1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

خولیو ایگلسیاس خودش را "مهم‌ترین هنرمند دنیای لاتین" می‌نامد. او تا کنون بیش از ۲۶۰۰ گواهی‌نامه طلا و پلاتین فروش موسیقی دریافت کرده و بیش از ۵ هزار کنسرت در سراسر دنیا اجرا کرده است. این خواننده، ترانه‌سرا و گیتاریست اسپانیایی بنا بر روایت کتاب رکورد گینس پرفروش‌ترین هنرمند تمام دوران بوده است.
خولیو ایگلسیاس ترانه‌هایی را در این سال‌ها نوشته و خوانده است که هر کدام تا مدتها ورد زبان‌ها بوده‌اند.

دست تقدیر
خولیو ایگلسیاس ۲۳ سپتامبر (1 مهر) سال ۱۹۴۳ در شهر مادرید متولد شد. او در دوران نوجوانی در تیم جوانان رئال مادرید در دروازه می‌ایستاد و تصمیم داشت روزی فوتبالیست حرفه‌ای شود. توانمندی‌اش در محافظت از دروازه نیز دلیلی بود که بسیاری را نسبت به آینده وی خوشبین‌ساخته بود.

اما یک سانحه رانندگی درست در روز تولد ۲۰ سالگی‌اش و صدمه دیدن طناب نخاعی، تمام رؤیاهایش را برای حضور در زمین حرفه‌ای فوتبال نقش بر آب ساخت. پس از انجام یک عمل جراحی چندین ساعته و فرو رفتن در کما، او در حالی بار دیگر چشمانش را به روی والدینش گشود که یک سمت بدنش فلج شده بود.

خولیو ایگلسیاس نشستن بر روی صندلی چرخدار را مصرانه رد کرد و به کمک پدرش که یک سال مرخصی گرفته بود، توانایی راه رفتن را بازیافت. او در مدت ۲۰ ماهی که در بیمارستان بستری بود، وقتش را با شنیدن موسیقی، سرودن شعر، یادگیری نواختن گیتار و آواز سپری کرد.
خولیو پس از مرخص شدن از بیمارستان مدتی را برای بازیافت سلامتی در سواحل اسپانیا گذراند. پس از آن والدینش برای ادامه تحصیل در رشته حقوق او را به دانشگاه کمبریج فرستادند.

در سال ۱۹۶۸ پدر خولیو ایگلسیاس با وقفه تحصیلی او به مدت یک سال موافقت کرد زیرا خولیو قصد داشت تا در این مدت شانسش را به عنوان خواننده و نوازنده بیازماید. این وقفه یکساله اما ۳۳ سال به طول انجامید. با این همه او در سال ۲۰۰۱ تحصیلش در رشته حقوق را به پایان رساند.
در تمام این سال‌ها خولیو ایگلسیاس به عنوان یک حقوقدان و وکیل جزئیات قراردادهایش را مطالعه و امضا کرده است.
پس از انتشار چندین آلبوم موفق و پرفروش در اواخر دهه ۷۰ میلادی، شهرت خولیو ایگلسیاس مرزهای آمریکا را نیز در نوردید. ترانه‌های عاشقانه و پر احساس او که گرمای مردمان سرزمین‌های جنوبی را در خود جای داده، تا به امروز مخاطبان را شیفته خود می‌کند.

خولیو ایگلسیاس بیش از ۳۰۰ میلیون آلبوم در جهان فروخته است. او در سال ۲۰۰۳ آلبوم "طلاق" را روانه بازار کرد که در عرض چند روز بیش از ۳۵۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت. این آلبوم در اسپانیا، پرتغال، فرانسه، ایتالیا و روسیه در صدر جدول ترانه‌های برتر نشست.

در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس در مسابقه آواز یورویژن شرکت کرد که در نهایت به مقام چهارمی رسید. ترانه‌ای که او در این مسابقه اجرا کرد به ترانه شماره یک کشورهای اسپانیایی زبان تبدیل شد. در آن زمان خولیو تصمیم گرفت تا ترانه‌هایی را به زبان‌‌های دیگر از جمله آلمانی نیز اجرا کند.

فرانک سیناترای اسپانیایی
خولیو ایگلسیاس بخش عمده شهرتش را از ترانه‌های عاشقانه‌ای کسب کرد که به زبان انگلیسی و اسپانیایی خوانده است. او در کنار اجراهای انفرادی، بارها با خوانندگان نامدار دیگر نظیر دایانا راس و استیوی واندر به روی صحنه‌ رفت که این دوئت‌ها با استقبال چشمگیر مخاطبان روبرو شدند. ترانه "My Love" با اجرای خولیو ایگلسیاس و استیوی واندر در سال ۱۹۸۸ منتشر شد.

در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس با ایزابل پریسل آراستریا، روزنامه‌نگار و دختر یک دپیلمات فیلیپینی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج که ۸ سال بیشتر دوام نیافت، سه فرزند به نام‌های شابلی، خولیو ژوزه و انریکه هستند. انریکه ایگلسیاس نیز سال‌ها بعد جا پای پدر گذاشت و با فروش چند میلیون نسخه از آلبوم‌هایش به خواننده‌ای سرشناس تبدیل شد.
خولیو ایگلسیاس اوایل دهه ۹۰ میلادی با زنی هلندی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج نیز پنج فرزند بوده است.

در سال ۱۹۹۳ او همراه با فرانک سیناترا ترانه "باد تابستانی" را اجرا کرد؛ ترانه‌ای که بعدها برای ایگلسیاس لقب "فرانک سیناترای اسپانیایی" را به همراه آورد.
این ستاره اسپانیایی دستی هم در فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه داشته است. در سال ۱۹۸۸ او ۳۰ کنسرت خیریه به نفع سازمان یونیسف برای کمک به کودکان فقیر برگزار کرد. یک سال بعد از آن نیز به عنوان سفیر ویژه این سازمان معرفی شد. در سال ۱۹۸۵ خولیو ایگلسیاس صاحب یک ستاره در بلوار معروف " Walk of Fame " در هالیوود شد.

این خواننده نامدار اسپانیایی تاکنون موفق به دریافت جوایز مهم دنیای موسیقی شده و بسیاری او را به عنوان محبوب‌ترین هنرمند دنیای لاتین معرفی می‌کنند. روز ۲۳ سپتامبر امسال خولیو اگلسیاس به باشگاه هفتاد ساله‌ها پیوست.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هنر در هفته ای که گذشت

این هفته، هفته فرهنگی تری به نسبت هفته گذشته بود. اتفاقات جالبی در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی افتاد که قابل بررسی است. با هم این هفته را مرور کنیم:   سینما، تلویزیون، شبکه نمایش خانگی مهران مدیری به قلب یخی پیوست. اگرچه این خبر پیش از این هم اعلام شده بود اما به یک باره توانست در صدر اخبار جای بگیرد. قلب یخی، سریال شبکه نمایش خانگی است که در اصل رقیب جدی قهوه تلخ به حساب می آمد. حالا باید دید آیا واقعا مهران مدیری که این روزها مشغول فیلمبرداری از سر گرفته شده قهوه تلخ است، واقعا به میدان رقیب پا خواهد گذاشت یا نه؛ فصل سوم قلب یخی را سامان مقدم می سازد که گویا حضور هدیه تهرانی و هانیه توسلی هم در آن قطعی شده است. این هفته مریل استریپ نامه ای را به صورت دستی به اصغر فرهادی داد. نامه ای که در آن به تمجید از سینمای فرهادی و خوشفکری این سینماگر ایرانی پرداخته بود. او در بخش هایی از این نامه نوشته است: «...باساختن اين فيلم دلپذير، اصغرفرهادي كاري كردكه هيات‌هاي ديپلمات واخبار روزنامه‌ها ازآن عاجزند. اوگذاش تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم. مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بد بيني وتلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به  «يكجدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند...». فوت ایرج قادری در این هفته، یکی از مهم ترین اخبار سینمای ایران بود. به خصوص که او بدون حضور هنرمندان و بدون هیچ مراسمی در بقعه بی بی سکینه در کرج به خاک سپرده شد. پیام های تسلیت بسیاری از اهالی سینما در این هفته از جمله حواشی فوت این کارگردان و بازیگر قدیمی بود. در این هفته فهرست حزن‌انگيزترين فيلم‌هاي تاريخ سينما منتشرشد. این فهرست توسط نشریه سینمایی «اسکرین» منتشر شد. «شکوفه های پژمرده»، «مصائب ژاندارک»، «بربادرفته»، «کازابلانکا»، «بهترین سال های زندگی ما» و «محله چینی ها» به ترتیب مقام اول تا ششم این لیست را تشکیل می دهند. الناز شاکردوست بعد از مدت ها کم کاری، با خبری جدید در صدر سایت های سینمایی قرار گرفت. او با مسعود ده نمکی قرارداد بست تا در فیلم جدیدش یعنی «رسوایی» بازی کند. فیلمی اجتماعی که شاکردوست در آن نقش یک دختر جنوب شهری را ایفا می کند. گویا جمشید مشایخی هم در این فیلم بازی خواهد کرد. *این هفته دومین قسمت مجموعه «گپ» به کارگردانی رامبد جوان از شبکه آی فیلم پخش نشد تا حرف و حدیث ها مبنی بر توقیف این برنامه زیاد شود. با پخش قسمت اول آن، برخی سایت ها و افراد به نوع برخوردهای مجری زن و مرد (که البته رامبد جوان و همسرش، سحر دولتشاهی هستند) با هم اعتراض کرده بودند و این عدم پخش باعث شایعه هایی شد. هرچند خود جوان اعلام کرد که به دلیل آماده نشدن زیرنویس عربی این کار، به پخش نرسیده است. فیلم «انتقامجویان»  دراولین بعدازظهراکران خود در روز جمعه 18.7  میلیون  دلار فروش کرد. درروزشنبه نیز 80.5 میلیون دلار به این مبلغ اضافه شد تا با فروش 69.7 میلیون  دلار روز یکشنبه، در مجموع سه روز از مبلغ 200 میلیون دلار بگذرد و رکورد جدید برای فروش افتتاحیه در تاریخ سینما به جا بگذارد. در این هفته ناگهان اعلام شد که برنامه «هفت» تنها سه هفته دیگر روی آنتن خواهد بود و به دلیل پخش مسابقات زنده ورزشی، یک ماه روی آنتن نخواهد رفت. از طرف دیگر اعلام شد که فریدون جیرانی هم دیگر مجری این برنامه نخواهد بود. این خبر با واکنش های مثبت و منفی زیادی همراه شد. خیلی ها این توقف را به نامه 21 رسانه ارزشی در اعتراض به این برنامه ربط دادند. خبر جالبی این هفته باعث شد تا خیلی ها رادیو جوان را دنبال کنند. رادیو جوان با حضور استادان عرصه ‌سینما و تئاتر در برنامه «ما بازیگریم» تست بازیگری می‌گیرد و همین خبر کافی است تا خیلی ها پای این برنامه بنشینند تا بتوانند از این طریق بازیگر شوند. برنامه «مابازیگریم» پنجشنبه‌ها از ساعت 14 و 30 دقيقه تا 15 و 30 دقيقه از رادیوجوان پخش میشود. * جرج کلونی در این هفته یک مهمانی مفصل با حضور چهره ها و رفقای ثروتمندش ترتیب داد تا از باراک اوباما در انتخابات آمریکا حمایت کند و از این متمولین، پول جهت تبلیغات جمع آوری کند. تئاتر در این هفته اعلام شد که مجید بهرامی، بازیگر تئاتری که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد، دوباره و بعد از بهبودی کامل به صحنه تئاتر باز خواهد گشت. این بازیگر تئا‌تر و سینما،آخرین بارسال 1389 درنمایش«عجایب‌المخلوقات» با کارگردانی رضا ثروتی بازی کرده بود که از ابتدای خرداد بار دیگر در تماشاخانه ایرانشهر با همین نمایش روی صحنه می‌آید. این هفته برندگان نهمین جشن بازیگر انتخاب شدند تا بهترین بازیگران تئاتر در سال 90 جایزه های خود را دریافت کنند. در میان بازیگران مرد، صابر ابر برای بازی در «جیره بندی پر خروس برای سوگواری» بهترین سال شد و رویا افشار در میان بازیگران زن برای تئاتر «زمستان 66». پارسا پیروزفر دوباره اعلام کرده که می خواهد تئاتر را تجربه کند. او قرار است روخوانی نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا را کارگردانی کند. از اول تا سوم خرداد او در تالار جلیل شهناز خانه هنرمندان این روخوانی را اجرا خواهد کرد. موسیقی و غیره... هوشنگ چالنگي، يدالله رويايي، علي باباچاهي، حافظ موسوي، علي عبدالرضايي، مهرداد فلاح، رويا ‌تفتي، آرش نصر‌ت ‌اللهي، احمدرضا احمدي، محمد آزرم، روجا چمنكار، عباس صفاري، علي قنبري، داريوش مهبودي و موسي بندري، نامزدهای دوره سوم جایزه شعرنیما شدند. دوره ‌سوم جايزه ‌نيما باتوجه به پايان دهه‌ 80، به اعلام شاعران شاخص جريان‌هاي ادبي دراين دهه معطوف است. در این هفته آلبوم  مانی رهنما به نام «من و تو» روانه بازار شد. نیما مسیحا، سالار عقیلی، مانی رهنما و محمد خزاعی برای کنسرت خلیج فارس در برج میلاد روی صحنه رفتند. همچنین شهداد روحانی با ارکستر سمفونیک، سمفونی خلیج فارس را به اجرا گذاشت. در این هفته دومین آلبوم حسین خواجه امیری (ایرج) منتشر شد که خیلی سر و صدا به پا کرد. همچنین این هفته از او گفت و گویی منتشر شد که حرف های جالبی راجع به احسان، پسرش در آن زده بود. آلبوم «قصه زندگی» ایرج به زودی به بازار می آید و البته اعلام کرده است که بعد از انتشار این آلبوم قرار است با احسان، به صورت دو نفره کنسرت دهند. علیرضا عصار، در این هفته اعلام کرد که قرار است در آلبوم جدیدش که هنوز نامی ندارد، فقط اشعار پروین اعتصامی را بخواند. استاد جلیل شهناز که این روزها در بستر بیماری در بیمارستان آراد بستری است، این هفته با عیادت خیلی از اهالی موسیقی روبرو شد. اما اتفاق جالب توجه این بود که علیرضا افتخاری بر بالین او در بیمارستان حاضر شد و در بخش، یک دهان آواز خواند تا حال استاد بهتر شود!* در این هفته اعلام شد استوديوي «لاينزگيت» كه توليدسريال تلويزيوني پرطرفدار «مردان ديوانه» را در دست دارد، براي پخش ترانه‌ «فرداهرگزنمي‌داند» اثرمعروفي ازگروه موسيقي «بيتلز»، 250 هزاردلارخرج كرد. اين اولين‌باراست كه ترانه‌اي از اين گروه موسيقي براي پخش در سريالي تلويزيوني مجوزمي‌گيرد. در این هفته اعلام شد که مازیار فلاحی و خشایار اعتمادی به زودی آلبوم های تازه خود را منتشر می کنند. در البوم اعتمادی، ترانه هایی از روزبه بمانی و علیرضا افکاری را خواهیم شنید و در آلبوم فلاحی، ترانه های خودش را.

اسکار ۲۰۱۷: نامزدهای بهترین بازیگر زن

در این مطلب نامزدهای جایزه بهترین بازیگر زن در هشتاد و نهمین دوره اسکار را مرور می‌کنیم. این مراسم روز یکشنبه ۲۶ فوریه ۲۰۱۷ (۸ اسفند) در لس‌آنجلس برگزار می‌شود.   ایزابل اوپر، ۶۳ ساله   برای بازی در فیلم او شخصیت او در فیلم: نقش میشله له‌بلانک رییس یک شرکت تولید بازی‌های کامپیوتری را بازی می‌کند که در منزلش به او تجاوز می‌شود. سابقه در اسکار: هیچگاه نامزد نشده است. نظر منتقدان: ایزابل اوپر با ارائه نقشی سرشار از خشم آمرانه بیننده را میخکوب می‌کند، تا حدی که ممکن است او را پس بزنیم. فیلم با جسارت تمام او را نه به عنوان قربانی بلکه به عنوان تلفات دنیایی ارائه می‌دهد که خود او بخشی از آن و یا حتی مکمل آن است. (روزنامه گاردین) روث نگا، ۳۵ ساله برای بازی در فیلم لاوینگ شخصیت او در فیلم: زن سیاهپوستی به نام میلدرد لاوینگ که ازدواجش با مرد سفید پوستی به نام ریچارد لاوینگ (با بازی جوئل اجرتون) در دهه پنجاه میلادی به بازداشت این زوج و در نهایت تبعید آنها از ایالت ویرجینیا منجر می‌شود. سابقه در اسکار: هیچگاه نامزد نشده است. نظر منتقدان: وقتی چشمان نافذش که معمولا رو به پایین است برای مقابله با جهانی که نیازمند تغییر است، بالا می‌آید، نگاهش تکان‌دهنده است. بی‌پیرایگی نافذ در بازیگری روث نگا نفس‌گیر است. (مجله رولینگ استون) ناتالی پورتمن، ۳۵ ساله برای بازی در فیلم جکی شخصیت او در فیلم: او نقش جکی کندی همسر پرزیدنت جان اف کندی را بازی می‌کند که در سال ۱۹۶۳ ترور شد. سابقه در اسکار: ناتالی پورتمن در سال ۲۰۱۱ به خاطر فیلم قوی سیاه جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی را گرفت و در سال ۲۰۱۵ برای بازی در فیلم نزدیکتر نامزد بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. نظر منتقدان:بازی پیچیده ناتالی پورتمن در این فیلم ممکن است نقش‌آفرینی او برای فیلم قوی سیاه را تحت‌الشعاع قرار دهد و به بزرگ‌ترین دستاورد بازیگری او بدل کشود. (ورایتی) اما استون، ۲۸ ساله برای بازی در فیلم عالم هپروت (لالالند) شخصیت او در فیلم: نقش میا دولان، زن جوانی را بازی می‌کند که در شهر لس آنجلس زندگی می‌کند و آرزو دارد بازیگر شود. سابقه در اسکار: در سال ۲۰۱۵ به خاطر بازی در فیلم بردمن در رشته بهترین بازیگر زن نقش مکمل نامزد شد. نظر منتقدان:این بهترین مقطع از کار حرفه ای اما استون است که نقش خود را به عنوان زن سرگشته‌ای که عاشق هنرپیشه شدن است واقع گرایانه و جسورانه ایفا می‌کند و بعد در قالب میا که زندگی واقعی اوست با وقار به سفرش ادامه می‌دهد. (سینما بلند) مریل استریپ ۶۷ ساله برای بازی در فیلم فلورانس فاستر جنکینز شخصیت او در فیلم: نقش فلورانس فاستر جنکینز زنی نیویورکی را بازی می‌کند که ثروت فراوانی به ارث برده و با وجود صدای ناهنجارش آرزو دارد خواننده اپرا شود. سوابق در اسکار: مریل استریپ تاکنون ۱۹ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده، دوبار به خاطر بازی در فیلم‌های بانوی آهنین (۲۰۱۲) و انتخاب سوفی (۱۹۸۳) جایزه بهترین بازیگر زن و به خاطر بازی در فیلم کریمر علیه کریمر(۱۹۸۰) جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را برده است. نظر منتقدان:خانم استریپ نشاط آور و هنگامی که می‌خواند واقعا بامزه است و در تمام مدت، بازی او جسورانه ولی در عین حال کاملا باورکردنی است. (نیویورک تایمز)  
مروری بر هنر در هفته آخر دی ماه اسکار 2014: جوایز و فرش قرمز «تلفن همراه رییس جمهور» اکران نشده، جنجالی شد توقیف یا غیر توقیف؟ کتایون ریاحی، در سفر به سومالی مروری بر دنیای هنر در هفته‌ چهارم تیر

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا
برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی " بادها به نفع کودکان می وزند " در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

كنسرت زمانه گروه كامكارها

كنسرت موسیقی كردی، فارسی گروه كامكارها  14،15 و 16 مهر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی، ساعت 21 برگزار می شود. این كنسرت یادبودی برای مادر كامكارها است كه به احترام ایشان (زمانه) نامگذاری شده و قطعه زیبایی كه به یاد ایشان ساخته شده، اجرا می شود.

جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت

گروه‌های موسیقی زنان ایران در اواخر خرداد جشنواره‌ای را در تالار وحدت تهران برگزار می‌کنند. این جشنواره از حمایت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردار است. آخرین جشنواره موسیقی زنان ۶ سال پیش برگزار شد. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) خبر داده که قرار است جشنواره موسیقی بانوان از ۲۴ خرداد تا دوم تیر در تالار وحدت برگزار شود. کامران همت‌پور، برگزارکننده جشنواره، ضمن اعلام این خبر گفته است، این جشنواره از حمایت معنوی پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخوردار است. پیروز ارجمند از اول بهمن ماه ۱۳۹۲ به سمت مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد منصوب شده است. روزنامه شرق در شماره روز سه‌شنبه (۱۳ خرداد/ ۳ ژوئن) خود نوشته است، برگزاری جشنواره‌ای مختص زنان در حالی در تهران اتفاق می‌افتد که در شهرهای بزرگی چون اصفهان، زنان از حضور بر روی صحنه منع شده‌اند و چندین کنسرت در شهرهایی چون تبریز به دلیل حضور نوازنده زن کنسل شده است. آخرین جشنواره موسیقی زنان به نام "گل یاس" شش سال پیش در تهران برگزار شد. به نوشته شرق، از آن زمان تاکنون زنان موسیقی‌دان ایرانی حتی از شرکت در دوره‌هایی از جشنواره فجر نیز بازمانده‌اند. ملیحه سعیدی، آهنگساز، مدرس و نوازنده، برگزاری جشنواره زنان در تالار وحدت را اتفاق خوبی می‌داند که می‌تواند مستمر باشد. این موسیقی‌دان به شرق گفته است: «در این سال‌ها با توجه به نارسایی‌هایی که وجود داشت در هیچ جشنواره‌ای شرکت نکردم. اما بعد از حضور آقای مرادخانی در معاونت هنری با توجه به شناختی که از ایشان داریم متوجه تغییراتی در حوزه موسیقی هستیم و می‌توانیم امیدوار باشیم.» به گفته ملیحه سعیدی، در همه این سال‌ها هر چند جشنواره‌ای وجود نداشت، اما هیچ چیزی مانع تلاش زنان موسیقی‌دان نبود. فروش بلیط جشنواره موسیقی زنان از دو روز دیگر توسط سایت "ایران کنسرت" آغاز می‌شود. به گفته کامران همت‌پور، استقبال زنان از برگزاری این جشنواره بسیار بالا بوده و این جشنواره آنها را خوشحال کرده است. گروه "آوای مهربانی" به سرپرستی سهیلا پورگرامی، "کرشمه" به سرپرستی شیدا جاهد، "آواز ملل" به سرپرستی نسرین ناصحی و شهلا میلانی، "پریشاد" به سرپرستی پریچهر خلوتی و همچنین گروه‌های "مشتاق شیراز"، "بوی گندم"، "ستاره قطبی"، "دادمهر"، "قناری"، "دریای راز"، "چکاوک آزاد" و گروه "خنیا" به سرپرستی پری ملکی گروه‌هایی هستند که در این جشنواره حضور دارند.
راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند گروه کوبه ای هوران باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی گرانترین آلبوم موسیقی جهان گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری

گالری سین، این بار با نمایشگاه نقاشی سروش دبیری به نام پنجره ها پذیرای شما علاقه مندان خواهد بود. افتتاحیه این نمایشگاه، روز جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر خواهد بود. این نمایشگاه تا تاریخ 11 دی ماه، از ساعت 3 تا 7 عصر ادامه خواهد داشت.

هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟

در طول تاریخ، شاید تا همین صد سال قبل، هنر همیشه متعلق به طبقه مرفه جامعه بود.تنها ثروتمندان -که دغدغه اصلی‌شان نان شب نبود- می‌توانستند بهای لذت‌بردن از هنر را بپردازند. در اواسط قرن بیستم، هنر مدرن به شورش علیه این خاص بودن هنر برخاست و ادعا کرد که باید فاصله بین هنر، هنرمند و جامعه باید از میان برداشته شود. اما حالا تکنولوژی و اینترنت برای نخستین  بار ابزار این طغیان را در اختیار عام، هنرمند و مردم عادی، قرار داده است. سایت آرتسی (Artsy) مجموعه کم‌نظیری از عالم هنر در اینترنت است. چه شما هنرمند باشید، چه صاحب گالری، چه معلم هنر و چه دانشجوی آن، و حتی اگر به سادگی بخواهید برای دیوار خانه‌تان یک اثر هنری بخرید، سایت آرتسی، منبع خوبی برای همه اینهاست. این شرکت نوپا که در سال ۲۰۰۹ و در شهر نیویورک آغاز به کار کرده و حالا سرمایه‌اش از پنجاه میلیون دلار هم بیشتر است، شعارش «در دسترس قرار دادن هنر برای هر کسی که به اینترنت دسترستی داشته باشد» است. این سایت بیش از ۲۵۰ هزار اثر هنری متعلق به بیش از ۴۰ هزار هنرمند قدیمی و معاصر را در خود ذخیره دارد. شما هم می‌توانید از حراج‌های هنری، آثار آماده فروش آشنا شوید هم زندگینامه هنرمندان قدیمی و معاصر را مطالعه کنید و هم در خصوص تاریخ هنر در این سایت بیاموزید. اتفاقی که در بسیاری از کلان‌شهرهای جهان در حال افتادن است،‌ ایجاد طبقه جدیدی از مصرف‌کنندگان هنر است که لزوما همه تاریخ‌هنردان نیستند، جامعه هنری منطقه خود را نمی‌شناسند و با گالری‌داران هم سر و سری ندارند، اما به فرهنگ علاقه‌مندند و از نظر مالی هم توانایی گردآوری آثار هنری را دارند. دو شرکت نوپا- که باز هم هر دو در نیویورک پا گرفته‌اند- به کمک این قشر خاص- و اغلب جوان- آمده‌اند. در ازای پرداخت مبلغی ماهانه، شما می‌توانید آثار هنری را کرایه و یا خریداری کنید. یکی از این دو شرکت، آپرایز آرت (Uprise Art) است که در آن پولی که شما به عنوان مبلغ ماهانه می‌پردازید، از مبلغ نهایی خرید شما کم می‌شود (یعنی شما در نهایت باید آن اثر هنری را ابتیاع کنید)‌و دیگری آرتسیکل(Artcicle) است که در آن شما می‌توانید چند اثر هنری را اجاره کنید و ببینید آیا آنها به دیوار خانه‌تان می‌آیند یا نه! اگر تصمیم به خرید گرفتید، پول آن را باید جدا از مبلغ عضویت ماهانه‌تان بپردازید! هر دو شرکت با استقبال خوبی از طرف قشر جوان و علاقه‌مند به فرهنگ نیویورک رو به رو شده‌اند. ونگو (Vango Art) سایت دیگری است که در آن شما می‌توانید آثار هنری را بدون دخالت واسطه از خود هنرمند خریداری کنید. قیمت‌های سایت ونگو -به نسبت آثار هنری که در گالری‌ها می‌بینید- بسیار ارزان است. موسسان این شرکت می‌گویند که آنها از یک طرف می‌دیدند که دلشان می‌خواهد برای خودشان آثار هنری اصیل بخرند، اما قیمت‌ها بسیار گران و سرسام آور بودند و از طرفی در دور و بر خودشان هنرمندانی را می‌دیدند که چون گالری‌دارها به سراغشان نمی‌رفتند همیشه فقیر و بی‌مشتری بودند. این طور شد که چند جوان اهل کامپیوتر این شرکت را در سال ۲۰۱۴ راه‌اندازی کردند. شرکتی که در کمتر از یک سال، مشتریان زیادی را در اقصی نقاط جهان به هنرمندان گمنام متصل کرده است. یک بازار مجازی برای هنر واقعی! و در نهایت، سایت آرت کورگی (Art Corgi)، به شما این امکان را می‌دهد که یک هنرمند را استخدام کنید تا پروژه‌ای را برای شما انجام دهد! فرض کنید تولد دوستتان است و شما می‌خواهید هدیه ویژه‌ای به او بدهید! مثلا عکسش را نقاشی کنید یا از تصاویری که از او و خودتان دارید یک کلاژ هنری درست کنید یا یکی از تصاویری خیالی که او همیشه از آن تعریف می‌کند را به روی بوم نقاشی بیاورید! اما متاسفانه همه ما این قدر هنرمند نیستیم یا وقتش را نداریم که این کارها را انجام دهیم!‌ آرت کورگی به ما این امکان را می‌دهد که بین هنرمندان مختلف و استایل‌های متفاوت یکی را انتخاب کنیم و طرح مورد نظر را سفارش دهیم!  دنا میری
کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران عکسهای بی نظیر از ایران زیبا نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

ادبیات

نامه های عاشقانه فروغ

فرزانه میلانی، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی و مطالعات زنان در دانشگاه ویرجینیا که چند دهه بر زندگی و آثار فروغ تحقیق و پژوهش کرده در چهار جلسه متوالی از بیستم تا بیست و چهارم اکتبر در سالن خلیلی دانشکده مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن، سواس لندن درباره کتاب جدیدش سخنرانی کرد. کتاب جدید خانم میلانی که قبلا هم بر زندگی و آثار سیمین بهبهانی و طاهره قرة‌العین دو شاعر پیشرو زن ایرانی تحقیق کرده، زندگینامه ادبی فروغ فرخزاد است به همراه ۱۵ نامه منتشر نشده به ابراهیم گلستان، ۹ نامه به پدرش، شش نامه دیگر به افراد دیگر و چند کارت پستال. نامه ها را در کتاب به خط فروغ می بینیم. قبل از اینکه خانم میلانی به لندن بیاید یکی از این نامه ها را در اختیار رضا شکراللهی، پژوهشگر زبان فارسی و نویسنده وبلاگ خوابگرد گذاشت. انتشار این نامه بحثهای زیادی ایجاد کرد. \'\'قربان بند کفش‌هایت بروم \'\' زرد است؟ نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به شاهی (ابراهیم گلستان) موضوع واکنشهای کاربران شبکه های اجتماعی شد، اعم از کسانی که فروغ و گلستان را دوست داشتند یا نداشتند. فروغ در بخشی از این نامه نوشته: \"شاهی‌جانم، باید برایم دعا کنی. قربان لب‌های عزیزت بروم. قربان چشم‌های عزیزت بروم. قربان بند کفش‌هایت بروم. چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم...\" علاوه بر اینکه بخشهای مختلفی از این نامه بازنشر شد، عده زیادی ماجرای حریم خصوصی را پیش کشیدند و گفتند انتشار نامه های خصوصی فروغ به عشقش غیر اخلاقی است و به شناخت فروغ کمکی نمی کند . برخی پا را فراتر گذاشتند و این نامه و بازنشرش را زرد یا عامه‌پسند دانستند و حتی گفتند که ما اگر خودمان را جای فروغ بگذاریم اصلا دوست نداریم که بعد از مرگمان نامه های عاشقانه مان منتشر شود. در برابر این افراد کسانی بودند که با این نظرات مخالف بودند و این قیاس را مع‌الفارق می دانستند. آنها می گفتند مقایسه آدم های عادی با فروغ و ابراهیم گلستان که هر دو از بزرگان فرهنگ و ادب معاصر هستند اشتباه است و حریم خصوصی در این مورد بی معناست. برخی به ابراهیم گلستان خرده گرفتند که چرا نامه های فروغ را در اختیار خانم میلانی گذاشته و نامه های خودش را منتشر نکرده است. فروغ نه اولین است نه آخرین انتشار نامه شخصیتهای ادبی در دنیا رسمی است شناخته شده است. فرانتس کافکا که نامه های زیادی از او به نامزدش، دوستانش و پدرش منتشر شده، جایی خطاب به دوستش ماکس برود نوشته: \"ماکس عزیز مرا ببخش که امشب نتوانستم به دیدنت بیایم. من بسیار ناامید شده ام و نمی توانم خودم را تغییر دهم. سردرد شدید گرفته ام. دندان هایم دارند زرد و فاسد می شوند و ریش تراشم کند شده است. مرا ببخش ولی دیگر نمی توانم به دیدنت بیایم.\" این چند خط شاید مثالی است بر همان که عده ای حریم شخصی افراد می دانند برخی دیگر هم معتقدند حتی اگر حاوی اطلاعاتی باشد که از نظر برخی کم اهمیت است می تواند موجب روشن شدن ایعاد مختلف زندگی آدمی شود که برای ادبیات بسیار مهم است. نامه های سیمون دوبوار نویسنده فرانسوی به ژان پل سارتر و نلسون آلگرن که هر دو از نویسندگان سرشناس هستند و نامه های سارتر به دوبوار همه و همه در قالب چندین کتاب منتشر شده اند. از ادبیات و ادبای معروف جهانی که بگذریم انتشار نامه های شخصی در دنیای ادبیات ایران هم بی‌سابقه نیست. نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد در قالب سه کتاب تدوین شده است، دست اندرکاران می گویند ذکر جزییات دقیق در این نامه ها از چای خوردن و غذا پختن گرفته تا چگونگی استحمام و نظافت و تصویری که از واقعیت ارایه می دهند این نامه ها را به سندهای بی مانندی درباره این دو نفر تبدیل کرده است. نامه های عاشقانه احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان، اخیرا در کتابی با نام \"مثل خون در رگهای من\" منتشر شد. کتاب دیگری هم چاپ شد با مقدمه آیدا حاوی نامه های شاملو به پسرش. همین اواخر نیز احمد کیارستمی نامه ای از پدرش منتشر کرد که در شبکه های اجتماعی با استقبال مواجه شد. اما چرا انتشار این نامه ها اعتراض خیلی ها از جمله پوران فرخزاد، خواهر فروغ را برانگیخت؟ بعد از انتشار این نامه و بحثی که پیرامون آن در گرفت ابراهیم گلستان در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه ابتکار اعلام کرد که این نامه ها را که سند تاریخی محسوب می شوند، خودش در اختیار خانم میلانی قرار داده است. به نظر او \"وقتی دو نفر مورد توجه اشخاص قرار می‌گیرند هیچ نوع حریم خصوصی ندارند. حریم خصوصی به خاطر ترسی است که اشخاص از چیزهایی که می فهمند یا نمی‌فهمند، دارند؛ برای آدمی که آزاده است و فکر می‌کند، حریم خصوصی مهم نیست. حریم خصوصی برای هیچ کس وجود ندارد و هر کسی هر چه بخواهد می‌گوید و از روی همین چیزهاست که تمدن یک دوره‌ای ایجاد می‌شود.\" پوران فرخزاد هم بعد از آن در گفتگو با تابناک گفت که فرزانه میلانی را می‌شناسد، او \"شخص محترمی\" است اما در انتشار نامه‌های فروغ \"انگیزه کاسبکارانه\" می‌بیند. خانم فرخزاد در این گفتگو گفت: \"وقتی قصد انجام چنین عملی داریم، باید از خودمان بپرسیم آیا قشنگ است و دوست داریم در آینده زندگی خصوصی و اسرار زندگی‌مان را این گونه و آن هم بدون رضایت خانواده‌مان منتشر کنند؟ به نظرم کنار زدن پرده‌ها زیبا نیست.\" حالا خیلی‌ها می‌پرسند، آیا در مورد شخصی مانند فروغ لازم است پرده ها برخی حقایق را از دید سایرین پنهان کنند؟ در نهایت پژوهشگران چرا و بر اساس کدام اصول باید چه تصویر شسته‌رفته‌ای با چه مشخصاتی به مردم ارایه کنند؟ پوران فرخزاد می‌گوید که اصل، شعر فروغ است و زندگی او در حاشیه است. به گواه حدود چهل سال تحقیقی که فرزانه میلانی بر زندگی و آثار فروغ فرخزاد انجام داده زندگی شخصی و عشقی فروغ از آثاری که خلق کرده جدا نیست. مرز میان روزمرگی و هنر فرزانه میلانی مصایبی که فروغ در زندگیش تحمل کرده را بر می‌شمارد و می گوید که عشق او به ابراهیم گلستان تاثیر بسزایی در غنای شعر او داشته است. او شعر فروغ را در حوزه احساسات زنانه در ادبیات معاصر ایران بی‌بدیل می‌داند. میلانی فروغ را زنی می‌داند که در پیکری زنانه و ادبیاتی مرد محور محبوس بوده، زنی که بسیار بیش از اینها که خوانده‌ایم و شنیده‌ایم از خانواده و جامعه اطرافش آسیب دیده است. او بعد از مشورت با روانپزشکان و تحلیل شرایط زندگی و وضعیت روحی فروغ به این نتیجه رسیده که او احتمالا دچار اختلال دوقطبی یا بای‌پولار بوده است. به گفته متخصصان افسردگی شدید از علایم جدی این بیماری است و شدت آن کم و زیاد می‌شود تا جاییکه خانواده بیمار ممکن است تصور کنند بیماری ریشه کن شده، از آن سو هم ممکن است آنقدر شدید شود که ممکن است نیاز به بستری کردن بیمار باشد. فروغ که در بیمارستان روانی بستری شده بود، به گفته خانم میلانی بدون بیهوشی با شوک الکتریکی تحت درمان قرار گرفت. عشق در شعر فروغ ریشه در بیقراری و ناآرامی و سرکشی غریبی دارد و روح ناآرام و مدام در جستجو و تنهای فروغ به گفته خانم میلانی با رسیدن به ابراهیم گلستان انگار کنار او ماوا می‌گیرد. صاف و ساده و بی‌حاشیه در نامه‌ دیگری به او می‌نویسد: \"قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادیت بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم، حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست، کافیست که بتوانم اعتماد کنم، بتوانم بایستم، بتوانم باشم، کافیست که صدایم کنی، بگویی فروغ! و من به دنیا بیایم و درختها و آفتاب و گنجشکها با من به دنیا بیایند. دوستت دارم و دلم تاب تحمل این همه عشق را ندارد. دلم از سینه‌ام بزرگتر می‌شود. دلم مرا به بی‌قراری می‌کشاند.\" خانم میلانی می گوید در این پانزده نامه‌ای که تازه در کتابی منتشر کرده فروغ پنجاه و نه بار از \"قربانت بروم\" استفاده کرده و پنجاه و چهار بار از \"دوستت دارم\". فروغ به دلیل سنت شکنی ها و نوع زندگی و طلاق و نوع مرگش، به دلیل معاشرتهایش، به دلیل متفاوت بودنش و \"عشق ممنوعه اش\" نسبت به ابراهیم گلستان همواره مورد توجه بوده و برای بسیاری جذابیت داشته است. تحقیقات و مطالعات چند ده ساله خانم میلانی اما یاد ما می‌آورد که این سمبل جذاب سرکشی شعر معاصر روی دیگری هم دارد. آنچه فروغ خلق کرده حاصل زخمهایی است که خورده و تلخی و تنهایی و غربتی که تحمل کرده تا در سی دو سالگی طوری برود که نامش در ادبیات فارسی ایران ماندگار شود. فروغ را نمی توان از شعر فارسی حذف کرد فروغ بر اساس نتایج تحقیقات،مطالعات و آنچه از نوشته های خودش به جامانده در خانه آزار بسیار دید، در جمع تکفیر شد. اشعارش در ایران سانسور شد و از نخستین مجموعه شاعران ایران و جهان حذف شد. اما با این وجود نامش هنوز یادآور \"اسارت\" است و \"عصیان\". هنوز بسیاری از زنان در ایران، افغانستان و تاجیکستان، خودشان را \"زنی تنها\" می دانند \"در آستانه فصلی سرد\". هنوز نام فروغ، عاشقانه هایش و نامه هایش آنچنانکه این روزها شاهدیم سکون فکری و قضاوتهای درست و نادرست و استنتاجها را به گونه‌ای دستخوش تلاطم می کند که بیراه نیست اگر بخواهیم بدانیم اگر او به مرگ زودهنگام نمرده بود، واقعا هم اکنون چه می کرد و چه جایگاهی داشت. خانم میلانی می‌گوید فروغ که حالا بیش از هر شاعر فارسی زبان معاصر در فراسوی مرزهای ایران شناخته شده است، در یک روز سرد زمستانی درست مثل تولدش و روز تنها ازدواجش و همانطور که خودش پیش بینی کرده بود رفت.  

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .
کتاب‌های الکترونیکی با موضوع جنسی تنها شبها به فروش می رسند دا یعنی مادر کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم وسط راه همدیگر را ببینیم روز ملی عطار