل خود بپردازند. بی شک روانشناسان و مشاورین درمانی می توانند با با دقت و تاثیر کاملتری مراحل کنترل و درمان آن را در اختیار افراد قرار دهند.  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
خیلی وقت‌ها چیزی که باعث خشم و ناراحتی شماست فقط بهانه آن است. خشم احساسی است که به نظر می‌رسد به مرور زمان فرو می‌نشیند. در واقع، خیلی از افراد خشم را یک مشکل نمی‌دانند بلکه آن را واکنشی در برابر مشکل می‌دانند. حتی آدم‌های خونسرد هم در لحظاتی کنترل خشم را از دست می‌دهند. زمانی که کسی ناگهان جلوی ماشین می‌پیچد، یا زمانی که کودکی موبایل‌تان را داخل آب می‌اندازد یا موقعی که کارفرما سرتان داد می‌زند، طبیعی است که خشمگین ‌شوید. هر کسی متناسب با شخصیتش میزانی از خشم را نشان می‌دهد؛ ممکن است آن را کنترل کنید و زود به حالت عادی برگردید، ممکن است واکنش کمی نشان بدهید یا به راحتی خشم‌تان شما را وارد میدان جنگ کند. دیوید براش و جودیت ایو لیپتون، روان‌شناس و روانپزشک  در کتاب‌ «چرا مقابله به مثل، پرخاشگری و انتقام جویی؟» می‌گویند: این کاملا طبیعی است. خشم در ذات بشر و تمام موجودات از شامپانزه تا گربه و حتی پرندگان و ماهی‌هاست. همه موجودات خشم را بروز می‌دهند. در تست‌های آزمایشگاهی حیواناتی که به خاطر استرس به دیگران حمله‌ور می‌شوند، از حیواناتی که خشم خود را کنترل می‌کنند سالم‌تر هستند. پرخاشگری شکل‌های متفاوتی دارد که بعضی از آنها به راحتی برای رفتار شناس‌ها قابل اندازه گیری و تشخیص نیست. اما براش و جودیت در کتاب دیگری به نام «چه چیزی باعث خشم است»، از خشم‌های پنهان به عنوان احساسات قدرتمند پرده‌برداری کرده‌اند: افسردگی یک خشم پنهان است لیپتون معتقد است در تمام انواع افسردگی خشمی پنهان است. خشم و افسردگی از نظر لیپتون مثل کره و مربا هستند و کنار هم قرار می‌گیرند. فروید افسردگی را خشم بروز یافته می‌دانست. بزرگ‌ترین نشانه‌ای که فرد آیا افسرده مشکلاتی مرتبط با خشم دارد یا نه، این است که بفهمیم آیا او فردی خود تخریب است؟ فردی را در نظر بگیرید که بیش از یک سال است کاری ندارد و به جای جست‌وجوی یک کار تازه به دنبال گرفتن وام‌های تازه و خریدن لباس و درمان‌های گران قیمت است در حالی که هیچ کدام از این کارها حتی قدمی او را به خواسته‌هایش نزدیک نمی‌کند. چنین انتخاب‌های خودتخریبی، بیانگر آن هستند که این فرد نمی‌تواند آنچه را باعث ناراحتی‌اش است بیان کند. آرامش دروغین ممکن است این زن را بشناسید. شاید هم خودتان چنین زنی باشید؛ زنی که فکر می‌کند خیلی با روحیه است. هرچند یک هفته کاری وحشتناک بد داشته یا شب گذشته یک قرار عاشقانه مزخرف را پشت سر گذاشته، اما در مهمانی لباس خیلی عالی می‌پوشد، می‌خندد و به رئیس‌اش و رفتاری که با او داشته همراه با دوستانش می‌خندد. هیچ اشکالی ندارد که سعی کنیم لحظه‌های بد زندگی را خوشایند کنیم. این کاری است که هر کسی می‌کند. اینطور نیست؟ لیپتون می‌گوید این نظر اشتباه است. خندیدن و جوک گفتنی که دیگران را بد جلوه می‌دهد نوعی تلافی است. این نشانه آن است که شما نتوانسته‌اید مشکل را مستقیما با اشخاص حل کنید. مهربانی اغراق شده یکی از شکل‌های بسیار پنهان خشم به گفته لیپتون، مهربانی شدید است. لیپتون یک نمونه بسیار رایج این نوع مهربانی ناشی از خشم را رفتار مادرشوهر/مادر زنی می‌داند که دسر بسیار خوشمزه‌ای را سر میز شام می‌آورد یا سفره بسیار زیبا و پروپیمانی را برای خانواده می‌چیند ولی در واقع می‌خواهد به عروس/ دامادش بفهماند که باید بیشتر به او احترام بگذارند. او این کار را از روی مهربانی نمی‌کند بلکه این یک نوع بیان خشم است. خرده‌گیری‌های دائمی یک تاکتیک مشابه ارائه خشم، تصحیح دائمی دیگران است. مثل شوهری که به ظاهر برای کمک به همسرش ظرف‌های ماشین ظرفشویی را در می‌آورد و دوباره می‌چیند تا به همسرش نشان بدهد که این کار را درست انجام نداده است. یا زنی که به شریک زندگی‌ یا هم خانه‌اش می‌گوید که رخت‌ها را درست با ماشین نمی‌شوید. در حالی که هم‌خانه یا شریکش فقط روش متفاوتی دارد نه اینکه اشتباه می‌کند. لیپتون می‌گوید این رفتارها زیر پوشش آموزش، رفتارهایی خصمانه هستند. این یک بازی قدرت است و یک پرخاشگری غیرمستقیم است. در این حالت فرد پرخاشگر نمی‌خواهد چیز درستی را یاد بدهد یا «بگذار نشانت بدهم که چطور این کار را انجام بدهی» او در اصل می‌گوید: «احمق! بذار به تو نشان بدهم که چطور باید این کار را بکنی.» عشق‌ورزی اشتباه سه چیز است که انسان‌ها و حیوانات را تحریک می‌کنند؛ به نظر لیپتون، شهوت، ترس و خشم باعث می‌شوند تا ضربان قلب انسان تندتر شود، هضم غذا آرام‌تر شود و فشار خون بالاتر برود، در حالی که هر سه این موارد به هم مرتبط هستند. یک رفتار سکسی که باعث ناراحتی شریک‌تان شود به احتمال زیاد یک نوع ابراز خشم اوست. فردی که دائما به خودش می‌گوید: «همسر یا پارتنرم باید به نیازهای من توجه کند» یا «همسرم باید بیشتر به خودش برسد» در واقع در حال ابراز خشم است: این خشم به خاطر فکر کردن به «بایدها» است. باید بگوییم خشم باعث درد است. هرچند که بخواهیم درد را درمان کنیم، اما عامل آن همچنان باقی است و این خشم است که ریشه داده و باعث آزار و ناراحتی است. افسوس که ما نمی‌توانیم بفهمیم کی واقعا خشمگین هستیم. اما همین که اکنون می‌دانیم مقصر اصلی این درد، خشم است کمی احساس آرامش می‌کنیم. به عنوان مهم‌ترین قدم، تمام متخصصان پیشنهاد می‌دهند درباره آنچه باعث خشم‌تان می‌شود حرف بزنید. بهتر است درباره خشم با کسی حرف بزنید که باعث ناراحتی و خشم‌تان شده است. این اتفاق البته فقط در یک دنیای ایده‌آل ممکن است. خیلی از ما چنین امکان و فرصتی نداریم. اما روان‌شناس‌ها می‌گویند وقتی نمی‌توانید با شخص مورد نظر روبه رو شوید یا موقعیت آزاردهنده را تغییر بدهید، با تمرین خشم را کاهش دهید. یک تمرین خوب مدیتیشن است. انسان‌ها تنها موجودات خشمگین نیستند. اما ما تنها موجوداتی هستیم که با شناخت خشم و بررسی آن و تلاش برای کنار آمدن با آن اثراتش را کاهش می‌دهیم.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
خنده یکی از فعالیت های مفید برای سلامتی شماست. خنده، حتی اگر طبیعی نباشد، تاثیر مثبتی بر احوال شخصی و سلامتی روانی شما می گذارد.ببه نقل از جام جم آنلاین ، خنده فشار عصبی را کاهش داده و باعث احساس راحتی می شود، و ۵ فایده برای سلامتی شما دارد.۱- خنده مسری استوقتی می بینیم کسی می خندد، ما نیز معمولا لبخند می زنیم و به همین دلیل خنده مسری است. تحقیقات نشان می دهد مشاهده خنده دیگران باعث فعالیت بخشی از مغز می شود که حرکت های صورت را کنترل می کند و به همین دلیل ما هم می خندیم. این یک سرایت مفید است.۲- کاهش استرس و فشارهای قلبیوقتی عصبی هستید خنده کار آسانی نیست، اما تحقیقات نشان می دهد وقتی می خندید استرس شما فروکش می کند و گرفتگی قلبی کاهش می یابد، و به همین دلیل احساس راحتی می کنید.۳- اندرفینز آزاد می شوداندرفینز مواد شیمیایی است که باعث خوشحالی می شود. این مواد در هنگام فعالیت های بدنی همچون ورزش و دویدن آزاد می شود. خنده هم باعث آزاد شدن این مواد می شود، و شما با خنده هم همان احساس شادی مشابه با ورزش را خواهید داشت.۴- تقویت ایمنی بدنخنده باعث تولید گلبول های سفید در خون و افرایش مقاومت بدن در مقابل بیماری ها می شود. به همین دلیل کودکانی که تحت درمان هستند بهتر است که با شنیدن قصه و بازی بخندند، زیرا خنده باعث بالا رفتن گلبول های سفید و تسریع فرایند بهبودی آنها می شود.۵- سلامتی مغزیخنده چارچوب ذهنی ما را برای مدت طولانی مثبت نگه می دارد، و باعث افزایش کارآیی ما می شود. خنده قدرت تمرکز ما بیشتر می کند و توانایی ما برای مقابله با مشکلات را افزایش می دهد.به دلیل اثرات مثبت خنده، مردم این روزها هرچه بیشتر عضو کلوب های خنده می شوند، و افرادی که از بیماری رنج می برند، با این کار به درمان خود کمک می کنند.خندیدن به وضعیت قلبی و جریان خون شما کمک می کند و باعث شل شدن عضلات می شود. خنده برای شش های شما هم خوب است و عوارض بیماریهایی همچون آلرژی، رماتیسم و آسم را کاهش می دهد.سلامت نیوز: ۵ فایده معجزه‌آسای لبخند برای سلامتی شما

سلامت روان

احساسات شما، نقطه قوت شماست

تحقیقات نشان می دهد که احساساتی بودن همیشه چیز بدی نیست. اکنون به شما نشان می دهیم که چگونه احساساتتان را به یک چیز با ارزش تبدیل کنید و چه زمانی بهتر است آنها را خاموش کنید. تا به حال به شما گفته اند که "شما بسیار احساساتی و حساس هستید"؟ موجه یا نه، بیشتر مواقع این برچسب به خانمها زده می شود تا آقایان، شاید به خاطر اینکه خانمها تمایل بیشتری به گریه کردن دارند. ( معلوم شده که سطح بالای تستوسترون در آقایان جلوی تولید اشک را می گیرد.) اما احساسات فراتر از گریه کردن است و ریشه های اجتماعی و بیولوژیکی عمیقی دارد. از پدر یا مادرتان بپرسید که چگونه کودکی بودید: خجالتی یا برونگرا، آرام یا گریان. پاسخ ممکن است دلیل اینکه شما به عنوان یک فرد بالغ  نمی توانید از شر احساسات شدید رهایی پیدا کنید یا برعکس توان اینکه با همه چیز به راحتی کنار بیایید را روشن کند. هر شخصی با یک خلق و خو به دنیا می آید، که این خلق و خو بر اساس ژن های فرد شکل می گیرد و این این ژنها هستند که قویا احساسات افراد را تحت تاثیر قرار می دهند. اما  ژنتیک و DNA تنها بخشی از داستان هستند. پرورش و محیط اطراف هم در شکل گیری احساسات شما سهیم اند. ترکیب ماهیت و تربیت در نهایت تعیین کننده احساسی بودن فرد اند. مثلا اگر شما با ژن مربوط به احساسات متولد شده باشید اما در خانه ای پر هرج و مرج بزرگ شده باشید که به ندرت شانس حل کردن احساساتتان را داشته اید، تبدیل به فردی خواهید شد که به طور ناخودآگاه ریشه های احساسی خود را سرکوب می کند. بگذارید احساساتتان به جریان بیفتند در گذشته مخصوصا در فرهنگهایی که ارزش زیادی برای افراد فعال، زرنگ و برونگرا قائل بودند اینچنین فکر می شد که بی اهمیت جلوه دادن احساسات با میزان موفقیت افراد رابطه مستقیم دارد. اما در طول زمان، تحقیقات نشان داده که احساساتی بودن همیشه لزوما یک نقطه ضعف محسوب نمی شود. حتی می تواند یک منجی برای زندگی افراد محسوب شود. در نظر آنت گیوک، پروفسور دانشگاه استنفورد "این ویژگی در گذر زمان باقی نمی ماند مگر اینکه منفعتی برای ما داشت. افراد احساساتی در مواجهه با خطر محتاطتر و هوشیارتر هستند." همانطور که پروفسور دیوید کرسو اشاره می کند، "احساسات منبع خوبی از اطلاعات هستند، که بدان معنی است که حساسیت و احساساتی بودن باعث می شود که افراد بصیر و روشن فکر بار بیایند" و آنهایی که دارای ژن مربوط به احساسات هستند در تصمیم گیریهای پیچیده موفق تر هستند، مخصوصا تصمیماتی که میتوانند باعث موفقیت یا شکستهای بزرگی شوند. بنابراین اگر برای مثال به شما پیشنهاد شغلی جدیدی در شهر دیگری می شود، فقط با مغزتان به آن فکر نکنید. با احساسات درونیتان هم آن را سبک و سنگین کنید. ممکن است عواطف شما بیشتر درگیر موضوع شوند اما در آخر به شما کمک می کنند که تصمیم درست را بگیرید. مثلا وقتی که سخنرانی می کنید اگر فرد حساسی باشید می توانید برداشت درست تری از احساسات حضار  داشته باشید و بتوانید بهتر با آنها همدلی نمایید. تغییرات کوچک در body language (زبان بدن و حرکات) حضار به شما کمک می کند که بدانید چه زمانی سخنرانیتان را تمام کنید و یا کی سرعت حرف زدنتان را کم کنید. ( و برعکس هنگامی که شما در جای شنونده هستید، سعی نمایید که احساساتتان را هم درگیر شنیدنتان نمایید، زیرا افراد حساس اطلاعات را با دقت بیشتر پردازش می نمایند و ظرافتهایی را که دیگران متوجه نمی شوند را بهتر درک می کنند.) چه زمانی احساساتمان را کنار بگذاریم البته شما نمی توانید همیشه بر اساس احساساتتان عمل نمایید. برای مثال به هم ریختن و گریه کردن در  محل کار میتواند عوام فریبانه، نشانه ضعف و دراماتیک به نظر بیاید. اگر به نظر همکارانتان در مورد خودتان بسیار وابسته باشید می تواند روی کار شما تاثیر بگذارد. برخی افراد ممکن است بیش از حد نسب به نظر افراد درباره خودشان اغراق نمایند یا نگران نظر دیگران باشند و همیشه به دنبال تائید شدن توسط دیگران باشند. رابطه ای هم که مبتنی بر احساسات باشد ممکن است مشکل ساز شود. وقتی که افراد حساس با عدم پذیرش مواجه می شوند ممکن است بسیار دلواپس، عصبانی یا ناراحت شوند، تا جایی که آزاردهنده و غیر قابل تحمل شوندو اساسا این افراد بیشتر دچار فروپاشی روابط می شوند. اگر دوست پسر شما، بازی فوتبالش را به شما ترجیح داد، زیاد در موردش فکر نکنید و عکس عمل "او دیگر مرا دوست ندارد" را در مقابل اش نشان ندهید و لطفا خودتان در مورد سرزنش قرار ندهید یا عصبی نشوید. هدف این نیست که خودتان را کوچک فرض کنید بلکه با احساساتتان کنار بیاید و یاد بگیرید چگونه کنترلشان کنید. ترجمه: آتماج

بیماریهای روانی و روابط زناشویی

زندگی با وجود بیماری روحی همسرتان یک چالش جدی است اما رابطه را ویران نمی‌کند. به فکر غلبه بر مشکل باشید. شما کاری که باید را انجام بدهید و از همسرتان بخواهید مسئولیت خودش را به عهده بگیرد و تلاش کند. هیچ چیز در این رابطه به بدی پیش نخواهد رفت اگر بلد باشید که چطور رفتار کنید و چطور واکنش نشان بدهید. به گزارش ایران بانو ویژه نامه روزنامه ایران، به همان اندازه که بیماری و مشکلات جسمی می‌توانند یک رابطه عاطفی را تحت تأثیر قرار بدهند مشکلات روحی و روانی نیز تأثیرگذار هستند و چه بسا مشکلات جدی‌تری نیز ایجاد کنند چه بسا خیلی از آدم‌ها اصلاً متوجه این مسأله نیستند که طرف مقابل دچار نوعی اختلال و بیماری است. ما در اینجا فرض را بر این می‌گذاریم که شما متوجه اختلال یا مشکل شریک زندگی‌تان هستید و بیماری او تشخیص داده شده است. حالا چه باید بکنید آن هم در شرایطی که احساس می‌کنید این بیماری است که سکان زندگی را به دست گرفته و پیش می‌رود و به جای یک ساحل امن شما را در بدترین جای ممکن گیر انداخته است؟ واقعیت این است در مواردی که بیماری و اختلال آسیب جدی به شما، امنیت روانی و سلامت‌تان نمی‌زند می‌توانید به حفظ رابطه و بهبود آن امید داشته باشید. اگر این طور است وظیفه مهم و اخلاقی شما این است که شریک زندگی‌تان را نسبت به حضور خود برای ادامه زندگی مطمئن کنید. برای همسر و شریک زندگی‌تان بویژه در دوران اولیه تشخیص بیماری این مسأله بسیار ناامید‌ کننده و ویران‌ کننده است. عوارض ناشی از بیماری و احساس ناامنی و بی‌اعتمادی او را دچار این نگرانی جدی می‌کند که شاید شما او را بخاطر بیماریش ترک کنید یا هرگز مثل گذشته دوستش نداشته باشید. او دائم نگران این است که شما رهایش کنید و این رابطه دوامی نداشته باشد. اگر از نظر شما این طور نیست و به درمان و کنترل بیماری امید دارید او را در جریان دیدگاه و نظرتان قرار بدهید. خوب است که همیشه او را از عشق و اطمینان سرشار کنید. اما پیش از اینکه بخواهید قدم‌های بیشتری برای این رابطه بردارید ابتدا باید درک درستی نیز از بیماری همسرتان پیدا کنید. بیشتر آدم‌ها اطلاعات و دانش درستی درباره بیماری های ‌روانی ندارند یا بهتر است این طور بگوییم که باورهای اشتباه و نادرستی نسبت به بیمار روحی و روانی و مشکلاتش دارند. حالا که درگیر یک بیماری روحی هستید لازم است اطلاعات درستی درباره بیماری به دست بیاورید و عامیانه و سطحی رفتار نکنید. هر بیماری یک مورد ویژه با درمان متفاوت است که نیاز به شناخت و دریافت اطلاعات دارد. روش‌های درمانی نیز بسیار با هم متفاوت هستند در نتیجه اگر همسرتان یک نوع خاصی از وسواس را دارد یا دچار یک اختلال شدید روانی است شما باید مطابق با نوع بیماری ارتباط و رفتار درستی با او در پیش بگیرید. درست ترین راه این است که ابتدا با یک روانپزشک و روانشناس درباره بیماری حرف بزنید و هر آنچه لازم است را از او بپرسید. یادتان باشد که بالابردن سطح دانش‌تان در این زمینه در بسیاری از موارد مؤثر و مفید است. شاید شما فکر کنید همسرتان کمی تنبل، حواس پرت، گیج و ناراحت است اما بعضی از این ویژگی‌ها می‌توانند در کنار عوارض و نشانه‌های دیگر هشداری برای یک بیماری روانی باشند. اما در این میان یک نکته بسیار مهم است و آن هم اینکه در نهایت او مسئول رفتار و درمان و کنترل بیماری خودش است. هیچ کس نمی‌تواند وظیفه او را بر عهده بگیرد. وظیفه شما نیست که تعهدات او را وقت بیماری به عهده بگیرید همان طور که شما نمی‌توانید با رعایت تغذیه و خورد و خوراک خودتان دیابت همسرتان را کنترل کنید ونمی‌توانید راه‌های درمان او را بدون همکاری او طی کنید. مسئولیت درمان، انجام تمرین‌های درمانی، خوردن داروها و نحوه کنترل رفتارش بر عهده خود اوست. در نهایت باید این را بدانید که زندگی با وجود بیماری روحی همسرتان یک چالش جدی است اما رابطه را ویران نمی‌کند. به فکر غلبه بر مشکل باشید. شما کاری که باید را انجام بدهید و از همسرتان بخواهید مسئولیت خودش را به عهده بگیرد و تلاش کند. هیچ چیز در این رابطه به بدی پیش نخواهد رفت اگر بلد باشید که چطور رفتار کنید و چطور واکنش نشان بدهید.
بعد از بحران های عاطفی به زندگی برگردیم دانمارکی‌ها چطور با بچه‌ها درباره مسایل جنسی حرف می‌زنند؟ تنها مشکل اینه که تحت فشار خوابیم درمان جدید برای ریزش مو از غم نترسيد

انتخاب سردبیر

سلامت جسم

محافظت از دست و صورت در تابستان

آفتاب داغ تابستان مجالی برای نفس کشیدن پوست دست و صورت باقی نمی گذارد. در این گفتگو خانم دکتر شیرین راحمی راه هایی برای حفاظت از دست و صورت در برابر اشعه آفتاب ارائه می کنند.

داروهای گیاهی نامناسب میتواند بیماری را تشدید نماید

یک پژوهشگر گیاهان دارویی ضمن تاکید بر لزوم نظارت بیشتر بر حوزه طب سنتی از سوی وزارت بهداشت، گفت: گیاهان دارویی موجود در عطاری‌ها کیفیت لازم را ندارند و اغلب فروشندگان عطاری‌ها با گیاهان دارویی آشنایی ندارند و به طور تجربی به این کار اشتغال دارند.   دکتر یعقوب امن‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - منطقه علوم پزشکی تهران، ضمن ابراز نگرانی از عدم آگاهی برخی عطاری‌ها درباره شناخت از خواص گیاهان، گفت: متاسفانه این قبیل عطارها مشکل بیمار را تشخیص می‌دهند و دارو نیز تجویز می‌کنند. این درحالیست که برای تجویز هر نوع داروی گیاهی، لازم است ویژگی‌های خاص هر بیمار، شرایط جسمی و بیماری‌های دیگر فرد کاملا در نظر گرفته شود تا عوارض دارو به کمترین حد برسد.   این پژوهشگر گیاهان دارویی، با اشاره به اینکه در حال حاضر تعداد زیادی از بیماران به طور خودسرانه، گیاهان دارویی مصرف می‌کنند، گفت: گیاهان دارویی موجود در عطاری‌ها کیفیت لازم را ندارند و بیشتر فروشندگان عطاری‌ها گیاهان را نمی‌شناسند و به طور تجربی به این کار اشتغال دارند؛ بطوری که بیمار را دچار مشکلات عدیده‌ای می‌کنند.   وی با تاکید بر این مطلب که وزارت بهداشت باید نظارت بیشتری در حوزه طب سنتی داشته باشد، افزود: وزارت بهداشت باید گیاهان دارویی را به شکل دارو عرضه کند اما به دلیل اینکه در عطاری‌ها گیاهان تحت عنوان دارو نیستند، وزرات بهداشت دخالتی در این موضوع ندارد.   امن‌زاده با اشاره به اینکه متاسفانه در تلویزیون همه چیز صرفا جنبه تبلیغات به خود گرفته است، گفت: در رسانه‌ها دادن اطلاعات خاص در مورد یک گیاه کار درستی نیست و تبلیغات در این زمینه باید به گونه‌ای صورت گیرد که افراد تنها بتوانند از خواص مفید گیاه استفاده کنند.   وی با بیان این مطلب که عامه مردم، تصور می‌کنند گیاهان دارویی مواد طبیعی هستند، کاملا بی‌خطر بوده و برای مصرف آنها نیازی به مشورت با پزشک نیست، اظهار کرد: گرفتن شرح حال از بیمارانی که داروهای رایج شیمیایی مصرف می‌کنند، نزد پزشکان متداول است اما، متاسفانه اخذ شرح حال بالینی در زمینه مصرف گیاهان دارویی چندان مرسوم نیست. بنابراین در برخی مواقع مکانیسم اثر دارو و گیاه مشابه یکدیگر بوده و در نتیجه اثر مصرف همزمان آن‌ها می‌تواند دچار اشکال شود
جهل و سردرگمی فراگیر درباره آنتی‌بیوتیک‌ها زایمان در آب سردرد زنانه عوارض مرگبار دیابت را بشناسیم رابطه ترک سیگار و افزایش وزن

مطالب تصادفی

تغذیه سالم

جایگزین‌هایی برای گوشت

این روزها خیلی از زنان خوردن گوشت را کنار می‌گذارند و گروه گیاه‌خواران در حال رشد است،‌ کنار گذاشتن گوشت دلایل متفاوتی دارد . . .

از خواص پوست پسته چه می دانید؟

همچنان فصل پسته تازه است. همه ما از خواص پسته خبر داریم ولی آیا از خواص پوست آن هم خبر داریم؟! در این جا ما می خواهیم از خواص پوست پسته به شما بگوئیم.
شش دشمن قند پیشگیریی، راحتر و خوشمزه تر مراقبت های ویژه ماه رمضان چیپسهای خوشمزه مضر سرطانزا موز بخورید، سالها زندگی کنید

پر بازدیدترین ها

ورزش

ورزش در هفته ای که گذشت

تا اینجای کار یک تیم از ایران قطعاً در بین هشت تیم برتر باشگاه های آسیا قرار گرفته است. این مهم ترین خبر در هفته ی گذشته برای فوتبال ایران بود. هفته ی پیش و در پی پایان یافتن مسابقات اروپایی و آماده سازی اغلب تیم های غیرفوتبالی برای المپیک، هفته خیلی شلوغی برای اخبار ورزشی نبود. شکست کهکشانی ها دوم خرداد امسال برای طرفداران تیم آبی پوش پایتخت روز تلخ دیگری بود. روزی که انگار قرار است همیشه برای آنها بد یمن باقی بماند. دوم خرداد سال پیش با درگذشت اسطوره ی بی بدیل فوتبال ایران و البته استقلال، مرحوم ناصر حجازی به پایان رسید و اینبار در اولین سالروز از دست دادن او استقلالی ها حضور در لیگ قهرمانی آسیا را نیز از دست دادند. استقلال تهران در ورزشگاه فولادشهر اصفهان بازی را و به تبع آن حضور در لیگ برتر قهرمانی آسیا را با قبول دو گل، به سپاهان واگذار کرد. زردپوشان نصف جهان در تمام دقایق بازی بر توپ و میدان مسلط بودند و از همان ابتدا عنان بازی را در اختیار گرفتند تا جایی که در دقیقه هشتم اولین گل را برونو سزار برزیلی برایشان رقم زد و هنوز بازی به دقیقه 35 نرسیده بود که اختلاف دو تیم به دو گل افزایش یافت. چهارشنبه شب پرسپولیس دیگر تیم ایرانی در عربستان به مصاف الاتحاد خواهد رفت. تیمی که در آسیا نامی شناخته شده دارد و در عربستان، طرفدارانی بی شمار. مصافی برای سرخ پوشان چراکه تیم حریف از فرودگاه جنگ روانی را آغاز کرده و 6 ساعت پرسپولیسی ها را در قسمت چک کردن پاسپورت هایشان معطل ساخت در عین حال این تیم ایرانی باید با ده ها هزار تماشاگر عرب نیز که اغلب با بلندگو تیمشان را تشویق می کنند مقابله کند. هت تریک فرنگی کاران این هفته نیز همچون هفته ی پیش برای کشتی ایران پرافتخار بود. تیم ملی کشتی فرنگی ایران برای سومین بار متوالی عنوان قهرمانی جام جهانی کشتی فرنگی جهان را از آنِ خود کرد . این در حالیست که تیم کشتی فرنگی ما در فینال مسابقات جام جهانی با ترکیه رو به رو شد و با کسب پیروزی 5 بر 2 مقابل حریف با جام قهرمانی به کشور بازگشتند. شاگردان محمد بنا با کسب این قهرمانی توقعات برای مدال آوری در المپیک بالا برده اند. عکس جنجالی یکی از خبرسازترین اتفاقات پیرامون ورزش در هفته ی پیش عکسی بود که در آن سران گروه هشت مشغول به تماشای فینال لیگ قهرمانان اروپا بودند؛ عکسی که پس از زدن گل توسط چلسی در ضربه پنالتی، تصویری متحیر از صدراعظم کشور آلمان ، آنگلا مرکل و تصویری شادمان با مشت هایی گره کرده از نخست وزیر بریتانیا، دیوید کامرون نشان می دهد . این عکس حاوی دو نکته اساسی است: یک نکته اینکه فوتبال می تواند هر کابینه ای یا هر جلسه ای را در هر سطحی و در هر نقطه ای از هر جهان چنان تحت تاثیر قرار بدهد که همه را مجذوب خود سازد و دوم اینکه هیچ نقطه ای از دنیا از نگاه تیزبین و از تیررس دوربین رسانه ها در امان نیست. فاتح همیشگی زمین های رسی جام مسترز رم باری دیگر در دستان نادالِ اسپانیایی قرار گرفت. رافائل نادال توانست با مغلوب کردن نوواک جوکوویچِ صرب ، تنیس باز شماره یک جهان در دو ست پیاپی برای ششمین بار فاتح بی چون و چرای مسترز رم شود. وی پیش از این نیز در سال های 2005، 2006، 2007، 2009 و 2010 نیز این افتخار را به نام خود به ثبت رسانید بود.آنچه اهمیت پیروزی نادال را افزون می سازد بازپس گیری جایگاه دوم جهانی توسط این تنیسور اسپانیایی است. او که چندی پیش عنوان دومی را به راجر فدرر واگذار کرده بود توانست با این قهرمانی مجدداً به جایگاه خود باز می گردد.

مرور بر ورزش در هفته آخر فروردین

هفته قبل ورزش دنیا شاهد یکی از تلخترین اتفاقات در زمین ورزشی بود، در حالیکه تنها 100 روز به مسابقات المپیک لندن مانده نگاهی می اندازیم به وضعیت سهمیه المپیک قایقرانی دختران پایان جدال آرزوها، همچنین قهرمانی مهرام پس از یکسال در مسابقات غرب آسیا را مروری می نماییم و چند خبر مهم فوتبال را پیگیری می نماییم.
وضعیت زنان بسکتبالیست ایران مرگ بر بام دنیا یوگا تعادلی 2 VIRABHADRAASANA حرکات یوگا - تعادلی آغاز اولين مرحله ليگ دوچرخه‌سواری زنان از 15 تير