موسیقی

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند.

جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند.

موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود.

گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد.

وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد.

بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود.

گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم.

تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟

آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند.

جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند.

موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید.

مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یادگیری موسیقی، نواختن ساز و آواز خواندن می‌تواند کیفیت یادگیری و آموزش را بهبود دهد.

به گزارش ایسنا به نقل از یو.هرالد، آزمایشگاه اعصاب شنوایی دانشگاه نورث وسترن آمریکا پس از انجام تحقیقات و آزمایش‌های مختلف اعلام کرد در صورتی که نوجوانان به مدت دو سال آموزش موسیقی ببینند، ساختار مغز آنها تغییر خواهد کرد.

براساس این مطالعه قدرت تمرکز و پردازش صدا در مغز نوجوانان پس از طی شدن این دوره نسبت به قبل بسیار متفاوت خواهد شد.

این مطالعه از سال 2009 به ریاست نینا کراوس عصب‌شناس دانشگاه نورث وسترن آغاز شده است. در این مدت ساختار مغزی اعضای گروه‌های موسیقی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که واکنش امواج مغزی آنها نسبت به موسیقی با مغز افراد معمولی کاملا متفاوت است.

ریچارد مکستورف یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: آموزش موسیقی به افراد کمک می‌کند که بتوانند با محیط پیرامون به خوبی ارتباط برقرار کنند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر رود.

وی افزود: تمرین عملی بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی مغز دارد. زمانیکه دانش تئوری با فعالیت عملی همراه می‌شود، نگاشت و تناظری بین نت‌های موسیقی و آهنگی که نواخته می‌شود ایجاد می‌کند که مغز را به فعالیت بیشتر وادار می‌نماید.

تحقیقات مشابه و موازی بسیاری در دانشگاه‌های مختلف در جهان انجام شده است و همگی مؤید این موضوع هستند که افرادی که آموزش موسیقی دیده‌اند کارایی ذهنی و حافظه‌ بسیار قوی‌تری نسبت به دیگر افراد دارند.

از قابلیت‌های دیگری که آموزش موسیقی در افراد ایجاد می‌کند می‌توان به تقویت هوش ریاضی، حافظه کلامی و پردازش بصری و فضایی اشاره کرد.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت.

مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت».

مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد».

آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود.

التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده».

پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد.

خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود.

جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند.

طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.

 
 
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مرگ جورج، مایکل ستاره موسیقی پاپ در روز کریسمس و در سن ۵۳ سالگی هواداران او را در سرتاسر جهان در شوک فرو برد.

جورج مایکل در دهه ۸۰ میلادی کار خود را با گروه وَم شروع کرد و به شهرت رسید اما در سال‌های بعد به تنهایی به فعالیت هنری خود ادامه داد و توانست بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش را به فروش برساند.

گئورگیوس کیریاکوس پانایوتو که بعدها نام جورج مایکل را برای خود انتخاب کرد، در ژوئن ۱۹۶۳ از پدری از مهاجران یونانی قبرس و مادری انگلیسی در شمال لندن به دنیا آمده بود.

او همراه با ریجلی، هم‌کلاسی‌اش در دبیرستان، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با گروه دو نفره وم ( Wham) وارد عرصه موسیقی حرفه‌ای شدند.

این گروه که در سال‌های بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ فعالیت داشت، ترانه‌های عرضه کردند که تعدادی از آنها به پروفروش‌ترین ترانه‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد.

بیدارم کن و آخرین کریسمس، دو ترانه مشهور این گروه بودند که هفته‌ها صدرنشین جدول پروفروش‌های برتانیا و حتی آمریکا بودند.

یکی پرفروش‌ترین‌ ترانه‌های این دهه نجوای بی‌پروا (Careless Whisper) بود که با آنکه اجرایی انفرادی از جورج مایکل بود اما در شناسنامه آن آمده که با همکاری ریجلی ساخته شده است.

مایکل پس از جدایی از گروه وم فعالیت انفرادی خود را ادامه داد. هر چند یکی-دو دهه آخر عمرش کم‌کارتر از گذشته بود.

آلبوم Faith نخستین اثر مستقل او پس از جدایی‌اش از اندرو ریجلی بود که در ۱۹۸۹ به بازار آمد که بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آن فروخته شد.

مایکل برای این آلبوم جایزه گرمی آلبوم سال را گرفت. این دومین جایزه گرمی مایکل بود و پس از آن فقط پنج بار دیگر نامزد جایزه شد.

بسیاری از کارشناسان موسیقی او را مهمترین خواننده بریتانیایی موسیقی پاپ در دهه ۱۹۸۰ می‌دانند که در کنار مایکل جکسون، مدونا و پرینس یکی از ستون‌های اصلی این گونه از موسیقی را در آن دهه بود.

در فیلم مستند زندگی جورج مایکل در سال ۲۰۰۵ با عنوان داستانی متفاوت، جورج مایکل اذعان کرد که کوشیده موفقیت‌های خود را به پای موفقیت های مایکل جکسون و مدونا برساند.

اما پس از موفقیت های طلایی در دهه ۹۰، زندگی و تصویر جورج مایکل جنجال برانگیز و پرحاشیه شد.

جورج مایکل در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت انسلمو فلپا معشوق همجنس‌گرایش به علت ابتلا به بیماری ایدز، ضربه روحی شدیدی خورد.

او در سال ۱۹۹۴ تلاش کرد همه قراردادهای خود با شرکت سونی را فسخ کند چون آن را \"برده‌داری حرفه‌ای\" می‌نامید.

شرکت سونی را متهم کرد که برای آلبوم \"بی تعصب گوش کن\" به خوبی بازاریابی نکرده است.

جورج مایکل در دادگاه شکست خورد و مجبور شد به تعهدات خود در قبال سونی عمل کند و دو آهنگ دیگر برای این شرکت ضبط کند.

پس از آن، جورج مایکل با شرکت دریم ورکز قرارداد بست و آلبوم بعدی خود را در سال ۲۰۰۵ به نام پیرتر (Older) منتشر کرد. فروش این آلبوم در آمریکا به یک میلیون نسخه هم نرسید.

جورج مایکل در سال ۱۹۹۷ مادر خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و سال بعد، به دلیل انجام عمل جنسی در یک مکان عمومی در لس آنجلس بازداشت شد.

پس از آن بود که جورج مایکل رسما اعلام کرد که همجنسگراست. او نخستین بار در ۱۹ سالگی به اندرو ریجلی گفته بود که به هر دوجنس گرایش دارد.

او ماجرای دستگیری خود را در سال ۱۹۹۸ در ویدیوی تک آهنگ بیرون (Outside) بازسازی و هجو کرد. این تک آهنگ در جدول آهنگ های محبوب در بریتانیا تا رتبه چهارم بالا آمد.

