1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

وقتی علاقمندان موسیقی، نام جوآن بائز را می شنوند، ناخودآگاه به یاد فعالیت های سیاسی و ضد جنگ و تمامی اعمال بشر دوستانه او می افتند. او هنرمندی است که با استفاده از هنر خود توانست حرف خود را به گوش همگان برساند و در دل مردم بماند. این هنرمند توانا با صدا و اشعار و حتی کتاب های خود، نه تنها در موسیقی حرفی برای گفتن دارد، بلکه در نگارش نیز قلمی شیوا دارد.

با زندگی او کمی آشنا شویم:

جوآن بائز، دومین دختر از سه دختر خانواده بائز در سال 1941 در نیویورک به دنیا آمد. پدر او آلبرت بائز، که نسبش به مکزیک بر می گردد، یک فیزیکدان بود. مادر او که یک انگلیسی – اسکاتلندی بود از دختران یکی از وزرای پیرکلیسای اسقفی بود که به آمریکا مهاجرت کرده بودند. به دلیل فعالیت های پدرش و همکاری که با یونسکو داشت، این خانواده دائما در سفر بودند. به همین خاطر آگاهی اجتماعی جوآن در این سفر ها و دیدن مردم شهرهای بزرگ و کوچک بسیار گسترده شد.

زمانی که 14 سال سن داشت اولین برنامه زنده خود را هم به صورت همنوازی با گروه و هم به صورت سولو اجرا کرد و در همان زمان ها بود که یاد گرفت نواختن پیانو و درعین حال خواندنش را با هم هماهنگ کند.

چند سال بعد زمانی که به دلیل تغییر شغل پدرش به بوستون رفتند، جوآن در یک کالج، درام را آموخت و درست زمانی که در کافه ای در بوستون شروع به خوانندگی کرد، در دانشگاه نیز ثبت نام کرد. او به تدریج فعالیت هایش را زیاد کرد تا به جایی که در کنسرتی که در سواحل شرقی اجرا کرد، جمعیت زیادی را به سوی خود جلب کرد.

سپس در سال 1959 در مراسم نیوپورت فالک فستیوال Newport Folk Festival، موسیقی خود را اجرا کرد و با موفقیت در این برنامه در سال بعد توانست اولین آلبوم خود را به نام Joan Baez منتشر کند. در سال 1961 با باب دیلان موسیقیدان به نام آن زمان، آشنا شد و همین امر به او کمک کرد که آلبوم دوم خود به نام Joan Baez 2 را روانه بازار کند.

این خواننده به دلیل حمایت های انسان دوستانه و شرکت در جنبش های مختلف از سوی مردم حمایت می شد.

در سال 1962 به دلیل انتشار آلبوم او به صورت غیر قانونی تحت تعقیب قرار گرفت اما اتفاقی برای وی نیفتاد. فعالیت های سیاسی او روز به روز بیشتر می شد تا جایی که در سال 1966 در روز شکرگزاری، راهپیمایی ضد جنگی را در آلمان غربی رهبری کرد. او با دیوید هاریس که او هم از فعالان ضد جنگ بود ازدواج کرد و یک سال بعد از عروسیش در سال 1969 پسرش گابریل را به دنیا آورد.

سال 1971 سالی پر اتفاق برای این خواننده بود. او در همان سال کتاب مشترکش با همسرش به نام " بیرون آمدن " را چاپ کرد اما در همان سال نیز از همسرش جدا شد. او در این سال نشان افتخار فعالیت های ضد جنگ را از جنبش کارگزاران شیکاگو دریافت کرد. و یک آلبوم موسیقی دیگر را نیز روانه بازار کرد. در همین سال بود که یکی از ترانه هایش از طرف اتحادیه ضبط موسیقی آمریکا، نشان زرین را به نام خود زد.

در سال 1975 با انتشار آلبوم " الماس ها و زنگار" در آتلانتا روز دوم آگوست را به نام جوآن، نام گزاری کردند.

او به دلیل تمامی فعالیت های بشر دوستانه و ضبط آلبوم هایی برای تامین مالی عفو بین الملل در سال 1980 دکترای افتخاری اش را از دو دانشگاه معروف آنتیوخ و روتگرز برای قدردانی از این فعالیت ها، دریافت کرد.
او توانست در سال 1996 به عنوان بهترین خواننده زن در سال 1995 معرفی شود. او تا به اکنون حدود 25 آلبوم و حدود 9 کتاب روانه بازار کرده است.

دیدگاه‌ها  

+1 # حمیده 1390-07-27 14:49
چه عکس زیبایی ازش گذاشتید. من عاشق صداشم. مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ali 1390-07-28 10:34
تو کارنامه کاریه این خانم کلی فعالیت سیاسیه و فرهنگی.. ممنون از اشتراک گذاریش با ما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # نورا 1390-07-28 11:51
خیلی خوب زندگی نامه اش رونوشتین مرسی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # pedram 1390-07-28 12:05
آلبوم های قدیمیش هنوز قشنگن....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهین 1390-07-30 11:05
من واقعا این خانم و تحسین میکنم.. صداش هم گرمه .. دوسش دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # narges 1390-08-03 18:40
من دیوونه ی صداشم...ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sohail 1390-08-04 12:33
man ham sedashono khaili dust daram .ama dar morede shakhsiyatesh kam midunestam.mamnun be etelaatam ezafe shod
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fariba 1390-08-04 13:35
az in ke mibinam in khanande ham ensandust vaham siasiye khaili khosham oumad dorud bar ishan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mahnaz 1390-08-07 15:19
che jaleb ham khanande hastan in khanum va ham nevisande in neshun dahandeye shakhsiyate balashone.dar zemn sedasham besyar ghashangr
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zohre 1390-08-11 07:45
man ham ba nazare shoma movafegham shakhsiate in khanande be kodakish va gardesh miane mardom bar migarde.be onvane ye zan be hamchin zanani eftekhar mikonam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته دوم مرداد

به روال هر پنجشنبه اخبار  دنیای هنر را در هفته ای گذشت مرور می کنیم.

مروری هنر در هفته دوم آذر

به روال هر هفته این هفته نیز مروری بر هنر در هفته گذشته خواهیم داشت. ابتدا آخرین اخبار فیلم نارنجی پوش مهرجویی، تئاتر خشکسالی و دروغ، اکران خارجی فیلم سعادت آباد، برنده شدن فیلم جدایی نادر از سیمین در اسکرین آسیا پاسیفیک و آغاز اکران فیلم های خاص با اکران فیلم گلچهره را پی می گیریم و در ادامه از آغاز پروژه آدم برفی به کارگردانی اسکورسیزی، انیمیشن سه بعدی هپی فیت و حراج دست نوشته ای از سر پل مک کارتنی اخباری به اطلاع شما خواهیم رسانید.
مروری بر هنر در هفته ای که گذشت باید بدانیم یا ندانیم؟ 50 سالگی مونیکا بلوچی فیلم کیارستمی سومین فیلم برتر قرن 21 جرم آخر بهار آمد

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
در تالار قشقایی ببینیم برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد " بادها به نفع کودکان می وزند " تماشای تئاتر در خانه نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

مطالب تصادفی

موسیقی

بازگشت خنیاگر

سهیل نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری در تهران روی صحنه می‌رود، خنیاگر محبوب دهه اخیر موسیقی ایران روز ۱۴ شهریور ماه در تهران روی صحنه می‌رود.نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری دوبار شهریور ماه در تهران با مخاطبانش ملاقات خواهد کرد. صمد طالقانی، مدیربرگزاری این کنسرت به موسیقی ما گفت: «در این کنسرت قطعاتی از سه آلبوم منتشر شده این هنرمند در کنار تعدادی از آثار شنیده نشده اجرا می‌شوند.»به گفته طالقانی ترجیج سهیل نفیسی و گروه برگزاری این است که اطلاعاتی بیش از این داده نشود. طالقانی همچنین توضیح داد که این اجرا مثل اجرای سال گذشته سهیل نفیسی بصورت انفرادی برگزار خواهد شد.سهیل نفیسی تابستان سال گذشته در تهران و رشت روی صحنه رفت و پس از آن هیچ خبری از فعالیت‌های او منتشر نشد تا اینکه امسال دوباره نیت به اجرای کنسرت کرده است. بسیاری از علاقمندان موسیقی در انتظار خبر آلبوم جدیدی از او هستند.علاقمندان می‌توانند برای تهیه بلیت از امروز به سایت تیوال (www. tiwall. com) مراجعه کنند.سهیل نفیسی موسیقیدان و خواننده در سال ۱۳۸۴ با انتشار آلبوم «ری را» در میان علاقمندان جدی موسیقی مطرح شد. نفیسی که بسیاری او را فرهاد زمانه ما می‌دانند، به واسطه انتخاب دقیقی که از اشعار دارد و شکل خاص آواز خواندنش به شانسون‌های فرانسوی هم تشبیه شده است، خوانندگانی که کلام را در حد کمال ادا می‌کنند. نفیسی ۶ سال بعد با آلبوم «ترانه‌های جنوب» بازگشتی درخشان به عرصه موسیقی داشت. آلبومی که بازخوانی ۹ قطعه از ابراهیم منصفی ملقب به رامی بود. این آلبوم نوازندگی به مدد مثال زدنی پویا محمودی در کنار سرودهای زیبای رامی و ترانه خوانی منحصر به فرد سهیل نفیسی، تبدیل به یکی از مهم‌ترین آلبوم‌های دهه اخیر ایران شد. دو سال بعد هم نفیسی آلبوم «چنگ و سرود» را منتشر کرد. آلبومی که پی‌تر سلیمانی‌پور در مسند نوازنده ساکسوفن، کلارینت، کنترباس و گیتار او را همراهی کرده بود. از آن زمان تاکنون هنوز اثر دیگری از نفیسی منتشر نشده است. نفیسی متولد سال ۱۳۴۶ است و در آستانه چهل سالگی اولین آلبوم را منتشر کرد ولی پختی در پس آن نشان می‌داد که در این سال‌ها مشغول به کار بوده. امروز در ۴۷ سالگی یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی ایران است که به انزوا و کم حرفی شناخته شده است. باید منتظر بود و دید که امسال سهیل نفیسی چگونه برای علاقمندانش خاطره سازی می‌کند.

بیست سال بدون معروفی

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او. پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند. ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند. جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت. پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود. معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند. یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!» معروفی از نگاه شاگردش درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است. او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.» معروفی و شوپن سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است. درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.» معروفی و شاگردانی که تربیت کرد بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست. معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»
چکناواریان در تالار وحدت كنسرت زمانه گروه كامكارها امکان پخش صدای آواز زنان اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

بوستان ولایت که به مناسبت سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهر افتتاح شده، اکنون قرار است که سردیس زنان مفاخر ایران در این بوستان نصب شوند.

نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

نمایشگاه گروهی هنرمندان معاصر کشور با عنوان آفرینش 16 دی ماه در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو افتتاح شد و تا 27 دی ماه پذیرای علاقمندان خواهد بود.
گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! دختران روی پل رکورد شکست رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

