1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کنسرت مخصوص بانوان سیمین غانم، در روزهای ۲۳ ، ۲۴ و ۲۵ شهریور ماه ساعت ۱۶ در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

اعضای گروه خانم سیمین غانم هنرمندانی چون فریبا جواهری، سارا احمدی و سروین حزین می باشند. در این کنسرت قطعات گل گلدون، آسمان آبی، قلک چشات و مرد من و ... اجرا خواهد شد.

خانم سیمین غانم متولد 1323 در تنکابن است و از سن 9 سالگی آغاز به فراگیری مبانی آواز نمود. وی نزد استادان بزرگی همچون استاد محمود کریمی دوره موسیقی سنتی و ردیف گذراند و مدتی نیز نزد استاد مرتضی حنانه قواعد موسیقی و سلفژ را آموخت و همچنین در محضر استاد علی تجویدی دانش موسیقی خود را تکمیل نمود.

نخستین اجرای تلویزیونی سیمین غانم ترانهٔ موج خروشان با تنظیم استاد مرتضی حنانه و تهیه عباس زندی در سال ۱۳۴۷ بود. سیمین غانم فعالیت رسمی خود را از ۲۵ سالگی و در سال ۱۳۴۸ آغاز کرد.

قلک چشات، نخستین ترانه او در سبک جدید است. این ترانه در ایران مدت‌ها اولین صفحهٔ روز بود. شعر این ترانه سروده سعید دبیری است و آهنگ آن را فریبرز لاچینی ساخته است.

اما همچنان محبوب ترین و خاطره انگیزترین ترانه ایشان گل گلدون سروده فرهاد شیبانی و ساخته فریبرز لاچینی است.

دیدگاه‌ها  

+1 # شهرزاد 1390-06-22 17:15
وای من عاشق صدای خانم سیمین هستم. تو یکی از کنسرتاشون اصلا با میکروفون نمی خووندن ولی چه صدایی وای.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # alireza 1390-06-22 17:24
kashki concerte ishun aghayou ro ham rah midadan.. man asheghe sedaye ishunam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-22 18:49
manam asheghe sedaye khanume simin hastam vaghan sedast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ALALEH 1390-06-22 18:59
ajab sedaei darand simin khanom kash vaght dashtam miraftam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sepideh 1390-06-22 19:38
ghodrati ke dar avaz knoniye ishun didam kamtar kasi dare.az etelaa resunitun mamnunam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

رابین ویلیامز، کمدین و هنرپیشه آمریکایی درگذشت

رابین ویلیامز، یکی از موفق ترین هنرپیشگان و کمدین های آمریکایی در ۶۳ سالگی درگذشت. رابین ویلیامز فیلم های بسیاری بازی کرده که از جمله آنها می توان به "صبح بخیر ویتنام"، "خانم داتفایر" "انجمن شاعران مرده" و "گود ویل هانتینگ" اشاره کرد. او برای بازی در این آخری جایزه اسکار گرفت. پلیس کالیفرنیا احتمال می دهد که او خودکشی کرده باشد. پلیس می گوید که حوالی ظهر به وقت محلی، نیروهای اورژانس به خانه او رفتند و جسد بی جان او را یافتند. رابین ویلیامز پیشتر درباره اعتیادش به الکل و مواد مخدر آزادنه صحبت کرده بود. او در ماه ژوئیه برای آنچه که خودش "خرده کاری" می نامید به یک مرکز ترک اعتیاد رفته بود. پلیس گفته آنچه به نظر می رسد این است که آقای ویلیامز از خفگی مرده است. اما اظهار نظر دقیق در این خصوص را به بعد موکول کرد که گزارش پزشکی قانونی منتشر شود. رابین ویلیامز، متولد سال 1951 میلادی در شهر شیکاگو بود. در دوره دبیرستان وارد گروه تئاتر شد و برای یادگیری تئاتر به مدرسه معتبر جولیارد در نیویورک رفت. یکی از معلم هایش او را تشویق کرد تا بخت خود را در کمدی بیازماید. نخستین بار او در یک مجموعه تلویزیونی در سالهای 70 میلادی به نام "مورک و میندی" درخشید. او نقش یک آدم فضایی عجیب را در آن سریال بازی می کرد. او در کنار بازی در فیلم های سینمایی در تمام سال های فعالیتش روی صحنه هم برنامه های کمدی اجرا می کرد.

بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته

بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته زيبايی شگفت انگيز(پائولو سورنتينو) فيلمی ساده اما در نهان به غايت پيچيده درباره دغدغه های روشنفکر/ نويسنده ای که در برهه ای از زمان متوقف شده و خلاقيت اش در جدال با جست و جوی روزمرگی زندگی و لذت های آن است؛ فيلمی به غايت شبيه تر به "هشت و نيم" فلينی (تا ديگر فيلم او،" زندگی شيرين"، که يافتن شباهت های اين دو منتقدان را ذوق زده کرد) و ادای دين آشکاری به شاهکار جاودانی فلينی که حالا اينجا فيلمساز مستاصل جايش را به يک نويسنده داده و سورنتينو در نماهايی به غايت زيبا، به تلفيق ديدنی ای از نمايش درون و احوال بيرونی يک روشنفکر می رسد. قهرمان سورنتينو، در واقع قهرمان نيست؛ ناظر(هنرمند)ی است با مشکلات خاص خود که از جايگاه خدايگونه خود پائين می آيد و در مهمانی هايی که نماد و نشانه بشر امروز است، تماشاگر را به يک ضيافت تصويری دعوت می کند تا در مفهوم انديشه و خلق و ارزش آن بازنگری کند ايدا(پاول پاوليکوفسکی) خودشناسی يک راهبه با دغدغه های روزمره از لذت جنسی تا مفهوم ارتباط در سايه جنگی که همه چيز را تحت تاثير خود قرار داده و مفاهيم انسانی را تهی کرده است. تصاوير سياه و سفيد پاوليکوفسکی و چهره به شدت سرد بازيگر او، فضای تيره، خالی و غريبی را خلق می کند که در عين فاصله گذاری با شخصيت اصلی، در يک تناقض عجيب، به شدت ما را با او درگير می کند(درگيری ای البته متفاوت از نوع همذات پنداری معمول) پاوليکوفسکی اما در عين حال با خالی گذاشتن فضای بالای سر شخصيت اش در غالب نماها (که ترکيب تازه و به شدت غيرمعمولی را مقابل ما قرار می دهد) بر رمز و راز اثر می افزايد و مهر تقديری ناگفته را بر شخصيت هايش باقی می گذارد. نبراسکا( الکساندر پين) يک فيلم سياه و سفيد شگفت انگيز ديگر؛ اين بار چالشی درگيرکننده در رابطه يک پدر و پسر( با دو بازی درخشان) به زبانی ساده و همگانی با جزئياتی دقيق درباره شخصيت هايی به شدت باورپذير- و دوست داشتنی- که تماشاگر را به رغم ضدقصه بودن- و در واقع خالی بودن فيلم از هر نوع اتفاق يا اوج هيجانی چشمگير- به شدت با فيلم درگير می کند و می تواند به دنيای درونی ساده پيرمردی نفوذ کند که چون همه ما در دوران پيری به دوران کودکی اش بازگشته و صاف و ساده، برنده شدن در لاتاری را باور کرده تا به آرزوهايش برای ديگران- و نه خود- جامه عمل بپوشاند. و طنزی به يادماندنی که قالب سرد محيط و فضا را بسيار گرم و دوست داشتنی جلوه می دهد و پرده عريض با ميزانسن های باز و فضاهای خالی، به جزء غيرقابل تفکيکی از فيلمی بدل می شود که درباره فرهنگ آمريکا حرف می زند. گذشته(اصغر فرهادی) فرهادی با جدايی نادر ازسيمين، انتطارات را بسيار بالا برد، شايد برای همين است که گذشته کمتر قدر ديد: قسمت سوم سه گانه فرهادی که مفهوم حقيقت و جنبه های گوناگون آن را می کاود؛ به طرزی حساب شده- و شايد بيش از حد حساب شده؛ مهمترين مشکل فيلم که گاه آن را تصنعی می کند- و به شيوه ای به شدت قصه گو- مديون سينمای کلاسيک آمريکا- بر عنصر تعليق متمرکز می شود تا قصه آدم هايی را بگويد که در نهايت- به مانند فيلم قبلی- در جبر غريبی گرفتار آمده اند که در آن هيچ کدام مقصر نيستند. تجربه فيلمسازی فرهادی در فرانسه- در محيطی متفاوت و زبانی بيگانه- خوشبختانه دغدغه ها و دنيای او را دگرگون نکرده و همان مايه های آشنای فرهادی و شکل فيلمسازی اش را شاهديم؛ با تاکيد بر رازگشايی قطره قطره و نماهايی که جايی در جلوی تصوير به وسيله يک ستون يا در يا شخص ديگری غير از شخصيت اصلی، بريده می شوند و فضا را تنگ تر می کنند. جاسمین غمگین( وودی آلن) وودی آلن تلخ تر از هميشه و سرراست تر از فيلم های قبلی. دغدغه های آلن را از پس چند دهه فيلمسازی به روشنی می توان در جاسمین غمگین حس کرد و با آن پيش رفت، اما استاد پير، در اين فيلم آخر از سرخوشی اش در سه گانه ستايش از شهرهای اروپا- بارسلون در "ويکی کريستينا بارسلون"، پاريس در "نيمه شب در پاريس" و رم در"تقديم با عشق به رم" - فاصله می گيرد و قصه تلخ زن تنهايی را می گويد که همه هم و غم او در جست و جوی مرد پولدار، با تلخی حقيقی اطراف اش به کام اش زهر می شود. اگر آلن دو سه دهه قبل در عين ديدگاه تلخ و بدبينانه اش، گاه زوج ها را به هم می رساند، اين بار اما پايان فيلم موقعيتی تلخ تر از هميشه را تصوير می کند و شخصيت بی پناه آلن را تنها رها می کند. درون لووين ديويس( برادران کوئن) برادران کوئن بدون تلاش برای خودنمايی؛ با فضايی ساده و صميمی که می تواند همان طور که از عنوانش برمی آيد ما را به درون شخصيت اصلی اش ببرد و يک دور کامل تسلسل و درماندگی را در يک فضای به شدت آمريکايی با ما قسمت کند. فيلم درباره نوميدی است و اين که چطور هم چيز دست به دست هم می تواند زندگی يک شخصيت را از نقطه ای به نقطه ای ديگر هدايت کند. تصوير دقيق کوئن ها از رفتار اين شخصيت و قدرت تصويری فيلم و دور بودن آن از هر نوع ادای روشنفکرانه- مهمترين مشکل غالب فيلم های کوئن ها- درون لووين ديويس را به بهترين فيلم آنها بدل می کند. ايلو، ايلو( آنتونی چن) اولين فيلم يک فيلمساز جوان درباره يک پسربچه تخس که به رابطه عاطفی عميقی با پرستار تازه خود می رسد؛ فيلمی به غايت ساده و در ظاهر سهل الوصول با دوربين غالباً ثابت و ناظر که اما در پی اين روايت رئاليستی و بی تکلف، به صميمتی با تماشاگر می رسد که می تواند اشک از چشمان او سرريز کند. بازی های درخور تمام بازيگران و قدرت خلق موقعيت های عادی زندگی در جلوی دوربين، ايلو، ايلو را به فيلم جذابی درباره مفاهيم اوليه انسانی از عاطفه و عشق تا روابط انسانی بدل می کند؛ بی آن که ادعای زيادی داشته باشد. ونوس با شال خز(رومن پولانسکی) ترکيب غريب و شگفت انگيزی از تئاتر و سينما. دوربين با يک زن که ظاهراً برای تست بازيگری وارد يک تالار تئاتر شده، همراه می شود تا ما را در يک ديدار در ظاهر ساده بين يک زن و مرد شريک کند اما در نهايت، داستان قدرت و قدرت طلبی در رابطه را به شکلی به غايت پيچيده و تکان دهنده با ما در ميان می گذارد. خيلی زود واقعيت و دنيای نمايش با هم می آميزد و دو شخصيت زن و مرد در حال بازی کردن، درونيات خود را آشکار می کنند؛ درونياتی که در سه لايه مختلف جريان می يابد و پيش می رود: جهان واقعی يک زن و مرد، جهان نمايشی که در آن بازی می کنند، و جهان سينمايی که ناظر اين رابطه است و رابطه خدايگونه کارگردان را با تماشاگر قسمت می کند. جاذبه(آلفونسو کائرون) جاذبه در واقع تمرين فيلمسازی از هيچ است؛ دو شخصيت در فضا و ديگر هيچ، و عجيب اين که حاصل در عين حالی که می توانست بسيار خسته کننده باشد، به شدت جذاب و درگير کننده است. همه قيد و بندها- و گريزهای فيلمساز برای پنهان کردن خود- از بين می رود و در فضايی به شدت ساده، همه چيز عريان می شود تا قدرت فيلمسازی و پرداخت يک فيلم عيان شود. در نبود داستان به مفهوم متعارف، همه چيز به جزئيات کوچکی تغيير شکل می دهد که فيلم را پيش می برد و تماشاگر را درگير سرنوشت شخصيت هايی می کند که چيز زيادی درباره شان نمی داند. غول مغرور(کليو برنارد ) نماينده ای از موج جديد فيلمسازان جوان بريتانيايی، که مشکلات جامعه اين کشور را با سبک و سياقی ساده اما در عين حال حساب شده روايت می کنند و اين بار با قصه دوستی دو نوجوان که به کار غيرقانونی در جمع آوری فلز و آهن پاره مشغول اند و همين کار پايان تلخ و درناکی را برای شان رقم می زند؛ يکی جانش را از دست می دهد و ديگری با انبوهی از حس گناه زنده می ماند تا برای هميشه رنج بکشد. در واقع سادگی فيلم محملی برای گريز از ميزانسن و حساب شدگی نيست و فضاسازی اثر به کمک روايتی ضدقصه می آيد تا در صحنه هايی انسانی و گاه شاعرانه  درباره دم دست ترين- و در عين حال مهمترين- مسائل انسانی حرف بزند و چشم تماشاگرش را تر کند. آبی گرم ترين رنگ است(عبدالطيف کشيش) يا «زندگی آدل» که داستان دو دختر همجنسگراست (عکس بازیگران در بالای صفحه)،برنده نخل طلا جشنواره کن شد. پس از نخل طلا، درها به روی اين فيلم جنجالی که ابايی در نمايش روابط جنسی ندارد، باز شد  و البته حواشی متعددی هم داشت؛ از جمله حمله اين دو بازيگر جوان به کارگردان فيلم و «وسواس آزارنده» او. فيلم در ميان نامزدهای اسکار قرار نگرفت اما برای برنده شدن در گلدن گلوب اميد دارد.
مروری بر هنر در هفته آخر شهریور مهران مدیری به قلب یخی پیوست! حضور پر رنگ فیلمهای ایرانی در جشنواره فیلم ونیز امسال اخباری از دنیای هنر مرور بر هنر در هفته دوم مهر ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

کونچیتا وورست، خواننده تراجنسی اتریشی، با ترانه "همچون ققنوس برخیز" در پنجاه و نهمین دوره از مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن مقام اول را به دست آورد. کپنهاگ، پایتخت دانمارک، میزبان برگزاری یوروویژن ۲۰۱۴ بود. مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن که پنجاه و نهمین دوره از آن شامگاه شنبه (۱۰ مه) در کپنهاگ برگزار شد، از سنتی دیرینه برخوردار است و از جمله محبوب‌ترین و پرهیجان‌ترین مسابقات موسیقی در سطح اروپا محسوب می‌شود. برنده‌ی این دوره از یوروویژن کونچیتا وورست، ستاره و خواننده تراجنسی اتریشی بود. این دومین بار است که اتریشی‌ها توانسته‌اند در این مسابقه ترانه‌خوانی اول شوند. نخستین پیروزی اتریشی‌ها به سال ۱۹۶۶ میلادی و ترانه‌ی "سپاس عزیزم" برمی‌گردد که اودو یورگنز خوانندگی آن را برعهده داشت. ترانه کونچیتا که "همچون ققنوس برخیز" نام داشت، با ۲۹۰ امتیاز رقیبان اصلی خود از هلند و سوئد را با اقتدار پشت سر گذاشت و رتبه اول را به خود اختصاص داد. این ترانه به ترانه‌های متن فیلم‌های جیمز باند، مامور ۰۰۷ بی‌شباهت نبود. کونچیتا وورست ۲۵ ساله که صدایی زنانه و ریشی آراسته دارد، پس از این موفقیت هق‌هق‌کنان گفت: "من این شب را به تمامی کسانی تقدیم می‌کنم که به صلح و آزادی باور دارند. ما با یکدیگر متحدیم.» نمایندگان هلند و سوئد با ۲۳۸ و ۲۱۸ امتیاز به ترتیب در مقام‌های دوم و سوم جای گرفتند. نماینده‌ی ارمنستان مقام چهارم و آلمان مقام هجدهم را کسب کرد. برندگان یوروویژن را با رای شهروندان کشورهای شرکت‌کننده به یکدیگر مشخص می‌شود؛ روندی که در آن مسایلی چون همسایگی و سیاست نیز می‌توانند نقش بازی کنند.

چکناواریان در تالار وحدت

ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان  از 19 خرداد به مدت یک هفته از ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت. بلیت­های کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که از شنبه 7 خرداد، از طریق سایت بنیاد رودکی، گیشه تالار وحدت و گیشه پردیس سینما آزادی به فروش می­رسید، به دلیل استقبال کم نظیر علاقمندان و به منظور رفاه حال مخاطبان این برنامه از طریق سایت سی گذر به نشانی www.sigozar.com  و مراکز فروش بلیت تابعه این سایت نیز عرضه خواهد شد.
بازگشت خنیاگر رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد گروه دارکوب می کوبد از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار ه

عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

نمایشگاه مکعب سفید، کاری از زروان روح بخشان است که در زیر، با قلم خویش به توضیح مجموعه عکس ها و حضور در نمایشگاه می پردازد.
نمایشگاه مجسمه ها فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد نمایشگاه عکس رضا میلانی کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

ادبیات

افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها

قرنهاست كه توده های مردم با افسانه ها زندگی كرده اند و هنوز هم با وجود پیشرفت فن و تكنیك از علاقه شان به شنیدن و یا خواندن افسانه ها كم نشده است.

ما همه اسیر غروریم

كسانی كه رمان های كلاسیك را دوست دارند خواندن غرور و تعصب را از دست ندهند. هرچند نام "غرور و تعصب" سال هاست كه برای این رمان متداول شده اما ترجمه دقیق تر آن "غرور و پیش داوری" است كه بیشتر به داستان می آید.
مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش فردا فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد من راه خانه ام را گم کرده ام اول اردیبشهت، روز ملی سعدی