1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او.

پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند.

ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند.

جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت.

پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود.

معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند.

یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!»

معروفی از نگاه شاگردش

درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است.

او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.»

معروفی و شوپن

سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است.

درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.»

معروفی و شاگردانی که تربیت کرد

بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست.

معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید

والری ساهاریان تهیه کننده روسی-ارمنی در نظر دارد فیلمی در مورد قتل عام ارامنه بسازد. او بازیگر مشهور فرانسوی آلن دلون را برای بازیگری در این فیلم دعوت به همکاری کرده است. ساهاریان در گفته هایش با لایف نیوز یاد آور بازدید آقای دلون به بنای یاد بود قتل عام ارامنه در ایروان گفت: «او بسیار هیجان زده بود و نمی توانست جلوی اشک هایش را بگیرد.» ساهاریان در مورد قتل عام وحشیانه ارامنه در سال 1915 از مادربزرگ خود که یکی از بازماندگان از آن زمان بوده آموخته است. داستان این فیلم که عنوانش «بیمار» است، در یکی از آسایشگاه های روانی پاریس اوایل قرن 20م شکل گرفته است. شخصیت اصلی آن آهنگساز ارمنی کومیتاس می باشد که حوادث ناگواری که طی قتل عام شاهدش بوده است، تاثیر عمیقی بر روان وی گذاشته بود. کومیتاس غرق در افکار غم آلود و در هم شکسته ی خود نسبت به جهان بیرون مأیوس و منزوی شده بود. به همین دلیل در پاییز سال 1916 به بیمارستانی در قسطنطنیه فرستاده می شود، و سپس در سال 1919 به یکی از آسایشگاه های روانی پاریس منتقل می شود که در  همان جا در سال 1935 از دنیا می رود. برای والری ساهاریان این فیلم ادای احترام به یاد اجداد او است. به همین دلیل او می خواهد با افرادی که با مسائل مربوط به نسل کشی آشنا هستند در این کار همکاری کند. او اخیرا با سرژ تانکیان خواننده اصلی گروه راک سیستم آو دان تماس گرفته و او برای نوشتن موسیقی متن فیلم موافقت کرده است. انتظار می رود دیگر بازیگران مشهور هالیوود از قبیل آدرین برودی و داستین هافمن نیز در این فیلم بازی کنند.

مروری بر هنر در هفته ای که گذشت

با عرض تبریک سال نو، مفتخریم که بار دیگر با همراهی شما عزیزان اخبار هنری هفته گذشته را مرور می کنیم. در سومین هفته فروردین ماه بر دنیای هنر چنین گذشت.
مروری بر دنیای هنر گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز زن دوم مروری بر هنر در هفته اول شهریور 50 قرار اول

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تماشای تئاتر در خانه تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

گروه دارکوب می کوبد

کنسرت گروه دارکوب 24 و 23 آبان ماه حتمی شد. این کنسرت که در تالار اریکه ایرانیان برگزار خواهد شد، شروع به پیش فروش بلیط های خود کرده است.

كنسرت زمانه گروه كامكارها

كنسرت موسیقی كردی، فارسی گروه كامكارها  14،15 و 16 مهر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی، ساعت 21 برگزار می شود. این كنسرت یادبودی برای مادر كامكارها است كه به احترام ایشان (زمانه) نامگذاری شده و قطعه زیبایی كه به یاد ایشان ساخته شده، اجرا می شود.
شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟

در طول تاریخ، شاید تا همین صد سال قبل، هنر همیشه متعلق به طبقه مرفه جامعه بود.تنها ثروتمندان -که دغدغه اصلی‌شان نان شب نبود- می‌توانستند بهای لذت‌بردن از هنر را بپردازند. در اواسط قرن بیستم، هنر مدرن به شورش علیه این خاص بودن هنر برخاست و ادعا کرد که باید فاصله بین هنر، هنرمند و جامعه باید از میان برداشته شود. اما حالا تکنولوژی و اینترنت برای نخستین  بار ابزار این طغیان را در اختیار عام، هنرمند و مردم عادی، قرار داده است. سایت آرتسی (Artsy) مجموعه کم‌نظیری از عالم هنر در اینترنت است. چه شما هنرمند باشید، چه صاحب گالری، چه معلم هنر و چه دانشجوی آن، و حتی اگر به سادگی بخواهید برای دیوار خانه‌تان یک اثر هنری بخرید، سایت آرتسی، منبع خوبی برای همه اینهاست. این شرکت نوپا که در سال ۲۰۰۹ و در شهر نیویورک آغاز به کار کرده و حالا سرمایه‌اش از پنجاه میلیون دلار هم بیشتر است، شعارش «در دسترس قرار دادن هنر برای هر کسی که به اینترنت دسترستی داشته باشد» است. این سایت بیش از ۲۵۰ هزار اثر هنری متعلق به بیش از ۴۰ هزار هنرمند قدیمی و معاصر را در خود ذخیره دارد. شما هم می‌توانید از حراج‌های هنری، آثار آماده فروش آشنا شوید هم زندگینامه هنرمندان قدیمی و معاصر را مطالعه کنید و هم در خصوص تاریخ هنر در این سایت بیاموزید. اتفاقی که در بسیاری از کلان‌شهرهای جهان در حال افتادن است،‌ ایجاد طبقه جدیدی از مصرف‌کنندگان هنر است که لزوما همه تاریخ‌هنردان نیستند، جامعه هنری منطقه خود را نمی‌شناسند و با گالری‌داران هم سر و سری ندارند، اما به فرهنگ علاقه‌مندند و از نظر مالی هم توانایی گردآوری آثار هنری را دارند. دو شرکت نوپا- که باز هم هر دو در نیویورک پا گرفته‌اند- به کمک این قشر خاص- و اغلب جوان- آمده‌اند. در ازای پرداخت مبلغی ماهانه، شما می‌توانید آثار هنری را کرایه و یا خریداری کنید. یکی از این دو شرکت، آپرایز آرت (Uprise Art) است که در آن پولی که شما به عنوان مبلغ ماهانه می‌پردازید، از مبلغ نهایی خرید شما کم می‌شود (یعنی شما در نهایت باید آن اثر هنری را ابتیاع کنید)‌و دیگری آرتسیکل(Artcicle) است که در آن شما می‌توانید چند اثر هنری را اجاره کنید و ببینید آیا آنها به دیوار خانه‌تان می‌آیند یا نه! اگر تصمیم به خرید گرفتید، پول آن را باید جدا از مبلغ عضویت ماهانه‌تان بپردازید! هر دو شرکت با استقبال خوبی از طرف قشر جوان و علاقه‌مند به فرهنگ نیویورک رو به رو شده‌اند. ونگو (Vango Art) سایت دیگری است که در آن شما می‌توانید آثار هنری را بدون دخالت واسطه از خود هنرمند خریداری کنید. قیمت‌های سایت ونگو -به نسبت آثار هنری که در گالری‌ها می‌بینید- بسیار ارزان است. موسسان این شرکت می‌گویند که آنها از یک طرف می‌دیدند که دلشان می‌خواهد برای خودشان آثار هنری اصیل بخرند، اما قیمت‌ها بسیار گران و سرسام آور بودند و از طرفی در دور و بر خودشان هنرمندانی را می‌دیدند که چون گالری‌دارها به سراغشان نمی‌رفتند همیشه فقیر و بی‌مشتری بودند. این طور شد که چند جوان اهل کامپیوتر این شرکت را در سال ۲۰۱۴ راه‌اندازی کردند. شرکتی که در کمتر از یک سال، مشتریان زیادی را در اقصی نقاط جهان به هنرمندان گمنام متصل کرده است. یک بازار مجازی برای هنر واقعی! و در نهایت، سایت آرت کورگی (Art Corgi)، به شما این امکان را می‌دهد که یک هنرمند را استخدام کنید تا پروژه‌ای را برای شما انجام دهد! فرض کنید تولد دوستتان است و شما می‌خواهید هدیه ویژه‌ای به او بدهید! مثلا عکسش را نقاشی کنید یا از تصاویری که از او و خودتان دارید یک کلاژ هنری درست کنید یا یکی از تصاویری خیالی که او همیشه از آن تعریف می‌کند را به روی بوم نقاشی بیاورید! اما متاسفانه همه ما این قدر هنرمند نیستیم یا وقتش را نداریم که این کارها را انجام دهیم!‌ آرت کورگی به ما این امکان را می‌دهد که بین هنرمندان مختلف و استایل‌های متفاوت یکی را انتخاب کنیم و طرح مورد نظر را سفارش دهیم!  دنا میری

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.
نقاشی های واقعی گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! نمایشگاه مجسمه ها رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران نمایشگاه عکس رضا میلانی

ادبیات

درگذشت شاعره لهستانی

ویسلاوا شیمبورسکا Wislawa Szymborska، شاعر لهستانی و برنده جایزه ادبیات نوبل در سن 88 سالگی در گذشت. عصر چهارشنبه گذشته، شیمبورسکا که به سرطان ریه مبتلا بود، در منزلش در شمال کیف بدرود حیات گفت.

فاطمه فاطمه است

با عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا، بخش هایی از کتاب " فاطمه فاطمه است" نوشته دکتر شریعتی را با هم مرور می کنیم. وی در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.مظهر یک دختر، در برابر پدرش.مظهر یک همسر در برابر شویش.مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش. وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک “ اسوه ” ، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد ” شدن خویش ” را خود انتخاب کند. او با طفولیت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه‌ پدرش، خانه‌ی همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ می‌داد. نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند. در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است. او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می ‌نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی‌هایش. این است که علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را. پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌کند. اینان را “بنی‌علی” می‌خواند و آنان را “بنی‌فاطمه”. شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند. از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تکیه می‌کند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد. نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ خواستم از ” بوسوئه ” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از ” مریم ” سخن می‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان کرده‌اند. هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند. اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی‌‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “. و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است. دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است.
کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! فردا ده زن برتر ادبیات جهان چرا من پیاده شم؟ بامزه در فارسی