موسیقی

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند.

جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند.

موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود.

گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد.

وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد.

بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود.

گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم.

تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟

آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند.

جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند.

موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید.

مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یادگیری موسیقی، نواختن ساز و آواز خواندن می‌تواند کیفیت یادگیری و آموزش را بهبود دهد.

به گزارش ایسنا به نقل از یو.هرالد، آزمایشگاه اعصاب شنوایی دانشگاه نورث وسترن آمریکا پس از انجام تحقیقات و آزمایش‌های مختلف اعلام کرد در صورتی که نوجوانان به مدت دو سال آموزش موسیقی ببینند، ساختار مغز آنها تغییر خواهد کرد.

براساس این مطالعه قدرت تمرکز و پردازش صدا در مغز نوجوانان پس از طی شدن این دوره نسبت به قبل بسیار متفاوت خواهد شد.

این مطالعه از سال 2009 به ریاست نینا کراوس عصب‌شناس دانشگاه نورث وسترن آغاز شده است. در این مدت ساختار مغزی اعضای گروه‌های موسیقی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که واکنش امواج مغزی آنها نسبت به موسیقی با مغز افراد معمولی کاملا متفاوت است.

ریچارد مکستورف یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: آموزش موسیقی به افراد کمک می‌کند که بتوانند با محیط پیرامون به خوبی ارتباط برقرار کنند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر رود.

وی افزود: تمرین عملی بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی مغز دارد. زمانیکه دانش تئوری با فعالیت عملی همراه می‌شود، نگاشت و تناظری بین نت‌های موسیقی و آهنگی که نواخته می‌شود ایجاد می‌کند که مغز را به فعالیت بیشتر وادار می‌نماید.

تحقیقات مشابه و موازی بسیاری در دانشگاه‌های مختلف در جهان انجام شده است و همگی مؤید این موضوع هستند که افرادی که آموزش موسیقی دیده‌اند کارایی ذهنی و حافظه‌ بسیار قوی‌تری نسبت به دیگر افراد دارند.

از قابلیت‌های دیگری که آموزش موسیقی در افراد ایجاد می‌کند می‌توان به تقویت هوش ریاضی، حافظه کلامی و پردازش بصری و فضایی اشاره کرد.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت.

مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت».

مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد».

آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود.

التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده».

پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد.

خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود.

جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند.

طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.

 
 
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مرگ جورج، مایکل ستاره موسیقی پاپ در روز کریسمس و در سن ۵۳ سالگی هواداران او را در سرتاسر جهان در شوک فرو برد.

جورج مایکل در دهه ۸۰ میلادی کار خود را با گروه وَم شروع کرد و به شهرت رسید اما در سال‌های بعد به تنهایی به فعالیت هنری خود ادامه داد و توانست بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش را به فروش برساند.

گئورگیوس کیریاکوس پانایوتو که بعدها نام جورج مایکل را برای خود انتخاب کرد، در ژوئن ۱۹۶۳ از پدری از مهاجران یونانی قبرس و مادری انگلیسی در شمال لندن به دنیا آمده بود.

او همراه با ریجلی، هم‌کلاسی‌اش در دبیرستان، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با گروه دو نفره وم ( Wham) وارد عرصه موسیقی حرفه‌ای شدند.

این گروه که در سال‌های بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ فعالیت داشت، ترانه‌های عرضه کردند که تعدادی از آنها به پروفروش‌ترین ترانه‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد.

بیدارم کن و آخرین کریسمس، دو ترانه مشهور این گروه بودند که هفته‌ها صدرنشین جدول پروفروش‌های برتانیا و حتی آمریکا بودند.

یکی پرفروش‌ترین‌ ترانه‌های این دهه نجوای بی‌پروا (Careless Whisper) بود که با آنکه اجرایی انفرادی از جورج مایکل بود اما در شناسنامه آن آمده که با همکاری ریجلی ساخته شده است.

مایکل پس از جدایی از گروه وم فعالیت انفرادی خود را ادامه داد. هر چند یکی-دو دهه آخر عمرش کم‌کارتر از گذشته بود.

آلبوم Faith نخستین اثر مستقل او پس از جدایی‌اش از اندرو ریجلی بود که در ۱۹۸۹ به بازار آمد که بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آن فروخته شد.

مایکل برای این آلبوم جایزه گرمی آلبوم سال را گرفت. این دومین جایزه گرمی مایکل بود و پس از آن فقط پنج بار دیگر نامزد جایزه شد.

بسیاری از کارشناسان موسیقی او را مهمترین خواننده بریتانیایی موسیقی پاپ در دهه ۱۹۸۰ می‌دانند که در کنار مایکل جکسون، مدونا و پرینس یکی از ستون‌های اصلی این گونه از موسیقی را در آن دهه بود.

در فیلم مستند زندگی جورج مایکل در سال ۲۰۰۵ با عنوان داستانی متفاوت، جورج مایکل اذعان کرد که کوشیده موفقیت‌های خود را به پای موفقیت های مایکل جکسون و مدونا برساند.

اما پس از موفقیت های طلایی در دهه ۹۰، زندگی و تصویر جورج مایکل جنجال برانگیز و پرحاشیه شد.

جورج مایکل در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت انسلمو فلپا معشوق همجنس‌گرایش به علت ابتلا به بیماری ایدز، ضربه روحی شدیدی خورد.

او در سال ۱۹۹۴ تلاش کرد همه قراردادهای خود با شرکت سونی را فسخ کند چون آن را \"برده‌داری حرفه‌ای\" می‌نامید.

شرکت سونی را متهم کرد که برای آلبوم \"بی تعصب گوش کن\" به خوبی بازاریابی نکرده است.

جورج مایکل در دادگاه شکست خورد و مجبور شد به تعهدات خود در قبال سونی عمل کند و دو آهنگ دیگر برای این شرکت ضبط کند.

پس از آن، جورج مایکل با شرکت دریم ورکز قرارداد بست و آلبوم بعدی خود را در سال ۲۰۰۵ به نام پیرتر (Older) منتشر کرد. فروش این آلبوم در آمریکا به یک میلیون نسخه هم نرسید.

جورج مایکل در سال ۱۹۹۷ مادر خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و سال بعد، به دلیل انجام عمل جنسی در یک مکان عمومی در لس آنجلس بازداشت شد.

پس از آن بود که جورج مایکل رسما اعلام کرد که همجنسگراست. او نخستین بار در ۱۹ سالگی به اندرو ریجلی گفته بود که به هر دوجنس گرایش دارد.

او ماجرای دستگیری خود را در سال ۱۹۹۸ در ویدیوی تک آهنگ بیرون (Outside) بازسازی و هجو کرد. این تک آهنگ در جدول آهنگ های محبوب در بریتانیا تا رتبه چهارم بالا آمد.

جورج مایکل در ماه ژوئیه ۲۰۱۰ به جرم رانندگی پس از استفاده از مواد مخدر به تحمل هشت هفته زندان محکوم شد.

او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، به دلیل خوش‌رفتاری از امکان آزادی مشروط برخوردار شد.

چند باری دیگر پیش از آن به دلیل همراه داشتن مواد مخدر یا رانندگی پس از مصرف مواد مخدر دستگیر شده بود.

مایکل در اختتامیه المپیک ۲۰۱۲ لندن آهنگ تازه‌ای از خود را اجرا کرد که بسیاری گفتند او از فرصت استفاده کرده تا کار تازه‌اش را تبلیغ کند.

او در آن مراسم ترانه \"نور سفید\" (The white light) را اجرا کرد که درباره تجربه نزدیک شدنش به مرگ است.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر مجموعه‌های «فرار از زندان»، «بازی تاج‌وتخت» یا «وست‌ورلد» را تماشا کرده باشید حتما آهنگ‌های مسحورکننده‌ی آن‌ها نظرتان را جلب کرده است؛ در ادامه‌ی این مطلب با زندگی‌نامه‌ی «رامین جوادی» آهنگ‌ساز ایرانی‌تبار این مجموعه‌ها همراه دیجی‌کالا مگ باشید.

رامین جوادی در ۱۹ ژوئیه‌ی ۱۹۷۴ در دویسبرگ آلمان به دنیا آمد. مادرش آلمانی است و پدرِ ایرانی‌اش هم از کشور مهاجرت کرده و شهروند آلمان شده. رامین تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آلمان گذراند. علاقه‌اش به موسیقی خیلی زود معلوم شد؛ در مصاحبه با «دویچه‌وله» دراین‌باره می‌گوید: «خیلی‌زود به علاقه‌ام پی برده شد. اوایل فکر می‌کردم که دکتر بشوم. اما طولی نکشید که تصمیم گرفتم در حوزه‌ی موسیقی فعالیت کنم.  من از چهار سالگی شروع به یادگیری موسیقی کردم. مادرم تعریف می‌کند که یک بار به سمت پیانو رفتم و همین‌طور از حافظه یک ملودی را نواختم. در آن لحظه پدر و مادرم یک آن به همدیگر نگاه کردند و به این نتیجه رسیدند که شاید خوب باشد من موسیقی یاد بگیرم. من با نواختن ارگ شروع کردم و تا سن ۱۱ سالگی هم ادامه دادم. از ۱۱ تا ۱۳ سالگی اصلا کار موسیقی نکردم. ۱۳ ساله که بودم گیتار به دست گرفتم و بعد از حدود یک سال و نیم به‌طور فشرده کار تمرین را شروع کردم. توی یک گروه راک شروع به گیتار زدن کردم و آنجا بود که فهمیدم آهنگی که خودم می‌نویسم، همیشه تنها برای صدای سازها تنظیم شده است.»

او کار موسیقی خود را با نواختن گیتار و پیانو در چند گروه آلمانی آغاز کرد ولی بعد از این‌که تصمیمش برای تحصیل در زمینه‌ی موسیقی فیلم و اجرای گیتار قطعی شد در ۱۹۹۴ به آموزشکده‌ی موسیقی برکلی در آمریکا رفت. درباره‌ی علت جلب نظرش به موسیقی فیلم می‌گوید: «فیلمی که مرا متحول کرد، وسترن «هفت دلاور» (The Magnificent Seven) بود. من در بچگی طرفدار سرسخت فیلم‌های وسترن بودم و این فیلم همراه با فیلم «جنگ ستارگان» که موسیقی متن‌اش را «جان ویلیامز» کار کرده بود، عاملی شدند که من متوجه شوم موسیقی تا چه اندازه از نظر دراماتیک می‌تواند به کمک یک فیلم بیاید. در نوجوانی به‌طور فشرده کار موسیقی کردم تا بتوانم اول در یک گروه موسیقی و سپس در عرصه‌ی موسیقی فیلم کار کنم. بعد از پایان دبیرستان به آمریکا رفتم و در کالج موسیقی برکلی در بوستون شروع به درس خواندن کردم.» آموزشکده برکلی از معتبرترین موسسه‌های مستقل در زمینه‌ی موسیقی معاصر است؛ این آموزشکده را قبله‌ی مطالعات موسیقی جاز و موسیقی مدرن آمریکا می‌دانند. جوادی در ۱۹۹۸ با بالاترین درجه و دریافت تقدیرنامه از آموزشکده‌ی برکلی فارغ‌التحصیل شد.

بعد از پایان تحصیلات، مدتی برای گروه موسیقی My Favorite Relative آهنگ می‌ساخت و می‌نواخت.  اولین کار جوادی ساخت موسیقی یک بازی تیراندازی اول‌شخص و عجیب‌و‌غریب به نام System Shock 2 بود که آن را با همکاری «جاش رندال» و «اریک بروسیوس» انجام داد؛ اما حرفه‌ی آهنگ‌سازی و تنظیم او از جای دیگری شروع شد. فعالیت‌ها و رتبه‌ی بالای دانشگاهی جوادی نظر آهنگ‌ساز برجسته‌ی هم‌وطنش، «هانس زیمر» (Hans Zimmer) را جلب کرد. زیمر شاهکارهایی چون موسیقی فیلم‌های «گلادیاتور» و «شیرشاه» را در کارنامه‌ی خود دارد. او جوادی را در شرکت خود به نام Remote Control Productions به کار گرفت؛ این شرکت که پیش‌تر با نام Media Ventures فعالیت می‌کرد در زمینه‌ی ساخت موسیقی فیلم تخصص دارد. جوادی در این شرکت به دست‌یاری یک آهنگ‌ساز مشهور آلمانی دیگر به نام «کلاوس بدلت» گماشته شد. بدلت را بیش‌تر به‌واسطه‌ی مشارکت در ساخت موسیقی فیلم‌های «گلادیاتور» و «ماموریت ناممکن ۲» می‌شناسند. در سال ۲۰۰۳ رامین جوادی با «بدلت» در ساخت موسیقی فیلم «دیوید هیکسون» به نام «طبل را بزن» همکاری کرد. به‌علاوه برای فیلم‌های «ماشین زمان»، «بیسیک»، «تازه‌کار» و «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» نیز آهنگ‌سازی کرد. او یک سال بعد، با خود «هانس زیمر» موسیقی فیلم کارگردان، «جاناتان فرکس» را ساخت؛ این فیلم علمی-تخیلی در ۲۰۰۴ اکران شد و «مرغ طوفان» نام داشت. همکاری جوادی و زیمر در فیلم‌های «یکی باید کوتاه بیاید» و «بتمن آغاز می‌کند» ادامه یافت.

از این فیلم به بعد بیش‌تر کارهای جوادی به‌صورت مستقل انجام شد. یکی از اولین ساخته‌های مستقل او موسیقی متن فیلمی مشهور «تیغه: سه‌گانگی (۲۰۰۴)» به کارگردانی «دیوید گویر» بود. همکاری جوادی و گویر ادامه پیدا کرد؛ آن‌دو در سال ۲۰۰۶ قرارداد موسیقی متن «مجموعه تیغه» را بستند و او بعدها ساخت موسیقی فیلم «نازاد (۲۰۰۹)» و مجموعه تلویزیونی «فلش‌فوروارد» را هم بر عهده گرفت. جوادی همیشه در مصاحبه‌هایش گفته که دوست دارد در سبک‌های مختلف کار کند، شاید برای همین در سال ۲۰۰۶ آهنگ‌سازی انیمیشن «فصل شکار (۲۰۰۶)» را قبول کرد؛ او بعدها برای انیمیشن‌های «مرا به ماه بپران (۲۰۰۸)»، «فصل شکار ۲ (۲۰۰۸)» هم آهنگ ساخت.

اما شاید اولین باری که چشم‌ها را متوجه نام رامین جوادی کرد آهنگ‌سازی مجموعه‌ی محبوب «فرار از زندان» (Prison Break) بود. قرارداد این کار در ۲۰۰۵ بسته شد و چنان مورد توجه قرار گرفت که در همان سال اول در جشنواره‌ی موسیقی «اِمی» ۲۰۰۶ نامزد دریافت جایزه «بهترین موسیقی اصلی فیلم» شد. در همان زمان آهنگ فیلم «از غبار بپرس» (Ask the Dust) را هم ساخت؛ بعد با «بروس آوانس» در فیلم «آقای بروکس» همکاری کرد تا به قول خودش در همه‌ی سبک‌ها آهنگ ساخته باشد. برای این فیلم در جشنواره‌ی جهانی موسیقی فیلم نامزد بخش «کشف سال» شد. او درباره‌ی روند ساختن موسیقی برای یک فیلم، این‌طور به هفته‌نامه‌ی همشهری جوان توضیح می‌دهد: «بعضی وقت‌ها فقط متن را می‌خوانم و صرفا بر اساس داستان شروع می‌کنم به نوشتن قطعه‌های موسیقی. اما بیشتر اوقات فیلم را می‌بینم و براساس خوراک‌های تصویری‌ای که به من می‌دهد آهنگ می‌نویسم؛ بعد با تهیه‌کنندگان و کارگردان فیلم درباره تک‌تک سکانس‌های فیلم بحث می‌کنیم. در حین کار، هر قطعه موسیقی‌ای که نوشته می‌شود را در اختیار عوامل می‌گذاریم و درباره‌ی آن گفت‌وگو می‌کنیم تا درنهایت به یک نتیجه‌ی به‌دردبخور و شنیدنی برسیم.»

در سال ۲۰۰۸ آهنگ‌سازی فیلم «فریب» (Deception) ساخته‌ی «مارسل لنگنگر» را بر عهده گرفت، تا این‌که در همان سال با دومین شاهکارش دوباره سروصدا به پا کرد: فیلم «مرد آهنی» از ساخته‌های استودیو «مارول». رامین برای ساخت موسیقی متن این فیلم سنگ‌تمام گذاشت، چراکه فارغ از موضوع کاری او از نوجوانی عاشق این ابرقهرمان بود و کتاب‌های مصور آن را از دهه‌ی ۷۰ میلادی دنبال می‌کرد. جوادی برای فیلم بیشترین استفاده را از گیتار، ساز مورد علاقه‌اش، برد. موسیقی متن فیلم‌های «مدال افتخار (۲۰۰۹)» (Medal of Honor) ساخته‌ی «کالین پتر نتسر»، «برخورد تایتان‌ها (۲۰۱۰)» (Clash of the Titans) ساخته‌ی «لویس لتریر»، «داستان‌های یک لاک‌پشت:ماجراهای سامی» (A Turtle’s Tale: Sammy’s Adventures) و « شب ترس» (Fright Night) همگی از کارهای او تا ۲۰۱۱ میلادی هستند. سال ۲۰۱۱ نقطه‌ی عطفی در زندگی کاری رامین جوادی به‌حساب می‌آید؛ او در این سال آهنگ‌سازی مجموعه‌های تلویزیونی «سلطان‌های فرار» (Breakout Kings)، «مظنون» (Person of Interest) و مهم‌تر از همه، «بازیِ تاج‌وتخت» (Game of Thrones)، مجموعه‌ی مشهور و پرخرج شبکه‌ی HBO را به‌دست گرفت. او موسیقی بازی ویدیویی این مجموعه را هم خودش انجام داده.

جوادی در پاسخ به سوالی درباره‌ی چگونگی طرح‌ریزی موسیقی برای این سریال چندوجهی به دویچه‌وله گفت: «این درست همان پرسش اصلی‌ای بود که تهیه‌کنندگان همان ابتدای کار از من پرسیدند. از آنجا که اتفاق‌های زیادی در این سریال رخ می‌دهد و شخصیت‌های زیادی هم وجود دارند، خیلی کار سختی می‌شد اگر ما برای هر کدام از آن‌ها یک تم موسیقی مشخص می‌کردیم. برای همین هم تصمیم گرفتیم که برای هر اتفاق مجزا و هر خانواده که در سریال مطرح می‌شوند، تم‌های موسیقی بنویسیم و تنظیم کنیم. وقتی یکی از شخصیت‌ها از یک خانواده کنار گذاشته می‌شود، در برخی موارد ما یک تم مشخص برای این شخصیت تنظیم کردیم و اجازه دادیم که رویداد اتفاق افتاده در سریال الهام‌بخش کارمان باشد. برای مثال شخصیت «تیان گریجوی»؛ در فصل اول او هنوز صاحب یک تم موسیقی شخصی نیست، اما در فصل دوم وقتی‌که او شروع می‌کند راه خودش را برود و تبدیل به شخصیت مهمی می‌شود، ما یک تم موسیقی به او اختصاص دادیم. بر اساس همین اصل، ما موسیقی سریال را پیش بردیم.» جوادی درباره‌ی این‌که آیا تاثیر ریشه‌های ایرانی‌اش در انتخاب موسیقی‌های این سریال که گاهی در آن نواهای قومی هم شنیده می‌شود می‌گوید: «قطعا چنین تاثیری وجود داشته. من معتقدم که اصلا همین مورد بود که به نظر تهیه‌کنندگان سریال جذاب می‌آمد. فکر می‌کنم آن‌‌ها می‌خواستند یک موسیقی «جهانی» برای این سریال داشته باشند. ازآنجایی‌که ما در یک دنیای تخیلی به سر می‌بریم و شخصیت‌هایی مثل «دنریس تارگریان» و قبیله «دوتاراکی» ریشه‌های قومی دارند، راه استفاده برای سازهای قومی مثل تایکو (یک نوع طبل ژاپنی) یا دودوک (بالابان) باز بود. تهیه‌کنندگان این ایده را دوست داشتند. من شخصا به جمع‌آوری سازهای قومی علاقه دارم. به عنوان یک گیتاریست − تا زمانی که سیم‌ها روی ساز باشند – می‌توانم معمولا به یک شکلی ساز را بنوازم. برای همین هم خیلی اهل نوآوری هستم.» جالب است بدانید جوادی خود از مسیر فصل‌های بعد این سریال اطلاعی ندارد و بعد از تکمیل هر فصل موسیقی آن را می‌سازد: «من بعد از تماشای هر فصل سریال «بازی تاج‌وتخت» با خودم می‌گویم: عجب فصلی بود! آن‌ها چطور می‌خواهند داستان را ادامه بدهند و بهتر کنند؟! وقتی‌که فصل جدید سریال به دستم می‌رسد می‌بینم آن‌ها واقعا موفق شده‌اند از فصل قبل هم بهتر عمل کنند.»

رامین جوادی به جز دنیای فیلم و سریال در عالم بازی‌های رایانه‌ای هم شناخته شده است؛ همان‌طور که پیش‌تر گفتیم اولین بار در ۱۹۹۹ برای بازی  System Shock 2 آهنگ ساخت؛ اما تا تجربه‌ی بعدی‌اش در این حوزه یک دهه فاصله افتاد. جوادی در ۲۰۱۰ آهنگ‌سازی بازی «نشان افتخار (Medal of Honor)» را انجام داد. یک سال بعد بازی «دنده‌ ۲: رها» را آهنگ‌سازی کرد. موسیقی بازی‌های «نشان افتخار: جنگ‌جو»، «چرخ‌دنده‌های جنگ ۴ (Gears of War 4)» همگی از ساخته‌های او هستند.

