1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به گزارش تازه مجله فوربس «بیانسه» سوپراستار جهانی موسیقی پاپ پردرآمدترین هنرمند موسیقی‌ زن جهان در سال ۲۰۱۴ بوده است.

بیانسه این موفقیت را مدیون انتشار آخرین آلبومش به نام «بیانسه» و تور جهانی کنسرت‌هایش است. در طول سال ٢٠١۴ بیانسه در بیش از ۹۵ شهر دنیا به روی صحنه رفته و هر یک از این کنسرت‌ها به طور میانگین درآمدی در حدود دو و نیم میلیون دلار نصیب این خواننده پرطرفدار کرده است.

تنها یکی از ترانه‌های آلبوم تازه بیانسه به نام «مست عشق» که با همراه همسرش جِی زی اجرا کرده، بیش از یک میلیون کپی فروش داشته است. 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد

مراسم ختم ایرج قادری؛ کارگردان و بازیگر باسابقه سینما بعدازظهر جمعه در مسجد الجواد واقع در هفت تیر برگزار شد. برخی از هنرمندان پیشکسوت از جمله پوری بنایی و جمشید مشایخی به مراسم یادبود همکار سابق خود آمدند که جمشید مشایخی در همان دقایق ابتدایی به دلیل ازدحام بالای جمعیت با آمبولانس به بیرون فرستاده شد. کوچه  منتهی به درهای اصلی مسجد سرشار از جمعیتی بود که بیشتر برای ملاقات با بازیگران مشهور سینما جمع شده بودند و با کوچکترین تراکم جمعیتی همه به سمت شلوغی هجوم می بردند. در گوشه ای از کوچه و در میان جمعیت فردی در حال فروش ویژه نامه و عکس های قدیمی ایرج قادری بود و با فریاد یادبود قادری هزار تومان توجه عده ای را به خود جلب کرده بود. در گوشه ای دیگر هم جمعی از دوستداران قادری مشغول اجرای ترانه ای در سوگ بازیگر کوچه مردها بودند. ژوبین قادری که صبح دیروز هم به صورت جداگانه برای پدرش مراسم ختم برگزار کرد، به مسجد الجواد آمد که به دلیل فضای کمی متشنج مسجد خیلی زود آنجا را ترک کرد. پوری بنایی بازيگر زن قبل انقلاب سينماي ايران  و ملکه رنجبر در میان جمعیت حاضرين گرفتار شدند و بنایی با تدابیر برخی از دوستانش به سختی از میان جمعیت بیرون رفت. در میان هنرمندان حاضر در مراسم یادبود ایرج قادری حضور برادر فردین مورد توجه بسیاری از دوستداران سینما قرار گرفت. جوانبخش: مي خواستند لباس مرا تكه تكه كنند بهزاد جوانبخش، بازیگر قدیمی سینمای ایران که از رفقای نزدیک ایرج قادری بود درباره اين مراسم گفت: «به جرات می گویم سینمای ایران یکی از بی نظیرترین مراسمهای ختم را به خود دید. به عنوان کسی که در مراسم فردین هم حضور داشتم به شما می گویم با اینکه تلاش زیادی شد تا این ختم به ساده ترین شکل ممکن برگزار شود و مردم نسبت به این آدم، بی تفاوت باشند، اما مردمان دوستدار ایرج قادری از اقصی نقاط کشور به میدان هفت تیر آمدند تا در رثای سینماگر محبوبشان همکلام شوند. اغلب حاضران در مراسم دوست داشتند به من نزدیک شده و از من درباره ایرج بپرسند شاید به خاطر این بوده باشد که به اعتقاد بسیاری هنوز دوستان ایرج بوی او را می دهند. مردم می خواستند لباسهای مرا تکه تکه کنند چون بسیاری از آنها می دانستند من از رفقای نزدیک ایرج هستم.» در این مراسم هنرمندان بسیاری از جمله مرتضی و مصطفی شایسته، مهران مدیری، مهناز افشار، داریوش اسدزاده، سعید پیردوست، دانیال عبادی، هوشنگ حمزه ای، ستار اورکی، سعید سهیلی، مهرشاد کارخانی، کیانوش گرامی، جواد طوسی، هارون یشایایی، اسدالله یکتا، ماهچهره خلیلی، حبیب اسماعیلی، جمشید مشایخی، ملکه رنجبر، علی علایی، ولی‌الله مومنی،‌ محرم بسیم، احمد ایران‌دوست، پوری بنایی، فلور نظری و تعدادی دیگر از قدیمی های سینما و تلویزیون کشور حضور داشتند.

هنر در هفته ای که گذشت

انگار جنجالهای غیر هنری قرار نیست دست از سر جامعه هنری ایران بردارد، با هم نگاهی می اندازیم به مهمترین حوادث یک هفته گذشته در دنیای هنر. بنا به گزارش سینمانگار، فرج الله سلحشور که با چند نامه اخیرش بر ضد هنرمندان کشور خیلی بیشتر از مواقعی که کارگردانی می نمود مشهور شده این بار نیز در نامه ای خطاب به هنرمندان و بخصوص پگاه آهنگرانی (نمیدانیم چرا) تاخته و در دفاع از نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی  در نامه اش چنین آورده است: خوب با اربابان جشنواره ها نرد عشق می بازند و خوب تخم دو زرده می گذارند. پس باید هم از همه برتر، عزیزتر و والاتر باشند!! مردم می دیدند که انقلاب کرده اند تا ارزشها حاکم باشد، انقلاب کرده اند تا مومنین و پاکان و صالحان و شهدا و عرفان و علما و اساتید و دانشمندان و خدمتگزاران، الگوهای جامعه باشند. به عکس کسانی الگو شده اند که به هیچ یک از این ارزشها پایبند نیستند. مشتی خودخواه، شهرت طلب، دنیا دوست و وابسته به آن سوی مرزها شده اند بت جوانان و الگوی جامعه اسلامی، البته انگشت شمار نیروهای هنرمند متعهد و سالم سینما و تلویزیون را باید از این قاعده مستثنی کرد. اما این جزء محدود را هم نباید به کل تعمیم داد. خانم پگاه آهنگرانی و امثال ایشان باید می فهمیدند که روزی خواهد رسید که حتی مسئولین ارشاد و تلویزیون هم روی دفاع از آنان را نخواهند داشت. چرا که اهالی سینما و تلویزیون جایی برای حمایت و دفاع نگذاشته اند. از مسئولین ارشاد و تلویزیون خطای حمایت از این جریان غلط و آلوده را یک جا به اجبار متوقف خواهند کرد. آنجاست که مردم در برابر سینما و تلویزیون خواهند ایستاد. آنجاست که نیروی انتظامی که تاکنون امنیت گروه های فیلم و سریال ساز را تامین می کرده، از آنان روی گردانده، خود در برابر آنان خواهد ایستاد. چرا که  نیروی انتظامی همانگونه که مسئول مبارزه با ناامنی و شرارت و بی قانونی است. مسئول مبارزه با بی حیایی و پرده دری و شکستن خط قرمزها و مسئول حفاظت از ارزش هاست. فیلمبرداری فیلم سینمایی «محمد(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی با پایان فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به مکه در زمان تولد پیامبر(ص) به نیمه رسید. پس از این مرحله، با پایان عملیات اسکن لیزر شهر مکه که برای بخش جلوه‌های ویژه صحنه‌های فرار مردم پس از خبر حمله ابرهه مورد نیاز است بازسازی مکه و ساخت و ساز کعبه جدید برای فیلمبرداری صحنه‌های پایانی فیلم آغاز شد. فیلمبرداری این فیلم با صحنه‌های وفات مادر رسول اکرم اسلام، در روستای ابواء، روستایی که پیامبر (ص) در بازگشت از سفر مدینه مادر بزرگوارشان را در آن روستا از دست می‌دهند و فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به دوران شیرخوارگی و خردسالی در روستای سعدیه ادامه پیدا خواهد کرد. پس از اکران نسخ جدیدی از کارتونهای کلاسیک، دیگر داستان مشهور کلاسیک دنیا والت دیزنی اعلام نمود که فیلم جدیدی بر اساس داستان مشهور زیبای خفته را تهیه خواهد نمود. در این فیلم که آنجلینا جولی نقش ملکه شرور داستان را بازی خواهد نمود رابرت استرومبرگ کارگردان تازه کار بعهده خواهد داشت و فیلم بصورت سه بعدی در بهار سال 2014 اکران خواهد شد. در حالیکه وضعیت مالی سینمای ایران تعریف چندانی ندارد ساخته جدید رضا عطاران با عنوان (خوابم می آد) توانسته با جذب مخاطب تکانی به گیشه سرد این روزهای سینما بدهد. رضا عطاران که با اولین تجربه کارگردانی اش موفق شد سیمرغ بلورین سی امین جشنواره بین اللمللی فیلم فجر را در بخش نگاه نو کسب نماید با فیلم جدیدش در 2 روز اول موفق شده است بیش از 70 میلیون تومان درآمد کسب نماید. در فیلم خوابم میآد رضا عطاران، اکبر عبدی، ویشکا آسایش، سروش صحت و مریلا زارعی حضور دارند. به گزارش سایت موسیقی ما در آخرین شب اجرای ارکستر مجلسی ارمنستان، چکناواریان اجراهای متفاوتی را از موسیقی ملل با همراهی سولیست ایرانی، رهبری می‌کند. کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان که از ۱۹ خرداد در تالار وحدت به اجرای برنامه پرداخته بود، پس از ۱۲ شب، روز جمعه دوم تیرماه ۱۳۹۱ به کار خود پایان خواهد داد.  در آخرین شب اجرای کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که با حضور سفیران کشورهای عضو اکو برگزار خواهد شد، چکناواریان اجراهای متفاوتی را از موسیقی ملل با همراهی سولیست ایرانی، رهبری خواهد کرد.  این برنامه که به همت مؤسسه فرهنگی اکو و سفارش بنیاد فرهنگی و هنری رودکی به صحنه رفته است، از ۱۹ خردادماه آغاز شده بود و تا ۲ تیرماه سال جاری ساعت ۲۱ شب به مدت ۱۲۰ دقیقه در تالار وحدت برپا می‌شود.
مروری بر هنر در هفته سوم مرداد مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه مروری بر هنر در هفته دوم بهمن پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تماشای تئاتر در خانه " بادها به نفع کودکان می وزند " برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند. به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد. شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد. سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند. او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد. طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند. «شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود. تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد. سهراب می‌خواند: از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد. «یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند: یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید. وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند: دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است... اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود. حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند. سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد. منبع: خبرگزاری ایسنا عکس: میثم میر زنده دل

گروه دارکوب می کوبد

کنسرت گروه دارکوب 24 و 23 آبان ماه حتمی شد. این کنسرت که در تالار اریکه ایرانیان برگزار خواهد شد، شروع به پیش فروش بلیط های خود کرده است.
کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت گنجشک کوچولو بیست سال بدون معروفی «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو گرانترین آلبوم موسیقی جهان

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

موزه هایی که نمیشناسیم

ما اما زیاد اهل موزه رفتن نیستیم، این را لازم نیست آمارها بگویند یا قیاسها تایید کنند، خودمان بهتر میدانیم که در طول یکسال چندبار ممکن است به دیدار موزه ای برویم یا تماشای موزه های شهرمان در برنامه های فرهنگی-تفریحی مان جا داشته باشد. این در حالیست که به واسطه تاریخ چند هزارساله سرزمینمان و تنوع آب و هوایی و تعدد اقوامی که در ایران زندگی میکنند، موزه های ما در سراسر کشور گنجینه های شگفت انگیز، زیبا، قیمتی و غرور آفرینند که تماشایشان دست کم احساس خوبی به بیننده میدهد. 28  اردیبهشت روز جهانی موزه هاست؛ به این بهانه پیشنهاد میکنیم این دو موزه متفاوت و بسیار تماشایی را در تهران ببینید. غار موزه وزیری غارموزه چیز عجیبی است، هم طبیعت است و هم هنر. چشم انداز جانانه ایست. مخصوصا که هنرمند خالق آن همانجا کنارتان باشد و بی وقفه به کار خلق آثار جدید. غار موزه‌ وزيري در شمال پايتخت، در كنار راه لواسان به سمت روستاي كندعليا، بخشي از ديواره رشته کوههای البرز را به خود اختصاص داده است. از هوای مطبوع و چشم انداز بکر آن که عبور کنید به دروازه ای چوبی میرسید که به غار موزه راهنمایی تان میکند. شما اگر طرفدار گردشگری طبیعی باشید یا هوادار تماشای موزه ها یا دوستدار میراث فرهنگی، غار موزه وزیری مقصدی دیدنی برای شماست. وقت تماشای ان هم میشود کنار اتش افروخته گرم شوید ، هم در فضای باز چای و نسکافه بخورید و هم بروید بالای خانه درختی که استاد در محوطه حیاط غارموزه ساخته و از ان بالا منظره ای کوهستانی را ببینید که جای دیگری ندیده اید. شما از دهان یک شیر که در آستانه دیواره کوه ساخته شده وارد غار میشوید، غاری که نه به دست طبیعت که با دست های ناصر هوشمند وزیری، استاد مجسمه ساز ساخته شده. دهليزهاي اين غار موزه از ميان سنگ سخت گرانيت البرز، عشق به فرهنگ ايران را در دل خود جا داده است. او در شيب كوه، غاراش را با دهليزهايي 40متري وسعت بخشيده است. پس از وارد شدن به درون غار موزه مجسمه های چوبی ، گچی ، سیمانی ، سنگی و فلزی را میبینید. مجسمه هایی  از شخصیت های بزرگ و اسطوره ای ایران و مجسمه های از حیوانات که به دست استاد ساخته شده  در درون غار به چشم می خورد. در این مجموعه چکیده ای از آثار مجسمه سازی را میبینید که در سراسر ایران اثری از سرانگشتان هنرمند او خلق شده. وزیری برای قلعه فلك‌الافلاك نزديك به 50 مجسمه براساس فولكلور منطقه با لباس‌هاي محلي ، براي موزه رختشورخانه زنجان، در پارك جمشیدیه، پارک ملت، پارك ساعي، پارك براجين قزوين، پرديسان تهران، عسلويه، ماهشهر و موزه‌هاي تاريخ طبيعي، مجسمه های زیادی ساخته است و از تمام کارهایش دست کم نمونه ای کوچک در این مجموعه  موجود است. ازجمله چیزهای عجیبی که در این مجموعه میبینید، تعدادی توالت فرنگی مستعمل است که تبدیل به صندلی های مناسبی برای نشستن در فضای باز غارموزه شده است. بخش بزرگی از کلکسیون افتابه های وزیری هم اینجاست. علاوه بر اینها مجسمه ها و دیواره هایی است که با قوطی های نوشابه و آب میوه ها و بطری های دور انداخته شده در حاشیه جاده هی ایران ساخته است. عمارت احتسابیه، موزه مقدم درخیابان امام خمینی ، کمی که از خیابان شیخ هادی گذر میکنید و کمی پیش از آنکه به خیابان ولیعصر برسید، سمت راستتان عمارت با شکوه و مجللی است که روی کاشی نصب شده بر سردرش نوشته شده:  "موزه مقدم" اما قدیم تر ها به نام عمارت احتسابیه میشناختندش؛ یعنی زمانی که احتساب الملک در آن زندگی میکرده. این موزه اگرچه یک خانه قجریست اما با تمام آنچه تا به حال به عنوان خانه های تاریخی در تهران یا هر شهر دیگری دیده اید متفاوت است؛ دقیق ترش این است که نسبت به همه خانه های مشابهش یک شاهکاواقعی به شمار میرود. صاحب اصلی این خانه، احتساب الملک ، فرزند حاجب الدوله بوده است؛ همان که فرمان قتل امیرکبیر را به کاشان رساند و در حمام فین اجرا کرد. از بازی روزگار اما نواده قاتل امیرکبیر -دکتر محسن مقدم- میشود مردی به غایت هنرمند و فرهنگ دوست که به نوعی پدر علم باستانشناسی ایران محسوب میشود و پیش از مرگ، عمارت آبا و اجدادیش را وقف دانشگاه تهران میکند که با تمام مجموعه ها و آثار و عتیقه هایی که در آن جمع کرده به صورت موزه ای در تملک دانشگاه تهران بماند تا به این ترتیب نواده قاتل امیرکبیر بواسطه علاقه وافرش به دانشگاه تهران و با هدف بهره‌مندي اساتيدو دانشجويان از این گنجینه تاریخی، پایش را بگذارد چای پای آن مرد شریف که دارالفنونی که در تهران ساخت سنگ بنای آموزش عالی در ایران شد. این خانه اعیانی دوران قاجار، سه حیاط بیرونی، اندرونی و سرایداری دارد. یک برج به عمارت بیرونی، در زمان مرحوم دکتر مقدم اضافه شده و گلخانه بسیار زیبایی با کاشی کاریهای مجلل در حیاط بیرونی میبینید. حقیقت این است که دیدنی های این موزه آنقدر زیاد و متنوع است که  نمیشود همه آنها را نوشت. برای تماشای این عمارت، وقت کم نگذارید. از آنجا که وقت تماشای این موزه در یک مجموعه دانشگاهی هستید، راهنما ها مشتاقانه گوشه و کنار این خانه را که عده ای معتقدند گرانترین خانه دنیاست، در فضایی چند هزار متری به شما نشان میدهند. موزه مقدم  تنها یک خانه تاریخی نیست، گنجینه ایست از انچه در دوران قاجار در کاخها و خانه های مجلل موجود بوده که استاد محسن مقدم هر گاه امکان خریدن انها و اضافه کردنشان به بخش های مختلف خانه موجود بوده است، آنها را خریده تا هم اثاری مثل کاشی ها سنگ تراشی ها ، نقاشی ها و... که از بناهای اصلی جدا شده بودند حفظ شود و هم این خانه تبدیل شود به گنجینه ای از معماری و تزیینات داخلی دوره قاجار، چه در انواع ایرانی اش و چه در شکل و شمایل فرنگی که آنزمان تازه پایش به ایران باز شده بود.

نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی

" بنگاه شادمانی" مجموعه ای از جدیدترین آثار کامبیز درم بخش، درباره موسیقی هنرمندان این رشته وابزار آلات موسیقی است که در واقع ادامه همان طرح های طنزآمیز موسیقی است، که 3 سال پیش درکتاب " سمفونی خطوط" نشر افق" و فصلنامه " مقام موسیقیایی" منتشر شد.
اولین موزه زیر آب جهان نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

ادبیات

دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل

سومین دوره آشنایی با ادبیات ملل جهان از 23 آبان و هر دو هفته یکبار در فرهنگسرای ملل برگزار می شود.

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .
انتخاب واهه عطر سنبل، عطر كاج ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها