1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جسد ایمی واینهاوس (Amy Winehouse) عصر روز دوشنبه 23 جولای در آپارتمانش در لندن پیدا شد.

به گزارش بی بی سی، پلیس لندن تایید کرد که زنی بیست و هفت ساله در منطقه کمدن در لندن از دنیا رفته است و دلیل مرگ او هنوز معلوم نیست. اورژانس لندن نیز اعلام کرد که دو آمبولانس را در ساعت سه و پنجاه و چهار دقیقه بعد از ظهر به آپارتمان این خواننده فرستاده اما آنها هنگامی آن جا رسیدند که او مرده بود.

ایمی واینهاوس یکی از موفق‌ترین و مشهورترین خواننده‌های زن در بریتانیا بود و با انتشار اولین آلبومش با نام فرانک، در سال ۲۰۰۳ و هنگامی که تنها ۲۰ سال سن داشت به شهرت رسید. اما دومین آلبوم ایمی واینهاوس با عنوان بک تو بلک (بازگشت به سیاهی) بود که در سال ۲۰۰۶ او را در به یک ستاره جهانی بدل کرد. ایمی واینهاوس برای این آلبوم پنج جایزه گرمی برد و این آلبوم در همان سال به عنوان پرفروش‌ترین آلبوم سال دست یافت.

هنوز علت مرگ اعلام نشده است، اما این خواننده با اعتیاد به الکل و مواد مخدر دست به گریبان بود و این مشکل بر نبوغ هنری او سایه افکنده بود. او معمولا روی صحنه مست دیده می‌شد و به همین دلیل ناچار شد ماه گذشته کنسرت خود در صربستان را لغو کند.

در این کنسرت او یک ساعت و نیم روی صحنه زمزمه می‌کرد و بخش‌هایی از آهنگ‌هایش را می‌خواند و گاهی صحنه را ترک می‌کرد. خانم واینهاوس آخرین بار چهارشنبه شب، همراه با دیان برومفیلد، خواننده نوجوانی که تحت حمایتش بود، در سالن راوند‌هاوس در کمدن بر صحنه حاضر شد. او با دیان برومفیلد بر روی صحنه رقصید و از جمعیت خواست تا آلبوم این دختر نوجوان را بخرند.

زمانی که او مجموعه کنسرت اروپای خود را لغو کرد، سخنگویش گفت که همه می‌خواهند هرکاری درتوان دارند انجام دهند تا "کمک کنند او به دوران اوج خود بازگردد."

 

دیدگاه‌ها  

0 # ti ti 1390-05-02 12:27
.hala majbor bodi in ghadr bekeshi ke bemirio maro azadar koni
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Xmen 1390-05-02 12:49
live fast die young!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # تینا 1390-05-02 13:26
we only said goodbye with words I died a hundred time.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تنبل 1390-05-02 14:31
.tina joon behet tasliat migam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zahra 1390-05-02 15:17
vaaaaaaaaaa che maskhare.maraz dashte mast mikarde mirafte ro sahne.hagheshe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ehsan 1390-05-12 01:08
zahra khanoom vaaaaaaaaaaaton bi bala
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ehsan 1390-05-12 01:10
un mord rahat shod be ma che
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # لـادیز 1390-06-21 20:13
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

تا پایان دنیا چکار کنیم؟

  حتما شما هم اینروزها شنیده اید که قرار است دنیا تا چند هفته دیگر به پایان برسد. 21 دسامبر 2012 روزی است که بعضی از دوستان ما منتظر اتمام دنیا به شکلی که ما می شناسیم هستند. باور داسته باشید یا نه، به این دوستانتان برای عقاید خرافیشان (بنظر شما البته) بخندید یا در تنهایی خود احتمال وقوع این مسئله را بدهید یا نه آخر الزمان یا پایان دنیا یکی از ترسها و نگرانی نوع بشر از آغاز زندگی تا کنون بوده است. روایتها، داستانها و فیلمهای بسیاری بر این اساس ساخته شده اند که زندگی بازماندگان از حوادث مهلک و یا نوع پایان دنیا را برای ما روایت نموده اند. با افزایش نگرانی ها درباره پایان جهان بدلیلی بیماریها و آلودگی های زیست محیطی  در دو دهه اخیر سینماگران نیز بیکار نبوده اند و فیلمهای بسیاری در این زمینه تولید نموده اند. با هم نگاهی می اندازیم به بهترین فیلمهای آخر الزمانی بیست سال اخیر دنیای سینما. بسیاری از این فیلمها را شما نیز دیده اید. بما بگوئید کدام یک را دیده اید و کدام نظر شما را بیشتر بخود جلب نموده است. اصلا شاید برای اینکه ایده بهتری از آخر الزمان داشته باشیم بهتر است از اندک فرصت باقیمانده استفاده نموده و همه این فیلمها را ببینیم. پایان روزها آرنولد در نقش جریکو، افسر سابق پلیس که وظیفه محافظت از یک جوان کاریزماتیک را بعهده دارد ظاهر می گردد. جوان در حقیقت خود شیطان است که قرار است با آمیزش با یک زن فرزند شیطان متولد گردد تا دنیای را که میشناسیم تبدیل به جهنم نماید. صحنه های بیاد ماندنی فیلم و ریتم خوب فیلم باعث میشود تا مدتها بیاد بیننده بماند. تاثیر نهایی سیاره کوچکی در راه برخورد به زمین است و این برخورد به انهدام زمین منجر خواهد شد. تنها راه چاره انهدام سیاره مهاجم قبل از برخورد به زمین است. تاثیر نهایی کمی ترسناک و فیلمی بسیار قوی است و شما را در موقعیت تصمیم گیری در چنین وضعیتهایی قرار می دهد.   ادراک نیکلاس کیج در نقش یک پرفسور ستاره شناسی کپسولی را می یابد که چند دهه قبل در دبستان محل تحصیل تنها پسر خردسالش در یک گنجه پنهان شده است و شامل نقاشی های کودکان همان دبستان است. یکی از برگه ها در اصل تنها شامل شماره هایی است که در نگاه اول بسیار به یکدیگر بی ربط می نمایند اما در حقیقت هر شماره تاریخ یک رخداد فاجعه بار در گذشته و آینده است.  فیلم بسیار پر کشش و خوش ساخت است و پایان آن تا مدتها ذهن شما را بخود مشغول خواهد داشت.   روزی که زمین ایستاد کیانو ریوز ستاره سه گانه ماتریکس در این فیلم در نقش کلاتو یک موجود فرازمینی ظاهر میشود که به سیاره ما آمده است تا پیغام بسیار مهمی را به ما برساند: در صلح زندگی نمایید یا همه از بین خواهید رفت. نگاه فلسفی فیلم و جلوه های ویژه فیلم را به یکی از بهترینها در این فهرست تبدیل می نماید.   پس فردا دنیای ما در این فیلم نه با برخورد سیارگان از بین می رود نه با هجوم موجودات فرا زمینی، چیزی که باعث نابودی زندگی بروی سیاره زمین میشود گرم شدن هوا و آلودگی های زیست محیطی میباشد که بدست خود نوع بشر بوجود آمده است. نماهای زیبایی که از شهر نیویورک در زیر پتویی از برف و یخ گرفته شده به تنهایی ارزش دیدن فیلم را بسیار بیشتر می نماید.   جنگ دنیاها تام کروز در این فیلم سراسر هیجان سعی می کند دختر و پسر خود را از چنگ موجودات فرازمینی که بدنبال شکار تک تک انسانها می باشند نجات داده و به منطقه امن برساند. آنچه این فیلم را متمایز می نماید جلوه های گرافیکی بالای فیلم می باشد. اگر از دوستاران کارهای استیون اسپیلبرگ می باشید حتما این فیلم را از دست ندهید.   من یک افسانه هستم این فیلم شاید از جمله بهترین کارهای ویل اسمیت بازیگر سری فیلمهای مردان سیاه پوش است. در این فیلم او نقش یک دانشمند را بازی می کند که احتمالا آخرین انسان باقی مانده از یک ویروس بسیار کشنده در نیویورک است. بازی تحسین شده ویل اسمیت در کنار فضا سازی ماهرانه شهر نیویورک در بعد از وقوع فاجعه آخر الزمانی در حالیکه موجودات عجیب الخلقه تمام ساکنان شهر را تشکیل می دهند این فیلم را دراین لیست متمایز نموده است.   فرزندان انسان در دنیای فرسوده از جنگ، آلودگی و تروریزم اتمی انسانها توانایی باروری را از دست داده اند. آنگاه که یک فعال صلح  دختر جوان بارداری را پیدا می کند سعی می نماید او را به جای امنی انتقال دهد به امید آنکه کودکی که در راه است پاسخهایی برای دنیای آینده بشریت داشته باشد. فضا سازی بی مانند، خط داستانی متمایز و بازیهای بی نقص فیلمی بیاد ماندنی را بوجود آورده که از بازبینی آن خسته نخواهید شد.   28 روز بعد یک ویروس کشنده بسرعت پخش میشود و همه کسانی را که دچار این ویروس گشته اند را به جنون آدمکشی دچار نموده است. چند نفر در شهر لندن جنون زده باید برای بقای خود و فرار از دست مجنونان این شهر وبقیه مشکلات فرار نمایند. صحنه های پایانی فیلم از بهترین اندینگهای فیلمهای این فهرست است.   کتاب الیا شاید بهترین فیلم ساخته شده در این ژانر کتاب الیا باشد. داستان فیلم در دنیای پس از آخر الزمان و معدودی باقیمانده از آن است. دنزل واشنگتن در نقش الیا باید کتاب گرانبهایی را به دست افرادی در غرب آمریکا برساند تا راهی باشد برای آینده نوع بشر. داستان، صحنه پردازی زیبا و بازی بسیار خوب دنزل واشنگتن این فیلم را یکی از محبویترین فیلمهای چند  دهه اخیر ساخته است. مطمئن باشید این فیلم شما را نیز مدتها به فکر وادار خواهد نمود.   ترمیناتور 2 آرنولد در این فیلم در نقش قهرمانی ظاهر میشود که باید جان کانر جوان را از دست ماشینهای بد طینت که از آینده برگشته اند حفظ نماید. این فیلم یکی از بهترین فیلمهای اوایل دهه نود میلادی بود که ابعاد جدیدی از جلوهای ویژه را به دنیای هنر معرفی نمود.   2012 بر اساس پیشگویی های قوم مایا جهان در سال 2012 میلادی به پایان میرسد. دانشمندان چند سال زودتر از  2012  بر اساس تغییرات آب و هوایی این واقعه را تایید می نمایند و چند کشتی بزرگ با ظرفیت دهها هزار نفر را آماده می نمایند تا بتوانند جان تعدادی از ساکنان کره زمین را نجات دهند. واقعه غرق شدن حیات در 21 دسامبر اتفاق می افتد. بد نیست محض تغییر هم که شده این فیلم را در همان روز تماشا نمایید.   مالیخولیا این فیلم در حقیقت به رابطه و رفتار انسانها در مدتی قبل ازبرخورد سیارکی سرگردان به زمین است. داستان دو خواهر و شوهر و پسر یکی از خواهران و عروسی خواهر دیگر و رفتار عجیب و غریب او فیلمی دیدنی و دلهره آور از دنیا قبل از آخرالزمان است. در این فیلم خبری از جنگ، ویروس و کشت و کشتار نیست و وخط داستان شاید بشما این حس را القا نماید که یک فیلم خانوادگی خسته کننده را نگاه می نمایید اما بموقع خود آدرنالین خون شما را بسقف می چسباند. این فیلم شاید بهترین انتخاب فیلم برای این روزهای به اصطلاح پایان دنیایی باشد.

نگاهی به فیلم رگ خواب»

«رگ خواب» ساخته حمید نعمت‌الله که این روزها در اکران سینمایی اش در ایران مقبول تماشاگران بوده و فروش خوبی داشته، پنج شنبه شب، جوایز اصلی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی از جمله بهترین فیلم سال را هم به دست آورد. «بوتیک» اولین ساخته حمید نعمت‌الله، نشان از تولد یک فیلمساز مستقل جوان داشت که می‌خواهد فارغ از هیاهو به لحظه‌ها و آدم‌هایی توجه کند که کم‌تر روی پرده آمده‌اند. نعمت‌الله سال‌ها بدون جنجال به کار خود ادامه داد تا امروز که به فیلم «رگ خواب» رسیده: فیلمی‌ که بر پرده سینماهای ایران، پر سر و صداتر از قبلی‌ها به نظر می‌رسد؛ با بازی تحسین شده لیلا حاتمی( برنده جایزه جشنواره فجر) و صدای همایون شجریان که بخشی از مطرح شدن و فروش فیلم را می‌توان مدیون آن فرض گرفت. نعمت‌الله در بوتیک - به رغم شخصیت محوری گلشیفته فراهانی- دنیای مردانه‌ای خلق کرده بود که می‌شناخت(خوب هم می‌شناخت)، این بار اما در رگ خواب به دنیای زنانه‌ای پا گذاشته که خالق شخصیت‌هایش (فیلمنامه نویس) معصومه بیات، همسر اوست. از این رو از ابتدا با دنیای یک زن و مواجهه او با جهان مردانه اطرافش روبه‌رو هستیم. پرداختن به درونیات یک زن و تصویر کردن کورسوی امید بخش عشقی که خیلی زود خاموش می‌شود، شخصیت اصلی شکننده ای را روایت می‌کند که خیلی زود در برابر مشکلات از هم می‌پاشد. در واقع با آن که فیلم درباره زنان حرف می‌زند- و به شکلی به دلیل منفی بودن تمام مردانی که در فیلم می‌بینیم یا درباره آنها می‌شنویم، می‌توان آن را «ضدمرد» هم توصیف کرد؛ شاید در جست و جویی آرمانی در راستای زنان بدون مردان-در نهایت اما فیلمی ‌فمینیستی نیست و تصویری که از شخصیت اصلی ارائه می‌کند، تصویر زنی است به شدت آسیب‌پذیر و احساسی (نقطه مقابل زن قوی و با اراده مورد علاقه فمینیست‌ها) که بسیاری از مصائبی که تحمل می‌کند -به باور دنیای فیلم- از «ضعیف بودن جنس زن» نشات می‌گیرد. از سویی نگاه مردستیز فیلم در سطح می‌ماند و به عمق نمی‌رود. کامران فرشته‌ای تصویر می‌شود که خیلی زود بال‌هایش تقلبی از کار در می‌آیند، اما تصویر فرشته گون او چیزی نیست جز ساخته ذهن مینا، زنی که توانایی و جرات ارتباط با پدرش را هم ندارد و حالا، در تمام طول فیلم، با نریشنی روبرو هستیم که او برای پدرش از خودش و ذهنیاتش می‌گوید: مهمترین ضعف پرداخت فیلم که بی جهت از تصویر به کلام پناه می‌برد و در پایان به خطابه‌ای کلیشه‌ای با قول‌های او برای رودررویی قدرتمندانه‌ترش با زندگی ختم می‌شود. از طرفی سایه یک پدر بر تمام فیلم سنگینی می‌کند. اشاره‌های زن به نگاه‌های تند پدرش- و گریه او به هنگام روایت- برای شخصیت سازی مردی که ما در طول فیلم به طور مستقیم نمی‌بینیم اما بسیار درباره اش می‌شنویم، کافی نیست. از طرفی همین اشاره- که تاکید هم دارد پدر برای خاک خوردن هیچ گاه او را تنبیه هم نکرده و تنها نگاه‌های تندی داشته- برای نمایش مردسالاری مورد نظر نویسنده کافی نیست (هر پدری اگر فرزندش را در حال خاک خوردن ببیند، طبیعی است که نگاه تندی به او خواهد کرد). اما به رغم نریشن گاه مزاحم، فیلم در لحظاتی موفق می‌شود تماشاگر را با شخصیت اصلی فیلم اش همراه می‌کند. حس‌های عاشقانه زیبایی در تک نماها و تک دیالوگ‌ها نمود می‌یابد که می‌تواند نقبی باشد به درون یک زن، با همه ضعف‌ها و مشکلاتش که هنوز می‌تواند دنیا را به چشم دیگری نظاره کند و شاید به تعبیری نمی‌خواهد بزرگ شود (تاکید بر حضور مثبت/منفی «پدر» در زندگی این زن، تاکید غیرمستقیمی‌است بر حضور دنیای کودکانه دختر بچه ای که تاب پیچیدگی‌های دنیای بی رحم اطرافش را ندارد). شکنندگی او با ترس‌هایش از زندگی می‌آمیزد و با گربه‌ای نمادین بر پرده تصویر می‌شود. هرجا فیلم سعی می‌کند به کلام- غالباً نریشن- پناه ببرد از خلاقیت‌های تصویری اش فاصله می‌گیرد و هر بار تلاش دارد تنها با یک نگاه گفتنی‌هایش را با تصویر به تماشاگرش منتقل کند، بارها موفق تر است. نعمت‌الله با قاب بندی‌های دقیق و تدوین حساب شده شناخت اش را از سینما - با سابقه سال‌ها نوشتن درباره سینما- به رخ می‌کشد. بازی هر دو بازیگر اصلی نقطه قوت فیلم را رقم می‌زند، بجز صحنه ملاقات نهایی زن با کامران در رستوران؛ که هم دیالوگ‌ها و هم بازی و حتی کارگردانی به طرز غریبی اغراق آمیز است و فاصله زیادی دارد با باقی فیلم. ای کاش اما ایجاز فیلم در تصویر رابطه این زن و مرد - که در ایران امروز به طرز مضحکی «رابطه ممنوع» تلقی می‌شود و طبیعتاً فیلمساز هم نمی‌تواند به روشنی آن را به نمایش بگذارد- در باقی فیلم هم مشهود بود. نمایش رابطه این زن و مرد در سه صحنه فکر شده سینمایی خلاصه می‌شود: جایی که یکدفعه و ناخواسته صورت آنها به یکدیگر نزدیک می‌شود، جایی که مرد در حال تعویض لباسش است و زن به کمکش می‌آید؛ همین طور صبحی که زن در حال درست کردن صبحانه است و مرد روی تختخواب از خواب بیدار می‌شود.
مروری بر هنر در هفته آخر شهریور دو جایزه برای «بدون تاریخ، بدون امضاء» در جشنواره فیلم ونیز برای کیت سن مهم نیست همه آنچه چهره ها درباره ایرج قادری گفتند مروری هنر در هفته سوم اسفند

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

بردی از یادم

هنوز که هنوزه، وقتی این شعر توسط هر خواننده ای باز خوانی می شود، ما را یاد خواننده اصلی این شعر و خانم دلکش می اندازد. عصمت باقر پور، معروف به دلکش درست در زمانی که درخشش قمر الملوک وزیری رو به کاهش بود، توسط پرویز خطیبی کشف شد.

چکناواریان در تالار وحدت

ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان  از 19 خرداد به مدت یک هفته از ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت. بلیت­های کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که از شنبه 7 خرداد، از طریق سایت بنیاد رودکی، گیشه تالار وحدت و گیشه پردیس سینما آزادی به فروش می­رسید، به دلیل استقبال کم نظیر علاقمندان و به منظور رفاه حال مخاطبان این برنامه از طریق سایت سی گذر به نشانی www.sigozar.com  و مراکز فروش بلیت تابعه این سایت نیز عرضه خواهد شد.
ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه كنسرت زمانه گروه كامكارها از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

موزه هایی که نمیشناسیم

ما اما زیاد اهل موزه رفتن نیستیم، این را لازم نیست آمارها بگویند یا قیاسها تایید کنند، خودمان بهتر میدانیم که در طول یکسال چندبار ممکن است به دیدار موزه ای برویم یا تماشای موزه های شهرمان در برنامه های فرهنگی-تفریحی مان جا داشته باشد. این در حالیست که به واسطه تاریخ چند هزارساله سرزمینمان و تنوع آب و هوایی و تعدد اقوامی که در ایران زندگی میکنند، موزه های ما در سراسر کشور گنجینه های شگفت انگیز، زیبا، قیمتی و غرور آفرینند که تماشایشان دست کم احساس خوبی به بیننده میدهد. 28  اردیبهشت روز جهانی موزه هاست؛ به این بهانه پیشنهاد میکنیم این دو موزه متفاوت و بسیار تماشایی را در تهران ببینید. غار موزه وزیری غارموزه چیز عجیبی است، هم طبیعت است و هم هنر. چشم انداز جانانه ایست. مخصوصا که هنرمند خالق آن همانجا کنارتان باشد و بی وقفه به کار خلق آثار جدید. غار موزه‌ وزيري در شمال پايتخت، در كنار راه لواسان به سمت روستاي كندعليا، بخشي از ديواره رشته کوههای البرز را به خود اختصاص داده است. از هوای مطبوع و چشم انداز بکر آن که عبور کنید به دروازه ای چوبی میرسید که به غار موزه راهنمایی تان میکند. شما اگر طرفدار گردشگری طبیعی باشید یا هوادار تماشای موزه ها یا دوستدار میراث فرهنگی، غار موزه وزیری مقصدی دیدنی برای شماست. وقت تماشای ان هم میشود کنار اتش افروخته گرم شوید ، هم در فضای باز چای و نسکافه بخورید و هم بروید بالای خانه درختی که استاد در محوطه حیاط غارموزه ساخته و از ان بالا منظره ای کوهستانی را ببینید که جای دیگری ندیده اید. شما از دهان یک شیر که در آستانه دیواره کوه ساخته شده وارد غار میشوید، غاری که نه به دست طبیعت که با دست های ناصر هوشمند وزیری، استاد مجسمه ساز ساخته شده. دهليزهاي اين غار موزه از ميان سنگ سخت گرانيت البرز، عشق به فرهنگ ايران را در دل خود جا داده است. او در شيب كوه، غاراش را با دهليزهايي 40متري وسعت بخشيده است. پس از وارد شدن به درون غار موزه مجسمه های چوبی ، گچی ، سیمانی ، سنگی و فلزی را میبینید. مجسمه هایی  از شخصیت های بزرگ و اسطوره ای ایران و مجسمه های از حیوانات که به دست استاد ساخته شده  در درون غار به چشم می خورد. در این مجموعه چکیده ای از آثار مجسمه سازی را میبینید که در سراسر ایران اثری از سرانگشتان هنرمند او خلق شده. وزیری برای قلعه فلك‌الافلاك نزديك به 50 مجسمه براساس فولكلور منطقه با لباس‌هاي محلي ، براي موزه رختشورخانه زنجان، در پارك جمشیدیه، پارک ملت، پارك ساعي، پارك براجين قزوين، پرديسان تهران، عسلويه، ماهشهر و موزه‌هاي تاريخ طبيعي، مجسمه های زیادی ساخته است و از تمام کارهایش دست کم نمونه ای کوچک در این مجموعه  موجود است. ازجمله چیزهای عجیبی که در این مجموعه میبینید، تعدادی توالت فرنگی مستعمل است که تبدیل به صندلی های مناسبی برای نشستن در فضای باز غارموزه شده است. بخش بزرگی از کلکسیون افتابه های وزیری هم اینجاست. علاوه بر اینها مجسمه ها و دیواره هایی است که با قوطی های نوشابه و آب میوه ها و بطری های دور انداخته شده در حاشیه جاده هی ایران ساخته است. عمارت احتسابیه، موزه مقدم درخیابان امام خمینی ، کمی که از خیابان شیخ هادی گذر میکنید و کمی پیش از آنکه به خیابان ولیعصر برسید، سمت راستتان عمارت با شکوه و مجللی است که روی کاشی نصب شده بر سردرش نوشته شده:  "موزه مقدم" اما قدیم تر ها به نام عمارت احتسابیه میشناختندش؛ یعنی زمانی که احتساب الملک در آن زندگی میکرده. این موزه اگرچه یک خانه قجریست اما با تمام آنچه تا به حال به عنوان خانه های تاریخی در تهران یا هر شهر دیگری دیده اید متفاوت است؛ دقیق ترش این است که نسبت به همه خانه های مشابهش یک شاهکاواقعی به شمار میرود. صاحب اصلی این خانه، احتساب الملک ، فرزند حاجب الدوله بوده است؛ همان که فرمان قتل امیرکبیر را به کاشان رساند و در حمام فین اجرا کرد. از بازی روزگار اما نواده قاتل امیرکبیر -دکتر محسن مقدم- میشود مردی به غایت هنرمند و فرهنگ دوست که به نوعی پدر علم باستانشناسی ایران محسوب میشود و پیش از مرگ، عمارت آبا و اجدادیش را وقف دانشگاه تهران میکند که با تمام مجموعه ها و آثار و عتیقه هایی که در آن جمع کرده به صورت موزه ای در تملک دانشگاه تهران بماند تا به این ترتیب نواده قاتل امیرکبیر بواسطه علاقه وافرش به دانشگاه تهران و با هدف بهره‌مندي اساتيدو دانشجويان از این گنجینه تاریخی، پایش را بگذارد چای پای آن مرد شریف که دارالفنونی که در تهران ساخت سنگ بنای آموزش عالی در ایران شد. این خانه اعیانی دوران قاجار، سه حیاط بیرونی، اندرونی و سرایداری دارد. یک برج به عمارت بیرونی، در زمان مرحوم دکتر مقدم اضافه شده و گلخانه بسیار زیبایی با کاشی کاریهای مجلل در حیاط بیرونی میبینید. حقیقت این است که دیدنی های این موزه آنقدر زیاد و متنوع است که  نمیشود همه آنها را نوشت. برای تماشای این عمارت، وقت کم نگذارید. از آنجا که وقت تماشای این موزه در یک مجموعه دانشگاهی هستید، راهنما ها مشتاقانه گوشه و کنار این خانه را که عده ای معتقدند گرانترین خانه دنیاست، در فضایی چند هزار متری به شما نشان میدهند. موزه مقدم  تنها یک خانه تاریخی نیست، گنجینه ایست از انچه در دوران قاجار در کاخها و خانه های مجلل موجود بوده که استاد محسن مقدم هر گاه امکان خریدن انها و اضافه کردنشان به بخش های مختلف خانه موجود بوده است، آنها را خریده تا هم اثاری مثل کاشی ها سنگ تراشی ها ، نقاشی ها و... که از بناهای اصلی جدا شده بودند حفظ شود و هم این خانه تبدیل شود به گنجینه ای از معماری و تزیینات داخلی دوره قاجار، چه در انواع ایرانی اش و چه در شکل و شمایل فرنگی که آنزمان تازه پایش به ایران باز شده بود.

هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟

در طول تاریخ، شاید تا همین صد سال قبل، هنر همیشه متعلق به طبقه مرفه جامعه بود.تنها ثروتمندان -که دغدغه اصلی‌شان نان شب نبود- می‌توانستند بهای لذت‌بردن از هنر را بپردازند. در اواسط قرن بیستم، هنر مدرن به شورش علیه این خاص بودن هنر برخاست و ادعا کرد که باید فاصله بین هنر، هنرمند و جامعه باید از میان برداشته شود. اما حالا تکنولوژی و اینترنت برای نخستین  بار ابزار این طغیان را در اختیار عام، هنرمند و مردم عادی، قرار داده است. سایت آرتسی (Artsy) مجموعه کم‌نظیری از عالم هنر در اینترنت است. چه شما هنرمند باشید، چه صاحب گالری، چه معلم هنر و چه دانشجوی آن، و حتی اگر به سادگی بخواهید برای دیوار خانه‌تان یک اثر هنری بخرید، سایت آرتسی، منبع خوبی برای همه اینهاست. این شرکت نوپا که در سال ۲۰۰۹ و در شهر نیویورک آغاز به کار کرده و حالا سرمایه‌اش از پنجاه میلیون دلار هم بیشتر است، شعارش «در دسترس قرار دادن هنر برای هر کسی که به اینترنت دسترستی داشته باشد» است. این سایت بیش از ۲۵۰ هزار اثر هنری متعلق به بیش از ۴۰ هزار هنرمند قدیمی و معاصر را در خود ذخیره دارد. شما هم می‌توانید از حراج‌های هنری، آثار آماده فروش آشنا شوید هم زندگینامه هنرمندان قدیمی و معاصر را مطالعه کنید و هم در خصوص تاریخ هنر در این سایت بیاموزید. اتفاقی که در بسیاری از کلان‌شهرهای جهان در حال افتادن است،‌ ایجاد طبقه جدیدی از مصرف‌کنندگان هنر است که لزوما همه تاریخ‌هنردان نیستند، جامعه هنری منطقه خود را نمی‌شناسند و با گالری‌داران هم سر و سری ندارند، اما به فرهنگ علاقه‌مندند و از نظر مالی هم توانایی گردآوری آثار هنری را دارند. دو شرکت نوپا- که باز هم هر دو در نیویورک پا گرفته‌اند- به کمک این قشر خاص- و اغلب جوان- آمده‌اند. در ازای پرداخت مبلغی ماهانه، شما می‌توانید آثار هنری را کرایه و یا خریداری کنید. یکی از این دو شرکت، آپرایز آرت (Uprise Art) است که در آن پولی که شما به عنوان مبلغ ماهانه می‌پردازید، از مبلغ نهایی خرید شما کم می‌شود (یعنی شما در نهایت باید آن اثر هنری را ابتیاع کنید)‌و دیگری آرتسیکل(Artcicle) است که در آن شما می‌توانید چند اثر هنری را اجاره کنید و ببینید آیا آنها به دیوار خانه‌تان می‌آیند یا نه! اگر تصمیم به خرید گرفتید، پول آن را باید جدا از مبلغ عضویت ماهانه‌تان بپردازید! هر دو شرکت با استقبال خوبی از طرف قشر جوان و علاقه‌مند به فرهنگ نیویورک رو به رو شده‌اند. ونگو (Vango Art) سایت دیگری است که در آن شما می‌توانید آثار هنری را بدون دخالت واسطه از خود هنرمند خریداری کنید. قیمت‌های سایت ونگو -به نسبت آثار هنری که در گالری‌ها می‌بینید- بسیار ارزان است. موسسان این شرکت می‌گویند که آنها از یک طرف می‌دیدند که دلشان می‌خواهد برای خودشان آثار هنری اصیل بخرند، اما قیمت‌ها بسیار گران و سرسام آور بودند و از طرفی در دور و بر خودشان هنرمندانی را می‌دیدند که چون گالری‌دارها به سراغشان نمی‌رفتند همیشه فقیر و بی‌مشتری بودند. این طور شد که چند جوان اهل کامپیوتر این شرکت را در سال ۲۰۱۴ راه‌اندازی کردند. شرکتی که در کمتر از یک سال، مشتریان زیادی را در اقصی نقاط جهان به هنرمندان گمنام متصل کرده است. یک بازار مجازی برای هنر واقعی! و در نهایت، سایت آرت کورگی (Art Corgi)، به شما این امکان را می‌دهد که یک هنرمند را استخدام کنید تا پروژه‌ای را برای شما انجام دهد! فرض کنید تولد دوستتان است و شما می‌خواهید هدیه ویژه‌ای به او بدهید! مثلا عکسش را نقاشی کنید یا از تصاویری که از او و خودتان دارید یک کلاژ هنری درست کنید یا یکی از تصاویری خیالی که او همیشه از آن تعریف می‌کند را به روی بوم نقاشی بیاورید! اما متاسفانه همه ما این قدر هنرمند نیستیم یا وقتش را نداریم که این کارها را انجام دهیم!‌ آرت کورگی به ما این امکان را می‌دهد که بین هنرمندان مختلف و استایل‌های متفاوت یکی را انتخاب کنیم و طرح مورد نظر را سفارش دهیم!  دنا میری
نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

ادبیات

فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد

نام فردوسی که می آید من به نام خودم فکر میکنم. به واژه هایم ، به آواهایم، به لالایی هایی که به گوش من و نسل در نسل پیش از من آشناست. نام فردوسی که می آید، من به ما بودنمان فکر می کنم، به اروند رود، به خیج فارس ، به ابوموسی. نام فردوسی که میاید به یاد زیرکی میافتم و نام آوری و سترگی و ایستادگی. با شنیدن نام او پر از فروتنی میشوم در پیشگاه مردی که واژه هایم را به او مدیونم؛ مگر جز واژه ها چیزی هست که من و تو را " ما " کند، که زبانها و دلهایمان را یکی کند و لالایی هایمان را جاودان سازد و شعر هایمان را با آن بسازیم و خاطره هایمان را با آن تکرار کنیم و هویتمان را ماندگار؟ چه چیزجز واژه هاهست که به خاطرش برای نام خلیج  فارس برمی آشوبیم و سرود ملی مان را با آن میسازیم و برای گفتن دوستت دارم به یاریمان می آید؟ برای یاد کردن از مردی که واژه هایمان را به او مدیونیم اما کدام واژه به کار می آید که اگر او نبود بی تردید ما امروز پارسی نمیدانستیم. تنها کسی که در آن روزگار دور اما این راز را میدانست خودش بود، او میدانست که نمیمیرد و در تک تک واژه هایی که برای ما جاودان کرده، ماندگار میشود.

بامزه در فارسی

تا چند دهه پیش، ما ایرانیان جزو اقوام کمتر مهاجرت کننده به کشورهای دیگر بودیم. اکثر کسانی که به کشورهای خارجی میرفتند برای تحصیل علم یا انجام تجارت و یا سیاحت پس از چندی به میهن بر می گشتند. اما در چند دهه اخیر و با تغییرات وسیعی که در حوزه سیاسی و اجتماعی ایران روی داد و همچنین وضعیت اقتصادی و گسترش علاقه عموم به کسب تجربه ای متفاوت از زندگی در دیگر کشورهای جهان تمایل مهاجرت را در میان ایرانیان بسیار بالا برد. مقصد اصلی تکثر مهاجران ایرانی دو کشور آمریکای شمالی و بخصوص ایالات متحده آمریکا بوده است. هر چند اطلاع دقیقی از تعداد مهاجران ایرانی به این کشور در دست نیست اما همان اطلاعات جسته و گریخته و ضد و ناقض بر حداقل زندگی 2 میلیون ایرانی در آمریکا دلالت می نماید. بر اساس آمارهای ادارات آمریکایی جامعه ایرانیان آمریکا ثروتمندترین، باسواد ترین و با نزاکت ترین جوامع مهاجر به آمریکا است. همچنین ایرانیان بالاترین میزان استادان دانشگاه را در رشته های مختلف در دانشگاههای آمریکا دارا می باشند. لازم به یادآوریست که آمریکا دارای معتبرترین دانشگاهها در دنیا میباشد. شاید هر کدام از ما دارای آشنای فامیلی یا دوستی باشیم که در آمریکا سکونت دارند و با وجودیکه هر از چند گاهی با آنان در ارتباط تلفنی یا اینترنتی باشیم زیاد از چند و چون زندگی ایرانیان آمریکا باخبر نباشیم. مشکلات و موفقیتها، نگرشها و تفاوتهای فرهنگی، اقتصاد و خانواده در ینگه دنیا تجربه ایست گرانبها که کمتر با جزئیات دقیق بر اساس تجربیات شخصی با ما ایرانیان ساکن کشور در میان گذاشته شده است. کتاب بامزه در فارسی، نوشته فیروزه دوما (جزایری) با ترجمه روان از غلامرضا امامی در مورد خانواده ایست ایرانی که در سال 1972 به آمریکا مهاجرت نموده و تجربیات گرانبهای خود را در طی چند دهه با مخاطبان در میان میگذارد. تفاوتهای فرهنگی و جهان بینی خاص آمریکاییان را توضیح میدهد و تطبیق خانواده بزرگ و اعضای مختلف این خانواده مرفه و تحصیلکرده را با چالشهای گوناگون جامعه کشور میزبان از زبان دختر خردسال خانواده در زمان مهاجرت توضیح میدهد. بجز نثر روان و لحن بامزه کتاب، همانند اسم کتاب، تجربه چند دهه خانواده از زندگی در ایالات متحده است. از زمان رژیم گذشته تا چالشی که خانواده با واقع گروگانگیری در ایران با آن روبرو شد و وقایع پس از آن و تاثیر این اقدام بر دیدگاه آمریکاییان از ایرانیان مهاجر از جمله اتفاقاتی است که شنیدن آنها از زبان یک هموطن مهاجر که در آن زمان در سنین جوانی بوده بسیار جالب است. در قسمت حرف ف کتاب میخوانیم: معنی اسم پسر عموی من فربد (عظمت) است. وقتی او به آمریکا آمد، همه بچه ها او را (فارت هد) صدا می زدند. برادرم فرشید (کسی که روشن میکند) شد (فارت شیت). معنی اسم دوستم، نگار، (محبوب) است هرچند میتوان آن را به شکل دقیق تری این طور ترجمه کرد: (کسی که نامش آشوب بر می انگیزد). برادرش آرش واقعا سر در نمی آورد که چرا هربار اسمش را می گوید، آدمها می خندند و از او می پرسند که آیا خارش هم دارد؟ (رش در انگلیسی بمعنی کهیر است و در انگلیسی بر حرف ای در اول کلمه تاکید زیاد نمیشود. ) یا در قسمت آل میتونی به من زنگ بزنی میخوانیم: محبوبترین نقطه روی کره زمین از نظر پدرم من لاس وگاس است. در بچگی ناچار بودم (مسافرتهای تفریحی) بی پایانی را به آن گناه بازار بیابانی تحمل کنم. هر وقت تعطیلی سه چهار روزه ای پیش می آمد، پدرم با خوشحالی اعلام می کرد: می ریم لاس وگاس! من از آنجا متنفر بودم، ولی لاس وگاس ارزان بود و پدرم هم اهل ارزانی. به این ترتیب راه می افتادیم. مراسم سفر همیشه یکسان اجرا میشدو باید ساعت پنج صبح بیدار میشدیم، روز قبل از سفر باک بنزین پر میشد، موتور بازرسی میشد. چمدانها بسته میشد، و شیشه جلوی ماشین تمیز میشد. همه این تشریفات را پدرم انجام میداد. مهمترین بخش مراسم قرآن بالای سر نگهداشتن مادر در چارچوب در بود و گذشتن ما از زیر قران. کتاب بامزه بامزه در فارسی توسط نشر هرمس ترجمه شده و در تیراژ 2000 نسخه بقیمت 5000 تومان بفروش میرسد. قطع کوچک کتاب(در حد جیبی) این امکان را بشما میدهد کتاب را براحتی در کیف خود جابجا نمایید و در هر فرصتی چند صفحه ای از آنرا مطالعه نمایید.
میلاد مهدی (عج) مبارک باد هفتاد سال با شازده کوچولو شوهر من وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد شیاطین و فرشتگان