رامین جوادی بعد از آهنگ‌سازی فیلم پرفروش «پسیفیک ریم» در ۲۰۱۳ و «ناگفته‌های دراکولا» در ۲۰۱۴، کار سینمایی دیگری نکرده بود تا این‌که امسال موسیقی متن دو فیلم «دیوار بزرگ چین» و «وارکرفت» را ساخت. اولی فیلمی حماسی-تاریخی و علمی تخیلی است و دومی هم که ساخته‌ی اخیر «دانکن جونز» است بر اساس بازی ویدیویی وارکرفت و داستان آن تولید شده.

جوادی امسال در جدیدترین فعالیتش، دوباره در همکاری با شبکه‌ی HBO آهنگ‌سازی مجموعه‌ی شاهکار «دنیای غرب» (WestWorld) را انجام داد و در خلاقیت‌های بصری و فیلم‌نامه‌ای این مجموعه را به بهترین شکل تکمیل کرد.

او در گفت‌وگویی درباره‌ی ویژگی موسیقی این سریال وسترن-علمی-تخیلی صحبت کرده و به استفاده از آهنگ‌های مشهور سبک راک در موسیقی «دنیای غرب» اشاره کرده است.

در هر قسمت سریال اجرای پیانوی یکی از آهنگ‌های مشهور گروه‌های راک در سریال «وست‌‌ورلد» شنیده می‌شود و تماشاگران سعی می‌کنند منبع الهام را بیابند.

جوادی درباره‌ی این‌که چرا این آهنگ‌های راک را برای این سریال مناسب دانسته می‌گوید: «فکر می‌کنم کاملا مناسب و منطبق هستند. مثل آهنگ «درختان پلاستیکی قلابی» (از گروه « ریدیوهد» (Radiohead). اگر فقط عنوانش را در نظر بگیرید و با «دنیای غرب» مقایسه کنید؛ چه چیزی واقعی است؟ چه چیزی غیرواقعی است؟ می‌توان به شیوه‌های متنوع تفسیرش کرد.»

هم‌چنین در طول سریال کاور آهنگ‌هایی مثل «بدون غافلگیری» از گروه ریدیوهد، «حفره‌ی سیاه خورشید» از گروه ساندگاردن، «سیاه رنگش کن» از رولینگ استونز و «جنگل» از گروه کیور شنیده می‌شود.

جوادی درباره‌ی دنیای خلق شده در سریال جاناتان نولان گفته است: «چیزی که باعث می‌شود دوستش داشته باشم این است که همه‌چیز یک‌باره ظاهر می‌شود و انتظارش را نداریم. صحنه‌ها و شیوه لباس پوشیدن مردم را می‌بینیم ولی باز به این فکر می‌کنیم که آن‌ها ربات هستند و کلا برای سرگرمی مدرن ساخته شده‌اند، به این فکر می‌کنیم که افراد مسلط، همه‌چیز را دقیق ساخته‌اند، حتی هرآنچه با آن پیانوی توی کافه اجرا می‌شود. آهنگ‌ها از همان زمان می‌آیند و وقتی آهنگ‌ها مال آن زمان نیست، این مساله یادآور می‌شود که «صبر کنید ببینم. یک چیز درست نیست. این واقعی نیست.» این ابزار قدرتمندی است که فقط موسیقی می‌تواند از پسش بر بیاید.»

رامین در ادامه توضیح می‌دهد که آن پیانوی در حال نواخته شدن، نقش مهمی در سریال و کار او بازی کرده است: «جونا (جاناتان نولان) به من عکس‌هایی نشان داد که آن‌ها برنامه ریخته بودند تا در تیتراژ آن ربات کامل‌نشده حاضر باشد و پیانو را بنوازد. من فهمیدم کل قطعات باید حول محور آن باشد. این عکس‌ها خود‌به‌خود همه‌چیز را برایم متفاوت کرد، وگرنه کار می‌توانست در یک مسیر کاملا متفاوت برای ساخت موسیقی پیش برود.»

جوادی با اشاره به این نکته که پیانو را به عنوان یک شیوه‌ی مینیمال برگزیده، یادآوری می‌کند که پیانو در سریال مدام تکرار می‌کند که این تم اصلی موسیقی پارک است. او هم‌چنین می‌گوید که با استفاده از آهنگ‌های مدرن امیدوار بوده که تماشاگران به یاد شخصیت‌های دیگر در آن جهان بیفتند: «مثلا با «سیاه رنگش کن» فکر می‌کنید: «اوه، این وقتی بود که هکتور وارد شهر شد و آن تیراندازی بزرگ اتفاق افتاد.» آهنگ فقط شما را یاد آن واقعه می‌اندازد. همه‌چیز در آن صحنه‌های بزرگ، برنامه‌ریزی شده که شامل موسیقی هم می‌شود. این یک رویداد طراحی‌شده است.»

رامین جوادی پارسی نمی‌داند و به همین‌خاطر ارتباط خاصی با محافل ایرانی ندارد؛ او در مصاحبه با هفته‌نامه‌ی همشهری جوان گفت: «من چون پارسی بلد نیستم خیلی با فیلم‌های ایرانی آشنایی ندارم. بنابراین موسیقی فیلم‌های ایرانی را هم خیلی کم شنیده‌ام. به‌علاوه آن‌طور که باید و شاید موسیقی ایرانی گوش نمی‌کنم. وقتی به خانه فامیل‌های ایرانی‌مان می‌رویم حسابی موسیقی ایرانی گوش می‌دهیم. ویولون ایرانی را خیلی دوست دارم. در این سبک از نوازندگیِ ویولون، احساس‌های انسانی خیلی نمود پیدا می‌کنند.»

جوادی در پاسخ به این سوال که ساختن موسیقی فیلم با استفاده از دستگاه‌ها و ملودی‌های ایرانی چطور است گفت: «نکته‌ی چالش‌برانگیز و هیجانی ساختن موسیقی فیلم، این است که تهیه‌کننده‌ها از تو می‌خواهند در سبک‌ها و نحله‌های مختلف موسیقی بسازی. من همیشه دوست دارم در فرهنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون همه دنیا دنبال تونالیته‌های جور واجور بگردم.» رامین جوادی کار برای هالیوود را طاقت‌فرسا توصیف می‌کند: «صنعت ‌هالیوود یعنی کار طاقت‌فرسا. ببین، شاید یک‌دفعه یک دری کاملا شانسی به روی تو باز شود، اما برای عبور از آن در، فقط کارِ زیاد است که می‌تواند به تو کمک کند. من عاشق این کار هستم؛ عاشق کار با کارگردان‌های خوب هستم؛ خیلی دلم می‌خواهد یک روز بتوانم با «کلینت ایستوود (بازیگر سه‌گانه‌ی مشهور یک مشت دلار، به‌خاطر چند دلار بیش‌تر و خوب بد زشت) کار کنم. فیلم‌های او داستان‌های فوق‌العاده‌ای دارند، به‌خوبی هم کارگردانی شده‌اند. من همیشه از دیدن فیلم‌های او لذت می‌برم.»

رامین جوادی درباره‌ی این‌که چقدر به جشنواره‌هایی مثل «گِرَمی» و «اِمی» اهمیت می‌دهد و از بین کارهایش کدام را بیشتر دوست دارد گفت: «نامزد شدن در این جایزه‌های معتبر واقعا غرور‌آفرین است. بعد از سال‌ها کار بی‌وقفه حس خوبی به آدم دست می‌دهد؛ اما مطمئن نیستم که این نامزد شدن‌ها دقیقا چه کمکی به پرکار شدن من در صنعت موسیقی فیلم می‌کند. فقط امیدوارم توجه فیلم‌سازان را به من جلب کند. از میان کارهایم «طبل را بزن» بیشتر مورد علاقه‌ام هست  شاید چون اولین فیلمی بود که برایش موسیقی ساختم. از طرفی من چون از بچگی عاشق کتاب‌های کمیک استریپ بودم، خیلی خوش‌به‌حالم شد که روی موسیقی فیلم‌های «مرد آهنی» و «بتمن آغاز می‌کند» کار کردم»

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هیچکس استیو جابز نمی شود

با کناره‌گیری «کریستین بیل» از بازی در نقش استیو جابزدر فیلم سینمایی «جابز»،‌ تولید این فیلم پرحاشیه، با مشکل جدیدی روبرو شده است. پیش از این «لئوناردو دی‌کاپریو» و «دیوید فینچر» در مقام بازیگر و کارگردان،‌ از این پروژه کناره‌گیری کرده بودند. این فیلم به تهیه‌کنندگی سونی پیکچرز قرار بود زمستان امسال کلید بخورد،‌ اما با توجه به اتفاقات جدید، ‌زمان قطعی آغاز فیلمبرداری مشخص نیست. چند ماه پیش و به دنبال شکست تجاری – هنری فیلم سینمایی «جابز» به کارگردانی «مایکل استرن» بود که مسئولان کمپانی سونی به فکر تولید روایت دیگری از زندگی «استیو جابز»،‌ البته این‌بار به شکلی حرفه‌ای‌تر و با عواملی مطرح‌تر افتادند. فیلم قبلی «جابز» که در سال ۲۰۱۳ ساخته و اکران شد،‌ توسط کارگردانی جوان و کم نام و نشان، که پیشتر تنها دو فیلم ناموفق در کارنامه‌اش داشت،‌ ساخته شده بود.    «اشتون کوچر» در این فیلم نقش «استیو جابز» را ایفا می‌کرد و فیلم به  داستان زندگی سازنده و مدیرعامل «اپل» از دوران نوجوانی تا تاسیس کمپانی بزرگش بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۰ می‌پرداخت. این فیلم نه در جشنواره‌های مهم شرکت کرد، ‌نه نظر مساعد منتقدان را در پی داشت و نه اینکه در گیشه موفق شد تماشاگران زیادی را به سمت خود بکشاند.  فیلم «مایکل استرن» در سینماهای آمریکا،‌ تنها ۱۶ میلیون دلار فروش کرد، ‌تا سایر کمپانی‌ها همچنان انگیزه ساخت یک فیلم پرسر و صدا و پرفروش از زندگی و کار «استیو جابز» را در سر داشته باشند. اما اوایل سال ۲۰۱۴ بود که مسئولان کمپانی سونی،‌ تصمیم گرفتند ساخت فیلم دیگری از «استیو جابز» را در دستور کار قرار بدهند. به همین خاطر،‌ آنها فیلمنامه‌ای از «آرون سورکین» را که بر اساس کتاب معروف زندگی‌نامه «استیو جابز» توسط «والتر ایزاکسون» نوشته شده بود، مبنای کار قرار دادند. اولین گزینه برای کارگردانی این اثر،‌ کسی نبود جز «دیوید فینچر»؛‌ فیلم‌سازی که پیش از این سابقه همکاری با فیلمنامه‌نویس کار یعنی «آرون سورکین» را در کارنامه‌اش داشت. فینچر و سورکین،‌ به عنوان کارگردان و فیلمنامه‌نویس، در سال ۲۰۱۰ فیلم سینمایی «شبکه اجتماعی» را بر اساس زندگی «مارک زاکربرگ»، ‌مدیرعامل و مالک فیس‌بوک تولید کرده بوند که حاصل آن سه اسکار، ‌از جمله جایزه بهترین فیلمنامه برای نویسنده‌اش بود. با این‌که برخی تهیه کنندگان فیلم «شبکه اجتماعی» مانند «اسکات رودین»، در تهیه فیلم جدید «جابز» نیز مشارکت داشتند و فینچر پیشتر با آنها سابقه همکاری داشت،‌ اما توافقات مالی حاصل نشد و این کارگردان معروف، ‌از این پروژه کناره‌گیری کرد. «زیاده خواهی»، چیزی بود که برخی مسئولان کمپانی سونی،‌ آن‌را دلیل اصلی همکاری نکردن «دیوید فینچر» با پروژه «جابز» عنوان کردند. به گفته آن‌ها،‌ فینچر برای کارگردانی این فیلم مبلغ ۱۰ میلیون دلار پیش پرداخت به اضافه کنترل کامل بر شیوه بازاریابی فیلم را درخواست کرده بود؛ مسئله‌ای که برخی مسئولان سونی، ‌آن‌را «احمقانه» خوانده بودند چرا که به گفته آن‌ها،‌ فیلم «جابز» یک «بلک باستر» مانند «ترانسفورمرز» و «کاپیتان آمریکا» نیست که چنین مبالغ بالایی برای آن پرداخت شود. اما بعد از «دیوید فینچر»،‌ نوبت به «دنی بویل» کارگردان فیلم‌هایی مانند «میلیونر زاغه نشین» و «۲۸ روز بعد» رسید تا روی صندلی کارگردانی «جابز» بنشیند؛ این کارگردان بریتانیایی تبار،‌ با این‌که «کریستین بیل» گزینه اصلی «دیوید فینچر» برای ایفای نقش «استیو جابز» بود،‌ به سراغ «لئوناردو دی‌کاپریو» رفت تا او را برای بازی در این نقش راضی کند. بویل و دی‌کاپریو، سال‌ها پیش در فیلم «ساحل» با هم همکاری کرده بودند، ولی این سابقه مشترک هم باعث نشد تا بازیگر محبوب «مارتین اسکورسیزی»،‌ راضی به همکاری دوباره با بویل شود. «دی‌کاپریو» با انصراف از بازی در نقش «استیو جابز» گفته بود که می‌خواهد مدتی طولانی از بازیگری کناره گیری کند. پس از این انصراف، «دنی بویل» و مسئولان سونی به سراغ گزینه‌هایی چون «مت دیمون»،‌ «بردلی کوپر» و نیز گزینه قبلی فینچر یعنی «کریستین بیل» رفتند. پس از مذاکره و توافق اولیه با «کریستین بیل»،‌ «آرون سورکین» نویسنده فیلم‌نامه «جابز» درباره انتخاب این بازیگر گفت: «ما بهترین بازیگر حال حاضر را در یک بازه سنی مشخص می‌خواستیم. کریستین بیل برای ایفای این نقش نیازی به تست نداشته و تنها یک جلسه بین ما برگزار شده است.» «سورکین» همچنین، درباره دشواری این نقش و لزوم توانایی بازیگر انتخاب شده،‌ گفته بود: « کریستین بیل در این فیلم به قدری دیالوگ دارد که سه فیلم مختلف بصورت یک‌جا این مقدار دیالوگ را ندارند. او دائما در حال قدم زدن و حرف زدن است و تقریبا هیچ صحنه‌ای در فیلم نیست که او در آن حضور نداشته باشد.» اما با این‌که همه چیز طبق برنامه پیش می‌رفت و مسئولان کمپانی سونی از دراختیار داشتن «بتمنِ»سینما در نقش سازنده «اپل»، خشنود به نظر می‌رسیدند،‌ ولی گفته شد که «کریستین بیل» نیز از بازی در فیلم «جابز» انصراف داده است. او درباره دلیل انصرافش فقط یک جمله گفته بود: «من برای بازی دراین نقش مناسب نیستم.» اما داستان فیلم «جابز»؛ به گفته فیلم‌نامه‌نویس، شما با یک اثر زندگی نامه‌ای روبرو نخواهید بود و فیلم قرار نیست داستان زندگی «استیو جابز» باشد.   فیلم «دنی بویل»، در سه دوره مختلف روایت خواهد شد. این فیلم سه سکانس طولانی دارد که هر سه در زمانی واقعی، به تصویر کشیده می‌شوند.   به گفته «آرون سورکین»،‌ فیلمنامه‌نویس اثر،‌ این سه صحنه درست پیش از ارائه سه محصول مهم «اپل» و در زمانی واقعی اتفاق می‌افتند؛ یکی در زمان  عرضه اولین کامپیوتر «مکینتاش» در ۱۹۸۴، دومی در زمان عرضه محصولی از سوی شرکت «نکست« در سال ۱۹۹۰ و سومی در زمان عرضه اولین «آی‌پاد» در سال  ۲۰۰۱ میلادی. سورکین، برای نوشتن فیلمنامه این فیلم، به غیر از استفاده از کتاب زندگی‌نامه «جابز» نوشته «والتر ایزاکسون»، با آدم‌های مختلفی که هر یک به شکلی با جابز در ارتباط بودند، از جمله «استیو وزنیاک» دیگر موسس «اپل» نیز دیدار کرده است. اما با این‌که بازیگر جانشین «کریستین بیل» برای بازی در نقش «استیو جابز» هنوز مشخص نشده، ولی برخی سایت‌ها از حضور «مایکل فاسبیندر» بازیگر فیلم‌هایی چون «۱۲ سال بردگی» و «حرام‌زاده‌های لعنتی»، در این نقش خبر داده‌اند. ضمن این‌که نقش «استیو وزنیاک»، شریک قدیمی «استیو جابز» را نیز،‌ «ست روگن»، بازیگری که بیشتر نقش‌های کمدی در کارنامه‌اش دیده می‌شود، ‌بازی خواهد کرد.

مروری بر هنر در هفته اول مرداد

این هفته مروری خواهیم داشت بر مرگ امی واینهاوس، خواننده جنجالی بریتانیایی و لوسین فروید نقاش انگلیسی. همچنین از آخرین اخبار فیلم جدید اصعر فرهادی و اظهار نظر مانی حقیقی در مورد نمایش فیلمش در تلویزیون مطلع می شوید. اگر از طرفداران جنیفر لوپز هستید جدیدترین خبر خواننده مورد علاقه تان را نیز در اینجا مشاهده خواهید کرد.
آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید لا لا لند جوایز گلدن گلاب را درو کرد رنگ زیبای سینمای بالیوود «تلفن همراه رییس جمهور» اکران نشده، جنجالی شد توقیف یا غیر توقیف؟ دنیای هنر در هفته سوم مهر

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
در تالار قشقایی ببینیم چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ بادها برای ما می وزند تماشای تئاتر در خانه " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید!

مدونا خواننده زن آمریکایی قرار است در شهر استانبول کنسرت برگزار کند ولی اجرای این کنسرت کمی با جنجال روبرو شده است. یکی از این جنجالها خبرهایی است که خود این خواننده آنها را تایید کرده است. علاوه بر هزینه های ترکها خود مدونا به همراه ۳ هواپیما و ٤٥ تریلی حامل وسائل مربوط به اجرای کنسرت به استانبول خواهد آمد. باری که مدونا همراه خود خواهد آورد معادل ۹۰ تریلی است! گفتنی است استانبول اولین ایستگاه تورنمنت اروپایی خواننده آمریکایی خواهد بود. این خواننده و تیمش که همراه خود همه چیز حتی مبلمان پشت صحنه را خواهند آورد، قرار است غذا و نوشیدنی را نیز خودشان تهیه کنند. به همین دلیل تنها چیزی که از برگزارکنندگان در ترکیه دارند، یخچال است.  قرار است فرد با تجربه ای در ترکیه در زمینه مواد غذایی، مدونا و اکیپش را راهنمایی کند. مدونا درخواست کرده تا اتاق پشت صحنه اش با رنگ قهوه ای مفروش شود. بنا به خواسته مدونا در این اتاق گلهای طبیعی قرار داده خواهد شد. سالن فیتنس نیز از دیگر خواسته های مدوناست که در محل برگزاری کنسرت آماده می شود. برای سهولت رفت و آمد اکیپ فنی نیز در استادیوم محل کنسرت از ماشین های مخصوص زمین گلف استفاده خواهد شد.

كنسرت زمانه گروه كامكارها

كنسرت موسیقی كردی، فارسی گروه كامكارها  14،15 و 16 مهر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی، ساعت 21 برگزار می شود. این كنسرت یادبودی برای مادر كامكارها است كه به احترام ایشان (زمانه) نامگذاری شده و قطعه زیبایی كه به یاد ایشان ساخته شده، اجرا می شود.
ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت چکناواریان در تالار وحدت کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود گروه دارکوب می کوبد گرانترین آلبوم موسیقی جهان

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری

گالری سین، این بار با نمایشگاه نقاشی سروش دبیری به نام پنجره ها پذیرای شما علاقه مندان خواهد بود. افتتاحیه این نمایشگاه، روز جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر خواهد بود. این نمایشگاه تا تاریخ 11 دی ماه، از ساعت 3 تا 7 عصر ادامه خواهد داشت.

نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

نمایشگاه نقاشی ندا تولایی  در نگارخانه سین افتتاح شد. علاقه مندان می توانند تا تاریخ 30 آبان ماه برای بازدید از نمایشگاه به نگارخانه سین مراجعه کنند.
عکسهای بی نظیر از ایران زیبا نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید نگارخانه سین – گشایش

ادبیات

20 سفرنامه معاصر ایرانی

ادبیات کهن فارسی دارای نمونه‌های فراوانی از سفرنامه است که معروف‌ترین آنها را هزار سال پیش ناصر خسرو، حکیم ایرانی به نثر نوشته و شاعرانی چون خاقانی و نزاری قهستانی  سفرنامه‌ نیما یوشیج از نیما یوشیج، که به عنوان پدر شعر نوی فارسی شناخته شده، یادداشت‌ها و نامه‌هایی باقی مانده که او در مدت اقامتش در برخی شهرهای شمال ایران در سال‌های ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ نوشته است. نیما پس از ترک وزارت مالیه تقریبا بیکار بود و هر جا همسرش مأموریت می‌یافت، همراه او سفر می‌کرد: "بعد از یک ماه سرگردانی حالیه در رشت زندگی می‌کنم. زنم مدیره مدرسه دارالمعلمات است. عالی‌ترین مدرسه این شهر. و شخصا خودم بیکار." یا در لاهیجان می‌نویسد: "روزی نیست که من به چیزهای تازه برنخورم. طبیعت، اسباب تفریح را کاملا برای من مهیا کرده است." سفرنامه محمدعلی فروغی محمد علی فروغی (ذکاءالملک)، از رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی، از آذر ۱۲۹۷ تا مرداد ۱۲۹۹، تقریبا دو سال، جزو هیأت ایرانی برای شرکت در کنفراس صلح پاریس عازم فرانسه شد. اما با وجود طرح دعاوی مالی و سیاسی ایران در این کنفرانس، هیأت اعزامی این کشور نتوانست در زمینه دریافت خسارات دیده شده از جنگ جهانی اول موفق شود. پس از این کنفرانس، این سیاست‌مدار و نویسنده ایران دو سال در اروپا ماند و در این مدت یادداشت‌های روزانه‌ای نوشت که در آنها علاوه بر مسائل سیاسی و برخی نکات فرهنگی را نیز شرح داد. این یادداشت‌ها از سوی گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و انتشارات سخن در تهران منتشر شده است.   سفرنامه‌های جلال آل‌احمد  از جلال آل‌احمد، نویسنده ایرانی، چندین سفرنامه بر جای مانده نظیر "سفر روس"، "سفر آمریکا"، "سفر به ولایت عزراییل" (سفرنامه اسرائیل)، "جزیرهٔ خارک، درّ یتیم خلیج فارس"، "تات‌نشین‌های بلوک زهرا" و "اورازان". در این میان "خسی در میقات" از همه جنجالی‌تر است که آل‌احمد آن را طی سفرش به مکه در سال ۱۳۴۳ نگاشته است. نامه‌های سیمین دانشور سیمین دانشور، داستان‌نویس ایرانی، گرچه کتابی مستقل به صورت سفرنامه منتشر نکرده، اما می‌توان نامه‌هایی را که او طی اقامتش در آمریکا خطاب به جلال آل‌احمد، همسرش نوشته، به گونه‌ای سفرنامه دانست. دانشور در این نامه‌ها، به غیر از مسائل خانوادگی، به شرح اتفاقات و شرایط زندگی خود در آمریکا می‌پردازد. او در سال ۱۳۳۱ برای گذراندن دوره‌ ۹ ماهه نویسندگی در دانشگاه استنفورد به آمریکا رفته بود.   سفیر سیمرغ این مجموعه، سفرنامه محمدعلی اسلامی ندوشن به چند کشور جهان و چند شهر ایران است که نخست در مجله یغما و سپس توسط انتشارات توس در اسفند ۱۳۵۲ به صورت کتاب منتشر، و در چاپ‌های بعدی، سفرنامه چند کشور به آن افزوده شد. اسلامی ندوشن سفرنامه‌های دیگری نیز منتشر کرده که از آن میان می‌توان به "آزادی مجسمه" (سفرنامه آمریکا)، "در کشور شوراها" (سفر به‌ روسیه‌، ازبکستان‌، تاجیکستان‌) و "کارنامه‌ سفر چین" اشاره کرد.‌   آینه‌های دردار هوشنگ گلشیری سفرنامه خود به اروپا را در قالب رمان "آینه‌های دردار" منتشر کرده است. البته خود گلشیری معتقد بود که این کتاب "به ظاهر سفرنامه" است. حسین سناپور، نویسنده و از شاگردان گلشیری، درباره این رمان نوشته است: "شخصیت اصلی داستان مردی نویسنده بود در حال سفر به خارج از کشور، برای داستان خوانی در جمع ایرانی های مقیم خارج. او در این سفر و بعد از بازگشت هم، از خود می پرسید که کیست و کجایی است. پاسخ هم در نهایت چیزی نبود جز همان وابستگی به زبان و نوشتن داستان از مردم و خود انسان اینجایی، که اتفاقاً در نگاه داستان این خود تکه‌تکه بود و با همین زبان فارسی به هم چفت و بست پیدا می کرد."   از دیروز تا امروز مجموعه مقاله‌ها و سفرنامه‌های جعفر شهیدی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی است که قبل از آن در نشریه‌های فرهنگی چاپ شده است.   سفرنامه ابوالقاسم انجوی شیرازی ابوالقاسم انجوی شیرازی، ادیب و مردم‌شناس ایرانی، در سال ۱۳۴۴ به مدت ۲۷ روز به آذربایجان و کردستان سفر کرد و یادداشت‌های این سفر را در همان سال با عنوان "گذری و نظری" به تدریج در هفته‌نامه فردوسی منتشر کرد. این سفرنامه بعدها در اواخر دهه شصت در قالب کتابی با عنوان "گذری و نظری در فرهنگ مردم" در کنار دیگر مطالب مربوط به فرهنگ عامه ایران گردآوری شد. انجوی شیرازی در بخشی از این سفرنامه می‌نویسد: "برای ما گشت و گذار و سیر و سیاحت در این نقطه از خاک مملکت بسیار مغتنم بود. زیرا که شاید در مدت عمر، یک بار چنین اتفاقی بیفتند و چند تا بچه تهران قدمشان به دشت مغان برسد."   در روز بازار زمانه این کتاب یادداشت‌هاى سفر جلال ستارى، مترجم و اسطوره‌شناس ایرانی است به کشورهایی مثل ژاپن، چین، بریتانیا، فرانسه، سوئیس و آلمان. ستاری در مقدمه این کتاب می‌نویسد: "به گمانم هیچ سفرکرده‌ای از وسوسه قیاس خود با غیر برای شناخت بهتر خویش یا وی، فارغ نبوده است. گرچه گاه با پیشداوری در اعتقاد به حقانیت و مسلکش راسخ‌تر شده است، اما همین گرایش سترون و نیم‌بند و خام نیز معلوم می‌دارد که خودشناسی جز از راه غیرشناسی ممکن نیست و تنها با کشف جهان و شناخت ناشناخته‌ها می‌توان به کشف و شناخت خود نایل آمد."   سفرنامه‌های ایرج افشار ایرج افشار، ایران‌شناس و کتاب‌شناس ایرانی، که از جوانی به گفته خود سفر را "پیشه خود کرد"، سفرنامه‌های مختلفی را درباره ایران و جهان منتشر کرده که برخی از آنها در قالب یادداشت و برخی دیگر به صورت نامه‌نگاری است. از افشار ده‌ها سفرنامه بر جای مانده که بخشی از آنها در کتاب‌های "بیاض سفر"، مجموعه "سواد و بیاض" و "گلگشت در وطن" و همچنین مجلات فرهنگی چاپ شده است.   ره‌آورد حکمت شرح مسافرت‌ها و سفرنامه‌هاى علی‌اصغر حکمت، سیاست‌مدار و ادیب ایرانی است که به اهتمام محمد دبیرسیاقى به چاپ رسیده است. حکمت چهار بار به هند سفر کرد که گزارش سه سفر را در یادداشت‌های خود آورده‌ است.   س‍ف‍ر م‍ص‍ر و ح‍الات‌ م‍ن‌ در طول‌ س‍ف‍ر شرح سفر رض‍ا ب‍راه‍ن‍ی، نویسنده و منتقد ادبی،‌ است در اواخر دهه چهل که اولین بار در سال ۱۳۵۱ منتشر شد. این سفرنامه پس از انقلاب ایران به همراه مقاله‌ای دیگر درباره موضع جلال آل‌احمد درباره فلسطین در کتابی با عنوان " سفر مصر و جلال آل‌احمد و فلسطین" تجدید چاپ شد.   زین دایره مینا سفرنامه محمدجعفر یاحقی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، است به شهرهای مختلف ایران و جهان: از پکن و کلکته و بانکوک تا ونیز و لندن و تورنتو؛ از طبس و بوشهر و یاسوج تا اهواز و سوسنگرد.   گ‍زارش‌ س‍ف‍ر ه‍ن‍د غ‍لام‍ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍دی‍ق‍ی، به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنفرانس ملت‌های آسیایی در سال ۱۳۲۶ به مدت نزدیک به سه ماه به هند سفر کرد و شرح سفر خود را در این کتاب به ثبت رسانید. این سفرنامه به غیر از ارائه اطلاعاتی در زمینه فعالیت هیأت ایرانی در هند، گزارشی از وضعیت آموزشی و فرهنگی این کشور به دست می‌دهد.   روزنامه سفر میمنت‌اثر ایالات متفرقه امریغ  این کتاب سفرنامه احمد شاملو، شاعر ایرانی، به آمریکاست که به صورت طنز نوشته شده است. شاملو خود می‌گوید که همواره بر این اعتقاد بوده که خودکامگان حاکم بر ایران یکی پس از دیگری "سفیه‌تر" بوده‌اند و همیشه مایل بوده بر تاریخ این حاکمان "نظیره‌ای" بنویسد که "این فرصت در آمریکا دست داد". شاملو برای نگارش این سفرنامه، نگاهی به "روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه" از سفرنامه‌های دوران قاجار، و همچنین کتاب "خاطرات امیراسدالله اعلم" داشته است.   سفرنگاره شامل مجموعه عکس و خاطرات بهمن نامورمطلق، معاون پیشین میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر، از برخی مناطق ایران از جمله در منطقه گچسر و کوهرنگ در چهارمحال بختیاری است. نویسنده در پیشگفتار کتاب با عنوان "خاطره ــ متن سفرهای تنهایی" درباره سبک سفرنامه‌نویسی خود نوشته است: "هر یک از این سه سفرنگاره‌ها متاثر از یک رویکرد ویژه مطالعه و نقد ادبی ــ هنری بوده است. سفر مربوط به باداب‌سورت بیشتر در حال و هوای مربوط به بینامتنی نوشته شده است. سفرنامه دوم، یعنی یخ‌مراد متاثر از نقد اسطوره‌ای است. و در سفرنگاره کوهرنگ بیش از هر رویکردی متوجه نقد جغرافیایی بوده‌ام."   سفرنامه‌های جلال‌الدین کزازی جلال‌الدین کزازی، نویسنده و مترجم و استاد پیشین دانشگاه، علاوه بر نگارش و کتاب‌هایی در زمینه ادبیات، سفرنامه‌هایی را نیز منتشر کرده که آخرین آنها "یورک‌نامه نو"، روایت منظوم وی از سفر به نیویورک است. کزازی همچنین "روزهای کاتالونیا" (سفرنامه اسپانیا)، "دیدار با اژدها" (سفرنامه چین) و "از دهلی نو تا آتن کهن" (سفرنامه هندوستان، یونان، ارمنستان و تاجیکستان) را منتشر کرده است.   سفر با حاج سیاح این کتاب را که نوشته احسان نوروزی است می‌توان یکی از نمونه‌های سفرنامه‌نویسی نسل جدید ایران دانست. نویسنده در سفری به اروپا در سال ۲۰۱۰ به همان شهرهایی سفر کرده که "حاج سیاح" سفرنامه‌نویس ایرانی دوران قاجار در دهه ۱۸۶۰ رفته بود. محمدعلی سپانلوی فقید در مراسم رونمایی این کتاب گفت که نویسنده "از خاطره‌نویسی و گزارشگری خارج می‌شود و شرایط را در منظری تاریخی نگاه می‌کند."   مارک و پلو این کتاب جلد اول از مجموعه سفرنامه‌های منصور ضابطیان، مجری برنامه تلویزیونی "رادیو هفت" است که دو جلد دیگر این مجموعه با عنوان "مارک‌ دوپلو" و "برگ اضافی" منتشر شده است. نویسنده درباره جلد سوم سفرنامه‌اش گفته که ریتم نوشتن را تندتر کرده چون احساس كرده "جامعه استتوس‌خوان امروز حوصله خواندن يك بخش ۲۰ صفحه‌ای را درباره يك كشور ندارد." عکس اتومبیل و موتور برادران امیدوار از مشهورترین جهانگردان ایرانی

۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت

با این‌که در سالیان اخیر آثار هدایت چندان اجازه‌ی انتشار نیافت اما نقدهای بسیاری بر آثار و زندگی هدایت نوشته شد که نشان از اهمیت این نویسنده ی شهیر ایرانی دارد. صادق هدایت در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. بسیاری او را از پیش‌گامان داستان‌نویسی نوین ایران دانسته‌اند. آن‌چه بی‌شک موجب شهرت جهانی هدایت شده است، رمان ِ «بوف کور» این نویسنده است. رمان بوف کور به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است. مصطفی فریدون فرزانه از دوستان هدایت در کتاب «آشنایی با صادق هدایت» تاریخ انتشار این رمان را سال ۱۳۰۹ می‌داند. آغاز کتاب بوف کور شاید از معروف‌ترین جملاتی باشد که در ادبیات فارسی میان مردم دست به دست شده و استفاده شده است. «در زندگی زخم‌هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله‌ی افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تاثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.» پدرش هدایت قلی‌خان (اعتضاد‌الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم در دوره ناصرالدین‌شاه) بود و نام مادرش زیورالملوک. اجدادش از رجال معروف عصر ناصری بودند و جد اعلای هدایت «رضاقلی‌خان هدایت» از رجال معروف ناصرالدین‌شاه و صاحب کتاب‌هایی چون مجمع‌الصفا و اجمل‌التواریخ بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. صادق هدایت شش ساله بود که تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ی علمیه‌ی تهران شروع کرد و دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند. مدتی به خاطر بیماری ِ چشم مدرسه را رها کرد اما در سال ۱۲۹۶ در مدرسه‌ی «سن‌لویی» که مدرسه‌‌ی فرانسوی‌ها بود مشغول به تحصیل شد. در این مدرسه بود که به گفته‌ی هدایت او با ادبیات جهان آشنایی ابتدایی پیدا کرد.... فرج سرکوهی نویسنده و منتقد ادبی در مورد مرگ هدایت چنین می‌گوید: «غروب روز ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ ، ۹ آوریل ۱۹۵۱، صادق هدایت پس از سوزاندن برخی آثار منتشر نشده خود، در آپارتمانی در خیابان شامپونیه پاریس خوکشی کرد اما خودکشی فرهنگی او با مرگ شور نوشتن و شوق خلاقیت در او، از حدود ده سال پیش آغاز شده بود و هدایت در این ده سال، از ۲۰ ۱۳تا ۱۳۳۰، جز داستان کم ارزش «حاج آقا»، چند داستان کوتاه و چند ترجمه اثری درخور آثار پیشین خود خلق نکرده بود. صادق هدایت تنها بزرگ‌ترین و خلا‌ق‌ترین نویسنده معاصر ایران نیست که به علاوه، هم در آثار و هم در زندگی و مرگ خود، چون آهوی معروفی که نقاشی کرده است، نماد محزون و نجیب غربت روشنفکر مستقل، نقاد، خلاق و نوآور ایرانی، نماد زندگی تبعیدی در میهن و نماد انزوائی است که شکاف بین مردم و روشنفکر و بیگانگی فرهنگ غالب بر جامعه با روشنفکران مستقل، براین گروه کم شمار تحمیل و غربت در وطن، انزوا، سرخوردگی، یاس و تنهائی را به سرنوشت محتوم آنان بدل می کند.»
داستانک: عاشق یادداشتهای ژوزه روز ملی عطار کودکانه زیستن اول اردیبشهت، روز ملی سعدی