وسواس یک اختلال روانی است. این اختلال می تواند به شیوه های مختلف بروز داشته باشد. وسواس به طور کلی به معنی شستشوی بسیار زیاد دست ها و ظرف ها و یا تمیز نگه داشتن بیش از حد خانه یا لوازم نیست بلکه  می تواند به شکل های مختلفی خود را نشان دهد.

وسواس حالتی است که در آن فرد می داند و متوجه می شود که دیگر کنترل خود را ندارد. هجوم فکرها، تصورات، انديشه، حس مزاحم و ایده ها به سمت او، کنترل را از او سلب می کنند و فرد دیگر قادر نخواهد بود تصمیم خود را بگیرد و فکر خود را بر این هجوم غالب کند.

بعد از مدتی، تکرار این افکار ناخوشایند، اطرافیان فرد و یا خود شخص را متوجه این ناهنجاری می کند که نکند دچار وسواس شده است. اگر خود فرد نیز متوجه چنین برخوردی بشود، قادر به دور کردن نخواهد بود به طوری که اگر با اشخاص مبتلا با این ناهنجاری صحبت بکنیم همگی می گویند آنقدر این فکر قوی است که بر او مسلط شده است.

در این صورت است که فرد دیگر قادر به کنترل خود نخواهد بود و تعادل رفتاری و روانیش مختل شده و در سازگاری با محیط دچار مشکل خواهد بود.

با توجه به اینکه می توان شباهت این بیماری را با افسردگی نیز بیان کرد، بار دیگر این ناهنجاری را توضیح می دهم که در این ناهنجاری، افکار با قدرت تمام بیمار را وا مى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بی هودگى کار یا افکار، خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.

این حالت و این ناهنجاری در علم روانشناسی به وسواس جبری معروف است. حالتی که در آن فرد به اجبار مجبور به انجام کاری است که توان خودداری از آن را ندارد.

در بیماری وسواس فرد به شدت دچار بی قراری، گرم شدگی، و یا احساس سردی در اندام بدن، دلهره، تشویش، دستپاچگی، رنگ پریدگی و در بعضی موارد سرخ شدگی است.

فرد به دنبال این بی قراری ها دست به انجام کارهای مختلف می زند. در بعضی ها نمود شستشوی بیش از حد، دستمال کشیدن و غیره را دارد. اما این برای همگان یکسان نیست.

در مواردى وسواس خود را به شکل : در معرض تماشا گذاشتن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بی قرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى، کم حوصلگی، بی اختیاری ( مانند بی اختیاری در راه نرفتن، ورزش نکردن، ندویدن، نشمردن و… ) متجلى مى‏شود که اگر این رفتار در حضور اشخاص دیگر صورت بگیرد ممکن است دیگران او را دیوانه بپندارند و یا در موارد حاد و در حضور روانپزشکان، شک نیز به فرد وارد شود.

اشخاصی که مبتلا به وسواس هستند اعتماد به نفس ندارند و خود را موجودی بی ارزش و ناچیز می شمارند. ولی چون نمی توانند افکار وسواس را دور اندازند. بیشتر احساس مقاومت می کنند. از همین رو این ناهنجاری را شبیه به افسردگی می دانند.

منتظر مطالب بعدی ما باشید تا در آنجا به انواع وسواس و راه های پیشگیری از آن اشاره کنیم.