1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند.

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد.

شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد.

سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند.

او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد.

طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند.

«شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود.

تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد.

سهراب می‌خواند:

از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی

همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد.

«یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند:

یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم

نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید.

وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند:

دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است...

اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود.

حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند.

سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند

سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد.

منبع: خبرگزاری ایسنا

عکس: میثم میر زنده دل

دیدگاه‌ها  

+1 # فندق 1392-08-18 10:00
وای منم رفتم این کنسرت رو.. تا این مطلب رو خوندم تمام اون حال و هوا برام زنده شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

نيكي كريمي چهارمين فيلم بلندش را مي‌سازد

نيكي كريمي كه اين اواخر نشان داده كه دغدغه‌هاي كارگرداني‌اش بيشتر از بازيگري شده بعد از سوت‌پايان كه سومين فيلم سينمايي‌اش بود مي خواهد چهارمين فيلم بلند سينمايي‌اش را بسازد. اين فيلم «بلور» نام دارد و كريمي براي آن هنوز موفق به دريافت پروانه ساخت نشده است. نیکی کریمی كه قرار است خودش تهيه‌كنندگي فيلمش را هم برعهده‌ بگيرد در این ارتباط گفته است: فیلمنامه این فیلم که یک کار اجتماعی است توسط علیرضا فرید به نگارش در آمده و حدود یک ماه است برای گرفتن پروانه ساخت آن از اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد اقدام کرده‌ایم. در نظر دارم بعد از گرفتن مجوز به زودی "بلور" را کلید بزنم. درباره جزئیات کار و موضوع داستان هم ترجیح می‌دهم بعد از دریافت پروانه ساخت صحبت کنم. اما همان‌طور كه مي دانيد چندي پيش فيلم سوت‌پايان به شبكه نمايش خانگي آمد و کریمی درباره استقبال از اين فيلم گفته:« خوشبختانه فیلم با استقبال خیلی خوبی روبرو شده‌است. به هر حال تعدادی از مخاطبان سینما در زمان اکران ممکن است وقت نکنند به دیدن فیلم مورد نظرشان بروند به همین دلیل از نسخه خانگی فیلم استقبال می‌کنند. من در جریان واکنش مخاطبان نسخه خانگی "سوت پایان" نیز بوده‌ام. آنها با فیلم ارتباط خوبی برقرار کردند. فیلم در پخش اول توسط شرکت ریزموج با تیراژ 2500 نسخه وارد بازار شد و فکر می‌کنم به پخش دوم نیز برسد.»        

پسر فراستی درباره پدرش نوشت فراستی تکذیب کرد

  روز پنج شنبه یعنی درست موقعی که فراستی و جیرانی در تدارک برنامه هفت این هفته شان بودند، پسر مسعود فراستی در صفحه فیس بوکش، چیزی نوشت که به یک باره تبدیل به تیتر یک اخبار شد. او توضیح داده بود که نظر پدرش درمورد فیلم ها و آدم ها خیلی مواقع تحت فشار مطرح می شود. او در این توضیح که روی صفحه شخصی اش گذاشته بود، نوشت: «بعضي پرسيدن كه چرا مسعود فراستي دو هفته است به هفت نمي آيد. بعضي پرسيدن كه فيلم قلاده ها بهتر بود يا جدايي. جواب همه سوالاتون يك چيزه. آقا جان مسعود فراستي تحت فشاره. دو بارم تا حالا گفته. يك بار سر ملك سليمان كه گفت مجبورش كرده اند [فیلم رو] كم بكوبه يك بار هم سر يك جاي ديگر. الآن چون مسعود فراستي يك ميزاني حرفش تو عموم مردم مقبوليت دارد در خيلي از موارد تو فشار مي گذارنش. اين به اين معني نيست كه تو نظام جمهوري اسلامي آزادي و حق بيان نيست، چون اين فشار نه از جانب مقام عظماي ولايته نه رئيس جمهور نه... اگر اينطور بود پدر من نمي توانست تو ديدار هنرمندان با رهبري برگردد بگويد ما تو سينمامون ... پنهان داريم. ولي با همه اين اوصاف براي بار آخر مي گويم بابا خيلي تحت فشاره. ديگر همه فهميدن كه طالبي دارد تهديدش مي كند. ديگر همه فهمميدن كه سر ملك سليمان بابا نمي تونست نقد كند. ديگر همه فهميدن بابا سر نقد اخراجي هاي 3 داشت به ده نمكي التماس مي كرد كه حرفشو بد برداشت نكند. اون كسايي كه بابام را تحت فشار مي گذاشتن آدمايي بودند كه از لحاظ اقتصادي تو سينمايند.يك كم فكر كنيد. و اين رو از من بشنويد. شايد يك سري از فيلمهايي كه بابام مي گويد بدند رو از ته دل قبول داشته باشد و شايد يك سري از فيلم هايي كه مي گويد خوبند، اصلا دوست نداشته باشد. فقط كافيه به صورتش نگاه كنيد. در خلاله حرف زدنش اگر ديديد رنج و غم تو صورتش منعكس مي شود بدونيد كه حرف دلشو نمي زند. نمي گويم كه مثلا سر قلاده هاي طلا نظرش اين نبوده. چون ابوالقاسم طالبي به خيال خودش تهديدش مي كرد. اگر آقای طالبی اطلاع داشت می‌تونست بجای اینکه بگه تورو توی تظاهرات دیدم، برگرده بگه چرا پسرت ایلیا [...] والسلام. | در مورد جدايي نادر از سيمين: اون شبي كه هواپيماي اصغر فرهادي به زمين نشست يك عده به اصطلاح .. به من زنگ زدند تا از من اجازه بگيرند كه بروند يك تشت از نجاست رو سر آقاي فرهادي خالي كنند! من تقريبا هر چي فحش بلد بودم نثارشون كردم. بابام وقتي فهميد يك 4-5 تا فحش اب دار زير لب بهشون داد. 6 روز بعد همونها به من زنگ زدند كه يك شورا تشكيل دادند براي آشتي دادن فرهادي با دولت! و از من دعوت كردند كه بروم اونجا چون پدرم اهل مماشات نيست. من نرفتم و بهشون يك جواب دادم. گفتم نه پدرم نه من نه كس ديگر از آقاي فرهادي بدش نمي آيد. بابام فيلم را دوست نداشته و اين سليقه اش بوده. (البته من هم دوست ندارم) ولي اين دليل نمي شود كه مثلا پدر من را دشمن اصغر فرهادي بخوانند.» اما بعد از رسانه ای شدن این خبر و دست به دست چرخیدنش، مسعود فراستی که خیلی ارتباط خوبی هم با رسانه ها ندارد، در تماس با یک سایت تخصصی سینمایی، این حرف ها را تکذیب کرد و گفت که مواضعش را خودش از رسانه ها اعلام می کند و هر چه از قول او نقل می شود، کذب است. او حتی توضیح داد که نظرش درمورد فیلم «قلاده های طلا» دقیقا همانی بوده که در برنامه هفت گفته است.
اخبار کوتاه ار سینما و صحنه آنجلینا جولی در کامبوج مدل می شود اخباری از دنیای هنر «قول»؛ شهره آغداشلو و «نسل‌کشی» ارامنه پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند

انتخاب سردبیر

تئاتر

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم

لوریس چکناواریان گفت: من را جدی نگیرید. کارم را جدی بگیرید. چون کارم است که پس از من همیشه زنده است. به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، شب گذشته موزه هنرهای دینی امام علی (ع) شاهد برپایی جشن تولد 78 سالگی لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر بود.  چکناواریان در ابتدای این مراسم با اشاره به این که کار من باید در دنیا باقی بماند و این آثارم است که باید جدی باشند، گفت: دعاهای شما برایم خیلی مهم هستند اگر در اقیانوس شنا کنم، خفه می‌شوم، اما من هم اکنون در اقیانوس مهر شنا می‌کنم و در کنار شما هستم. آدمی هیچ‌وقت در اقیانوس عشق خفه نمی‌شود. خیلی وقت‌ها به من می‌گویند تو ارمنی هستی و ما را از ایرانی‌ها جدا می‌کنند. ما همه ایرانی هستیم. وی افزود: ایران فقط شامل یک فرهنگ نیست؛ بلکه فرهنگ‌های مختلف دور هم جمع شده‌اند. تقصیر شاه عباس و فتحعلی‌شاه بود که ارمنستان را به روس‌ها دادند و میلیون‌ها ارامنه قتل عام شدند. زمان قتل عام ارامنه، پدر و مادرم فرار کردند و من خوشبختم که آنها برای فرارشان ایران را انتخاب کردند و دوباره به مملکت خودشان بر گرشتند. هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم، متولد شوم. چناوراریان در ادامه از دورانی که موسیقی را آغاز کرده، سخن گفت و عنوان مرد: از بچگی عاشق موسیقی بودم.دیوانه بودم و کارهای عجیب و غریب می‌کردم. در شانزده سالگی در هنرستان ارکستر تشکیل دادم، هرچند خیلی‌ها دوست نداشتند، من این کار را انجام دهم. از بچگی عاشق شیرخدا بودم. صدایش را در رادیو می‌شنیدم. سرانجام یک روز رفتم زورخانه و با او آشنا شدم. او از رستم و سهراب می‌خواند و من با خودم فکرمی‌کردم که اگر یک روز بزرگ شوم و آهنگساز شوم، اولین کاری که انجام می‌دهم، اپرای رستم و سهراب خواهد بود. خالق اپرای رستم و سهراب ادامه داد: من از موسیقی ایرانی چیز زیادی نمی‌دانم اما اساس کار من ریتم‌های محرم است. در واقع موسیقی زورخانه، موسیقی محرم‌ و موسیقی کلیسای ارامنه سه چیزی است که همیشه من را تحت تاثیر قرار دادند و من تا امروز آثارم را بر پایه‌ی این سه اصل نوشته‌ام. من را جدی نگیرید. کارم را جدی بگیرید. چون کارم است که پس از من همیشه زنده است. فخرالدینی: کاش تولد 100 سالگی‌ات را ببینم فخرالدین فخرالدینی که در این مراسم حضور داشت، در سخنانی گفت:  در کنار بزرگانی که اینجا هستند، من کسی نیستم که بخواهم حرف بزنم. لوریس جان! کاش تولد 100 سالگی‌ات را ببینم. نمی‌دانم تا آن موقع زنده هستم یا نه. اما دوست دارم 100 سالگی‌ات را ببینم. دوستی ما یک دوستی قدیمی است. لوریس انسان بزرگی است و علاوه بر جایگاه موسیقی که دارد‌، نقاش خوبی هم هست. کارهای نقاشی او که با موسیقی تلفیق شده‌اند، عالی هستند. لوریس! من تولدت را از صمیم قلب تبریک می‌گویم. چکناواریان از شاگردان برجسته هنرستان بود مصطفی‌کمال پورتراب از اساتید پیشکسوت موسیقی ایران یکی دیگر از سخنران جشن 78 سالگی لوریس چکناواریان بود، او نیز در سخنانی گفت: من سال‌ها است که چکناواریان را می‌شناسم. شاگردان زیادی در هنرستان موسیقی داشتم و چکناواریان از شاگردان برجسته هنرستان بود. او در سن کم در هنرستان ارکستر تشکیل داد و پس از آن بورسیه تحصیلی برای خارج از کشور گرفت. او در خارج از کشور رهبری ارکستر خواند و دوباره به کشور بازگشت. افتخار می‌کنم با افرادی کار کرده‌ام که باعث افتخار کشور بوده و هستند. این هفته، هفته چکناواریان است بابک ربوخه مدیر  مدیر موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز در این مراسم عنوان کرد: من فکر می‌کنم این هفته، هفته چکناواریان است هرجا که می‌رویم، صحبت از اوست. دو شب پیش هم کنسرتی برای او برگزار شده بود‌ و باعث مباهات است که سازمان فرهنگی هنری این برنامه را سازماندهی کرده است. این جشن تولد‌ها بهانه‌ای است، دور هم جمع شویم و به بزرگان بگوییم که چقدر تاثیرگذار هستند و تاثیراتشان بر ما پوشیده نیست. جایگاه لوریس چکناواریان فقط در مرزهای ایران نیست؛ بلکه او در جهان آشنا است. چکناواریان در سن 77 سالگی احساس بیست ساله بودن دارد محمود صلاحی رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دیگر سخنران این مراسم بود، او نیز گفت: خوشحالم که امسال تولد دیگری است. آن هم تولد مردی که افتخار ایران و مشرق زمین است. چکناواریان در سن 77 سالگی احساس بیست ساله بودن دارد و این هنر بالاتر از هنر نوازندگی است. خیلی خوب است که او احساس بازنشستگی نمی‌کند. او بیش از 60 سال در عرصه موسیقی فعالیت کرده و در کشورهای به نام رهبر ارکستر بوده است. محبوبیت چکناواریان به گواه دوستان من در وزارت خارجه آنقدر زیاد است که مردم او را اندازه رئیس جمهور دوست دارند. گفته می‌شود اگر او از کاندیدایی حمایت کند، همه مردم به او رای می‌دهند.

دریا دادور

زنگ صدای لطیف و زنانه و درعین حال محکمش با اجرا های سولو سوپرانوو و قدرت بالای او در اجرا های اپرا او را نسبت به تمامی خوانندگان زن متفاوت می کند. تلفیق آثار شرق و غرب با یکدیگر و اجرای بدیع او و هماهنگ سازیش با حس و لحن آوای او، طرفداران بسیاری را به خود جلب کرده است.
قوالی تو را تا خدا می برد «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار جرج مایکل درگذشت نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

"تجربه زیست شده" پگاه لاری

نمایشگاه نقاشی پگاه لاری، با عنوان " تجربه زیست شده"، جمعه 15مهر ماه افتتاح می شود و تا 25 مهر ماه برای بازدی عموم دایر است.

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.
عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد

ادبیات

لوریس نخست وزیر خرستان میشود

خالق اپرای «رستم و سهراب»، با بیان اینکه زندگی جوک است و هر کس آن را جدی بگیرید باخته، از قصد خود برای ساخت یک فیلم خبر داد. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، لوریس چکناوریان دیروز در آیین معرفی کتاب «خرستان» شامل مجموعه ای از داستان های کوتاه طنز که خود به تالیف در آورده، در جمع خبرنگاران افزود: از کودکی ساز می زدم و بعد به آهنگسازی روی آوردم و بعد از 50 سال رهبری ارکستر به نقاشی علاقه مند شدم و بعد از مراجعه به موزه های تقاشی آنچه در ذهن داشتم، روی بوم آوردم. وی ادامه داد: می گویند عمر موسیقی دانان کوتاه است اما خدا عمر مرا طولانی کرده است. سازنده سمفونی «پرسپولیس» افزود: همیشه دوست داشتم کتاب بنویسم اما هراس داشتم تا اینکه با تشویق یارتا یاران نویسنده و نقاش برجسته شروع به نوشتن داستان هایی درباره خران کردم که حاصل آن کتاب «خرستان» شد. این آهنگساز برجسته کشور گفت: به جوک علاقه دارم به همین دلیل وقتی کسی به من زنگ می زند دقایقی جوک می گویم و هر دو می خندیم زیرا خنده مهمترین مساله در زندگی است. چکناوریان توصیه کرد از هر فرصتی در زندگی باید برای خندیدن بهره گرفت. وی با بیان اینکه «خرستان» مجموعه ای از چند داستان درباره خران است که جمع آوری کرده، اضافه کرد: در این کتاب کشوری از مجموعه خران را درست کردم که خودم نخست وزیر آن هستم. چکناوریان با تاکید بر اینکه این کشور به هیچ ملیت و نژادی تعلق ندارد، ادامه داد: این کتاب دارای سلسله جوک هایی است که هدفش فقط خنداندن مردم و نه چیز دیگر است. این آهنگساز نام آشنای کشور در پاسخ به سووالی مبنی بر خودسانسوری در کتاب گفت: از آنجا که زمان نوشتن به چیزی جز خنده فکر نمی کردم، دچار خودسانسوری نشدم. وی در پاسخ به سووال دیگری درباره توجه به نوشتن کتاب و کمرنگ شدن حوزه موسیقی افزود: موسیقی هیچگام برای من کمرنگ نخواهد شد. لوریس چکناوریان گفت‌: در صورتی که از خرید و ترجمه این کتاب استقبال شود، قصد دارم شماره های بعدی آن را به رشته تحریر در آورم.   می خواهم هنرپیشه شوم چکناوریان با بیان اینکه همه هنرها با هم خواهر و برادر هستند، با خنده ادامه داد: قصد دارم در آینده هنرپیشه شده و فیلم هم بسازم، حالا باید دید چند نفر بلیت فیلم های مرا خریده و به سینما می آید. وی افزود: ‌روزی نیست که نخندم چون زندگی کوتاه است و ارزش جدی گرفتن ندارد، اگر عمر طولانی داشته باشم، مایلم کودک باقی بمانم.   «خرستان» گویا می شود صداپیشه و مدیر تولید کتاب گویای خرستان نیز در این نشست گفت: ایده گویا کردن این کتاب در خانه هنرمندان و زمانی که استاد چکناوریان تفاهمنامه ای را با بانک سامان در این مکان منعقد کردند، شکل گرفت. بابک پاییزان با بیان اینکه تصمیم گرفته شد، داستان های کتاب توسط برخی از دوبلورهای نام آشنای کشور به صورت گویا درآید، ادامه داد: اکنون 90 درصد کار گویا کردن کتاب انجام شده و 10 درصد باقی مانده تا پایان سال تمام می شود. به گفته پاییزان، نسخه گویای کتاب «خرستان» سال آینده رونمایی و به بازار عرضه خواهد شد. یارتا یاران ویراستار کتاب «خرستان» نیز در این نشست، گفت وگوی خود با چکناوریان در ابتدای «خرستان» را برای پاسخ به برخی سووالات قرائت کرد. همچنین برای خبرنگاران داستان چهارخر به صورت گویا پخش شد. کتاب «خرستان» با موضوع طنز در قالب 31 داستان توسط نشر صدای معاصر در 168 صفحه منتشر شده است. قیمت این کتاب با شمارگان یکهزار و 100 نسخه 170 هزار ریال است. باشگاه چاقی و لاغری، ازدواج خرکی، دو خر در فرودگاه و خاطرات خودکشی خر از جمله داستان های کتاب «خرستان» است. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، مراسم رونمایی و جشن امضا کتاب «خرستان» به ترتیب روز شنبه 21 اسفند ماه و یکشنبه 22 اسفند ماه با حضور لوریس چکناوریان در شهر کتاب مرکزی و شهر کتاب ملت برگزار می شود. آیین معرفی کتاب «خرستان» نوشته لوریس چکناوریان دیروز در خانه هنرمندان برگزار شد.

وانهاده

"وانهاده"، داستانی است از سیمون دوبوار که روایت کننده بخشی از زندگی یک زن است. مضمون این داستان تنهایی، شکست، خیانت و وانهاده شدن زنی است که تا آخر داستان میل به یافتن حقیقت را حفظ می کند.
فردا مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش عطر سنبل، عطر كاج نامه های عاشقانه فروغ کودکانه زیستن