هنوز که هنوزه، وقتی این شعر توسط هر خواننده ای باز خوانی می شود، ما را یاد خواننده اصلی این شعر و خانم دلکش می اندازد. عصمت باقر پور، معروف به دلکش درست در زمانی که درخشش قمر الملوک وزیری رو به کاهش بود، توسط پرویز خطیبی کشف شد.

دلکش متولد 1303 در شهر بابل بود. از همین رو در کارنامه کاری اش هم به زبان های فارسی و هم مازندرانی شعر خوانده است.

او که دوران کودکی خود را در منزل خواهرش سپری کرده بود از سواد چندانی برخوردار نبود. او در سن نوجوانی فوت وفن خوانندگی را از عبدالعلی وزیری خواننده آن زمان یاد گرفت و بعد از کسب مهارت در سال 1324 با رادیو ایران که حدود 5 سال از شروع کارش گذشته بود، مشغول به کار شد. در آن زمان که موسیقی سنتی آوازی تکراری شده بود، شنیدن صدای گرم و زیبای یک زن با شیوه ای جدید، برای همگان بسیار دلپذیر بود.

تصنیف خوانی از جمله ابداعاتی بود که توسط دلکش صورت گرفت و توجه همگان را به سوی خود جلب می کرد.

دلکش با استادان زیادی همکاری داشته اما دوره ای که او بسیار خوش درخشید زمان همکاری با علی تجویدی بود. همکاری این دو با یکدیگر باعث به وجود آمدن آثار بدیع و زیبایی شد.

دلکش فقط یک خواننده توانا نبود. او در زمان حیاتش به آهنگسازی پرداخته و علاوه بر آن در بازیگری نیز دستی داشته است.

اما اگر از هر کسی که در دوران او می زیسته بپرسید، او فقط در کار خوانندگی تبحر داشته و در کار بازیگری توانمند عمل نکرده بود. چند فیلم که دلکش در آنها نقش داشته نام می بریم : شرمسار، مادر (همراه با قمرالملوک وزیری)، افسونگر و دسیسه.

سال 1351 آخرین فیلمی که دلکش در آن بازی کرد به نام " قمار زندگی " " عباس کسایی " بود که از موفقیت زیادی برخوردار نشد.

نام دلکش نه تنها به خاطر ترانه های زیبایش، مثل آمد نوبهار، آشفته، دل غافل، آه بی اثر، تنها منشين، پشيمان شدم، ياد کودکی، سفر کرده، شب تنهائی، آتش کاروان، به کنارم بنشين و... بلکه به خاطر بازخوانی های خوانندگان دیگر هنوز زنده است. تعدادی از تصنیف های دوصدایی دلکش و ویگن از خاطره انگیزترین موسیقی های فارسی است.

بانوی موسیقی ایران و یا حنجره طلایی روزهای جوانی در سال 1383 در سن 80 سالگی به مرگ طبیعی دار فانی را وداع گفت اما همانطور که فروغ می گوید، تنها صداست که می ماند، صدای او و یاد و خاطرات هنر و ابداعات زمانش هنوز در دلها و قلبها جاری است.