جورج مایکل در ماه ژوئیه ۲۰۱۰ به جرم رانندگی پس از استفاده از مواد مخدر به تحمل هشت هفته زندان محکوم شد.

او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، به دلیل خوش‌رفتاری از امکان آزادی مشروط برخوردار شد.

چند باری دیگر پیش از آن به دلیل همراه داشتن مواد مخدر یا رانندگی پس از مصرف مواد مخدر دستگیر شده بود.

مایکل در اختتامیه المپیک ۲۰۱۲ لندن آهنگ تازه‌ای از خود را اجرا کرد که بسیاری گفتند او از فرصت استفاده کرده تا کار تازه‌اش را تبلیغ کند.

او در آن مراسم ترانه \"نور سفید\" (The white light) را اجرا کرد که درباره تجربه نزدیک شدنش به مرگ است.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر مجموعه‌های «فرار از زندان»، «بازی تاج‌وتخت» یا «وست‌ورلد» را تماشا کرده باشید حتما آهنگ‌های مسحورکننده‌ی آن‌ها نظرتان را جلب کرده است؛ در ادامه‌ی این مطلب با زندگی‌نامه‌ی «رامین جوادی» آهنگ‌ساز ایرانی‌تبار این مجموعه‌ها همراه دیجی‌کالا مگ باشید.

رامین جوادی در ۱۹ ژوئیه‌ی ۱۹۷۴ در دویسبرگ آلمان به دنیا آمد. مادرش آلمانی است و پدرِ ایرانی‌اش هم از کشور مهاجرت کرده و شهروند آلمان شده. رامین تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آلمان گذراند. علاقه‌اش به موسیقی خیلی زود معلوم شد؛ در مصاحبه با «دویچه‌وله» دراین‌باره می‌گوید: «خیلی‌زود به علاقه‌ام پی برده شد. اوایل فکر می‌کردم که دکتر بشوم. اما طولی نکشید که تصمیم گرفتم در حوزه‌ی موسیقی فعالیت کنم.  من از چهار سالگی شروع به یادگیری موسیقی کردم. مادرم تعریف می‌کند که یک بار به سمت پیانو رفتم و همین‌طور از حافظه یک ملودی را نواختم. در آن لحظه پدر و مادرم یک آن به همدیگر نگاه کردند و به این نتیجه رسیدند که شاید خوب باشد من موسیقی یاد بگیرم. من با نواختن ارگ شروع کردم و تا سن ۱۱ سالگی هم ادامه دادم. از ۱۱ تا ۱۳ سالگی اصلا کار موسیقی نکردم. ۱۳ ساله که بودم گیتار به دست گرفتم و بعد از حدود یک سال و نیم به‌طور فشرده کار تمرین را شروع کردم. توی یک گروه راک شروع به گیتار زدن کردم و آنجا بود که فهمیدم آهنگی که خودم می‌نویسم، همیشه تنها برای صدای سازها تنظیم شده است.»

او کار موسیقی خود را با نواختن گیتار و پیانو در چند گروه آلمانی آغاز کرد ولی بعد از این‌که تصمیمش برای تحصیل در زمینه‌ی موسیقی فیلم و اجرای گیتار قطعی شد در ۱۹۹۴ به آموزشکده‌ی موسیقی برکلی در آمریکا رفت. درباره‌ی علت جلب نظرش به موسیقی فیلم می‌گوید: «فیلمی که مرا متحول کرد، وسترن «هفت دلاور» (The Magnificent Seven) بود. من در بچگی طرفدار سرسخت فیلم‌های وسترن بودم و این فیلم همراه با فیلم «جنگ ستارگان» که موسیقی متن‌اش را «جان ویلیامز» کار کرده بود، عاملی شدند که من متوجه شوم موسیقی تا چه اندازه از نظر دراماتیک می‌تواند به کمک یک فیلم بیاید. در نوجوانی به‌طور فشرده کار موسیقی کردم تا بتوانم اول در یک گروه موسیقی و سپس در عرصه‌ی موسیقی فیلم کار کنم. بعد از پایان دبیرستان به آمریکا رفتم و در کالج موسیقی برکلی در بوستون شروع به درس خواندن کردم.» آموزشکده برکلی از معتبرترین موسسه‌های مستقل در زمینه‌ی موسیقی معاصر است؛ این آموزشکده را قبله‌ی مطالعات موسیقی جاز و موسیقی مدرن آمریکا می‌دانند. جوادی در ۱۹۹۸ با بالاترین درجه و دریافت تقدیرنامه از آموزشکده‌ی برکلی فارغ‌التحصیل شد.

بعد از پایان تحصیلات، مدتی برای گروه موسیقی My Favorite Relative آهنگ می‌ساخت و می‌نواخت.  اولین کار جوادی ساخت موسیقی یک بازی تیراندازی اول‌شخص و عجیب‌و‌غریب به نام System Shock 2 بود که آن را با همکاری «جاش رندال» و «اریک بروسیوس» انجام داد؛ اما حرفه‌ی آهنگ‌سازی و تنظیم او از جای دیگری شروع شد. فعالیت‌ها و رتبه‌ی بالای دانشگاهی جوادی نظر آهنگ‌ساز برجسته‌ی هم‌وطنش، «هانس زیمر» (Hans Zimmer) را جلب کرد. زیمر شاهکارهایی چون موسیقی فیلم‌های «گلادیاتور» و «شیرشاه» را در کارنامه‌ی خود دارد. او جوادی را در شرکت خود به نام Remote Control Productions به کار گرفت؛ این شرکت که پیش‌تر با نام Media Ventures فعالیت می‌کرد در زمینه‌ی ساخت موسیقی فیلم تخصص دارد. جوادی در این شرکت به دست‌یاری یک آهنگ‌ساز مشهور آلمانی دیگر به نام «کلاوس بدلت» گماشته شد. بدلت را بیش‌تر به‌واسطه‌ی مشارکت در ساخت موسیقی فیلم‌های «گلادیاتور» و «ماموریت ناممکن ۲» می‌شناسند. در سال ۲۰۰۳ رامین جوادی با «بدلت» در ساخت موسیقی فیلم «دیوید هیکسون» به نام «طبل را بزن» همکاری کرد. به‌علاوه برای فیلم‌های «ماشین زمان»، «بیسیک»، «تازه‌کار» و «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» نیز آهنگ‌سازی کرد. او یک سال بعد، با خود «هانس زیمر» موسیقی فیلم کارگردان، «جاناتان فرکس» را ساخت؛ این فیلم علمی-تخیلی در ۲۰۰۴ اکران شد و «مرغ طوفان» نام داشت. همکاری جوادی و زیمر در فیلم‌های «یکی باید کوتاه بیاید» و «بتمن آغاز می‌کند» ادامه یافت.

از این فیلم به بعد بیش‌تر کارهای جوادی به‌صورت مستقل انجام شد. یکی از اولین ساخته‌های مستقل او موسیقی متن فیلمی مشهور «تیغه: سه‌گانگی (۲۰۰۴)» به کارگردانی «دیوید گویر» بود. همکاری جوادی و گویر ادامه پیدا کرد؛ آن‌دو در سال ۲۰۰۶ قرارداد موسیقی متن «مجموعه تیغه» را بستند و او بعدها ساخت موسیقی فیلم «نازاد (۲۰۰۹)» و مجموعه تلویزیونی «فلش‌فوروارد» را هم بر عهده گرفت. جوادی همیشه در مصاحبه‌هایش گفته که دوست دارد در سبک‌های مختلف کار کند، شاید برای همین در سال ۲۰۰۶ آهنگ‌سازی انیمیشن «فصل شکار (۲۰۰۶)» را قبول کرد؛ او بعدها برای انیمیشن‌های «مرا به ماه بپران (۲۰۰۸)»، «فصل شکار ۲ (۲۰۰۸)» هم آهنگ ساخت.

اما شاید اولین باری که چشم‌ها را متوجه نام رامین جوادی کرد آهنگ‌سازی مجموعه‌ی محبوب «فرار از زندان» (Prison Break) بود. قرارداد این کار در ۲۰۰۵ بسته شد و چنان مورد توجه قرار گرفت که در همان سال اول در جشنواره‌ی موسیقی «اِمی» ۲۰۰۶ نامزد دریافت جایزه «بهترین موسیقی اصلی فیلم» شد. در همان زمان آهنگ فیلم «از غبار بپرس» (Ask the Dust) را هم ساخت؛ بعد با «بروس آوانس» در فیلم «آقای بروکس» همکاری کرد تا به قول خودش در همه‌ی سبک‌ها آهنگ ساخته باشد. برای این فیلم در جشنواره‌ی جهانی موسیقی فیلم نامزد بخش «کشف سال» شد. او درباره‌ی روند ساختن موسیقی برای یک فیلم، این‌طور به هفته‌نامه‌ی همشهری جوان توضیح می‌دهد: «بعضی وقت‌ها فقط متن را می‌خوانم و صرفا بر اساس داستان شروع می‌کنم به نوشتن قطعه‌های موسیقی. اما بیشتر اوقات فیلم را می‌بینم و براساس خوراک‌های تصویری‌ای که به من می‌دهد آهنگ می‌نویسم؛ بعد با تهیه‌کنندگان و کارگردان فیلم درباره تک‌تک سکانس‌های فیلم بحث می‌کنیم. در حین کار، هر قطعه موسیقی‌ای که نوشته می‌شود را در اختیار عوامل می‌گذاریم و درباره‌ی آن گفت‌وگو می‌کنیم تا درنهایت به یک نتیجه‌ی به‌دردبخور و شنیدنی برسیم.»

در سال ۲۰۰۸ آهنگ‌سازی فیلم «فریب» (Deception) ساخته‌ی «مارسل لنگنگر» را بر عهده گرفت، تا این‌که در همان سال با دومین شاهکارش دوباره سروصدا به پا کرد: فیلم «مرد آهنی» از ساخته‌های استودیو «مارول». رامین برای ساخت موسیقی متن این فیلم سنگ‌تمام گذاشت، چراکه فارغ از موضوع کاری او از نوجوانی عاشق این ابرقهرمان بود و کتاب‌های مصور آن را از دهه‌ی ۷۰ میلادی دنبال می‌کرد. جوادی برای فیلم بیشترین استفاده را از گیتار، ساز مورد علاقه‌اش، برد. موسیقی متن فیلم‌های «مدال افتخار (۲۰۰۹)» (Medal of Honor) ساخته‌ی «کالین پتر نتسر»، «برخورد تایتان‌ها (۲۰۱۰)» (Clash of the Titans) ساخته‌ی «لویس لتریر»، «داستان‌های یک لاک‌پشت:ماجراهای سامی» (A Turtle’s Tale: Sammy’s Adventures) و « شب ترس» (Fright Night) همگی از کارهای او تا ۲۰۱۱ میلادی هستند. سال ۲۰۱۱ نقطه‌ی عطفی در زندگی کاری رامین جوادی به‌حساب می‌آید؛ او در این سال آهنگ‌سازی مجموعه‌های تلویزیونی «سلطان‌های فرار» (Breakout Kings)، «مظنون» (Person of Interest) و مهم‌تر از همه، «بازیِ تاج‌وتخت» (Game of Thrones)، مجموعه‌ی مشهور و پرخرج شبکه‌ی HBO را به‌دست گرفت. او موسیقی بازی ویدیویی این مجموعه را هم خودش انجام داده.

جوادی در پاسخ به سوالی درباره‌ی چگونگی طرح‌ریزی موسیقی برای این سریال چندوجهی به دویچه‌وله گفت: «این درست همان پرسش اصلی‌ای بود که تهیه‌کنندگان همان ابتدای کار از من پرسیدند. از آنجا که اتفاق‌های زیادی در این سریال رخ می‌دهد و شخصیت‌های زیادی هم وجود دارند، خیلی کار سختی می‌شد اگر ما برای هر کدام از آن‌ها یک تم موسیقی مشخص می‌کردیم. برای همین هم تصمیم گرفتیم که برای هر اتفاق مجزا و هر خانواده که در سریال مطرح می‌شوند، تم‌های موسیقی بنویسیم و تنظیم کنیم. وقتی یکی از شخصیت‌ها از یک خانواده کنار گذاشته می‌شود، در برخی موارد ما یک تم مشخص برای این شخصیت تنظیم کردیم و اجازه دادیم که رویداد اتفاق افتاده در سریال الهام‌بخش کارمان باشد. برای مثال شخصیت «تیان گریجوی»؛ در فصل اول او هنوز صاحب یک تم موسیقی شخصی نیست، اما در فصل دوم وقتی‌که او شروع می‌کند راه خودش را برود و تبدیل به شخصیت مهمی می‌شود، ما یک تم موسیقی به او اختصاص دادیم. بر اساس همین اصل، ما موسیقی سریال را پیش بردیم.» جوادی درباره‌ی این‌که آیا تاثیر ریشه‌های ایرانی‌اش در انتخاب موسیقی‌های این سریال که گاهی در آن نواهای قومی هم شنیده می‌شود می‌گوید: «قطعا چنین تاثیری وجود داشته. من معتقدم که اصلا همین مورد بود که به نظر تهیه‌کنندگان سریال جذاب می‌آمد. فکر می‌کنم آن‌‌ها می‌خواستند یک موسیقی «جهانی» برای این سریال داشته باشند. ازآنجایی‌که ما در یک دنیای تخیلی به سر می‌بریم و شخصیت‌هایی مثل «دنریس تارگریان» و قبیله «دوتاراکی» ریشه‌های قومی دارند، راه استفاده برای سازهای قومی مثل تایکو (یک نوع طبل ژاپنی) یا دودوک (بالابان) باز بود. تهیه‌کنندگان این ایده را دوست داشتند. من شخصا به جمع‌آوری سازهای قومی علاقه دارم. به عنوان یک گیتاریست − تا زمانی که سیم‌ها روی ساز باشند – می‌توانم معمولا به یک شکلی ساز را بنوازم. برای همین هم خیلی اهل نوآوری هستم.» جالب است بدانید جوادی خود از مسیر فصل‌های بعد این سریال اطلاعی ندارد و بعد از تکمیل هر فصل موسیقی آن را می‌سازد: «من بعد از تماشای هر فصل سریال «بازی تاج‌وتخت» با خودم می‌گویم: عجب فصلی بود! آن‌ها چطور می‌خواهند داستان را ادامه بدهند و بهتر کنند؟! وقتی‌که فصل جدید سریال به دستم می‌رسد می‌بینم آن‌ها واقعا موفق شده‌اند از فصل قبل هم بهتر عمل کنند.»

رامین جوادی به جز دنیای فیلم و سریال در عالم بازی‌های رایانه‌ای هم شناخته شده است؛ همان‌طور که پیش‌تر گفتیم اولین بار در ۱۹۹۹ برای بازی  System Shock 2 آهنگ ساخت؛ اما تا تجربه‌ی بعدی‌اش در این حوزه یک دهه فاصله افتاد. جوادی در ۲۰۱۰ آهنگ‌سازی بازی «نشان افتخار (Medal of Honor)» را انجام داد. یک سال بعد بازی «دنده‌ ۲: رها» را آهنگ‌سازی کرد. موسیقی بازی‌های «نشان افتخار: جنگ‌جو»، «چرخ‌دنده‌های جنگ ۴ (Gears of War 4)» همگی از ساخته‌های او هستند.

رامین جوادی بعد از آهنگ‌سازی فیلم پرفروش «پسیفیک ریم» در ۲۰۱۳ و «ناگفته‌های دراکولا» در ۲۰۱۴، کار سینمایی دیگری نکرده بود تا این‌که امسال موسیقی متن دو فیلم «دیوار بزرگ چین» و «وارکرفت» را ساخت. اولی فیلمی حماسی-تاریخی و علمی تخیلی است و دومی هم که ساخته‌ی اخیر «دانکن جونز» است بر اساس بازی ویدیویی وارکرفت و داستان آن تولید شده.

جوادی امسال در جدیدترین فعالیتش، دوباره در همکاری با شبکه‌ی HBO آهنگ‌سازی مجموعه‌ی شاهکار «دنیای غرب» (WestWorld) را انجام داد و در خلاقیت‌های بصری و فیلم‌نامه‌ای این مجموعه را به بهترین شکل تکمیل کرد.

او در گفت‌وگویی درباره‌ی ویژگی موسیقی این سریال وسترن-علمی-تخیلی صحبت کرده و به استفاده از آهنگ‌های مشهور سبک راک در موسیقی «دنیای غرب» اشاره کرده است.

در هر قسمت سریال اجرای پیانوی یکی از آهنگ‌های مشهور گروه‌های راک در سریال «وست‌‌ورلد» شنیده می‌شود و تماشاگران سعی می‌کنند منبع الهام را بیابند.

جوادی درباره‌ی این‌که چرا این آهنگ‌های راک را برای این سریال مناسب دانسته می‌گوید: «فکر می‌کنم کاملا مناسب و منطبق هستند. مثل آهنگ «درختان پلاستیکی قلابی» (از گروه « ریدیوهد» (Radiohead). اگر فقط عنوانش را در نظر بگیرید و با «دنیای غرب» مقایسه کنید؛ چه چیزی واقعی است؟ چه چیزی غیرواقعی است؟ می‌توان به شیوه‌های متنوع تفسیرش کرد.»

هم‌چنین در طول سریال کاور آهنگ‌هایی مثل «بدون غافلگیری» از گروه ریدیوهد، «حفره‌ی سیاه خورشید» از گروه ساندگاردن، «سیاه رنگش کن» از رولینگ استونز و «جنگل» از گروه کیور شنیده می‌شود.

جوادی درباره‌ی دنیای خلق شده در سریال جاناتان نولان گفته است: «چیزی که باعث می‌شود دوستش داشته باشم این است که همه‌چیز یک‌باره ظاهر می‌شود و انتظارش را نداریم. صحنه‌ها و شیوه لباس پوشیدن مردم را می‌بینیم ولی باز به این فکر می‌کنیم که آن‌ها ربات هستند و کلا برای سرگرمی مدرن ساخته شده‌اند، به این فکر می‌کنیم که افراد مسلط، همه‌چیز را دقیق ساخته‌اند، حتی هرآنچه با آن پیانوی توی کافه اجرا می‌شود. آهنگ‌ها از همان زمان می‌آیند و وقتی آهنگ‌ها مال آن زمان نیست، این مساله یادآور می‌شود که «صبر کنید ببینم. یک چیز درست نیست. این واقعی نیست.» این ابزار قدرتمندی است که فقط موسیقی می‌تواند از پسش بر بیاید.»

رامین در ادامه توضیح می‌دهد که آن پیانوی در حال نواخته شدن، نقش مهمی در سریال و کار او بازی کرده است: «جونا (جاناتان نولان) به من عکس‌هایی نشان داد که آن‌ها برنامه ریخته بودند تا در تیتراژ آن ربات کامل‌نشده حاضر باشد و پیانو را بنوازد. من فهمیدم کل قطعات باید حول محور آن باشد. این عکس‌ها خود‌به‌خود همه‌چیز را برایم متفاوت کرد، وگرنه کار می‌توانست در یک مسیر کاملا متفاوت برای ساخت موسیقی پیش برود.»

جوادی با اشاره به این نکته که پیانو را به عنوان یک شیوه‌ی مینیمال برگزیده، یادآوری می‌کند که پیانو در سریال مدام تکرار می‌کند که این تم اصلی موسیقی پارک است. او هم‌چنین می‌گوید که با استفاده از آهنگ‌های مدرن امیدوار بوده که تماشاگران به یاد شخصیت‌های دیگر در آن جهان بیفتند: «مثلا با «سیاه رنگش کن» فکر می‌کنید: «اوه، این وقتی بود که هکتور وارد شهر شد و آن تیراندازی بزرگ اتفاق افتاد.» آهنگ فقط شما را یاد آن واقعه می‌اندازد. همه‌چیز در آن صحنه‌های بزرگ، برنامه‌ریزی شده که شامل موسیقی هم می‌شود. این یک رویداد طراحی‌شده است.»

رامین جوادی پارسی نمی‌داند و به همین‌خاطر ارتباط خاصی با محافل ایرانی ندارد؛ او در مصاحبه با هفته‌نامه‌ی همشهری جوان گفت: «من چون پارسی بلد نیستم خیلی با فیلم‌های ایرانی آشنایی ندارم. بنابراین موسیقی فیلم‌های ایرانی را هم خیلی کم شنیده‌ام. به‌علاوه آن‌طور که باید و شاید موسیقی ایرانی گوش نمی‌کنم. وقتی به خانه فامیل‌های ایرانی‌مان می‌رویم حسابی موسیقی ایرانی گوش می‌دهیم. ویولون ایرانی را خیلی دوست دارم. در این سبک از نوازندگیِ ویولون، احساس‌های انسانی خیلی نمود پیدا می‌کنند.»

جوادی در پاسخ به این سوال که ساختن موسیقی فیلم با استفاده از دستگاه‌ها و ملودی‌های ایرانی چطور است گفت: «نکته‌ی چالش‌برانگیز و هیجانی ساختن موسیقی فیلم، این است که تهیه‌کننده‌ها از تو می‌خواهند در سبک‌ها و نحله‌های مختلف موسیقی بسازی. من همیشه دوست دارم در فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون همه دنیا دنبال تونالیته‌های جور واجور بگردم.» رامین جوادی کار برای هالیوود را طاقت‌فرسا توصیف می‌کند: «صنعت ‌هالیوود یعنی کار طاقت‌فرسا. ببین، شاید یک‌دفعه یک دری کاملا شانسی به روی تو باز شود، اما برای عبور از آن در، فقط کارِ زیاد است که می‌تواند به تو کمک کند. من عاشق این کار هستم؛ عاشق کار با کارگردان‌های خوب هستم؛ خیلی دلم می‌خواهد یک روز بتوانم با «کلینت ایستوود (بازیگر سه‌گانه‌ی مشهور یک مشت دلار، به‌خاطر چند دلار بیش‌تر و خوب بد زشت) کار کنم. فیلم‌های او داستان‌های فوق‌العاده‌ای دارند، به‌خوبی هم کارگردانی شده‌اند. من همیشه از دیدن فیلم‌های او لذت می‌برم.»

رامین جوادی درباره‌ی این‌که چقدر به جشنواره‌هایی مثل «گِرَمی» و «اِمی» اهمیت می‌دهد و از بین کارهایش کدام را بیشتر دوست دارد گفت: «نامزد شدن در این جایزه‌های معتبر واقعا غرور‌آفرین است. بعد از سال‌ها کار بی‌وقفه حس خوبی به آدم دست می‌دهد؛ اما مطمئن نیستم که این نامزد شدن‌ها دقیقا چه کمکی به پرکار شدن من در صنعت موسیقی فیلم می‌کند. فقط امیدوارم توجه فیلم‌سازان را به من جلب کند. از میان کارهایم «طبل را بزن» بیشتر مورد علاقه‌ام هست  شاید چون اولین فیلمی بود که برایش موسیقی ساختم. از طرفی من چون از بچگی عاشق کتاب‌های کمیک استریپ بودم، خیلی خوش‌به‌حالم شد که روی موسیقی فیلم‌های «مرد آهنی» و «بتمن آغاز می‌کند» کار کردم»

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

«بن كینگزلی» در نقش ابوعلی سینا

براساس اخبار بازار فیلم جشنواره‌ كن، رمان پرفروش «پزشك» نوشته‌ «نوآ گوردون» به زودی مورد اقتباس سینمایی قرار خواهد گرفت و «بن كینگزلی»، بازیگر آمریكایی برنده‌ اسكار در این فیلم نقش «ابوعلی سینا»، پزشک نامدار ایرانی و فیلسوف ـ دانشمند مشهور جهان اسلام را بازی خواهد كرد. رمان «نوآ گوردون» درباره‌ یك پزشك در قرن یازدهم میلادی است كه به سراسر اروپا سفر می‌كند و مردم را درمان می‌كند. «تام پین» كه بیشتر برای بازی در سریال تلویزیونی «شانس» شهرت دارد، در این پروژه نقش «راب كول» را ایفا می‌كند؛ یك پزشك در قرن یازدهم كه سعی می‌كند به حقیقت بیماری‌ها و درمان علمی آن‌ها دست پیدا كند. به گزارش هالیوود ریپورتر، «استلان اسكارسگارد» نیز كه اخیرا در فیلم پرفروش «انتقام‌جویان» بازی كرده است، در فیلم «پزشك» نقش اولین استاد «راب كول» را ایفا خواهد كرد. گفته می‌شود «اولیویر مارتینز»، بازیگر فرانسوی نیز در حال انجام مذاكرات پایانی برای گرفتن نقش «شاه علاءالدوله»، حاكم اصفهان در زمان قاجاریان است. «فیلیپ استولزل»، كارگردان آلمانی كه «صورت شمالی» و «گوته جوان عاشق» را در كارنامه كاری خود دارد، پروژه‌ فیلم «پزشك» را كارگردانی می‌كند. فیلمنامه‌ این اثر اقتباسی را «جان برگر» به نگارش درخواهد آورد. كمپانی فیلم «هاوس پاكسوموندر» كه در پروژ‌ه موفق «هوگو» همكاری داشت، تولید جلوه‌های ویژه «پزشك» را در دست گرفته است. «بتا سینما» حق پخش بین‌المللی این فیلم را در جشنواره‌ فیلم كن به معرض فروش گذاشته است. فیلمبرداری این پروژه از ماه آینده‌ی میلادی در مراكش و آلمان آغاز می‌شود. بن کینگزلی بازیگر فیلم‌های سرشناسی چون «فهرست شیندلر» و «خانه ای از شن و مه» است كه در سال 1998 رییس هیات داوران جشنواره فیلم برلین بود.

بهترین کمدی تاریخ سینما به انتخاب منتقدان جهانی

بازی انتخاب بهترین‌ها، بازی جذابی است که می‌توان جدی‌اش گرفت یا نه؛ اما همیشه نتایج نهایی انتخاب‌ها- جدای از نمایش سلیقه و نوع نگاه هر منتقد در انتخاب‌هایش که شاید مهمتر از نتیجه نهایی است- می‌تواند از جهت نمایش سلیقه کلی مورد توجه قرار گیرد، حتی اگر انتخاب نهایی در واقع «بهترین» هم نباشد و گذشت زمان نتیجه دیگری را رقم بزند. در آخرین نوع نظرخواهی از منتقدان جهانی، این بار ۲۵۳ منتقد از ۵۲ کشور، بهترین کمدی‌های تاریخ سینما را انتخاب کرده‌اند. این نظرسنجی به دعوت بخش فرهنگی بی بی سی برگزار شده و نتیجه آن به همراه تحلیل‌های مختلف روز سه شنبه سی و یکم مرداد منتشر شده است. در این نظرسنجی، «بعضی‌ها داغشو دوست دارند» ساخته تحسین برانگیز بیلی وایلدر با بازی جک لمون، تونی کرتیس و مریلین مونرو، بیشترین رای را آورده که تعجبی هم ندارد: یک فیلم دیدنی کامل که داستان دو مرد را روایت می‌کند که برای فرار از دست مافیا خود را به عنوان زن جا می‌زنند و وارد یک گروه نوازنده جاز زنان می‌شوند. فیلمنامه این فیلم به عنوان یک کلاس درس می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و دیالوگ‌های به دقت نوشته شده آن، فراموش نشدنی اند، از جمله دیالوگ نهایی فیلم (در پاسخ به این اعتراف که او یک مرد است): «هیچ کس کامل نیست!» «دکتر استرنج لاو یا چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و بمب اتم را دوست بدارم» ساخته استنلی کوبریک(۱۹۶۴)، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است. آنی ‌هال (وودی آلن)، روز موش خرما (هارولد رامیس)، سوپ اردک (لئو مک کاری)، زندگی برایان (تری جونز)، هواپیما (جیم آبراهامز، جری و دیوید زوکر)، زمان بازی (ژاک تاتی)، این اسپینال تپ است (راب رینر) و ژنرال (باستر کیتن) به ترتیب رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده اند. دو فیلم از چارلی چاپلین (عصر جدید و دیکتاتور بزرگ) رتبه‌های دوازدهم و شانزدهم را به خود اختصاص داده‌اند. طبق تحلیل برگزارکنندگان، عصر جدید غالباً محبوب منتقدان جنوب آسیا بوده (رتبه اول در میان رای‌دهندگان از این مناطق) اما اقبال قابل توجهی در بین منتقدان اروپایی و آمریکایی نداشته است. برگزار کنندگان فهرست اولیه ای ارائه نکرده‌اند و تنها از رای دهندگان خواسته اند ده فیلم برتر «کمدی» تاریخ را انتخاب کنند و تعریف «کمدی» را به خود رای‌دهنده واگذار کرده‌اند. در نهایت حضور چند فیلم در فهرست نهایی صد فیلم برگزیده به عنوان کمدی، شاید کمی ‌عجیب به نظر برسد؛ از جمله حضور «قصه‌های عامه پسند» (کوئنتین تارانتینو) در رتبه چهل و ششم و «زنان در آستانه انفجار عصبی» (پدرو آلمودووار) در رتبه پنجاهم. اختلاف نظر درباره واژه «کمدی» باعث شده که از هشتاد و نه برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کمدی، تنها سه فیلم در فهرست نهایی صد فیلم کمدی منتقدان جای داشته باشند و برگزار کنندگان این رای گیری از هشتاد و نه برنده اسکار این بخش تنها هفت فیلم را «کمدی» می‌دانند. ۱۳۵ منتقد مرد و ۱۱۸ منتقد زن از شش قاره جهان در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند و انتخاب اول و دوم زنان و مردان هر دو به یک نتیجه مشترک رسیده و اختلاف عمده‌ای بین سلیقه زنان و مردان منتقد دیده نمی‌شود. نگارنده این سطور به عنوان تنها ایرانی حاضر در این رای گیری، این ده فیلم را انتخاب کرده است: پرخوری (مارکو فرری)، جعبه موسیقی (جیمز پاروت/لورل و‌هاردی)، هفت شانس (باستر کیتن)، سفر به ماه (ژرژ ملی یس)، نینوچکا (ارنست لوبیچ)، احمق مرا ببوس (بیلی وایلدر)، گلوله آتش (هوارد‌هاکس)، در یک شب اتفاق افتاد (فرانک کاپرا)، پولو بردار و فرار کن (وودی آلن) و تازه چه خبر دکتر جون؟ (پیتر باگدانوویچ). فهرست صد فیلم نهایی غالباً از فیلم‌های کلاسیک تشکیل شده و جدیدترین فیلمی‌که به این فهرست راه یافته، «تونی اردمن» ساخته مارن آده محصول ۲۰۱۶ است.      
مروری بر هنر در هفته اول دی ماه مروری هنر در هفته دوم آذر مروری بر هنر در هفته سوم آذر در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد هیچکس استیو جابز نمی شود

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا
بادها برای ما می وزند تماشای تئاتر در خانه نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی در تالار قشقایی ببینیم برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

مطالب تصادفی

موسیقی

ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

تیر ماهی که گذشت مقارن بود با دهمین سالگرد درگذشت امانوئل ملیک اصلانیان موسیقیدان اندیشمند ایرانی. به همین مناسبت جمعی از شاگردان او البته با تاخیری سه ماهه سوم آبان ماه مراسم ویژه ای در تالار رودکی برگزار می کنند. در درازای هشتاد سالی که از فعال شدن حوزه موسیقی پیشرو در ایران می گذرد، به ندرت می‌توان با موسیقی اندیشمندانه، آنگونه که درخور این عنوان است، روبرو شد. در این حوزه نیز شیفتگی به فن و تکنیک آهنگسازی، نقش تعیین کننده ایفا کرده است. این شیفتگی نه تنها مجال اندیشیدن را از آهنگسازان سلب کرده که راه را بر بیان احساس واقعی آنان نیز بسته است. در چنین فضایی است که نقش حضور اندک اندیشمندانی که شمارشان شاید از انگشتان یک دست تجاوز نکند در جامعه موسیقی ایران ارزش و اهمیت ویژه پیدا می کند. امانوئل ملیک اصلانیان نوازنده و آهنگساز در فهرست این اندک موسیقیدانان اندیشمند جای داشت. او در سال ۱۲۹۴ در روستوف در روسیه زاده شد، هر چند در بیشتر منابع گفته شده در تبریز به دنیا آمده است. در گفت وگویی می گوید:\"محل تولد من در شناسنامه، تبریز نوشته شده اما در حقیقت در سال ۱۹۱۵ میلادی در روستوف به دنیا آمده‌ام. پدر و مادرم اهل تبریز بودند، اما در آن زمان در روستوف زندگی می‌کردند.\" در سال‌های نوجوانی به هامبورگ در آلمان رفت و در کنسرواتوار این شهر به آموزش موسیقی پرداخت. پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، رهسپار برلین شد با این نیت که در مدرسه عالی موسیقی این شهر، شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر را نیز فراگیرد. بخت یار امانوئل بود که یکی از موسیقیدانان نام آور و نوآور آلمانی، پاول هیندمیت، در آن مدرسه تدریس می کرد. امانوئل از آموزه‌های هیندمیت بهره های فراوان برد و با به پایان رساندن دوره آهنگسازی، به ایران بازگشت. در ایران چند سالی را به مطالعه در موسیقی ایران پرداخت، به مقام استادی در هنرستان عالی موسیقی رسید و به مرور و به موازات تدریس، دست به کار آفرینش موسیقی شده است. نخستین آفریده‌های ملیک اصلانیان که برای پیانو نوشته شده، کوششی است در راه پیدا کردن ساختاری که در عین وفاداری به ضوابط بین المللی با ویژگی‌های موسیقی ملی نیز سازگار باشد. قطعاتی در چهارگاه و دشتی که حاصل این کوشش است از همان آغاز او را به عنوان آهنگسازی اندیشمند معرفی کرد. اصلانیان پس از آن آرام آرام به سراغ کارهای ارکسترال و صحنه‌ای رفت، هر چند سال یک بار با دقت و مراقبت تمام کاری را به پایان برد و منتظر مانده تا تاثیر اجرای آن را در تالار رودکی ارزیابی کند و از آن در ساخت و پرداخت کارهای بعدی بهره بگیرد. باله پروانه، گلبانگ، برای ارکستر و گروه آواز جمعی، باله افسانه آفرینش و اوراتوریوی سپیده از کارهای برجسته صحنه ای اوست که همه آن ها در تالار رودکی در سال های پیش از انقلاب به اجرا درآمد. اوراتوریوی سپیده با متنی از محمود خوشنام فراز و نشیب‌های تاریخی ایران را بررسی می کند که همیشه نبرد دائمی اهریمن و اهورامزدا، ظلمت و روشنایی را به ذهن می آورد و پایان هر شب سیاه را که در نهایت سپید است. افسانه هستی معروف ترین و شاخص‌ترین کار ملیک اصلانیان افسانه آفرینش است که از باورهای فرهنگ میترایی تغذیه کرده است. \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی\" ملیک اصلانیان، او این باورها را بسیار غنی ارزیابی می کند. منابعی که به یاری آن ها می‌توان بسیاری از رویدادهای جهان هستی را توجیه کرد. افسانه آفرینش همیشه موضوع برانگیزاننده‌ای برای هنرمندان و موسقیدانان بوده است. اما افسانه اصلانیان را دید هستی شناسانه میترایی او از افسانه های دیگران متمایز می کند. در روایت اصلانیان، زِروان خدای مطلق از آسمان به زیر می آید و زمینی می شود. به قالب میترا در می آید که انسان است. او خود می گوید: \"به نظر من، خدا در انسان‌ها جاری می شود و سرانجام به انسان تبدیل می گردد.\" اصلانیان موسیقی افسانه را مدرن و پلی تنال (چند تنالیته‌ای) انتخاب کرده است. در سبب آن می گوید: \"اگر چه این اندیشه از ایران باستان برخاسته ولی تبدیل به یک موضوع فلسفی فراگیر در جهان شده است. از همین روی برای آن از موسیقی مطلق بدون وابستگی به این سو و آن سو بهره گرفتم.\" در سبب آن‌که چرا چنین موضوعی را از طریق رقص و باله مطرح ساخته می گوید: \"رقص در شرق همان کاری را می کند که فوگ، در غرب. در فوگ خلسه از طریق تجرید معنوی و روحانی به دست می آید و در رقص‌های شرقی از راه جسم و این هر دو وسیله‌ای است برای رسیدن به مطلق.\" از همین جاست که به تاثیر عرفان در موسیقی اصلانیان می رسیم. او اظهار شگفتی می کند که \"عرفان نتوانسته همان نیرویی را که در ادبیات گسترده ایران پدید آورده، در موسیقی به وجود آورد. هنوز در موسیقی عارف وجود ندارد.\" سبب واپسماندگی \"می دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از من؛ چنان سبک می‌شد که به رقص در می آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.\" ملیک اصلانیان عوامل مختلفی را در واپس ماندگی‌های فرهنگی ما دست اندر کار می دید: \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی.\" \"در هوای گرم شرق همه چیز زودتر شکفته و پژمرده می شود ولی از یاد نبریم که نژادی که تمدن را آغاز کرد، شرق را برای زندگی انتخاب کرده بود.\" عاملی که به ویژه در حوزه موسیقی و روند تحولات آن اهمیت پیدامی کند، مذهب است. اصلانیان دراین باره نیز نظری ویژه داشت: \"غربی ها به خصوص آلمانی ها روحیه خشن‌تری داشتند و آئین نرم و ملایم مسیحیت را پذیرفتند. ولی ما روحیه نرم و لطیفی داشتیم و آماده بودیم که آئین خشن تری را بپذیریم. به هر حال همه چیز از داخل ناشی شده است. اگر ضعف داخلی وجود نداشت، مقاومت بیشتری می‌شد. اگر آدم ضعیف نباشد، سرماخوردگی او را از پای در نمی آورد. من فکر می کنم اگر آئین مانی باقی مانده بود چه بسا که ما لاک پشت نمی شدیم.\" او در پاسخ ناقدانی که که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می کردند، می گوید: \"این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهائی برایش متصور نیست.\" و اما نظرات امانوئل ملیک اصلانیان درباره موسیقی موجود ایران نیز قابل تامل است. از بسیاری از نام آوران سنتی یاد می کند و یادآور می شود که از جمله با ابوالحسن صبا آشنایی داشته و از او مطالب زیادی آموخته است و اشاره ای نیز به کوشش های خود در زمینه موسیقی سنتی می کند و اثری که برای تار و تنبک و سنتور نوشته است. بعد می کوشد سبب واپسماندگی ها را پیدا کند: \"شاید تقصیر از سازها باشد که چون پیشرفت نکرده اند، امکان پیشرفت خود موسیقی را نیز محدود کرده اند. بعد برای روشن شدن رابطه حیاتی میان ساز و موسیقی مثال از غرب می آورد: اگر چمبالو پیشرفت نمی کرد و تبدیل به پیانوی رویال نمی شد ما هم از سونات های اسکارلاتی به راپسودی‌های لیست نمی رسیدیم.\" ملیک اصلانیان بعد حرف آخر را می زند. حرفی که بسیاری از نواندیشان دیگر نیز گفته اند و گوش شنوایی نیافته‌اند: \"ما دارای منبع عظیمی از موسیقی در کشورمان هستیم. آهنگسازان ما باید با استفاده از کنترپوان، هماهنگی‌های جدید ابداع کنند. آن موقع موسیقی ایرانی دارای سبک بین المللی خواهد شد.\" و بعد در پاسخ کسانی که این کوشش ها را غرب زدگی تلقی می کنند، می افزاید: \"کنترپوان یک علم و در نتیجه بین المللی است و مربوط به کشور خاصی نمی‌شود و استفاده از آن لطمه‌ای به هویت ملی ما نخواهد زد.\" منبع: DW

جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره

مرگ جورج، مایکل ستاره موسیقی پاپ در روز کریسمس و در سن ۵۳ سالگی هواداران او را در سرتاسر جهان در شوک فرو برد. جورج مایکل در دهه ۸۰ میلادی کار خود را با گروه وَم شروع کرد و به شهرت رسید اما در سال‌های بعد به تنهایی به فعالیت هنری خود ادامه داد و توانست بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش را به فروش برساند. گئورگیوس کیریاکوس پانایوتو که بعدها نام جورج مایکل را برای خود انتخاب کرد، در ژوئن ۱۹۶۳ از پدری از مهاجران یونانی قبرس و مادری انگلیسی در شمال لندن به دنیا آمده بود. او همراه با ریجلی، هم‌کلاسی‌اش در دبیرستان، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با گروه دو نفره وم ( Wham) وارد عرصه موسیقی حرفه‌ای شدند. این گروه که در سال‌های بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ فعالیت داشت، ترانه‌های عرضه کردند که تعدادی از آنها به پروفروش‌ترین ترانه‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد. بیدارم کن و آخرین کریسمس، دو ترانه مشهور این گروه بودند که هفته‌ها صدرنشین جدول پروفروش‌های برتانیا و حتی آمریکا بودند. یکی پرفروش‌ترین‌ ترانه‌های این دهه نجوای بی‌پروا (Careless Whisper) بود که با آنکه اجرایی انفرادی از جورج مایکل بود اما در شناسنامه آن آمده که با همکاری ریجلی ساخته شده است. مایکل پس از جدایی از گروه وم فعالیت انفرادی خود را ادامه داد. هر چند یکی-دو دهه آخر عمرش کم‌کارتر از گذشته بود. آلبوم Faith نخستین اثر مستقل او پس از جدایی‌اش از اندرو ریجلی بود که در ۱۹۸۹ به بازار آمد که بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آن فروخته شد. مایکل برای این آلبوم جایزه گرمی آلبوم سال را گرفت. این دومین جایزه گرمی مایکل بود و پس از آن فقط پنج بار دیگر نامزد جایزه شد. بسیاری از کارشناسان موسیقی او را مهمترین خواننده بریتانیایی موسیقی پاپ در دهه ۱۹۸۰ می‌دانند که در کنار مایکل جکسون، مدونا و پرینس یکی از ستون‌های اصلی این گونه از موسیقی را در آن دهه بود. در فیلم مستند زندگی جورج مایکل در سال ۲۰۰۵ با عنوان داستانی متفاوت، جورج مایکل اذعان کرد که کوشیده موفقیت‌های خود را به پای موفقیت های مایکل جکسون و مدونا برساند. اما پس از موفقیت های طلایی در دهه ۹۰، زندگی و تصویر جورج مایکل جنجال برانگیز و پرحاشیه شد. جورج مایکل در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت انسلمو فلپا معشوق همجنس‌گرایش به علت ابتلا به بیماری ایدز، ضربه روحی شدیدی خورد. او در سال ۱۹۹۴ تلاش کرد همه قراردادهای خود با شرکت سونی را فسخ کند چون آن را \"برده‌داری حرفه‌ای\" می‌نامید. شرکت سونی را متهم کرد که برای آلبوم \"بی تعصب گوش کن\" به خوبی بازاریابی نکرده است. جورج مایکل در دادگاه شکست خورد و مجبور شد به تعهدات خود در قبال سونی عمل کند و دو آهنگ دیگر برای این شرکت ضبط کند. پس از آن، جورج مایکل با شرکت دریم ورکز قرارداد بست و آلبوم بعدی خود را در سال ۲۰۰۵ به نام پیرتر (Older) منتشر کرد. فروش این آلبوم در آمریکا به یک میلیون نسخه هم نرسید. جورج مایکل در سال ۱۹۹۷ مادر خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و سال بعد، به دلیل انجام عمل جنسی در یک مکان عمومی در لس آنجلس بازداشت شد. پس از آن بود که جورج مایکل رسما اعلام کرد که همجنسگراست. او نخستین بار در ۱۹ سالگی به اندرو ریجلی گفته بود که به هر دوجنس گرایش دارد. او ماجرای دستگیری خود را در سال ۱۹۹۸ در ویدیوی تک آهنگ بیرون (Outside) بازسازی و هجو کرد. این تک آهنگ در جدول آهنگ های محبوب در بریتانیا تا رتبه چهارم بالا آمد. جورج مایکل در ماه ژوئیه ۲۰۱۰ به جرم رانندگی پس از استفاده از مواد مخدر به تحمل هشت هفته زندان محکوم شد. او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، به دلیل خوش‌رفتاری از امکان آزادی مشروط برخوردار شد. چند باری دیگر پیش از آن به دلیل همراه داشتن مواد مخدر یا رانندگی پس از مصرف مواد مخدر دستگیر شده بود. مایکل در اختتامیه المپیک ۲۰۱۲ لندن آهنگ تازه‌ای از خود را اجرا کرد که بسیاری گفتند او از فرصت استفاده کرده تا کار تازه‌اش را تبلیغ کند. او در آن مراسم ترانه \"نور سفید\" (The white light) را اجرا کرد که درباره تجربه نزدیک شدنش به مرگ است.
بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا گرانترین آلبوم موسیقی جهان گروه دارکوب می کوبد «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.

نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

کیارش یعقوبی در گالری سیحون نمایشگاه نقاشی خط ابداع را افتتاح کرد.
عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید دختران روی پل رکورد شکست هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

ادبیات

شعری از رهی

این بار در لادیزنگار، دوست خوش ذوق مان، با اسم " رهی" برای ما شعری زیبا فرستاده است. ضمن تشکر از ایشان از شما نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

شازده کوچولو

لازم نیست که بگویم " شازده کوچولو" اثر جاودانه آنتوان دوسن اگزوپزی، تا چه اندازه محبوب است. کتابی درباره دوستی، ارزش عشق و مسوولیت دوست داشتن.
کتاب‌های الکترونیکی با موضوع جنسی تنها شبها به فروش می رسند شیاطین و فرشتگان رومن به روایت پولانسکی افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها بامزه در فارسی