1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دیشب در برج میلاد شبی متفاوت بود. مازیار فلاحی خواننده ای که این روز ها خیلی طرفدار پیدا کرده است، روی سن ستاره باران برج میلاد آمد و همزمان با روز تولدش در برج میلاد کنسرتی برگزار کرد که مورد استقبال بسیار قرار گرفت.

در این کنسرت بسیاری از هنر مندان سینما و اعضای مطبوعات با حضور خود مازیار فلاحی را سوپرایز کردند. از جمله کسانی که در این مراسم شرکت داشتند: فرزاد فرزین، قاسم جعفری به همراه دخترش شهرزاد جعفری، فریدون آسرایی، شهاب رمضانی، لیلا بلوکات، بهار رهنما به همراه خانواده اش، مهدی مدرس، فرزاد حسنی و . . .بودند.

در این شب خاص تهیه کنندگان این کنسرت به همراه گروه ارکستر و برادر مازیار فلاحی برای او برنامه ویژه ای داشتند. در اواسط کنسرت هنگامی که مازیار فلاحی مشغول معرفی چند تن از مهمانان بود تهیه کننده برنامه به همراه برادر مازیار با کیکی که روی آن شمع هایی به تعداد سال های تولدش بود بر روی سن آمدند و وی را سورپرایز کردند. هنگامی که مازیار با خوشحالی شمع های خود را فوت می کرد گروه ارکستر آهنگی از مازیار را با تنظیمی جدید نواختند و این تنظیم جدید را به خواننده گروه خود تقدیم کردند.

در این شب مازیار فلاحی شور و هیجان دیگری داشت و با اشتیاقی خاص، آهنگ های خود را اجرا می کرد. در انتهای برنامه تماشاچیان در خواست آهنگ دروغ را کردند که ارکستر مجددا به نواختن آن پرداخت و همه تماشاچیان شروع به خواندن کردند. در این لحظه مازیار فلاحی نتوانست احساسات خود را کنترل کند و اشک هایش سرازیر شد و نتوانست شعر را بخواند و همان طور که حضار شعر را می خوانندند اشک ریخت و سن را ترک کرد.

 

دیدگاه‌ها  

+1 # ti ti 1390-07-30 14:20
vayyyyyyyy man kheili sedasho doost daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mehraveh 1390-07-30 14:23
میشه لینک های آهنگ هاشم بذارین، آهنگ هاش واقعا زیباست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # tanbal 1390-07-30 14:28
manam ahangasho doost daram,gosh bedamo deraz bekeshammmmmmmmmmm
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # eli 1390-07-30 17:03
in adam aliyeeeeeeeeeeeeeeee ham sedash ham khodesh
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # Dalton 1390-07-30 17:50
Ye honarmande vagheie,movafagh bashi maziyar jan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته اول دی ماه

در این هفته ، پیش از هرچیز میلاد حضرت مسیح را به هموطنان مسیحی مان تبریک می گوییم. و در ادامه آخرین اخبار هنری ایران و جهان را پیگیری می کنیم. این بار خبرهایی از تولید چند فیلم پر سرو صدا و همچنین صدور مجوز برای چند آلبوم داریم. با مروری بر هنر این هفته نیز با ما همراه باشید.

فیلم بی صدای رابرت ردفورد

رابرت ردفورد، هنرپیشه قدیمی و سرشناس آمریکایی، در فیلم اخیر خود خود به نام "همه از دست رفت" (All is lost)، نقش قایقرانی را بازی می کند که در یک سفر تنهایی در آب های اقیانوس هند قایقش دچار سانحه می شود و می کوشد خود را نجات دهد. رابرت ردفورد ۷۷ ساله تنها بازیگر این فیلم صد و شش دقیقه ای است که باید همه ماجراهای فیلم را یک تنه به بیننده منتقل کند. آنچه هنرنمایی او را جالبتر کرده این است که در طول این فیلم فقط چند کلمه بر زبان وی جاری می شود تنها کلماتی که در طول فیلم ادا می شوند صدای وی در قالب راوی نامه ای است که وی قبل از شروع سفر خطاب به دوستان و اعضای خانواده اش نوشته است. از آن لحظات به بعد تنها شخصیت این داستان که از وی فقط به عنوان " مرد مورد نظر ما " یاد می شود، در سکوتی مطلق با دریایی ناآرام و طوفانی دست و پنجه نرم می کند. جی سی چاندور، نویسنده و کارگردان فیلم در توضیح سکوت مطلق شخصیت اصلی داستان می گوید: "اگر من جک نیکلسون را برای ایفای این نقش انتخاب کرده بودم مسلما فیلم شکل بیان دیگری پیدا می کرد و من در طول داستان حوادث را از زبان یک راوی توضیح می دادم. ولی رابرت ردفورد برای بیان و انعکاس احساسات و شرایط روحی بسیار پیچیده بدون اینکه کلامی به زبان آورد، توانایی خارق العاده ای دارد." جی سی چاندور با اولین فیلم بلند و داستانی خود با عنوان Margin Call که مربوط به حوادث بحران مالی سال های اخیر بود به شهرت رسید. فیلم او در سال ۲۰۱۱ در بخش بهترین فیلمنامه نامزد جایزه اسکار شد. اما فیلم جدید وی به نام "همه از دست رفت " با فیلم قبلی وی کاملا متفاوت است. فیلمنامه ای که وی نوشت سی و یک صفحه نثر توصیفی بود که هیچ دیالوگ و گفتاری نداشت. در صورتی که یک فیلمنامه معمولی ممکن است حدود صد و بیست صفحه باشد. او متن نامه تنها شخصیت داستان را که در آغاز فیلم روایت می شود در یکی از سفرهای خود با قطار در سواحل آمریکا و در روزهایی نوشت که مشغول تولید اولین فیلم خود بود. وی می گوید: " در آن روزها بین شهر های ساحل شرقی آمریکا سفر می کردم و از شهرهایی عبور می کردم که جمعیت اصلی آن خانواده های طبقه متوسطی هستند که اکثرا قایق دارند. این نامه غمناک و پر از دلتنگی را در طول یکی از همین سفرها نوشتم." جی سی چاندور یک بار در زمان شرکت در جشنواره فیلم ساندانس که هرسال به ابتکار و مدیریت رابرت ردفورد برگزار می شود، به این نتیجه رسید که این بازیگر کهنه کار بهترین فرد برای ایفای نقش تنها شخصیت این داستان است. در یک بخش از سخنرانی رابرت ردفورد در مراسم گشایش جشنواره، یکی از بلندگو هایی که نزدیک صندلی جی سی چاندور بود از کار افتاد و او عملا نمی توانست صدای رابرت ردفورد را بشنود. جی سی چاندور می گوید: " حالت خیلی عجیبی بود. من صدای کسی را که داشت در آن سالن سخنرانی می کرد اصلا نمی شنیدم هر چند حالت چهره او را به خوبی می دیدم. مدتها این موضوع در ذهن من باقی ماند تا اینکه بالاخره ایفای این نقش را به رابرت ردفورد پیشنهاد کردم و حقیقت این است که اصلا انتظار نداشتم او پیشنهاد من را بپذیرد." پنج روز بعد رابرت ردفورد از وی خواست تا برای ملاقات اولیه به شهر لس آنجلس برود. جی سی چاندور فیلمنامه ناقابل سی و یک صفحه ای را همراه خود برد. جی سی چاندور در توضیح آن ملاقات می گوید: "من هنوز به توضیح کامل داستان نرسیده بودم و پنج یا شش دقیقه بعد از شروع صحبت های من، رابرت ردفورد به من نگاهی کرد و گفت بریم درستش کنیم." فیلم با صحنه ای شروع می شود که شخصیت داستان بر اثر اصابت قایق خود با یک کشتی غول پیکر باربری از خواب می پرد. قایق او به شدت صدمه دیده و دوران سرگردانی آن در اقیانوس شروع می شود. بیسیم و ابزار های جهت یابی قایق همه از کار افتاده اند و تنها وسیله ای که برای وی باقی مانده یک نقشه ساده دریانوردی و غریزه بقا است. اما کارگردان با حذف صدای تنها شخصیت داستان و نگنجاندن هیچ کلامی از زبان وی در متن فیلمنامه به دنبال چه بود؟ جی سی چاندور می گوید: " رابرت ردفورد صدای بسیار خوب و جذابی دارد. ولی اگر صدای وی را حذف کنیم بیننده در طول داستان می تواند فراموش کند که او رابرت ردفورد است. امید من این بود که به این شیوه نشان دهم که او یک مرد معمولی است. او می تواند هر کسی باشد و سوابق و جزییات زندگی سابق او چندان مهم نیست. فقط می خواستیم به بیننده نشان دهیم که او یک مرد معمولی است که خانواده دارد و نه یک قایقران حرفه ای که تمام عمر خود را صرف دریانوردی کرده است." جی سی چاندور در ادامه مصاحبه با بی بی سی می افزاید :" به نظرم قرار دادن هنرپیشه مهم و سرشناسی مثل رابرت ردفورد در یک چنین موقعیت نامتعارف و انتزاعی، این امکان را فراهم می کند که وی با بینندگان و به خصوص مخاطبان آمریکایی که وی را به خوبی می شناسند به یک شیوه کاملا متفاوتی ارتباط برقرار کند." به گفته جی سی چاندور نمایش آزمایشی این فیلم برای مخاطبان محدود موفقیت این ایده را ثابت کرد و اکثر بینندگان گفته اند که چند دقیقه پس از شروع فیلم فراموش کردند فردی که در مقابل دوربین قرار دارد رابرت ردفورد است. در همین نمایش های محدود مشخص شد که بینندگان در مورد سرانجام داستان به دو گروه تقسیم می شوند. بدون اینکه وارد جزئیات داستان شویم از کارگردان فیلم پرسیدیم که درک خود را از سرانجام داستان و برداشت های مختلف از آن توضیح دهد. " انگیزه اصلی من در نوشتن این داستان در حقیقت نوعی اندیشیدن به میرائی بود. اگر ما به هر روز زندگی به عنوان یک هدیه و یا موهبت نگاه نکنیم شاید نتوانیم تلاش های یک مرد ۷۵ ساله برای بقاء و زنده ماندن حتی برای یک روز دیگر را به درستی درک کنیم."
مروری بر هنر در هفته دوم دی ماه مروری بر دنیای هنر بازی تاج و تخت جوایز امسال امی را درو کرد نيكي كريمي چهارمين فيلم بلندش را مي‌سازد سرانجام "عشق" نخل طلا گرفت

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
در تالار قشقایی ببینیم بادها برای ما می وزند " بادها به نفع کودکان می وزند " برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی

یادگیری موسیقی، نواختن ساز و آواز خواندن می‌تواند کیفیت یادگیری و آموزش را بهبود دهد. به گزارش ایسنا به نقل از یو.هرالد، آزمایشگاه اعصاب شنوایی دانشگاه نورث وسترن آمریکا پس از انجام تحقیقات و آزمایش‌های مختلف اعلام کرد در صورتی که نوجوانان به مدت دو سال آموزش موسیقی ببینند، ساختار مغز آنها تغییر خواهد کرد. براساس این مطالعه قدرت تمرکز و پردازش صدا در مغز نوجوانان پس از طی شدن این دوره نسبت به قبل بسیار متفاوت خواهد شد. این مطالعه از سال 2009 به ریاست نینا کراوس عصب‌شناس دانشگاه نورث وسترن آغاز شده است. در این مدت ساختار مغزی اعضای گروه‌های موسیقی مختلف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد که واکنش امواج مغزی آنها نسبت به موسیقی با مغز افراد معمولی کاملا متفاوت است. ریچارد مکستورف یکی دیگر از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: آموزش موسیقی به افراد کمک می‌کند که بتوانند با محیط پیرامون به خوبی ارتباط برقرار کنند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر رود. وی افزود: تمرین عملی بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی مغز دارد. زمانیکه دانش تئوری با فعالیت عملی همراه می‌شود، نگاشت و تناظری بین نت‌های موسیقی و آهنگی که نواخته می‌شود ایجاد می‌کند که مغز را به فعالیت بیشتر وادار می‌نماید. تحقیقات مشابه و موازی بسیاری در دانشگاه‌های مختلف در جهان انجام شده است و همگی مؤید این موضوع هستند که افرادی که آموزش موسیقی دیده‌اند کارایی ذهنی و حافظه‌ بسیار قوی‌تری نسبت به دیگر افراد دارند. از قابلیت‌های دیگری که آموزش موسیقی در افراد ایجاد می‌کند می‌توان به تقویت هوش ریاضی، حافظه کلامی و پردازش بصری و فضایی اشاره کرد.

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت میشکفه گل از گل باد... سیمین غانم با آن صدای بی نظیرش و ترانه های تاثیرگذارش انگار از دل نوستاژی ها بیرون آمده. از خش خش صفحه های گرامافون پدربزرگ تا فلش مموری های این روزها با صدای سحر انگیزش آشنا هستند. وقتی میخواند سه نسل با او زمزمه میکنند. او از خیل خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است اما از معدودِ آنها که ماندن و 20 سال سکوت را به غربت نشینی ترجیح داد. سرانجام با آزاد شدن اجرای کنسرت زنان برای زنان در سال 76، صدای او باز گوش صحنه ها را پر کرد تا مثل مشهورترین ترانه اش گل از گل بادی که صدایش را میشنود بشکفد. اگرچه آهنگهایش منتشر نمیشوند و کسی پشت درهای سالن آنها را نخواهد شنید اما خودش را تکرار نمیکند و در هر اجرای تازه، دو ترانه کاملا جدید را میخواند؛ البته "گل گلدون"، "مرد من"،"آسمون آبی"،"پرنده" و ترانه های خاطره انگیز دیگرش جای خود دارند. او دست کم سالی یکبار کنسرت برگزار میکند و این سومین سالیست که در تالار وحدت به نفع بنیاد خیریه فیروزنیا آواز میخواند؛ روزهای 19 تا 22 اردیبهشت و اینبار در آستانه روز مادر.
ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

"تجربه زیست شده" پگاه لاری

نمایشگاه نقاشی پگاه لاری، با عنوان " تجربه زیست شده"، جمعه 15مهر ماه افتتاح می شود و تا 25 مهر ماه برای بازدی عموم دایر است.

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.
نقاشی های واقعی نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو موزه هایی که نمیشناسیم

ادبیات

عذاب وجدان

عذاب وجدان، اثر آلبا دسس پدس نویسنده ایتالیایی است که آثار دیگر او  مانند " دفترچه ممنوع"، " عروسک فرنگی" و " هیچیک از آنها بازنمی گردند"، نیز به شرح زندگی زنانی از طبقه متوسط جامعه ایتالیا می پردازد.

۱۰ نکته جالب در باره آگاتا کریستی

داستان‌های آگاتا کریستی در چهارگوشه دنیا پس از این همه سال هنوز هم طرفداران زیادی دارند. فیلم‌ و سریال‌های جدیدی بر مبنای آثار او تولید می‌شود و قرار است به زودی فیلمی بر اساس کتاب "قتل در قطار سریع‌السیر شرق" به نمایش در بیاید. این فیلم قبلا هم دستمایه فیلم و سریال شده بود. شخصیت آگاتا کریستی همواره برای خوانندگان آثارش قابل توجه بوده است. آیا می‌دانستید که شخص آگاتا کریستی مانند برخی از شخصیت‌های کتابهایش زندگی جالبی داشت؟ آگاتا کریستی یکی از اولین کسانی بود که ورزش موج سواری را یاد گرفت به دلیل ازدواج با آرچیبالد کریستی، که ماموریتش پیشبرد نمایشگاه امپراتوری بریتانیا بود، این زوج توانستند به سراسر دنیا سفر کنند- و بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که آرچی و آگاتا ممکن است جزو اولین اروپایی‌هایی باشند که ورزش موج سواری ایستاده را یاد گرفتند. در آفریقای جنوبی، استرالیا و نیوزیلند، آگاتا در نوعی ورزش که در آن شخص در حال خوابیده بر روی یک تخته چوب سوار موج می‌شود (بادی بوردینگ) مهارت پیدا کرد. در هاوایی او و آرچی یاد گرفتند در حال ایستاده روی تخته چوب موج سواری کنند. او در مورد سم کنجکاوی خاصی داشت در اوایل جنگ جهانی اول، آگاتا در دسته افرادی که کمکهای داوطلبانه می‌کردند، و بعدا در داروخانه یک بیمارستان محلی کار می‌کرد. در آنجا بود که او امتحان انجمن داروفروشان را گذراند و به شناسایی سم‌ها علاقمند شد و اطلاعاتی در این باره به دست آورد. شوهر آگاتا مظنون به قتل همسرش شد سال ۱۹۲۶ سال رنج و شادی برای آگاتا بود. با انتشار کتاب قتل راجر آکروید، آگاتا شهرت فراوانی پیدا کرد ولی در همین سال مادرش را از دست داد و شوهرش اقرار کرد که عاشق نانسی نیل، همبازی گلفش شده. پس از شنیدن این خبر، آگاتا به مدت ۱۱ روز ناپدید شد. او که دچار فراموشی شده بود به هتل هایدروپاتیک، در هاروگیت رفت و با اسم ترزا نیل اتاق کرایه کرد. در همین حال پلیس و سگ‌های شکاری ردیاب به دنبال او می‌گشتند. سرهنگ کریستی، شوهرش مظنون به قتل آگاتا شد و وقتی یکی از اعضای ارکستر هتل او را شناخت و به پلیس خبر داد، معلوم شد خطری آگاتا را تهدید نمی‌کرده. او هیچ وقت نتوانست خاطره آن روزها را به یاد آورد. در سال ۱۹۲۸ آگاتا از همسرش جدا شد. فیلم موسوم به آگاتا، که مایکل آپتد در سال ۱۹۷۹ با شرکت ونسا ردگریو و داستین هافمن ساخت، یک داستان تخیلی در باره این ۱۱ روز است. کتاب‌های او پرفروش‌ترین کتاب‌های یک نویسنده زن هستند کتاب او به نام "سپس هیچ‌کدام باقی نماندند" ، پرفروش‌ترین داستان جنایی تا زمان حال است که تا کنون بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آن در سراسر جهان به فروش رفته. جمع کل کتاب‌های به فروش رفته آگاتا رقمی بین دو تا چهار میلیارد است. بعد از شکسپیر، او پرفروش ترین نویسنده در جهان است. سگ‌ها را واقعا دوست داشت آگاتا کریستی به سگ، معمولا از نژاد تریر یا شبیه به آن واقعا علاقه داشت. اسم اولین سگش جورج واشنگتن بود ولی سگ محبوب او یک سگ تریر با پشم کوتاه به نام پیتر بود که با نام باب در فیلم شاهد خاموش، نقش داشت. این کتاب تقدیم شده به : "پیتر عزیز، باوفاترین دوست و عزیزترین مصاحب، یک سگ بین هزار سگ." آگاتا به عکاسی علاقه داشت در سپتامبر سال ۱۹۳۰ آگاتا با مکس مالوان، که باستان شناس بود ازدواج کرد و در بسیاری از حفاری‌های همسرش در سوریه و عراق از اشیاء هنری کشف شده عکس می‌گرفت. او گوینده این عبارت مشهور که به او نسبت می‌دهند نیست: "هر قدر همسر یک باستان شناس پیرتر شود برای شوهرش جالب‌تر می‌شود." سفرهای کاری شوهرش الهام بخش او در نوشتن کتاب‌های مشهور "قتل در رودخانه نیل"، "قتل در بین النهرین" و "قطار سریع‌السیر شرق" بود. چالش را دوست داشت شرطی که مارگارت، خواهر آگاتا بر سر این که او نمی‌تواند داستان‌های پلیسی بنویسد بسته بود، باعث شد آگاتا نویسندگی را شروع کند. او در تقلای پیدا کردن شخصیت اصلی داستان‌هایش بود تا این که در میان پناهندگان بلژیکی در شهر تورکی (در لیدز)، یک مرد قد کوتاه با قیافه‌ای خاص، توجهش را جلب کرد و به این ترتیب هرکول پوآرو، متولد شد. ناشران ۶ بار چاپ کتاب ماجرای اسرارآمیز در استایلز، را که بالاخره در سال ۱۹۲۰ چاپ شد، رد کرده بودند. پوآرو را کشت ولی در گاوصندوق نگه داشت در اواخر دهه ۱۹۳۰ بود که آگاتا احساس کرد هرکول پوآرو "تا حدودی غیرقابل تحمل" شده و در سال ۱۹۴۰ بود که در داستان پرده‌ها، این شخصیت را کشت. ولی به دلیل مخالفت خانواده و دوستان و ناشرش با این کار، دستنویس این داستان را در گاوصندوقش گذاشت و تا سال ۱۹۷۵ همچنان هرکول پوآرو شخصیت اصلی داستان‌هایش بود. هنگامی که سرانجام داستان مربوط به مرگ این شخصیت چاپ شد، روزنامه نیویورک تایمز مقاله‌ای در یادبود هرکول پوآرو نوشت. فردی متواضع و مهربان بود بنا به گفته خانواده آگاتا او ابتدا لقب افتخاری "بانو" از سوی دربار را قبول نکرد و پس از آن که همسرش مکس، به خاطر خدماتش به باستان شناسی، لقب شوالیه گرفت، آن را پذیرفت. تحصیلات آکادمیک نداشت گر چه خواهر و برادر آگاتا را به مدرسه شبانه روزی و خود او را به یک مدرسه تکمیلی در فرانسه فرستاده بودند، آگاتا در پنج سالگی خودش خواندن را یاد گرفت و بعد با استفاده از کتابخانه پدرش به معلوماتش افزود. یک شروع استثنایی، برای چنین حرفه موفق.
احتمالا دو نفر بودیم ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه ما همه اسیر غروریم من راه خانه ام را گم کرده ام افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها