1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در جشن چهاردهمین سال تاسیس "خانه موسیقی ایران" سخنگوی این نهاد صنفی در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار پخش صدای زنان خواننده شده. داریوش پیرنیاکان گفت: «خواست مهم خانه موسیقی آزادی پخش صدای زنان است.»

جشن چهاردهمین سال تاسیس "خانه موسیقی ایران" شامگاه دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ در تالار وحدت برگزار شد، به‌گزارش خبرگزاری فارس داریوش پیرنیاکان سخنگوی "خانه موسیقی" در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار آزاد شدن صدای زنان در ایران شد.

پیرنیاکان با اشاره به این نکته که در فقه اسلامی هیچ اثری از "حرام بودن موسیقی" نیافته است گفت: «۳۴ سال است که در عرصه موسیقی زمستان است. هنوز موسیقی را این‌جا حرام می‌دانند. هیچ روایتی نیست که نشان دهد موسیقی حرام است و درست نیست که این خیل عظیم جمعیت شنوندگان موسیقی را نادیده بگیریم. از فقها می‌خواهم توضیح دهند در کجای دین موسیقی حرام اعلام شده است؟ به علاوه خواسته‌ی مهم خانه موسیقی پخش شدن صدای زنان است.»

به گفته داریوش پیرنیاکان نیمی از هنرمندان موسیقی، زنان هستند که در ایران اجازه خواندن ندارند. وی "اصلاح شیوه ممیزی در حوزه موسیقی"، "صدور مجوز‌ها"، "تامین سالن اجرای کنسرت" و " نمایش سازها در تلویزیون" را خواسته‌های اهالی موسیقی ایران معرفی کرد.

حسین علیزاده: چرا صدای زن را از حافظه موسیقایی ما پاک کرده‌اند؟

به‌گزارش روزنامه "بهار" حسین علیزاده آهنگساز برجسته ایران و رهبر گروه "هم‌آوایان" جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ با اشاره به تفکیک جنسیتی در موسیقی ایران گفت:«این‌که فکر کنیم هرجایی زنان حضور دارند باید احساس خطر کنیم درست نیست، زیرا هنر بدون زن وجود ندارد و در همه مسائل زن و مرد باهم شریک هستند.»

حسین علیزاده پیش‌تر نیز با اشاره به "پاک شدن صدای زنان از حافظه موسیقایی ۳۰ ساله‌های امروز" گفته بود: «چرا صدای زن را از حافظه موسیقایی ما پاک کرده‌اند؟ من با هرگونه تفکیک جنسیتی مخالفم. مگر تنها مردان می‌توانند هنرمند باشند و آواز بخوانند؟»

اما اتفاقات این سخنان جنجالی چند روز بعد هم ادامه یافت

داریوش پیرنیاکان هشت‌ روز بعد از طرح مشکل پخش صدای زنان، روز ۳۰ مهر از سمت خود استعفا داد. او که از بنیان‌گذاران خانه موسیقی است و چند دوره دبیر وسخنگوی این مرکز هنری بوده، در رابطه با استعفا از این سمت گفت: «به دلایلی از جمله برای استراحت کناره‌گیری کردم».

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همان روز استعفای آقای پیر نیاکان در روز سه‌شنبه (۳۰ مهر / ۲۲ اکتبر) در حاشیه رونمایی از نخستین و بزرگ‌ترین نهج‌البلاغه مطلا در محل دفتر وزارت‌خانه، در پاسخ به پرسشی درباره ایراد شرعی به صدای خوانندگان زن گفت: «طبق نظر مراجع اگر صدای تک‌خوان‌ها موجب مفسده نباشد ایرادی ندارد و برخی از مراجع در این باره چنین نظری دارند».

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

آنجلینا جولی در کامبوج مدل می شود

آنجلیناجولی به همراه همسر و شش فرزندش برای بستن قراردادی با خانه ی مد“ لویی ویتون"( Louis Vuitton)به کامبوج رفته است.

اسرار شخصی زندگی پیپا لی

اسرار شخصی زندگی پیپا لی، فیلمی به نویسندگی و کارگردانی ربکا میلر (Rebecca Miller) بر اساس کتابی بهمین نام نوشته خود وی است. داستان فیلم بر اساس زندگی زنی به نام پیپا لی است، که میل شدید و تا حدی بیمارگونه به شناخت بیشتر و تغییر و بهبودی زندگی اش دارد.
مروری بر هنر در هفته ای که گذشت شبح درون پوسته جدیدترین فیلم اسکارلت یوهانسون مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست پرفروش ترین فیلمهای سینمای ایران در سالی که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
" بادها به نفع کودکان می وزند " برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد در تالار قشقایی ببینیم "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

رودخانه بی پایان در راه است

بیست سال از انتشار آخرین آلبوم گروه اسطوره‌ای پینک فلوید می‌گذرد. حال همسر دیوید گیلمور، خواننده و گیتاریست این گروه از طریق شبکه توییتر اعلام کرده که آلبومی جدید به نام "رودخانه بی‌پایان" در راه است. در بهار سال ۱۹۹۴ بود که گروه پرآوازه پینک فلوید چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی خود را به انتشار رساند؛ آلبومی به نام ‌‌‌‌‌"ناقوس جدایی" (The Division Bell) که قطعات آن عمدتا توسط دیوید گیلمور (گیتاریست و خواننده) و ریچارد رایت (نوازنده کیبورد) ساخته شده بودند. راجر واترز که برخی‌ها او را مغز متفکر پینک فلوید می‌دانند، در تهیه این آلبوم نقشی نداشت. حال پالی سامسون، همسر دیوید گیلمور به‌طور غیرمرقبه در پیامی که در شبکه توییتر منتشر کرده، از انتشار آلبوم استودیویی جدید پینک فلوید سخن گفته که قرار است در ماه اکتبر سال جاری میلادی روانه بازار شود. این آلبوم "رودخانه بی‌پایان" نام خواهد داشت. مسئول روابط عمومی دفتر دیوید گیلمور روز یکشنبه (۶ ژوئیه) در تماسی که از سوی نشریه معتبر "رولینگ استون" صورت گرفته، صحت این خبر را تایید کرده است. به گفته‌ی پالی سامسون آلبوم جدید پینک فلوید از جمله دربرگیرنده‌ی دستاوردهایی است که اعضای گروه در همنوازی‌های خود برای تهیه آلبوم "ناقوس جدایی" ساخته بودند. از این رو قطعات آلبوم جدید به نوعی میراث ریچارد رایت، کیبوردنواز پینک‌فلوید نیز هستند. ریچارد رایت در سال ۲۰۰۸ بر اثر سرطان درگذشت. گروهی پرنفوذ پینک فلوید را می‌‌توان یکی از پرنفوذترین گروه‌های راک در جهان دانست. این گروه در سال ۱۹۶۵ پایه گذاری شد و در اواسط دهه هشتاد میلادی نیز با رفتن راجر واترز، دیگر از آن ترکیب جادویی برخوردار نبود. پینک فلوید بزرگ‌ترین موفقیت‌های خود را در دهه هفتاد میلادی جشن گرفت. آلبوم‌های "نیمه‌ی تاریک ماه" و "دیوار" که به ترتیب در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ به انتشار رسیدند، از آثار فراموش‌نشدنی و تاثیرگذار در تاریخ موسیقی راک محسوب می‌شوند. تا کنون بیش از ۷۰ میلیون نسخه از این دو آلبوم در سراسر جهان به فروش رفته و از این رو از پرفروش‌ترین آلبوم‌های پاپ و راک در جهان به شمار می‌روند. آلبوم "ناقوس جدایی"، آخرین اثر استودیویی پینک فلوید نیز از لحاظ تجاری موفق بود و بیش از ۱۲ میلیون نسخه از آن نیز در سراسر جهان به فروش رسید. این آلبوم ۶۰ هفته در فهرست یکصد آلبوم پرفروش جهان قرار داشت. عکس قدیمی از اعضای اصلی پینک فلوید  

بازگشت خنیاگر

سهیل نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری در تهران روی صحنه می‌رود، خنیاگر محبوب دهه اخیر موسیقی ایران روز ۱۴ شهریور ماه در تهران روی صحنه می‌رود.نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری دوبار شهریور ماه در تهران با مخاطبانش ملاقات خواهد کرد. صمد طالقانی، مدیربرگزاری این کنسرت به موسیقی ما گفت: «در این کنسرت قطعاتی از سه آلبوم منتشر شده این هنرمند در کنار تعدادی از آثار شنیده نشده اجرا می‌شوند.»به گفته طالقانی ترجیج سهیل نفیسی و گروه برگزاری این است که اطلاعاتی بیش از این داده نشود. طالقانی همچنین توضیح داد که این اجرا مثل اجرای سال گذشته سهیل نفیسی بصورت انفرادی برگزار خواهد شد.سهیل نفیسی تابستان سال گذشته در تهران و رشت روی صحنه رفت و پس از آن هیچ خبری از فعالیت‌های او منتشر نشد تا اینکه امسال دوباره نیت به اجرای کنسرت کرده است. بسیاری از علاقمندان موسیقی در انتظار خبر آلبوم جدیدی از او هستند.علاقمندان می‌توانند برای تهیه بلیت از امروز به سایت تیوال (www. tiwall. com) مراجعه کنند.سهیل نفیسی موسیقیدان و خواننده در سال ۱۳۸۴ با انتشار آلبوم «ری را» در میان علاقمندان جدی موسیقی مطرح شد. نفیسی که بسیاری او را فرهاد زمانه ما می‌دانند، به واسطه انتخاب دقیقی که از اشعار دارد و شکل خاص آواز خواندنش به شانسون‌های فرانسوی هم تشبیه شده است، خوانندگانی که کلام را در حد کمال ادا می‌کنند. نفیسی ۶ سال بعد با آلبوم «ترانه‌های جنوب» بازگشتی درخشان به عرصه موسیقی داشت. آلبومی که بازخوانی ۹ قطعه از ابراهیم منصفی ملقب به رامی بود. این آلبوم نوازندگی به مدد مثال زدنی پویا محمودی در کنار سرودهای زیبای رامی و ترانه خوانی منحصر به فرد سهیل نفیسی، تبدیل به یکی از مهم‌ترین آلبوم‌های دهه اخیر ایران شد. دو سال بعد هم نفیسی آلبوم «چنگ و سرود» را منتشر کرد. آلبومی که پی‌تر سلیمانی‌پور در مسند نوازنده ساکسوفن، کلارینت، کنترباس و گیتار او را همراهی کرده بود. از آن زمان تاکنون هنوز اثر دیگری از نفیسی منتشر نشده است. نفیسی متولد سال ۱۳۴۶ است و در آستانه چهل سالگی اولین آلبوم را منتشر کرد ولی پختی در پس آن نشان می‌داد که در این سال‌ها مشغول به کار بوده. امروز در ۴۷ سالگی یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی ایران است که به انزوا و کم حرفی شناخته شده است. باید منتظر بود و دید که امسال سهیل نفیسی چگونه برای علاقمندانش خاطره سازی می‌کند.
گنجشک کوچولو گروه دارکوب می کوبد گرانترین آلبوم موسیقی جهان یک ایرانی در گروه آرکایو کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

موزه هایی که نمیشناسیم

ما اما زیاد اهل موزه رفتن نیستیم، این را لازم نیست آمارها بگویند یا قیاسها تایید کنند، خودمان بهتر میدانیم که در طول یکسال چندبار ممکن است به دیدار موزه ای برویم یا تماشای موزه های شهرمان در برنامه های فرهنگی-تفریحی مان جا داشته باشد. این در حالیست که به واسطه تاریخ چند هزارساله سرزمینمان و تنوع آب و هوایی و تعدد اقوامی که در ایران زندگی میکنند، موزه های ما در سراسر کشور گنجینه های شگفت انگیز، زیبا، قیمتی و غرور آفرینند که تماشایشان دست کم احساس خوبی به بیننده میدهد. 28  اردیبهشت روز جهانی موزه هاست؛ به این بهانه پیشنهاد میکنیم این دو موزه متفاوت و بسیار تماشایی را در تهران ببینید. غار موزه وزیری غارموزه چیز عجیبی است، هم طبیعت است و هم هنر. چشم انداز جانانه ایست. مخصوصا که هنرمند خالق آن همانجا کنارتان باشد و بی وقفه به کار خلق آثار جدید. غار موزه‌ وزيري در شمال پايتخت، در كنار راه لواسان به سمت روستاي كندعليا، بخشي از ديواره رشته کوههای البرز را به خود اختصاص داده است. از هوای مطبوع و چشم انداز بکر آن که عبور کنید به دروازه ای چوبی میرسید که به غار موزه راهنمایی تان میکند. شما اگر طرفدار گردشگری طبیعی باشید یا هوادار تماشای موزه ها یا دوستدار میراث فرهنگی، غار موزه وزیری مقصدی دیدنی برای شماست. وقت تماشای ان هم میشود کنار اتش افروخته گرم شوید ، هم در فضای باز چای و نسکافه بخورید و هم بروید بالای خانه درختی که استاد در محوطه حیاط غارموزه ساخته و از ان بالا منظره ای کوهستانی را ببینید که جای دیگری ندیده اید. شما از دهان یک شیر که در آستانه دیواره کوه ساخته شده وارد غار میشوید، غاری که نه به دست طبیعت که با دست های ناصر هوشمند وزیری، استاد مجسمه ساز ساخته شده. دهليزهاي اين غار موزه از ميان سنگ سخت گرانيت البرز، عشق به فرهنگ ايران را در دل خود جا داده است. او در شيب كوه، غاراش را با دهليزهايي 40متري وسعت بخشيده است. پس از وارد شدن به درون غار موزه مجسمه های چوبی ، گچی ، سیمانی ، سنگی و فلزی را میبینید. مجسمه هایی  از شخصیت های بزرگ و اسطوره ای ایران و مجسمه های از حیوانات که به دست استاد ساخته شده  در درون غار به چشم می خورد. در این مجموعه چکیده ای از آثار مجسمه سازی را میبینید که در سراسر ایران اثری از سرانگشتان هنرمند او خلق شده. وزیری برای قلعه فلك‌الافلاك نزديك به 50 مجسمه براساس فولكلور منطقه با لباس‌هاي محلي ، براي موزه رختشورخانه زنجان، در پارك جمشیدیه، پارک ملت، پارك ساعي، پارك براجين قزوين، پرديسان تهران، عسلويه، ماهشهر و موزه‌هاي تاريخ طبيعي، مجسمه های زیادی ساخته است و از تمام کارهایش دست کم نمونه ای کوچک در این مجموعه  موجود است. ازجمله چیزهای عجیبی که در این مجموعه میبینید، تعدادی توالت فرنگی مستعمل است که تبدیل به صندلی های مناسبی برای نشستن در فضای باز غارموزه شده است. بخش بزرگی از کلکسیون افتابه های وزیری هم اینجاست. علاوه بر اینها مجسمه ها و دیواره هایی است که با قوطی های نوشابه و آب میوه ها و بطری های دور انداخته شده در حاشیه جاده هی ایران ساخته است. عمارت احتسابیه، موزه مقدم درخیابان امام خمینی ، کمی که از خیابان شیخ هادی گذر میکنید و کمی پیش از آنکه به خیابان ولیعصر برسید، سمت راستتان عمارت با شکوه و مجللی است که روی کاشی نصب شده بر سردرش نوشته شده:  "موزه مقدم" اما قدیم تر ها به نام عمارت احتسابیه میشناختندش؛ یعنی زمانی که احتساب الملک در آن زندگی میکرده. این موزه اگرچه یک خانه قجریست اما با تمام آنچه تا به حال به عنوان خانه های تاریخی در تهران یا هر شهر دیگری دیده اید متفاوت است؛ دقیق ترش این است که نسبت به همه خانه های مشابهش یک شاهکاواقعی به شمار میرود. صاحب اصلی این خانه، احتساب الملک ، فرزند حاجب الدوله بوده است؛ همان که فرمان قتل امیرکبیر را به کاشان رساند و در حمام فین اجرا کرد. از بازی روزگار اما نواده قاتل امیرکبیر -دکتر محسن مقدم- میشود مردی به غایت هنرمند و فرهنگ دوست که به نوعی پدر علم باستانشناسی ایران محسوب میشود و پیش از مرگ، عمارت آبا و اجدادیش را وقف دانشگاه تهران میکند که با تمام مجموعه ها و آثار و عتیقه هایی که در آن جمع کرده به صورت موزه ای در تملک دانشگاه تهران بماند تا به این ترتیب نواده قاتل امیرکبیر بواسطه علاقه وافرش به دانشگاه تهران و با هدف بهره‌مندي اساتيدو دانشجويان از این گنجینه تاریخی، پایش را بگذارد چای پای آن مرد شریف که دارالفنونی که در تهران ساخت سنگ بنای آموزش عالی در ایران شد. این خانه اعیانی دوران قاجار، سه حیاط بیرونی، اندرونی و سرایداری دارد. یک برج به عمارت بیرونی، در زمان مرحوم دکتر مقدم اضافه شده و گلخانه بسیار زیبایی با کاشی کاریهای مجلل در حیاط بیرونی میبینید. حقیقت این است که دیدنی های این موزه آنقدر زیاد و متنوع است که  نمیشود همه آنها را نوشت. برای تماشای این عمارت، وقت کم نگذارید. از آنجا که وقت تماشای این موزه در یک مجموعه دانشگاهی هستید، راهنما ها مشتاقانه گوشه و کنار این خانه را که عده ای معتقدند گرانترین خانه دنیاست، در فضایی چند هزار متری به شما نشان میدهند. موزه مقدم  تنها یک خانه تاریخی نیست، گنجینه ایست از انچه در دوران قاجار در کاخها و خانه های مجلل موجود بوده که استاد محسن مقدم هر گاه امکان خریدن انها و اضافه کردنشان به بخش های مختلف خانه موجود بوده است، آنها را خریده تا هم اثاری مثل کاشی ها سنگ تراشی ها ، نقاشی ها و... که از بناهای اصلی جدا شده بودند حفظ شود و هم این خانه تبدیل شود به گنجینه ای از معماری و تزیینات داخلی دوره قاجار، چه در انواع ایرانی اش و چه در شکل و شمایل فرنگی که آنزمان تازه پایش به ایران باز شده بود.

نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی

" بنگاه شادمانی" مجموعه ای از جدیدترین آثار کامبیز درم بخش، درباره موسیقی هنرمندان این رشته وابزار آلات موسیقی است که در واقع ادامه همان طرح های طنزآمیز موسیقی است، که 3 سال پیش درکتاب " سمفونی خطوط" نشر افق" و فصلنامه " مقام موسیقیایی" منتشر شد.
عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید "تجربه زیست شده" پگاه لاری نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد نقاشی های واقعی

ادبیات

جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه

جشن کتاب تهران، همزمان با هفته کتاب از تاریخ 5 لغایت 25 آذر با برنامه های متنوعی در فرهنگسرای مدرسه برگزار می شود.

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا فاطمه فاطمه است نامه های عاشقانه فروغ رومن به روایت پولانسکی وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد