1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند.

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد.

شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد.

سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند.

او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد.

طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند.

«شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود.

تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد.

سهراب می‌خواند:

از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی

همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد.

«یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند:

یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم

نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید.

وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند:

دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است...

اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود.

حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند.

سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند

سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد.

منبع: خبرگزاری ایسنا

عکس: میثم میر زنده دل

دیدگاه‌ها  

+1 # فندق 1392-08-18 10:00
وای منم رفتم این کنسرت رو.. تا این مطلب رو خوندم تمام اون حال و هوا برام زنده شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

رابین ویلیامز، کمدین و هنرپیشه آمریکایی درگذشت

رابین ویلیامز، یکی از موفق ترین هنرپیشگان و کمدین های آمریکایی در ۶۳ سالگی درگذشت. رابین ویلیامز فیلم های بسیاری بازی کرده که از جمله آنها می توان به "صبح بخیر ویتنام"، "خانم داتفایر" "انجمن شاعران مرده" و "گود ویل هانتینگ" اشاره کرد. او برای بازی در این آخری جایزه اسکار گرفت. پلیس کالیفرنیا احتمال می دهد که او خودکشی کرده باشد. پلیس می گوید که حوالی ظهر به وقت محلی، نیروهای اورژانس به خانه او رفتند و جسد بی جان او را یافتند. رابین ویلیامز پیشتر درباره اعتیادش به الکل و مواد مخدر آزادنه صحبت کرده بود. او در ماه ژوئیه برای آنچه که خودش "خرده کاری" می نامید به یک مرکز ترک اعتیاد رفته بود. پلیس گفته آنچه به نظر می رسد این است که آقای ویلیامز از خفگی مرده است. اما اظهار نظر دقیق در این خصوص را به بعد موکول کرد که گزارش پزشکی قانونی منتشر شود. رابین ویلیامز، متولد سال 1951 میلادی در شهر شیکاگو بود. در دوره دبیرستان وارد گروه تئاتر شد و برای یادگیری تئاتر به مدرسه معتبر جولیارد در نیویورک رفت. یکی از معلم هایش او را تشویق کرد تا بخت خود را در کمدی بیازماید. نخستین بار او در یک مجموعه تلویزیونی در سالهای 70 میلادی به نام "مورک و میندی" درخشید. او نقش یک آدم فضایی عجیب را در آن سریال بازی می کرد. او در کنار بازی در فیلم های سینمایی در تمام سال های فعالیتش روی صحنه هم برنامه های کمدی اجرا می کرد.

قانون جدید اسکار به دلیل گاف اسکار ۲۰۱۷

«گاردین» نوشت: کمپانیPwC (پرایس واتر هاوس کوپرز) که مسئولیت برگزاری مراسم جوایز اسکار را بر عهده دارد، اعلام کرده از این به بعد کارمندان این شرکت اجازه ندارند در پشت صحنه مراسم، از گوشی تلفن همراه خود استفاده کنند. علت این تغییر رویه، گاف بزرگی بود که در هشتادونهمین دوره جوایز اسکار روی داد؛ «وارن بیتی» و «فی داناوی» که مسئول معرفی برنده اسکار بهترین فیلم بودند روی سن آمدند و فیلم «لالالند» را به عنوان برنده معرفی کردند. اما لحظاتی بعد و زمانی که عوامل این فیلم روی سن آمدند و سخنرانی کردند، اعلام شد که اشتباهی رخ داده و «مهتاب» برنده اسکار بهترین فیلم است. کمپانیPwC که برگزاری مراسم اعطای جوایز اسکار را در ۸۳ دوره برعهده داشته، علت این امر را خطای انسانی اعلام کرد. گفته می‌شود مسئول تحویل پاکت نامه حاوی نام برنده جایزه بهترین فیلم، آن‌قدر درگیر انتشار اسامی برندگان در صفحه‌های مجازی به وسیله گوشی موبایل خود بوده که پاکت برنده بخش بهترین بازیگر نقش اول زن را به اشتباه به «وارن بیتی» تحویل داده است. این شرکت مسئولیت اشتباه تاریخی اسکار را کاملا به گردن گرفته و رسما بابت این مساله عذرخواهی کرده، همچنین اعلام کرد که از سال آینده به جای دو نفر ناظر، سه نفر در روند شمارش آرا، مشخص کردن برندگان و تحویل پاکت‌های حاوی نام برندگان درگیر می‌شوند و نفر سوم از اتاق کنترل روی این امور نظارت خواهد کرد.
رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید مروری بر هنر در هفته سوم آذر اسرار شخصی زندگی پیپا لی هنر در هفته ای که گذشت باید بدانیم یا ندانیم؟

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی بادها برای ما می وزند تماشای تئاتر در خانه برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

رودخانه بی پایان در راه است

بیست سال از انتشار آخرین آلبوم گروه اسطوره‌ای پینک فلوید می‌گذرد. حال همسر دیوید گیلمور، خواننده و گیتاریست این گروه از طریق شبکه توییتر اعلام کرده که آلبومی جدید به نام "رودخانه بی‌پایان" در راه است. در بهار سال ۱۹۹۴ بود که گروه پرآوازه پینک فلوید چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی خود را به انتشار رساند؛ آلبومی به نام ‌‌‌‌‌"ناقوس جدایی" (The Division Bell) که قطعات آن عمدتا توسط دیوید گیلمور (گیتاریست و خواننده) و ریچارد رایت (نوازنده کیبورد) ساخته شده بودند. راجر واترز که برخی‌ها او را مغز متفکر پینک فلوید می‌دانند، در تهیه این آلبوم نقشی نداشت. حال پالی سامسون، همسر دیوید گیلمور به‌طور غیرمرقبه در پیامی که در شبکه توییتر منتشر کرده، از انتشار آلبوم استودیویی جدید پینک فلوید سخن گفته که قرار است در ماه اکتبر سال جاری میلادی روانه بازار شود. این آلبوم "رودخانه بی‌پایان" نام خواهد داشت. مسئول روابط عمومی دفتر دیوید گیلمور روز یکشنبه (۶ ژوئیه) در تماسی که از سوی نشریه معتبر "رولینگ استون" صورت گرفته، صحت این خبر را تایید کرده است. به گفته‌ی پالی سامسون آلبوم جدید پینک فلوید از جمله دربرگیرنده‌ی دستاوردهایی است که اعضای گروه در همنوازی‌های خود برای تهیه آلبوم "ناقوس جدایی" ساخته بودند. از این رو قطعات آلبوم جدید به نوعی میراث ریچارد رایت، کیبوردنواز پینک‌فلوید نیز هستند. ریچارد رایت در سال ۲۰۰۸ بر اثر سرطان درگذشت. گروهی پرنفوذ پینک فلوید را می‌‌توان یکی از پرنفوذترین گروه‌های راک در جهان دانست. این گروه در سال ۱۹۶۵ پایه گذاری شد و در اواسط دهه هشتاد میلادی نیز با رفتن راجر واترز، دیگر از آن ترکیب جادویی برخوردار نبود. پینک فلوید بزرگ‌ترین موفقیت‌های خود را در دهه هفتاد میلادی جشن گرفت. آلبوم‌های "نیمه‌ی تاریک ماه" و "دیوار" که به ترتیب در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ به انتشار رسیدند، از آثار فراموش‌نشدنی و تاثیرگذار در تاریخ موسیقی راک محسوب می‌شوند. تا کنون بیش از ۷۰ میلیون نسخه از این دو آلبوم در سراسر جهان به فروش رفته و از این رو از پرفروش‌ترین آلبوم‌های پاپ و راک در جهان به شمار می‌روند. آلبوم "ناقوس جدایی"، آخرین اثر استودیویی پینک فلوید نیز از لحاظ تجاری موفق بود و بیش از ۱۲ میلیون نسخه از آن نیز در سراسر جهان به فروش رسید. این آلبوم ۶۰ هفته در فهرست یکصد آلبوم پرفروش جهان قرار داشت. عکس قدیمی از اعضای اصلی پینک فلوید  

بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا

به گزارش تازه مجله فوربس «بیانسه» سوپراستار جهانی موسیقی پاپ پردرآمدترین هنرمند موسیقی‌ زن جهان در سال ۲۰۱۴ بوده است. بیانسه این موفقیت را مدیون انتشار آخرین آلبومش به نام «بیانسه» و تور جهانی کنسرت‌هایش است. در طول سال ٢٠١۴ بیانسه در بیش از ۹۵ شهر دنیا به روی صحنه رفته و هر یک از این کنسرت‌ها به طور میانگین درآمدی در حدود دو و نیم میلیون دلار نصیب این خواننده پرطرفدار کرده است. تنها یکی از ترانه‌های آلبوم تازه بیانسه به نام «مست عشق» که با همراه همسرش جِی زی اجرا کرده، بیش از یک میلیون کپی فروش داشته است. 
جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره قوالی تو را تا خدا می برد كنسرت زمانه گروه كامكارها چکناواریان در تالار وحدت تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا

امیر آقایی در گالری سیحون

باز هم گالری سیحون و این بار همکاری با موسسه خیریه بهنام دهش پور.
عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون نمایشگاه مجسمه ها تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

ادبیات

دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری

  ۲۰۰ سال از مرگ مارکی دو ساد می گذرد؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که منادی بی بند و باری، لجام گسیختگی و آزادی مطلق جنسی بود و به خاطر ایده های غیر متعارف و جسورانه اش که برخلاف قوانین اخلاقی و اجتماعی و مذهبی جامعه فرانسه قرن هجدهم بود. مارکی آلفونز فرانسوا دو ساد در ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ در خانواده ای اشرافی در فرانسه به دنیا آمد. ساد، زندگی جنجالی و پرماجرایی داشت و بارها به اتهام لواط، ارتباط با روسپی‌ها و تجاوز و آزار جنسی زنان، کفرگویی و توهین به مذهب، دستگیر و زندانی شد و دو بار نیز به اعدام با گیوتین محکوم شد اما هر دو بار از زندان گریخت. ساد مجموعا سی سال از عمرش را در زندان گذراند و سرانجام در دوم دسامبر ۱۸۱۴ در تیمارستان شارنتون در حومۀ پاریس درگذشت. ساد، بیشتر رمان ها و نوشته های فلسفی و ادبی اش را در درون زندان و یا تیمارستان شارنتون نوشت. داستان‌ها و نوشته‌های او مدت‌ها اجازه انتشار نداشت اگرچه اغلب آنها از جمله "کشیش و مرد محتضر"، " ژوستین"، " فلسفه اتاق خواب"، "ژولیت"، " بدبختی های فضیلت" و "جنایت های عشق" در فاصله بین سال های ۱۷۸۲ تا ۱۸۰۰ به طور مخفیانه در فرانسه منتشر شد. بارها به زندان افتاد، تا پای گیوتین رفت و سی سال از عمرش را در زندان های مختلف گذارند و سرانجام در تیمارستان/زندان شارنتون درگذشت. به همین مناسبت، موزه دورسه پاریس، نمایشگاهی از نوشته ها، نقاشی ها و فیلم هایی ترتیب داده که بر مبنای ایده های ویرانگر مارکی دو ساد خلق شده اند. در این نمایشگاه که از روز ۱۳ نوامبر با عنوان "ساد: حمله به خورشید" برپا شده و تا ۲۵ ژانویه ادامه دارد، چالش ساد و پیروان او در هنر و ادبیات با مذهب، اخلاق، قراردادهای اجتماعی، مرزها و محدودیت ها و امیال جنسی افسارگسیختۀ آدمی به نمایش گذاشته شده است. گریز از قانون و قراردادهای اجتماعی، یورش به مذهب، اخلاق و پاک‌دامنی و هواداری از هرزگی و لذت جنسی و بی اعتقادی به عشق، مهمترین ویژگی های تفکر ساد و آثار سادومازوخیستی اوست که در کتاب هایی چون "فلسفه در اتاق خواب"، "ژوستین"، "داستان ژولیت"، نمایشنامۀ "مکالمهٔ کشیش و مرد محتضر" و "۱۲۰ روز سودوم" بازتاب یافته است. ساد یکی از تاثیرگذارترین چهره های فلسفی، هنری و ادبی اواخر قرن هیجدهم بود که دامنۀ تاثیر او به ادبیات و هنر قرن نوزدهم و بیستم نیز کشیده شده است. جنون، صراحت، بی پروایی و لجام گسیختگی ساد برای بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و متفکران جهان از گیوم آپولینر و پیکاسو و رودن گرفته تا فروید، آدورنو، لاکان، بونوئل، پازولینی و سوزان سونتاگ، جذاب و الهام بخش بود. بازدید از این نمایشگاه به خاطر برخی تصاویر خشن، اروتیک و پورنوگرافیک آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. پوستر نمایشگاه، تابلویی است از فرانتس فون اشتوک، هنرمند سمبولیست آلمانی است با عنوان "جودیت و هولوفرن" که در سال ۱۹۲۷ بر مبنای یک افسانۀ معروف عهد عتیق خلق شده است. در این تابلو، جودیت برهنه با شمشیر بر بالین هولوفرن جنگجو که در خواب است، ایستاده و می خواهد سر او را از تن جدا کند. انی لو برون، نویسندۀ کتاب "ساد: یک ورطۀ ناگهانی" که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده دارد، دربارۀ اهداف این نمایشگاه به بی‌بی‌سی می گوید: " این نمایشگاه تاثیر انقلابی نوشته های ساد را هدف قرار داده است. یکی از اهداف این نمایشگاه، این است که ضمن معرفی تاثیر ساد و اندیشه های او در دوران معاصر، جایگاه و اهمیت او در قرن های هیجدهم و نوزدهم و حساسیت شدید او به عصرش را نیز نشان دهد، حساسیتی که باعث طرد و لعنت ساد و اندیشه هایش از طرف جامعه شد." تم های اصلی نمایشگاه، درنده خویی میل انسان، انحراف جنسی، افراط، و تخیلات و هوس های هولناک و عجیب غریب ساد است که در کارهای هنرمندانی چون گویا، رودن، انگر، پیکاسو، ماکس ارنست، هانری ماسون و من ری منعکس شد است. به گفتۀ خانم لو برن، "نمایشگاه ساد نشان می دهد که چگونه هنرمندی مثل ساد توانست با طرح ایده هایی انقلابی و شجاعانه در زمینه سکس و بدن انسان، اخلاق و مذهب، این جرات را به هنرمندان و نویسندگان پس از خود ببخشد که آزادانه و بی پروا درباره موضوع هایی حرف بزنند که پیش از ساد امکان پذیر نبود." گی کوژه وال، مدیر موزه دورسه نیز در مورد اهمیت این نمایشگاه می گوید: "این نمایشگاه، تکریم تاریخ هنر است و سعی ما این بوده که با نگاهی منصفانه، به عمق آثار ساد و اندیشه هایش نفوذ کنیم. پیامی که امروز به واسطۀ این نمایشگاه عمیق و پرشکوه به ما می رسد، تصویری از زندگی و تاثیر ساد بر هنر، ادبیات و اندیشه انسانی است." با گشت و گذاری در این نمایشگاه و از خلال آثار ارائه شده، به دامنۀ عظیم و گستردۀ تاثیر ساد بر ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی در طول بیش از دو قرن پی می بریم. سینمای سادیستی ورودی نمایشگاه ساد، اتاق تاریکی است که از آن مونیتورهای بزرگی آویزان شده که هر کدام کلیپ هایی از فیلم هایی را که با الهام از آثار مارکی دوساد ساخته شده اند و یا درونمایه سادوماژوخیستی دارند، نشان می دهند. فیلم هایی که برای نمایش در این نمایشگاه انتخاب شده اند، بیانگر تاثیرپذیری یا تلاش فیلمسازان مختلف از سراسر جهان از اسپانیا گرفته تا بریتانیا و ژاپن برای ورود به دنیای ساد و بهتصور کشیدن اندیشه های ویران کنندۀ اوست.   عکس: دستنوشته یکی از کتابهای دوساد

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم تنها یک بار زندگی می کنیم جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد وسط راه همدیگر را ببینیم