سلامت روان

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

خجالتی بودن چنان سخت گریبان بعضی ها را می گیرد که آنها را متقاعد می سازد شاید یک مشکل خصلتی یا جسمی دارند. بنابر این هرگز نمی توانند آن را از خودشان دور کنند.

در صورتی که خجالتی بودن مبنایش بر روی مجموعه ای از ایده ها و تعریف های غلط است که روبرو شدن با آن از طریق استدلال منطقی زیاد سخت نیست و می تواند به تغییر رفتار افراد خجالتی منجر شود.

خجالتی بودن بعضی افراد ریشه اش در نوع تعبیری است که آنها از افراد ناشناس دارند. آدم های خجالتی همه جا احساس معذب بودن نمی کنند. آنها فقط وفتی با غریبه ها روبرو می شوند زبان شان قفل می شود. غریبه های که به شکل های مختلف با آنها فرق دارند.

بدون آنکه قصد توهین وجود داشته باشد خجالتی بودن یک نوع خصلت « محلی» بودن است. ذهن آدم های خجول اصرار دارد که افرادی که می بیند با تربیت و سلیقه و عادت آنها شبیه باشد. آدم ها اگر همسن، هم عقیده، هم نژاد، همشهری و هم زبان نباشند بلافاصله یک دیوار عاطفی دورشان می کشند و راه هر نوع آشنایی و دوستی احتمالی را مسدود می کنند.

برای افراد خجالتی، « دیگران» دست نیافتنی و برهم زننده آرامش هستند. خجالتی ها از روبرو شدن با آدم های جدید احساس نامنی می کنند. یک گفتگوی درونی در آدم های خجالتی شکل می گیرد از اینکه: « من کاری از دستم ساخته نیست. من هیچ شانس دوستی با فردی که نمی شناسم و با من فرق دارد ندارم. او قدبلندتر است، او زیباتر است، او باهوش تر است، او از محله و مذهب و فرهنگ دیگر است و …»

بزرگ جلوه دادن تفاوت ها، رمزِ رفتار خجالتی ها است. دانشجوی جوانِ خجول فکر می کند قیافه معمولی دارد و اصلا نمی تواند وارد دنیای دختران خوشگل بشود و بپذیرد که شاید نقطه مشترکی می تواند با یکی از آنها داشته باشد.

آدم خجول نمی خواهد از خود رفتار نامطبوع یا غیردوستانه بروز دهد فقط حس سنگین  ناشی از تفاوت ها و اختلاف هایی که در دیگران می بیند وی را از هرگونه تلاش برای آشنایی و تماس برحذر می دارد.

این شیوه تاثیرپذیری و اعتماد به آشنا و هم قبیله، در بخش بزرگی از تاریخ تمدن بشر وجود داشته است. با اهالیروستای آنطرف رودخانهسرد و نامهربان و غریبه رفتار می کرد. آن زمان ها چاره ای هم نداشتند چون شیوه دفاع از خانواده و فامیل و قبیله از راه های اساسی بقا در دنیای قدیم بوده است. اما با افزایش زندگی شهرنشینی و تجمع غریبه ها در شهرها، به بخش بزرگی از بشر جرئت و فرصت  آشنایی و درهم آمیزی با « دیگران» داد.

بشر از نظر روانی به نوعی از رفتار شهروندی رسید که از غریبه ها و متفاوت ها نترسد. روابط تجاری با شهرها و کشورها و بعدها با رشد تکنولوژی کشتیرانی و سفر به سرزمین های دیگر، به مردم جهان نشان داد که اختلاف و تفاوت، یک اتفاق ناگزیر در سیاره ما است و بهتر است با آن کنار بیایند.

بشر 6 قرن گذشته با شتاب تمام به کشف انواع فرهنگ و ملل دست یافت و به مرور به این حقیقت کلی رسید که برای بقا و گسترش استاندارد زندگی شخصی و جمعی، بهتر است به جای یافتن تفاوت ها به دنبال نقاط مشترک بگردد. عمومی ترین آنها این حقیقت مشترک است که همه ما انسانیم و اکثریت واکنش ها، نیازها، تمایلات و حتی ترس های ما مشابه است.

آدم های خجول، فکر می کنند تلاش شان برای آشنا شدن، افراد دیگر را در وضعیت ناگوار و ناخواسته قرار می دهند. می ترسند آنها را ناراحت کنند.

آدم های خجول، دل خوشی از آدم های آسانگیر و اجتماعی ندارند چون یقین قاطع دارند افرادی که زیادی با همه راحت هستند مدام مشغول اذیت دیگران هستند. همین شیوه دیدن دنیا است که به افراد خجالتی اجازه آشنایی با افراد دیگر را نمی دهد.

خجالتی ها زیادی به دنیای « محلی» و آشنای خودشان، تکیه می کنند. خجالتی ها به خاطر محدود ساختن خودشان، بی دلیل به این احساس می رسند که آدم های خاصی هم هستند.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

درآخرین تحقیقاتی که روانشناسان استرالیایی منتشر کرده اند مشخص شد مردانی که از افسردگی شدید رنج می برند تمایل کمتری برای درخواست کمک و مداوا دارند.

به نظر می رسد نوع تربیت، فرهنگ و توقعی که از مردان در جوامع معاصر دنیا شکل می گیرد مردان را وا می دارد بیماری خود را یا انکار کنند یا بهای لازم به آن ندهند.

این در حالی است که متاسفانه درصد خودکشی مردان در جهان بیشتر از زنان است. درصد اعتیاد و ناهنجاری های رفتاری برخواسته از انواع ناراحتی های روحی، نیز مردان را به جرائم، تصادفات و زندانی شدن بیشتر، سوق می دهد.

در تحقیق فوق، مردان استرالیایی  که تجربه افسردگی داشته اند و میانگین سن شان 39 سال بوده است به سئوالاتی در باره افسردگی پاسخ دادند. اکثر آنها معتقد بودند 5 ماه افسرده بودن، دلیل کافی ایجاد نمی کند که به فکر گرفتن کمک از موسسات درمانی باشند.

اغلب آنها فکر می کنند افسردگی شان بدتر نمی شود. خیلی ها حتی نمی‌دانستند که امکانات درمانی برای مشکل‌ شان وجود دارد. خیلی‌های شان دوست ندارند افسردگی شان را اعلام کنند. اغلب شان ترجیح می دهند حتی در باره اش حرف هم نزنند.

مردان بهتر است متوجه این شرم و نگرانی هایی که با ان بزرگ شده اند باشند و بدانند که موانع فوق، باعث می شود از فرصت های درمانی و مشاوره برای افسردگی و سایر بیماری های اینچنینی گریزان باشند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در طی سال‌های گذشته همه جا صحبت از « روانشاسی مثبت» بوده است و مجموعه وسیعی از تحقیقات در باره ذاتِ مهربان و سخت کوش انسان‌ها به رشته تحریر در آمده است.

اما ادعاهای مثبت در باره وضعیت روحی و روانی انسانها، با مجموعه مداومی از تحقیقات جدید روبرو شده است که هدفش نشان دادن ذات بدخواه بخشی از انسان ها است.

تیم تحقیقاتی روانشناس و استاد دانشگاه های معتبر امریکا دکتر Delroy L. Paulhus  در گزارشی که در « مسیر کنونی علم روانشناسی» منتشر کرده اند قادر به شناسایی و تفکیک چهار شخصیت ناجور در اجتماع انسانی شده اند. این چهار نوع به ترتیب، خودشیفتگان، ماکیاولی ها؛ مردم آزارها و سادیست‌ها هستند.

نکته ناراحت کننده و ترسناک قضیه این است که هر چهار نوع افراد سیاه دل و بی رحم فوق، برعکسِ تعبیر همیشگی، افراد شاد و خونگرمی هستند و در وهله اول آشنایی، از خود رفتار دوست داشتنی و قابل اعتماد بروز می دهند ولی در ادامه، دمار از روزگار قربانیان شان در می آورند.

گزارش دکتر Paulhus تلاش کرده است خصوصیات و خصلت های هر چهار گروه و نحوه اذیت و آزارشان را طبقه بندی کند.

1- خودشیفتگان

این گروه از افراد به طور خستگی ناپذیر مشغول تبلیغ ویژگی های هستند که در خود سراغ دارند و به نظرشان، همان توانایی ها باعث برتری شان نسبت به بقیه می باشد. این گروه از افراد از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی کنند.

2 – ماکیاولی‌ها

به اعتقاد دکتر Paulhus، این گروه، شارلاتان ترین نوع افرادهستند که فریب و دست به سر کردن مردم، از قابلیت های محرز آنها است. افرادی چون Bernard Madoff که استاد تقلب در سهام شرکت های بزرگ است با کلک های که زده است نه تنها رئیس بازار سهام نیویورک شده بود بلکه با پس انداز و ثروت میلیونها انسان نیز، بدون هیچ ترحمی بازی کرده بود.

3 – مردم آزار روانی

این نوع افراد هم فریبکاران ماهری هستند و هم از اذیت دیگران، لذت می برند. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارند. آنها با خونسردی تمام، بدذاتی شان می تواند همراه با خشونت و قتل هم باشد. این گروه به خاطر اینکه هیچ احترام و احساسی برای دیگران قائل نیستند مثلا می توانند در مصاحبه شغلی، خیلی خوب جلوه کنند. از اعتماد به نفس بالایی برای انجام حیله های خطرناک شان بر علیه دیگران برخوردارند.

نمونه های افراطی شان همان قاتلان زنجیره ای هستند ولی به اعتقاد دکتر Paulhus، بخش قابل توجهی از این جماعت مردم آزار و روانی، در حالت های خفیف تر در جامعه مشغول زندگی هستند و با دقت و پنهان کاری، مشغول اذیت و آزار افرادی هستند که به پست شان می خورند.

4 – سادیست ها 

این نوع افراد ناهنجار، در حد متوسط، همه خصوصیات 3 گروه دگر یعنی بی رحم، شارلاتان و مردم آزار بودن را در خود دارند به اضافه اینکه، به شدت از اذیتی که به دیگران روا می دارند لذت می برند.

این نوع مریض های مردم آزار تمایل شدیدی دارند که عمل وقیح و خشن خود را در لوای یکی از شغل هایی که امکان اذیت بیشتری به انها می دهد ادامه دهند. از دید دکتر Paulhus، خیلی از آنها در  سازمان های پلیسی و نظامی مشغول کار می شوند چون می توانند از موقعیت و قدرتی که نصیب شان می شود بیشترین سواستفاده را بکنند. البته این به هیچ وجه به معنی آن نیست که همه کارمندان قوای مجریه اینگونه هستند ولی بخش قابل توجهی از سادیست ها در این مراکز کار می کنند تا بتوانند با پوشش قانونی، به رفتار خطرناک و بیرحمانه خود جامه عمل بپوشانند.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای ما مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟

به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و …

این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند.

مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد.

به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است.

خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید.

به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست.

اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»

 
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بر طبق تعریفی که از نظر علمی برای افسردگی پذیرفته‌شده است، پدیده‌های نظیر تشوش، بی‌خوابی، دل‌سردی، ضعف، بی‌میلی، تردید، پریشانی، بی‌توجهی به فعالیت‌های روزمره، احساس عذاب از زبونی و شکست و افکار مربوط به مرگ و خودکشی، از جملهٔ علایم این بیماری هستند.

دکتر فریتس، پروفسور دانشگاه مذهبی شهر کامپن هلند، دلایل کاملا متفاوتی را برای افزایش قابل ملاحظه افسردگی در جوامع اروپایی بر می شمرد. او به این نکته اشاره می‌کند که ضعیف‌ترشدن بیش از پیش چتر حمایتی دولت‌های اروپایی برای افراد کم‌درآمد جامعه، به‌خصوص در 35 سال گذشته، مغایر با ادعایی است که معتقد است اروپایی‌ها از سر سیری و دل‌خوشی به افسردگی می رسند. آمار می گوید افزایش درصد افسردگی در چندین دههٔ گذشته، با کاهش استاندارد زندگی و افزایش افرادکم درآمد در اروپا هم‌زمان بوده است.

دکتر فریتس به این نکته می‌پردازد که مشکل روحی بشر از آن موقع آغاز گشت که نیچه، فیلسوف آلمانی، از مرگ خدا سخن گفته است. دکتر فریتس معتقد است پس از آنکه که همهٔ وظایف خداوندی به انسان قرن بیستم محول شد و وقتی که دست سرنوشت و جبر الهی از ذهن بشر جدا گشت، بشر مسوولیت بزرگی را بر دوش خود حس کرد که از نظر روحی آمادگی آن را نداشت.

بشر، وقتی دست رد به سینهٔ تقدیر زد و سرنوشت از پیش تعیین شده را نپذیرفت، هر چند از گناه فاصله یافت ولی عذاب جدیدی گریبان روح‌اش را گرفت که پایه و اساس افسردگی فراگیرش گشت.

در نگاه دکتر فریتس، وقتی بشر نتوانست در دنیای بی‌ در و پیکری که فقط بر پایهٔ سود شخصی قرار گرفته به آرامش و بی‌نیازی برسد جای گناه را با شرم عوض کرد. شرمی که انسان هر چه بیشتر تلاش کند بیشتر از همیشه در آن غوطه‌ور می‌گردد.

دکتر فریتس افسردگی را نوعی خودآزاری می‌پندارد، او می‌گوید ما از فرهنگ گناه فاصله گرفتیم و به دامان فرهنگ شرم درغلتیدیم؛ شرم نه از دیگران بلکه از باختن و کوتاه‌ آمدن و نفر اول نبودن.

دکتر اخلاقیات و استاد دانشگاه فلسفهٔ مذهبی به بشر معاصر رسما وعدهٔ بازگشت به گذشته را نمی‌دهد و خواهان باز‌گرداندن خدای مرده‌ای که نیچه اعلام‌اش کرده است نیست، اما تنها راه کنترل افسردگی را در این می‌بیند که بشر معاصر از مسابقهٔ ناتمامی که با خود برگزار کرده است دست بردارد.

از دید این پروفسور مذهبی، دو راه انسانی در پیش روی بشریت وجود دارد؛ اولین راه آن است که امید و هدف بشر برای زندگی باید بیرون از انگیزه‌های فردی باشد. هرچند پروفسور خیلی دل‌ش می‌خواست که نام خدا را بیاورد ولی به این بسنده کرد که بشر باید دلیلی به غیر از منافع فردی داشته باشد.

دومین راه گریز و نجات از افسردگی بشر معاصر در این نهفته است که خویشتن خویش را  در همان وضعیتی که هست بپذیرد، قابلیت‌ها و محدودیت‌های خویش را بپذیرد، با خودش آشتی کند و شرمسار خودش نباشد.

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سلامت روان

هورمونهایی که زندگی را معنی می بخشند

حرکتی پروانه‌وار در زیر پوست. افزایش فشار خون، احساسی شیرین و هیجانی وصف‌ناپذیر. تشخیص بیماری: عشق. در چنین شرایطی ترشح هورمون اندورفین در بدن افزایش می‌یابد و احساس خوشبختی دست می‌دهد. هورمون اندورفین همچنین به هنگام شرایط استثنایی ترشح می‌شود. مثلا وقتی تصادفی رخ می‌دهد و کسی مجروح می‌شود و در ابتدا درد خود را احساس نمی‌کند. تستوسترون هورمون جنسی مردانه است. تولید آن که پیش از دوماهگی جنین در رحم آغاز می‌شود، در تعیین جنسیت موثر است و در دوره بلوغ عامل اصلی تغییرات فیزیکی چون رشد ریش‌ و‌ سبیل است. در همین راستا هورمون استروژن، هورمون جنسی زنانه، در تنظیم فعالیت تخمدان‌ها موثر است و طی دوران بارداری ترشح‌اش به شدت افزایش می‌یابد. هورمون‌های زنانه و مردانه سبب تفاوت‌های جنسیتی می‌شوند و تمایلات جنسی را بوجود می‌آورند. هورمون سوماتوتروپین که از بخش قدامی غده هیپوفیز آزاد می‌شود، به رشد کودکان کمک می‌کند. با ترشح این هورمون متابولیسم چربی در بدن بیشتر شده و رشد استخوان‌ها افزایش می‌یابد. ترشح بیش از حد هورمون سوماتوتروپین می‌تواند به رشد غیرطبیعی بدن منجر شود. انسولین به عنوان مرکز کنترل متابولیسم بدن عمل می‌کند. هورمون انسولین وظیفه کاهش قند خون را به عهده دارد. این هورمون بر سلول‌های کبد تاثیر می‌گذارد و سبب می‌شود این سلول‌ها قند خون را گرفته و آن را به صورت گلیکوژن ذخیره کنند. این هورمون در بیماران دیابتی ترشح کمی دارد و به همین دلیل قند خون این افراد افزایش می‌یابد که بسیار خطرناک است و می‌تواند به مرگ آنها منتهی شود. ملاتونین هورمونی است که در مغز تولید می‌شود و به تنظیم چرخه خواب و بیداری در بدن انسان کمک می‌کند. تولید ملاتونین به طور طبیعی در بدن تا حدی به میزان نور و روشنایی بستگی دارد. این هورمون به هنگام تاریک شدن هوا ترشح‌اش بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی بدن احساس خستگی کرده و خود را برای خواب آماده می‌سازد. نور زیاد سبب ترشح کم‌تر ملاتونین می‌شود. میزان ترشح طبیعی ملاتونین با افزایش سن کاهش می‌یابد.   کورتیزول از غدد فوق کلیوی ترشح می‌شود و به کاهش التهاب و استرس در بدن کمک می‌کند. این هورمون شب‌ها ترشح می‌شود و صبح آماده استفاده است. کورتیزول دارویی موثر است برای تقویب سیستم ایمنی بدن که تاثیرات جانبی نیز دارد. از جمله این تاثیرات جانبی ملتهب شدن چهره و نازک شدن پوست بدن است. آدرنالین هورمون غده فوق کلیوی است و بدن آن را در شرایطی خاص چون بروز ترس ترشح می‌کند. در چنین شرایطی انرژی‌های ذخیره شده بدن آماده استفاده می‌شوند. آدرنالین محرک قوی قلب است. با ترشح آدرنالین فشار خون به سرعت بالا می‌رود و بدن به حالت آماده‌باش در می‌آید و آماده فعالیت‌های ویژه‌ای چون پرش از ارتفاع می‌شود.   ورزش یا خوردن شکلات؟ این‌ها دو راهکار برای افزایش سطح هورمون سروتونین بدن هستند. هورمون‌های سروتونین و دوپامین مسئول نشاط روحی انسان‌اند. کاهش این دو هورمون می تواند به بروز افسردگی منجر شود. ورزش یا خوردن شکلات می‌تواند این هورمون را افزایش داده و فرد را پرنشاط کند. سروتونین همچنین بر حافظه و یادگیری افراد نیز تاثیر می‌گذارد.

بعد از بحران های عاطفی به زندگی برگردیم

برای خیلی از ما پیش آمده که از پایان رابطه مان با کسی که فكر می‌كردیم، اصلی‌ترین دلیل آرامش و خوشبختی ماست دچار مشکلات حاد بشویم. اما تمام عمر نمی توان برای پایان یک رابطه غصه خورد. باید سعی کنیم خیلی زود به روال عادی زندگی برگردیم. اما چگونه؟
10 نباید مغزی از غم نترسيد رابطه شرم و افسردگی فقط آقایان بخوانند، در رختخواب از زنانمان نپرسیم آیا به ارگاسم رسیده اند یا نه؟ بدن سالم، هدیه عقل سالم

انتخاب سردبیر

سلامت جسم

تبخال

با یک سورش جزئی شروع می شود، ناگهان بخاطر می آورید که دیشب از خواب پریده اید. احساس سوزش در کنار لب تبدیل به آماس شده و گاهی شکل زخم به خود می گیرد. بله شما تبخال زده اید. و فراموش نکنید وقتی یکبار تبخال می زنید احتمال اینکه که بازهم این اتفاق برایتان بیفتد وجود دارد.

راه حل های مفید برای کاهش درد قاعدگی

دردهای حين عادت ماهانه ( پریود ) خانم ها يکي از شايع‌ترين شکايات آنها در طول اين دوره است. تغييرات خلق و خو و احساس خستگي آنها در هنگام پریود گاهي بسيار شديد و آزاردهنده است. اگرچه از ميان شيوه‌هاي درماني برای کاهش درد در زمان پریود مي‌توان به مصرف قرص‌هاي ضددرد، ضدبارداري و ضدافسردگي اشاره کرد که اتفاقا خيلي از خانم ها برای کاهش درد در زمان قاعدگی مصرف مي‌کنند، اما در اين مطلب صرفا به توصيه‌هاي غيردارويي دکتر مائو، پزشک مشهور طب چين، اشاره مي‌شود. 1- اسيدهاي چرب بيشتري مصرف کنيد: مطالعات زيادي نشان داده است که مصرف اين اسيدهاي چرب که عمدتا در غذاهايي مانند ماهي، آجيل‌ها مثل گردو، بادام و يا دانه‌هايي مانند کنجد وجود دارد، سبب کاهش درد قاعدگی مي‌گردد. 2- غذاهايي که بايد يک هفته قبل از شروع پریود شدن مصرف کنيد: يک هفته قبل از شروع پریود ، بهتر است از اسفناج (مي‌توانيد آن را بخارپز کرده و با ماست ميل کنيد که بسيار هم خوشمزه است)، تمشک و گردو استفاده کنيد. همچنين از زعفران، رازيانه، ترخون، تره‌فرنگي، موسير، فلفل‌سياه، دارچين و پوست پرتقال بيشتري در موقع طبخ غذاها استفاده کنيد. 3- دم کرده هاي‌ مخصوص بنوشيد: برای کاهش درد در زمان پریود میتوانید از دم کرده های مخصوص استفاده کنید.دم کرده ي بابونه، سنبل‌الطيب و گل گاوزبان، تمشک و سرخ‌وليک در کاهش درد پریود و ايجاد آرامش بسيار موثرند. هريک از اين دم کرده‌ها را مي‌توانيد به طور مجزا تهيه و به دلخواه خود در زمان پریود تان مصرف کنيد. لازم به ذکر است که اين دم کرده هاي گياهي در واقع گنجينه‌هاي علم پزشکي شرق است که به ما به ارث رسيده و با مصرف به جاي آنها مي‌توانيد بسيار بهره ببريد. 4- مکمل منيزيم مصرف کنيد: بعضي از خانم‌ها به دليل کاهش منيزيم خون، دچار دردهاي پيش از دوره ماهانه (پریود )مي‌گردند. لذا توصيه مي‌شود، يک هفته قبل از پريود، شروع به مصرف روزانه 500 ميلي‌گرم منيزيم به علاوه 50 ميلي‌گرم ويتامين B6 کنيد که در کاهش درد و گرفتگي‌هاي زير شکم بسيار مفيد است (البته تحت نظر پزشک). 5- فهرستي از غذاهاي حساسيت‌زا را براي خودتان تهيه کنيد: حتما تا حالا متوجه شده ايد که يک هفته قبل از پريود، به بعضي غذاها حساسيت و واکنش نشان مي‌دهيد که گاهي سبب تشديد ناراحتي شما در هنگام پریود تان مي‌گردند. لذا به شما توصيه مي‌کنيم تا فهرستي از اين غذاها را تهيه نموده و در دوره‌هاي بعدي، از مصرف آنها خودداري کنيد. 6- از تمرين‌هاي ورزشي و ذهني غافل نشويد: بر خلاف گذشته که توصيه به استراحت مي‌شد، در طب چيني انجام ورزش‌هاي بدني و ذهني آرام و در حد متوسط توصيه مي‌گردد (مانند ورزش‌هاي تايي‌چي، يوگا) که سبب مي‌شود تا شما در آرامش و تعادل بيشتري به سر بريد. 7- مصرف نمک و کافئين را محدود کنيد: ممکن است شما نسبت به خوردن اين مواد ميل زيادي داشته باشد، اما بايد بدانيد که مصرف این مواد در زمان قاعدگی در تشديد مشکلات شما بسيار موثرند و اگر واقعا نمي‌توانيد در برابر آنها مقاومت کنيد، حداقل مصرف متوسط و کمي ‌از آنها داشته باشيد. 8- نفس عميق بکشيد: مواقعي که بسيار کلافه و مضطرب‌ايد، پنج بار از راه بيني نفس عميق به درون بکشيد و بيرون دهيد. خواهيد ديد که در تخفيف درد و علايم شما بسيار موثر است.
آیا انسان قادر است تنها با یک نوع غذا زنده بماند؟ مفید ترین نکات از سال 2013 برای کاهش وزن زنان سیگاری بیشتر به پوکی استخوان در سنین بالا مبتلا میشوند همه راه های کنترل کلسترول آزمایشهای پزشکی برای بانوان

مطالب تصادفی

تغذیه سالم

چای سفید

در این مقاله می خواهیم شما را با یک چای بسیار لطیف، چای سفید آشنا کنیم. چای سفید در مقایسه با دیگر انواع چای مانند چای سبز و سیاه از طعم شیرین و ملایم تری برخوردار است و دارای آنتی‌اکسیدان بیشتری است از این رو دارای خواص درمانی بسیاری است.

چرا ورزش و تغذیه سالم باعث عمر طولانی نمی‌شود؟

سبک زندگی سالم عمر طولانی را تضمین نمی‌کند اما بر کیفیت سال‌های زندگی می‌افزاید. مبنای این تفکر که خودمان می‌توانیم سرنوشت سلامت خود را کنترل کنیم، بر روش غذا خوردن و ورزش بنا شده و در زندگی پرخطر امروز یک تفکر فریبنده به نظر می‌رسد. متاسفانه، باور تزلزل ناپذیر به قدرت سبک زندگی سالم، می‌تواند سلامت را به امری اخلاقی تبدیل کند و باعث شود که همه چیز مثل کنترل اضافه وزن، تبدیل به یک وظیفه شخصی و اخلاقی شود. اما واقعیت این است که سبک زندگی سالم، نمی‌تواند تمام خطرات موجود درباره بیماری‌ها را از بین ببرد و سبک زندگی ناسالم هم لزوما باعث مرگ نمی‌شود. همه ما شاهد بیماران مبتلا به سرطانی بوده‌ایم که دچار احساس عذاب وجدان هستند و فکر می‌کنند که چون به اندازه کافی تفذیه‌شان سالم نبوده، سرطان گرفته‌اند. در مقابل افراد سالمی هستند که به دلیل چاقی و اضافه وزن، فرضیات نادرستی درباره احتمال ابتلا به دیابت یا بیماری‌های قلبی دارند. افراد لاغری هم  وجود دارند که دچار کلسترول بالا و قند خون هستند و می‌گویند: «من چون لاغر بودم، زیاد به غذاخوردنم توجه نکردم و ورزش نکردم.» اما غذا تا چه حد می‌تواند داروی بیماری‌ها باشد؟ ارتباط میان تغذیه و سلامتی یک موضوع صفر و صدی نیست. بله، غذا می‌تواند داروی خوبی باشد اما با وجود اینکه تغذیه یا سوءتغذیه، در امکان ابتلای ما به بیماری‌های مزمن موثر است، اما تنها یکی از فاکتورها در این زمینه است. بسیاری از بیماری‌ها به دلیل ارتباطات پیچیده میان ژن‌ها، رژیم غذایی و محیط به وجود می‌آیند. درست است که برخی از وضعیت‌های جسمی به تغییراتی در رژیم غذایی پاسخ می‌دهند و نیازی به دارو وجود ندارد، اما برخی از بیماری‌ها هم ارتباط چندانی به تغذیه ندارند. تغذیه، تنها از سلامت عمومی ما مراقبت می‌کند. درست است که تغذیه و سبک زندگی می‌تواند بر امکان ابتلای ما به برخی از بیماری‌هایی که از آنها می‌ترسیم اثر بگذارد – مثل دیابت و بیماری‌های قلبی- اما گاهی این عوامل به خودی خود کافی نیستند. نمونه این ماجرا را فوریه گذشته شاهد بودیم. مربی بدنسازی چهره‌های مشهور، باب هارپر، وقتی در باشگاهی در نیویورک مشغول کار بود، دچار حمله قلبی شد. درست است که او نمادی از سلامت بود، اما سابقه خانوادگی بیماری‌های قلبی داشت. مادرش به دلیل سکته قلبی مرده بود و با وجود سطح بالای سلامت جسمی، عادت‌های تغذیه‌ای و بدن متناسب، سکته کرد. نقش شانس ما آدم‌ها شانس و اقبال را دوست داریم اما در عین حال دوست داریم نتیجه تلاش‌هایمان را ببینیم. وقتی تغذیه سالم را اولویت خود قرار می‌دهیم و مرتب ورزش می‌کنیم، این فرضیه در ما تقویت می‌شود که اگر همه چیز را درست انجام دهیم، سالم خواهیم بود و عمر طولانی خواهیم کرد. اما نمونه‌هایی مثل هارپر، باعث می‌شود به خودمان بگوییم که «اگر همه آن سبزیجات خوردن و باشگاه رفتن‌ها مانع سکته قلبی نشده پس چرا به خودم زحمت بدهم؟» اما این یک اشتباه بزرگ است. تغذیه سالم شاید نتواند ریسک تمام بیماری‌ها را از بین ببرد اما یادتان باشد که این تنها ژن‌ها نیستند که سرنوشت شما را رقم می‌زنند. تغذیه سالم و سایر عادت‌های سالم کمک می‌کند که ژن‌های خود را تقویت کنید. این موضوع باعث می‌شود که بیماری‌های مزمن را به تعویق بیندازید یا از آنها جلوگیری کنید و عمرتان طولانی‌تر شود. البته هیچ تضمینی وجود ندارد. مثل بازی پوکر است. زندگی هم کلا قمار است. شانس‌تان را امتحان کنید اما خوش‌تان بیاید یا نه، همه‌مان قرار است یک روز بمیریم. مراقبت کردن از خود بر مبنای تعذیه سالم، ورزش، خواب کافی و … برای زندگی روزمره شما مفید خواهد بود و حتی اگر باعث نشود عمرتان طولانی‌تر شود، دست کم کیفیت زندگی شما را بالا خواهد برد. همه کس می‌توانند از مزایای تعذیه سالم و فعالیت بدن بهره‌مند شوند. انرژی بیشتر: با اینکه کالری‌ها سوخت بدن‌مان هستند، اما همه کالری‌ها یک جور خلق نشده‌اند. تعذیه سالم به شما ویتامین، مواد معدنی، مواد مغذی و فیبر می‌دهد و باعث می‌شود هم فعالیت مناسبی داشته باشید و هم احساس خوبی داشت باشید. گوارش بهتر: تغذیه سرشار از سبزیجات، میوه‌ها، دانه‌های کامل و حبوبات، باکتری‌های مفید برایتان فراهم می‌آورد. همین موضوع مانع بسیاری از بیماری‌های مزمن می‌شود و می‌تواند از مشکلات گوارشی روزمره هم جلوگیری کند. پوست شفاف: پژوهش‌ها نشان می‌دهد که افرادی که میوه و سبزیجات زیادی مصرف می‌کنند پوست بهتری هم دارند. آنتی‌اکسیدان‌های موجود در سبزی‌ها و میوه‌ها، اثرات منفی نور خورشید و سن را روی پوست کاهش می‌دهند. عضلات قوی‌تر: هرچه سن‌مان بالاتر می‌رود، عضلات‌مان هم ضعیف‌تر می‌شود مگر اینکه پروتئین کافی بهمان برسد و ورزش کنیم. حفظ عضلات، زندگی را آسان تر می‌کند. لذت بیستر از غذا خوردن:  وقتی غذایی می‌خورید که هم سالم است و هم خوشمزه، احساس رضایت ذهنی‌تان به مراتب بیشتر از زمانی است که غذاهای کم ارزش می‌خورید.
پیشگیریی، راحتر و خوشمزه تر شش گیاه با بیشترین میزان پروتئین غذاهایی که ما را گرم می کنند یک روز سلامتی خرما، شیرین بهشتی

پر بازدیدترین ها

ورزش

فریاد زیر آب

"زهرا فرجی" قایقران ملی پوش آذربایجان غربی جمعه به همراه یکی دیگر از هم تیمی های خود " رویا عباسی" در سد شهر چایی ارومیه دچار حادثه شدند، به رغم جستجوها هنوز پیکر "زهرا فرجی" پیدا نشده است.

ارغوان رضایی در گفت‌وگو با «تنیس 360»: دوباره به اوج برمی‌گردم

تنیس‌باز ایرانی‌الاصل فرانسوی در سفری که در این ماه به ایران داشت، در گفت‌وگو با «Tennis3sixty.com» از دوران سخت سه سال گذشته، انگیزه و امیدش به آینده، آشتی با پدر و از تنیس ایران می‌گوید. تنیس 360-امیر علیزاده: دقیقاً سه سال پیش همین موقع او نفر پانزدهم جهان بود. تازه 24 سال‌اش بود و دورنمای زندگی حرفه‌ایش روشن به نظر می‌رسید. ارغوان رضایی به 10 نفر اول برتر تنیس زنان بسیار نزدیک شده بود. بازیکنانی را توانسته بود شکست بدهد که هر کدام یک روز نفر اول جهان بودند. ونوس ویلیامز، کارولین وزنیاکی، ژوستین هنن، ویکتوریا آزارنکا، ماریا شاراپوا، ماریون بارتولی و دینارا سافینا هیچ کدام در روزهای خوبِ ارغوان توان مقابله با او را نداشتند. در آکادمی تنیس پاتریک موراتگلو تمرین می‌کرد. همزمان در آن زمان ستاره تیم ملی فرانسه هم در فدریشن کاپ بود، اما ته دل‌اش یک ایرانی بود و با آن نقشه‌ی طلایی وطن پدری‌اش که به گردن می‌آویخت، مایه افتخار ایرانی‌ها هم بود. اما در عرض چند ماه همه چیز تغییر کرد. زندگی حرفه‌ای بی‌رحم‌تر از این بود که بخواهد ملاحظه دختر جوانِ موفقی مثل او را هم بکند. با پدرش که در تمام زندگی کنارش بود و او را به آنجا رسانده بود - عدل در آغاز اوپن استرالیا - به مشکل خورد. از او جدا شد. ماه‌های بدی را گذراند. مدت‌ها تمرین نکرد و دیگر نتوانست به دوران اوج‌اش برگردد. سقوط کرد تا حالا که نفر 415 جهان است. سه سال گذشته و ارغوان رضایی در 27 سالگی تصمیم گرفته از نو شروع کند. دوباره دارد با پدرش کار می‌کند. اختلافات‌شان را حل کرده‌اند. تمرینات‌اش را جدی پی گرفته. می‌خواهد تمام تلاش‌اش را بکند تا یک بار دیگر به اوج برگردد. کار آسانی نیست. این را خوب می‌داند. می‌داند که باید زیاد سختی بکشد. اما مصمم است. *** سه سال پیش همین موقع شما نفر پانزدهم جهان بودید. اما حالا نفر 415 جهان هستید. دلیل اصلی این سقوط چه بود؟ البته من بعد از ویمبلدون درخواست «Protected ranking» کردم و حالا در رده 180 هستم. من این را تا به حال کسی نگفته بودم. هیچ کس نمی‌داند. شما اولین کسی هستید که دارم این را به‌‌اش می‌گویم. همان امکانی که به هر بازیکنی یک بار داده می‌شود تا وقتی شش ماه مصدوم بود، درخواست کند از رنکینگ‌اش باصطلاح محافظت شود تا بتواند بعد از بازگشت‌اش در مسابقات دوباره حضور پیدا کند؟ بله. من هم بعد از ویمبلدون از این فرصتی که داشتم استفاده کردم. مقصود من این نزول شدید شما بود. در هر صورت شما چهارصد رتبه در رده‌بندی سقوط کردید. علت اصلی‌اش چیست؟ توی این مدت رده‌بندی اصلاً هدف اول من نبود. من آرامش نداشتم. یک مدتی اصلاً نمی‌خواستم دیگر بازی کنم. حتی به کناره‌گیری هم فکر کرده بودم. تازه اواخر سال 2012 بود که تصمیم گرفتم دوباره تمرین کنم. در آکادمی موراتگلو. اما یک سال از آن موقع گذشته. چرا در سال 2013 نتوانستید دوباره نتایج خوبی بگیرید؟ من به مدت یک سال و نیم تمرینات‌ام مرتب و روزانه نبود. بدنی هم که تمرین نکرده باشد طول می‌کشد تا دوباره صددرصد آماده شود. 10-15 کیلو به وزن‌ام اضافه شده. من تازه از اول امسال تمرینات‌ام را جدی پیگیری کرده‌ام. یعنی فکر می‌کنید دوباره می‌توانید به جمع 20 نفر برتر تنیس جهان برگردید؟ وقتی یک بار توانسته‌ام این کار را انجام دهم، یک بار دیگر هم می‌توانم. اگر آماده باشم هیچ مشکلی دیگر نیست. وقتی تمرینات‌تان را از سر گرفتید، دوباره به آکادمی موراتگلو رفتید. البته دیگر نه مثل سابق با خودِ پاتریک موراتگلو که کارش را با سرنا ویلیامز آغاز کرده بود. در آکادمی‌اش تمرین می‌کردید، اما با مربیان دیگر. از او هم مشاوره می‌گرفتید. چه شد که دوباره دارید با پدرتان کار می‌کنید؟ من سال 2013 با چند مربی کار کردم. اما دیدم نتیجه‌ای نمی‌گیرم. برای همین با پدرم تماس گرفتم. یک سری مسائل بین ما بود که باید حل می‌شد. حالا دو، سه ماهی است که دارم دوباره با او کار می‌کنم. ما با هم به یک نتیجه مشخص رسیدیم. به یک هدف مشترک. مشکلات‌مان را گذاشتیم کنار. زمان همه چیز را حل خواهد کرد. فکر می‌کنید چه چیزی لازم است تا دوباره به اوج برگردید؟ چه کار باید بکنید؟ برگشتن به جمع صد نفر اول جهان کار بسیار دشواری است. صبر می‌خواهد. پیش از هر چیز باید از نظر فیزیکی خودم را آماده کنم. باید خودم را لاغر کنم. چون تکنیک را باید از بچگی آموخت. الان تمرکز من بیشتر روی آمادگی جسمانی است. اما گفتم یک بار موفق شده‌ام، یک بار دیگر هم می‌توانم. توانایی‌اش را دارم. سریع می‌شود حل‌اش کرد. شش ماه وقت می‌برد. برای ژانویه می‌خواهم آماده‌ شوم. برای اوپن استرالیا. با رنکینگ محافظت‌شده‌ای که گفتید الان دارید، می‌توانید در جدول اصلی بازی کنید؟ نه همچنان باید از جدول مقدماتی شروع کنم با رده 180. بهتر هم هست. چون از حریفان‌ ساده‌تری شروع می‌کنم و وقتی وارد جدول اصلی بشوم آماده‌ترم. شما حالا دیگر در فرانسه هم زندگی نمی‌کنید. مقیم سوییس هستید. نه من الان یک سال است که در اسپانیا زندگی می‌کنم. پیش از آن در سوییس زندگی می‌کردم. فینال مسابقات مسترز آپت را از نزدیک دیدید. نظرتان راجع به این مسابقات چیست؟ بقیه این مصاحبه خواندنی را میتوانید در اینجا بخوانید
یوگا – حرکت اصولی پایان بازی‌های المپیک زمستانی در سوچی هفت نکته اساسی درباره‌ی فیتنس که باید بدانید آساناهای مقدماتی – 10 ورزش در هفته ای که گذشت