1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مرگ جورج، مایکل ستاره موسیقی پاپ در روز کریسمس و در سن ۵۳ سالگی هواداران او را در سرتاسر جهان در شوک فرو برد.

جورج مایکل در دهه ۸۰ میلادی کار خود را با گروه وَم شروع کرد و به شهرت رسید اما در سال‌های بعد به تنهایی به فعالیت هنری خود ادامه داد و توانست بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش را به فروش برساند.

گئورگیوس کیریاکوس پانایوتو که بعدها نام جورج مایکل را برای خود انتخاب کرد، در ژوئن ۱۹۶۳ از پدری از مهاجران یونانی قبرس و مادری انگلیسی در شمال لندن به دنیا آمده بود.

او همراه با ریجلی، هم‌کلاسی‌اش در دبیرستان، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با گروه دو نفره وم ( Wham) وارد عرصه موسیقی حرفه‌ای شدند.

این گروه که در سال‌های بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ فعالیت داشت، ترانه‌های عرضه کردند که تعدادی از آنها به پروفروش‌ترین ترانه‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد.

بیدارم کن و آخرین کریسمس، دو ترانه مشهور این گروه بودند که هفته‌ها صدرنشین جدول پروفروش‌های برتانیا و حتی آمریکا بودند.

یکی پرفروش‌ترین‌ ترانه‌های این دهه نجوای بی‌پروا (Careless Whisper) بود که با آنکه اجرایی انفرادی از جورج مایکل بود اما در شناسنامه آن آمده که با همکاری ریجلی ساخته شده است.

مایکل پس از جدایی از گروه وم فعالیت انفرادی خود را ادامه داد. هر چند یکی-دو دهه آخر عمرش کم‌کارتر از گذشته بود.

آلبوم Faith نخستین اثر مستقل او پس از جدایی‌اش از اندرو ریجلی بود که در ۱۹۸۹ به بازار آمد که بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آن فروخته شد.

مایکل برای این آلبوم جایزه گرمی آلبوم سال را گرفت. این دومین جایزه گرمی مایکل بود و پس از آن فقط پنج بار دیگر نامزد جایزه شد.

بسیاری از کارشناسان موسیقی او را مهمترین خواننده بریتانیایی موسیقی پاپ در دهه ۱۹۸۰ می‌دانند که در کنار مایکل جکسون، مدونا و پرینس یکی از ستون‌های اصلی این گونه از موسیقی را در آن دهه بود.

در فیلم مستند زندگی جورج مایکل در سال ۲۰۰۵ با عنوان داستانی متفاوت، جورج مایکل اذعان کرد که کوشیده موفقیت‌های خود را به پای موفقیت های مایکل جکسون و مدونا برساند.

اما پس از موفقیت های طلایی در دهه ۹۰، زندگی و تصویر جورج مایکل جنجال برانگیز و پرحاشیه شد.

جورج مایکل در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت انسلمو فلپا معشوق همجنس‌گرایش به علت ابتلا به بیماری ایدز، ضربه روحی شدیدی خورد.

او در سال ۱۹۹۴ تلاش کرد همه قراردادهای خود با شرکت سونی را فسخ کند چون آن را \"برده‌داری حرفه‌ای\" می‌نامید.

شرکت سونی را متهم کرد که برای آلبوم \"بی تعصب گوش کن\" به خوبی بازاریابی نکرده است.

جورج مایکل در دادگاه شکست خورد و مجبور شد به تعهدات خود در قبال سونی عمل کند و دو آهنگ دیگر برای این شرکت ضبط کند.

پس از آن، جورج مایکل با شرکت دریم ورکز قرارداد بست و آلبوم بعدی خود را در سال ۲۰۰۵ به نام پیرتر (Older) منتشر کرد. فروش این آلبوم در آمریکا به یک میلیون نسخه هم نرسید.

جورج مایکل در سال ۱۹۹۷ مادر خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و سال بعد، به دلیل انجام عمل جنسی در یک مکان عمومی در لس آنجلس بازداشت شد.

پس از آن بود که جورج مایکل رسما اعلام کرد که همجنسگراست. او نخستین بار در ۱۹ سالگی به اندرو ریجلی گفته بود که به هر دوجنس گرایش دارد.

او ماجرای دستگیری خود را در سال ۱۹۹۸ در ویدیوی تک آهنگ بیرون (Outside) بازسازی و هجو کرد. این تک آهنگ در جدول آهنگ های محبوب در بریتانیا تا رتبه چهارم بالا آمد.

جورج مایکل در ماه ژوئیه ۲۰۱۰ به جرم رانندگی پس از استفاده از مواد مخدر به تحمل هشت هفته زندان محکوم شد.

او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، به دلیل خوش‌رفتاری از امکان آزادی مشروط برخوردار شد.

چند باری دیگر پیش از آن به دلیل همراه داشتن مواد مخدر یا رانندگی پس از مصرف مواد مخدر دستگیر شده بود.

مایکل در اختتامیه المپیک ۲۰۱۲ لندن آهنگ تازه‌ای از خود را اجرا کرد که بسیاری گفتند او از فرصت استفاده کرده تا کار تازه‌اش را تبلیغ کند.

او در آن مراسم ترانه \"نور سفید\" (The white light) را اجرا کرد که درباره تجربه نزدیک شدنش به مرگ است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست

مرگ عسل بدیعی هنرمند جوان کشورمان در روزهای پایانی تعطیلات عید خبر ناراحت کننده ای بود که باعث غم و اندوه بسیار بخصوص در میان جامعه هنری کشور شد. عسل بدیعی به خاک سپرده می شود اما قلب، کلیه و ریه های او زندگی خواهند کرد. عسل بدیعی ۱۲ فروردین ‌ماه امسال به ‌علت ایست تنفسی که به خونریزی مغزی منجر شد،‌ درگذشت و اعضای بدن او بنا به درخواست خودش به بیماران نیازمند اهدا شد. عسل بدیعی رفت اما ۷ هموطن با اعضای بدن او به زندگی ادامه خواهند داد. ریه عسل بدیعی به دختری جوان، قلب وی به مردی ۳۶ ساله و کبد بدیعی به پسری ۲۴ ساله اهدا شد. او پیش از مرگش در عملی انساندوستانه اعضای بدنش را در صورت مرگ اهدا کرده بود. عسل بدیعی مرگ را زندگی کرد. هنرمندان با اثری که از خود برجای می گذارند جاودانه می شوند، اما عسل بدیعی نه با فیلم هایی که به یادگار گذاشت که با قلبش که در بدن یک مادر، یک همسر و یا یک فرزند می تپد جاودانه می ماند. به گزارش خبرگزاری ها، شاهرخ بدیع،ی پدر عسل بدیعی، با تشکر از کسانی که در مراسم تشییع حضور پیدا کردند، گفت: من امروز دست همه شما را می‌بوسم زیرا شما برای عسل به اینجا آمده‌اید. کسی که عمر خود را برای اعتلای هنر ایران ثبت کرد. کاری که وی به عنوان یک اهدا کننده عضو انجام داد یک روش و منش انسانی بود. وی ادامه داد: هرچند مرگ عسل برای ما یک فاجعه بود اما با اهدا اعضای وی به ۷ نفر بیمار نیازمند امروز ۷ فرزند داریم. همچنین در این مراسم سیروس الوند، کارگردان سینمای ایران، که با عسل بدیعی در فیلم دستهای آلوده او همکاری داشت، گفت: عسل بدیعی امروز با اهدای اعضایش به نوعی در دیگران تکثیر پیدا کرده و وجود او امروز حیاتبخش زندگی دیگران شده است. جانیار عرب نیا فرزند عسل بدیعی نیز درحالیکه به شدت گریه می‌کرد، گفت: من از مادرم تشکر می‌کنم برای همه مسائل و کارهایی که برای من کرد اگر او نبود من مرده بودم و او همه کار بخاطر من کرد و دلم برایش خیلی تنگ می‌شود. و روح او امروز خیلی خوشحال است زیرا اینجا برایش مانند زندان بود من قول می‌دهم کاری کنم که او همیشه از من راضی باشد. عسل بدیعی که درسال ۱۳۷۷با بازی در فیلم “بودن یا نبودن” ساخته کیانوش عیاری در نقش یک دختر که نیاز مبرم به پیوند قلب داشت وارد سینما شد، امروز و با اهدای هفت عضو از بدن خود، حتی در آغوش خاک، ماندگار شد. عسل بدیعی حدود یک سال پیش بعد از ثبت نام کارت اهدای عضو، در دفتر یادبود این سازمان نوشته بود: سلام دوستان مهربان عزیزان…. یاران از خداوند متعال خواستار توانی چون کوه و اراده‌ای چون آهن استوار و پایدار هستم تا یاری بخش راه سپید عشقتان باشد خداوند یاری بخشتان با احترام عسل بدیعی   بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست.

فیلم "گذشته" به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی شد

کمیته انتخاب نماینده سینمای ایران برای معرفی به اسکار پیش‌تر دو فیلم "گذشته" به کارگردانی اصغر فرهادی و "دربند" به کارگردانی پرویز شهبازی را برای نمایندگی سینمای ایران در رقابت دریافت اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان نامزد کرده بود. امیر اسفندیاری، مسئول امور بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی، روز یکشنبه (۲۹ سپتامبر/ ۷ مهر) اعلام کرد که فیلم "گذشته" در نهایت در "یکی از چالشی‌ترین جلسات ادوار اخیر" از سوی این کمیته به عنوان نماینده ایران در اسکار معرفی شد. اعضای کمیته را فاطمه معتمد آریا، مسعود کیمیایی، بهروز افخمی، کمال تبریزی، حسن حسندوست، مسعود رایگان، علیرضا زرین‌دست‌، حسین معززی‌نیا و امیر اسفندیاری تشکیل می‌دادند. فیلم‌های "گذشته" و "دربند" از میان ۱۲ فیلم گزینش شده بودند که قرعه در نهایت به نام "گذشته" افتاد. "گذشته" داستان مردی ایرانی با بازی علی مصفا را روایت می‌کند که پس از اختلافی طولانی با همسر فرانسوی‌اش او را رها کرده و به ایران بازگشته است و حالا با درخواست طلاق زن بار دیگر به فرانسه بازگشته و با واقعیت‌هایی تازه درباره‌ی زندگی فعلی همسرش مواجه می‌شود. این فیلم در جشنواره کن امسال نیز در بخش مسابقه حضور داشت اما در نهایت از کسب نخل طلای بهترین فیلم بازماند. اما برنیس بژو، هنرپیشه فرانسوی این فیلم، از سوی هیئت داوران جشنواره کن به عنوان بهترین هنرپیشه زن برگزیده شد. اصغر فرهادی با فیلم "جدایی نادر از سیمین" موفق شد تا اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را در سال ۲۰۱۲ به دست آورد. "جدایی نادر از سیمین" تاکنون تنها فیلمی بوده است که توانسته جایزه اسکار را برای سینمای ایران به ارمغان آورد. این فیلم همچنین در آن زمان در شاخه دریافت اسکار بهترین فیلمنامه تألیفی نیز نامزد شده بود. اما انتخاب این فیلم با مخالفتهایی از بین کارگردانان سینمای ایران مواجه شده است. جمال شورجه، کارگردان فیلم‌های با تم مذهبی و انقلابی هم منتقد بود. او البته فیلم را ندیده بود اما آن را نماینده سینمای ایران نمی‌دانست و می گفت با توجه به اینکه سال گذشته هم فیلمی از همین کارگردان برنده اسکار فیلم خارجی زبان شد احتمال آن خیلی ضعیف است که بازهم مورد توجه هیئت داوران قرار بگیرد." سعید اسدی، کارگردان و تهیه‌کننده هم هیچ یک از فیلم‌ها را ندیده اما می گوید: "با توجه به اینکه فیلم «گذشته» سرمایه گذار فرانسوی دارد و تهیه آن در خارج از ایران بوده ، ما نمی دانیم که چه توافقی بین کارگردان و تهیه کننده آن صورت گرفته ولی امیدوارم کمیته انتخاب قوانین سفت و سخت آکادمی اسکار را به طور جدی در نظر گرفته و این فیلم را با دارا بودن شرایط کامل در بخش فیلم های خارجی به نمایندگی از ایران‌ معرفی کرده باشد." سیروس الوند، کارگردان هم معتقد است که نماینده واقعی سینمای ایران نیست. محسن علی‌اکبری، تهیه‌کننده، دیگر منتقدی بود که با فارس گفت‌وگو کرد. او البته از فرهادی و فیلمش تجلیل می‌کند ولی توضیح می دهد  که "تجربه ثابت کرده اسکار هیچگاه به یک کارگردان خارجی دو بار متوالی جایزه اسکار را اعطا نمی‌کند." با این حال این تهیه‌کننده تاکید می‌کند که به تصمیم داوران هیات انتخاب احترام می‌گذارد. اما تندترین اعتراضات مربوط به امیر سمواتی، تهیه کننده فیلم سینمایی دربند بود. او انتخاب فیلم گذشته را "خودباختگی" توصیف کردو گفت: "مشخص است که از قبل و از اردیبهشت‌ماه یک مهندسی انجام شده و برخی از افراد آن را طراحی کرده بودند تا گزینه مطلوب خود را به اسکار معرفی کنند و خجالت‌آور است که از سینمای ایران فیلمی به اسکار معرفی می‌شود که تولید کمپانی‌های خارجی است و به نظر من بهترین کار این است که در این مورد تجدید نظر شود و حتی اگر دربند را هم معرفی نکردند مهم نیست بلکه حتما فیلم دیگری معرفی شود." او "بخش بین‌المللی فارابی" را مقصر اصلی می‌دانست که چون نمی‌تواند کارش را به درستی انجام بدهد و به سیستم کارمندی عادت کرده‌اند، برای راحتی کار خود یک فیلم با تهیه‌کننده غیرایرانی را برگزیده‌اند. هشتاد و ششمین دوره مراسم اهدای جوایز اسکار دوم مارس ۲۰۱۴ در شهر لس‌آنجلس برگزار می‌شود.
کریم باقری در اولین فیلم سه بعدی ایران بازی می کند! ماجرای آشنایی تام کروز و نازنین بنیادی هنر در هفته اول آبان ماه مرور بر هنر هفته آخر آذر ماه مروری بر هنر در هفته سوم شهریور

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تماشای تئاتر در خانه " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

گروه دارکوب می کوبد

کنسرت گروه دارکوب 24 و 23 آبان ماه حتمی شد. این کنسرت که در تالار اریکه ایرانیان برگزار خواهد شد، شروع به پیش فروش بلیط های خود کرده است.

ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

تیر ماهی که گذشت مقارن بود با دهمین سالگرد درگذشت امانوئل ملیک اصلانیان موسیقیدان اندیشمند ایرانی. به همین مناسبت جمعی از شاگردان او البته با تاخیری سه ماهه سوم آبان ماه مراسم ویژه ای در تالار رودکی برگزار می کنند. در درازای هشتاد سالی که از فعال شدن حوزه موسیقی پیشرو در ایران می گذرد، به ندرت می‌توان با موسیقی اندیشمندانه، آنگونه که درخور این عنوان است، روبرو شد. در این حوزه نیز شیفتگی به فن و تکنیک آهنگسازی، نقش تعیین کننده ایفا کرده است. این شیفتگی نه تنها مجال اندیشیدن را از آهنگسازان سلب کرده که راه را بر بیان احساس واقعی آنان نیز بسته است. در چنین فضایی است که نقش حضور اندک اندیشمندانی که شمارشان شاید از انگشتان یک دست تجاوز نکند در جامعه موسیقی ایران ارزش و اهمیت ویژه پیدا می کند. امانوئل ملیک اصلانیان نوازنده و آهنگساز در فهرست این اندک موسیقیدانان اندیشمند جای داشت. او در سال ۱۲۹۴ در روستوف در روسیه زاده شد، هر چند در بیشتر منابع گفته شده در تبریز به دنیا آمده است. در گفت وگویی می گوید:\"محل تولد من در شناسنامه، تبریز نوشته شده اما در حقیقت در سال ۱۹۱۵ میلادی در روستوف به دنیا آمده‌ام. پدر و مادرم اهل تبریز بودند، اما در آن زمان در روستوف زندگی می‌کردند.\" در سال‌های نوجوانی به هامبورگ در آلمان رفت و در کنسرواتوار این شهر به آموزش موسیقی پرداخت. پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، رهسپار برلین شد با این نیت که در مدرسه عالی موسیقی این شهر، شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر را نیز فراگیرد. بخت یار امانوئل بود که یکی از موسیقیدانان نام آور و نوآور آلمانی، پاول هیندمیت، در آن مدرسه تدریس می کرد. امانوئل از آموزه‌های هیندمیت بهره های فراوان برد و با به پایان رساندن دوره آهنگسازی، به ایران بازگشت. در ایران چند سالی را به مطالعه در موسیقی ایران پرداخت، به مقام استادی در هنرستان عالی موسیقی رسید و به مرور و به موازات تدریس، دست به کار آفرینش موسیقی شده است. نخستین آفریده‌های ملیک اصلانیان که برای پیانو نوشته شده، کوششی است در راه پیدا کردن ساختاری که در عین وفاداری به ضوابط بین المللی با ویژگی‌های موسیقی ملی نیز سازگار باشد. قطعاتی در چهارگاه و دشتی که حاصل این کوشش است از همان آغاز او را به عنوان آهنگسازی اندیشمند معرفی کرد. اصلانیان پس از آن آرام آرام به سراغ کارهای ارکسترال و صحنه‌ای رفت، هر چند سال یک بار با دقت و مراقبت تمام کاری را به پایان برد و منتظر مانده تا تاثیر اجرای آن را در تالار رودکی ارزیابی کند و از آن در ساخت و پرداخت کارهای بعدی بهره بگیرد. باله پروانه، گلبانگ، برای ارکستر و گروه آواز جمعی، باله افسانه آفرینش و اوراتوریوی سپیده از کارهای برجسته صحنه ای اوست که همه آن ها در تالار رودکی در سال های پیش از انقلاب به اجرا درآمد. اوراتوریوی سپیده با متنی از محمود خوشنام فراز و نشیب‌های تاریخی ایران را بررسی می کند که همیشه نبرد دائمی اهریمن و اهورامزدا، ظلمت و روشنایی را به ذهن می آورد و پایان هر شب سیاه را که در نهایت سپید است. افسانه هستی معروف ترین و شاخص‌ترین کار ملیک اصلانیان افسانه آفرینش است که از باورهای فرهنگ میترایی تغذیه کرده است. \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی\" ملیک اصلانیان، او این باورها را بسیار غنی ارزیابی می کند. منابعی که به یاری آن ها می‌توان بسیاری از رویدادهای جهان هستی را توجیه کرد. افسانه آفرینش همیشه موضوع برانگیزاننده‌ای برای هنرمندان و موسقیدانان بوده است. اما افسانه اصلانیان را دید هستی شناسانه میترایی او از افسانه های دیگران متمایز می کند. در روایت اصلانیان، زِروان خدای مطلق از آسمان به زیر می آید و زمینی می شود. به قالب میترا در می آید که انسان است. او خود می گوید: \"به نظر من، خدا در انسان‌ها جاری می شود و سرانجام به انسان تبدیل می گردد.\" اصلانیان موسیقی افسانه را مدرن و پلی تنال (چند تنالیته‌ای) انتخاب کرده است. در سبب آن می گوید: \"اگر چه این اندیشه از ایران باستان برخاسته ولی تبدیل به یک موضوع فلسفی فراگیر در جهان شده است. از همین روی برای آن از موسیقی مطلق بدون وابستگی به این سو و آن سو بهره گرفتم.\" در سبب آن‌که چرا چنین موضوعی را از طریق رقص و باله مطرح ساخته می گوید: \"رقص در شرق همان کاری را می کند که فوگ، در غرب. در فوگ خلسه از طریق تجرید معنوی و روحانی به دست می آید و در رقص‌های شرقی از راه جسم و این هر دو وسیله‌ای است برای رسیدن به مطلق.\" از همین جاست که به تاثیر عرفان در موسیقی اصلانیان می رسیم. او اظهار شگفتی می کند که \"عرفان نتوانسته همان نیرویی را که در ادبیات گسترده ایران پدید آورده، در موسیقی به وجود آورد. هنوز در موسیقی عارف وجود ندارد.\" سبب واپسماندگی \"می دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از من؛ چنان سبک می‌شد که به رقص در می آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.\" ملیک اصلانیان عوامل مختلفی را در واپس ماندگی‌های فرهنگی ما دست اندر کار می دید: \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی.\" \"در هوای گرم شرق همه چیز زودتر شکفته و پژمرده می شود ولی از یاد نبریم که نژادی که تمدن را آغاز کرد، شرق را برای زندگی انتخاب کرده بود.\" عاملی که به ویژه در حوزه موسیقی و روند تحولات آن اهمیت پیدامی کند، مذهب است. اصلانیان دراین باره نیز نظری ویژه داشت: \"غربی ها به خصوص آلمانی ها روحیه خشن‌تری داشتند و آئین نرم و ملایم مسیحیت را پذیرفتند. ولی ما روحیه نرم و لطیفی داشتیم و آماده بودیم که آئین خشن تری را بپذیریم. به هر حال همه چیز از داخل ناشی شده است. اگر ضعف داخلی وجود نداشت، مقاومت بیشتری می‌شد. اگر آدم ضعیف نباشد، سرماخوردگی او را از پای در نمی آورد. من فکر می کنم اگر آئین مانی باقی مانده بود چه بسا که ما لاک پشت نمی شدیم.\" او در پاسخ ناقدانی که که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می کردند، می گوید: \"این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهائی برایش متصور نیست.\" و اما نظرات امانوئل ملیک اصلانیان درباره موسیقی موجود ایران نیز قابل تامل است. از بسیاری از نام آوران سنتی یاد می کند و یادآور می شود که از جمله با ابوالحسن صبا آشنایی داشته و از او مطالب زیادی آموخته است و اشاره ای نیز به کوشش های خود در زمینه موسیقی سنتی می کند و اثری که برای تار و تنبک و سنتور نوشته است. بعد می کوشد سبب واپسماندگی ها را پیدا کند: \"شاید تقصیر از سازها باشد که چون پیشرفت نکرده اند، امکان پیشرفت خود موسیقی را نیز محدود کرده اند. بعد برای روشن شدن رابطه حیاتی میان ساز و موسیقی مثال از غرب می آورد: اگر چمبالو پیشرفت نمی کرد و تبدیل به پیانوی رویال نمی شد ما هم از سونات های اسکارلاتی به راپسودی‌های لیست نمی رسیدیم.\" ملیک اصلانیان بعد حرف آخر را می زند. حرفی که بسیاری از نواندیشان دیگر نیز گفته اند و گوش شنوایی نیافته‌اند: \"ما دارای منبع عظیمی از موسیقی در کشورمان هستیم. آهنگسازان ما باید با استفاده از کنترپوان، هماهنگی‌های جدید ابداع کنند. آن موقع موسیقی ایرانی دارای سبک بین المللی خواهد شد.\" و بعد در پاسخ کسانی که این کوشش ها را غرب زدگی تلقی می کنند، می افزاید: \"کنترپوان یک علم و در نتیجه بین المللی است و مربوط به کشور خاصی نمی‌شود و استفاده از آن لطمه‌ای به هویت ملی ما نخواهد زد.\" منبع: DW
تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود ۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور بردی از یادم رودخانه بی پایان در راه است خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

این بار موسسه فرهنگی اکو، پذیرای  علاقمندان هنراست تا در مراسم گشایش نمایشگاه هنرمندان معاصر پاکستان، ( نقاشی و مینیاتور) که در روز جمعه 14 بهمن ماه راس ساعت 16 برگزار می شود، حضور بهم رسانند.

پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری

گالری سین، این بار با نمایشگاه نقاشی سروش دبیری به نام پنجره ها پذیرای شما علاقه مندان خواهد بود. افتتاحیه این نمایشگاه، روز جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر خواهد بود. این نمایشگاه تا تاریخ 11 دی ماه، از ساعت 3 تا 7 عصر ادامه خواهد داشت.
برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

ادبیات

عطر سنبل، عطر كاج

همه ما از كودكی خاطراتی را در ذهن داریم كه شاید هر كدام از آنها برای خودش داستانی باشد اما چگونگی نقل آنها خود هنری است كه هر كس ندارد. كتاب " عطر سنبل، عطر كاج" داستان كودكی فیروزه جزایرى دوما است.

کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش!

دیروز، رمانی دیگر از کورت ونه گات در ایران منتشر شد. اسم این کتاب، «پیانوی خودنواز» است. زهرا طراوتي، مترجم اثر این خبر را اعلام کرد و گفت: «کورت ونه‌گات نويسنده‌ ضدجنگ ادبيات معاصر آمریكاست كه رمان «پيانوي خودنواز» را از بهترین رمان‌های خود می‌داند. او در کارنامه‌ي ادبی‌اش به اين رمان نمره‌ A داده است.» داستان اين رمان با تمی پست‌مدرن اما روایتی کلاسیک به دنیای 50 سال آینده‌ آمریکا می‌پردازد؛ دنیایی ماشینی که ماشین‌ها بر انسان‌ها حکم‌فرمانی می‌کنند، آن‌ها کار انسان‌ها را می‌دزدند و انسان‌‌ها بی‌کار، واخورده و گوشه‌نشین می‌شوند. در نهایت، انسان‌های سرخورده از ماشین و سیستم در پی انقلابی صنعتی علیه ماشین‌ها برمی‌آیند. داستان روایتی جذاب از زندگی «پل پروتز» و زندگی خانوادگی اوست که به مرور در رشد این انقلاب تأثیر می‌گذارد. «پيانوي خودنواز» در 432 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قيمت 9000 تومان از سوي انتشارات سبزان منتشر شده است. از ديگر آثار كورت ونه‌گات كه تا كنون به فارسي ترجمه شده است، می توان به رمان‌هاي «گهواره‌ي گربه»، «شب مادر»، «محبوس»، «خدا خیرت بدهد آقای رزواتر» و «سلاخ‌خانه‌ي شماره‌ي پنج»  اشاره کرد.
میلاد مهدی (عج) مبارک باد من راه خانه ام را گم کرده ام دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل شازده کوچولو مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش