1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مردها نسبت به زن‌ها حاضر به ریسک بیشتری هستند. آنها بیشر برایشان حادثه پیش می‌آید، بیشتر صدمه می‌بینند و در کل زودتر از زن‌ها جان خود را از دست می‌دهند. اکنون یک تحقیق علمی نظریه "حماقت مردها" را تایید می‌کند.

محققان بریتانیایی به‌تازگی حساب کرده‌اند که اکثر افرادی که "جایزه داروین" را دریافت می‌کنند، مرد هستند. این نتیجه‌ی پژوهش محققانی از موسسه پزشکی شهر نیوکاسل در بریتانیاست. آنها نتیجه تحقیق خود را در نشریه British Medical Journal منتشر کردند.

"جایزه داروین"

جایزه داروین (The Darwin Award) به کسانی داده می‌شود که به دلیل حماقت خود را نابود می‌کنند و جان خود را از دست می‌دهند. به همین خاطر این جایزه پس از مرگ این افراد به آنها اهدا می‌شود. برای مثال دزدی که قصد داشت یک طناب فولادی از آسانسور بدزدد، خود زیر آن آسانسور گیر افتاد و جان خود را از دست داد. 
این جایزه از سال ۱۹۹۴ اهدا می‌شود. نام این جایزه بر گرفته از چارلز داروین (بانی نظریه تکامل) است. بنا بر جایزه داروین کسانی که از روی حماقت خود را نابود می‌کنند، ژن انسان‌ها را "پاکسازی" می‌کنند و خود به دست خود از این دنیا می‌روند.

تایید نظریه "مرد احمق" 

محققان ۳۱۸ نفر که بین سال‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۱۴ جایزه داروین را دریافت کرده بودند، مورد بررسی قرار دادند. آنها مشاهده کردند که از این ۳۱۸ نفر تنها ۳۶ نفر زن هستند.
نتایج پژوهش آنها نظریه "مرد احمق" را تایید کرد. بنابر این نظریه، دلیل آمادگی بالای مردها برای انجام کارهایی با ریسک بالا و همچنین میزان مرگ و میر بالای آنها در حوادث، نشان می‌دهد که میزان حماقت مردها بیشتر است و بیش از زن‌ها کارهای احمقانه می‌کنند.


اما محققان همچنان می‌افزایند که آنها عواملی چون مصرف الکل را در پژوهش خود در نظر نگرفته‌اند. مصرف الکل در برخی از مرگ‌هایی که به جایزه داروین ختم ‌شدند، نقش مهمی داشته است.

نتایج علمی تایید شده

پژوهشگران همچنان می‌نویسند که آمادگی مردها برای انجام کارهای احمقانه از این امر هم نشات می‌گیرد که آنها علاقه به خودنمایی دارند و می‌خواهند توانایی‌های خود را به دیگران نشان دهند.
نویسندگان این مقاله علمی می‌نویسند که درست است که این نتایج "خنده‌دار و عجیب و غریب" به نظر می‌آیند، اما آنها از لحاظ علمی مورد بررسی قرار گرفته‌اند و از طرف یک هیئت علمی تایید شده‌اند.

 

دیدگاه‌ها  

-1 # Tara 1395-12-13 23:54
راستشو بخواین اصلا سورپرایز نشدم ؛ ولی تیتر این مقاله کاملا اشتباهه چون خانومها اصلا احمق نیستن که حماقتشون با آقایون مقایسه بشه!البته با توجه به این که پژوهشگران این کشف نه چندان بزرگ هم خود مردها هستند , میشه فهمید که این موضوع از کجا آب میخوره , به هر روی از عزیزی که این مقاله رو با ما به اشتراک گذاشتن سپاسگزارم , شاد باشید !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سلامت روان

۱۵ خصوصیت که نشان می‌دهد شما دارای هوش عاطفی بالایی هستید

​​​​​​​بویژه در محافل علمی اعتقاد بر این است که توجه به "هوش عاطفی" برای ایجاد جوامع سالم ضرورت دارد. دانشمندان نشان می‌دهند که داشتن "هوش عاطفی" بالا ضامن موفقیت در روابط اجتماعی در محیط کار و در دیگر روابط انسانی است. هوش عاطفی" (emotional intelligence, EQ)  مفهومی است که روز به روز از آن بیشتر در عرصه‌های مربوط به روابط انسانی، چه در محیط کار و چه در خانواده، استفاده می‌شود. در فارسی این مفهوم را "هوش هیجانی" و "هوش احساسی" نیز ترجمه کرده‌اند. دانشمندان دهه‌هاست در باره "هوش عاطفی" تحقیق می‌کنند و تحقیقات آنان نشان داده که داشتن "هوش عاطفی" بالا ضامن موفقیت در روابط اجتماعی در محیط کار و در دیگر روابط انسانی است. "هوش عاطفی" بر چگونگی رفتار ما و بر نحوه برخورد ما با پیچیدگی‌های روابط اجتماعی تاثیر می‌گذارد و برخورداری کافی از آن باعث می‌شود حاصل تصمیماتی که می‌گیریم مثبت باشد. "هوش عاطفی" (EQ) برخلاف بهره هوشی (intelligence quotient, IQ) غیر قابل اندازه‌گیری است. در گذشته "بهره هوشی" که در کانون آن استفاده از فکر و خرد در حل مسائل قرار دارد، معیار اصلی برای تشخیص قابلیت‌های یک فرد و امکان موفقیتش در زندگی تلقی می‌شد. اما پژوهشگران می‌دیدند که برخورداری از بهره هوشی بالا لزوما متضمن موفقیت افراد در کار و زندگی‌شان نیست. "هوش عاطفی" مفهوم گمشده‌ای بود که آنها به دنبالش می‌گشتند تا بتوانند علت موفقیت برخی افراد را توضیح دهند. حال این نکته روز به روز بیشتر جا می‌افتد که یک رمز مهم موفقیت در کار و زندگی ‌برخورداری از هوش عاطفی بالاست. با وجود اهمیت "هوش عاطفی"، غیر قابل اندازه‌گیری بودن آن باعث می‌شود که به سختی بتوان دانست که یک نفر تا چه حد به لحاظ عاطفی باهوش است. اما برخلاف بهره هوشی که به سختی قابل افزایش است، هوش عاطفی را می‌توان با تمرین‌های مداوم در خودشناسی و با یادگیری توانایی‌های اجتماعی و ارتباطاتی بالا برد. تست‌های به لحاظ علمی معتبر برای اندازه‌گیری هوش عاطفی رایگان نیستند تا هر کسی بتواند بداند تا چه حد از این هوش بهره‌مند است. با این حال تراویس برادبری (Travis Bradberry)، روانشناس و از پژوهشگران برجسته در زمینه هوش عاطفی، یقین دارد که اگر شما دارای مشخصاتی باشید که در زیر شرح داده می‌شود، از هوش عاطفی بالایی برخوردار هستید. ۱. می‌توانید از واژه‌های دقیق برای بیان احساسات خود استفاده ‌کنید همه انسان‌ها احساساتی را تجربه می‌کنند، اما تنها برخی از آن‌ها می‌توانند به طور دقیق تشخیص دهند و بگویند احساسی که دارند چیست. تحقیقاتی که تاکنون انجام گرفته نشان می‌دهد که تنها ۳۶ درصد مردم می‌توانند ماهیت احساسات خود را بشناسند. این امر مشکل ایجاد می‌کند، چون احساساتی که نشود بر آن نامی گذاشت اغلب سوء‌تفاهم به وجود می‌آورد و این خود انتخاب‌های غیرعقلانی و رفتارهای غیرسازنده را به دنبال دارد. انسان‌هایی که دارای هوش عاطفی بالا هستند احساساتشان را هدایت می‌کنند چون می‌توانند آن‌ها را بفهمند. این انسان‌ها از گنجینه بزرگی از واژه‌ها برای بیان احساساتشان استفاده می‌کنند. در حالیکه بسیاری از مردم به گفتن اینکه حالشان "بد" است بسنده می‌کنند، کسانی که به لحاظ عاطفی باهوش هستند، می‌توانند دقیقا تشخیص دهند که الان احساس می‌کنند "عصبی (حساس در برابر عوامل خارجی)" هستند یا "سرخورده"، "غمگین" هستند یا "خشمگین"، "افسرده" یا "مضطرب"‌. هر چه واژه‌ای که برای بیان یک احساس‌‌تان انتخاب می‌کنید دقیق‌تر باشد و نیز اینکه چه چیز باعث ایجاد این احساس شده و چه باید در رابطه با آن انجام داد، نشان می‌دهد که شناخت‌تان از احساساتتان بهتر است. ۲. دیگران برایتان بی‌تفاوت نیستند فرق نمی‌کند که اطرافیان شما درون‌گرا باشند یا برون‌گرا. کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند درباره کسانی که در اطرافشان هستند کنجکاوند. این کنجکاوی حاصل همدلی، یعنی درک احساسات دیگران است، حاصل اهمیت قائل بودن برای انسان‌های دیگر است و بی‌تفاوت نبودن نسبت به اینکه چه بر آن‌ها می‌گذرد. این یکی از مهمترین خصوصیت‌های افرادی است که دارای هوش عاطفی بالا هستند. ۳. از تغییر استقبال می‌کنید کسانی که به لحاظ عاطفی باهوش‌اند، انعطاف‌پذیرند و مدام در حال پذیرش چیزهای جدید. آن‌ها می‌دانند که ترس از تغییر انسان را فلج می‌کند و مانع موفقیت و خوشبختی‌اش می‌شود. آن‌ها در جستجوی تغییر هستند که گاه در گوشه‌ای کمین کرده، و برنامه‌ریزی می‌کنند تا تغییر حاصل شود. ۴. نقاط ضعف و قوت خود را می‌شناسید انسان‌هایی که به لحاظ عاطفی باهوش‌اند تنها در درک احساسات خود و دیگران توانا نیستند؛ آن‌ها می‌دانند در چه کاری توانا و خوب هستند و برای چه کاری خوب نیستند. آن‌ها همچنین می‌دانند که چه محیطی و چه آدم‌هایی می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا به موفقیت و خوشبختی برسند. می‌توان گفت که شما هوش عاطفی بالایی دارید اگر بدانید که نقاط قوت‌تان چیست و چگونه می‌توانید به این نقاط قوت تکیه کنید و از آنها بهره ببرید و همچنین اگر بدانید چگونه می‌توانید مانع شوید که نقاط ضعفتان جلوی پیشرفت‌تان را بگیرد. ۵. دارای توانایی داوری درباره شخصیت‌ها هستید بخش بزرگی از هوش عاطفی در ارتباط با شناخت و آگاهی اجتماعی و توانایی شناخت مردم است؛ اینکه در چه شرایطی به سر می‌برند و چه تجربه‌هایی را از سر می‌گذرانند. با گذشت زمان تجربه‌هایی می‌اندوزید که باعث می‌شود بتوانید شخصیت انسان‌ها را بشناسید. دیگر کسی به نظرتان اسرارآمیز نمی‌آید. می‌دانید که با چه اشخاصی سر و کار دارید، انگیزه‌های آن‌ها را می‌فهمید، حتی اگر نقاب بر چهره داشته باشند و باطن‌شان بسیار متفاوت از ظاهرشان باشد. ۶. دیگران نمی‌توانند به راحتی شما را آزار دهند اگر شما درک روشن و خلل‌ناپذیری از خودتان داشته باشید و به وضوح بدانید که هستید و چه اصولی در زندگی ‌برایتان مهم است، دیگران مشکل بتوانند چیزی بگویند یا کاری کنند که شما را خشمگین کند. انسان‌هایی که هوش عاطفی بالا دارند دارای اعتماد بنفس و به دور از تعصب درباره مسائل مختلف هستند. شما حتی ممکن است درباره خودتان شوخی کنید یا به دیگران اجازه دهید درباره شما شوخی کنند، چون این توانایی را دارید که بین استفاده از طنز و تحقیر دیگران تفاوت بگذارید. ۷. از خطاها درمی‌گذرید افرادی که دارای هوش عاطفی بالا هستند از خطاهایشان فاصله می‌گیرند، اما آن‌ها را فراموش نمی‌کنند. این افراد اشتباهاتشان را در فاصله‌ای مطمئن از خود نگاه می‌دارند و در عین حال آن‌ها را تا حدی قابل دسترس قرار می‌دهند تا بتوانند با نظر به آن‌ها موفقیت آینده‌شان را نیز تضمین کنند. برای اینکه بتوانند مثل یک بندباز ماهر میان فکر کردن مدام به خطاها و به یاد آوردن آن‌ها حرکت کنند باید در "خودآگاهی" ممارست کرده باشند. فکر کردن طولانی درباره خطاهایی که کرده‌اید باعث ایجاد ترس و اضطراب در شما می‌شود. اگر خطاهایتان را کاملا فراموش کنید هم احتمال دارد آن‌ها را تکرار کنید. ایجاد تعادل میان این دو، بسته به آن است که تا چه حد توانایی استفاده از خطاهایتان را به عنوان تجربه‌ای ارزنده داشته باشید. اگر این توانایی را در خود تقویت کنید، می‌توانید هر گاه از پای افتادید به سرعت دوباره روی پایتان بایستید. ۸. کینه‌جو نیستید احساسات منفی‌ای که به دلیل کینه‌جویی بوجود می‌آیند در حقیقت استرس‌زا هستند. همین که شما به حادثه‌ای پرتنش فکر کنید باعث می‌شود که به طور غریزی در موقعیتی قرار بگیرید که انگار هنوز تهدیدی وجود دارد و بدنتان به شما می‌گوید یا بجنگ یا فرار کن! اگر این تهدید واقعا در حال وقوع باشد واکنش به آن برای ادامه حیات شما ضروری است، اما اگر تهدید مربوط به موضوعی است قدیمی، رها نکردن این استرس باعث ایجاد هرج و مرج در بدن شما می‌شود و پس از مدتی می‌تواند تاثیری مخرب بر سلامتی‌تان بگذارد. محققان نشان داده‌اند که استرس حاصل از کینه‌جویی از جمله باعث بالا رفتن فشار خون و بیماری‌های قلبی می‌شود. ادامه کینه‌جویی باعث ادامه استرس می‌شود و کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند به هر قیمتی شده از آن پرهیز می‌کنند. رها کردن خود از کینه‌جویی باعث می‌شود که هم احساس بهتری داشته باشید، هم بدنتان سالم بماند. ۹. اشخاص منفی را خنثی می‌کنید سر و کار داشتن با آدم‌های دشوار می‌تواند شما را عصبی، خسته و درمانده کند. کسانی که دارای هوش عاطفی بالا هستند روابطشان با چنین افرادی را از طریق نگاه کردن به احساسات خودشان کنترل می‌کنند. وقتی قرار است با چنین افرادی گفت‌وگو یا ملاقات کنند، از عقل خود بهره می‌گیرند و احساساتشان را دخالت نمی‌دهند. آن‌ها احساساتشان را شناسایی می‌کنند و نمی‌گذارند   که خشم یا ناراحتی، آتشی که هست را شعله‌ور کند. آن‌ها همچنین به نقطه نظر شخص دشوار توجه می‌کنند و می‌کوشند تا راه حلی پیدا کنند که آن فرد هم بپذیرد. آن‌ها در بدترین شرایط هم به آدم‌های دشوار اجازه نمی‌دهند که باعث پایین آمدن روحیه‌شان شوند. ۱۰. کمال‌گرا نیستید انسان‌هایی که به لحاظ عاطفی باهوش هستند به دنبال دستیابی به کمال در چیزی نیستند، چون می‌دانند چنین چیزی وجود ندارد. هیچ انسانی کامل نیست و همه جایز الخطا هستند. وقتی هدف شما کمال‌گرایی باشد، همیشه احساسی رنج‌آور در رابطه با خطاهایتان را با خود حمل می‌کنید. این احساس می‌خواهد مجبورتان کند تا دست از تلاش بردارید یا از تلاش‌تان بکاهید. وقتتان را صرف شکوه از این می‌کنید که چرا نتوانسته‌اید به هدفی برسید یا اینکه باید کاری را به گونه‌ای دیگر می‌کرده‌اید. در حالیکه این وقت می‌تواند صرف حرکت به جلو و تلاش برای رسیدن به هدف‌های آینده‌تان شود. ۱۱. اوقاتی را آگاهانه به دور از شبکه‌های ارتباطی می‌گذرانید    دوری جستن از شبکه‌های ارتباطی برای اوقاتی از روز نشانه هوش عاطفی بالاست، زیرا این کار به شما کمک می‌کند تا استرس‌تان را تحت کنترل درآورید و در لحظه زندگی کنید. وقتی شما برای ۲۴ ساعت هر روز هفته در دسترس باشید، مثل این است که یک سیم استرس‌زا به خود وصل کرده‌اید. قطع اینترنت، موبایل، ای‌میل برای مدتی، به شما فرصتی برای تنفس می‌دهد. تحقیقات پژوهشگران نشان می‌دهد که قطع ای‌میل حتی برای مدتی کوتاه، استرس را کاهش می‌دهد. بسیار سخت بتوان در آرامش به چیزی فکر کرد در حالیکه هر لحظه یک ای‌میل رشته افکارتان را قطع می‌کند. ۱۲. میزان مصرف مواد اضطراب‌آور چون قهوه را محدود می‌کنید با مصرف زیاد قهوه آدرنالین در بدن آزاد می‌شود که هم اضطراب‌آور است و هم عاملی قلمداد می‌شود برای آنکه بدن خود را در وضعیت "یا بجنگ یا فرار کن" حس ‌کند. در این حالت رجوع به عقل برای تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود. کافئین مغز و بدن را در وضعیتی پراسترس قرار می‌دهد و احساسات بر رفتار غلبه می‌کند. مدتی طول می‌کشد تا کافئین از بدن خارج شود. افراد با هوش عاطفی بالا می‌‌دانند که کافئین چنین مشکلی را با خود می‌آورد. به جای آنکه این ماده آن‌ها را کنترل کند، آن‌ها این ماده را کنترل می‌کنند. ۱۳. به قدر کافی می‌خوابید خواب در بالا بردن هوش عاطفی و مدیریت استرس بسیار اهمیت دارد. وقتی که می‌خوابید، مغزتان قوای خود را باز می‌یابد، خاطرات طول روز را مرور و ذخیره می‌کند یا آن‌ها را دور می‌ریزد. وقتی بیدار می‌شوید ذهن‌تان روشن است. افراد دارای هوش عاطفی بالا می‌دانند که اگر به اندازه کافی و آن‌گونه که باید نخوابند حافظه‌شان ضعیف می‌شود و توانایی‌شان برای کنترل خود و تمرکز بر روی مسائل کاهش پیدا می‌کند. برای همین خواب از اولویت‌های اصلی آن‌هاست. ۱۴. از سخن گفتن مداوم با خود پرهیز می‌کنید هر چه بیشتر خود را با افکار منفی مشغول کنید، قدرت بیشتری به این افکار می‌دهید. بیشتر افکار منفی ما، فقط افکار هستند و نه واقعیت. افرادی با هوش بالای عاطفی افکارشان را از واقعیت‌ها جدا می‌کنند تا از دایره منفی‌گرایی خارج شوند و به سوی چشم‌اندازهای مثبت و تازه بروند. ۱۵. به کسی اجازه نمی‌دهید مانع خوشحالی شما بشود وقتی حس شادی و خشنودی شما به عقیده مردم وابسته باشد، نمی‌توانید ناخدای کشتی خوشبختی‌تان باشید. وقتی آدم‌های دارای هوش عاطفی بالا احساس خوبی نسبت به کاری که کرده‌اند دارند، اجازه نمی‌دهند عقیده یا حرف‌های توهین‌آمیز کسی آن احساس را از آنها بگیرد. غیرممکن است که آدم واکنشی نسبت به آنچه دیگران فکر می‌کنند نداشته باشد، ولی لازم هم نیست که آدم خودش را با بقیه مقایسه کند. چون ارزش شما از درونتان برمی‌آید، اهمیتی هم ندارد که مردم چه فکر می‌کنند یا چه می‌کنند.

کسی را که بیشتر دوستش داریم، بیشتر می آزاریم! اما کسی نمی داند چرا!

به گفته دبورا ریچاردسون، استاد روانشناسی در دانشگاه جورجیا امریکا، «آن کسانی که باید از آنها بترسیم غریبه ها نیستند بلکه نزدیکترین و عزیزترین کسان ما هستند!» وی پس از تحقیق و مشاهده دقیق، در نهایت ثابت کرد که ضرب المثل قدیمی« همیشه به کسی که عاشقشی صدمه می زنی» نه فقط از نظر احساسی بلکه از نظر علمی هم درست است. با این حال، هنوز رمز و راز و علت این مساله به درستی روشن نیست. او اسم این پدیده را «پرخاشگری روزمره» گذاشته و می گوید در واقع کسانی که نزدیکتر به قلب ما هستند قادر به وارد کردن آسیب بیشتر از طریق کلمات و اعمال نیز هستند. مطالعه ریچاردسون تنها قادر به سنجش پرخاشگری‌های آگاهانه بوده است. او ولی نیازی به اطلاعات زیاد نداشت تا به این نتیجه ای برسد که :«ما نسبت به کسانی که عشق می ورزیم بدجور بی رحم هستیم!» چرا نسبت به عزیزمان بدجنسی می کنیم؟ ریچاردسون تقریبا در مورد تمایل ما به صدمه زدن به عزیزانمان مطمئن است اما او هنوز در مورد علت این مساله مطمئن نیست. او دو تئوری را مطرح می کند اول اینکه بیشتر وقت ما با عزیزانمان صرف می شود و دوم اینکه روابط با آنها مهم تر هستند. او پرخاشگری روزمره را به سه دسته مجزای مستقیم، غیر مستقیم، و منفعلانه تقسیم کرده است: پرخاشگری مستقیم این شکل از پرخاشگری شامل فریاد زدن، ضربه فیزیکی، رویارویی و آزار کلامی و عملی است. این شکل در مردان شایعتر از زنان است، اما در هر دو جنس می تواند این نوع از آزار دیده شود. پرخاشگری مستقیم معمولا در مورد خواهر و برادر و دیگر افراد خیلی نزدیک استفاده می شود و کمتر احتمال دارد در مورد دوستان مورد استفاده قرار گیرد. ریچاردسون حدس میزند ممکن است به این دلیل باشد که این روابط قویتر هستند و در نتیجه افراد در طول رویارویی احساس امنیت بیشتری می کنند: “من می توانم با خواهر و برادرم مقابله کنم، و من در امنیت کامل هستم وقتی که این کار رو می کنم، لازم نیست غیر مستقیم یا منفعلانه اعتراض کنم، خواهر و برادر من همیشه خواهر و برادر من خواهند بود!” پرخاشگری غیر مستقیم پرخاشگری غیر مستقیم با صدمه زدن به کسی بدون رویارویی رخ می دهد. این شکل شامل تهمت زدن، شایعه پراکنی، و یا از بین بردن اموال کسی است. این مساله بیشتر از پرخاشگری مستقیم اتفاق می افتد و به طور مساوی توسط هر دو جنس انجام می شود. هنگامی که نوبت به دوستان می رسد، پرخاشگری غیر مستقیم ارجح ترین سلاحی است که انتخاب می شود. ریچاردسون معتقد است که ممکن است به این خاطر باشد که این شکل از پرخاشگری قابل انکار است و به راحتی می توان آنرا غیر عمدی جلوه داد و مثلا گفت: “اوه، من نمی خواستم به شما صدمه بزنم!” پرخاشگری منفعلانه این شکل از پرخاشگری شامل لجبازی، مانند نادیده گرفتن تماس های تلفنی، “سکوت درمانی!” و یا تاخیر عمدی برای یک جلسه می تواند باشد. این شکل از پرخاشگری تمایل به خسته کردن هدف خود دارد به خاطر اینکه به راحتی به عنوان تظاهری از خشم قابل شناسایی نیست. این مساله اغلب در شبکه های دوستی متراکم، مانند دانش آموزان دبیرستانی اتفاق می افتد. این مهم است که پرخاشگری نباید با “ابراز وجود” اشتباه گرفته شود. ابراز وجود برای بیان نیازها یا نگرانیهای خود لازم است. روانشناسان افراد را به مقابله و برخورد موثر با مسائل تشویق می کنند، اما نه به شکل پرخاشگرانه. neurosafari.com
استرس دارید و خبر ندارید اولین نشانه های وسواس چیست؟ چیستی، چرایی و کنترل خشم 3 چگونه روابط عاشقانه خود را از شر استرس در امان بداریم؟ مردها احمق تر از زنها هستند

انتخاب سردبیر

سلامت جسم

کاهش تستوسترون مردان بعد از ازدواج و افزایش آن بعد از طلاق

توانایی تولیدمثل، تنظیم حجم ماهیچه های بدن، تنظیم وضعیت استخوان ها و حتی توانایی های ذهنی، از جمله تاثیراتی است که با مقدار هورمون تستوسترون، رابطه مستقیم دارد. هورمون مردانه و مقدار تولید آن در بدن می تواند به دلایل متعدد، کم و زیاد شود. برای مثال در تحقیقی که اخیرا  منتشر شده است مقدار تستوسترون مردان بعد از ازدواج کاهش می یابد. تیم تحقیقاتی دانشگاه کپنهاگ یک گروه ۱۱۱۳ نفره مردان بین ۳۰ تا ۶۰ ساله را برای مدت ۱۰ سال تحت نظر قرار داد. محققین با ثبت مقدار تستوسترون این جمعیت از ابتدای تحقیق تا پایان  سعی کردند آن را با تغییرات شیوه زندگی آنها مقایسه کنند. نتیجه گیری ها نشان داده است بزرگترین کاهش  در مقدار تستوسترون مربوط به مردانی است که در این دوره ۱۰ساله ازدواج کرده بودند. در مقابل، بررسی فوق حکایت از آن داشت که کمترین کاهش تستوسترون هم در مردانی صورت گرفته است که در طی این ۱۰ سال، طلاق گرفته بودند. البته دسترسی مداوم به سکس یکی از دلایل کاهش هورمون مردانه می تواند باشد و این برای مردان مجرد هم به صورت برعکس عمل می کند چون تحقیقات دیگر نشان داده است دور بودن مردان از فعالیت جنسی باعث افزایش هورمون فوق می شود. اما با این وجود، چون آزمایش خون همه مردان فوق، همزمان و بدون در نظر گرفتن وضعیت تاهل صورت گرفته است تغییر وضعیت شان می تواند یک شاخص حتمی برای کاهش یا افزایش تستوسترون آنها باشد.

چند نکته برای پیشگیری از درد گردن

درد گردن یکی از شکایات شایع است. تحقیقات نشان می دهد ورزش های کششی گردن ممکن است در تسکین دردهای گردنی یا پیشگیری از آنها موثر باشد. انجام ورزش های کششی برای شانه ها نه تنها از سفتی و درد شانه ها جلوگیری می کند، حتی می تواند از مفاصل هم محافظت کند.
12 توصیه برای بهداشت قاعدگی ۱۲ کشوری که بيش از همه از روابط جنسی خود راضی‌اند راه حل هایی برای تسکین گلو درد اخلال در قاعدگی؛ آنچه درباره پریود نامنظم باید بدانید دلایل کاهش میل جنسی بین زوجین

مطالب تصادفی

تغذیه سالم

میوه های پرخاصیت کدامند؟

در مقاله قبل در مورد نحوه صحیح و زمان میوه خوردن صحبت کردیم و گفتیم که اگر میوه در زمین مناسب خورده شود می تواند چه تاثیرات خوبی در سلامتی وشادابی پوست و جوان ماندن داشته باشد. حال نوبت به آن می رسد که خواص چند میوه را به شما بگوییم.

اثرات جادویی زرد چوبه بروی مغز

زردچوبه از سابقه ای طولانی در زمینه کاربردهای دارویی در پزشکی سنتی چینی و آیورودا (پزشکی سنتی هندی) برخوردار است.اگر تا پیش از این درباره فواید سلامت زردچوبه چیزی نشنیده اید، اکنون زمان آن است تا توجه بیشتری به این ماده غذایی داشته باشید. زردچوبه به واسطه توانایی خود در کاهش التهاب بدن شناخته شده است، اما آیا درباره تاثیر این ماده روی مغز چیزی می دانید؟به گزارش سلامت نیوز به نقل از عصر ایران \\\\\\\"لیو لاو فروت\\\\\\\"، زردچوبه از سابقه ای طولانی در زمینه کاربردهای دارویی در پزشکی سنتی چینی و آیورودا (پزشکی سنتی هندی) برخوردار است. زردچوبه ماده ای ضد سرطان و ضد التهاب محسوب می شود و به عنوان یک آنتی بیوتیک طبیعی موثر قابل استفاده است. ماده فعال موجود در زردچوبه که به نام کورکومین شناخته می شود بازیگر اصلی در زمینه فواید شگفت انگیز این ماده خوراکی است.کورکومین بیش از 150 فعالیت درمانی را ارائه می کند که به چند نمونه از آنها در بالا اشاره شد. با این وجود، در این مطلب بر توانایی این ماده فعال در کمک به مغز متمرکز می شویم. کورکومین بر خلاف بیشتر ترکیبات شیمیایی که روزانه مصرف می کنیم توانایی عبور از سد خونی مغز را دارد. این شرایط به کورکومین اجازه می دهد تاثیر مستقیم‌تری داشته باشد، به محافظت از مغز کمک کند و در درمان طیف گسترده ای از اختلالات عصبی نقش داشته باشد.مطالعات مختلفی در زمینه توانایی کورکومین برای بهبود سلامت مغز انجام شده اند. نتایج یک مطالعه نشان داد که عصاره های زردچوبه حاوی تعدادی عوامل طبیعی هستند که از شکل گیری بتا آمیلوئید جلوگیری می کند، که ماده مسئول تشکیل پلاک هایی است که عملکرد مغزی در بیماری آلزایمر را بدتر می سازد. همچنین، نقش آن در بهبود پارکینسون و آسیب سکته مغزی مورد بررسی قرار گرفته است.زردچوبه چه نقشی در تولید سلول های مغزی جدید دارد؟جدا از کورکومین، زردچوبه حاوی ترکیبات دیگری است که به مغز کمک می کنند. آروماتیک-ترمرون (Aromatic-turmerone)، یک ترکیب محلول در چربی، طی چند سال گذشته به واسطه توانایی خود در تحت تاثیر قرار دادن سلول های بنیادی عصبی (NSC) مورد مطالعه قرار گرفته است. سلول های بنیادی عصبی، سلول هایی خود تجدیدشونده هستند که سلول های عصبی و گلیا سیستم عصبی تمام حیوانات در طول رشد و نمو جنین را تولید می کنند. برخی از این سلول ها تا بزرگسالی باقی مانده و به بازتولید سلول های عصبی در طول زندگی کمک می کنند.یک مطالعه که توسط پژوهشگران آلمانی انجام شد، نشان داد، سلول های بنیادی عصبی در مواجهه با آروماتیک-ترمرون شاهد افزایش تعداد به میزان 80 درصد بودند. این مساله برای افرادی که از بیماری های عصبی مانند سکته مغزی یا آلزایمر رنج می برند، نویدبخش است زیرا آروماتیک-ترمرون می تواند به بازسازی مغز کمک کند.چه نوع زردچوبه ای باید مصرف کنید؟مصرف عصاره زردچوبه احتمالا بهترین روش برای دریافت ترکیبات این ماده خوراکی در بدن محسوب نمی شود. مصرف ریشه به شکل کامل بهترین گزینه محسوب می شود. مصرف زردچوبه کامل این اطمینان را حاصل می کند که بدن تمامی عناصر موجود در آن را دریافت می کند.مصرف زردچوبه به همراه فلفل سیاه و روغن نارگیل (یا روغن های سالم دیگر) جذب آن در بدن را بهبود می بخشد.
موز بخورید، سالها زندگی کنید خواص مصرف شیر از دوران کودکی تا سالمندی توصیه هایی برای رژیم غذایی بهاری معجزات لیمو و عسل از این 10 خوراکی سالم تر پیدا نمی کنید

پر بازدیدترین ها

ورزش

ورزش در هفته اول اردیبهشت

شاید مهمترین وقایع ورزش جهان در هفته گذشته، نهایی شدن فینالیستهای جام قهرمانان باشگاههای جهان بود. در حالیکه همگان انتظار فینالی تمام اسپانیایی را داشتند، چلسی و بایرن به فینال صعود نمودند.

ورزش در هفته ای که گذشت

همه چیز تحت تاثیر دو اتفاق بزرگ ورزشی پیش روست: المپیک لندن و جام ملت های فوتبال اروپا. از سویی بازی های دوستانه در سرتاسر جهان فوتبال رونق گرفته و دیگر سوی تیم های مختلف برای کسب سهمیه المپیک آخرین تلاش های خود را به کار می برند.  در کنار اخباری چنین در هفته ای که گدشت اتفاقات ریز و درشتی در مسابقات و رشته های ورزشی مختلف روی داد که با هم به مروری اجمالی از تعدادی می نشینیم. فرار از پیروزی تیم ملی فوتسال ایران با برد 6-3 مقابل ازبکستان که در دوره پیشین این مسابقات نائب قهرمان شده بود توانست علاوه بر به ثبت رساندن نام خود در جمع 4 تیم برتر فوتسال آسیا، سهمیه ی حضور در جام جهانی را نیز به دست آورد. ایران در پیش از مرحله یک چهارم نهایی نیز تیم های کره جنوبی، قطر و استرالیا با جشنواره ای از گل را از پیش روی برداشت اما در دیدار مقابل تایلند در حالیکه تا ثانیه های پایان مسابقه به زحمت و با گل شمسائی بازی را به تساوی کشانده بود با نتیجه 5-4 مقابل این حریف نه چندان مطرح شکست خورد و در میان نا باوری علاقمندان به این رشته پرطرفدار از گردونه مسابقات حذف شد. به پیشواز لیگ برتر با توجه به این واقعیت که عملکرد سرخپوشان پرسپولیس در فصلی که گذشت نسبتاً ضعیف بود و آنها نتوانستند آنچنان که باید موفق ظاهر شوند، تغییر و تحولاتی که در فهرست بازیکنان دنیزلی برای فصل آینده صورت گرفت چندان دور از انتظار نبود. در فهرستی که هفته گذشته سرمربی ترکیه ای پرسپولیس ارائه داد تنها و تنها نام 10 بازیکن فصل پیش دیده می شود: مهدی مهدوی کیا، علی کریمی، محمد نوری، غلامرضا رضایی، حمیدرضا علی عسگری ، مهرداد پولادی، هادی نوروزی امیرحسین فشنگچی، علیرضا نور محمدی، و ایمون زاید. در میان این اسامی به بازیکنانی موثر و نام دار نیز بر می خوریم: وحید هاشمیان، مازیار زارع، حسین بادامکی از این دسته اند. یک بازی و دو حاشیه در هفته ای که گذشت تیم ملی فوتبال ایران در ترکیه به مصاف با تیم آلبانی رفت. مسابقه ای که در پایان نتیجه رضایت بخشی برای ایران رقم نزد اما ثمرات خوبی در راستای آماده سازی تیم حاصل کرد. آلبانیایی ها یک بر صفر بازی را بردند و این در حالی بود که بیشتر بازی در اختیار تیم ایران قرار داشت. پبرامون این دبدار چند نکته ی حاشیه ای نیز به چشم می خورد، اول آنکه فریدون زندی با تیم ملی فوتبال خداحافظی کرد و دوم آنکه امید نظری که این روزها هنوز در انتظار صدور مجوز بازی اش از طرف فیفا هستند از شرکت در این دیدار محروم شد. ماموریت غیرممکن؟ والیبال ایران این روزها در حال سپری کردن زمانی حساس و سرنوشت ساز است. تیمی که همواره آرزوی حضور در المپیک را در سر داشته حال در آستانه ی مسابقات انتخابی المپیک لندن قرار دارد. مردان توپ و تور در سرزمین آفتاب تابان به دیدار رقبای با انگیزه خود می روند تا پس از درخشش در مسابقات جهانی شاید بتوانند به المپیک نیز راه یابند. ماموریتی بس دشوار که اگر رنگ تحقق گیرد تاریخ والیبال ایران را ورق خواهد زد. تیمی که به یمن حضور مربی کارکشته ای به نام ولاسکو و با تلاش چندین ساله ی مسئولین امر امیدوار به تاریخ سازی است. وداع با اقتدار بارسلونا در روزی که اسطوره تیمش از آن خداحافظی می کرد نیز یک بار دیگر به جامی تازه دست پیدا کرد تا به همگان ثابت کند کسب چهاردهمین جام قهرمانی توسط یک مربی به بخت و اقبال ربطی ندارد. بارسلونا در حالی با پپ وداع گفت که در فینال با 3 گل مقتدرانه بر شاگردان مارچلو بیلسا فائق آمد. این قهرمانی حداقل حق آبی اناری های اسپانیا در این فصل بود. تقدیر یا تحقیر؟ در محل وزارت ورزش از ورزشکارانی که سهمیه المپیک را کسب کرده اند تجلیل به عمل آمد. خبر در ذات خود خوب و دلگرم کننده است اما شیوه ی تقدیر در این مراسم به گونه ای بود که طی هفته گذشته بسیاری از ورزشکاران نامی کشورمان به آن اعتراض کردند.  تقدیر از ورزشکاران با 3 سکه باعث بهت و حیرت بسیاری از اهالی جامعه ی ورزش شد و در نهایت کار به آنجا کشید که قهرمانان کشور مان تعدادی در رسانه های گوناگون به انتقاد صریح از این عمل دست زند.
مروری بر ورزش در هفته دوم شهریور جهان ورزش در هفته گذشته ورزش در هفته پایانی آبان آساناهای مقدماتی- 11 مروری بر ورزش هفته اول بهمن