1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت.

مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت».

مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد».

آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود.

التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده».

پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد.

خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود.

جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند.

طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.

 
 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

گلشیفته فراهانی: برای سینما دار و ندارم را از دست داده‌ام

آی ‌سینما: گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول زن «آواز عقرب‌ها» سومین ساخته بلند انوپ سینگ فیلمساز هندی است. این فیلم 119 دقیقه‌ای به تازگی در هفتادمین جشنواره فیلم لوکارنو اکران جهانی شد. در این فیلم، فراهانی نقش شخصیتی به نام «نوران» را بازی می‌کند که ساکن صحرای راجستان است. او با آوازهایش شفای نیش عقرب‌ها را آموزش می‌دهد تا این‌که فاجعه‌ای زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفت‌وگوی اخیر خود با «ورایتی» از چگونگی کنار آمدنش با زبان و فرهنگی جدید، شیوه برخوردش با نقش‌هایش و ابعاد مهاجرتش حرف زده است. - چه چیزی شما را جذب این نقش یا کارگردانش کرد؟ من انوپ را بعد از تماشای «قصه» - دومین فیلم بلند کارگردان هندی - ملاقات کردم. به نظرم یکی از شگفت‌انگیزترین انسان‌هایی است که تا امروز ملاقات کرده‌ام. او شاعر است، هنرمندی فوق‌العاده حساس و حیرت‌آور است و چیزی سحرانگیز در مورد او وجود دارد. توجه و دانش او درباره زنان کاملا باورنکردنی است. به نظرم، پیدا کردن کارگردانان مردی که زوایای عمیق ساختار ذهن زنان را درک کنند، امری نادر است. وقتی او درباره این پروژه با من صحبت کرد؛ این‌که چطور رویایی می‌بیند و بعد یک‌شبه فیلمنامه‌اش را می‌نویسد. آن‌جا بود که فهمیدم باید در این فیلم بازی کنم. - با توجه به این که قرار بود با زبان، فرهنگ و کشوری جدید مواجه شوید، آماده‌سازی برای اجرای این نقش چه‌جور تجربه‌ای برای‌تان به همراه داشت؟ من تا به حال، به هفت زبان مختلف نقش اجرا کرده‌ام. به همین خاطر، الان دیگر آشنایی با اجرای نقش به زبانی غیر از زبان مادری‌ام تجربه‌ای سرگرم‌کننده و بامزه است. ابتدا، شش ماه روی یادگیری زبان کار کردم تا بتوانم دیالوگ‌هایم را ادا کنم. یادگیری زبان چالش بسیار دشواری است، خصوصا وقتی کمال‌گرا باشید. و خودم به عنوان یک موسیقیدان، دلم می‌خواست این وجه از اجرایم بی‌نقص به نظر برسد. بعد از آن، عازم هند شدیم و من به صحرا رفتم تا مدتی را در محیط بگذارنم و با زنان آن‌جا و نحوه راه رفتن و حرف زدن‌شان آشنا شوم. تجربه‌ای خشن و سخت و در عین حال، لطیف بود. - این فیلم درباره یک آوازخوان است: می‌توانید رابطه‌تان را با موسیقی توضیح بدهید؟ به طرز خنده‌داری، موسیقی همیشه مثل سایه در تعقیب من بوده، حتی در سینما و در تمام جنبه‌های زندگی‌ام بسیار به کمکم آمده است. موسیقی به پروانه‌ای کوچک می‌ماند که از گلی به گل دیگر می‌پرد و من به دنبال کردنش ادامه می‌دهم. اگر بهشتی وجود داشته باشد، چیزی جز گل و موسیقی نخواهد بود. - وقتی بازی در نقش شخصیتی را می‌پذیرید که قرار است درد و غم و اندوه فراوانی را از سر بگذارند، چطور خودتان را از نقش جدا می‌کنید؟ گاهی اوقات می‌توانید خودتان را از شخصیت جدا کنید اما گاهی اوقات هم نمی‌توانید. ممکن است طلسم شخصیت گریبان‌گیرتان شود و شما اسیر دردی می‌شوید که متعلق به نقش است. شیوه من متد اکتینگ نیست. من شخصیت‌هایم را با خودم به خانه نمي‌برم اما احساسات و تاثرات شخصیت به درون آدم رخنه می‌کند یا گاهی به شکل بیماری خودش را در بدن آدم بروز می‌دهد. در این پروژه، فشار و آسیبی که شخصیت من از سر می‌گذراند، از درون خودم نشات می‌گرفت. آدم به عنوان یک بازیگر نیاز دارد از جهان هستی کمک بگیرد تا به دام اعتیاد و خودکشی نیافتد. بازیگر به مراقبت نیاز دارد. - فیلم‌هایی که تا امروز بازی کرده‌اید در لوکیشن‌ها و فرهنگ‌ها و به زبان‌های مختلف بوده‌اند. دلیل این انتخاب‌ها چیست؟ انگیزه من از کار کردن در سینما، انتقال این پیام است که سینما حمایت‌گر است. این‌جور فیلمنامه‌ها به دستم می‌رسد و همگی قصه‌هایی برای گفتن دارند. البته که خودم هم مشتاقم. عاشق این هستم که خودم را تا مرز محدودیت‌هایم به چالش بکشم و ببینم آیا می‌توانم از پس ناممکن‌ها بربیایم. هر چه ناممکن به نظر برسد، من باید آن را ممکن سازم. مهم‌ترین نکته این است که کاملا خودت را بسپاری و آماده باشی برای هر نقشی که بازی می‌کنی، جانت را هم فدا کنی. - چطور بین پروژه‌هایی که در سینما می‌پذیری و سایر مشغولیت‌هایت توازن ایجاد می‌کنی؟ از میانه آشوب. من در کار تعادل پیدا می‌کنم. در سختی‌های کار کردن آرامش می‌یابم. اما کعبه آمالم کاری است که انجام می‌دهم و خودم را به تمامی وقف آن کرده‌ام. من پای این کار، کشورم را از دست داده‌ام، آرامش را از دست داده‌ام، خانواده‌ام و تقریبا دار و ندارم را از دست داده‌ام.  

مروری هنر در هفته سوم اسفند

این هفته در دنیای هنر شاهد اتفاقات خاصی نبودیم و همه چیز با یک روند معمول پیش رفت. اتفاقات  این هفته را با یکدیگر مرور می کنیم، اخباری از دنیای موسیقی و سینمای کشور و جهان.
مروری بر هنر در هفته سوم مرداد هیچکس استیو جابز نمی شود جدیدترین لیست 100 فیلم برتر تاریخ سینما «بن كینگزلی» در نقش ابوعلی سینا 50 سالگی مونیکا بلوچی

انتخاب سردبیر

تئاتر

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی در تالار قشقایی ببینیم بادها برای ما می وزند چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی

یادگیری موسیقی، نواختن ساز و آواز خواندن می‌تواند کیفیت یادگیری و آموزش را بهبود دهد. به گزارش ایسنا به نقل از یو.هرالد، آزمایشگاه اعصاب شنوایی دانشگاه نورث وسترن آمریکا پس از انجام تحقیقات و آزمایش‌های مختلف اعلام کرد در صورتی که نوجوانان به مدت دو سال آموزش موسیقی ببینند، ساختار مغز آنها تغییر خواهد کرد. براساس این مطالعه قدرت تمرکز و پردازش صدا در مغز نوجوانان پس از طی شدن این دوره نسبت به قبل بسیار متفاوت خواهد شد. این مطالعه از سال 2009 به ریاست نینا کراوس عصب‌شناس دانشگاه نورث وسترن آغاز شده است. در این مدت ساختار مغزی اعضای گروه‌های موسیقی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که واکنش امواج مغزی آنها نسبت به موسیقی با مغز افراد معمولی کاملا متفاوت است. ریچارد مکستورف یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: آموزش موسیقی به افراد کمک می‌کند که بتوانند با محیط پیرامون به خوبی ارتباط برقرار کنند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر رود. وی افزود: تمرین عملی بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی مغز دارد. زمانیکه دانش تئوری با فعالیت عملی همراه می‌شود، نگاشت و تناظری بین نت‌های موسیقی و آهنگی که نواخته می‌شود ایجاد می‌کند که مغز را به فعالیت بیشتر وادار می‌نماید. تحقیقات مشابه و موازی بسیاری در دانشگاه‌های مختلف در جهان انجام شده است و همگی مؤید این موضوع هستند که افرادی که آموزش موسیقی دیده‌اند کارایی ذهنی و حافظه‌ بسیار قوی‌تری نسبت به دیگر افراد دارند. از قابلیت‌های دیگری که آموزش موسیقی در افراد ایجاد می‌کند می‌توان به تقویت هوش ریاضی، حافظه کلامی و پردازش بصری و فضایی اشاره کرد.

ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

تیر ماهی که گذشت مقارن بود با دهمین سالگرد درگذشت امانوئل ملیک اصلانیان موسیقیدان اندیشمند ایرانی. به همین مناسبت جمعی از شاگردان او البته با تاخیری سه ماهه سوم آبان ماه مراسم ویژه ای در تالار رودکی برگزار می کنند. در درازای هشتاد سالی که از فعال شدن حوزه موسیقی پیشرو در ایران می گذرد، به ندرت می‌توان با موسیقی اندیشمندانه، آنگونه که درخور این عنوان است، روبرو شد. در این حوزه نیز شیفتگی به فن و تکنیک آهنگسازی، نقش تعیین کننده ایفا کرده است. این شیفتگی نه تنها مجال اندیشیدن را از آهنگسازان سلب کرده که راه را بر بیان احساس واقعی آنان نیز بسته است. در چنین فضایی است که نقش حضور اندک اندیشمندانی که شمارشان شاید از انگشتان یک دست تجاوز نکند در جامعه موسیقی ایران ارزش و اهمیت ویژه پیدا می کند. امانوئل ملیک اصلانیان نوازنده و آهنگساز در فهرست این اندک موسیقیدانان اندیشمند جای داشت. او در سال ۱۲۹۴ در روستوف در روسیه زاده شد، هر چند در بیشتر منابع گفته شده در تبریز به دنیا آمده است. در گفت وگویی می گوید:\"محل تولد من در شناسنامه، تبریز نوشته شده اما در حقیقت در سال ۱۹۱۵ میلادی در روستوف به دنیا آمده‌ام. پدر و مادرم اهل تبریز بودند، اما در آن زمان در روستوف زندگی می‌کردند.\" در سال‌های نوجوانی به هامبورگ در آلمان رفت و در کنسرواتوار این شهر به آموزش موسیقی پرداخت. پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، رهسپار برلین شد با این نیت که در مدرسه عالی موسیقی این شهر، شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر را نیز فراگیرد. بخت یار امانوئل بود که یکی از موسیقیدانان نام آور و نوآور آلمانی، پاول هیندمیت، در آن مدرسه تدریس می کرد. امانوئل از آموزه‌های هیندمیت بهره های فراوان برد و با به پایان رساندن دوره آهنگسازی، به ایران بازگشت. در ایران چند سالی را به مطالعه در موسیقی ایران پرداخت، به مقام استادی در هنرستان عالی موسیقی رسید و به مرور و به موازات تدریس، دست به کار آفرینش موسیقی شده است. نخستین آفریده‌های ملیک اصلانیان که برای پیانو نوشته شده، کوششی است در راه پیدا کردن ساختاری که در عین وفاداری به ضوابط بین المللی با ویژگی‌های موسیقی ملی نیز سازگار باشد. قطعاتی در چهارگاه و دشتی که حاصل این کوشش است از همان آغاز او را به عنوان آهنگسازی اندیشمند معرفی کرد. اصلانیان پس از آن آرام آرام به سراغ کارهای ارکسترال و صحنه‌ای رفت، هر چند سال یک بار با دقت و مراقبت تمام کاری را به پایان برد و منتظر مانده تا تاثیر اجرای آن را در تالار رودکی ارزیابی کند و از آن در ساخت و پرداخت کارهای بعدی بهره بگیرد. باله پروانه، گلبانگ، برای ارکستر و گروه آواز جمعی، باله افسانه آفرینش و اوراتوریوی سپیده از کارهای برجسته صحنه ای اوست که همه آن ها در تالار رودکی در سال های پیش از انقلاب به اجرا درآمد. اوراتوریوی سپیده با متنی از محمود خوشنام فراز و نشیب‌های تاریخی ایران را بررسی می کند که همیشه نبرد دائمی اهریمن و اهورامزدا، ظلمت و روشنایی را به ذهن می آورد و پایان هر شب سیاه را که در نهایت سپید است. افسانه هستی معروف ترین و شاخص‌ترین کار ملیک اصلانیان افسانه آفرینش است که از باورهای فرهنگ میترایی تغذیه کرده است. \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی\" ملیک اصلانیان، او این باورها را بسیار غنی ارزیابی می کند. منابعی که به یاری آن ها می‌توان بسیاری از رویدادهای جهان هستی را توجیه کرد. افسانه آفرینش همیشه موضوع برانگیزاننده‌ای برای هنرمندان و موسقیدانان بوده است. اما افسانه اصلانیان را دید هستی شناسانه میترایی او از افسانه های دیگران متمایز می کند. در روایت اصلانیان، زِروان خدای مطلق از آسمان به زیر می آید و زمینی می شود. به قالب میترا در می آید که انسان است. او خود می گوید: \"به نظر من، خدا در انسان‌ها جاری می شود و سرانجام به انسان تبدیل می گردد.\" اصلانیان موسیقی افسانه را مدرن و پلی تنال (چند تنالیته‌ای) انتخاب کرده است. در سبب آن می گوید: \"اگر چه این اندیشه از ایران باستان برخاسته ولی تبدیل به یک موضوع فلسفی فراگیر در جهان شده است. از همین روی برای آن از موسیقی مطلق بدون وابستگی به این سو و آن سو بهره گرفتم.\" در سبب آن‌که چرا چنین موضوعی را از طریق رقص و باله مطرح ساخته می گوید: \"رقص در شرق همان کاری را می کند که فوگ، در غرب. در فوگ خلسه از طریق تجرید معنوی و روحانی به دست می آید و در رقص‌های شرقی از راه جسم و این هر دو وسیله‌ای است برای رسیدن به مطلق.\" از همین جاست که به تاثیر عرفان در موسیقی اصلانیان می رسیم. او اظهار شگفتی می کند که \"عرفان نتوانسته همان نیرویی را که در ادبیات گسترده ایران پدید آورده، در موسیقی به وجود آورد. هنوز در موسیقی عارف وجود ندارد.\" سبب واپسماندگی \"می دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از من؛ چنان سبک می‌شد که به رقص در می آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.\" ملیک اصلانیان عوامل مختلفی را در واپس ماندگی‌های فرهنگی ما دست اندر کار می دید: \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی.\" \"در هوای گرم شرق همه چیز زودتر شکفته و پژمرده می شود ولی از یاد نبریم که نژادی که تمدن را آغاز کرد، شرق را برای زندگی انتخاب کرده بود.\" عاملی که به ویژه در حوزه موسیقی و روند تحولات آن اهمیت پیدامی کند، مذهب است. اصلانیان دراین باره نیز نظری ویژه داشت: \"غربی ها به خصوص آلمانی ها روحیه خشن‌تری داشتند و آئین نرم و ملایم مسیحیت را پذیرفتند. ولی ما روحیه نرم و لطیفی داشتیم و آماده بودیم که آئین خشن تری را بپذیریم. به هر حال همه چیز از داخل ناشی شده است. اگر ضعف داخلی وجود نداشت، مقاومت بیشتری می‌شد. اگر آدم ضعیف نباشد، سرماخوردگی او را از پای در نمی آورد. من فکر می کنم اگر آئین مانی باقی مانده بود چه بسا که ما لاک پشت نمی شدیم.\" او در پاسخ ناقدانی که که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می کردند، می گوید: \"این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهائی برایش متصور نیست.\" و اما نظرات امانوئل ملیک اصلانیان درباره موسیقی موجود ایران نیز قابل تامل است. از بسیاری از نام آوران سنتی یاد می کند و یادآور می شود که از جمله با ابوالحسن صبا آشنایی داشته و از او مطالب زیادی آموخته است و اشاره ای نیز به کوشش های خود در زمینه موسیقی سنتی می کند و اثری که برای تار و تنبک و سنتور نوشته است. بعد می کوشد سبب واپسماندگی ها را پیدا کند: \"شاید تقصیر از سازها باشد که چون پیشرفت نکرده اند، امکان پیشرفت خود موسیقی را نیز محدود کرده اند. بعد برای روشن شدن رابطه حیاتی میان ساز و موسیقی مثال از غرب می آورد: اگر چمبالو پیشرفت نمی کرد و تبدیل به پیانوی رویال نمی شد ما هم از سونات های اسکارلاتی به راپسودی‌های لیست نمی رسیدیم.\" ملیک اصلانیان بعد حرف آخر را می زند. حرفی که بسیاری از نواندیشان دیگر نیز گفته اند و گوش شنوایی نیافته‌اند: \"ما دارای منبع عظیمی از موسیقی در کشورمان هستیم. آهنگسازان ما باید با استفاده از کنترپوان، هماهنگی‌های جدید ابداع کنند. آن موقع موسیقی ایرانی دارای سبک بین المللی خواهد شد.\" و بعد در پاسخ کسانی که این کوشش ها را غرب زدگی تلقی می کنند، می افزاید: \"کنترپوان یک علم و در نتیجه بین المللی است و مربوط به کشور خاصی نمی‌شود و استفاده از آن لطمه‌ای به هویت ملی ما نخواهد زد.\" منبع: DW
قوالی تو را تا خدا می برد مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس امکان پخش صدای آواز زنان جوآن بائز

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا
موزه هایی که نمیشناسیم برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران نقاشی های واقعی عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

ادبیات

فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد

نام فردوسی که می آید من به نام خودم فکر میکنم. به واژه هایم ، به آواهایم، به لالایی هایی که به گوش من و نسل در نسل پیش از من آشناست. نام فردوسی که می آید، من به ما بودنمان فکر می کنم، به اروند رود، به خیج فارس ، به ابوموسی. نام فردوسی که میاید به یاد زیرکی میافتم و نام آوری و سترگی و ایستادگی. با شنیدن نام او پر از فروتنی میشوم در پیشگاه مردی که واژه هایم را به او مدیونم؛ مگر جز واژه ها چیزی هست که من و تو را " ما " کند، که زبانها و دلهایمان را یکی کند و لالایی هایمان را جاودان سازد و شعر هایمان را با آن بسازیم و خاطره هایمان را با آن تکرار کنیم و هویتمان را ماندگار؟ چه چیزجز واژه هاهست که به خاطرش برای نام خلیج  فارس برمی آشوبیم و سرود ملی مان را با آن میسازیم و برای گفتن دوستت دارم به یاریمان می آید؟ برای یاد کردن از مردی که واژه هایمان را به او مدیونیم اما کدام واژه به کار می آید که اگر او نبود بی تردید ما امروز پارسی نمیدانستیم. تنها کسی که در آن روزگار دور اما این راز را میدانست خودش بود، او میدانست که نمیمیرد و در تک تک واژه هایی که برای ما جاودان کرده، ماندگار میشود.

لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا

لیلا اعظم زنگنه، نویسنده ایرانی‌تبار بزرگ شده پاریس است. او اکنون در شهر نیویورک زندگی می گذارند. این روزها لیلا اعظم زنگنه، با کتاب خود به نام «یک جادوگر–ناباکوف و خوشبختی» در نمایشگاه فرانکفورت خبرساز شده است. این داستان با مرگ ولادیمیر ناباکوف آغاز می‌شود و در ادامه آن، به فلسفه زندگی این نویسنده روس مهاجر، شرح حال و سرگذشت او به عنوان یک نویسنده انقلاب زده و همچنین به عشق او به شکار پروانه‌ها می‌پردازد. این نخستین رمان لیلا است. او از پدر و مادری ایرانی در پاریس متولد شده است. در دانشگاه‌های فرانسوی ادبیات و فلسفه خوانده و پس از آن به آمریکا رفته است. اعظم زنگنه در هیئت ناظران کمیته بین‌المللی نجات عضو است و جزء جمع مشورتی انجمن «واژگان بدون مرز». علاوه بر همه این‌ها، او در جمع مشورتی انجمنی به نام «ظرف غذا»ست که به صورت غیرانتفاعی برای تهیه غذای مورد نیاز دانش‌آموزان در آفریقای جنوبی فعالیت می‌کند. لیلا اعظم زنگنه اکنون در هاروارد تدریس می‌کند.  
دا یعنی مادر داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور شیاطین و فرشتگان اول اردیبشهت، روز ملی سعدی چرا من پیاده شم؟