سلامت روان

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
خنده یکی از فعالیت های مفید برای سلامتی شماست. خنده، حتی اگر طبیعی نباشد، تاثیر مثبتی بر احوال شخصی و سلامتی روانی شما می گذارد.ببه نقل از جام جم آنلاین ، خنده فشار عصبی را کاهش داده و باعث احساس راحتی می شود، و ۵ فایده برای سلامتی شما دارد.۱- خنده مسری استوقتی می بینیم کسی می خندد، ما نیز معمولا لبخند می زنیم و به همین دلیل خنده مسری است. تحقیقات نشان می دهد مشاهده خنده دیگران باعث فعالیت بخشی از مغز می شود که حرکت های صورت را کنترل می کند و به همین دلیل ما هم می خندیم. این یک سرایت مفید است.۲- کاهش استرس و فشارهای قلبیوقتی عصبی هستید خنده کار آسانی نیست، اما تحقیقات نشان می دهد وقتی می خندید استرس شما فروکش می کند و گرفتگی قلبی کاهش می یابد، و به همین دلیل احساس راحتی می کنید.۳- اندرفینز آزاد می شوداندرفینز مواد شیمیایی است که باعث خوشحالی می شود. این مواد در هنگام فعالیت های بدنی همچون ورزش و دویدن آزاد می شود. خنده هم باعث آزاد شدن این مواد می شود، و شما با خنده هم همان احساس شادی مشابه با ورزش را خواهید داشت.۴- تقویت ایمنی بدنخنده باعث تولید گلبول های سفید در خون و افرایش مقاومت بدن در مقابل بیماری ها می شود. به همین دلیل کودکانی که تحت درمان هستند بهتر است که با شنیدن قصه و بازی بخندند، زیرا خنده باعث بالا رفتن گلبول های سفید و تسریع فرایند بهبودی آنها می شود.۵- سلامتی مغزیخنده چارچوب ذهنی ما را برای مدت طولانی مثبت نگه می دارد، و باعث افزایش کارآیی ما می شود. خنده قدرت تمرکز ما بیشتر می کند و توانایی ما برای مقابله با مشکلات را افزایش می دهد.به دلیل اثرات مثبت خنده، مردم این روزها هرچه بیشتر عضو کلوب های خنده می شوند، و افرادی که از بیماری رنج می برند، با این کار به درمان خود کمک می کنند.خندیدن به وضعیت قلبی و جریان خون شما کمک می کند و باعث شل شدن عضلات می شود. خنده برای شش های شما هم خوب است و عوارض بیماریهایی همچون آلرژی، رماتیسم و آسم را کاهش می دهد.سلامت نیوز: ۵ فایده معجزه‌آسای لبخند برای سلامتی شما
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
زندگی با وجود بیماری روحی همسرتان یک چالش جدی است اما رابطه را ویران نمی‌کند. به فکر غلبه بر مشکل باشید. شما کاری که باید را انجام بدهید و از همسرتان بخواهید مسئولیت خودش را به عهده بگیرد و تلاش کند. هیچ چیز در این رابطه به بدی پیش نخواهد رفت اگر بلد باشید که چطور رفتار کنید و چطور واکنش نشان بدهید. به گزارش ایران بانو ویژه نامه روزنامه ایران، به همان اندازه که بیماری و مشکلات جسمی می‌توانند یک رابطه عاطفی را تحت تأثیر قرار بدهند مشکلات روحی و روانی نیز تأثیرگذار هستند و چه بسا مشکلات جدی‌تری نیز ایجاد کنند چه بسا خیلی از آدم‌ها اصلاً متوجه این مسأله نیستند که طرف مقابل دچار نوعی اختلال و بیماری است. ما در اینجا فرض را بر این می‌گذاریم که شما متوجه اختلال یا مشکل شریک زندگی‌تان هستید و بیماری او تشخیص داده شده است. حالا چه باید بکنید آن هم در شرایطی که احساس می‌کنید این بیماری است که سکان زندگی را به دست گرفته و پیش می‌رود و به جای یک ساحل امن شما را در بدترین جای ممکن گیر انداخته است؟ واقعیت این است در مواردی که بیماری و اختلال آسیب جدی به شما، امنیت روانی و سلامت‌تان نمی‌زند می‌توانید به حفظ رابطه و بهبود آن امید داشته باشید. اگر این طور است وظیفه مهم و اخلاقی شما این است که شریک زندگی‌تان را نسبت به حضور خود برای ادامه زندگی مطمئن کنید. برای همسر و شریک زندگی‌تان بویژه در دوران اولیه تشخیص بیماری این مسأله بسیار ناامید‌ کننده و ویران‌ کننده است. عوارض ناشی از بیماری و احساس ناامنی و بی‌اعتمادی او را دچار این نگرانی جدی می‌کند که شاید شما او را بخاطر بیماریش ترک کنید یا هرگز مثل گذشته دوستش نداشته باشید. او دائم نگران این است که شما رهایش کنید و این رابطه دوامی نداشته باشد. اگر از نظر شما این طور نیست و به درمان و کنترل بیماری امید دارید او را در جریان دیدگاه و نظرتان قرار بدهید. خوب است که همیشه او را از عشق و اطمینان سرشار کنید. اما پیش از اینکه بخواهید قدم‌های بیشتری برای این رابطه بردارید ابتدا باید درک درستی نیز از بیماری همسرتان پیدا کنید. بیشتر آدم‌ها اطلاعات و دانش درستی درباره بیماری های ‌روانی ندارند یا بهتر است این طور بگوییم که باورهای اشتباه و نادرستی نسبت به بیمار روحی و روانی و مشکلاتش دارند. حالا که درگیر یک بیماری روحی هستید لازم است اطلاعات درستی درباره بیماری به دست بیاورید و عامیانه و سطحی رفتار نکنید. هر بیماری یک مورد ویژه با درمان متفاوت است که نیاز به شناخت و دریافت اطلاعات دارد. روش‌های درمانی نیز بسیار با هم متفاوت هستند در نتیجه اگر همسرتان یک نوع خاصی از وسواس را دارد یا دچار یک اختلال شدید روانی است شما باید مطابق با نوع بیماری ارتباط و رفتار درستی با او در پیش بگیرید. درست ترین راه این است که ابتدا با یک روانپزشک و روانشناس درباره بیماری حرف بزنید و هر آنچه لازم است را از او بپرسید. یادتان باشد که بالابردن سطح دانش‌تان در این زمینه در بسیاری از موارد مؤثر و مفید است. شاید شما فکر کنید همسرتان کمی تنبل، حواس پرت، گیج و ناراحت است اما بعضی از این ویژگی‌ها می‌توانند در کنار عوارض و نشانه‌های دیگر هشداری برای یک بیماری روانی باشند. اما در این میان یک نکته بسیار مهم است و آن هم اینکه در نهایت او مسئول رفتار و درمان و کنترل بیماری خودش است. هیچ کس نمی‌تواند وظیفه او را بر عهده بگیرد. وظیفه شما نیست که تعهدات او را وقت بیماری به عهده بگیرید همان طور که شما نمی‌توانید با رعایت تغذیه و خورد و خوراک خودتان دیابت همسرتان را کنترل کنید ونمی‌توانید راه‌های درمان او را بدون همکاری او طی کنید. مسئولیت درمان، انجام تمرین‌های درمانی، خوردن داروها و نحوه کنترل رفتارش بر عهده خود اوست. در نهایت باید این را بدانید که زندگی با وجود بیماری روحی همسرتان یک چالش جدی است اما رابطه را ویران نمی‌کند. به فکر غلبه بر مشکل باشید. شما کاری که باید را انجام بدهید و از همسرتان بخواهید مسئولیت خودش را به عهده بگیرد و تلاش کند. هیچ چیز در این رابطه به بدی پیش نخواهد رفت اگر بلد باشید که چطور رفتار کنید و چطور واکنش نشان بدهید.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
  وسواس نوعی اختلال اضطرابی است که با میل پایان ناپذیر و مهارنشدنی به تکرار برخی از اعمال و رفتارها بروز می کند. بروز وسواس در همه افراد تا حدودی وجود دارد اما زمانی بیماری تلقی می شود که زندگی عادی آنها را مختل کند.   عوامل بروز وسواس کارشناسان بر این باورند که ۲ عامل استعداد نوروبیولوژیک و محیطی هم زمان می توانند باعث ایجاد افکار ناخواسته و ناخوانده شوند. فرد با تکرار الگوهای رفتاری اجباری سعی در آرام کردن این افکار ناخوشایند دارد. اولین نشانه های وسواس تجربه افکار یا تصوراتی است که آزار دهنده و بی دلیل هستند و اضطراب ایجاد می کنند. وسواس در صورت عدم درمان به یک بیماری مزمن تبدیل می شود که گاه سالهای مدید ادامه پیدا می کند، گرچه ممکن است شدت علائم آن به مرور زمان کاهش یابد. درمان دارویی و رفتاری و گاه ترکیبی از این ۲ در رفع این بیماری موثر هستند. علائم وسواس اولین نشانه های بروز وسواس تجربه افکار یا تصوراتی است که آزار دهنده و بی دلیل هستند و اضطراب ایجاد می کنند. این افکار ناخواسته که به طور پیاپی تکرار می شوند در حقیقت راهی برای رهایی از ترس های ناشی از امکان بروز اتفاقات ناخوشایند یا آلودگی و ناپاکی هستند. گاه این افکار تمامی ذهن فرد را درگیر و عملکرد روزانه او را مختل می کند. بیمار مبتلا به وسواس می داند که این افکار ساخته و پرداخته ذهن خود اوست و به همین دلیل مایل است با افکار و اعمال دیگری آنها را از ذهن خود خارج کند. جملاتی همچون «این ظرف کاملا تمیز نشده است و باید آن را دوباره بشویم» یا «گمان کنم در را قفل نکرده ام» یا «می دانم که آن نامه را بدون تمبر فرستاده ام» بارها از دهان افراد دچار وسواس شنیده شده است. رفتارهای تکراری گاه با یک عمل ذهنی چون شمارش همراه هستند. بروز وسواس در موارد حاد ممکن است باعث شود فرد از خانه خارج نشود. امکان و شدت بروز این بیماری در مردان و زنان یکسان است. دلایل بروز وسواس کارشناسان «انجمن ملی سلامت روانی» در آمریکا معتقدند وسواس از عوامل بیولوژیک و نیز محیطی شامل تجربیات و رفتارهای اکتسابی در دوران کودکی و الگوهای فکری غلط ناشی می شود. واکنش مثبت بیماران مبتلا به وسواس به داروهای افسردگی چون SSRI یا بازدارنده های بازجذب سروتونین (دسته ای از داروهای افسردگی که برای درمان افسردگی و برخی از انواع اختلالات اضطرابی و اختلالات شخصیتی به کار می روند) بیانگر اختلال عملکرد سیستم پیام رسان های عصبی (نوروترانسمیترها) سروتونین است. پژوهش ها نشان می دهند که ممکن است یک نقص ژنتیک در دیگر سیستم های پیام رسان شیمیایی در مغز در بروز وسواس دخالت داشته باشند. داروهای حاوی سروتونین همانطور که از نامشان پیداست، از بازجذب یا دفع سروتونین در مغز جلوگیری می کنند. سروتونین ماده ای است که نزد عوام به عنوان جاری کننده «حال خوب» شناخته شده است.÷ بروز وسواس ممکن است با افسردگی، اختلال در عادات غذایی یا اختلال کم توجهی همراه باشد و احتمال دارد با ناهنجاری هایی چون تیک های عصبی یا صوتی و خودبیمارانگاری نیز خود را نشان دهد. مطالعات انجمن ملی سلامت روانی نشان می دهد که ترکیبی از دارو-روان درمانی بهترین اثر را بر جوانان مبتلا به وسواس دارد. درمان وسواس معمولا یکی از روش های روان درمانی یا دارو درمانی و یا هر دو به طور هم زمان برای بیماران مبتلا به وسواس تجویز می شود ولی ممکن است بیماران به یکی از این درمان ها بیش از دیگری واکنش نشان دهند.مطالعات انجمن ملی سلامت روانی نشان می دهد که ترکیبی از دارو-روان درمانی بهترین اثر را بر جوانان مبتلا به وسواس دارد. داروهایی که برای درمان این درد تجویز می شوند معمولا یکی از انواع حاوی SSRI است. تحقیقات این انجمن نشانگر این است که این داروها بسامد یا شدت اختلالات وسواس را در نیمی از بیماران کاهش داده است اما قطع این داروها اغلب منجر به بازگشت بیماری می شود. کارشناسان از روش هایی چون حساسیت زدایی، بازداری فکر، غرقه سازی تجسمی و شرطی سازی آزارنده برای درمان بیماری استفاده می کنند. بروز وسواس در کودکان حدود یک سوم بیماران مبتلا به وسواس از کودکی به این ناهنجاری و اختلال دچار شده اند. رفتارهای تکراری که در کودکی بروز می کند چون شستشوی دست، کشیدن مو یا جویدن ناخن راهی برای کاهش یا رهایی از اضطراب است. اما این رهایی دیری نمی پاید و اضطراب دوباره بروز می کند. روان درمانی بهترین روش درمانی برای کودکان به شمار می آید. سلامت نیوز
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
«زمانی‌که تصمیم بگیرید  به جای وسوسه و ولعِ کنترلِ مسائلی‌ که از قدرتِ شما خارج هستند کنترل خود را بر نقاط قوت خود متمرکز کنید، تغییری باورنکردنی در زندگی‌ شما رخ می‌دهد» – استیو مرابُلی مادامی‌که ما ظرفیت تغییر را داریم، برای شروع تغییر باید از عمق وجود خواهان و متعهد به تمامِ جنبه‌های تغییر باشیم.   بسیاری از عواملِ مؤثرِ سببی پشتِ رفتارهای توهین‌آمیز، نگرش‌ها و احساسات حق و امتیازِ یاد گرفته شده هستند، که تغییرشان میتواند سخت باشد. اما تغییر امکان‌پذیر است. و درخواستِ کمک، اولین گامِ مهم است. یک بخش از تغییر می‌تواند شاملِ یک شریک زندگی بدرفتار باشد که با میل و علاقه شخصی‌ در یک برنامه‌ که بر رفتار، انعکاس و پاسخگویی و مسولیت‌پذیری متمرکز است شرکت کند‪. آیا شریک زندگی (پارتنر) خود را آزار می‌دهید؟ آیا تا به حال به این فکر کردید که ممکن است جوری رفتار می‌کنید که به صورت جسمی‌ یا روانی‌ به همسرتان صدمه می‌زنید؟ اغلبِ این رفتار‌ها به سختی قابل تشخیص هستند اگر شما عامل آنها هستید. اقرار به این که شما ممکن است به شریکتان صدمه بزنید اولین گام برای حرکت به سوی یک رابطه سالم‌تر است. خودتان را برسی‌ کنید: در مقابل شریک زندگی (پارتنر)ِ خود چگونه رفتار می‌کنید؟ آیا شما… در موردِ روابطِ همسرتان با دیگران (دوستان، خانواده، همکاران) عصبانی‌ می‌شوید و احساس ناامنی‌‌ و مالکیت می‌کنید؟ مرتب زنگ می‌زنید و اس‌ام‌اس می‌زنید تا همسر خود را چک کنید، یا از آنها می‌خواهید که  مرتب به شما خبر بدهند؟ همسر خود را به روش‌های مختلف چک می‌کنید؟ ( مثل: ایمیلهایشان را بخوانید ، اس‌‌ام‌اس‌‌هایشان را چک کنید.) احساس می‌کنید که همسر شما باید برای بیرون رفتن، کار کردن، مدرسه رفتن، یا معاشرت با دیگران از شما اجازه بگیرد؟ اگرهمسرتان به دلخواهِ شما رفتار نکند یا کاری که ازش می‌خواهید را انجام ندهد عصبانی‌ می‌شوید؟ خشم و عصبانیتان را گردنِ مواد مخدر، الکل، یا رفتارِ همسرتان می‌اندازید؟ کنترلِ عصبانیت و آرام شدن برایتان بسیار دشوار است؟ خشمِ خود را با تهدید به صدمه زدن به همسرتان، و یا در واقع انجام آن (صدمه‌ی جسمی‌، کتک.. ) ابراز می‌کنید؟ خشمِ خود را به صورتِ شفاهی‌ با بلند کردنِ صدایتان، فحش دادن، و یا تحقیر ابراز می‌کنید؟ همسرتان را از پول خرج کردن منع می‌کنید، یا برایشان شرط می‌گذارید که اجازه خرج کردن را تنها در صورتِ نگه داشتنِ رسید دارند؟ همسرِ خود را مجبور به نزدیکی‌ می‌کنید؟ یا سعی‌ می‌کنید مجبورشان کنید؟ ( خودتان را به ایشان تحمیل می‌کنید؟ ) از حوادث کوچک یا «اشتباهاتی» که شریکتان مرتکب می‌شود خیلی عصبانی می‌شوید؟ شریکتان چگونه واکنش نشان می‌دهد؟ آیا او… وقتی‌ با شماست، عصبی به نظر می‌رسد؟  به نظر می‌‌آید که از شما می‌ترسد؟ وقتی‌ عصبانی هستید منقبض می‌شوند یا می‌خواهند از شما دوری کنند؟ به خاطر انجامِ کاری که مجبورشان کردید، یا کاری که می‌خواستند انجام بدهد و شما نذاشتید، گریه می‌کند؟ به نظر می‌‌آید که می‌ترسد، یا قادر به مخالفت با شما نیست یا جراتِ اظهارِ نظر ندارد؟ معاشرت خود را با دوستان، همکاران یا خانواده  محدود می‌کند که از خشمِ احتمالی‌ شما جلوگیری کند؟ اگر هر یک از این رفتار‌ها به نظرتان آشناست و با رفتارِ شما یا واکنشِ پارتنرِ شما همخوانی دارد، می‌تواند پرچم قرمزی احتمالی‌ باشد که نشان از صدمه زدنِ شما به آنها دارد. ممکن است درکِ این مساله برای شما دشوار و دلسرد کننده باشد. با آگاهی‌ پیدا کردن و قبول کردن این امر که رفتارِ شما ممکن است سوال برانگیز باشد و قبولِ مسئولیتِ رفتارتان، شما یک قدم  تا آغاز به تصحیحِ رفتارتان جلوتر هستید‪.  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
بر اساس پژوهش‌های دانشمندان عصب‌شناس کالج دانشگاهی لندن دروغ‌گویی یک سراشیبی لغزنده است. انسان هر چه بیشتر دروغ بگوید، بیشتر در دام دروغ‌گویی گرفتار می‌شود.   کارشناسان کالج دانشگاهی لندن UCL در یک پروژه پژوهشی، آزمون‌شوندگان را در شرایطی قرار دادند که به دروغ‌گویی هر چه بیشتر تحریک شوند و هر اندازه ابعاد دروغ گسترده‌تر شود پاداش بیشتری دریافت کنند. نتیجه این پژوهش شگفت‌انگیز بود. \"نیل گرت\" عصب‌شناس بخش روان‌شناسی تجربی کالج دانشگاهی لندن می‌گوید: «این پژوهش نخستین مصداق عینی این واقعیت است که رفتارهای غیرصادقانه در اثر تکرار، تقویت و تشدید می‌شوند.» در این آزمو‌ن‌ها ۸۰ داوطلب به تصاویری از ظروف شیشه‌ای پر شده از سکه ‌به ارزش‌های گوناگون نگاه می‌کردند. آنها می‌بایست طبق دستور کامپیوتر از حریف ناشناس خود بخواهند به عکسی تارشده از همان ظرف شیشه‌ای نگاه کند و حدس بزند چه میزان پول در آن وجود دارد. دروغ‌های خوب، دروغ‌های بد در نخستین آزمون، داوطلبان در برابر صداقت و راستگویی پاداشی دریافت کردند.  گرت در یک نشست خبری این ‌گونه توضیح داد: «به هر دو طرف این آزمون، گفته شد هر چقدر حریف ‌برآورد دقیق‌تری از میزان پول داخل ظروف شیشه‌ای داشته باشد، مقدار پولی که هر دو آنها دریافت می‌کنند بیشتر خواهد بود. در آزمون دوم از آنها خواسته شد که عمدا دروغ بگویند و باز میزان مشابهی پول دریافت کنند. و در آزمون سوم به آزمون‌شونده گفته شد که اگر دروغ بگوید حریفش متضرر می‌شود.» از این آزمون چنین نتیجه‌گیری شد که افراد زمانی به دروغ‌گویی گرایش بیشتری دارند که این عمل برای هر دو طرف مفید باشد ولی اگر دروغی برای فرد پیامد خوب داشته باشد ولی به طرف مقابل آسیب برساند، میزان دروغ‌گویی کم‌تر می‌شود. نیل گرت در پاسخ به این پرسش که آیا دروغ را می‌توان به دو نوع خوب و بد طبقه‌بندی کرد به خبرنگار دویچه‌وله گفت: «اگر دروغی به شخص مقابل آسیب وارد کند بدتر است. آزمون‌ها نشان می‌دهند که افراد هنگامی که دروغ برای خود و فرد مقابل مفید باشد بیشتر دروغ می‌گویند تا وقتی که دروغ به ضرر فرد مقابل تمام می‌شود.» تفاوت بسیاری میان شرکت‌کنندگان در میزان انحراف از حقیقت و شدت بی‌صداقتی ‌وجود داشت. اما بیشتر آنها نه تنها به‌راحتی به پنهان‌کاری گرایش نشان می‌دادند و دچار لغزش می‌شدند بلکه بی‌صداقتی‌شان به مرور ابعاد گسترده‌تر می‌یافت. فعالیت مغز بیش از یک چهارم شرکت‌کنندگان طی این آزمون‌ها از طریق اِم‌آر‌آی مورد بررسی قرار گرفت. آمیگدالا، که بخشی از مغز و مسئول پردازش هیجانات و عواطف است، در ابتدا واکنش شدیدی نسبت به دروغ‌گویی نشان می‌داد. اما هر اندازه دروغ‌ها بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شدند واکنش آمیگدالا خفیف‌تر می‌شد. کارشناسان این فرایند را \" تطبیق هیجانی\" می‌نامند. عادتی که نمی‌توان جلودارش شد تالی شاروت، استادیار عصب‌شناسی کالج دانشگاهی لندن می‌گوید: «نخستین باری که در امور مالیاتی خود تقلب کنید، ممکن است دچار ناراحتی وجدان شوید. اما بار بعد تقلب برایتان ساده‌تر می‌شود زیرا مغز قبلا با این شرایط مواجه شده و خود را با آن تطبیق داده است و واکنش منفی کم‌تری برای بازداری شما از این عمل نشان خواهد داد.» شاروت می‌افزاید که ابعاد دروغ‌گویی، چه خیانت باشد، چه دوپینگ ورزشی و چه داده‌های جعلی علمی و یا تقلب‌های مالی به مرور زمان گسترده و گسترده‌تر می‌شوند. افراد دروغ‌گو یک‌باره به خود می‌آیند و درمی‌یابند که خلاف‌های بزرگی مرتکب شده‌اند. پس نتیجه می‌گیریم: «هر‌چه بیشتر دروغ بگوییم، مهارت بیشتری به گفتن دروغ‌های هر چه بزرگ‌تر به‌دست می‌آوریم.» در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) فیلم مستندی به نام \"حقایقی درباره دروغ‌ها\" (The Truth about Lies) به کارگردانی \"یائل ملامد\" Yael Melamede مستندساز و بر اساس پژوهش‌های دن آریلی Dan Ariely روانشناس آمریکایی ساخته شد که در آن  به بررسی علت دروغ‌گویی و روش‌هایی که دروغ‌گویان به‌کار می‌برند پرداخته‌شده است.

سلامت روان

بی اشتهایی عصبی چیست؟

در جهان امروز همه چیز بر مدار اعصاب و روان می گردد. از عدم موفقیت افراد پرخاشگر در محل کار گرفته تا رشد کم جنیـن در مادرانِ افسرده و گوشه گیر. با پیشرفت علم جایگاه سلامت ذهن نیز بالاتر رفته است، تا حدی که متخصصان تغذیه بیش و پیش از تجویز هرگونه رژیم غذایی برای مراجعه کنندگان ابتدا سعی می کنند با خلق و خو و عادات زندگی شخص آشنا شوند. کم اشتهایی یا بی اشتهایی را در وهله نخست با معیار چاقی و لاغری نمی سنجند زیرا ثابت شده که عادات درست غذا خوردن در گرو اعصاب و روانی سلامت است. برای مثال نوعی از بیماری رو به شیوع دهه های پیشین بی اشتهایی عصبی است .نوعی از بیماری که بیشتر بین دختران بالغ و زنان جوان دیده می شود. این افراد ترسی مفرط از اضافه وزن دارند و به همین دلیل مبتلا به نوعی از اختلالات روحی و روانی می شوند. علایم بی اشتهایی عصبی: •لاغری بیش از حد •عدم تمایل به داشتن وزنی متناسب با قد و سن •زندگی با کابوسی به نام چاقی •ترس از دیدن خود در آینه یا برعکس تماشای طولانی خود در آن طولانی شدن ابتلا به این بیماری همچون هر بیماری دیگر عواقبی خطرناک داراست ؛ از جمله: •فرد بیمار شبانه روز راجع به چاقی و لاغری صحبت می کند •همواره در پی محاسبه انرژی و کالری دریافتی از غذاها ست • کمتر در مقابل دیگران غذا می خورد •اگرچه بسیار لاغر است اما از دیدن خود در آینه به دلیل چاق بودنش وحشت دارد •فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی در اغلب دقایق روز عصبی یا برعکس منزوی است خوشبختانه از آن جاییکه خاستگاه این بیماری کاملاً روحی و روانی است می توان امیدوار بود که تحت شرایط درست درمان قطعی صورت پذیرد. برای تحقق این امر متخصصان علم تغذیه و روانشناسان بیشترین کمک را به شخص می کنند.او ابتدا باید به وزن طبیعی خود برگردد , سپس مراحل درمانی را آغاز کند تا نشانه های افسردگی در او کمرنگ تر از پیش شود. بی تردید مبتلایان به بیماری بی اشتهایی عصبی مانند بسیاری بیماری های روحی و روانی دیگر خود را فردی سالم تلقی کرده و نسبت به درمان ممانعت می ورزند. نتایج حاصل از تحقیقات ثابت کرده است عمومِ بیمارانی که از حمایت خانواده، دوستان و آشنایان خود بهره مند بودند به مراتب زودتر از دیگران بهبود یافته اند. یکی از نکات جالب توجه در روند درمان این مبتلایان بخشی از شیوه ی عملکرد روانشناسان و روان پزشکان است. پزشکان مطالعه ی روزنامه و کتاب را در صدر فهرست کارهای روزانه بیماران خود قرار می دهند شاید دلیل این امر واقع نمایی تصویر صحیح زندگی در کتاب یا نشریات نسبت به نمونه ی ایده آل در تلویزیون باشد.  چرا که آنچه رسانه های تصویری از هیات ظاهر افراد ارائه می کنند تناسب چندانی با متوسط عمومی اجتماع ندارد، در واقع آنچه در تلویزیون یا بر پرده سینما می بینیم مانکن هایی هستند که درصد اندکی از واقعیت مردمان را تشکیل می دهند.

هیچ چیز از فشار خون در امان نیست؛ حتی روان!

آیا فکر می کنید فشارخون تنها با ناراحتی های قلبی عروقی مرتبط است؟ آیا گمان می کنید فشار خون تنها سلامت جسمی شما را تهدید می کند؟ آیا تصور می کنید فشارخون فقط احتمال سکته را بالا می برد؟ همه ی اینها هست؛ اما اینها همه ماجرا نیستند. برای مثال اگر بدانید فشارخون تاثیر مستقیمی بر سلامت روان شما دارد ممکن است در نگاه نخست تعجب کنید اما با مطالعه بررسی های انجام شده متوجه خواهید شد این واقعیت که بر مبنای تحقیقات علمی و آکادمیک مطرح می شود تا چه حد می تواند در زندگی ما تاثیرگذار باشد. طبق گزارش های آمده در سایت رسمی موسسه ملی قلب و خون آمریکا، فشارخون بالا نه تنها سبب اختلالات و بیماری های قلبی و عروقی می شود بلکه تاثیر بسیاری در آرامش روانی افراد نیز می گذارد. همه ما می دانیم برای جلوگیری از ابتلا به فشارخون بالا می بایست تغذیه خوب، فعالیت زیاد و فشار روانی کمی داشته و مراقب اضافه وزن و شرایط نامساعد کاری خود باشیم. اما در کنار این موارد نباید ارتباط مستقیم این بیماری را با مشکلات روحی و روانی از یاد ببریم.   براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات منتشره توسط انجمن قلب آمریکا فشارخون بالا با اختلالات خواب همچون کم خوابی یا پرخوابی ، استرس و تنش های طولانی مدت روحی در ارتباط مستقیم است. یعنی در واقع تمامی این موارد در طولانی مدت می توانند منجر به ابتلا به فشارخون بالا شوند و برعکس ابتلا به این بیماری می تواند چنین مشکلاتی را زمینه ساز شود. نکته ی موثر در افزایش فشارخون که معمولاً مورد توجه واقع نمی شود این است که برخلاف تصور عمومی، بروز عصبانیت و تنش های درونی نیست که باعث افزایش فشارخون می شود بلکه نمایان نکردن تنش عصبی و آنچه در اصطلاح عوام" درون خود ریختن عصبانیت" یا "خود خوری" نام دارد باعث می شود فشارخون به صورت ناگهانی بالا رفته و اثرات مخرب خود را در جسم و به وضوح در روان بگذارد. در یادداشت بعدی برخی دیگر از تاثیرات بی واسطه میان فشارخون بالا و اختلالات وابسته به روح و روان را مرور خواهیم کرد.
حقایقی درباره دروغ ۱۰ نکته برای پسران درباره‌ خشونت جنسی 10 راه برای تقویت حافظه من از همه چیز می ترسم چیستی، چرایی و کنترل خشم2

انتخاب سردبیر

سلامت جسم

۴ عامل که خطر بیماری قلبی را در زنان تشدید می کنند

شروع دیررس بیماری قلبی در زنان احتمالا ناشی از اثرات محافظتی استروژن‌های تولید شده در تخمدان‌ها است که تا زمان یائسگی ادامه دارد اما از سوی دیگر اگر به بیماری قلبی مبتلا شوند بیشتر در معرض خطر مرگ هستند.  

خطر لاعلاج شدن بیماری‌های مقاربتی

کارشناسان سلامت در انگلیس هشدار دادند که مواردی از بیماری‌های مقاربتی مقاوم به آنتی‌بیوتیک در لندن تشخیص داده شده‌ است. به گزارش سرویس سلامت ایسنا، پزشکان انگلیسی اظهار داشتند: در صورتی که این موارد از بیماری مقاربتی که نوعی سوزاک است به تمامی انواع آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم شود و از آنجایی که در حال حاضر داروی جدیدی در دسترس نیست این عفونت می‌تواند غیرقابل درمان شود. اولین مورد از ابتلا به این نوع سوزاک در سال 2014 مشاهده شده هر چند از آن زمان تا آوریل سال جاری میلادی (2015) تعداد مبتلایان در انگلیس به 34 مورد افزایش پیدا کرده‌ است. همچنین تعداد زنان و مردان مبتلا به این عفونت می‌تواند بیش از این باشد چرا که در فرد مبتلا اغلب علائمی وجود ندارد. همچنین کارشناسان سلامت در انگلیس اعلام کردند: ادامه عملیات کنترل و بررسی موارد ابتلا به سوزاک که به شدت به آنتی بیوتیک «آزیترومایسین» مقاوم هستند،‌ در حال انجام است. به گزارش خبرگزاری شینهوا، به گفته پزشکان انگلیسی در حال حاضر موارد ابتلا به این نوع سوزاک با داروی «سفتریاکسون» قابل درمان است اما واضح است باکتری‌های موثر در بروز سوزاک می‌توانند به سرعت به دیگر آنتی بیوتیک‌های مورد استفاده در درمان مقاوم شوند و به همین دلیل نمی‌توان آسوده خاطر بود .
دو فاکتور مهم برای جلوگیری از سرطان پستان ارمغان روابط جنسی پر خطر راهکارهای طبیعی برای مقابله با درد سرطان پستان در زنانی که همسر سیگاری دارند چگونه از ابتلا به سرطان دهانه رحم جلوگیری نماییم

مطالب تصادفی

تغذیه سالم

7 غذایی که شما را دچار اضطراب می‌کند

در حالی که مواد غذایی که مصرف می‌ کنید، علت اصلی احساسات شما نیستند، ولی می‌توانند بر شدت و چگونگی این احساسات به طور کامل تاثیر بگذارند. به گزارش ایسنا، «سلامت‌نیوز» افزوده است: یکی از حالات روانی که با مصرف برخی غذاها تشدید می‌شود، اضطراب است. اضطراب را می‌توان با سطوح ناکافی سروتونین مغز که یک انتقال‌دهنده عصبی برای کمک به کاهش هورمون‌های استرس است، مرتبط دانست. سطوح اضطراب با تحریک بیش از حد هورمون‌هایی مانند گلوتامات و اپی‌نفرین که می‌توانند منجر به واکنش‌های شدید اضطراب شوند، ارتباط دارد. در این میان برخی غذاها به تولید مواد شیمیایی که خلق و خوی را بهبود می‌بخشند ، کمک می‌کنند در حالی که برخی دیگر از غذاها تشدیدکننده اضطراب هستند. غذاهای فراوری‌شده مقصران اصلی افزایش اضطراب شناخته شده‌اند. خبر خوب این است که با کاهش مصرف این محرک‌های غذایی می‌توان اضطراب را به کلی سرکوب کرد. قهوه: کافئین دارای یک اثر محرک بر روی سیستم عصبی است و باعث آزاد سازی هورمون استرس به نام کورتیزول می‌شود. آزادسازی این هورمون با بی‌خوابی و افزایش سطوح اضطراب ارتباط دارد؛ به‌ویژه در افراد مبتلا به اختلالات وحشت و اضطراب اجتماعی. در حالی که مصرف کافئین در ابتدا باعث افزایش سطح هورمون سروتونین می‌شود، اما مصرف بیش از حد آن منجر به کاهش نفوذ کافئین برای ایجاد احساس خوب می‌شود. نوشابه‌های انرژی‌زا: مصرف این نوشابه‌ها می‌تواند دوز اضطراب را دو برابر کند. این نوشیدنی‌ها نه‌تنها حاوی کافئین است بلکه شیرین‌کننده‌های مصنوعی به نام آسپارتام دارد که به طور قابل توجهی منجر به کاهش سطح سروتونین در مغز می‌شود. گوشت گاو: اگرچه گوشت قرمز حاوی ویتامین‌های گروه ب است و باعث کاهش سطح استرس می‌شود، اما افزودنی‌های موجود در این گوشت از قبیل منو سدیم گلوتامات منجر به افزایش سطح گلوتامات در مغز می‌شود؛ یکی از هورمون‌های تحریک‌کننده اضطراب و استرس بالا. در انتخاب گوشت گاو از فروشگاه‌های مواد غذایی باید نوع کم‌سدیم و بدون افزودنی آن انتخاب شود. لبنیات پرچرب: این نوع لبنیات حاوی چربی‌های ترانس باعث اختلال جریان خون به مغز می‌شوند و یکی از پیامدهای مصرف آنها افسردگی، اضطراب و دیگر مسائل مرتبط با بهداشت روانی است. یکی از مطالعات نشان داده افرادی که به طور عمده از غذهای سرخ شده، گوشت‌های فراوری شده، لبنیات با چربی بالا و دسرهای شیرین استفاده می‌کنند، 58 درصد بیش از سایرین در معرض خطر افسردگی و اضطراب قرار دارند. ماکارونی: کربوهیدرات‌های تصفیه شده مانند ماکارونی سفید، نان سفید، نان شیرینی، آب نبات و نوشیدنی‌های شیرین، می‌توانند با افزایش ناگهانی قند خون و افت سریع آن خلق و خوی را تحت تاثیر قرار دهند. محققان دانشگاه کلمبیا نیز معتقدند در عوض رژیم های غذایی سرشار از غلات سبوس‌دار مانند برنج قهوه‌ای، کوینولا و ... خطر ابتلا به افسردگی را به میزان زیادی کاهش می‌دهد. سس گوجه فرنگی: این نوع سس منبع پنهان فروکتوز بالا است که درست مانند کربوهیدرات‌های ساده منجر به افزایش سریع قند خون و کاهش ناگهانی آن می‌شود که خود اضطراب شدید را به همراه دارد. یک ضرر دیگر این نوع سس نیز ایجاد هوس دائمی مصرف آن و ابتلا به افزایش وزن است. الکل: حدود 20 درصد از مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی از وابستگی به الکل رنج می‌برند. این در حالی است که اگر چه الکل در کوتاه‌مدت موجب کاهش علایم اضطراب می‌شود اما مصرف دایمی آن باعث تشدید اضطراب در طولانی‌مدت می‌گردد، آنهم از طریق دستکاری سیستم عصبی مرکزی و نرخ های پایین قند خون. علاوه بر این الکل ادرار آور است و می‌تواند منجر به کم‌آبی بدن شود. اختلال در عملکرد شناختی و عدم توانایی در تمرکز ناشی از مصرف الکل می‌تواند منجر به بروز اضطراب دائمی شود.

رنگین کمانی از خوراکی ها

اغلب ما می دانیم که بایستی بیشتر از محصولات کشاورزی استفاده نماییم (حداقل پنج وعده). مطابق مطالعات اخیر که بر اساس اطلاعات بخش تغذیه سازمان ملل انجام گرفته، کمبود زیادی در استفاده از انواع میوه جات و سبزیجات رنگارنگ میان افراد وجود دارد: 78 درصد از یک جامعه آماری بین المللی به میزان کافی رنگ سبز، 86 درصد رنگ سفید، 88 درصد رنگهای آبی و ارغوانی، 79 درصد زرد و نارنجی استفاده نمی کنند که بطور کلی نشان دهنده این است که بیشتر تمایل داریم که بصورت متناوب از یک نوع محصول کشاورزی استفاده نماییم. این انحراف به سمت عدم تنوع بدان معنی است که نه تنها ما از یک خوراکی خوشمزه صرف نظر می کنیم بلکه از مواد شیمایی منحصر به فردی در گیاهان رنگارنگ وجود دارد نیز صرف نظر می کنیم. این ترکیبات گوناگون هر کدام تامین بخشی از سلامت شما را به عهده دارند. اگر شما فقط فلفل دلمه ای مصرف می کنید شما فقط از مزایای سلامتی آن بهره مند میشوید و از دریافت مزایای دیگر رنگها باز می مانید. راز رنگها را بیاموزید وقتی نوبت به انتخاب محصولات کشاورزی می رسد، هیچ رنگ از دیگر رنگها برتر نمی باشد. ما به تمام طیف ها نیاز داریم به همین دلیل است که ما جانوارانی هستیم که همه چیز می خوریم. این هم لیستی از مزایایی که هر رنگ به شما عرضه می کند: سبز: این خوراکی ها دارای فیتوکمیکالهای ضد سرطان می باشند. این غذا ها همچنین دارای لوتئین و زیکسانتین، دو نوع از آنتی اکسیدانهایی هستند که ریسک سرطان مرتبط با دید مرکزی که از دلایل اصلی نابینایی است را کاهش می دهند. زرد: این رنگ پر از ویتامین سی است که سبب التیام زخمها شده و بخشی از زیان وارده به پوست از طریق رادیکالهای آزاد را جلوگیری می کنند. نارنجی: این میوه ها داری بتا کارتین هستند که باعث افزایش سیستم دفاعی بدن شده و از بدن در مقابل رادیکالهای آزاد محافظت می کنند. همچنین مواد غذایی موجود در مرکبات باعث بهبود بهداشت دهان و دندان می شوند. قرمز: این رنگ دارای ایکوپین بوده، که یک ضد سرطان برجسته است و همچنین دارای الاجیک اسید است که خرابی دی ان ای را کاهش میدهد. فلاونوید که بیشتر در توت و گیلاس موجود است، دارای آنتی اکسیدانهایی است که سلولها را از رادیکالهای آزاد محافظت می کنند و با بیماریهای قلبی مبارزه کرده و به فعالیتهای ذهتی کمک کرده و جلوی افزایش سن را می گیرند. آبی و ارغوانی: انگور و کلم ارغوانی حاوی آنتوسیانین هستند که از سلولها در مقابل اکسیداسیون محافظت می کنند و علائم افزایش سن را کند می کنند. همچنین مواد غذایی که باعث رنگ تیره در این میوه ها می شوند به سلامت ذهنی افراد کمک کرده و دارای آنتی اکسیدانهایی هستند که از سرطان جلوگیری می کنند. سفید: پیاز، موسیر و سیر دارای آلیسین و کورسیتین هستند که هر دوی آنها ارتباط مستقیمی با کاهش ریسک بیماریهای قلبی دارند و سیستم دفاعی بدن را تقویت می کنند. همچنین گل کلم دارای ماده ضد سرطان سولفورفن است.   ترجمه از آتماج
تاثیر تخم مرغ بر سلامت انسان خطرات مصرف نوشابه‌های غیرالکلی با مضرات کشیدن سیگار برابر است نوشیدنی سنتی روزهای گرم میوه های پرخاصیت کدامند؟ سه ادویه ای که در پاییز نیاز دارید

پر بازدیدترین ها

ورزش

مرور بر ورزش در هفته سوم آذر

در سومین هفته آذر به روال هفته های گذشته، مروری بر ورزش در هفته خواهیم داشت. ابتدا از خبر فوت قدیمی ترین عکاس ورزش شما را مطلع می کنیم. در ادامه اخبار فوتبال را مرور می کنیم و در ادامه اخباری از تیم های ملی والیبال و درخشش معلولین خواهیم داشت. با ما همراه باشید.

فریاد زیر آب

"زهرا فرجی" قایقران ملی پوش آذربایجان غربی جمعه به همراه یکی دیگر از هم تیمی های خود " رویا عباسی" در سد شهر چایی ارومیه دچار حادثه شدند، به رغم جستجوها هنوز پیکر "زهرا فرجی" پیدا نشده است.
یوگا/ حرکت نشسته 3 مروری بر ورزش در هفته دوم دی ماه ورزش در هفته ای که گذشت بانوی قهرمان المپیک: مردم سطحی نگر شده اند آسانا های مقدماتی 3