1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در جشن چهاردهمین سال تاسیس "خانه موسیقی ایران" سخنگوی این نهاد صنفی در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار پخش صدای زنان خواننده شده. داریوش پیرنیاکان گفت: «خواست مهم خانه موسیقی آزادی پخش صدای زنان است.»

جشن چهاردهمین سال تاسیس "خانه موسیقی ایران" شامگاه دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ در تالار وحدت برگزار شد، به‌گزارش خبرگزاری فارس داریوش پیرنیاکان سخنگوی "خانه موسیقی" در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار آزاد شدن صدای زنان در ایران شد.

پیرنیاکان با اشاره به این نکته که در فقه اسلامی هیچ اثری از "حرام بودن موسیقی" نیافته است گفت: «۳۴ سال است که در عرصه موسیقی زمستان است. هنوز موسیقی را این‌جا حرام می‌دانند. هیچ روایتی نیست که نشان دهد موسیقی حرام است و درست نیست که این خیل عظیم جمعیت شنوندگان موسیقی را نادیده بگیریم. از فقها می‌خواهم توضیح دهند در کجای دین موسیقی حرام اعلام شده است؟ به علاوه خواسته‌ی مهم خانه موسیقی پخش شدن صدای زنان است.»

به گفته داریوش پیرنیاکان نیمی از هنرمندان موسیقی، زنان هستند که در ایران اجازه خواندن ندارند. وی "اصلاح شیوه ممیزی در حوزه موسیقی"، "صدور مجوز‌ها"، "تامین سالن اجرای کنسرت" و " نمایش سازها در تلویزیون" را خواسته‌های اهالی موسیقی ایران معرفی کرد.

حسین علیزاده: چرا صدای زن را از حافظه موسیقایی ما پاک کرده‌اند؟

به‌گزارش روزنامه "بهار" حسین علیزاده آهنگساز برجسته ایران و رهبر گروه "هم‌آوایان" جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ با اشاره به تفکیک جنسیتی در موسیقی ایران گفت:«این‌که فکر کنیم هرجایی زنان حضور دارند باید احساس خطر کنیم درست نیست، زیرا هنر بدون زن وجود ندارد و در همه مسائل زن و مرد باهم شریک هستند.»

حسین علیزاده پیش‌تر نیز با اشاره به "پاک شدن صدای زنان از حافظه موسیقایی ۳۰ ساله‌های امروز" گفته بود: «چرا صدای زن را از حافظه موسیقایی ما پاک کرده‌اند؟ من با هرگونه تفکیک جنسیتی مخالفم. مگر تنها مردان می‌توانند هنرمند باشند و آواز بخوانند؟»

اما اتفاقات این سخنان جنجالی چند روز بعد هم ادامه یافت

داریوش پیرنیاکان هشت‌ روز بعد از طرح مشکل پخش صدای زنان، روز ۳۰ مهر از سمت خود استعفا داد. او که از بنیان‌گذاران خانه موسیقی است و چند دوره دبیر وسخنگوی این مرکز هنری بوده، در رابطه با استعفا از این سمت گفت: «به دلایلی از جمله برای استراحت کناره‌گیری کردم».

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همان روز استعفای آقای پیر نیاکان در روز سه‌شنبه (۳۰ مهر / ۲۲ اکتبر) در حاشیه رونمایی از نخستین و بزرگ‌ترین نهج‌البلاغه مطلا در محل دفتر وزارت‌خانه، در پاسخ به پرسشی درباره ایراد شرعی به صدای خوانندگان زن گفت: «طبق نظر مراجع اگر صدای تک‌خوان‌ها موجب مفسده نباشد ایرادی ندارد و برخی از مراجع در این باره چنین نظری دارند».

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مشکلات دختر برای پدر

در چند سال اخیر تمام فعالیت های بازیگری و کارگردانی بهزاد فراهانی تحت تاثیر مهاجرت دخترش از ایران قرار گرفته است و آنها که دستشان به دخترک وی نمی رسد تا او را به واسطه آنچه درست یا غلط مرتکب شده، محاکمه کنند با پدرش تسویه حساب می کنند. به گزارش ایسنا به نقل از جام، این است که بهزاد فراهانی سریالی با عنوان «حماسه آرد» را تا نیمه فیلمبرداری می کند اما به ناگاه کار تعطیل می شود و از آن سو برای بردن سالی یک تئاتر روی صحنه هم چراغ سبز نمی بیند. با فراهانی درباره حال و هوای این روزهایش گپی زده ایم و آنچه در ادامه خواهید خواند بخشی از درددلهای اوست. متاسفانه برای ایجاد شرایطی جهت ادامه تولید «حماسه آرد» از مسئولان مربوطه درخواست وقت ملاقات کردم اما انگار هیچ مقام پاسخگویی در صداوسیما وجود ندارد. بارها و بارها به دفتر مدیریت شبکه اول سیما که این سریال بنا بود برای پخش از این شبکه ساخته شود مراجعه کردم و از آنها خواستم که وقت ملاقاتی برای دیدار با مسئول شبکه تعیین کنند اما این فرصت به من داده نشد. آخر مگر یک تایم یک ربع تا ۲۰ دقیقه ای برای صحبت با یک مدیر فرهنگی هم باید با لابیهای خاص صورت گیرد؟ در تئاتر آدمهایی هستند که بودجه ۲۰۰ میلیونی می گیرد آدمهای هم هستند که نمی توانند کار کنند یک نمایشنامه تصویب شده به نام «خون و گل سرخ» دارم که هنوز معلوم نیست برای اجرای آن بودجه ای به من تعلق می گیرد یا نه. این نمایشنامه مضمونی انتقادی-اجتماعی دارد و با نگاه به زندگی مردم نقد خود را ارائه می کند. اما شرایط اعطای بودجه در تئاتر هم منصفانه نیست. در همین تئاتری که می گویند ورشکسته است کسانی را داریم که برای یک نمایش متوسط ۲۰۰ میلیون بودجه می گیرند و کسانی هم هستند که حتی یک دهم این بودجه به آنها نمی رسد و مجبورند بیکار بمانند. فکر می کنم اصلی ترین عامل این وضعیت هم شخص حمید شاه آبادی معاونت هنری ارشاد باشد که نمی تواند به درستی بودجه تئاتر را تقسیم کند. در اینکه من مدام با بن بست کاری روبرو می شوم صد البته که وضعیت دخترم هم نقش دارد اما اینکه به واسطه کار دخترم من تحت فشار قرار گیرم منصفانه نیست و صد البته که به بدبینی من نسبت به مدیریت فرهنگی می انجامد. مدتهاست که حرف از تئاتر ملی می زنیم اما هیچ چیز که بتوان نام آن را تئاتر ملی گذاشت نداریم. چرا؟ چون نخبه ها را محدود می کنیم و از آدمهای درجه دو و سه که ایده ای از خود نداشته و بیشتر اپراتور هستند تا هنرمند استفاده می کنیم. من که هنرمندی هستم پا به سن گذاشته و برای همین آن قدرها دلبستگی به دنیا ندارم که بخواهم حدیث نفس بگویم ولی از آنها که سررشته امور دستشان است می خواهم استعدادهای جوان را دریابند و نگذارند آنها سرکوب شوند. جوان هنرمندی که سرکوب می شود مجبور به انزوا یا مهاجرت می شود. اگر می خواهیم به جوانان امید به زندگی در کشورشان را بدهیم حتما بایستی استفاده از استعدادها را الویت اول برنامه های کشور قرار دهیم

جنجال آخرین تانگو؛ وقتی کارگردانان بازیگران را آزار می‌دهند

اخیرا بحث بر سر چگونگی اجرای صحنه‌ای از فیلم آخرین تانگو در پاریس جنجال آفرین شده است. این سکانسی است که در آن شخصیتی که نقشش را مارلون براندو بازی می‌کند به دختر جوانی که تازه با او در پاریس آشنا شده (با بازی ماریا اشنایدر) تجاوز می‌کند. در ویدئویی از سال ۲۰۱۳ که در روزهای اخیر دوباره مطرح و خبرساز شده، برناردو برتولوچی، کارگردان فیلم، اعتراف می‌کند که قبلاً جزییات این صحنه و این که چه چیز واقعاً قرار است اتفاق بیافتد را به بازیگر فیلم (که در آن موقع نوزده سال داشت، در حالی که براندو از او سی سال بزرگ‌تر بود) اطلاع نداده بود تا به آن شوک، شرم و انزجاری دست یابد که از این صحنه و بازی اشنایدر نیاز داشته است. با این که خبر تازه نیست و خود اشنایدر در سال های پس از تولید فیلم در سال ۱۹۷۲ به آن اشاره کرده بود، اما این بار واکنش‌ها به آن تندتر از همیشه بوده است. واکنش‌ها، به خصوص از سوی زنان، به این مصاحبه با برتولوچی به شکل قابل انتظاری خشمگینانه است و این سوال اساسی را پیش می‌آورد که تا کجا می‌شود به اسم هنر پیش رفت و بدیهیات اخلاقی و انسانی را نادیده گرفت؟ نمونه‌های زیر شاید بتوانند نشان دهند که فیلم‌های مشهوری که از این خط قرمزها فراتر رفته و در آن کارگردان‌ها، بازیگران را در موقعیت‌هایی غیرقابل قبول قرار داده‌اند اندک نیستند. سؤال این است که آیا می‌شود به بهانه لذت بیننده یا خلق اثری واقعی و تأثیرگذار چنین روش‌هایی را به کار گرفت؟ گاهی وقت‌ها تکرار دوباره و چندباره یک صحنه توسط یک کارگردان کمال‌گرا می‌تواند به طور مشخص شکل شکنجه پیدا کند. استنلی کوبریک برای وسواسش به برداشت‌های متعدد مشهور بود و بدتر از همه گاهی وقت‌ها این برداشت‌های متعدد را در ثبت سکانس‌‌هایی به کار می‌برد که حتی یک برداشت از آن‌ها هم آسان نبود. به عنوان مثال در صحنه دلخراش ورود به زور به خانه و تجاوز به یک زن در پرتغال کوکی، کوبریک آنقدر این برداشت را تکرار کرد که بازیگر زن فیلم نه تنها صحنه فیلمبرداری، بلکه کل فیلم را برای همیشه ترک کرد. وقتی بازیگر تازه‌ای استخدام شد، او هم همین مشکل را با تعدد برداشت‌ها داشت و بعدها از روش کار کوبریک انتقاد کرد. به گفتۀ جک نیکلسون در مستندی دربارۀ کوبریک، شلی دووال، همبازی زن او در تلألو یک صحنه را به دستور کوبریک ۱۲۷ بار تکرار کرد و فشار عصبی روی او چنان زیاد بود که موهایش در طول ساخت فیلم شروع به ریختن کرد. آیا در صحنه‌ای که قرار است شخصیت‌ها ترسیده باشند می‌شود بازیگرها را واقعاً ترساند؟ در سکانس مشهوری از فیلم بیگانه، ساختۀ ریدلی اسکات، که همه سرنشینان سفینه فضایی که تقریباً تمام تیم بازیگران را تشکیل می‌دهد، دور جان هرت بیمار که روی تخت خوابیده جمع شده‌اند و ناگهان هیولا از قفسه سینه او بیرون می‌زند. این شوک ناگهانی، که با مقادیر متنابهی خون مصنوعی و مواد لزج جهنده دیگر همراه بود، قبلاً به بازیگران فیلم گفته نشده بود و همه را میخکوب کرد. وقتی خون مصنوعی روی صورت یکی از بازیگران به نام ورونیکا کارت‌رایت ریخت، او همانجا بیهوش شد. روش مشابهی باعث شوک جیسن میلر، بازیگر نقش کشیش جوان در جن‌گیر شد، وقتی به او گفته نشده بود که دختر بچه جن زده در فیلم قرار است مایعی سبز را که با پمپ مکانیکی خارج می‌شد مستقیماً روی صورت او بالا بیاورد. مرد بد خانه دوست کجاست ترساندن بازیگر می‌تواند پشت دوربین هم اتفاق بیافتد، مثل صحنه کلاس درس در خانه دوست کجاست که در آن، به گفته کیومرث پوراحمد که در زمان ساخت فیلم دستیار عباس کیارستمی بود، برای درآوردن اشک پسربچه‌ای که در کلاس به خاطر ننوشتن مشق‌هایش مواخذه شده و گریه می‌کند او را ترسانده‌اند. پوراحمد در کتاب وقایع‌نگاری این فیلم نوشته است برای آنکه گریه بازیگر کودک را در آورد مرد بد می‌شود و برای او خط و نشان\\\" می‌کشد و با داد و هوار او را شماتت و تهدید می‌کند و عکسی که عکاس فیلم از کودک گرفته را پاره می‌کند، پسربچه مضطرب می‌شود و نهایتا به گریه می‌افتد و دوربین این لحظه را ثبت می‌کند. او می‌نویسد پس از فیلمبرداری به او شیرینی و اسباب بازی می‌دهد و عکاس چند عکس او می‌گیرد. پوراحمد می نویسد لابد این پسربچه بعدا عکسهایش را در مجله‌ها می‌بیند و \\\"به ماجرایی که به گریه کردنش منجر شد، می‌خندد\\\". با آن‌که طبق قوانین ممیزی ، هر شکل از تماس فیزیکی مرد و زن در سینمای ایران ممنوع است، اما یک استثناء بزرگ برای نقض این قانون وجود دارد و آن صحنه‌های معمولاً نادری است که در آن بازیگر مرد به بازیگر زن یا برعکس سیلی می‌زند. اما این قرارداد سینمایی به خودی خود مسئله‌دار، وقتی مسئله‌دارتر می‌شود که مثل فیلم هامون، ساختۀ داریوش مهرجویی، بازیگر زن (بیتا فرهی) خبر ندارد بازیگر مرد (خسرو شکیبایی) قرار است واقعا به او سیلی بزند. پنهان کردن واقعیت از بازیگر به بهانه طبیعی‌تر کردن صحنه توجیه شده است. مهرجویی در گفت‌وگویی درباره این صحنه گفته است: بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم که خسرو می‌خواهد بزندش چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یک جوری توجیه‌اش می‌کنیم. این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین قدر شوکه بود. او در کتاب مهرجویی: کارنامه چهل ساله گفته است: پلان خیلی خوب از آب در آمد. البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم ولی چاره‌ای نبود. جبر هنر خِرَم را گرفته بود! اگر بیتا خبر داشت قرار است سیلی بخورد محال بود بتواند این حیرت و جا خوردن را در بازی‌اش به این خوبی اجرا کند.\\\" مایکل کورتیز، کارگردان هالیوودی بر خلاف طبع رومانتیک بعضی از فیلم‌هایش مثل \\\"کازابلانکا\\\"، آدمی دیکتاتورمآب بود و به حداکثر واقع‌نمایی در فیلم‌هایش اصرار داشت. این اصرار در ساخت فیلم کشتی نوح باعث شد تا سه سیاهی لشکر غرق شوند، یک نفر پایش را از دست بدهد و تعداد زیادی جراحت‌های جدی بردارند. گاهی وقت‌ها ضعف‌های نظارتی و امنیتی باعث چنین مرگ‌های ناخواسته‌ای می‌شود که مشهورترین نمونه‌اش کشته شده براندون لی، پسر بروس لی، توسط گلوله‌ای واقعی (که قرار بود تیر مشقی باشد) در فیلم \"کلاغ بود. آزار دنباله‌دار سوء‌استفاده از بازیگران، خارج از زمان فیلمبرداری چیز تازه‌ای نیست. کارگردانانی بوده‌اند که قدرت مطلق خود را خارج از چارچوب ساخت فیلم اعمال کرده‌اند، به خصوص کارگردانان مرد در ارتباط با بازیگران زن فیلم. یکی از بدنام‌ترین نمونه‌ها رابطه بین آلفرد هیچکاک با تیپی هدرن، بازیگر زن فیلم‌های پرندگان و مارنی، بود که سال‌ها موضوع شایعات، جنجال و حتی یک فیلم تلویزیونی قرار گرفت. هدرن در کتاب زندگینامه‌اش که ماه گذشته منتشر شد، ادعا می‌کند که هیچکاک کاملاً بر زندگی او تسلط پیدا کرده و به او پیشنهادهای جنسی داده بود. با گفتۀ هدرن، هیچکاک حتی سکانس حمله پرندگان به او در اتاقک زیرشیروانی را با پرندگان واقعی فیلم‌برداری کرده است. به علاوه\"استاد دلهره آدم‌هایی را استخدام کرده بود تا هر حرکت هدرن در زندگی خصوصی را تحت نظر گرفته و به او گزارش بدهند. این ادعاها به شدت توسط کسانی که هیچکاک را از نزدیک می‌شناخته و یا با او کار کرده‌اند رد شده، اما شاید زنگ خطری باشد برای درک این حقیقت تلخ که بعضی فیلمسازان فکر می‌کنند که اجازۀ کارگردانی زندگی خصوصی، بدن و هویت بازیگرانشان را هم دارند.  
دنیای هنر در هفته سوم مهر هنر در هفته اول آبان ماه مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه مروری بر هنر در هفته ای که گذشت مروری بر هنر در هفته اول شهریور

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
بادها برای ما می وزند نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت

جسد ایمی واینهاوس عصر روز دوشنبه 23 جولای در آپارتمانش در لندن پیدا شد.زمانی که او مجموعه کنسرت اروپای خود را لغو کرد، سخنگویش گفت که همه می‌خواهند هرکاری درتوان دارند انجام دهند تا "کمک کنند او به دوران اوج خود بازگردد."

محسن یگانه در برج میلاد

باز هم می خواهیم سری بزنیم به سن ستاره باران سالن همایش های برج میلاد. دیشب محسن یگانه بعد از اجرای هشت کنسرت کار خود را به پایان رساند. آخرین سانس از کنسرت های او با حضور همسر وی اجرا شد.
جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره كنسرت زمانه گروه كامكارها امکان پخش صدای آواز زنان خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند!

دومین نمایشگاه نقاشی انفرادی ندا هادی زاده، با عنوان گناه از آن ماست، از جمعه 25 شهریور تا چهارشنبه 30 شهریور در گالری محسن برپا می شود.

فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار ه
نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون نمایشگاه مجسمه ها "تجربه زیست شده" پگاه لاری نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

ادبیات

رومن به روایت پولانسکی

آدم های زیادی هستند که سال ها به دنبال شهرت اند و وقتی آن را به دست آوردند عینک آفتابی می زنند که شناخته نشوند پولانسکی اما از این قاعده جداست .

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی

در دوازدهمین مرداد بی بامداد، آیدا، لبخند آمرزش شاعر از سال هایی  که با او و بدون او سپری کرده می گوید.
عشق افلاطونی شیاطین و فرشتگان عذاب وجدان داستانک: عاشق هفتاد سال با شازده کوچولو