سلامت روان

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

انجمن روانشاسان امریکا اعلام کرده است وجود بیش از ۴۲ میلیون انسان تنهای بالای ۴۵ سال، سلامت جامعه آمریکا را تهدید می کند. البته نسبت همین آمار را می توان نه تنها در تمامی کشورهای غربی بلکه در اکثر شهرهای بزرگ دنیا مشاهده کرد.

تنهایی یک وضعیت فیزیکی نیست و شاید اصلا ربطی به مجرد زندگی کردن نداشته باشد. خیلی ها تنها زندگی می کنند ولی درون انواع گروه های اجتماعی حضور دارند و احساس دلبستگی و حتی وابستگی برای خود فراهم می کنند. مهمتر از همه اینکه با افراد دیگر به درجه ایی از تماس، رابطه دوستی و عاطفی می رسند.

برعکس، خیلی از آدمها هم هستند که با دیگران یا خانواده زندگی می کنند ولی عملا خودشان را تنها حس می کنند. حدود ۶۰ درصد متاهل ها هم جزو همین گروه از افراد هستند. چون در درجه اول، تماس عاطفی یا دلبستگی به دیگران در زندگی شان وجود ندارد.

بسیاری از افراد حتی تحمل حضور دیگران را ندارند. آنها به دلایل متفاوت، نسبت به روابط و ماجراهای معمولی زندگی حساسیت بیش از حد به خرج می دهند چون در قدم اول، اصلا نمی خواهند آرامش محیط شخصی شان، به هم بخورد. به یک زندگی تا حد ممکن بی دردسر خو کرده اند و نمی گذارند هیچ چیز آن را آشفته بسازد. این وسواس آنقدر ادامه می یابد که تنهایی مزمن به سراغ شان می آید و حتی هم اگر بخواهند کنترلش کنند از عهده توانایی شان خارج است.

خطرات و صدمات تنهایی مزمن، این روزها مساوی است با ضرریچاقی مفرط  بر بدن ایجاد می کنند. همه ما بر اساس فرهنگی که در جامعه وجود دارد  کمابیش قادریم با دوستان بسیار چاق یا سیگاری مان در باره شیوه زندگی سالمتر و کنترل رفتارو عادت حرف بزنیم ولی به دشواری، به خودمان اجازه می دهیم که با دوستان و عزیزان افسرده روبرو شویم. بویژه اینکه توجه و تماس ما بزرگترین قدم برای حل مشکل تنهایی شان می تواند باشد.

اگر در محیط پیرامون فردی را می شناسیم که به دلائل گوناگون، گوشه عزلت گرفته است سعی کنیم تماس مان را از سر بگیریم. وی را به جمع های خودمان دعوت  کنیم. با آنها گفتگوهای صمیمی داشته باشیم. آنها را در لحظات مطبوعی از توجه و همصحبتی قرار دهیم تا دوباره مزه مراوده اجتماعی برای شان جالب شود.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

با همه سختی های که همیشه در زندگی بشر وجود دارد ما انسانها یاد گرفتیم خصلت هایی را بیابیم و بین خودمان تبلیغ کنیم که بتواند در میان همهمه دشوار بقا، زندگی را کمی بهتر و راحت تر کند.

اغلب تحقیقات روانشناسی، بر روی دو خصلت بشری متمرکز بوده است « برون گرا بودن» که به طور خودکار، آدم ها را شادتر نگه می دارد و « سودایی و عصبی بودن» که اگر یک نفر این حالت را کمتر داشته باشد برای رویارویی با مشکلات آماده تر است.اما این اواخر تحقیقاتی انجام شده است که معتقد است انسان ها از خصوصیات متنوع تری برخوردار هستند نظیر:

ذوق زده بودن –

این نوع افراد همیشه خندان هستند و در هر ملاقاتی به راحتی از خودشان این احساس را متصاعد می کنند که حال شان خوب است. دوستیابی برای شان راحت است. خونگرم هستند و در هر شرایطی، دلیلی می یابند که از زندگی لذت ببرند.

آنهایی که اصلا کوتاه نمی آیند –

آدم هایی که از تصمیم و تلاش شان کوتاه نیایند. احساس خوبی حتی نسبت به خودشان داشته باشند. خیلی سریع حال شان گرفته نشود. کم طاقتی نشان ندهند و مشکلات آنها را سریع، دلسرد نسازد. افردی که از مسئولیت و تعهدشان برنمی گردند …

مهربانی –

توجه به مشکلات سایر افراد از خصلت هایی است که بشر از خیلی قدیم ها فهمیده که باعث سلامت و شادابی خواهد شد. تحقیقات جدید هم این ویژگی را برای سلامت و موفقیت در زندگی مهم دانسته است. مهربان بودن مغایر با نفرت، کینه و احساسات منفی است. خصلتی که به افزایش روح و روان متعادل و با نشاط، ربط خواهد داشت.

داشتن ذهن کنجکاو –

افرادی که به مسائل پیچیده علاقه نشان می دهند. ذهن شان در درون کتاب ها مدام به دنبال معانی و مفاهیم می باشد. افرادی که یادگیری شان سریع است و خوش فکر هستند. کنجکاوی ها، آنها را دلباز و همه جانبه نگر می سازد.  اطلاعات و تشخیص شان را  منطبق تر خواهد کرد. همه اینها در موفق بودن و تخمین بهتر آینده شان، موثر خواهد بود.

سخت کوش ها –

کار را به پایان رساندن، خصلت اصلی این نوع آدم ها است. آنها یک نوع تشخیص ذاتی دارند که مدام به سمت برنامه ریزی و هدفمند بودن سوق می یابند. آنها در حین انجام یک کار یا مسئولیت، حواس شان مدام پرت نمی شود. آنها حتی وقت شان را تلف نمی کنند. خصلتی که خشنودی و سلامت زندگی را کمی بیشتر، تضمین خواهد کرد.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

پروفسور روانشناسی  London School of Economics نیکلاس همپفری نویسنده چندین کتاب در زمینه تحول شعور بشر است، آخرین کتابش معجزه خود آگاهی نام دارد. او در این مقاله سعی می کند ریشه های بنیانی « خودکشی» را توضیح دهد.

دکتر همپفری می گوید وقتی بشر فهمید « مرگ و نیستی» یک اتفاق حتمی و اجتناب ناپذیر است غم و وحشتی عظیم برایش ایجاد شد چون فهمید نه تنها جسمش بلکه ذهن و هویتش نیز نیست و نابود خواهد شد.

به نظر او ریشه خودکشی بشر در این است که اولا می فهمد به هر حال نیست و نابود خواهد شد و در ثانی می فهمد که می تواند با کشتن خود به درد، عذاب و بن بستی که زندگی اش را فلج کرده است پایان دهد.

او می گوید تعریف مرگ به شکل اتفاقی و حتمی، از صد هزار سال پیش در مغز انسان شکل گرفته است. تاثیر تشخیص مرگ، برای بشر خارق العاده بود. برای آنها که از مرگ و نیستی وحشت دارند بهانه قوی تری برای تلاش بیشتر و حفط بقا ایجاد کرد.

ولی برای گروه بسیار بدبختی که زندگی مثل جهنم است خودکشی یک امید برای پایان دادن به عذاب است. به عبارتی دیگر، نیستی، دوای دردهای بی درمان است.

خودکشی یک امر عمومی و همیشگی در تاریخ تمدن بشر بوده است. در سیاره زمین، مقدار تلفات ناشی از خودکشی بیشتر از جمع همه مرگ هایی است که از جنگ، بیماری، تصادفات و جنایات ایجاد می شود.

خودکشی یک حرکت کاملا خودخواهانه است و هرگز درد و غمی که یک خودکشی برای دیگران ایجاد می کند جدی گرفته نمی شود. متخصص انسان شناسی مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسهمی گویمیمی Charles MacDonald 

انسانها می خواهند بمیرند چون می خواهند به تشویش روحی و روانی خود پایان بخشند. آنها نمی خواهند چیزی را تغییر دهند. خودکشی می خواهد پایان زجر باشد.

برای هر اسیب اجتماعی یا هر نوع ناهنجاری، باید به انواع دلایل و ضعف ها اشاره کرد. نمی توان خودکشی را فقط به احمق ها، دیوانه ها ، افسرده ها، یا بازنده ها نسبت داد و مدام فقط تعجب خودمان را از مرگ دوست، همسایه و همشهری بروز دهیم. خودکشی  بیشتر مهار خواهد شد اگر دلایل بنیانی آن را بشکافیم.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همه ما انسانها در کوله پشتی روحی و روانی مان، اعتقاداتی وجود دارند که در باره دنیای بیرون است. مثلا بعضی از ما باور داریم انسانها ذاتا خوب هستند یا برعکس مدام به خودمان یادآوری می کنیم که عجب دنیای ناعادلانه ای است. اما در این میان، دو نوع ایده و توقع بسیار مضر از «خودمان» هم وجود دارد که بر اساس تحقیقاتی که شده است زمینه ساز افسردگی نیز می توانند باشند.

1- همه باید مرا دوست داشته باشند

در این شیوه از رابطه یک فرد با دنیا، انواع مختلفی از توقع وجود دارد ولی مهمترین شان این است که « اهمیت و قدر من در این است که دیگران چگونه در باره من می اندیشند».

اما چرا این ایده درونی مضر است و زمینه ساز اندوه و افسردگی می شود؟ چون شادی و آرامش ما از کنترل ما خارج می شود و همه تعادل روحی و شادابی خود را به دیگران و رضایت شان می سپاریم. راه حل برای عبور از این شیوه اندیشه، گریز از جمع و نگاه و نظرشان نیست به غار تنهایی مان پناه بردن تاییدی است از اینکه به نظر دیگران بها می دهیم.

برای حل این شیوه اندیشه که سرنوشت وضعیت روحی و هویت ما را در دست دیگران قرار می دهد در قدم اول بهتر است از خودمان بپرسیم « آیا این حقیقت دارد که شادی و آسایش ما را دیگران باید رقم بزنند؟»

قرار این نیست که به یکباره خودمان را از قضاوت دیگران رها کنیم و غیرواقعبینانه خودمان را از دنیای بیرون مصون نگه داریم. رفتار منطقی و واقعی تر این است که در قدم بعدی سعی کنیم بار اصلی توقع « همه  باید مرا دوست داشته باشند» را کم کنیم.

بد نخواهد شد اگر فکر کنیم بعضی خصوصیات ما را بعضی ها ممکن است بپسندند ضمن آنکه طوری فکر نکنیم انگار محتاج پذیرش دیگران هستیم. ما در مسیر  بازسازی منطق خودمان، یک قدم دیگر هم می توانیم برداریم وقتی به خودمان بقبولانیم « اگر من معمولا با خودم راحت هستم پس شانس اینکه افرادی باشند که این وضعیت مرا تشخیص دهند نیز وجود دارند»

قرار برای بازسازی مجدد شیوه شعور و سنجش، انکار نیازهای طبیعی نیست. همه ما احتیاج داریم توسط دیگران دوست داشته شویم و مورد تایید قرار بگیریم. فقط باید به این واقعیت هم بها دهیم که آدم ها، سلیقه ها و تربیت های متفاوت دارند و نمی شود که همه از ما خوش شان بیاید.

2- من باید بی نقص باشم

این باور شخصی هم انواع مختلفی برای خودش دارد. برای همه ما پیش امده است که این جملات را بر زبان آوریم یا از دیگران بشنویم که: « اگر مسئله ای را نفهمیدم پس احمق هستم، اگر در یکی از کارهایم موفق نبودم پس آدم بازنده ای هستم. اگر همسطح دیگران نیستم پس آدم ذلیل و ضعیفی هستم و …»

اما چرا توقع کامل بودن و بی نقص و بهتر از دیگران بودن، زمینه ساز افسردگی می شود؟ چون در درجه اول یک منطق که همه چیز را سیاه و سفید می بیند بر روحیه ما مسلط می شود. قانون زندگی هم دیر یا زود به ما می آموزد که نمی توانیم در همه چیز موفق و کامل باشیم. بنابر این توقع بی نقص بودن به نوعی پذیرش توهین و سرزنش مداوم خویش است.

البته راه حل این نیست که دست از کوشش و توقع برداریم و همواره بخواهیم فقط در بینابین و میانگین ها قدم برداریم و به متوسط بودن بسنده کنیم.

بازسازی شیوه منطق و شعور، دوباره می تواند ما را قدم به قدم از این باور مضر نیز دور سازد. ما همچنان می توانیم سخت کوش باشیم و بلندپروازی و زیاده طلبی را سرمشق قرار دهیم ولی بهتر است قرارمان واقعی تر باشد و به خودمان بگوییم که « مهم این است که من از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کنم»

یادمان نرود که این نوع باورها در روان ما برای سال های طولانی حک شده اند و قرار نیست با جایگزینی یک شعار، آن را از ذهن و رفتارمان حذف کنیم. مثل همیشه در مسیر بازسازی شیوه منطق و شعورمان، ذره ذره، در هر واکنش و تصمیم، با خودمان مهربانتر باشیم و از حکم های مطلق و کلی، کمی فاصله بگیریم.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

​​​​​​​بویژه در محافل علمی اعتقاد بر این است که توجه به "هوش عاطفی" برای ایجاد جوامع سالم ضرورت دارد. دانشمندان نشان می‌دهند که داشتن "هوش عاطفی" بالا ضامن موفقیت در روابط اجتماعی در محیط کار و در دیگر روابط انسانی است.

هوش عاطفی" (emotional intelligence, EQ)  مفهومی است که روز به روز از آن بیشتر در عرصه‌های مربوط به روابط انسانی، چه در محیط کار و چه در خانواده، استفاده می‌شود. در فارسی این مفهوم را "هوش هیجانی" و "هوش احساسی" نیز ترجمه کرده‌اند.

دانشمندان دهه‌هاست در باره "هوش عاطفی" تحقیق می‌کنند و تحقیقات آنان نشان داده که داشتن "هوش عاطفی" بالا ضامن موفقیت در روابط اجتماعی در محیط کار و در دیگر روابط انسانی است.

"هوش عاطفی" بر چگونگی رفتار ما و بر نحوه برخورد ما با پیچیدگی‌های روابط اجتماعی تاثیر می‌گذارد و برخورداری کافی از آن باعث می‌شود حاصل تصمیماتی که می‌گیریم مثبت باشد. "هوش عاطفی" (EQ) برخلاف بهره هوشی (intelligence quotient, IQ) غیر قابل اندازه‌گیری است.

در گذشته "بهره هوشی" که در کانون آن استفاده از فکر و خرد در حل مسائل قرار دارد، معیار اصلی برای تشخیص قابلیت‌های یک فرد و امکان موفقیتش در زندگی تلقی می‌شد. اما پژوهشگران می‌دیدند که برخورداری از بهره هوشی بالا لزوما متضمن موفقیت افراد در کار و زندگی‌شان نیست. "هوش عاطفی" مفهوم گمشده‌ای بود که آنها به دنبالش می‌گشتند تا بتوانند علت موفقیت برخی افراد را توضیح دهند. حال این نکته روز به روز بیشتر جا می‌افتد که یک رمز مهم موفقیت در کار و زندگی ‌برخورداری از هوش عاطفی بالاست.

با وجود اهمیت "هوش عاطفی"، غیر قابل اندازه‌گیری بودن آن باعث می‌شود که به سختی بتوان دانست که یک نفر تا چه حد به لحاظ عاطفی باهوش است. اما برخلاف بهره هوشی که به سختی قابل افزایش است، هوش عاطفی را می‌توان با تمرین‌های مداوم در خودشناسی و با یادگیری توانایی‌های اجتماعی و ارتباطاتی بالا برد.

تست‌های به لحاظ علمی معتبر برای اندازه‌گیری هوش عاطفی رایگان نیستند تا هر کسی بتواند بداند تا چه حد از این هوش بهره‌مند است. با این حال تراویس برادبری (Travis Bradberry)، روانشناس و از پژوهشگران برجسته در زمینه هوش عاطفی، یقین دارد که اگر شما دارای مشخصاتی باشید که در زیر شرح داده می‌شود، از هوش عاطفی بالایی برخوردار هستید.

۱. می‌توانید از واژه‌های دقیق برای بیان احساسات خود استفاده ‌کنید

همه انسان‌ها احساساتی را تجربه می‌کنند، اما تنها برخی از آن‌ها می‌توانند به طور دقیق تشخیص دهند و بگویند احساسی که دارند چیست. تحقیقاتی که تاکنون انجام گرفته نشان می‌دهد که تنها ۳۶ درصد مردم می‌توانند ماهیت احساسات خود را بشناسند. این امر مشکل ایجاد می‌کند، چون احساساتی که نشود بر آن نامی گذاشت اغلب سوء‌تفاهم به وجود می‌آورد و این خود انتخاب‌های غیرعقلانی و رفتارهای غیرسازنده را به دنبال دارد.

انسان‌هایی که دارای هوش عاطفی بالا هستند احساساتشان را هدایت می‌کنند چون می‌توانند آن‌ها را بفهمند. این انسان‌ها از گنجینه بزرگی از واژه‌ها برای بیان احساساتشان استفاده می‌کنند. در حالیکه بسیاری از مردم به گفتن اینکه حالشان "بد" است بسنده می‌کنند، کسانی که به لحاظ عاطفی باهوش هستند، می‌توانند دقیقا تشخیص دهند که الان احساس می‌کنند "عصبی (حساس در برابر عوامل خارجی)" هستند یا "سرخورده"، "غمگین" هستند یا "خشمگین"، "افسرده" یا "مضطرب"‌. هر چه واژه‌ای که برای بیان یک احساس‌‌تان انتخاب می‌کنید دقیق‌تر باشد و نیز اینکه چه چیز باعث ایجاد این احساس شده و چه باید در رابطه با آن انجام داد، نشان می‌دهد که شناخت‌تان از احساساتتان بهتر است.

۲. دیگران برایتان بی‌تفاوت نیستند

فرق نمی‌کند که اطرافیان شما درون‌گرا باشند یا برون‌گرا. کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند درباره کسانی که در اطرافشان هستند کنجکاوند. این کنجکاوی حاصل همدلی، یعنی درک احساسات دیگران است، حاصل اهمیت قائل بودن برای انسان‌های دیگر است و بی‌تفاوت نبودن نسبت به اینکه چه بر آن‌ها می‌گذرد. این یکی از مهمترین خصوصیت‌های افرادی است که دارای هوش عاطفی بالا هستند.

۳. از تغییر استقبال می‌کنید

کسانی که به لحاظ عاطفی باهوش‌اند، انعطاف‌پذیرند و مدام در حال پذیرش چیزهای جدید. آن‌ها می‌دانند که ترس از تغییر انسان را فلج می‌کند و مانع موفقیت و خوشبختی‌اش می‌شود. آن‌ها در جستجوی تغییر هستند که گاه در گوشه‌ای کمین کرده، و برنامه‌ریزی می‌کنند تا تغییر حاصل شود.

۴. نقاط ضعف و قوت خود را می‌شناسید

انسان‌هایی که به لحاظ عاطفی باهوش‌اند تنها در درک احساسات خود و دیگران توانا نیستند؛ آن‌ها می‌دانند در چه کاری توانا و خوب هستند و برای چه کاری خوب نیستند. آن‌ها همچنین می‌دانند که چه محیطی و چه آدم‌هایی می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا به موفقیت و خوشبختی برسند. می‌توان گفت که شما هوش عاطفی بالایی دارید اگر بدانید که نقاط قوت‌تان چیست و چگونه می‌توانید به این نقاط قوت تکیه کنید و از آنها بهره ببرید و همچنین اگر بدانید چگونه می‌توانید مانع شوید که نقاط ضعفتان جلوی پیشرفت‌تان را بگیرد.

۵. دارای توانایی داوری درباره شخصیت‌ها هستید

بخش بزرگی از هوش عاطفی در ارتباط با شناخت و آگاهی اجتماعی و توانایی شناخت مردم است؛ اینکه در چه شرایطی به سر می‌برند و چه تجربه‌هایی را از سر می‌گذرانند. با گذشت زمان تجربه‌هایی می‌اندوزید که باعث می‌شود بتوانید شخصیت انسان‌ها را بشناسید. دیگر کسی به نظرتان اسرارآمیز نمی‌آید. می‌دانید که با چه اشخاصی سر و کار دارید، انگیزه‌های آن‌ها را می‌فهمید، حتی اگر نقاب بر چهره داشته باشند و باطن‌شان بسیار متفاوت از ظاهرشان باشد.

۶. دیگران نمی‌توانند به راحتی شما را آزار دهند

اگر شما درک روشن و خلل‌ناپذیری از خودتان داشته باشید و به وضوح بدانید که هستید و چه اصولی در زندگی ‌برایتان مهم است، دیگران مشکل بتوانند چیزی بگویند یا کاری کنند که شما را خشمگین کند. انسان‌هایی که هوش عاطفی بالا دارند دارای اعتماد بنفس و به دور از تعصب درباره مسائل مختلف هستند. شما حتی ممکن است درباره خودتان شوخی کنید یا به دیگران اجازه دهید درباره شما شوخی کنند، چون این توانایی را دارید که بین استفاده از طنز و تحقیر دیگران تفاوت بگذارید.

۷. از خطاها درمی‌گذرید

افرادی که دارای هوش عاطفی بالا هستند از خطاهایشان فاصله می‌گیرند، اما آن‌ها را فراموش نمی‌کنند. این افراد اشتباهاتشان را در فاصله‌ای مطمئن از خود نگاه می‌دارند و در عین حال آن‌ها را تا حدی قابل دسترس قرار می‌دهند تا بتوانند با نظر به آن‌ها موفقیت آینده‌شان را نیز تضمین کنند. برای اینکه بتوانند مثل یک بندباز ماهر میان فکر کردن مدام به خطاها و به یاد آوردن آن‌ها حرکت کنند باید در "خودآگاهی" ممارست کرده باشند. فکر کردن طولانی درباره خطاهایی که کرده‌اید باعث ایجاد ترس و اضطراب در شما می‌شود. اگر خطاهایتان را کاملا فراموش کنید هم احتمال دارد آن‌ها را تکرار کنید. ایجاد تعادل میان این دو، بسته به آن است که تا چه حد توانایی استفاده از خطاهایتان را به عنوان تجربه‌ای ارزنده داشته باشید. اگر این توانایی را در خود تقویت کنید، می‌توانید هر گاه از پای افتادید به سرعت دوباره روی پایتان بایستید.

۸. کینه‌جو نیستید

احساسات منفی‌ای که به دلیل کینه‌جویی بوجود می‌آیند در حقیقت استرس‌زا هستند. همین که شما به حادثه‌ای پرتنش فکر کنید باعث می‌شود که به طور غریزی در موقعیتی قرار بگیرید که انگار هنوز تهدیدی وجود دارد و بدنتان به شما می‌گوید یا بجنگ یا فرار کن! اگر این تهدید واقعا در حال وقوع باشد واکنش به آن برای ادامه حیات شما ضروری است، اما اگر تهدید مربوط به موضوعی است قدیمی، رها نکردن این استرس باعث ایجاد هرج و مرج در بدن شما می‌شود و پس از مدتی می‌تواند تاثیری مخرب بر سلامتی‌تان بگذارد. محققان نشان داده‌اند که استرس حاصل از کینه‌جویی از جمله باعث بالا رفتن فشار خون و بیماری‌های قلبی می‌شود. ادامه کینه‌جویی باعث ادامه استرس می‌شود و کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند به هر قیمتی شده از آن پرهیز می‌کنند. رها کردن خود از کینه‌جویی باعث می‌شود که هم احساس بهتری داشته باشید، هم بدنتان سالم بماند.

۹. اشخاص منفی را خنثی می‌کنید

سر و کار داشتن با آدم‌های دشوار می‌تواند شما را عصبی، خسته و درمانده کند. کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند روابطشان با چنین افرادی را از طریق نگاه کردن به احساسات خودشان کنترل می‌کنند. وقتی قرار است با چنین افرادی گفت‌وگو یا ملاقات کنند، از عقل خود بهره می‌گیرند و احساساتشان را دخالت نمی‌دهند. آن‌ها احساساتشان را شناسایی می‌کنند و نمی‌گذارند   که خشم یا ناراحتی، آتشی که هست را شعله‌ور کند. آن‌ها همچنین به نقطه نظر شخص دشوار توجه می‌کنند و می‌کوشند تا راه حلی پیدا کنند که آن فرد هم بپذیرد. آن‌ها در بدترین شرایط هم به آدم‌های دشوار اجازه نمی‌دهند که باعث پایین آمدن روحیه‌شان شوند.

۱۰. کمال‌گرا نیستید

انسان‌هایی که به لحاظ عاطفی باهوش هستند به دنبال دستیابی به کمال در چیزی نیستند، چون می‌دانند چنین چیزی وجود ندارد. هیچ انسانی کامل نیست و همه جایز الخطا هستند. وقتی هدف شما کمال‌گرایی باشد، همیشه احساسی رنج‌آور در رابطه با خطاهایتان را با خود حمل می‌کنید. این احساس می‌خواهد مجبورتان کند تا دست از تلاش بردارید یا از تلاش‌تان بکاهید. وقتتان را صرف شکوه از این می‌کنید که چرا نتوانسته‌اید به هدفی برسید یا اینکه باید کاری را به گونه‌ای دیگر می‌کرده‌اید. در حالیکه این وقت می‌تواند صرف حرکت به جلو و تلاش برای رسیدن به هدف‌های آینده‌تان شود.

۱۱. اوقاتی را آگاهانه به دور از شبکه‌های ارتباطی می‌گذرانید   

دوری جستن از شبکه‌های ارتباطی برای اوقاتی از روز نشانه هوش عاطفی بالاست، زیرا این کار به شما کمک می‌کند تا استرس‌تان را تحت کنترل درآورید و در لحظه زندگی کنید. وقتی شما برای ۲۴ ساعت هر روز هفته در دسترس باشید، مثل این است که یک سیم استرس‌زا به خود وصل کرده‌اید. قطع اینترنت، موبایل، ای‌میل برای مدتی، به شما فرصتی برای تنفس می‌دهد. تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهد که قطع ای‌میل حتی برای مدتی کوتاه، استرس را کاهش می‌دهد. بسیار سخت بتوان در آرامش به چیزی فکر کرد در حالیکه هر لحظه یک ای‌میل رشته افکارتان را قطع می‌کند.

۱۲. میزان مصرف مواد اضطراب‌آور چون قهوه را محدود می‌کنید

با مصرف زیاد قهوه آدرنالین در بدن آزاد می‌شود که هم اضطراب‌آور است و هم عاملی قلمداد می‌شود برای آنکه بدن خود را در وضعیت "یا بجنگ یا فرار کن" حس ‌کند. در این حالت رجوع به عقل برای تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود. کافئین مغز و بدن را در وضعیتی پراسترس قرار می‌دهد و احساسات بر رفتار غلبه می‌کند. مدتی طول می‌کشد تا کافئین از بدن خارج شود. افراد با هوش عاطفی بالا می‌‌دانند که کافئین چنین مشکلی را با خود می‌آورد. به جای آنکه این ماده آن‌ها را کنترل کند، آن‌ها این ماده را کنترل می‌کنند.

۱۳. به قدر کافی می‌خوابید

خواب در بالا بردن هوش عاطفی و مدیریت استرس بسیار اهمیت دارد. وقتی که می‌خوابید، مغزتان قوای خود را باز می‌یابد، خاطرات طول روز را مرور و ذخیره می‌کند یا آن‌ها را دور می‌ریزد. وقتی بیدار می‌شوید ذهن‌تان روشن است. افراد دارای هوش عاطفی بالا می‌دانند که اگر به اندازه کافی و آن‌گونه که باید نخوابند حافظه‌شان ضعیف می‌شود و توانایی‌شان برای کنترل خود و تمرکز بر روی مسائل کاهش پیدا می‌کند. برای همین خواب از اولویت‌های اصلی آن‌هاست.

۱۴. از سخن گفتن مداوم با خود پرهیز می‌کنید

هر چه بیشتر خود را با افکار منفی مشغول کنید، قدرت بیشتری به این افکار می‌دهید. بیشتر افکار منفی ما، فقط افکار هستند و نه واقعیت. افرادی با هوش بالای عاطفی افکارشان را از واقعیت‌ها جدا می‌کنند تا از دایره منفی‌گرایی خارج شوند و به سوی چشم‌اندازهای مثبت و تازه بروند.

۱۵. به کسی اجازه نمی‌دهید مانع خوشحالی شما بشود

وقتی حس شادی و خشنودی شما به عقیده مردم وابسته باشد، نمی‌توانید ناخدای کشتی خوشبختی‌تان باشید. وقتی آدم‌های دارای هوش عاطفی بالا احساس خوبی نسبت به کاری که کرده‌اند دارند، اجازه نمی‌دهند عقیده یا حرف‌های توهین‌آمیز کسی آن احساس را از آنها بگیرد. غیرممکن است که آدم واکنشی نسبت به آنچه دیگران فکر می‌کنند نداشته باشد، ولی لازم هم نیست که آدم خودش را با بقیه مقایسه کند. چون ارزش شما از درونتان برمی‌آید، اهمیتی هم ندارد که مردم چه فکر می‌کنند یا چه می‌کنند.

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سلامت روان

از غم نترسيد

اندوهي كه بعد از شكست دريك رابطه عاطفي پيش مي‌آيد، نه تحملش آسان است و نه تمام كردنش، پس بايد چه كنيم؟ گاهي احساس مي‌كنيد اين موضوع آن قدر به شما فشار مي‌آورد كه نه مي‌توانيد رابطه از دست رفته را فراموش كنيد و نه مي‌توانيد زندگي‌تان را پس از آن به حالت عادي برگردانيد. گاهي احساس مي‌كنيد اين موضوع آن قدر به شما فشار مي‌آورد كه نه مي‌توانيد رابطه از دست رفته را فراموش كنيد و نه مي‌توانيد زندگي‌تان را پس از آن به حالت عادي برگردانيد. حتي با انجام دادن پيشنهادهاي ما نمي‌توانيد يك شبه از اين فشار خودتان را‌‌ رها كنيد اما اگر از همين حالا، تصميم‌تان را براي آرام كردن زندگي‌تان بگيريد، مي‌توانيد اميدوار باشيد خيلي زود‌تر از آنچه فكر مي‌كنيد شادي‌ را به زندگي‌تان برگردانيد و خودتان را از حسرت‌هايي كه هر روز در فكرتان پرسه مي‌زنند، دور كنيد. از غم نترسيد اينكه شما پس از چنين شكستي، يك دوره از زندگي‌تان را با اندوه و تأسف بگذرانيد اتفاقي عادي است اما شما مي‌توانيد دوره اين اندوه را كوتاه كنيد، براي اين كار لازم است از دوستان و آشنايان نزديك‌تان كمك بگيريد و براي گذراندن لحظاتي شاد در اين روزهاي سخت تلاش كنيد. مهم نيست آنچه پيش از اين شما را شاد مي‌كرده و خنده بر لب‌تان مي‌آورده در اين دوره براي‌تان بي‌اهميت به‌نظر برسد، مهم اين است كه براي برگرداندن شادي‌ها تلاش كرده و سعي كنيد هر روز كه مي‌گذرد، بهتر از روز قبل زندگي كنيد. خودتان را  بشناسيد به رابطه‌اي كه پشت سر گذاشته‌ايد، به چشم يكي از شكست‌هاي زندگي‌تان نگاه نكنيد بلكه تنها بايد آن را به‌عنوان يك تجربه تازه بشناسيد. درست است كه اين تجربه در آغاز يكي از تلخ‌ترين تجربه‌هاي شما به‌نظر مي‌رسد اما با گذشت زمان كمي، مي‌توانيد تجربياتي كه در اين رابطه داشته‌ايد را بررسي كنيد. دلايل شكست اين رابطه را بشناسيد و سعي كنيد يك‌طرفه به قاضي نرويد. چه اشتباهاتي در آن دوره داشته‌ايد كه به رابطه شما آسيب‌زده؟ اين فرصت خوبي است تا خودتان را بهتر بشناسيد و براي به ثمر رساندن يك رابطه موفق در آينده آماده شويد. شكست را پايان فرصت‌هاي‌تان ندانيد. دليل آن كه كسي در زندگي‌تان نيست و فرصت ازدواج‌تان را از دست داده‌ايد، غمگين نباشيد. اين آخرين فرصت شما نبوده و قرار نيست يك رابطه ناموفق را تا آخر عمر ادامه دهيد. به جاي سرزنش‌كردن خود و نااميدي، به ياد داشته باشيد ارزش شما در آن چيزي است كه هستيد نه در شخصي كه در زندگي همراه شماست، پس براي آغاز كردن دور جديدي از زندگي‌تان آماده شويد و مطمئن باشيد در زمان مناسب، براي رابطه‌اي مناسب آماده خواهيد شد. اطرافيان را فراموش نكنيد زندگي خيلي گسترده‌تر از يك رابطه رمانتيك است. زندگي پرمحبت تنها بخشي از آن چيزي است كه در زندگي داريد. هنوز هم خانواده، دوستان و كارتان هستند تا با لذت بردن از بودن در كنارشان، احساس زنده و شاد بودن بكنيد. يكديگر را ببخشيد خودتان و فردي كه با او در ارتباط بوده‌ايد را ببخشيد. براي آرام شدن، دست از پيدا كردن مقصر برداريد. اگر به بازنگري در رابطه احتياج داريد به‌دليل درس گرفتن از اشتباهات گذشته و تكرار نكردن‌شان است نه به خاطر پيدا كردن مقصر و سرزنش كردنش. شما نمي‌توانيد گذشته را تغيير دهيد‌ بلكه تنها مي‌توانيد خود را قدرتمند و از انجام دوباره اشتباهات پيشين پرهيز كنيد. از طرف ديگر به جاي پركردن قلب‌تان از نفرت از كنار اشتباهاتي كه طرف مقابل‌تان در حق شما انجام داده بگذريد. بخشيدن او به معناي دوباره برگشتن به سمت رابطه نيست بلكه به معناي آرام كردن خودتان و آماده شدن براي يك زندگي بدون نفرت و حسرت است. مراقب خودتان باشيد به‌خودتان برسيد. آراستن ظاهرتان را تنها به اين دليل كه كسي نيست تا به شما توجه كند فراموش نكنيد. براي خودتان خريد كنيد و لباس‌هايي كه دوست داريد را بپوشيد. شما شايسته خوب زندگي كردن هستيد پس به بهانه شكست در رابطه و اندوه‌تان، خود را از ساده‌ترين انگيزه‌هاي شاد بودن محروم نكنيد. دوست خودتان باشيد و فراموش نكنيد‌اگر شما به‌خودتان توجه نكنيد كسي به شما توجه نخواهد كرد، پس مراقب خودتان باشيد و به‌خود احترام بگذاريد و با اين روش به ديگران هم بياموزيد كه به شما احترام بگذارند. تلاش‌ها را ويران نكنيد درجا نزنيد و تمام زحمات‌تان را به هدر ندهيد. ممكن است گاهي فكر كنيد از پس هر سختي بر‌نمي‌آييد و بايد هر طور شده رابطه از دست رفته‌تان را ترميم كنيد. هنگامي كه اين فكر به سراغ‌تان مي‌آيد به آنچه در رابطه‌تان گذشته، فكر كنيد. آيا حاضريد آن روز‌ها و آن شرايط را دوباره تجربه كنيد؟ پس به جاي برگشتن به خانه اول و هدر دادن تمام تلاش‌هاي‌تان، راهي را براي آرام كردن خود و بهبود زندگي‌تان پيدا كنيد. دلتنگي در ماه‌هاي اول جدايي اتفاقي طبيعي است. اگر فكر مي‌كنيد اين دلتنگي باعث رجوع كردن‌تان به رابطه از دست رفته و از بين رفتن زحمات‌تان مي‌شود، يك نشانه براي برنگشتن و فراموش كردن انتخاب كنيد. اتفاقي كه در رابطه شما افتاده و باعث شده تصميم به جدايي بگيريد يا هدف‌هايي كه براي زندگي‌تان مشخص كرده بوديد اما در اين رابطه نمي‌توانستيد به آنها برسيد. براي آرام ماندن و البته دور ماندن از آن شرايط، دليلي منطقي دست و پا كنيد، دليلي كه شما را محكم‌تر و استوارتر مي‌كند. در تنهايي حبس نشويد شايد شما وقت زيادي را با نامزدتان مي‌گذرانديد و حالا كه رابطه‌تان را از دست داده‌ايد احساس تنهايي مي‌كنيد. قرار نيست شما به‌دليل مجرد بودن‌تان تنها بوده و از تمام تفريحات‌تان بگذريد. كمي براي خودتان وقت بگذاريد و سعي كنيد تفريحات تازه‌اي را تجربه كنيد. اگر احساس مي‌كنيد تنهايي از تفريحات لذت نمي‌بريد، از دوستان‌تان كمك بگيريد و بيشتر با آنها وقت بگذرانيد همچنين مي‌توانيد وارد جمع‌هاي تازه‌اي شده و با افراد تازه‌اي آشنا شويد كه بودن در كنارشان شما را خوشحال مي‌كند. از مشاور كمك بگيريد اگر نمي‌توانيد خودتان از پس اين ماجرا بربياييد و رابطه گذشته‌تان را كنار بگذاريد، بهتر است از مشاور كمك بگيريد. هميشه حل كردن مشكلات به تنهايي امكان‌پذير نيست. شايد شما نشانه‌هاي اعتياد به يك عشق و يك رابطه را در خود داشته باشيد و اين موضوع اجازه ندهد كه با تمام تلاش‌هاي‌تان از كنار اين اتفاق بگذريد، پس بهتر است از كسي كمك بگيريد كه مي‌تواند به پشتوانه تخصصش شما را راهنمايي كرده و نجات دهد. خودتان را بازجويي كنيد ذهن‌تان را آرام كرده و به اين فكر كنيد كه به چه رابطه‌اي احتياج داريد. نيازهاي شما در يك رابطه صميمانه با همسرتان چيست؟ تا چه حد براي يك رابطه آماده بوده‌ايد؟ آيا انتخاب‌تان در مورد شريك آينده زندگي‌تان صحيح بوده؟ آيا او شايسته دوست داشته شدن بوده و آ‌ن قدر بالغ بوده كه بتواند يك رابطه آرامش‌بخش را شكل دهد؟ بعد از گذراندن اين مرحله مي‌توانيد براي يك انتخاب صحيح‌تر آماده شويد. به گذشته به چشم يك اندوخته و تجربه نگاه كنيد و اين حرف را فراموش نكنيد كه اگر بازي نكنيد نمي‌توانيد برنده شويد

بی اشتهایی عصبی چیست؟

در جهان امروز همه چیز بر مدار اعصاب و روان می گردد. از عدم موفقیت افراد پرخاشگر در محل کار گرفته تا رشد کم جنیـن در مادرانِ افسرده و گوشه گیر. با پیشرفت علم جایگاه سلامت ذهن نیز بالاتر رفته است، تا حدی که متخصصان تغذیه بیش و پیش از تجویز هرگونه رژیم غذایی برای مراجعه کنندگان ابتدا سعی می کنند با خلق و خو و عادات زندگی شخص آشنا شوند. کم اشتهایی یا بی اشتهایی را در وهله نخست با معیار چاقی و لاغری نمی سنجند زیرا ثابت شده که عادات درست غذا خوردن در گرو اعصاب و روانی سلامت است. برای مثال نوعی از بیماری رو به شیوع دهه های پیشین بی اشتهایی عصبی است .نوعی از بیماری که بیشتر بین دختران بالغ و زنان جوان دیده می شود. این افراد ترسی مفرط از اضافه وزن دارند و به همین دلیل مبتلا به نوعی از اختلالات روحی و روانی می شوند. علایم بی اشتهایی عصبی: •لاغری بیش از حد •عدم تمایل به داشتن وزنی متناسب با قد و سن •زندگی با کابوسی به نام چاقی •ترس از دیدن خود در آینه یا برعکس تماشای طولانی خود در آن طولانی شدن ابتلا به این بیماری همچون هر بیماری دیگر عواقبی خطرناک داراست ؛ از جمله: •فرد بیمار شبانه روز راجع به چاقی و لاغری صحبت می کند •همواره در پی محاسبه انرژی و کالری دریافتی از غذاها ست • کمتر در مقابل دیگران غذا می خورد •اگرچه بسیار لاغر است اما از دیدن خود در آینه به دلیل چاق بودنش وحشت دارد •فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی در اغلب دقایق روز عصبی یا برعکس منزوی است خوشبختانه از آن جاییکه خاستگاه این بیماری کاملاً روحی و روانی است می توان امیدوار بود که تحت شرایط درست درمان قطعی صورت پذیرد. برای تحقق این امر متخصصان علم تغذیه و روانشناسان بیشترین کمک را به شخص می کنند.او ابتدا باید به وزن طبیعی خود برگردد , سپس مراحل درمانی را آغاز کند تا نشانه های افسردگی در او کمرنگ تر از پیش شود. بی تردید مبتلایان به بیماری بی اشتهایی عصبی مانند بسیاری بیماری های روحی و روانی دیگر خود را فردی سالم تلقی کرده و نسبت به درمان ممانعت می ورزند. نتایج حاصل از تحقیقات ثابت کرده است عمومِ بیمارانی که از حمایت خانواده، دوستان و آشنایان خود بهره مند بودند به مراتب زودتر از دیگران بهبود یافته اند. یکی از نکات جالب توجه در روند درمان این مبتلایان بخشی از شیوه ی عملکرد روانشناسان و روان پزشکان است. پزشکان مطالعه ی روزنامه و کتاب را در صدر فهرست کارهای روزانه بیماران خود قرار می دهند شاید دلیل این امر واقع نمایی تصویر صحیح زندگی در کتاب یا نشریات نسبت به نمونه ی ایده آل در تلویزیون باشد.  چرا که آنچه رسانه های تصویری از هیات ظاهر افراد ارائه می کنند تناسب چندانی با متوسط عمومی اجتماع ندارد، در واقع آنچه در تلویزیون یا بر پرده سینما می بینیم مانکن هایی هستند که درصد اندکی از واقعیت مردمان را تشکیل می دهند.
درمان جدید برای ریزش مو به خود با نگاهی تازه بنگرید دندان قروچه – براکسیزم 1 کابوس های شبانه2– Nightmare چند سوال ساده برا ی بهبود رابطه با شریک زندگی

انتخاب سردبیر

سلامت جسم

نکاتی که باید درباره سرطان و پیش‌گیری از آن بدانید

هفته گذشته گزارشی درباره استفاده از ریزذرات طلا در درمان سرطان داشتیم. این‌که دانشمندان دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند موفق شده‌اند که داروی شیمی‌درمانی را به طور متمرکز در داخل سلول سرطانی فعال کنند. این دانشمندان برای این کار ریزذرات یا ذرات نانوی طلا را در محفظه‌ای شیمیایی قرار دادند و آن را با موفقیت به داخل سلول‌های سرطانی مغز گورخرماهی رساندند. به این ترتیب شیمی‌درمانی فقط سلول‌های سرطانی را هدف قرار داد بدون این که به سلول‌های سالم آسیب برساند و ایجاد عوارض جانبی کند. از شما خواسته بودیم سوال‌های تان را درباره سرطان به ما بفرستید. در این مطلب دکتر مهبد ابراهیمی که گزارش‌های پزشکی را دنبال می‌کند، به سوال‌های مخاطبان بی‌بی‌سی فارسی درباره سرطان و شیوه‌های جدید درمان آن پاسخ داده است. دو خواهرم مبتلا به سرطان پستان است، من باید چه آزمایش‌هایی انجام بدهم؟ کسانی که در بستگان درجه اولشان سابقه سرطان پستان داشته‌اند باید با بررسی ژنتیکی اطمینان حاصل کنند که آیا حامل ژن‌هایی معیوب هستند یا نه. این ژن ها BRCA1 و BRCA2 نام دارند و در پیشگیری از سرطان پستان مهمند. گاهی این ژن‌ها به علت جهش، معیوب می‌شوند و این باعث افزایش احتمال ابتلا به سرطان به ویژه سرطان‌های تخمدان و پستان می‌شود. این ژن‌های معیوب به ارث می‌رسند، هم از طرف مادر هم از طرف پدر و احتمال سرطان پستان را ۸۷ و احتمال سرطان تخمدان را ۵۰ درصد افزایش می‌دهند. بجز معاینه مرتب پستان‌ها که می‌توانید خود به سادگی یاد بگیرید و انجام بدهید، می توانید بررسی ژنتیکی درباره دو ژن مذکور را انجام دهید و از همه مهمتر سالم زندگی کنید. برای این که بدانید چه کسانی باید به این موضوع توجه کنند و چه اقدامات تشخیصی یا درمانی انجام دهنداینجا را بخوانید. اصلی‌ترین راه‌های پیشگیری سرطان‌ها به طور کلی چه هستند؟ کدامیک به سبک زندگی بستگی دارد و کدام ژنتیک است؟ به عنوان یک قاعده کلی سرطان نتیجه تاثیر هر دو عامل ژنتیک و محیط است، در برخی انواع سرطان نقش ژنتیک پرنگ‌تر است؛ مثل سرطان‌های پستان، تخمدان، پروستات و روده بزرگ. در برخی انواع تاثیر محیط بیشتر است مثل سرطان ریه به علت سیگار کشیدن. نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که علت سرطان را نباید به فقط یک عامل تقلیل داد، فردی که استعداد ژنتیکی نوعی سرطان را دارد ممکن است با زندگی سالم مانع از فعال شدن ژن‌های معیوب شود یا زندگی ناسالم ممکن است باعث جهش ژنتیکی و ایجاد استعداد سرطان شود. دانشمندان فکر می‌کنند که در آینده هر فرد می تواند با آزمایش ژنتیک دریابد که از نظر ژنتیکی استعداد ابتلا به چه سرطان‌هایی را دارد. پیشرفت‎های دانش ژنتیک بخصوص در زمینه سلول‌های بنیادی در آینده ممکن است حتی امکان دستکاری ژن‌های معیوب و برطرف کردن زمینه ژنتیکی بیماری‌ها را فراهم کند. اما تا آن زمان، ما در مورد ژن‌های‌مان کاری از دستمان بر نمی‌آید، چه ژنهای‌مان استعداد ایجاد بیماری داشته باشند یا نه باید آنها را همانطور که هستند بپذیریم. آنچه در توان ما است این است که عامل محیط را به حداقل برسانیم و مهمترین راه آن هم زندگی سالم است. یکی از دلایل ایجاد سرطان جهش ژنها است، ژن سالم دچار تغییری می شود که دیگر عملکردش را ناسالم می‌کند. زمینه این جهش ممکن است به ارث برسد اما ممکن است عوامل محیطی آن را ایجاد کنند، کار در معدن سیلیس می‌تواند باعث جهش ژنتیکی و سرطان ریه شود. دانشمندان تخمین زده‌اند که فقط پنج تا ده درصد سرطان‌ها نتیجه مستقیم به ارث رسیدن ژن معیوب (جهش یافته) هستند. بطور کلی سه دلیل محیطی مهم سرطان عبارتند از: سیگار و دخانیات، تغذیه و عفونت‌ها. مهمترین عوامل محیطی: دخانیات و الکل کم تحرکی و ورزش نکردن آلاینده‌های محیطی مثل آلودگی شدید هوا مصرف زیاد کالری، قند و شکر (و هر انچه پر از قند و شکر است)، چربی، مواد غذایی آماده (کارخانه‌ای) و فست فود چاقی استرس قرار گرفتن در معرض آفتاب به مدت طولانی به این ترتیب راه‌های پیشگیری عبارت خواهند بود از: پرهیز از یا ترک سیگار و دخانیات مصرف زیاد میوه، سبزی و غذاهای گیاهی مصرف غلات کامل بجای نان سفید و همچنین برنج سفید محدود کردن مصرف کالری محدود کردن مصرف گوشت واکسیناسیون چک آپ مرتب با وجود انواع و اقسام رژیم‌های غذایی که تبلیغ می‌شود و اعتبار علمی آنها چندان مشخص نیست اما سه دستور ساده می‌تواند تغذیه سالم را تضمین کند: غذای سالم، غذایی است گیاهی، تازه (یعنی از مواد غذایی تازه تهیه شده) و کم کالری (که شامل پرهیز ازپرخوری هم می‌شود). در بین رژیمهای غذاییتحقیقات بیش از همه رژیم غذایی مدیترانه‌ای را توصیه می کنند: سبزیجات و میوه تازهبه میزان زیاد، غلات سبوس‌دار، روغن زیتون مغزدانه‌ها مثل گردو و بادام و محدود کردن مصرف گوشت به هفته‌ای یک یا دو روز. یک سوال ساده: در زندگی شما کدامیک نقش بیشتری دارد؟ پا، انگشت، قاشق، لیوان؟ پا: ورزش انگشت: دخانیات قاشق: غذا لیوان: الکل، نوشیدنی‌های شیرین و گازدار از جواب به این سوال ساده می توانید بفهیمد که چقدر با زندگی سالم فاصله دارید. استرس بخصوص استرس زندگی مدرن را فراموش نکنید، اگر در مسابقه ثروت و قدرت با تمام قوا حضور دارید، گهگاه به بهایی که برای درآمد بیشتر با روح و روان خود می‌پردازید هم فکر کنید. برای تشخیص به موقع سرطان چه نوع چک‌آپ‌هایی و هرچند وقت یکبار باید انجام داد؟ پاسخ به این سوال برای انواع سرطان فرق دارد. اگر سابقه سرطان در بستگان درجه اول و دوم وجود دارد با پزشک مشورت کنید. در ایران طرح غربالگری برای سه سرطان پستان، روده بزرگ و دهانه رحم آغاز شده است. در این باره از مرکز بهداشتی درمانی محل خود سوال کنید. خانم های جوان باید به سرطان گردن رحم اهمیت بدهند و مرتبا پاپ اسمیرانجام بدهند و حتی مهمتر، واکسن بزنند. گارداسیل واکسنی است که علیه چهار گونهاز ویروس پاپیلومای انسانی بخصوص گونه های خطرناک ۱۶ و ۱۸ مصونیت ایجاد می‌کند و در ایران در دسترس است. در مورد سرطن پروستات اخیرا برخی متخصصان در اهمیت تشخیصی تست PSA اظهار تردید کرده اند. بطور کلی از حدود چهل یا چهل و پنج سالگی با پزشک خود درباره غربالگری و چک‌آپ‌های مرتب صحبت کنید.

چرت بعد از ظهر، ‌واجب تر از نان شب

کودکی ما پر از تصویر خوابهای اجباری بعد از ظهرهای تابستان است. هر چقدر در آن ایام از این عادت بزرگترها بیزار بودیم این روزها آرزو می کنیم به آن بعد از ظهرهای کشدار برگردیم.
چگونه از شر چربی پهلوها خلاص شویم؟ پیشگیری از رشد سرطان در مراحل اولیه با شناخت علایم راهکارهای طبیعی برای مقابله با درد چرا میل جنسی مردان کم میشود؟ بیست و هشت روز در نوسان

مطالب تصادفی

تغذیه سالم

یک روز سلامتی

اگر به دنبال برنامه غذایی سالمی هستید که یک روز کامل تان را در بربگیرد، می توانید از مواد غذایی زیر استفاده کنید. این مواد، تمام آنچه برای بدن تان مفید است را در اختیارتان قرار داده و به حفظ تناسب اندام تان نیز کمک می کند.

انار و 15 دلیل بیشتر برای خوردن

انار یکی از خوشمزه ترین و محبوبترین میوه های ما در ایران است، با شروع فصل پائیز و رسیدن این یاقوتهای قرمز 15 دلیلی بیشتر از طعم و رنگ جذاب انار را برای خوردن بیشتر انار یا آب انار را بشما معرفی می نماییم. 1-       انار با پیری مبارزه می کند انار حاوی مقدار بسیار زیادی آنتی اکسیدان می باشد، آنتی اکسیدان ها از پیری سلولها جلوگیری می کنند. 2-       محافظت از کلیه بر اساس آخرین تحقیقات منتشر شده، انار محافظ کلیه در برابر ضعف و سمومی است که باعث بوجود آمدن مشکلات کلیوی و سنگ کلیه می شود. 3-       محافظت از کبد انار نه تنها از کبد محافظت می نماید بلکه به تجدید قوا و ترمیم آن نیز کمک می نماید. اگر دچار هر گونه در کبد می باشید با نوشیدن انار به تجدید ساختار کبد خود کمک نمایید. 4-       انار میران مقاومت بدن را بالا می برد انار و آب انار حاوی مقدار زیادی ویتامین C  می باشند و ویتامین C بهترین راه مقابله با سرماخوردگی بخصوص در فصل سرما می باشد. 5-       انار آنتی آلرژی است انار دارای مقدار بسیار زیادی پلی فنول است که کارایی زیادی در کم نمودن سطح فعالیت بیو شیمی موادی است که در نهایت باعث بروز آلرژی می شوند. 6-       انار میتواند از حمله قلبی جلوگیری نماید تحقیقات جدیدا منتر شده نشان می دهد که انار توانایی بدن را برای ترکیب نمودن کلسترول و از بین بردن رادیکالهای آزاد را بهبود می بخشد. 7-       انار از سرطان پروستات جلوگیری می نماید تحقیقات جدیدا منتشر شده بر توانایی انار و آب انار در مبارزه با سلولهای سرطان پروستات تاکید دارند. 8-       انار از سرطان سینه جلوگیری می نماید تحقیقات جدای همچنین بر نقش فعال محتویات انار و آب انار در مبارزه با پروسه ایجاد سرطان سینه تاکید دارد. 9-       انار همچنین از سرطان پوست جلوگیری می کند انار و اب انار جلوی ابتلا به دو نوع از شایع ترین انواع سرطان پوست را می گیرد. 10-   انار از DNA  شما محافظت می نماید فیتونوتریشنها و آنتی اکسیدانهای موجود در انار از مواد ژنتیک بدن محافظت می نمایند. 11-   انار فشار خون را تعدیل می نماید آب انار بخصوص میتواند فشار خون بالا حاصل از خوردن غذاهای چرب را تعدیل نماید. 12-   انار سوخت و ساز بدن را تعدیل می نماید انار قند خون را تنظیم می نماید، حساسیت بدن به میزان انسولین را تشدید می نماید و التهاب را از بین می برد و همچنین اقدامات دیگری که در نهایت باعث تنظیم روال سوخت و ساز بدن میشود. بدلیل اقداماتی که در بالا اشاره شد میتوان نتیجه گرفت که انار باعث کاهش وزن می گردد. 13-   انار از عفونتها جلوگیری می نماید تحقیقات نشان داده است که انار و آب انار حاوی موادی هستند که میتواند از فعالیت باکتری هایی که نسبت به دارو مقاوم هستند و باعث ایجاد عفونت میشود را بگیرد 14-   انار از ابتلا به فراموشی جلوگیری می نماید انار  میتواند باعث جلوگیری یا در حال ابتلا باعث کند شدن روند پیشرفت بیماری آلزایمر گردد. 15-   انار از ابتلا به آرتروز جلوگیری می نماید انار در مقابله با تشدید فعالیت آرتروز بوسیله اسیدهای الاژیک و پلی فنولز به بدن کمک می نماید
اشتباهات و باورهای غلط در مورد لاغری و کاهش وزن چرا ورزش و تغذیه سالم باعث عمر طولانی نمی‌شود؟ خوردنی های سرطان زا جعفری تمیزکننده کلیه ها ادویه طلایی

پر بازدیدترین ها

ورزش

مروری بر ورزش در هفته‌ چهارم مرداد

در آخرین پنجشنبه مرداد ماه به روال هفته های گذشته، اخبار ورزشی ایران و جهان را مرور می کنیم. در هفته چهارم لیگ برتر هنوز مناقشاتی که بر سر نامگذاری لیگ بوجود آمده بود پایان نیافته است. همچنین وضعیت ناخوشایند تیم پرسپولیس نیز از خبرسازترین اتفاقات این چند هفته لیگ است. در کمال ناباوری در روزهای پایانی هفته گذشته با خبر درگذشت بابک معصومی مواجه شدیم. لادیز این اتفاق ناگوار را به جامعه ورزشی خصوصا فوتسالی ها و خانواده آقای معصومی تسلیت می گوید. در ادامه شرح جالب حواشی بازی دوستانه تیم های رادا بلگراد و سیواسپر ترکیه را از دست ندهید.

آیا یوگا به زندگی زناشوئی شما شادابی دیگری می بخشد؟

دلیل دیگری برای تشویق شدن به انجام یوگا می خواهید؟ یوگا زندگی زناشوئی کسانی را که بطور متداوم یوگا کار می کنند را بطرز چشمگیری بهبود می بخشد و بگفته محققان دلیل این امر حرکات کششی این ورزش نیست. تمرین یوگا دو بار در هفته، هر بار بمدت یک ساعت و برای مدت حدودی 12 هفته توانایی انگیزش جنسی و تخمگذاری در زنانی که دارای مشکل کمبود تمایل جنسی هستند را بطرز زیادی بالا می برد. بغیر از مشکلات قلبی و دیگر مشکلاتی که میتواند بخصوص برای بانوان دارای مشکل سوئ هاضمه وجود داشته باشد تمایلات پائین جنسی و عدم رغبت به انجام وظایف زناشوئی نیز میتواند یکی از دیگر عوامل مشکلات متابولیکی بدن باشد. انجام ممنظم حرکات یوگا میتواند استرس را بطرز قابل ملاحظه ای پائین بیاورد و جریان خون را در بدن بهبود بخشد. جریان خون روانتر بمعنی گردش بیشتر خون در منطقه تخمدانها و لگن بانوان می باشد. تفاوت حرکات یوگا با دیگر فعالیتهایی که همین تاثیر را بر بدن می گذارند تقویت ارتباط مغز-بدن در انجام حرکات یوگا است. دلیل اکثر مشکلات زناشوئی بانوان عدم وجود موثر این ارتباط در آنان است. تاثیر یوگا بر ارتباط بهتر مغز-بدن بسیار بیشتر از دیگر فعالیتهای بدنی مانند ایروبیک، دویدن و ورزشهای دیگر است. محققان میگویند نتایج تحقیقات آنان نشان داده است که وزن و سن مانعی در رسیدن به نتیجه مثبت در بهبود تمایلات جنسی و بهبود ارتباط مغز-بدن نیست و این نتیجه میتواند شامل هر کسی با هر سن و وضعیت بدنی باشد.
اتفاقات هیجان انگیز فوتبال جهان حرکات یوگا - تعادلی ورزش در هفته پایانی آبان آسانا های مقدماتی – 9 آمادگی برای تیم های ملی شمشیر بازی بانوان