1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چند نفر دور هم روی زمین می نشینند. یك ساز كوبه ای دارند كه اغلب یك طبلا و دوهلك است و آكاردئون یا ساز هندی در میان سازهای ساده و اندك قوالی دیده می شود.

خواننده اصلی به طور عمده نوازنده اصلی هم هست. دو سه نفری با دست زدن خواننده و گروه را همراهی می كنند.اشعار بیشتر مذهبی هستند. اما گاهی اشعار عاشقانه از نوع عارفانه اش نیز شنیده می شود. اشعاری كه گاهی تو را تا خدا هم می برد. خواننده با ناله ای شروع می كند و گروه با ساز و دست او را همراهی می كنند.

موسیقی قوالی را بیشتر یك موسیقی هندی و پاكستانی می شناسند اما پایه گذار آن یك ایرانی تبار بوده است. قوالی یك سنت موسیقیایی است كه بیش از 700 سال قدمت دارد. به نوشته وبلاگ گفت و گوی هارمونیك آنچه در تاریخچه قوالی آمده این است كه ریشه و بنیان آن را باید از قرن هشتم میلادی در ایران ردیابی كرد.

اگر چه موسیقی قوالی که ما به شکل امروزی می شناسیم در حقیقت به وسیله ابوالحسن یمین الدین معروف به امیر خسرو دهلوی شاعر و موسیقیدان ایرانی تبار قرن 13 میلادی که در هند می زیسته خلق شده است.

در طی اولین مهاجرتهایی که از ایران به دلایل مختلف اجتماعی و سیاسی به هند در قرن 11 میلادی شد، سنت موسیقیایی سماع وارد شبه قاره هند شد.

گفته می شود زمانی که نوادگان تیمور لنگ بنا به وصیت پدربزرگانشان سعی به گردهمایی ِ هنرمندان و اهل ادب در دهلی، آگرا و لاهور نموده و دوران طلایی ِ شکوفایی ِ ادبیات، معماری و موسیقی را از بهترین عوامل فرهنگی ِ ایران و هند پایه گذاری کردند. علی بن عثمان هجویری پایه گذار صوفی‌گری در هندوستان، معین‌الدین چشتی و پیروان ِ او به هنگام همایش، اشعار مولایان ِ خود را بصورت سروده‌هایی اجرا می‌كردند که به قوال شهرت یافت. قوال که به عوامل ِ ادبی و موسیقی غنی شده بود در نهایت گسترده‌ترین سبک موسیقی سنتی در هندوستان و پاکستان شد.

اشعار به طور ضمنی نوعی معنی الهی و مذهبی استنباط می شود، به رغم اینکه گاهی حال و هوای غیر مذهبی و دنیوی نیز دارند. درون مایه اصلی اشعار قوالی عشق، شیفتگی و از خود گذشتگی و آرزوی انسان برای رسیدن به خدا است که از جمله آنها ستایش الله، نعت رسول اکرم (ص) و حضرت علی (ع) و یا شرح حال واقعه کربلا و مرثیه امام حسین و گاه بیان آرزوی انسان اهل طریقت برای رسیدن به خداست.

امروزه قوالی را بیشتر یك موسیقی پاكستانی می دانند. شاید این به علت است كه قوالی با نام نصرت فاتح علی خان خواننده قوالی پاكستانی گره خورده است و او بود كه قوالی را از شبه قاره هند فراتر برد و به گوش غرب رساند.

البته در حال حاضر گرو های زیاد قوالی در حال فعالیت هستند.این روزها قوالی توجه موسیقی دانهای غربی را نیز به خود معطوف كرده وآنان با تلفیق موسیقی غربی و قوالی سبك جدیدی را به وجود آورده اند.

دیدگاه‌ها  

0 # samaneh 1390-08-25 13:21
وااای
این حالمو دگرگون می کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # parvin 1390-08-25 13:23
manam ashkam ba shenidane in ghavali jari mishe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیما 1390-08-25 13:32
من از این چیزا اصلا خوشم نمیاد. مسخرن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nahid 1390-08-25 13:50
shima jan agar dar jameshun hozour dashte bashi motejahe moje mostab dar moosighishun mishi.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیما 1390-08-25 14:07
حالا من برم کنسرتشون یعنی؟ نه نمی فهمم چی می گن. خسته کنندست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته دوم بهمن

خبرهای این هفته را با خبر مسرت بخشی آغاز می کنم و سورپرایزهایی را از دنیای هنر و موسقی برای شما داریم و جالب ترین خبر ورزشی هنری این هفته را به شما می گوییم. پس با ما همراه باشید.

جنجال آخرین تانگو؛ وقتی کارگردانان بازیگران را آزار می‌دهند

اخیرا بحث بر سر چگونگی اجرای صحنه‌ای از فیلم آخرین تانگو در پاریس جنجال آفرین شده است. این سکانسی است که در آن شخصیتی که نقشش را مارلون براندو بازی می‌کند به دختر جوانی که تازه با او در پاریس آشنا شده (با بازی ماریا اشنایدر) تجاوز می‌کند. در ویدئویی از سال ۲۰۱۳ که در روزهای اخیر دوباره مطرح و خبرساز شده، برناردو برتولوچی، کارگردان فیلم، اعتراف می‌کند که قبلاً جزییات این صحنه و این که چه چیز واقعاً قرار است اتفاق بیافتد را به بازیگر فیلم (که در آن موقع نوزده سال داشت، در حالی که براندو از او سی سال بزرگ‌تر بود) اطلاع نداده بود تا به آن شوک، شرم و انزجاری دست یابد که از این صحنه و بازی اشنایدر نیاز داشته است. با این که خبر تازه نیست و خود اشنایدر در سال های پس از تولید فیلم در سال ۱۹۷۲ به آن اشاره کرده بود، اما این بار واکنش‌ها به آن تندتر از همیشه بوده است. واکنش‌ها، به خصوص از سوی زنان، به این مصاحبه با برتولوچی به شکل قابل انتظاری خشمگینانه است و این سوال اساسی را پیش می‌آورد که تا کجا می‌شود به اسم هنر پیش رفت و بدیهیات اخلاقی و انسانی را نادیده گرفت؟ نمونه‌های زیر شاید بتوانند نشان دهند که فیلم‌های مشهوری که از این خط قرمزها فراتر رفته و در آن کارگردان‌ها، بازیگران را در موقعیت‌هایی غیرقابل قبول قرار داده‌اند اندک نیستند. سؤال این است که آیا می‌شود به بهانه لذت بیننده یا خلق اثری واقعی و تأثیرگذار چنین روش‌هایی را به کار گرفت؟ گاهی وقت‌ها تکرار دوباره و چندباره یک صحنه توسط یک کارگردان کمال‌گرا می‌تواند به طور مشخص شکل شکنجه پیدا کند. استنلی کوبریک برای وسواسش به برداشت‌های متعدد مشهور بود و بدتر از همه گاهی وقت‌ها این برداشت‌های متعدد را در ثبت سکانس‌‌هایی به کار می‌برد که حتی یک برداشت از آن‌ها هم آسان نبود. به عنوان مثال در صحنه دلخراش ورود به زور به خانه و تجاوز به یک زن در پرتغال کوکی، کوبریک آنقدر این برداشت را تکرار کرد که بازیگر زن فیلم نه تنها صحنه فیلمبرداری، بلکه کل فیلم را برای همیشه ترک کرد. وقتی بازیگر تازه‌ای استخدام شد، او هم همین مشکل را با تعدد برداشت‌ها داشت و بعدها از روش کار کوبریک انتقاد کرد. به گفتۀ جک نیکلسون در مستندی دربارۀ کوبریک، شلی دووال، همبازی زن او در تلألو یک صحنه را به دستور کوبریک ۱۲۷ بار تکرار کرد و فشار عصبی روی او چنان زیاد بود که موهایش در طول ساخت فیلم شروع به ریختن کرد. آیا در صحنه‌ای که قرار است شخصیت‌ها ترسیده باشند می‌شود بازیگرها را واقعاً ترساند؟ در سکانس مشهوری از فیلم بیگانه، ساختۀ ریدلی اسکات، که همه سرنشینان سفینه فضایی که تقریباً تمام تیم بازیگران را تشکیل می‌دهد، دور جان هرت بیمار که روی تخت خوابیده جمع شده‌اند و ناگهان هیولا از قفسه سینه او بیرون می‌زند. این شوک ناگهانی، که با مقادیر متنابهی خون مصنوعی و مواد لزج جهنده دیگر همراه بود، قبلاً به بازیگران فیلم گفته نشده بود و همه را میخکوب کرد. وقتی خون مصنوعی روی صورت یکی از بازیگران به نام ورونیکا کارت‌رایت ریخت، او همانجا بیهوش شد. روش مشابهی باعث شوک جیسن میلر، بازیگر نقش کشیش جوان در جن‌گیر شد، وقتی به او گفته نشده بود که دختر بچه جن زده در فیلم قرار است مایعی سبز را که با پمپ مکانیکی خارج می‌شد مستقیماً روی صورت او بالا بیاورد. مرد بد خانه دوست کجاست ترساندن بازیگر می‌تواند پشت دوربین هم اتفاق بیافتد، مثل صحنه کلاس درس در خانه دوست کجاست که در آن، به گفته کیومرث پوراحمد که در زمان ساخت فیلم دستیار عباس کیارستمی بود، برای درآوردن اشک پسربچه‌ای که در کلاس به خاطر ننوشتن مشق‌هایش مواخذه شده و گریه می‌کند او را ترسانده‌اند. پوراحمد در کتاب وقایع‌نگاری این فیلم نوشته است برای آنکه گریه بازیگر کودک را در آورد مرد بد می‌شود و برای او خط و نشان\\\" می‌کشد و با داد و هوار او را شماتت و تهدید می‌کند و عکسی که عکاس فیلم از کودک گرفته را پاره می‌کند، پسربچه مضطرب می‌شود و نهایتا به گریه می‌افتد و دوربین این لحظه را ثبت می‌کند. او می‌نویسد پس از فیلمبرداری به او شیرینی و اسباب بازی می‌دهد و عکاس چند عکس او می‌گیرد. پوراحمد می نویسد لابد این پسربچه بعدا عکسهایش را در مجله‌ها می‌بیند و \\\"به ماجرایی که به گریه کردنش منجر شد، می‌خندد\\\". با آن‌که طبق قوانین ممیزی ، هر شکل از تماس فیزیکی مرد و زن در سینمای ایران ممنوع است، اما یک استثناء بزرگ برای نقض این قانون وجود دارد و آن صحنه‌های معمولاً نادری است که در آن بازیگر مرد به بازیگر زن یا برعکس سیلی می‌زند. اما این قرارداد سینمایی به خودی خود مسئله‌دار، وقتی مسئله‌دارتر می‌شود که مثل فیلم هامون، ساختۀ داریوش مهرجویی، بازیگر زن (بیتا فرهی) خبر ندارد بازیگر مرد (خسرو شکیبایی) قرار است واقعا به او سیلی بزند. پنهان کردن واقعیت از بازیگر به بهانه طبیعی‌تر کردن صحنه توجیه شده است. مهرجویی در گفت‌وگویی درباره این صحنه گفته است: بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم که خسرو می‌خواهد بزندش چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یک جوری توجیه‌اش می‌کنیم. این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین قدر شوکه بود. او در کتاب مهرجویی: کارنامه چهل ساله گفته است: پلان خیلی خوب از آب در آمد. البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم ولی چاره‌ای نبود. جبر هنر خِرَم را گرفته بود! اگر بیتا خبر داشت قرار است سیلی بخورد محال بود بتواند این حیرت و جا خوردن را در بازی‌اش به این خوبی اجرا کند.\\\" مایکل کورتیز، کارگردان هالیوودی بر خلاف طبع رومانتیک بعضی از فیلم‌هایش مثل \\\"کازابلانکا\\\"، آدمی دیکتاتورمآب بود و به حداکثر واقع‌نمایی در فیلم‌هایش اصرار داشت. این اصرار در ساخت فیلم کشتی نوح باعث شد تا سه سیاهی لشکر غرق شوند، یک نفر پایش را از دست بدهد و تعداد زیادی جراحت‌های جدی بردارند. گاهی وقت‌ها ضعف‌های نظارتی و امنیتی باعث چنین مرگ‌های ناخواسته‌ای می‌شود که مشهورترین نمونه‌اش کشته شده براندون لی، پسر بروس لی، توسط گلوله‌ای واقعی (که قرار بود تیر مشقی باشد) در فیلم \"کلاغ بود. آزار دنباله‌دار سوء‌استفاده از بازیگران، خارج از زمان فیلمبرداری چیز تازه‌ای نیست. کارگردانانی بوده‌اند که قدرت مطلق خود را خارج از چارچوب ساخت فیلم اعمال کرده‌اند، به خصوص کارگردانان مرد در ارتباط با بازیگران زن فیلم. یکی از بدنام‌ترین نمونه‌ها رابطه بین آلفرد هیچکاک با تیپی هدرن، بازیگر زن فیلم‌های پرندگان و مارنی، بود که سال‌ها موضوع شایعات، جنجال و حتی یک فیلم تلویزیونی قرار گرفت. هدرن در کتاب زندگینامه‌اش که ماه گذشته منتشر شد، ادعا می‌کند که هیچکاک کاملاً بر زندگی او تسلط پیدا کرده و به او پیشنهادهای جنسی داده بود. با گفتۀ هدرن، هیچکاک حتی سکانس حمله پرندگان به او در اتاقک زیرشیروانی را با پرندگان واقعی فیلم‌برداری کرده است. به علاوه\"استاد دلهره آدم‌هایی را استخدام کرده بود تا هر حرکت هدرن در زندگی خصوصی را تحت نظر گرفته و به او گزارش بدهند. این ادعاها به شدت توسط کسانی که هیچکاک را از نزدیک می‌شناخته و یا با او کار کرده‌اند رد شده، اما شاید زنگ خطری باشد برای درک این حقیقت تلخ که بعضی فیلمسازان فکر می‌کنند که اجازۀ کارگردانی زندگی خصوصی، بدن و هویت بازیگرانشان را هم دارند.  
فروشنده اصغر فرهادی اسکار گرفت هنر در هفته ای که گذشت رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید باید بدانیم یا ندانیم؟ اسکار ۲۰۱۷: نامزدهای بهترین بازیگر زن

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد بادها برای ما می وزند چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

جرج مایکل درگذشت

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت. مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت». مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد». آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود. التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده». پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد. خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود. جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند. طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.    

چکناواریان در تالار وحدت

ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان  از 19 خرداد به مدت یک هفته از ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت. بلیت­های کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که از شنبه 7 خرداد، از طریق سایت بنیاد رودکی، گیشه تالار وحدت و گیشه پردیس سینما آزادی به فروش می­رسید، به دلیل استقبال کم نظیر علاقمندان و به منظور رفاه حال مخاطبان این برنامه از طریق سایت سی گذر به نشانی www.sigozar.com  و مراکز فروش بلیت تابعه این سایت نیز عرضه خواهد شد.
مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! گنجشک کوچولو «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار بردی از یادم گروه دارکوب می کوبد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.

نمایشگاه مجسمه ها

اولین نمایشگاه گروهی انجمن مجسمه سازان ایران با نمایش بیش از 96 اثر هنری در خانه هنرمندان تهران در حال نمایش است. با هم نگاهی می اندازیم به برخی از آثار ارائه شده در این نمایشگاه. انتخاب متریال برای مجسمه سازان آزاد بوده و همچینین هنرمندان شرکت کننده در زمینه انتخاب موضوع نیز آزادی کامل داشتند. بدون عنوان اثر فریبا نظام دستجردی هاله مقدس اثر طاهر شیخ الحکمایی از مجسمه های به نمایش درآمده در خانه هنرمندان تهران اثری از سهیلا فلاح از مجموعه خواجه ها بدون عنوان از رسول کاظمی
نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد عکسهای بی نظیر از ایران زیبا عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

ادبیات

سفر با حاج سیاح

کتاب سفر با حاج سیاح، سفرنامه ایست جالب نوشته احسان نوروزی که حاوی تجربیات شخصی از سفر طولانی به چند کشور اروپائی است. برای بیشتر ما در خاورمیانه اروپای بخصوص غربی آرمانشهری بوده است که کلیه خوبیها از علم و هنر تا صنعت و اقتصاد به بهترین شکل در آن به تکامل رسیده است. احسان نوروزی در این سفرنامه بدنبال این سوال بی پاسخ است که چه چیزی در اروپا ما را بدین حد شیفته آنجا نموده است و چه تفاوتی است که ما را بدین گونه بارآورده است و آنان را به آنصورت. اما حاج سیاح کیست؟ حاج محمد علی محلاتی (1215-1304) از اولین کسانی بود که راه سفر به فرنگ را در پیش کشیدند و مشاهدات و تجربیات خود  از آن زمان رشد شکوفایی علمی و صنعتی کشورهای مختلف اروپایی در دهه 1860 میلادی را برای اشتراک با هم میهنانش نوشتند. سفر حاج سیاح بیش از 18 سال بطول انجامید و هنگام بازگشت یکی از حکام محلی به او هشداری داد که شاید تاکنون در گوش تاریخ زنگ می زند: در ایران حرف از تمدن به زبان نیاور که برای تو خطر جانی دارد. ارتباط حاج سیاح با سید جمال الدین اسد آبادی و میرزای رضای کرمانی ( که ناصرالدین شاه را بقتل رساند) باعث شد که تحت شکنجه حکومت وقت قرار گیرد و 20 ماه را در زندان سپری نماید. اما او در زندان نیز بیکار نماند و یادداشتهای او در این ایام تبدیل به اولین خاطره نویسی زندان در ایران گشت. این رکورد داریش بقول احسان نوروزی به اینجا ختم نمی شود. حاج سیاح اولین ایرانی است که به شهروندی ایالات متحده آمریکا رسید و دو بار با رئیس جمهور وقت، اولیس گرانت دیدار نمود. یکی از موردهایی که خواندن این کتاب را به تجربه ای مفرح تبدیل نموده است سفر در تاریخ با حاج سیاحی در 150 سال قبل تا امروز است تا معرفی واستفاده نویسنده از پدیده های جدید دنیای ارتباطات مانند couch surfing  که در آن اعضای این جامعه مجازی میهمانانی ناشناخته را به رایگان در منزل خود پذیرا هستند به امید اینکه روزی آنان نیز از این سخاوتمندی  میهمانشان یا دیگر اعضای این سایت در چهار گوشه جهان بهره مند گردند. اما سفر این جهانگرد جوان از شهر وین شروع میشود و بدنبال آن شهرهای بوداپست (مجارستان)، براتیسلاوا(اسلواکی)، پراگ (جمهوری چک)، برلین (آلمان)، آمستردام (هلند)، پاریس (فرانسه)، بارسلون(اسپانیا)، رم (ایتالیا) و توسکانی (منطقه ای در شمال ایتالیا) را در بر میگیرد. خواننده در این کتاب آنچنان از نزدیک با تجربه سفر نویسنده همراه میگردد که احساس او در پایان کتاب همراهی با نویسنده در طول مدت سفر است. در پایان هر بخش از سفر، نویسنده بر اساس برداشت خود از تجربه اش با آن شهر، آنرا به زنی با مشخصاتی خاص تشبیه می نماید: برلین زنی حامله است، دمدمی مزاجی و حساسیت هایش هم از همین می آید. سر کار مطیع و فرمانبردار است. خیلی وقت است در میهمانی های دوستانش شرکت نمی کند، چون این حاملگی همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است. مهمترین مساله اش شده است و گور پدر همه شان، من بچه ام را دارم. برای کودک زاده نشده موسیقی می گذاری و  داستان می خواند. گاهی پیش می آید که ناگهان در مترو می زند زیر گریه، یا به یک باره به خودش می آید و می بیند که در خانه راه می رود و بلند بلند به زمین و زمان فحش می دهد. همچنین گزیده هایی از نوشته های حاج سیاح در باره  همان مکانها و شهرها سفر دیگری است در پوشش سفر اصلی که جذابیت تجربه شخصی خواننده می افزاید مانند این نوشته از حاج سیاح درباره شهر رم و میدان سن پیترو: دویست و هشتاد و شش ستون در آم میدان مقرر است، بر سر دیوارها شش جا نشان پاپ ها را نصب کرده اند، یعنی پاپهای ازمنه متفاوته.. در طرف شرقی این میدان خانه پاپ است و در شمال آن جا کلیسا و در جنوبش بازار و جانب غربی آن جا باغچه ای است که دو فواره آب دائم جهنده در آن موضع داشته اند...   کتاب با این نوشته برتولت برشت آغاز می شود: از این شهر ها باقی خواهد ماند آنچه از میانشان گذشت: باد کتاب سفر با حاج سیاح توسط نشر افق منتشر شده است و کتاب 160 صفحه ایست و براحتی میتوانید آنرا در کیف خود حمل نمایید. قیمت کتاب 6000 تومان است. خواندن این کتاب را به کلیه دوستداران کتاب و علاقمندان به سفر به نقاط دیدنی جهان توصیه می نماییم.

فاطمه فاطمه است

با عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا، بخش هایی از کتاب " فاطمه فاطمه است" نوشته دکتر شریعتی را با هم مرور می کنیم. وی در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.مظهر یک دختر، در برابر پدرش.مظهر یک همسر در برابر شویش.مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش. وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک “ اسوه ” ، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد ” شدن خویش ” را خود انتخاب کند. او با طفولیت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه‌ پدرش، خانه‌ی همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ می‌داد. نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند. در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است. او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می ‌نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی‌هایش. این است که علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را. پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌کند. اینان را “بنی‌علی” می‌خواند و آنان را “بنی‌فاطمه”. شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند. از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تکیه می‌کند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد. نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ خواستم از ” بوسوئه ” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از ” مریم ” سخن می‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان کرده‌اند. هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند. هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند. اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی‌‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “. و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است. دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است.
هفتاد سال با شازده کوچولو کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست 20 سفرنامه معاصر ایرانی