1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بر اساس پژوهش‌های دانشمندان عصب‌شناس کالج دانشگاهی لندن دروغ‌گویی یک سراشیبی لغزنده است. انسان هر چه بیشتر دروغ بگوید، بیشتر در دام دروغ‌گویی گرفتار می‌شود.

 

کارشناسان کالج دانشگاهی لندن UCL در یک پروژه پژوهشی، آزمون‌شوندگان را در شرایطی قرار دادند که به دروغ‌گویی هر چه بیشتر تحریک شوند و هر اندازه ابعاد دروغ گسترده‌تر شود پاداش بیشتری دریافت کنند.

نتیجه این پژوهش شگفت‌انگیز بود. \"نیل گرت\" عصب‌شناس بخش روان‌شناسی تجربی کالج دانشگاهی لندن می‌گوید: «این پژوهش نخستین مصداق عینی این واقعیت است که رفتارهای غیرصادقانه در اثر تکرار، تقویت و تشدید می‌شوند.»

در این آزمو‌ن‌ها ۸۰ داوطلب به تصاویری از ظروف شیشه‌ای پر شده از سکه ‌به ارزش‌های گوناگون نگاه می‌کردند. آنها می‌بایست طبق دستور کامپیوتر از حریف ناشناس خود بخواهند به عکسی تارشده از همان ظرف شیشه‌ای نگاه کند و حدس بزند چه میزان پول در آن وجود دارد.

دروغ‌های خوب، دروغ‌های بد

در نخستین آزمون، داوطلبان در برابر صداقت و راستگویی پاداشی دریافت کردند.

 گرت در یک نشست خبری این ‌گونه توضیح داد: «به هر دو طرف این آزمون، گفته شد هر چقدر حریف ‌برآورد دقیق‌تری از میزان پول داخل ظروف شیشه‌ای داشته باشد، مقدار پولی که هر دو آنها دریافت می‌کنند بیشتر خواهد بود. در آزمون دوم از آنها خواسته شد که عمدا دروغ بگویند و باز میزان مشابهی پول دریافت کنند. و در آزمون سوم به آزمون‌شونده گفته شد که اگر دروغ بگوید حریفش متضرر می‌شود.»

از این آزمون چنین نتیجه‌گیری شد که افراد زمانی به دروغ‌گویی گرایش بیشتری دارند که این عمل برای هر دو طرف مفید باشد ولی اگر دروغی برای فرد پیامد خوب داشته باشد ولی به طرف مقابل آسیب برساند، میزان دروغ‌گویی کم‌تر می‌شود.

نیل گرت در پاسخ به این پرسش که آیا دروغ را می‌توان به دو نوع خوب و بد طبقه‌بندی کرد به خبرنگار دویچه‌وله گفت: «اگر دروغی به شخص مقابل آسیب وارد کند بدتر است. آزمون‌ها نشان می‌دهند که افراد هنگامی که دروغ برای خود و فرد مقابل مفید باشد بیشتر دروغ می‌گویند تا وقتی که دروغ به ضرر فرد مقابل تمام می‌شود.»

تفاوت بسیاری میان شرکت‌کنندگان در میزان انحراف از حقیقت و شدت بی‌صداقتی ‌وجود داشت. اما بیشتر آنها نه تنها به‌راحتی به پنهان‌کاری گرایش نشان می‌دادند و دچار لغزش می‌شدند بلکه بی‌صداقتی‌شان به مرور ابعاد گسترده‌تر می‌یافت.

فعالیت مغز بیش از یک چهارم شرکت‌کنندگان طی این آزمون‌ها از طریق اِم‌آر‌آی مورد بررسی قرار گرفت. آمیگدالا، که بخشی از مغز و مسئول پردازش هیجانات و عواطف است، در ابتدا واکنش شدیدی نسبت به دروغ‌گویی نشان می‌داد. اما هر اندازه دروغ‌ها بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شدند واکنش آمیگدالا خفیف‌تر می‌شد. کارشناسان این فرایند را \" تطبیق هیجانی\" می‌نامند.

عادتی که نمی‌توان جلودارش شد

تالی شاروت، استادیار عصب‌شناسی کالج دانشگاهی لندن می‌گوید: «نخستین باری که در امور مالیاتی خود تقلب کنید، ممکن است دچار ناراحتی وجدان شوید. اما بار بعد تقلب برایتان ساده‌تر می‌شود زیرا مغز قبلا با این شرایط مواجه شده و خود را با آن تطبیق داده است و واکنش منفی کم‌تری برای بازداری شما از این عمل نشان خواهد داد.»

شاروت می‌افزاید که ابعاد دروغ‌گویی، چه خیانت باشد، چه دوپینگ ورزشی و چه داده‌های جعلی علمی و یا تقلب‌های مالی به مرور زمان گسترده و گسترده‌تر می‌شوند. افراد دروغ‌گو یک‌باره به خود می‌آیند و درمی‌یابند که خلاف‌های بزرگی مرتکب شده‌اند.

پس نتیجه می‌گیریم: «هر‌چه بیشتر دروغ بگوییم، مهارت بیشتری به گفتن دروغ‌های هر چه بزرگ‌تر به‌دست می‌آوریم.»

در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) فیلم مستندی به نام \"حقایقی درباره دروغ‌ها\" (The Truth about Lies) به کارگردانی \"یائل ملامد\" Yael Melamede مستندساز و بر اساس پژوهش‌های دن آریلی Dan Ariely روانشناس آمریکایی ساخته شد که در آن  به بررسی علت دروغ‌گویی و روش‌هایی که دروغ‌گویان به‌کار می‌برند پرداخته‌شده است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سلامت روان

آیا حواس پرتی ارثی است؟

تحقیقی جدید که توسط روان‌پزشکان دانشگاه بُن آلمان صورت گرفته، توجیهی برای حواس‌پرتی و فراموشکاری فراهم می‌کند. بنا به این پژوهش، تغییرات و اختلالات ژنتیکی می‌توانند به حواس‌پرتی ‌منجر ‌شوند. پژوهشگران دانشگاه بن در تحقیقی جدید، رابطه‌ای مستقیم میان حواس‌پرتی و ژن دی‌آردی ۲ (DRD2) انسان کشف کرده‌اند. بنابر داده‌های این تحقیق، افرادی که دارای یک ژن خاص هستند، راحت‌تر می‌توانند از مسیر کار خود منحرف و غافل شوند و با دقت کمتری کارهای خود را انجام دهند. این دانمشندان برای انجام تحقیق خود ۵۰۰ زن و مرد را آزمایش کردند و ترشح بزاق آن‌ها را بر اساس تغییرات ژن دی‌آر‌دی ۲ مورد بررسی قرار دادند. علاوه بر این، شرکت کنندگان می‌بایست میزان حواس‌پرتی و تمرکز خود را در پرسش‌نامه‌ایی ارزیابی می‌کردند. دو نوع ژن دی‌آردی ۲ نتایج این تحقیق که در نشریه علمی Neuroscience letters منتشر شده‌اند، رابطه‌ایی مستقیم میان فراموشی‌ها و تغییرات ساختاری در ژن دی‌آردی ۲ را نشان می‌دهند. ژن دی‌آردی ۲ می‌تواند دو نوع مختلف داشته باشد. یک نوع که همراه با باز Cytosin است و دیگری نوع دوم که همراه با باز Thymin است. حال افرادی که از نوع دوم برخوردار هستند، یعنی ساختار ژنشان همراه با باز Thymin است، بیشتر در معرض حواس‌پرتی و فراموشی قرار می‌گیرند. علاوه بر داده‌‌های آماری، دانشمندان حتی یک رابطه‌ی علّی نیز میان این دو می‌بینند. به گفته آنان، ژن دی‌آردی ۲ نقش بزرگی در رساندن سیگنال‌ها به ناحیه‌های مربوطه در مغز ایفا می‌کند. آنها می‌گویند که این ساختار قابل مقایسه با عملکرد یک رهبر ارکستر است، که مغز را همانند یک ارکستر هماهنگ و اداره می‌کند. ژن دی‌آردی ۲ نیز نقش چوب رهبر ارکستر را بازی می‌کند. اگر رهبر ارکستر با آن چوب حرکت اشتباهی انجام دهد، کل ارکستر به هم می‌ریزد. ژنتیکی بودن و رایج بودن حواس‌پرتی در میان یک خانواده پژوهشگران می‌گویند که رایج بودن حواس‌پرتی در میان افراد یک خانواده نیز ژنتیکی بودن این مساله را نشان می‌دهد. اما آنها می‌افزایند که فاکتورهای دیگری نیز می‌توانند بر رفتار انسان‌ها تاثیر بگذارند. برای مثال محیط اجتماعی یک نفر نیز می‌تواند تاثیرگذار باشد. اما پژوهشگران وجود این ژن را به عنوان یک بهانه از افراد حواس‌پرت نمی‌پذیرند. برای مثال آنها به فراموشکاران و حواس‌پرت‌ها پیشنهاد می‌کنند که از یادادشت‌های کوچک استفاده کنند و برای مقابله با حواس‌پرتی خود به دنبال راه‌کارهای مختلف بگردند   منبع: DW .

هنگام درد، به عکس عزیزان تان نگاه کنید

شاید باور نکنید اما نگاه کردن به تصویر کسی که دوستش دارید تا حد زیادی به کاهش دردهای شما کمک می کند. این موضوع بخشی از داستان رومئو و ژولیت نیست بلکه نظریه  ای است که روانشناسان زیادی با آن هم عقیده اند.
فواید استرس مثبت بر سلامتی و طول عمر کابوس های شبانه2– Nightmare کابوس های شبانه 1 – Nightmare چیستی، چرایی و کنترل خشم 4 چرا می خندیم؟

انتخاب سردبیر

سلامت جسم

با شلوار جین چسبان برای مدت طولانی ننشینید

محض اطلاع کسانی که شلوار جين تنگ می‌پوشند؛ برای مدت طولانی با اين شلوارها ننشينيد. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، در استراليا زنی که چندين ساعت با شلوار جين تنگ نشسته بود در ناحيه پا دچار صدمه عضلات، ورم شديد و انسداد بافت‌های عصبی شده و برای درمان اين مشکلات مجبور شد چهار روز در بيمارستان بستری شود. دکتر توماس کيمبر از پزشکان معالج بيمارستانی در استراليا گفت: «ما از شدت صدمه و آسيبی که به اعصاب و ماهيچه‌های اين بيمار وارد شده بود تعجب کرديم». از قرار معلوم اين بيمار روز قبل از مراجعه به بيمارستان هنگام کمک به اسباب کشی يکی از دوستانش ساعت‌های طولانی با شلوار جين تنگ روی زمين نشسته بوده و مشغول خالی کردن جعبه های اسباب کشی بوده است. اين زن گفت پس از چند ساعت احساس می‌کرد که پاهايش در شلوار در حال ترکيدن هستند، حالت بی‌حسی به آنها دست داده بود و به زحمت می‌توانست راه برود. هنگام بازگشت به خانه چندین بار زمين خورده و نتوانسته بود بلند شود. او چند ساعت در همين حالت در خيابان می‌ماند و وقتی که حالش بهتر نمی‌شود به بيمارستان مراجعه می‌کند. دکتر توماس کيمبر افزود قبلا مواردی اتفاق افتاده بود که به خاطر پوشيدن شلوار جين تنگ، اعصاب در ناحيه کشاله ران صدمه ديده بودند. ولی تا جايی که ما اطلاع داريم اين حد شديد از صدمه به رشته اعصاب و و ماهيچه‌ها در قسمت‌های پايين‌تر پا قبلا مشاهده نشده است. به گفته دکتر کيمبر، به طور کلی نشستن باعث می‌شود که اعصاب در قسمت‌های پايين پاها تحت فشار قرار گیرد، انتقال خون به ماهيچه‌های ساق پا کاهش یافته و به تن داشتن شلوار جين تنگ اين مشکلات را تشديد می‌کند. اين زن پس از چهار روز درمان، و البته از دست دادن شلوار خود که پزشکان مجبور شدند آن را با قيچی پاره کنند، هنوز هم از ضعف در پاهای خود رنج می‌برد ولی پس از مرخص شدن از بيمارستان حال او کاملا خوب شده است. دکتر کيمبر می‌گويد پس از اين تجربه دردناک مطمئن نيست که اين زن باز هم شلوار جين تنگ خواهد پوشيد يا نه، اما به او هشدار داده که هيچ موقع با اين نوع شلوارها ننشيند. دکتر کيمبر می‌گويد: «به نظر من حالت غيرمنعطف پارچه جين اين مشکل را تشديد می‌کند». به گفته او، قاعدتا شلوارهای چسبان که پارچه آنها از جنس منعطف‌تری هستند (اصطلاحا استرچ ناميده می‌شوند) تا اين حد عضلات و رشته اعصاب را تحت فشار قرار نخواهند داد. خود دکتر کيمبر شلوار جين چسبان نمی‌پوشد ولی نه به خاطر خطرات پزشکی آن. او می‌گويد: «سن من از اين حرف‌ها گذشته است».

استرس (قسمت دوم)

استرس مدرن اگر تلفن شما مثل همیشه زنگ می خورد واکنش بدن شما در حد جواب دادن به آن خواهد بود. اما اگر تلفنتان نصف شب زنگ بزند بدون شک عکس العملی پر استرس نسبت به آن خواهید داشت. زنگ تلفن شما را از خواب عمیق بیدار می کند و واکنش اولیه شما بیم و وحشت خواهد بود، چونکه فکر خواهید کرد که حتما اتفاق بدی افتاده. اما زمانی که متوجه می شوید که خاله شما از استرالیا پشت خط است و یادش رفته که با شما تفاوت زمانی دارد، واکنش شما تغییر و آرام می شود. امروزه به هر جایی که سر بزنید استرس موضوع اصلی بحث میان افراد است. امروز با گجت ها و ابزار بسیاری سر و کار داریم که به ظاهر زندگی را آسانتر می کنند، در حالی که منجر به این می شوند که افراد کارهای بیشتری برای به انجام رساندن دارشته باشند بدون آنکه وقت کافی  برای انجام دادن همه این کارها داشته باشند. ما برنامه های متنوعی را برای خودمان داریم. برنامه با خانواده، برنامه با نامزد، برنامه مسافرت و برنامه برای انجام امور منزل. اما به ندرت وقتی را برای ریلکس شدن و آرامشمان در نظر می گیریم. استراحت همیشه در انتهای لیست کارهای ما جای دارد. از نظر منطقی ما آگاه هستیم که بایستی آهسته تر در مسیر زندگی قدم بر داریم و میدانیم که کارهای زیادی را با سرعت زیاد از حد انجام می دهیم اما انگار نمی توانیم این وضعیت را تغییر بدهیم. هنوز وقتش نرسیده!  و همچنان که به این کار ادامه می دهیم، بدنمان در سکوت هزینه آن را می پردازد. استرس خوب: برای اینکه مسرت و خوشی را بشناسیم باید استرس را احساس نماییم. تصور کنید که نوه تان را برای اولین بار در آغوش بگیرید و و هیجان زده نشوید. ضربان قلب شما بطور فاحشی افزایش می یابد احساسات در وجودتان موج می زند، (آدرنالین تمام وجودتان را فرا می گیرد)  اما چون این واکنشی خوش آیند است به آن استرس اتلاق نمی شود. ولی این همان استرس است. وقتی به مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه تان می روید، بسته به اینکه تیم شما امتیاز کسب نماید یا تیم مقابل برنده شود، بدن شما خوشحالی یا نا امیدی حاصل را در می یابد. در هر دو صورت شما برانگیخته می شوید و سیستم شما مواد شیمیایی مانند آدرنالین را به بدنتان تزریق می کند. استرس خوب همان احساس هیجان انگیزی است که در روز عید احساس می کنید، یا نوه تان را در یک نمایش تماشا می کنید، یا تماس غیر منتظره ای را از طرف یک دوست عزیز دریافت می کنید و یا از رادیو موسیقی قدمی را می شنوید که خاطرات دوست داشتنی قدیم را در شما زنده می کند. اینها استرس های مثبت و شفا بخش هستند که برای بدن شما مفید هستند. شما نیاز به مقداری استرس دارید تا بتوانید صبح بیدار شوید. این مهم است که برای گذراندن زندگیتان انگیزه داشته باشید. به مانند استرس بد، استرس خوب (eustress) نیز باعث افزایش زبان قلب و سرعت تنفس می شود تعریق را زیاد کرده و باعث واکنشهای شیمیایی در سراسر بدن می شود. تفاوت برجسته ای در نوع مواد شیمیایی ترشح شده در زمان خوشحالی و هیجان با مواد ترشح شده در زمان نگرانی یا ناراحتی وجود دارد. زمانی که ما در موقعیت استرس خوب هستیم، ترکیب شیمیایی مشابه "سرمستی دوندگان" را تجربه می کنیم. مواد شیمیایی دلپذیری مانند ایندرورفین، سروتونین و دوپامین در بدنمان تولید می شوند که بسیار برای سیستم ما مفید هستند. این مواد مانند پادزهری در مقابل مواد شیمیایی حاصل از استرس بد عمل می کنند. مدیریت استرس می تواند به شما آموزش دهد که چگونه از استرس مضر را به استرس مفید تبدیل نمایید.   ترجمه: آتماج
فریب سیگار لایت را نخورید سیگار لایت دروغ است نظر پروفسور سمیعی درباره تأثیر موبایل بر مغز خر و پف می کنید؟ آلزایمر می گیرید ورزش در هفته سوم مهرماه

مطالب تصادفی

تغذیه سالم

شش گیاه با بیشترین میزان پروتئین

برای افزایش دریافت مواد مغذی ضروری این مواد غذایی را زیاد مصرف کنید. سبزیجات معمولاً به عنوان منبع عالی پروتئین شناخته نمی‌شوند، اما برخی از آنها حاوی مقدار مناسبی هستند – بنابراین سراغ امیلی گیلبرت، رفتیم تا بهترین سبزیجات برای دریافت مواد مغذی ضروری را شناسایی کنیم. نکته مهمی که باید در ذهن داشته باشیم این است که “پروتئین گیاهان کامل نیست، بدان معنا که آنها حاوی تمام آمینواسیدهای ضروری نیستند”. برای حصول اطمینان از دریافت تمام انواع آمینواسیدهای مورد نیاز، این سبزیجات را با حبوبات سبوسدار ترکیب کنید. 1. نخود فرنگیهر نصف فنجان حاوی ۳.۵ گرم پروتئین است. سوپ نخودفرنگی تازه خامه‌ای به همراه نعناع را امتحان کنید. 2. اسفناجدر هر نصف فنجان اسفناج ۳ گرم پروتئین وجود دارد. مقدار مورد نیاز خود را به صورت یکی از اسموتی‌های لذیذ اسفناج مصرف کنید. 3. سیب‌زمینی پختهمنبع پنهان دیگر پروتئین چیست؟ سیب‌زمینی! یک عدد سیب‌زمینی متوسط حاوی ۳ گرم پروتیئن است. ایده‌های متنوعی برای مصرف آن لازم دارید؟ سیب‌زمینی پر شده با اسفناج و پنیر بز را امتحان کنید. 4. بروکلیبروکلی نه تنها غنی از فیبر است ( ۲.۶ گرم در هر فنجان ) بلکه منبع عالی پروتئین نیز می‌باشد، ۲ گرم به ازای هر بار مصرف. 5. کلم بروکسلاین کلم‌های سبز کوچک ابرستار‌‌ه‌های مغذی هستند: هر فنجان حاوی ۲ گرم پروتئین، به همراه ۲۴۷ میلی‌گرم پتاسیم و ۱۱۰ میکروگرم ویتامین K می‌باشد. 6. ذرتهمه می‌دانیم که ذرت اساساً یک دانه است،‌ اما می‌توانید آن را در مسیر تولید بیابید و خوشحال خواهید شد اگر بدانید نصف فنجان ذرت حاوی ۲ گرم پروتئین است. ذرت برشته با کره٬ لیمو و جعفری را برای شام امشب امتحان کنید.  

اثرات جادویی زرد چوبه بروی مغز

زردچوبه از سابقه ای طولانی در زمینه کاربردهای دارویی در پزشکی سنتی چینی و آیورودا (پزشکی سنتی هندی) برخوردار است.اگر تا پیش از این درباره فواید سلامت زردچوبه چیزی نشنیده اید، اکنون زمان آن است تا توجه بیشتری به این ماده غذایی داشته باشید. زردچوبه به واسطه توانایی خود در کاهش التهاب بدن شناخته شده است، اما آیا درباره تاثیر این ماده روی مغز چیزی می دانید؟به گزارش سلامت نیوز به نقل از عصر ایران \\\\\\\"لیو لاو فروت\\\\\\\"، زردچوبه از سابقه ای طولانی در زمینه کاربردهای دارویی در پزشکی سنتی چینی و آیورودا (پزشکی سنتی هندی) برخوردار است. زردچوبه ماده ای ضد سرطان و ضد التهاب محسوب می شود و به عنوان یک آنتی بیوتیک طبیعی موثر قابل استفاده است. ماده فعال موجود در زردچوبه که به نام کورکومین شناخته می شود بازیگر اصلی در زمینه فواید شگفت انگیز این ماده خوراکی است.کورکومین بیش از 150 فعالیت درمانی را ارائه می کند که به چند نمونه از آنها در بالا اشاره شد. با این وجود، در این مطلب بر توانایی این ماده فعال در کمک به مغز متمرکز می شویم. کورکومین بر خلاف بیشتر ترکیبات شیمیایی که روزانه مصرف می کنیم توانایی عبور از سد خونی مغز را دارد. این شرایط به کورکومین اجازه می دهد تاثیر مستقیم‌تری داشته باشد، به محافظت از مغز کمک کند و در درمان طیف گسترده ای از اختلالات عصبی نقش داشته باشد.مطالعات مختلفی در زمینه توانایی کورکومین برای بهبود سلامت مغز انجام شده اند. نتایج یک مطالعه نشان داد که عصاره های زردچوبه حاوی تعدادی عوامل طبیعی هستند که از شکل گیری بتا آمیلوئید جلوگیری می کند، که ماده مسئول تشکیل پلاک هایی است که عملکرد مغزی در بیماری آلزایمر را بدتر می سازد. همچنین، نقش آن در بهبود پارکینسون و آسیب سکته مغزی مورد بررسی قرار گرفته است.زردچوبه چه نقشی در تولید سلول های مغزی جدید دارد؟جدا از کورکومین، زردچوبه حاوی ترکیبات دیگری است که به مغز کمک می کنند. آروماتیک-ترمرون (Aromatic-turmerone)، یک ترکیب محلول در چربی، طی چند سال گذشته به واسطه توانایی خود در تحت تاثیر قرار دادن سلول های بنیادی عصبی (NSC) مورد مطالعه قرار گرفته است. سلول های بنیادی عصبی، سلول هایی خود تجدیدشونده هستند که سلول های عصبی و گلیا سیستم عصبی تمام حیوانات در طول رشد و نمو جنین را تولید می کنند. برخی از این سلول ها تا بزرگسالی باقی مانده و به بازتولید سلول های عصبی در طول زندگی کمک می کنند.یک مطالعه که توسط پژوهشگران آلمانی انجام شد، نشان داد، سلول های بنیادی عصبی در مواجهه با آروماتیک-ترمرون شاهد افزایش تعداد به میزان 80 درصد بودند. این مساله برای افرادی که از بیماری های عصبی مانند سکته مغزی یا آلزایمر رنج می برند، نویدبخش است زیرا آروماتیک-ترمرون می تواند به بازسازی مغز کمک کند.چه نوع زردچوبه ای باید مصرف کنید؟مصرف عصاره زردچوبه احتمالا بهترین روش برای دریافت ترکیبات این ماده خوراکی در بدن محسوب نمی شود. مصرف ریشه به شکل کامل بهترین گزینه محسوب می شود. مصرف زردچوبه کامل این اطمینان را حاصل می کند که بدن تمامی عناصر موجود در آن را دریافت می کند.مصرف زردچوبه به همراه فلفل سیاه و روغن نارگیل (یا روغن های سالم دیگر) جذب آن در بدن را بهبود می بخشد.
بیدمشک دانه های دوست داشتنی عدس دانستنیهایی درباره آب معدنی انجیر، کپسول ویتامین دمنوشی برای خواب بهتر

پر بازدیدترین ها

ورزش

سرطان زیر قدم های بلند گابریئل

این یک نبرد متفاوت است. ورزشکاران زیادی را می شناسیم که پیش از مسابقاتشان در مصاف با سرطان پیروز شده اند؛ حریفی نه تنها بسیار قدر که فوق العاده رعب آور و بسیار خوفناک. شما حتماً چندین نام را به خاطر می آورید اما گابریئل اندرسن ماجرایی دیگر دارد که در نشریه پست گیم بخش هایی از آن آورده شده است. گابریئل اندرسن بیشتر عمرش را دویده است؛ او همیشه چنان در تمریناتش مصمم و جدی فعالیت می کند که گویی به زودی می بایست در مسابقه ای مهم شرکت کند. پیش از این شاید اندرسن هرگز فکر نمی کرد بتواند خود را برای شرکت در  المپیک لندن و رقابت با ابَر دوندگان دنیا آماده کند. اما امروز دنیا برای او به شکل دیگری است. ترس و شک از وجود او رخت بر بسته است و بیش از هر زمان دیگر خود را آماده ی حضور در مسابقات جهانی المپیک می بیند. او چنانکه خود اظهار می دارد بر این باور است که به اعلی درجه ممکن تمرین کرده و دیگر موانعی را در سه سال گذشته ی زندگی خود پشت سر گذاشته که از او گابریئلی جدید ساخته است. اندرسن می گوید: " هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم که تا اینجاها بدوم! من دوبار واژه ی سرطان تمام چهارستون بدنم را لرزاند، دو بار. اما همیشه و هر لحظه آرزو می کردم بهبود پیدا کنم و خود را در مسابقات جهانی دو و میدانی محک بزنم. هیچ وقت در طول آن روزهای تلخ پیشبینی نمی کردم بتوانم خودم را دوباره پیدا کنم و فرصت دوباره دویدن و دویدن به دست بیاورم. گرچه امیدم را نیز از هرگز از دست ندادم ...دوران سختی بود اما من واقعاً امیدوار بودم." بهار سال 2009 برای گابریئل بهار خوبی نبود. او در خانه ای کوچک با امکاناتی محدود زندگی می کرد و به آرزویش می اندیشید. به آرزویی که هر روز برای رسیدن به آن می دوید و می دوید تا اینکه زیر گوش چپش غده ای پیدا شد. ابتدا فکر کرد غدد لنفاوی اش به خاطر آلرژی فصلی تحریک و متورم شده اند اما وقتی آن غده دردناک و غیر قابل تحمل شد گابریئل 22 ساله را به دکتر و آزمایش کشاند. گابریئل توجهی به غده نشان نداد. او برای مدتی به خانه ی پدری نقل مکان کرد و تصمیم گرفت کنار آنها باشد. اما انگار بخت با او یار نبود. روزی پدرش تماس گرفت و خبر بدی به آنها داد: دکترها حدس می زدند توموری سرطانی در تخمدان مادر گابریئل، لورا اندرسن، در حال رشد است. لورا که تنها برای یک چک آپ ساده ی سالانه به پزشک مراجعه کرده بود ناگهان با این خبر شوکی باورنکردنی به خانواده وارد ساخت. اما طی تحقیقات بعدی متوجه شدند آن تومور سرطانی نیست و امکان بهبودش بسیار زیاد است. آرامش باری دیگر به خانواده ی اندرسن بازگشت. گابریئل برای شرکت در مسابقاتی در آریزونا همراه با تیمش اردویی را از سر می گذراند که این بار با تماس پزشک معالج خود متوجه شد به نوعی سرطان بسیار نادر تحت عنوان آدنوئید سیستیک کارسینومای گرفتار شده است که بر روی غده ی پاروتید او در حال رشد و تکثیر بود. اندرسن می گوید: " وقتی که متوجه می شوی سرطان داری فکرت به بدترین جاهای ممکن می رود، چه برسد به اینکه بشنوی سرطانی که به آن مبتلا شدی از نادرترین بیماری های جهان است و تنها چند نفری در دنیا با آن دست و پنجه نرم می کنند." مادرش تاب تحمل این خبر را نداشت. گابریئل خود تنها کسی بود که در خانواده با احتمال ابتلای مادرش به سرطان خیلی متین و آرام برخورد کرد و به دیگران نیز دلداری می داد. اما اینبار... . گیبریئل می گوید: " 22 سالت است، دلت می خواهد ازدواج کنی، تشکیل خانواده بدهی، بدوی و مقام بیاوری... اما سرطان..." " ما مدام در فکرها و حرف هایمان از آینده ای نامعلوم صحبت می کنیم. از قرار ملاقات بعدی، از مسابقه ی بعدی و ... . اما وقتی با سرطان دست و پنجه نرم می کنی نمی دانی اصلاً آینده ای خواهد بود؟ هیچ دفعه ی بعدی هست؟  فردا را خواهی دید ؟ با سرطان ، با فکر سرطان، با ترس از نداشتن هیچ آینده ای انسان تغییر می کند. زندگی برایش جدی تر از جدی می شود. اما هرچه بود گابریئل تحمل کرد و تا آنجا که می توانست بهترین مبارزه اش را با این حریف جدی به نمایش گذاشت. شیمی درمانی، عمل و ... همگی موفقیت آمیز بودند و او توانست پس از مدتی دوباره به زمین برگردد، بدود، از ته دل بخندد و به فردا و فرداها امیدوار باشد. پس از بهبود در چندین مسابقه عنوان نخست را کسب کرد. همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه دوباره سرطانِ ترسناک سایه اش را بر زندگی گابریئل پهن کرد. اینبار حتی نوع سرطان متفاوت بود. سرطان تیروئید. او تنها پس از گذشت 18 ماه مجدداً هراس بی فردایی را تجربه کرد و عجیب آنکه این سرطان هیچ ارتباطی به بیماری پیشین او نداشت. اندرسن می گوید:" وقتی که برای بار دوم متوجه شدم سرطان دارم مثل این بود که به من بگویند دفعه ی پیش نباید جان سالم به در می بردی؛ این بار چه می کنی؟"" وحشتناک بود. تنها شدم. حتی هم نوردان و مربیانم هم دیگر کنارم نبودند." اما سرطان دوم اعلامیه مرگ نبود. آزمون دوباره ی حیات بود. آزمون صبوری و آزمون بهتر زیستن و استفاده از لحظه لحظه ی حیات. گابریئل قهرمان برای بار دوم فاتح نبرد جانکاه شد و امروز در آستانه ی حضور در المپیک لندن قرار دارد. گابریئل 25 ساله به گفته ی خود و خانواده اش امروز از چیزهایی بهره مند است که بسیاری از ما از نبودشان در زندگی روزمره مان رنج می بریم: شوق به زندگی و انگیزه ای حقیقی برای زنده بودن.

آسانا مقدماتی - 12

به آخرین حرکت آسانای مقدماتی می رسیم. این حرکت مکمل حرکت قبلی است و اگر بدن شما آمادگی برای انجام را نداشته باشد، حتما دچار درد و آسیب خواهید شد.
مرور بر ورزش در هفته آخر فروردین مروری بر ورزش هفته اول بهمن هیچ چیز غیر ممکن نیست مرگ بر بام دنیا فریاد زیر آب