1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کنسرت گروه دارکوب 24 و 23 آبان ماه حتمی شد. این کنسرت که در تالار اریکه ایرانیان برگزار خواهد شد، شروع به پیش فروش بلیط های خود کرده است. گروه دارکوب علت انتخاب این سالن را گرانی بیش از حد اجاره سالن در برج میلاد می داند. اما از آنجایی که این سالن فقط برای 800 نفر ظرفیت جا دارد، این گروه در هر شب پذیرای 2 سانس از طرفداران خود خواهد بود.

در این کنسرت، این گروه اجرایی از حامد بهداد را خواهد داشت اما مهران مدیری به دلیل حضور در قهوه تلخ قادر به همکاری در این کنسرت نخواهد بود.

گروه دارکوب مژده اجراهای متفاوت را به علاقه مندان داده و گفته در این کنسرت قطعاتی که تا به حال شنیده نشده است نیز اجرا خواهد شد.

برای تهیه بلیط از طریق خرید اینترنتی به سایت http://iranconcert.com/ مراجعه کنید

و برای خرید تلفنی و ارسال با پیک تلفن 22738007-021 به این شماره تماس بگیرید.

دیدگاه‌ها  

-1 # سهند 1390-08-16 12:44
چه خوب نمی دونستم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سهند 1390-08-16 12:45
چه خوب نمی دونستم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nahid 1390-08-17 09:15
manun man sbke kare darkubo dust daram chon karashon motefavete
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

فیلم بی صدای رابرت ردفورد

رابرت ردفورد، هنرپیشه قدیمی و سرشناس آمریکایی، در فیلم اخیر خود خود به نام "همه از دست رفت" (All is lost)، نقش قایقرانی را بازی می کند که در یک سفر تنهایی در آب های اقیانوس هند قایقش دچار سانحه می شود و می کوشد خود را نجات دهد. رابرت ردفورد ۷۷ ساله تنها بازیگر این فیلم صد و شش دقیقه ای است که باید همه ماجراهای فیلم را یک تنه به بیننده منتقل کند. آنچه هنرنمایی او را جالبتر کرده این است که در طول این فیلم فقط چند کلمه بر زبان وی جاری می شود تنها کلماتی که در طول فیلم ادا می شوند صدای وی در قالب راوی نامه ای است که وی قبل از شروع سفر خطاب به دوستان و اعضای خانواده اش نوشته است. از آن لحظات به بعد تنها شخصیت این داستان که از وی فقط به عنوان " مرد مورد نظر ما " یاد می شود، در سکوتی مطلق با دریایی ناآرام و طوفانی دست و پنجه نرم می کند. جی سی چاندور، نویسنده و کارگردان فیلم در توضیح سکوت مطلق شخصیت اصلی داستان می گوید: "اگر من جک نیکلسون را برای ایفای این نقش انتخاب کرده بودم مسلما فیلم شکل بیان دیگری پیدا می کرد و من در طول داستان حوادث را از زبان یک راوی توضیح می دادم. ولی رابرت ردفورد برای بیان و انعکاس احساسات و شرایط روحی بسیار پیچیده بدون اینکه کلامی به زبان آورد، توانایی خارق العاده ای دارد." جی سی چاندور با اولین فیلم بلند و داستانی خود با عنوان Margin Call که مربوط به حوادث بحران مالی سال های اخیر بود به شهرت رسید. فیلم او در سال ۲۰۱۱ در بخش بهترین فیلمنامه نامزد جایزه اسکار شد. اما فیلم جدید وی به نام "همه از دست رفت " با فیلم قبلی وی کاملا متفاوت است. فیلمنامه ای که وی نوشت سی و یک صفحه نثر توصیفی بود که هیچ دیالوگ و گفتاری نداشت. در صورتی که یک فیلمنامه معمولی ممکن است حدود صد و بیست صفحه باشد. او متن نامه تنها شخصیت داستان را که در آغاز فیلم روایت می شود در یکی از سفرهای خود با قطار در سواحل آمریکا و در روزهایی نوشت که مشغول تولید اولین فیلم خود بود. وی می گوید: " در آن روزها بین شهر های ساحل شرقی آمریکا سفر می کردم و از شهرهایی عبور می کردم که جمعیت اصلی آن خانواده های طبقه متوسطی هستند که اکثرا قایق دارند. این نامه غمناک و پر از دلتنگی را در طول یکی از همین سفرها نوشتم." جی سی چاندور یک بار در زمان شرکت در جشنواره فیلم ساندانس که هرسال به ابتکار و مدیریت رابرت ردفورد برگزار می شود، به این نتیجه رسید که این بازیگر کهنه کار بهترین فرد برای ایفای نقش تنها شخصیت این داستان است. در یک بخش از سخنرانی رابرت ردفورد در مراسم گشایش جشنواره، یکی از بلندگو هایی که نزدیک صندلی جی سی چاندور بود از کار افتاد و او عملا نمی توانست صدای رابرت ردفورد را بشنود. جی سی چاندور می گوید: " حالت خیلی عجیبی بود. من صدای کسی را که داشت در آن سالن سخنرانی می کرد اصلا نمی شنیدم هر چند حالت چهره او را به خوبی می دیدم. مدتها این موضوع در ذهن من باقی ماند تا اینکه بالاخره ایفای این نقش را به رابرت ردفورد پیشنهاد کردم و حقیقت این است که اصلا انتظار نداشتم او پیشنهاد من را بپذیرد." پنج روز بعد رابرت ردفورد از وی خواست تا برای ملاقات اولیه به شهر لس آنجلس برود. جی سی چاندور فیلمنامه ناقابل سی و یک صفحه ای را همراه خود برد. جی سی چاندور در توضیح آن ملاقات می گوید: "من هنوز به توضیح کامل داستان نرسیده بودم و پنج یا شش دقیقه بعد از شروع صحبت های من، رابرت ردفورد به من نگاهی کرد و گفت بریم درستش کنیم." فیلم با صحنه ای شروع می شود که شخصیت داستان بر اثر اصابت قایق خود با یک کشتی غول پیکر باربری از خواب می پرد. قایق او به شدت صدمه دیده و دوران سرگردانی آن در اقیانوس شروع می شود. بیسیم و ابزار های جهت یابی قایق همه از کار افتاده اند و تنها وسیله ای که برای وی باقی مانده یک نقشه ساده دریانوردی و غریزه بقا است. اما کارگردان با حذف صدای تنها شخصیت داستان و نگنجاندن هیچ کلامی از زبان وی در متن فیلمنامه به دنبال چه بود؟ جی سی چاندور می گوید: " رابرت ردفورد صدای بسیار خوب و جذابی دارد. ولی اگر صدای وی را حذف کنیم بیننده در طول داستان می تواند فراموش کند که او رابرت ردفورد است. امید من این بود که به این شیوه نشان دهم که او یک مرد معمولی است. او می تواند هر کسی باشد و سوابق و جزییات زندگی سابق او چندان مهم نیست. فقط می خواستیم به بیننده نشان دهیم که او یک مرد معمولی است که خانواده دارد و نه یک قایقران حرفه ای که تمام عمر خود را صرف دریانوردی کرده است." جی سی چاندور در ادامه مصاحبه با بی بی سی می افزاید :" به نظرم قرار دادن هنرپیشه مهم و سرشناسی مثل رابرت ردفورد در یک چنین موقعیت نامتعارف و انتزاعی، این امکان را فراهم می کند که وی با بینندگان و به خصوص مخاطبان آمریکایی که وی را به خوبی می شناسند به یک شیوه کاملا متفاوتی ارتباط برقرار کند." به گفته جی سی چاندور نمایش آزمایشی این فیلم برای مخاطبان محدود موفقیت این ایده را ثابت کرد و اکثر بینندگان گفته اند که چند دقیقه پس از شروع فیلم فراموش کردند فردی که در مقابل دوربین قرار دارد رابرت ردفورد است. در همین نمایش های محدود مشخص شد که بینندگان در مورد سرانجام داستان به دو گروه تقسیم می شوند. بدون اینکه وارد جزئیات داستان شویم از کارگردان فیلم پرسیدیم که درک خود را از سرانجام داستان و برداشت های مختلف از آن توضیح دهد. " انگیزه اصلی من در نوشتن این داستان در حقیقت نوعی اندیشیدن به میرائی بود. اگر ما به هر روز زندگی به عنوان یک هدیه و یا موهبت نگاه نکنیم شاید نتوانیم تلاش های یک مرد ۷۵ ساله برای بقاء و زنده ماندن حتی برای یک روز دیگر را به درستی درک کنیم."

دنیای هنر در هفته سوم مهر

در سومین پنجشنبه مهر ماه، به روال هفته های گذشته مروری بر هنر در هفته گذشته خواهیم داشت. قبل از هر چیز باید به طرفداران مجموعه قهوه تلخ مژده بازگشت مهران مدیری و گروهش را بدهیم، همچنین خبر توزیع فیلم جدایی نادر از سیمین در شبکه ویدئویی و ستارگان فیلم نارنجی پوش مهرجویی  و اکران فیلم های یه حبه قند و سعادت آباد را در اینجا خواهید خواند. در ادامه از آخرین اخبار موسیقی کشور، حراج وسایل شخصی جان وین و قصه خوانی ستارگان هالیوود باخبر خواهد شد.
گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴ مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه نیکول کیدمن در کن درخشید هنر در هفته سوم آبان ماه در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
تماشای تئاتر در خانه تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم " بادها به نفع کودکان می وزند " برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

مطالب تصادفی

موسیقی

حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند. به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد. شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد. سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند. او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد. طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند. «شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود. تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد. سهراب می‌خواند: از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد. «یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند: یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید. وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند: دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است... اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود. حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند. سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد. منبع: خبرگزاری ایسنا عکس: میثم میر زنده دل

خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

کونچیتا وورست، خواننده تراجنسی اتریشی، با ترانه "همچون ققنوس برخیز" در پنجاه و نهمین دوره از مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن مقام اول را به دست آورد. کپنهاگ، پایتخت دانمارک، میزبان برگزاری یوروویژن ۲۰۱۴ بود. مسابقه ترانه‌خوانی یوروویژن که پنجاه و نهمین دوره از آن شامگاه شنبه (۱۰ مه) در کپنهاگ برگزار شد، از سنتی دیرینه برخوردار است و از جمله محبوب‌ترین و پرهیجان‌ترین مسابقات موسیقی در سطح اروپا محسوب می‌شود. برنده‌ی این دوره از یوروویژن کونچیتا وورست، ستاره و خواننده تراجنسی اتریشی بود. این دومین بار است که اتریشی‌ها توانسته‌اند در این مسابقه ترانه‌خوانی اول شوند. نخستین پیروزی اتریشی‌ها به سال ۱۹۶۶ میلادی و ترانه‌ی "سپاس عزیزم" برمی‌گردد که اودو یورگنز خوانندگی آن را برعهده داشت. ترانه کونچیتا که "همچون ققنوس برخیز" نام داشت، با ۲۹۰ امتیاز رقیبان اصلی خود از هلند و سوئد را با اقتدار پشت سر گذاشت و رتبه اول را به خود اختصاص داد. این ترانه به ترانه‌های متن فیلم‌های جیمز باند، مامور ۰۰۷ بی‌شباهت نبود. کونچیتا وورست ۲۵ ساله که صدایی زنانه و ریشی آراسته دارد، پس از این موفقیت هق‌هق‌کنان گفت: "من این شب را به تمامی کسانی تقدیم می‌کنم که به صلح و آزادی باور دارند. ما با یکدیگر متحدیم.» نمایندگان هلند و سوئد با ۲۳۸ و ۲۱۸ امتیاز به ترتیب در مقام‌های دوم و سوم جای گرفتند. نماینده‌ی ارمنستان مقام چهارم و آلمان مقام هجدهم را کسب کرد. برندگان یوروویژن را با رای شهروندان کشورهای شرکت‌کننده به یکدیگر مشخص می‌شود؛ روندی که در آن مسایلی چون همسایگی و سیاست نیز می‌توانند نقش بازی کنند.
هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار جرج مایکل درگذشت کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی

هم اکنون کافه گالری ایرانشهر،میزبان نمایشگاه نقاشی مجسمه گیزلا وارگا و یاسمین سینایی است. این نمایشگاه، شنبه 15 بهمن ماه نمایشگاه افتتاح شده و اختتامیه آن 30 بهمن خواهد بود.

فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

موسسه فرهنگی اکو به منظور تبادل تجربه‌های هنری میان هنرمندان معاصر با تاکید بر زمینه‌های هویت فرهنگی در آثار هنرمندان معاصر ده کشور عضو اکو، نخستین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی اکو را برگزار می‌کند.
نمایشگاه لباس و زیورآلات عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی نمایشگاه عکس رضا میلانی نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

ادبیات

هفتاد سال با شازده کوچولو

هفتاد سال پیش اثر کوچکی منتشر شد که طراوت و تازگی آن دنیای ادبیات را شگفت‌زده کرد. در برگ‌های اندک کتابی که در ظاهر برای کودکان نوشته شده بود، حکمتی عمیق و معنایی شگرف نهفته بود. این کتاب "شازده کوچولو" نام داشت. آنتوان سنت اگزوپری در اصل خلبانی جسور و ماجراجو بود، و تنها برخی از شیرین‌ترین خیال‌ها و جسورانه‌ترین رؤیاهای خود را به روی کاغذ آورد. این فرانسوی آزاده در ۶ آوریل ۱۹۴۳ زمانی که اروپا در آشوب خون و جنون جنگ جهانی دوم فرو رفته بود، آخرین رؤیای پرشکوه خود را در نیویورک انتشار داد. سنت اگزوپری نویسندگی و پرواز را به یک اندازه دوست داشت و هر دو برای او رمز رهایی و آزادگی بودند. او در میان آن دو سرگردان ماند و هر دو را تا بلندترین اوج‌ها تجربه کرد. شازده کوچولو" مهمترین اثر سنت اگزوپری، در قالب داستانی برای کودکان نوشته شده، اما گروه‌های گوناگون، از هر سن و رنگ و تیره‌ای، هر کسی در چهارگوشه جهان که اندکی شعور و سر سوزنی ذوق و ذکاوت دارد، از این داستان لذت می‌برد. سرگذشت او را می‌توان نخستین درس فلسفی برای کودکان دانست و همچنین افسانه‌ای دلنشین برای بزرگسالان. داستان سرگذشت شاهزاده‌ای کوچک‌اندام، با چشمانی هشیار و تخیلی سرشار است. موجودی پری‌وار که از سیاره‌ای دور به زمین ما سفر کرده است. او آفاق را طی کرده اما هنوز در اندیشه گلی است که در سیاره‌ی خود تنها گذاشته است. او که در سفری شگرف ناغافل به دنیای ما آمده، همه چیز را با بهت و حیرت می‌نگرد، زیرا دنیای ما را سخت آشفته و نابسامان می‌بیند. حیرت "شازده کوچولو" از این است که ساکنان زمین به ارزش نعمت زندگی پی نبرده‌اند. او دریغ می‌خورد که آدمی از غریزه و احساس طبیعی خود دور افتاده و به جای گوهر ناب زندگی به زر و زیورهای مصنوعی دل بسته است. ادیبی بلندپرواز آنتوان دو سنت اگزوپری در ۶ ژوئن ۱۹۰۰ در خانواده‌ای فرهیخته در شهر لیون، جنوب فرانسه، به دنیا آمد. از کودکی استعداد ادبی خیره‌کننده‌ای داشت، اما حرفه خلبانی را برگزید که به طبع بلندپرواز او بهتر پاسخ می‌داد. در جوانی چند کتاب نوشت، که کمابیش تمام آنها از شور رهایی و شوق پرواز نشان دارند: "پیک جنوب"، "پرواز شبانه" و "زمین انسان‌ها" و... شازده کوچولو ترجمه‌های متعددی به زبان فارسی دارد که توسط احمد شاملو، محمد قاضی و دیگران ترجمه شده اند. همچنین احمد شاملو در سال 1359 نوار صوتی داستان مسافر کوچولو را همراه با کتاب، با موسیقی گوستاو مالر آلمانی منتشر نمود.

دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری

  ۲۰۰ سال از مرگ مارکی دو ساد می گذرد؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که منادی بی بند و باری، لجام گسیختگی و آزادی مطلق جنسی بود و به خاطر ایده های غیر متعارف و جسورانه اش که برخلاف قوانین اخلاقی و اجتماعی و مذهبی جامعه فرانسه قرن هجدهم بود. مارکی آلفونز فرانسوا دو ساد در ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ در خانواده ای اشرافی در فرانسه به دنیا آمد. ساد، زندگی جنجالی و پرماجرایی داشت و بارها به اتهام لواط، ارتباط با روسپی‌ها و تجاوز و آزار جنسی زنان، کفرگویی و توهین به مذهب، دستگیر و زندانی شد و دو بار نیز به اعدام با گیوتین محکوم شد اما هر دو بار از زندان گریخت. ساد مجموعا سی سال از عمرش را در زندان گذراند و سرانجام در دوم دسامبر ۱۸۱۴ در تیمارستان شارنتون در حومۀ پاریس درگذشت. ساد، بیشتر رمان ها و نوشته های فلسفی و ادبی اش را در درون زندان و یا تیمارستان شارنتون نوشت. داستان‌ها و نوشته‌های او مدت‌ها اجازه انتشار نداشت اگرچه اغلب آنها از جمله "کشیش و مرد محتضر"، " ژوستین"، " فلسفه اتاق خواب"، "ژولیت"، " بدبختی های فضیلت" و "جنایت های عشق" در فاصله بین سال های ۱۷۸۲ تا ۱۸۰۰ به طور مخفیانه در فرانسه منتشر شد. بارها به زندان افتاد، تا پای گیوتین رفت و سی سال از عمرش را در زندان های مختلف گذارند و سرانجام در تیمارستان/زندان شارنتون درگذشت. به همین مناسبت، موزه دورسه پاریس، نمایشگاهی از نوشته ها، نقاشی ها و فیلم هایی ترتیب داده که بر مبنای ایده های ویرانگر مارکی دو ساد خلق شده اند. در این نمایشگاه که از روز ۱۳ نوامبر با عنوان "ساد: حمله به خورشید" برپا شده و تا ۲۵ ژانویه ادامه دارد، چالش ساد و پیروان او در هنر و ادبیات با مذهب، اخلاق، قراردادهای اجتماعی، مرزها و محدودیت ها و امیال جنسی افسارگسیختۀ آدمی به نمایش گذاشته شده است. گریز از قانون و قراردادهای اجتماعی، یورش به مذهب، اخلاق و پاک‌دامنی و هواداری از هرزگی و لذت جنسی و بی اعتقادی به عشق، مهمترین ویژگی های تفکر ساد و آثار سادومازوخیستی اوست که در کتاب هایی چون "فلسفه در اتاق خواب"، "ژوستین"، "داستان ژولیت"، نمایشنامۀ "مکالمهٔ کشیش و مرد محتضر" و "۱۲۰ روز سودوم" بازتاب یافته است. ساد یکی از تاثیرگذارترین چهره های فلسفی، هنری و ادبی اواخر قرن هیجدهم بود که دامنۀ تاثیر او به ادبیات و هنر قرن نوزدهم و بیستم نیز کشیده شده است. جنون، صراحت، بی پروایی و لجام گسیختگی ساد برای بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و متفکران جهان از گیوم آپولینر و پیکاسو و رودن گرفته تا فروید، آدورنو، لاکان، بونوئل، پازولینی و سوزان سونتاگ، جذاب و الهام بخش بود. بازدید از این نمایشگاه به خاطر برخی تصاویر خشن، اروتیک و پورنوگرافیک آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. پوستر نمایشگاه، تابلویی است از فرانتس فون اشتوک، هنرمند سمبولیست آلمانی است با عنوان "جودیت و هولوفرن" که در سال ۱۹۲۷ بر مبنای یک افسانۀ معروف عهد عتیق خلق شده است. در این تابلو، جودیت برهنه با شمشیر بر بالین هولوفرن جنگجو که در خواب است، ایستاده و می خواهد سر او را از تن جدا کند. انی لو برون، نویسندۀ کتاب "ساد: یک ورطۀ ناگهانی" که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده دارد، دربارۀ اهداف این نمایشگاه به بی‌بی‌سی می گوید: " این نمایشگاه تاثیر انقلابی نوشته های ساد را هدف قرار داده است. یکی از اهداف این نمایشگاه، این است که ضمن معرفی تاثیر ساد و اندیشه های او در دوران معاصر، جایگاه و اهمیت او در قرن های هیجدهم و نوزدهم و حساسیت شدید او به عصرش را نیز نشان دهد، حساسیتی که باعث طرد و لعنت ساد و اندیشه هایش از طرف جامعه شد." تم های اصلی نمایشگاه، درنده خویی میل انسان، انحراف جنسی، افراط، و تخیلات و هوس های هولناک و عجیب غریب ساد است که در کارهای هنرمندانی چون گویا، رودن، انگر، پیکاسو، ماکس ارنست، هانری ماسون و من ری منعکس شد است. به گفتۀ خانم لو برن، "نمایشگاه ساد نشان می دهد که چگونه هنرمندی مثل ساد توانست با طرح ایده هایی انقلابی و شجاعانه در زمینه سکس و بدن انسان، اخلاق و مذهب، این جرات را به هنرمندان و نویسندگان پس از خود ببخشد که آزادانه و بی پروا درباره موضوع هایی حرف بزنند که پیش از ساد امکان پذیر نبود." گی کوژه وال، مدیر موزه دورسه نیز در مورد اهمیت این نمایشگاه می گوید: "این نمایشگاه، تکریم تاریخ هنر است و سعی ما این بوده که با نگاهی منصفانه، به عمق آثار ساد و اندیشه هایش نفوذ کنیم. پیامی که امروز به واسطۀ این نمایشگاه عمیق و پرشکوه به ما می رسد، تصویری از زندگی و تاثیر ساد بر هنر، ادبیات و اندیشه انسانی است." با گشت و گذاری در این نمایشگاه و از خلال آثار ارائه شده، به دامنۀ عظیم و گستردۀ تاثیر ساد بر ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی در طول بیش از دو قرن پی می بریم. سینمای سادیستی ورودی نمایشگاه ساد، اتاق تاریکی است که از آن مونیتورهای بزرگی آویزان شده که هر کدام کلیپ هایی از فیلم هایی را که با الهام از آثار مارکی دوساد ساخته شده اند و یا درونمایه سادوماژوخیستی دارند، نشان می دهند. فیلم هایی که برای نمایش در این نمایشگاه انتخاب شده اند، بیانگر تاثیرپذیری یا تلاش فیلمسازان مختلف از سراسر جهان از اسپانیا گرفته تا بریتانیا و ژاپن برای ورود به دنیای ساد و بهتصور کشیدن اندیشه های ویران کنندۀ اوست.   عکس: دستنوشته یکی از کتابهای دوساد
بامزه در فارسی وسط راه همدیگر را ببینیم خسته از زنان پخمه و مردان رذل دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش