1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جسد ایمی واینهاوس (Amy Winehouse) عصر روز دوشنبه 23 جولای در آپارتمانش در لندن پیدا شد.

به گزارش بی بی سی، پلیس لندن تایید کرد که زنی بیست و هفت ساله در منطقه کمدن در لندن از دنیا رفته است و دلیل مرگ او هنوز معلوم نیست. اورژانس لندن نیز اعلام کرد که دو آمبولانس را در ساعت سه و پنجاه و چهار دقیقه بعد از ظهر به آپارتمان این خواننده فرستاده اما آنها هنگامی آن جا رسیدند که او مرده بود.

ایمی واینهاوس یکی از موفق‌ترین و مشهورترین خواننده‌های زن در بریتانیا بود و با انتشار اولین آلبومش با نام فرانک، در سال ۲۰۰۳ و هنگامی که تنها ۲۰ سال سن داشت به شهرت رسید. اما دومین آلبوم ایمی واینهاوس با عنوان بک تو بلک (بازگشت به سیاهی) بود که در سال ۲۰۰۶ او را در به یک ستاره جهانی بدل کرد. ایمی واینهاوس برای این آلبوم پنج جایزه گرمی برد و این آلبوم در همان سال به عنوان پرفروش‌ترین آلبوم سال دست یافت.

هنوز علت مرگ اعلام نشده است، اما این خواننده با اعتیاد به الکل و مواد مخدر دست به گریبان بود و این مشکل بر نبوغ هنری او سایه افکنده بود. او معمولا روی صحنه مست دیده می‌شد و به همین دلیل ناچار شد ماه گذشته کنسرت خود در صربستان را لغو کند.

در این کنسرت او یک ساعت و نیم روی صحنه زمزمه می‌کرد و بخش‌هایی از آهنگ‌هایش را می‌خواند و گاهی صحنه را ترک می‌کرد. خانم واینهاوس آخرین بار چهارشنبه شب، همراه با دیان برومفیلد، خواننده نوجوانی که تحت حمایتش بود، در سالن راوند‌هاوس در کمدن بر صحنه حاضر شد. او با دیان برومفیلد بر روی صحنه رقصید و از جمعیت خواست تا آلبوم این دختر نوجوان را بخرند.

زمانی که او مجموعه کنسرت اروپای خود را لغو کرد، سخنگویش گفت که همه می‌خواهند هرکاری درتوان دارند انجام دهند تا "کمک کنند او به دوران اوج خود بازگردد."

 

دیدگاه‌ها  

0 # ti ti 1390-05-02 12:27
.hala majbor bodi in ghadr bekeshi ke bemirio maro azadar koni
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Xmen 1390-05-02 12:49
live fast die young!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # تینا 1390-05-02 13:26
we only said goodbye with words I died a hundred time.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تنبل 1390-05-02 14:31
.tina joon behet tasliat migam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zahra 1390-05-02 15:17
vaaaaaaaaaa che maskhare.maraz dashte mast mikarde mirafte ro sahne.hagheshe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ehsan 1390-05-12 01:08
zahra khanoom vaaaaaaaaaaaton bi bala
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ehsan 1390-05-12 01:10
un mord rahat shod be ma che
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # لـادیز 1390-06-21 20:13
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد

مراسم ختم ایرج قادری؛ کارگردان و بازیگر باسابقه سینما بعدازظهر جمعه در مسجد الجواد واقع در هفت تیر برگزار شد. برخی از هنرمندان پیشکسوت از جمله پوری بنایی و جمشید مشایخی به مراسم یادبود همکار سابق خود آمدند که جمشید مشایخی در همان دقایق ابتدایی به دلیل ازدحام بالای جمعیت با آمبولانس به بیرون فرستاده شد. کوچه  منتهی به درهای اصلی مسجد سرشار از جمعیتی بود که بیشتر برای ملاقات با بازیگران مشهور سینما جمع شده بودند و با کوچکترین تراکم جمعیتی همه به سمت شلوغی هجوم می بردند. در گوشه ای از کوچه و در میان جمعیت فردی در حال فروش ویژه نامه و عکس های قدیمی ایرج قادری بود و با فریاد یادبود قادری هزار تومان توجه عده ای را به خود جلب کرده بود. در گوشه ای دیگر هم جمعی از دوستداران قادری مشغول اجرای ترانه ای در سوگ بازیگر کوچه مردها بودند. ژوبین قادری که صبح دیروز هم به صورت جداگانه برای پدرش مراسم ختم برگزار کرد، به مسجد الجواد آمد که به دلیل فضای کمی متشنج مسجد خیلی زود آنجا را ترک کرد. پوری بنایی بازيگر زن قبل انقلاب سينماي ايران  و ملکه رنجبر در میان جمعیت حاضرين گرفتار شدند و بنایی با تدابیر برخی از دوستانش به سختی از میان جمعیت بیرون رفت. در میان هنرمندان حاضر در مراسم یادبود ایرج قادری حضور برادر فردین مورد توجه بسیاری از دوستداران سینما قرار گرفت. جوانبخش: مي خواستند لباس مرا تكه تكه كنند بهزاد جوانبخش، بازیگر قدیمی سینمای ایران که از رفقای نزدیک ایرج قادری بود درباره اين مراسم گفت: «به جرات می گویم سینمای ایران یکی از بی نظیرترین مراسمهای ختم را به خود دید. به عنوان کسی که در مراسم فردین هم حضور داشتم به شما می گویم با اینکه تلاش زیادی شد تا این ختم به ساده ترین شکل ممکن برگزار شود و مردم نسبت به این آدم، بی تفاوت باشند، اما مردمان دوستدار ایرج قادری از اقصی نقاط کشور به میدان هفت تیر آمدند تا در رثای سینماگر محبوبشان همکلام شوند. اغلب حاضران در مراسم دوست داشتند به من نزدیک شده و از من درباره ایرج بپرسند شاید به خاطر این بوده باشد که به اعتقاد بسیاری هنوز دوستان ایرج بوی او را می دهند. مردم می خواستند لباسهای مرا تکه تکه کنند چون بسیاری از آنها می دانستند من از رفقای نزدیک ایرج هستم.» در این مراسم هنرمندان بسیاری از جمله مرتضی و مصطفی شایسته، مهران مدیری، مهناز افشار، داریوش اسدزاده، سعید پیردوست، دانیال عبادی، هوشنگ حمزه ای، ستار اورکی، سعید سهیلی، مهرشاد کارخانی، کیانوش گرامی، جواد طوسی، هارون یشایایی، اسدالله یکتا، ماهچهره خلیلی، حبیب اسماعیلی، جمشید مشایخی، ملکه رنجبر، علی علایی، ولی‌الله مومنی،‌ محرم بسیم، احمد ایران‌دوست، پوری بنایی، فلور نظری و تعدادی دیگر از قدیمی های سینما و تلویزیون کشور حضور داشتند.

فیلم بی صدای رابرت ردفورد

رابرت ردفورد، هنرپیشه قدیمی و سرشناس آمریکایی، در فیلم اخیر خود خود به نام "همه از دست رفت" (All is lost)، نقش قایقرانی را بازی می کند که در یک سفر تنهایی در آب های اقیانوس هند قایقش دچار سانحه می شود و می کوشد خود را نجات دهد. رابرت ردفورد ۷۷ ساله تنها بازیگر این فیلم صد و شش دقیقه ای است که باید همه ماجراهای فیلم را یک تنه به بیننده منتقل کند. آنچه هنرنمایی او را جالبتر کرده این است که در طول این فیلم فقط چند کلمه بر زبان وی جاری می شود تنها کلماتی که در طول فیلم ادا می شوند صدای وی در قالب راوی نامه ای است که وی قبل از شروع سفر خطاب به دوستان و اعضای خانواده اش نوشته است. از آن لحظات به بعد تنها شخصیت این داستان که از وی فقط به عنوان " مرد مورد نظر ما " یاد می شود، در سکوتی مطلق با دریایی ناآرام و طوفانی دست و پنجه نرم می کند. جی سی چاندور، نویسنده و کارگردان فیلم در توضیح سکوت مطلق شخصیت اصلی داستان می گوید: "اگر من جک نیکلسون را برای ایفای این نقش انتخاب کرده بودم مسلما فیلم شکل بیان دیگری پیدا می کرد و من در طول داستان حوادث را از زبان یک راوی توضیح می دادم. ولی رابرت ردفورد برای بیان و انعکاس احساسات و شرایط روحی بسیار پیچیده بدون اینکه کلامی به زبان آورد، توانایی خارق العاده ای دارد." جی سی چاندور با اولین فیلم بلند و داستانی خود با عنوان Margin Call که مربوط به حوادث بحران مالی سال های اخیر بود به شهرت رسید. فیلم او در سال ۲۰۱۱ در بخش بهترین فیلمنامه نامزد جایزه اسکار شد. اما فیلم جدید وی به نام "همه از دست رفت " با فیلم قبلی وی کاملا متفاوت است. فیلمنامه ای که وی نوشت سی و یک صفحه نثر توصیفی بود که هیچ دیالوگ و گفتاری نداشت. در صورتی که یک فیلمنامه معمولی ممکن است حدود صد و بیست صفحه باشد. او متن نامه تنها شخصیت داستان را که در آغاز فیلم روایت می شود در یکی از سفرهای خود با قطار در سواحل آمریکا و در روزهایی نوشت که مشغول تولید اولین فیلم خود بود. وی می گوید: " در آن روزها بین شهر های ساحل شرقی آمریکا سفر می کردم و از شهرهایی عبور می کردم که جمعیت اصلی آن خانواده های طبقه متوسطی هستند که اکثرا قایق دارند. این نامه غمناک و پر از دلتنگی را در طول یکی از همین سفرها نوشتم." جی سی چاندور یک بار در زمان شرکت در جشنواره فیلم ساندانس که هرسال به ابتکار و مدیریت رابرت ردفورد برگزار می شود، به این نتیجه رسید که این بازیگر کهنه کار بهترین فرد برای ایفای نقش تنها شخصیت این داستان است. در یک بخش از سخنرانی رابرت ردفورد در مراسم گشایش جشنواره، یکی از بلندگو هایی که نزدیک صندلی جی سی چاندور بود از کار افتاد و او عملا نمی توانست صدای رابرت ردفورد را بشنود. جی سی چاندور می گوید: " حالت خیلی عجیبی بود. من صدای کسی را که داشت در آن سالن سخنرانی می کرد اصلا نمی شنیدم هر چند حالت چهره او را به خوبی می دیدم. مدتها این موضوع در ذهن من باقی ماند تا اینکه بالاخره ایفای این نقش را به رابرت ردفورد پیشنهاد کردم و حقیقت این است که اصلا انتظار نداشتم او پیشنهاد من را بپذیرد." پنج روز بعد رابرت ردفورد از وی خواست تا برای ملاقات اولیه به شهر لس آنجلس برود. جی سی چاندور فیلمنامه ناقابل سی و یک صفحه ای را همراه خود برد. جی سی چاندور در توضیح آن ملاقات می گوید: "من هنوز به توضیح کامل داستان نرسیده بودم و پنج یا شش دقیقه بعد از شروع صحبت های من، رابرت ردفورد به من نگاهی کرد و گفت بریم درستش کنیم." فیلم با صحنه ای شروع می شود که شخصیت داستان بر اثر اصابت قایق خود با یک کشتی غول پیکر باربری از خواب می پرد. قایق او به شدت صدمه دیده و دوران سرگردانی آن در اقیانوس شروع می شود. بیسیم و ابزار های جهت یابی قایق همه از کار افتاده اند و تنها وسیله ای که برای وی باقی مانده یک نقشه ساده دریانوردی و غریزه بقا است. اما کارگردان با حذف صدای تنها شخصیت داستان و نگنجاندن هیچ کلامی از زبان وی در متن فیلمنامه به دنبال چه بود؟ جی سی چاندور می گوید: " رابرت ردفورد صدای بسیار خوب و جذابی دارد. ولی اگر صدای وی را حذف کنیم بیننده در طول داستان می تواند فراموش کند که او رابرت ردفورد است. امید من این بود که به این شیوه نشان دهم که او یک مرد معمولی است. او می تواند هر کسی باشد و سوابق و جزییات زندگی سابق او چندان مهم نیست. فقط می خواستیم به بیننده نشان دهیم که او یک مرد معمولی است که خانواده دارد و نه یک قایقران حرفه ای که تمام عمر خود را صرف دریانوردی کرده است." جی سی چاندور در ادامه مصاحبه با بی بی سی می افزاید :" به نظرم قرار دادن هنرپیشه مهم و سرشناسی مثل رابرت ردفورد در یک چنین موقعیت نامتعارف و انتزاعی، این امکان را فراهم می کند که وی با بینندگان و به خصوص مخاطبان آمریکایی که وی را به خوبی می شناسند به یک شیوه کاملا متفاوتی ارتباط برقرار کند." به گفته جی سی چاندور نمایش آزمایشی این فیلم برای مخاطبان محدود موفقیت این ایده را ثابت کرد و اکثر بینندگان گفته اند که چند دقیقه پس از شروع فیلم فراموش کردند فردی که در مقابل دوربین قرار دارد رابرت ردفورد است. در همین نمایش های محدود مشخص شد که بینندگان در مورد سرانجام داستان به دو گروه تقسیم می شوند. بدون اینکه وارد جزئیات داستان شویم از کارگردان فیلم پرسیدیم که درک خود را از سرانجام داستان و برداشت های مختلف از آن توضیح دهد. " انگیزه اصلی من در نوشتن این داستان در حقیقت نوعی اندیشیدن به میرائی بود. اگر ما به هر روز زندگی به عنوان یک هدیه و یا موهبت نگاه نکنیم شاید نتوانیم تلاش های یک مرد ۷۵ ساله برای بقاء و زنده ماندن حتی برای یک روز دیگر را به درستی درک کنیم."
لا لا لند جوایز گلدن گلاب را درو کرد اسکار 2014: جوایز و فرش قرمز کریم باقری در اولین فیلم سه بعدی ایران بازی می کند! افتتاح جشنواره سینمایی کن مروری هنر در هفته دوم آذر

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
" بادها به نفع کودکان می وزند " چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود

کمپانی اپل در واکنش به اعتراض تیلور سویفت، خواننده آمریکایی اعلام کرد که سیاست خود در خصوص پرداخت به هنرمندان را تغییر می‌دهد. روز گذشته تیلور سویفت در نامه‌ای سرگشاده اعلام کرد که چون از پخش رایگان آهنگ‌های آلبوم ۱۹۸۹ در "اپل میوزیک" راضی نیست، آلبومش را از این برنامه بیرون می آورد. قرار بود این آلبوم در سه ماه اول راه اندازی این برنامه، به صورت رایگان در دسترس مشترکان قرار گیرد. او نوشت: "آیا می دانستید که اپل بابت این سه ماه پولی به ترانه‌سرا، تهیه‌کننده و هنرمند نمی‌دهد." به نوشته سویفت سه ماه زمان زیادی است که صاحب اصلی اثر پولی دریافت نکند و این "عادلانه نیست". در واکنش به اعتراض سویفت، اپل اعلام کرد در مدت سه ماهه آزمایشی این برنامه، حق کپی‌رایت سویفت پرداخت خواهد شد. ادی کیو، معاون مدیرعامل اپل در امور نرم‌افزار و خدمات اینترنتی اپل خطاب به تیلور سویفت نوشت: "صدای تو و هنرمندان مستقل را شنیدیم. دوست‌تان داریم، اپل." ۱۹۸۹ یکی از پرفروش‎ترین آلبوم‌های سال ۲۰۱۴ بوده و بیش از ۴ .۹ میلیون نسخه از آن در آمریکا فروخته شده است. به گفته کمپانی اپل، ۷۰ درصد از درآمد پخش آنلاین موسیقی به صاحبان اثر پرداخت می‍‎شود. "اپل میوزیک" برای ورود به بازار پخش آنلاین موسیقی راه‌اندازی شده و رقبایی مانند اسپاتیفای دارد. قرار است این برنامه از ۳۰ ژوئن در دسترس عموم قرار بگیرد و حق اشتراک آن برای یک نفر در آمریکا ۹.۹۹ دلار و برای یک خانواده ۱۴.۹۹ دلار خواهد بود.

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند   دو نفر از اهالی موسیقی که هر دو دلبستگی خاصی به سینما دارند، قرار است با هم همکاری کنند. رضا یزدانی و کارن هامیونفر، هر دو با اینکه از اهالی موسیقی به شمار می روند اما سابقه سینمایی هم دارند. کارن همایونفر که موسیقی های زیادی برای فیلم های خوب سینمای ایران ساخته و از طرفی در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» رضا کاهانی هم بازی کرده. رضا یزدانی هم که هم سابقه بازیگری در فیلم ها را دارد و هم خوانندگی برای سینما. حالا این دو نفر قصد دارند آلبومی مشترک را منتشر کنند. رضا یزدانی، خارج از سیر معمول فعالیت‌های موسیقایی‌اش، آلبوم متفاوتی را با کارن‌همایونفر در حال کار کردن است: «در حال حاضر دو آلبوم را در دست ساخت دارم که اولی در ادامه‌ آلبوم‌های قبلی‌ام و با گروه خودم است و دومی آلبومی ا‌ست که قرار است با آهنگسازی کارن همایونفر منتشر کنم». او در این مرود همچنین گفته است: «در حال حاضر روی این آلبوم و همکاری‌ با همایونفر معطوف شده‌ام و با این حساب، انتشار آلبوم دیگرم، به تعویق خواهد افتاد. آنچنانکه فکر می‌کنم آلبوم من با همایونفر تا اواسط سال جاری منتشر شود و آلبوم دیگرم پایان سال جاری یا نیمه‌ نخست سال آتی روانه‌ بازار شود». به گفته این خواننده آلبوم جدیدش گویا فضایی کاملا متفاوت از آلبوم‌های قبلی خواهد داشت: «این آلبوم حالتی کلاسیک خواهد داشت. ۵ قطعه از این آلبوم که از قبل ساخته شده بود، با تدوین جدید در آلبوم قرار خواهد گرفت و ۷ قطعه‌ جدید، با اشعار و ترانه‌های جدید نیز به این آلبوم اضافه خواهد شد. در این ۵ قطعه، قطعه‌ «مرگ تدریجی یک رویا» و قطعه‌ «تهران؛ طهران» با تدوینی تازه در آلبوم جای می‌گیرد و ۳ قطعه‌ دیگر نیز قطعاتی هستند که قبلا برای فیلم‌ها مختلف ساخته شده بود ولی از آن‌ها استفاده نشده است. قطعات جدید هم از لحاظ آهنگ، وکال و تنظیم، کاملا متفاوت هستند و از چند شعر سپید و ترانه‌هایی با موضوع و فضاهای تازه استفاده شده است». ,
اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد كنسرت زمانه گروه كامكارها ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت ویتنی هیوستون در گذشت مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه لباس و زیورآلات

اگر قصد خرید مانتو، تی شرت، زیورآلات طلا و نقره و چرمی را دارید به این نمایشگاه سر بزنید.

سهراب سپهری رکورد شکست

دومین حراج آثار هنری در سالن زرین هتل آزادی تهران برگزار شد که در جریان آن آثار هنری به مبلغ ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به فروش رفتند. گزارش تصویری از این حراجی: رکورد فروش متعلق به کاری از سهراب سپهری بود که به مبلغ هفتصد میلیون تومان بفروش رسید وصل و هجران اثری از علی شیرازی نیایش یک قهرمان از بهروز دارش این یک گاو گریان است اثری از عباس کیا رستمی
نگارخانه سین – گشایش فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی

ادبیات

کودکانه زیستن

"زندگی در پیش رو " از آن کتاب هایی که دل ام نمی آید به کسی معرفی نکنم. با این که کتاب سال ها پیش چاپ شده اما هیچ وقت طراوت و تازگی اش را برای خواننده از دست نمی دهد.

سفر با حاج سیاح

کتاب سفر با حاج سیاح، سفرنامه ایست جالب نوشته احسان نوروزی که حاوی تجربیات شخصی از سفر طولانی به چند کشور اروپائی است. برای بیشتر ما در خاورمیانه اروپای بخصوص غربی آرمانشهری بوده است که کلیه خوبیها از علم و هنر تا صنعت و اقتصاد به بهترین شکل در آن به تکامل رسیده است. احسان نوروزی در این سفرنامه بدنبال این سوال بی پاسخ است که چه چیزی در اروپا ما را بدین حد شیفته آنجا نموده است و چه تفاوتی است که ما را بدین گونه بارآورده است و آنان را به آنصورت. اما حاج سیاح کیست؟ حاج محمد علی محلاتی (1215-1304) از اولین کسانی بود که راه سفر به فرنگ را در پیش کشیدند و مشاهدات و تجربیات خود  از آن زمان رشد شکوفایی علمی و صنعتی کشورهای مختلف اروپایی در دهه 1860 میلادی را برای اشتراک با هم میهنانش نوشتند. سفر حاج سیاح بیش از 18 سال بطول انجامید و هنگام بازگشت یکی از حکام محلی به او هشداری داد که شاید تاکنون در گوش تاریخ زنگ می زند: در ایران حرف از تمدن به زبان نیاور که برای تو خطر جانی دارد. ارتباط حاج سیاح با سید جمال الدین اسد آبادی و میرزای رضای کرمانی ( که ناصرالدین شاه را بقتل رساند) باعث شد که تحت شکنجه حکومت وقت قرار گیرد و 20 ماه را در زندان سپری نماید. اما او در زندان نیز بیکار نماند و یادداشتهای او در این ایام تبدیل به اولین خاطره نویسی زندان در ایران گشت. این رکورد داریش بقول احسان نوروزی به اینجا ختم نمی شود. حاج سیاح اولین ایرانی است که به شهروندی ایالات متحده آمریکا رسید و دو بار با رئیس جمهور وقت، اولیس گرانت دیدار نمود. یکی از موردهایی که خواندن این کتاب را به تجربه ای مفرح تبدیل نموده است سفر در تاریخ با حاج سیاحی در 150 سال قبل تا امروز است تا معرفی واستفاده نویسنده از پدیده های جدید دنیای ارتباطات مانند couch surfing  که در آن اعضای این جامعه مجازی میهمانانی ناشناخته را به رایگان در منزل خود پذیرا هستند به امید اینکه روزی آنان نیز از این سخاوتمندی  میهمانشان یا دیگر اعضای این سایت در چهار گوشه جهان بهره مند گردند. اما سفر این جهانگرد جوان از شهر وین شروع میشود و بدنبال آن شهرهای بوداپست (مجارستان)، براتیسلاوا(اسلواکی)، پراگ (جمهوری چک)، برلین (آلمان)، آمستردام (هلند)، پاریس (فرانسه)، بارسلون(اسپانیا)، رم (ایتالیا) و توسکانی (منطقه ای در شمال ایتالیا) را در بر میگیرد. خواننده در این کتاب آنچنان از نزدیک با تجربه سفر نویسنده همراه میگردد که احساس او در پایان کتاب همراهی با نویسنده در طول مدت سفر است. در پایان هر بخش از سفر، نویسنده بر اساس برداشت خود از تجربه اش با آن شهر، آنرا به زنی با مشخصاتی خاص تشبیه می نماید: برلین زنی حامله است، دمدمی مزاجی و حساسیت هایش هم از همین می آید. سر کار مطیع و فرمانبردار است. خیلی وقت است در میهمانی های دوستانش شرکت نمی کند، چون این حاملگی همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است. مهمترین مساله اش شده است و گور پدر همه شان، من بچه ام را دارم. برای کودک زاده نشده موسیقی می گذاری و  داستان می خواند. گاهی پیش می آید که ناگهان در مترو می زند زیر گریه، یا به یک باره به خودش می آید و می بیند که در خانه راه می رود و بلند بلند به زمین و زمان فحش می دهد. همچنین گزیده هایی از نوشته های حاج سیاح در باره  همان مکانها و شهرها سفر دیگری است در پوشش سفر اصلی که جذابیت تجربه شخصی خواننده می افزاید مانند این نوشته از حاج سیاح درباره شهر رم و میدان سن پیترو: دویست و هشتاد و شش ستون در آم میدان مقرر است، بر سر دیوارها شش جا نشان پاپ ها را نصب کرده اند، یعنی پاپهای ازمنه متفاوته.. در طرف شرقی این میدان خانه پاپ است و در شمال آن جا کلیسا و در جنوبش بازار و جانب غربی آن جا باغچه ای است که دو فواره آب دائم جهنده در آن موضع داشته اند...   کتاب با این نوشته برتولت برشت آغاز می شود: از این شهر ها باقی خواهد ماند آنچه از میانشان گذشت: باد کتاب سفر با حاج سیاح توسط نشر افق منتشر شده است و کتاب 160 صفحه ایست و براحتی میتوانید آنرا در کیف خود حمل نمایید. قیمت کتاب 6000 تومان است. خواندن این کتاب را به کلیه دوستداران کتاب و علاقمندان به سفر به نقاط دیدنی جهان توصیه می نماییم.
شعری از رهی دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل معجون خوشمزه یک بازیگر یادداشتهای ژوزه دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری