مدتی است احساس كسالت می كنید،سرحال نیستید، از هیچكدام از كارهایی كه سابقا  باعث شادی شما می شدند لذت نمی برید. در حالیكه در طول روز به سختی چشمان تان را باز نگه می دارید به محض اینكه سرتان را روی بالش می گذارید خواب از سرتان می پرد.

این سناریو برای خیلی از ما یك داستان تكراری است، با زیاد شدن استرس روزانه خواب شبانه مان کمتر می شود. كمبود خواب و افسردگی با هم ارتباط مستقیم دارند ، خبر خوب اینكه درمان یكی از این دو مشكل به رفع دیگری كمك می كند.

انسومنیا ( بیخوابی) و افسردگی

افسردگی ممكن است از اختلالات روانی كه موجب خستگی های مزمن می شوند نشات بگیرد، از سوی دیگر انسومنیا یا ناتوانی در به خواب رفتن  یا از خواب پریدن های مكرر ،  اختلالی است كه با افسردگی در ارتباط نزدیكی است.

یكی از متخصصان اختلالات خواب دانشگاه مین می گوید:" افرادی كه دچار بیخوابی هستند چهاربرابر بیشتر از سایر افراد در معرض افسردگی های حاد قرار دارند."

كدامیك زود تر اتفاق می افتد، افسردگی یا بیخوابی؟

یكی از متخصصین مركز بیخوابی در دانشگاه مینه سوتا معتقد است در افرادی كه هم به بیخوابی و هم به افسردگی مبتلا هستند تشخیص اینكه كدام یك زود تر اتفاق افتاده اند واقعا دشوار است. وی می گوید خواب ناكافی باعث كاهش سطح روحیه می شود و در مقابل كمبود احساس مثبت منجر کاهش كمیت و كیفیت خواب می شود. خواب به اندازه تغذیه و ورزش برای سلامتی مهم است. بهمین دلیل از یك خواب كامل و عمیق به هیچ عنوان و به هیچ دلیلی نباید گذشت.

چگونه درمان انسومنیا به درمان افسردگی منجر می شود؟

اولین قدم ، تشخیص و درمان اختلال بیخوابی و افسردگی ناشی از آن است . متخصصان معتقدند درمان بیخوابی در افراد مبتلا به افسردگی شانس درمان افسردگی را در آنها افزایش می دهد.

اولین مرحله درمان شامل آموزش عادت های درست خوابیدن است كه به  درمان بیماری كمك می كند. برخی متخصصان در این مرحله داروهایی نیز برای بیمار تجویز می كنند كه در مواردی به درمان قطعی این اختلال كمك می كند .

بسیاری ازروان پزشكان ممكن است بیمار را به یك متخصص بیخوابی ارجاع دهند.

مراجعه به متخصص خواب

یك متخصص خواب، رفتارهای شما را حین خواب رصد می كند و با مشاهده این رفتارها  یك برنامه درمانی تهیه می كند.

ممکن است برنامه شما شامل دارو درمانی باشد، چه بسا متخصص شما ترجیح بدهد تکنیک های آماده سازی بدن برای خواب را به شما بیاموزد.این تکنیک ها بسیار ساده و کاربردی هستند: پرهیز از مصرف قهوه و سایر فرآورده های کافئین داربعد از نهار، عدم مصرف الکل شش ساعت قبل از خواب وخودداری از استعمال سیگار و نیکوتین در ساعات پایانی شب برخی از این تکنیک ها هستند.

بعضی از کارشناسان نیز تکنیک های ریلکسیشن را پیشنهاد می کنند که به شما می آموزند چگونه افکار مثبت را جایگزین نگرانی های پیش از خواب کنید.

اخیرا متخصصان مرکز خواب دانشگاه مینه سوتا به تکنولوژی جالبی به نام "مهار انگیزه" دست یافته اند که یک تکنیک رفتاری برای کاهش ساعاتی است که افراد در تختخواب می گذرانند.

این تکنیک به افراد یادآوری می کند که اتاق خواب محلی برای خواب و رفتارهای جنسی است، چنانجه فرد طی مدت بیست دقیقه قادر به خوابیدن نشد باید اتاق خواب را ترک کند. به گفته متخصصان این مرکز، فراگیری این تکنیک ها به اندازه دارو موثر است و چه بسا اثرات آن در بلند مدت بیشتر نیز باشد.

در مراجعه به متخصص این نکته را بخاطر داشته باشید که افسردگی می تواند مستقیم  یا غیر مستقیم به اختلالات خواب منجر شود. پس اگر فکر می کنید مبتلا به افسردگی هستید این موضوع را حتما به اطلاع پزشکتان برسانید، چرا که ممکن است درمان افسردگی تان بخشی از فرایند درمانی بیخوابی باشد.

این اصلا منصفانه نیست اما باید بدانید بعضی از داروهای ضد افسردگی هم ممکن است باعث بیخوابی شوند. اگراین دارو بر روی افسردگی تان اثر مثبتی دارد می توانید آن را در ساعات اولیه روز مصرف کنید. در غیراینصورت روانپزشک شما می تواند گزینه های دیگری مثل داروهای ضدافسردگی آرام بخش را در نظر بگیرد .

انسومنیا یکی از راه های قطعی شناسایی افسردگی های حاد است و می بایست این دو را در کنار هم شناسایی و درمان کرد. مهم نیست کدامیک اول بروز پیدا می کند، افسردگی و بیخوابی دوقلوهای سیامی هستند.