تا به حال شده بدون دلیل خاصی بترسید؟ خودتان هم می دانید این ترس منشا غیر منطقی دارد و دلیلی برای این ترس پیدا نمی کنید با این حال نمی توانید بر  ترس بی موردتان غلبه کنید.

 

آیا وقتی در موقعیتی خاص قرار می گیرید دچار ترس به همراه تپش قلب و عرق می شوید؟ مثلا هنگامی که  در آسانسور هستید یا زمانی که وارد استخر می شوید و بوی آب به همراه کلر به شما می خورد، وهم و ترس شدیدی شما را در بر می گیرد؟

معمولا این آشفتگی های درونی و حتی جسمانی از ترس هایی نشات می گیرد که در کودکی درمان نشده و حالا به ترس های مرضی در بزرگسالی که به فوبیا phobia معروفند، تغییر شکل داده اند.

همانگونه که در مثال ها گفته شد، ترس از آب، ترس از آسانسور و ترس از دندانپزشکی، فوبیای مرضی هستند و فوبیای اجتماعی بیشتر به خجالتی بودن و ترس از بلند صحبت کردن اطلاق می شود. عمدتا این بیماری در دوران نوجوانی پیدا شده و اگر درمان نشود به دوران جوانی و بزرگسالی نیز می رسد.

هراس از عوامل طبیعی مثل طوفان، زلزله، ترس از تاریکی و یا بلندی و همچنین هراس از حیوانات مثل عنکبوت و مار و یا حتی سگ و گربه، همچنین هراس و ترس از مرگ، ترس از آمپول، همه و همه از انواع فوبیا هستند.

ترس یک واکنش طبیعی در هنگام مواجه با خطر به منظور و هدف محافظت است. زمانی که آدرنالین در بدن در حین ترسیدن ترشح می شود این واکنش را در فرد قدرت می بخشد که یا از آن محیط بگریزد و یا اینکه مبارزه کند. اما در کسانی که مبتلا به بیماری فوبیا هستند، واکنش مبارزه انجام نشده و معمولا فرد سعی دارد از مواجهه با آن موقعیت خاص بگریزد.

اگر دقت کرده باشید، فوبیا حالتی است که در موقعیت های تکرار شونده برای فرد به وجود می آید و در این صورت کنترل این احساسات برای فرد تقریبا غیر ممکن است. اگر فرد همچنان از حضور و مواجه با همان موقعیت اجتناب کند این فوبیا تشدید پیدا خواهد کرد.

بروز این مشکل معمولا با علائمی چون درگیری های ذهنی، تعریق زیاد، تپش قلب، تهوع، دل آشوبه، لرزش، رنگ پریدگی و افت فشار خون همراه می باشد.

این بیماری درمان پذیر است به شرطی که خود فرد نیز تلاشش را برای بهبودی انجام دهد. این مشکل با روان درمانی، دارودرمانی و رفتار درمانی تا حد زیادی قابل درمان است.

روند درمان به این شکل است که شخص با برنامه ریزی قبلی به صورت ایمن در موقعیت قرار می گیرد. یعنی ابتدا با کمک قوه تخیل در موقعیت ترس قرار می گیرد و سپس در واقعیت هم به همین صورت رفتار می کند. مثلا برای شخصی که از قرار گرفتن در دندانپزشکی و بوی مواد دندانپزشکی هراس دارد، در ابتدا سعی می کنند با تصور اینکه در آن مکان حضور دارد ترس بیمار را کاهش دهند و در مراحل بعدی مثلا با بو کردن داروی لیدوکائین، حساسیت به این بو را کاهش داده و به این ترتیب به مرور این فوبیا و ترس مرضی بهبود یابد.

تنها در صورتی برای درمان این بیماری دارو تجویز می شود که اضطراب فرد بسیار زیاد باشد و برای آرام تر کردن بیمار داروهای ضد اضطراب به صورت موقت تجویز می شود. زیرا این بیماری در صورتی که به صورت ریشه ای درمان نشود مانند آتش زیر خاکستر خواهد بود و بعد از اینکه دارو قطع شود، تمامی هراس و ترس ها مانند آتش زبانه می کشد.