۱۰ نکته جالب در باره آگاتا کریستی

داستان‌های آگاتا کریستی در چهارگوشه دنیا پس از این همه سال هنوز هم طرفداران زیادی دارند. فیلم‌ و سریال‌های جدیدی بر مبنای آثار او تولید می‌شود و قرار است به زودی فیلمی بر اساس کتاب "قتل در قطار سریع‌السیر شرق" به نمایش در بیاید. این فیلم قبلا هم دستمایه فیلم و سریال شده بود. شخصیت آگاتا کریستی همواره برای خوانندگان آثارش قابل توجه بوده است. آیا می‌دانستید که شخص آگاتا کریستی مانند برخی از شخصیت‌های کتابهایش زندگی جالبی داشت؟ آگاتا کریستی یکی از اولین کسانی بود که ورزش موج سواری را یاد گرفت به دلیل ازدواج با آرچیبالد کریستی، که ماموریتش پیشبرد نمایشگاه امپراتوری بریتانیا بود، این زوج توانستند به سراسر دنیا سفر کنند- و بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که آرچی و آگاتا ممکن است جزو اولین اروپایی‌هایی باشند که ورزش موج سواری ایستاده را یاد گرفتند. در آفریقای جنوبی، استرالیا و نیوزیلند، آگاتا در نوعی ورزش که در آن شخص در حال خوابیده بر روی یک تخته چوب سوار موج می‌شود (بادی بوردینگ) مهارت پیدا کرد. در هاوایی او و آرچی یاد گرفتند در حال ایستاده روی تخته چوب موج سواری کنند. او در مورد سم کنجکاوی خاصی داشت در اوایل جنگ جهانی اول، آگاتا در دسته افرادی که کمکهای داوطلبانه می‌کردند، و بعدا در داروخانه یک بیمارستان محلی کار می‌کرد. در آنجا بود که او امتحان انجمن داروفروشان را گذراند و به شناسایی سم‌ها علاقمند شد و اطلاعاتی در این باره به دست آورد. شوهر آگاتا مظنون به قتل همسرش شد سال ۱۹۲۶ سال رنج و شادی برای آگاتا بود. با انتشار کتاب قتل راجر آکروید، آگاتا شهرت فراوانی پیدا کرد ولی در همین سال مادرش را از دست داد و شوهرش اقرار کرد که عاشق نانسی نیل، همبازی گلفش شده. پس از شنیدن این خبر، آگاتا به مدت ۱۱ روز ناپدید شد. او که دچار فراموشی شده بود به هتل هایدروپاتیک، در هاروگیت رفت و با اسم ترزا نیل اتاق کرایه کرد. در همین حال پلیس و سگ‌های شکاری ردیاب به دنبال او می‌گشتند. سرهنگ کریستی، شوهرش مظنون به قتل آگاتا شد و وقتی یکی از اعضای ارکستر هتل او را شناخت و به پلیس خبر داد، معلوم شد خطری آگاتا را تهدید نمی‌کرده. او هیچ وقت نتوانست خاطره آن روزها را به یاد آورد. در سال ۱۹۲۸ آگاتا از همسرش جدا شد. فیلم موسوم به آگاتا، که مایکل آپتد در سال ۱۹۷۹ با شرکت ونسا ردگریو و داستین هافمن ساخت، یک داستان تخیلی در باره این ۱۱ روز است. کتاب‌های او پرفروش‌ترین کتاب‌های یک نویسنده زن هستند کتاب او به نام "سپس هیچ‌کدام باقی نماندند" ، پرفروش‌ترین داستان جنایی تا زمان حال است که تا کنون بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آن در سراسر جهان به فروش رفته. جمع کل کتاب‌های به فروش رفته آگاتا رقمی بین دو تا چهار میلیارد است. بعد از شکسپیر، او پرفروش ترین نویسنده در جهان است. سگ‌ها را واقعا دوست داشت آگاتا کریستی به سگ، معمولا از نژاد تریر یا شبیه به آن واقعا علاقه داشت. اسم اولین سگش جورج واشنگتن بود ولی سگ محبوب او یک سگ تریر با پشم کوتاه به نام پیتر بود که با نام باب در فیلم شاهد خاموش، نقش داشت. این کتاب تقدیم شده به : "پیتر عزیز، باوفاترین دوست و عزیزترین مصاحب، یک سگ بین هزار سگ." آگاتا به عکاسی علاقه داشت در سپتامبر سال ۱۹۳۰ آگاتا با مکس مالوان، که باستان شناس بود ازدواج کرد و در بسیاری از حفاری‌های همسرش در سوریه و عراق از اشیاء هنری کشف شده عکس می‌گرفت. او گوینده این عبارت مشهور که به او نسبت می‌دهند نیست: "هر قدر همسر یک باستان شناس پیرتر شود برای شوهرش جالب‌تر می‌شود." سفرهای کاری شوهرش الهام بخش او در نوشتن کتاب‌های مشهور "قتل در رودخانه نیل"، "قتل در بین النهرین" و "قطار سریع‌السیر شرق" بود. چالش را دوست داشت شرطی که مارگارت، خواهر آگاتا بر سر این که او نمی‌تواند داستان‌های پلیسی بنویسد بسته بود، باعث شد آگاتا نویسندگی را شروع کند. او در تقلای پیدا کردن شخصیت اصلی داستان‌هایش بود تا این که در میان پناهندگان بلژیکی در شهر تورکی (در لیدز)، یک مرد قد کوتاه با قیافه‌ای خاص، توجهش را جلب کرد و به این ترتیب هرکول پوآرو، متولد شد. ناشران ۶ بار چاپ کتاب ماجرای اسرارآمیز در استایلز، را که بالاخره در سال ۱۹۲۰ چاپ شد، رد کرده بودند. پوآرو را کشت ولی در گاوصندوق نگه داشت در اواخر دهه ۱۹۳۰ بود که آگاتا احساس کرد هرکول پوآرو "تا حدودی غیرقابل تحمل" شده و در سال ۱۹۴۰ بود که در داستان پرده‌ها، این شخصیت را کشت. ولی به دلیل مخالفت خانواده و دوستان و ناشرش با این کار، دستنویس این داستان را در گاوصندوقش گذاشت و تا سال ۱۹۷۵ همچنان هرکول پوآرو شخصیت اصلی داستان‌هایش بود. هنگامی که سرانجام داستان مربوط به مرگ این شخصیت چاپ شد، روزنامه نیویورک تایمز مقاله‌ای در یادبود هرکول پوآرو نوشت. فردی متواضع و مهربان بود بنا به گفته خانواده آگاتا او ابتدا لقب افتخاری "بانو" از سوی دربار را قبول نکرد و پس از آن که همسرش مکس، به خاطر خدماتش به باستان شناسی، لقب شوالیه گرفت، آن را پذیرفت. تحصیلات آکادمیک نداشت گر چه خواهر و برادر آگاتا را به مدرسه شبانه روزی و خود او را به یک مدرسه تکمیلی در فرانسه فرستاده بودند، آگاتا در پنج سالگی خودش خواندن را یاد گرفت و بعد با استفاده از کتابخانه پدرش به معلوماتش افزود. یک شروع استثنایی، برای چنین حرفه موفق.

روز ملی عطار

فريد الدين محمد عطار، در كدكن نيشابور متولد شد و در همان شهر محل تولدش وفات یافت. تاريخ تولد و وفات عطار چنان با افسانه آمیخته شده که تاریخ دقیقی از آن در دست نیست. اما آنچه بطور قاطع می توان گفت آن است که وی در در طول قرن ششم می زیسته و تاريخ وفاتش نیز با حمله مغولان به نيشابور همزمان بوده است. آنچه تاریخ می گوید حاکی از آن است که عطار به دست مغولان کشته شده است. پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده و بسیار هم در این كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده كه معروفترین آن این است كه:"روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد." عطار، در شعر و ادبیات وامدار سنايي و مولوی است. هرچند عطار چه در نظم و چه در نثر استادانه سخنوری کرده است اما عمده شهرت عطار بخاطر آمیختگی عرفان با اشعار و نوشته های اوست. تذكرة‏الاولياء که گنجینه بزرگ نثر فارسی است، داستان زندگی صد عارف بزرگ است که با قلمی شیوا و ساده نگاشته شده است. منظومه‏هاي عطار نیز شامل الهي نامه، اسرار نامه ، منطق الطير، مصيبت نامه، مختارنامه و ديوان است. ديوان عطار شامل مجموعه غزليات، قصايد و ترجيعات اوست و مختارنامه حاوي رباعيات وي مي‏باشد. بجز اسرارنامه سه مثنوي الهي نامه، مصيبت نامه و منطق الطير داراي روايت داستاني واحدي است كه با مجموعه حكايات و تمثيل هاي فراوان همراه است.. هرچند تاریخ اشاره مستقیمی به خانواده عطار نمی کند اما به احتمال قوی وی همسر و فرزندانی داشته ،وی در آثارش با دیدی بسیار مثبت به زن می نگرد؛. زنان آثار عطار، رسالت هاي چندگانه‏اي را ايفا مي‏كنند. زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگي، زن مظهر پارسايي و توكل، زن مظهر زهد و پرهيزكاري و زن مظهر خردمندي وی مقام مادر خود را بسیار بالا برده و در وصق وی چنین سروده است: اگر چه رابعه صد تهمتن بود وليكن ثانبه اين نيك زن بود چنان پشتم قوي داشت آن ضعيفه كه ملك شرع را روي خليفه نبود او زن كه مرد معنوي بود سحرگاهان دعاي او قوي بود در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده كه او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یك سرباز مغول به شهادت رسیده كه شیخ بهاءالدین در كتاب معروف خود كشكول این واقعه را چنین تعریف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشیری توسط یكی از مغولان بر دوش شیخ خورد كه شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست كه مرگش نزدیك است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:  در كوی تو رسم سرفرازی این است  مستان تو را كمینه بازی این است  با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید كه تو را بنده نوازی این است مقبره شیخ عطار در نزدیكی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.
وسط راه همدیگر را ببینیم کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم شعری از رهی مترجم هری پاتر: رمز زندگی را كشف كنيم جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه