1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند.

جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند.

موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود.

گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد.

وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد.

بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود.

گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم.

تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟

آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند.

جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند.

موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید.

مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هنر در هفته اول اسفند

این هفته نیز همچون هفته های گذشته مروری بر هنر ایران و جهان در هفته ای که گذشت داریم. این مرور شامل اخبار اختتامیه جشنواره موسیقی فجر، بازار پررونق شبکه خانگی، اخباری از اکران های بین المللی، دستاوردی دیگر برای سینمای ایران این بار با فیلم یک پذیرایی ساده و انتشار آلبومی متفاوت از یک چهره ورزشی. با ما همراه باشید.

پسر فراستی درباره پدرش نوشت فراستی تکذیب کرد

  روز پنج شنبه یعنی درست موقعی که فراستی و جیرانی در تدارک برنامه هفت این هفته شان بودند، پسر مسعود فراستی در صفحه فیس بوکش، چیزی نوشت که به یک باره تبدیل به تیتر یک اخبار شد. او توضیح داده بود که نظر پدرش درمورد فیلم ها و آدم ها خیلی مواقع تحت فشار مطرح می شود. او در این توضیح که روی صفحه شخصی اش گذاشته بود، نوشت: «بعضي پرسيدن كه چرا مسعود فراستي دو هفته است به هفت نمي آيد. بعضي پرسيدن كه فيلم قلاده ها بهتر بود يا جدايي. جواب همه سوالاتون يك چيزه. آقا جان مسعود فراستي تحت فشاره. دو بارم تا حالا گفته. يك بار سر ملك سليمان كه گفت مجبورش كرده اند [فیلم رو] كم بكوبه يك بار هم سر يك جاي ديگر. الآن چون مسعود فراستي يك ميزاني حرفش تو عموم مردم مقبوليت دارد در خيلي از موارد تو فشار مي گذارنش. اين به اين معني نيست كه تو نظام جمهوري اسلامي آزادي و حق بيان نيست، چون اين فشار نه از جانب مقام عظماي ولايته نه رئيس جمهور نه... اگر اينطور بود پدر من نمي توانست تو ديدار هنرمندان با رهبري برگردد بگويد ما تو سينمامون ... پنهان داريم. ولي با همه اين اوصاف براي بار آخر مي گويم بابا خيلي تحت فشاره. ديگر همه فهميدن كه طالبي دارد تهديدش مي كند. ديگر همه فهمميدن كه سر ملك سليمان بابا نمي تونست نقد كند. ديگر همه فهميدن بابا سر نقد اخراجي هاي 3 داشت به ده نمكي التماس مي كرد كه حرفشو بد برداشت نكند. اون كسايي كه بابام را تحت فشار مي گذاشتن آدمايي بودند كه از لحاظ اقتصادي تو سينمايند.يك كم فكر كنيد. و اين رو از من بشنويد. شايد يك سري از فيلمهايي كه بابام مي گويد بدند رو از ته دل قبول داشته باشد و شايد يك سري از فيلم هايي كه مي گويد خوبند، اصلا دوست نداشته باشد. فقط كافيه به صورتش نگاه كنيد. در خلاله حرف زدنش اگر ديديد رنج و غم تو صورتش منعكس مي شود بدونيد كه حرف دلشو نمي زند. نمي گويم كه مثلا سر قلاده هاي طلا نظرش اين نبوده. چون ابوالقاسم طالبي به خيال خودش تهديدش مي كرد. اگر آقای طالبی اطلاع داشت می‌تونست بجای اینکه بگه تورو توی تظاهرات دیدم، برگرده بگه چرا پسرت ایلیا [...] والسلام. | در مورد جدايي نادر از سيمين: اون شبي كه هواپيماي اصغر فرهادي به زمين نشست يك عده به اصطلاح .. به من زنگ زدند تا از من اجازه بگيرند كه بروند يك تشت از نجاست رو سر آقاي فرهادي خالي كنند! من تقريبا هر چي فحش بلد بودم نثارشون كردم. بابام وقتي فهميد يك 4-5 تا فحش اب دار زير لب بهشون داد. 6 روز بعد همونها به من زنگ زدند كه يك شورا تشكيل دادند براي آشتي دادن فرهادي با دولت! و از من دعوت كردند كه بروم اونجا چون پدرم اهل مماشات نيست. من نرفتم و بهشون يك جواب دادم. گفتم نه پدرم نه من نه كس ديگر از آقاي فرهادي بدش نمي آيد. بابام فيلم را دوست نداشته و اين سليقه اش بوده. (البته من هم دوست ندارم) ولي اين دليل نمي شود كه مثلا پدر من را دشمن اصغر فرهادي بخوانند.» اما بعد از رسانه ای شدن این خبر و دست به دست چرخیدنش، مسعود فراستی که خیلی ارتباط خوبی هم با رسانه ها ندارد، در تماس با یک سایت تخصصی سینمایی، این حرف ها را تکذیب کرد و گفت که مواضعش را خودش از رسانه ها اعلام می کند و هر چه از قول او نقل می شود، کذب است. او حتی توضیح داد که نظرش درمورد فیلم «قلاده های طلا» دقیقا همانی بوده که در برنامه هفت گفته است.
نیمه شب در پاریس گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز مروری بر هنر در هفته سوم آذر مرور بر هنر هفته مروری بر هنر در هفته آخر شهریور

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
در تالار قشقایی ببینیم "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

یک ایرانی در گروه آرکایو

گروه موسیقی آرکایو(Archive) چند سالی است که در ایران از شهرت و محبوبیت زیادی برخوردار است. این گروه موسیقی در لندن شکل گرفت و سبک الکترونیک، تریپ هاپ، پست راک و پروگرسیو راک را دنبال می کند.

مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

مادونا، ستاره سرشناس موسیقی پاپ جهان یک تابلو از مجموعه قیمتی خود را به حراج می‌گذارد تا از طریق فروش آن‌ به آموزش دختران در افغانستان و پاکستان یاری رساند. بسیاری از ستاره‌های سینما و دنیای موسیقی در کنار فعالیت‌های هنری‌شان، دست به کارهای خیریه هم می‌زنند. مادونا، ستاره ۵۴ ساله موسیقی پاپ از آمریکا هم از شمار این هنرمندان است. حراج "ساتبی" روز چهارشنبه (۳ مارس) در نیویورک خبر داد که نقاشی "زنان دور میز قرمز" اثر نقاش فرانسوی فرناند لژه (۱۸۸۱­ تا ۱۹۵۵) را به حراج می‌گذارد. ارزش این تابلو که در تاریخ هفتم ماه مه حراج می‌شود، نزدیک به ۵،۵ میلیون یورو تخمین زده می‌شود. مادونا، صاحب این تابلودر این رابطه گفت که دنیایی که در آن دختران و زنان را به خاطر رفتن به مدرسه یا تدریس در مدارس به گلوله می‌بندند قابل تحمل نیست به گفته مادونا پولی که از فروش این تابلو به دست خواهد آمد، به یک انجمن خیریه اختصاص خواهد یافت تا در راه آموزش دختران افغان و پاکستانی هزینه شود. مادونا خود را شیفته هنرو آموزش می‌داند و خواهان پیوند این دو است. مادونا در این‌باره گفت: «من این نقاشی با ارزش را با چیزی معامله می‌کنم که بهایی برایش نمی‌‌توان تعیین کرد. این امر با ارزش آموزش دختران است.» یکی از دخترانی که در راه مدرسه به گلوله بسته شد، ملاله یوسف‌زی، دختر ۱۵ ساله پاکستانی است که سال گذشته در اتوبوس مدرسه‌اش هدف حمله چند تروریست طالبان در دره سوات قرار گرفت. او به طرز معجزه‌آسایی نجات یافت و حالا کمپینی برای آموزش برای دختران و کودکان براه انداخته است.
جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت گنجشک کوچولو قوالی تو را تا خدا می برد باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.

هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟

در طول تاریخ، شاید تا همین صد سال قبل، هنر همیشه متعلق به طبقه مرفه جامعه بود.تنها ثروتمندان -که دغدغه اصلی‌شان نان شب نبود- می‌توانستند بهای لذت‌بردن از هنر را بپردازند. در اواسط قرن بیستم، هنر مدرن به شورش علیه این خاص بودن هنر برخاست و ادعا کرد که باید فاصله بین هنر، هنرمند و جامعه باید از میان برداشته شود. اما حالا تکنولوژی و اینترنت برای نخستین  بار ابزار این طغیان را در اختیار عام، هنرمند و مردم عادی، قرار داده است. سایت آرتسی (Artsy) مجموعه کم‌نظیری از عالم هنر در اینترنت است. چه شما هنرمند باشید، چه صاحب گالری، چه معلم هنر و چه دانشجوی آن، و حتی اگر به سادگی بخواهید برای دیوار خانه‌تان یک اثر هنری بخرید، سایت آرتسی، منبع خوبی برای همه اینهاست. این شرکت نوپا که در سال ۲۰۰۹ و در شهر نیویورک آغاز به کار کرده و حالا سرمایه‌اش از پنجاه میلیون دلار هم بیشتر است، شعارش «در دسترس قرار دادن هنر برای هر کسی که به اینترنت دسترستی داشته باشد» است. این سایت بیش از ۲۵۰ هزار اثر هنری متعلق به بیش از ۴۰ هزار هنرمند قدیمی و معاصر را در خود ذخیره دارد. شما هم می‌توانید از حراج‌های هنری، آثار آماده فروش آشنا شوید هم زندگینامه هنرمندان قدیمی و معاصر را مطالعه کنید و هم در خصوص تاریخ هنر در این سایت بیاموزید. اتفاقی که در بسیاری از کلان‌شهرهای جهان در حال افتادن است،‌ ایجاد طبقه جدیدی از مصرف‌کنندگان هنر است که لزوما همه تاریخ‌هنردان نیستند، جامعه هنری منطقه خود را نمی‌شناسند و با گالری‌داران هم سر و سری ندارند، اما به فرهنگ علاقه‌مندند و از نظر مالی هم توانایی گردآوری آثار هنری را دارند. دو شرکت نوپا- که باز هم هر دو در نیویورک پا گرفته‌اند- به کمک این قشر خاص- و اغلب جوان- آمده‌اند. در ازای پرداخت مبلغی ماهانه، شما می‌توانید آثار هنری را کرایه و یا خریداری کنید. یکی از این دو شرکت، آپرایز آرت (Uprise Art) است که در آن پولی که شما به عنوان مبلغ ماهانه می‌پردازید، از مبلغ نهایی خرید شما کم می‌شود (یعنی شما در نهایت باید آن اثر هنری را ابتیاع کنید)‌و دیگری آرتسیکل(Artcicle) است که در آن شما می‌توانید چند اثر هنری را اجاره کنید و ببینید آیا آنها به دیوار خانه‌تان می‌آیند یا نه! اگر تصمیم به خرید گرفتید، پول آن را باید جدا از مبلغ عضویت ماهانه‌تان بپردازید! هر دو شرکت با استقبال خوبی از طرف قشر جوان و علاقه‌مند به فرهنگ نیویورک رو به رو شده‌اند. ونگو (Vango Art) سایت دیگری است که در آن شما می‌توانید آثار هنری را بدون دخالت واسطه از خود هنرمند خریداری کنید. قیمت‌های سایت ونگو -به نسبت آثار هنری که در گالری‌ها می‌بینید- بسیار ارزان است. موسسان این شرکت می‌گویند که آنها از یک طرف می‌دیدند که دلشان می‌خواهد برای خودشان آثار هنری اصیل بخرند، اما قیمت‌ها بسیار گران و سرسام آور بودند و از طرفی در دور و بر خودشان هنرمندانی را می‌دیدند که چون گالری‌دارها به سراغشان نمی‌رفتند همیشه فقیر و بی‌مشتری بودند. این طور شد که چند جوان اهل کامپیوتر این شرکت را در سال ۲۰۱۴ راه‌اندازی کردند. شرکتی که در کمتر از یک سال، مشتریان زیادی را در اقصی نقاط جهان به هنرمندان گمنام متصل کرده است. یک بازار مجازی برای هنر واقعی! و در نهایت، سایت آرت کورگی (Art Corgi)، به شما این امکان را می‌دهد که یک هنرمند را استخدام کنید تا پروژه‌ای را برای شما انجام دهد! فرض کنید تولد دوستتان است و شما می‌خواهید هدیه ویژه‌ای به او بدهید! مثلا عکسش را نقاشی کنید یا از تصاویری که از او و خودتان دارید یک کلاژ هنری درست کنید یا یکی از تصاویری خیالی که او همیشه از آن تعریف می‌کند را به روی بوم نقاشی بیاورید! اما متاسفانه همه ما این قدر هنرمند نیستیم یا وقتش را نداریم که این کارها را انجام دهیم!‌ آرت کورگی به ما این امکان را می‌دهد که بین هنرمندان مختلف و استایل‌های متفاوت یکی را انتخاب کنیم و طرح مورد نظر را سفارش دهیم!  دنا میری
نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

ادبیات

لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا

لیلا اعظم زنگنه، نویسنده ایرانی‌تبار بزرگ شده پاریس است. او اکنون در شهر نیویورک زندگی می گذارند. این روزها لیلا اعظم زنگنه، با کتاب خود به نام «یک جادوگر–ناباکوف و خوشبختی» در نمایشگاه فرانکفورت خبرساز شده است. این داستان با مرگ ولادیمیر ناباکوف آغاز می‌شود و در ادامه آن، به فلسفه زندگی این نویسنده روس مهاجر، شرح حال و سرگذشت او به عنوان یک نویسنده انقلاب زده و همچنین به عشق او به شکار پروانه‌ها می‌پردازد. این نخستین رمان لیلا است. او از پدر و مادری ایرانی در پاریس متولد شده است. در دانشگاه‌های فرانسوی ادبیات و فلسفه خوانده و پس از آن به آمریکا رفته است. اعظم زنگنه در هیئت ناظران کمیته بین‌المللی نجات عضو است و جزء جمع مشورتی انجمن «واژگان بدون مرز». علاوه بر همه این‌ها، او در جمع مشورتی انجمنی به نام «ظرف غذا»ست که به صورت غیرانتفاعی برای تهیه غذای مورد نیاز دانش‌آموزان در آفریقای جنوبی فعالیت می‌کند. لیلا اعظم زنگنه اکنون در هاروارد تدریس می‌کند.  

پوران فرخزاد درگذشت

پوران فرخزاد شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر صبح امروز، پنجشنبه ۹ دی (۲۹ دسامبر) در ۸۳ سالگی درگذشت . علت مرگ او ایست قلبی اعلام شده است. طبق گزارش‎ها او از چند روز پیش در کما بود و در بخش مراقب‌های ویژه بیمارستان ایرانمهر تحت نظر مراقبت‌های پزشکی قرار داشت. خانواده فرخزاد، خانواده شناخته شده‌ای در هنر و ادبیات ایران به شمار می‌آیند. پوران فرخ‌زاد متولد بهمن‌ماه سال ۱۳۱۲ بود. او خواهر بزرگتر فروغ فرخزاد، شاعر بود. از پوران فرخزاد بیش از ۳۰ کتاب منتشر شده است؛ زندگینامه، آثاری پژوهشی در عرصه شعر و همچنین چند مجموعه داستان. از جمله آثار او می‌توان به\'زن از کتیبه تا تاریخ اشاره کرد که در دو جلد منتشر شده و دانشنامه‌ای است از زنان فرهنگساز ایران و جهان.\'اوهام سرخ شقایق، گزیده‌ای از اشعار زنان جهان و نیمه‌های ناتمام  سیری در شعر زنان از رابعه تا فروغ. در پس آینه \' و آتش و باد  از داستان‎های بلند او به شمار می‌روند.  
روز بهترین دوست انسان دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل چرا من پیاده شم؟ ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم