1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این خواننده محبوب و جوان، متولد ۵ می ۱۹۸۸ است. وی موسیقی را به طور حرفه ای از سال 2006 آغاز کرد. او که به نام هنری " ادل " معروف است در سبک های سول، بلوز و پاپ به خوانندگی مشغول است. او نه تنها می خواند بلکه در ترانه نویسی نیز تبحر دارد.

او در ابتدا تک ترانه هایی را می خواند اما در سال 2008 و درسن نوزده سالگی توانست اولین آلبوم استودیویی اش را به نام " 19 " منتشر کند. این آلبوم در سال 2011 جز چهار آلبوم پرفروش سال شناخته شد.

با ورود چنین خواننده جوانی، دنیای موسیقی دچار تحول شد. او که از قبل طرفداران خود را داشت با انتشار دومین آلبومش در سال 2011طرفداران بسیار زیادی را از سراسر تمام دنیا به طرف خود جذب کرد. دومین آلبوم او به نام " 21" دومین و آخرین کار او تا به الان بوده است.

این آلبوم رکورد طولانی‌ترین مدت صدرنشینی در جدول پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در بریتانیا را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. همچنین این آلبوم برای مدت یک سال و نیم، نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا و به مدت یک سال، پرفروش ترین آلبوم در امریکا بوده است.


برای یک زن و کسب چنین رکوردی در تاریخ بریتانیا، تا به حال به دست نیامده است. این آلبوم در 24 کشور در سراسر دنیا به فروشی بالغ بر 13 میلیون نسخه رسید. در سال 2011 نیز با فروش حدود 4 میلیون نسخه از آن، به عنوان پرفروش ترین آلبوم سال بریتانیا شناخته شد.

از میان ترانه های آلبوم " 21 " آهنگ‌های rolling in the deep و someone like you جز مشهورترین آهنگ‌های ادل است.

متاسفانه این خواننده در سال 2011 تحت عمل جراحی حنجره قرار گرفته و همین امر باعث شد تمامی کنسرت های این خواننده تا اطلاع ثانوی کنسل شود. هنوز معلوم نیست که این خواننده بتواند دوباره به فعالیت هنری خود برگردد یا نه. اما همه بر این امید بودند که امسال در مراسم اهدای جوایز گرمی فرصت خوبی برای بازگشت آدل به صحنه باشد.

در آن شب به یاد ماندنی، ادل توانست با کسب پنج جایزه گرمی، بیشترین برنده امسال معرفی شود. ارزش جایزه گرمی برابر با جایزه اسکار است.

بهترین آهنگ سال: "غلتیدن در اعماق" با صدای ادل، بهترین آلبوم سال: "21" با صدای ادل، بهترین ترانه سال: "غلتیدن در اعماق" سروده ادل ادکینز، بهترین اجرای پاپ تک نفره: "کسی مثل تو" با صدای ادل، بهترین آلبوم پاپ باکلام: "21" معرفی شد.

ادل با اجرای یکی از آهنگ های پر طرفدارش، به همگان این نوید را داد که حنجره اش رو به بهبودی است.

 

دیدگاه‌ها  

+2 # aida 1390-12-02 11:19
man asheghe sedasham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mehran 1390-12-02 11:20
khayli khoshchehrast
dust daram ghiyafasho
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # shinbi-jung 1390-12-02 11:36
kheyli asheghe in khanandeam . ba in khabar kheyli khoshhal shodam bazam azash khabar bezarid . mersiiii
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # halle 1390-12-02 11:42
cheghad khub shod ke badaz amal baz sedaye ghashangesh ro darim. khoshhalam barash . javayez haghesh bud .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # click 1390-12-02 11:45
i love her
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مریم 1390-12-02 12:00
واقعا حقش بود این همه جایزه برد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sina 1390-12-02 12:01
in 23 saleshe???? baba damesh garm
sedash khayli pokhtast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # kiana 1390-12-02 12:02
bazam shokr ke yeki umade ke ye seda dare
az bas sedaye in shakira ro shenidam halam beham khord
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهرداد 1390-12-02 12:06
یه همچین خواننده ای بین این خواننده های ال ای کمه. دیگه خواننده زن قوی خیلی کم پیدا می شه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهرداد 1390-12-02 12:07
میدونید که به خاطر اینهکه هم به انتخاب شعرش اهمیت میده هو آهنگسازیش
همینجور یلخی یه چیزی نمیخونه و فرت و فرت آلبوم بده
قابل توجه این ایرانی های داخلی و برون مرزی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نوال 1390-12-02 12:42
چه خوشحالم هست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # بیژن 1390-12-02 13:18
سلام
منم این همه طرفدار داشتم و جایزه می گیرفتم خوشحال بودم. حسادت زنانه نکنید دیگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مجید 1390-12-03 10:19
manke fek konam in khanum ham one hit wonderer mesle leona lwis ya toni braxton
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ava 1390-12-05 16:39
درود.
من شنیدم اصلیتش ایرانیه !! واقعا هست؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # parisa 1390-12-06 23:23
ye doonas khosh seda va ziba ,ashegehsham .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آلیس 1391-06-20 10:38
عاشقشم
آهنگاش فوق العادس
خودش شخصیت خوبی داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

جنجال آخرین تانگو؛ وقتی کارگردانان بازیگران را آزار می‌دهند

اخیرا بحث بر سر چگونگی اجرای صحنه‌ای از فیلم آخرین تانگو در پاریس جنجال آفرین شده است. این سکانسی است که در آن شخصیتی که نقشش را مارلون براندو بازی می‌کند به دختر جوانی که تازه با او در پاریس آشنا شده (با بازی ماریا اشنایدر) تجاوز می‌کند. در ویدئویی از سال ۲۰۱۳ که در روزهای اخیر دوباره مطرح و خبرساز شده، برناردو برتولوچی، کارگردان فیلم، اعتراف می‌کند که قبلاً جزییات این صحنه و این که چه چیز واقعاً قرار است اتفاق بیافتد را به بازیگر فیلم (که در آن موقع نوزده سال داشت، در حالی که براندو از او سی سال بزرگ‌تر بود) اطلاع نداده بود تا به آن شوک، شرم و انزجاری دست یابد که از این صحنه و بازی اشنایدر نیاز داشته است. با این که خبر تازه نیست و خود اشنایدر در سال های پس از تولید فیلم در سال ۱۹۷۲ به آن اشاره کرده بود، اما این بار واکنش‌ها به آن تندتر از همیشه بوده است. واکنش‌ها، به خصوص از سوی زنان، به این مصاحبه با برتولوچی به شکل قابل انتظاری خشمگینانه است و این سوال اساسی را پیش می‌آورد که تا کجا می‌شود به اسم هنر پیش رفت و بدیهیات اخلاقی و انسانی را نادیده گرفت؟ نمونه‌های زیر شاید بتوانند نشان دهند که فیلم‌های مشهوری که از این خط قرمزها فراتر رفته و در آن کارگردان‌ها، بازیگران را در موقعیت‌هایی غیرقابل قبول قرار داده‌اند اندک نیستند. سؤال این است که آیا می‌شود به بهانه لذت بیننده یا خلق اثری واقعی و تأثیرگذار چنین روش‌هایی را به کار گرفت؟ گاهی وقت‌ها تکرار دوباره و چندباره یک صحنه توسط یک کارگردان کمال‌گرا می‌تواند به طور مشخص شکل شکنجه پیدا کند. استنلی کوبریک برای وسواسش به برداشت‌های متعدد مشهور بود و بدتر از همه گاهی وقت‌ها این برداشت‌های متعدد را در ثبت سکانس‌‌هایی به کار می‌برد که حتی یک برداشت از آن‌ها هم آسان نبود. به عنوان مثال در صحنه دلخراش ورود به زور به خانه و تجاوز به یک زن در پرتغال کوکی، کوبریک آنقدر این برداشت را تکرار کرد که بازیگر زن فیلم نه تنها صحنه فیلمبرداری، بلکه کل فیلم را برای همیشه ترک کرد. وقتی بازیگر تازه‌ای استخدام شد، او هم همین مشکل را با تعدد برداشت‌ها داشت و بعدها از روش کار کوبریک انتقاد کرد. به گفتۀ جک نیکلسون در مستندی دربارۀ کوبریک، شلی دووال، همبازی زن او در تلألو یک صحنه را به دستور کوبریک ۱۲۷ بار تکرار کرد و فشار عصبی روی او چنان زیاد بود که موهایش در طول ساخت فیلم شروع به ریختن کرد. آیا در صحنه‌ای که قرار است شخصیت‌ها ترسیده باشند می‌شود بازیگرها را واقعاً ترساند؟ در سکانس مشهوری از فیلم بیگانه، ساختۀ ریدلی اسکات، که همه سرنشینان سفینه فضایی که تقریباً تمام تیم بازیگران را تشکیل می‌دهد، دور جان هرت بیمار که روی تخت خوابیده جمع شده‌اند و ناگهان هیولا از قفسه سینه او بیرون می‌زند. این شوک ناگهانی، که با مقادیر متنابهی خون مصنوعی و مواد لزج جهنده دیگر همراه بود، قبلاً به بازیگران فیلم گفته نشده بود و همه را میخکوب کرد. وقتی خون مصنوعی روی صورت یکی از بازیگران به نام ورونیکا کارت‌رایت ریخت، او همانجا بیهوش شد. روش مشابهی باعث شوک جیسن میلر، بازیگر نقش کشیش جوان در جن‌گیر شد، وقتی به او گفته نشده بود که دختر بچه جن زده در فیلم قرار است مایعی سبز را که با پمپ مکانیکی خارج می‌شد مستقیماً روی صورت او بالا بیاورد. مرد بد خانه دوست کجاست ترساندن بازیگر می‌تواند پشت دوربین هم اتفاق بیافتد، مثل صحنه کلاس درس در خانه دوست کجاست که در آن، به گفته کیومرث پوراحمد که در زمان ساخت فیلم دستیار عباس کیارستمی بود، برای درآوردن اشک پسربچه‌ای که در کلاس به خاطر ننوشتن مشق‌هایش مواخذه شده و گریه می‌کند او را ترسانده‌اند. پوراحمد در کتاب وقایع‌نگاری این فیلم نوشته است برای آنکه گریه بازیگر کودک را در آورد مرد بد می‌شود و برای او خط و نشان\\\" می‌کشد و با داد و هوار او را شماتت و تهدید می‌کند و عکسی که عکاس فیلم از کودک گرفته را پاره می‌کند، پسربچه مضطرب می‌شود و نهایتا به گریه می‌افتد و دوربین این لحظه را ثبت می‌کند. او می‌نویسد پس از فیلمبرداری به او شیرینی و اسباب بازی می‌دهد و عکاس چند عکس او می‌گیرد. پوراحمد می نویسد لابد این پسربچه بعدا عکسهایش را در مجله‌ها می‌بیند و \\\"به ماجرایی که به گریه کردنش منجر شد، می‌خندد\\\". با آن‌که طبق قوانین ممیزی ، هر شکل از تماس فیزیکی مرد و زن در سینمای ایران ممنوع است، اما یک استثناء بزرگ برای نقض این قانون وجود دارد و آن صحنه‌های معمولاً نادری است که در آن بازیگر مرد به بازیگر زن یا برعکس سیلی می‌زند. اما این قرارداد سینمایی به خودی خود مسئله‌دار، وقتی مسئله‌دارتر می‌شود که مثل فیلم هامون، ساختۀ داریوش مهرجویی، بازیگر زن (بیتا فرهی) خبر ندارد بازیگر مرد (خسرو شکیبایی) قرار است واقعا به او سیلی بزند. پنهان کردن واقعیت از بازیگر به بهانه طبیعی‌تر کردن صحنه توجیه شده است. مهرجویی در گفت‌وگویی درباره این صحنه گفته است: بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم که خسرو می‌خواهد بزندش چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یک جوری توجیه‌اش می‌کنیم. این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین قدر شوکه بود. او در کتاب مهرجویی: کارنامه چهل ساله گفته است: پلان خیلی خوب از آب در آمد. البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم ولی چاره‌ای نبود. جبر هنر خِرَم را گرفته بود! اگر بیتا خبر داشت قرار است سیلی بخورد محال بود بتواند این حیرت و جا خوردن را در بازی‌اش به این خوبی اجرا کند.\\\" مایکل کورتیز، کارگردان هالیوودی بر خلاف طبع رومانتیک بعضی از فیلم‌هایش مثل \\\"کازابلانکا\\\"، آدمی دیکتاتورمآب بود و به حداکثر واقع‌نمایی در فیلم‌هایش اصرار داشت. این اصرار در ساخت فیلم کشتی نوح باعث شد تا سه سیاهی لشکر غرق شوند، یک نفر پایش را از دست بدهد و تعداد زیادی جراحت‌های جدی بردارند. گاهی وقت‌ها ضعف‌های نظارتی و امنیتی باعث چنین مرگ‌های ناخواسته‌ای می‌شود که مشهورترین نمونه‌اش کشته شده براندون لی، پسر بروس لی، توسط گلوله‌ای واقعی (که قرار بود تیر مشقی باشد) در فیلم \"کلاغ بود. آزار دنباله‌دار سوء‌استفاده از بازیگران، خارج از زمان فیلمبرداری چیز تازه‌ای نیست. کارگردانانی بوده‌اند که قدرت مطلق خود را خارج از چارچوب ساخت فیلم اعمال کرده‌اند، به خصوص کارگردانان مرد در ارتباط با بازیگران زن فیلم. یکی از بدنام‌ترین نمونه‌ها رابطه بین آلفرد هیچکاک با تیپی هدرن، بازیگر زن فیلم‌های پرندگان و مارنی، بود که سال‌ها موضوع شایعات، جنجال و حتی یک فیلم تلویزیونی قرار گرفت. هدرن در کتاب زندگینامه‌اش که ماه گذشته منتشر شد، ادعا می‌کند که هیچکاک کاملاً بر زندگی او تسلط پیدا کرده و به او پیشنهادهای جنسی داده بود. با گفتۀ هدرن، هیچکاک حتی سکانس حمله پرندگان به او در اتاقک زیرشیروانی را با پرندگان واقعی فیلم‌برداری کرده است. به علاوه\"استاد دلهره آدم‌هایی را استخدام کرده بود تا هر حرکت هدرن در زندگی خصوصی را تحت نظر گرفته و به او گزارش بدهند. این ادعاها به شدت توسط کسانی که هیچکاک را از نزدیک می‌شناخته و یا با او کار کرده‌اند رد شده، اما شاید زنگ خطری باشد برای درک این حقیقت تلخ که بعضی فیلمسازان فکر می‌کنند که اجازۀ کارگردانی زندگی خصوصی، بدن و هویت بازیگرانشان را هم دارند.  

مصاحبه با فریبا جدیکار به بهانه حضورش در فیلم شبانه روز

فریبا جدی کار از بازیگران خوب و برجسته سینما و تلویزیون کشور است. به بهانه حضور کوتاه، اما اثربخشش در فیلم شبانه روز به کارگردانی امید بنکدار و کیوان علی محمدی که این روزها در حال اکران است، گفتگویی با او انجام داده ایم که در اینجا می خوانید.
هنر در هفته ای که گذشت بهترین کمدی تاریخ سینما به انتخاب منتقدان جهانی برای کیت سن مهم نیست شبح درون پوسته جدیدترین فیلم اسکارلت یوهانسون ده عضو ایرانی تازه در آکادمی اسکار؛ از محمد رسول اف تا گلشیفته فراهانی

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم " بادها به نفع کودکان می وزند " برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان

تازگی ها مقوله تلفیق در بازار موسیقی داغ شده  است و موزیسین ها را بر این می دارد تا با سبک های جدید بازار موسیقی را با تحول رو به رو کنند.

دریا دادور

زنگ صدای لطیف و زنانه و درعین حال محکمش با اجرا های سولو سوپرانوو و قدرت بالای او در اجرا های اپرا او را نسبت به تمامی خوانندگان زن متفاوت می کند. تلفیق آثار شرق و غرب با یکدیگر و اجرای بدیع او و هماهنگ سازیش با حس و لحن آوای او، طرفداران بسیاری را به خود جلب کرده است.
پشت ستاره ها/ لاله پورکریم خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند محسن یگانه در برج میلاد شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی

مراسم رونمایی از کتاب "زندگی ، عشق و گم‌گشتگی" مجموعه کامل آثار علی اکبر صادقی نقاش سرشناس، جمعه ۲۷ فروردین ماه با نمایش نسخه های ترمیم شده‌ی انیمیشن های این هنرمند، با حضور تعداد زیادی از هنرمندان در گالری شیرین تهران برگزار شد. این مجموعه کتاب در سه جلد و به کوشش علی بختیاری منتشرشده است. جلد اول با عنوان "زندگی"، مروری بر کارهای اولیه‌ی علی اکبر صادقی است و روند شکل گیری آثار هنری او در رشته های گرافیک، نقاشی روی شیشه یا ویترای ، انیمیشین و تصویر سازی را تا اواسط دهه‌ی پنجاه مورد بررسی قرار داده است. کتاب عشق نیز مروری بر نقاشی های علی اکبر صادقی است که از میانه‌ی دهه‌ی پنجاه به بعد با مجموعه‌ی اسطوره و ریاضی آغاز شد. کتاب گم‌گشتگی نیز شامل مجموعه اشعاری است که علی اکبر صادقی در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ سروده است. علاوه بر خود هنرمند فرشید مثقالی، جواد مجابی، علی بختیاری ، شهروز مهاجر ، عطاالله امیدوار و طاها بهبهانی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم از علی اکبر صادقی سخن گفتند. جواد مجابی، نویسنده و منتقد که مقدمه کتاب علی اکبر صادقی را هم نوشته است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی در باره علی اکبر صادقی و جایگاه او و آثارش در هنر معاصر ایران گفت:" علی اکبر صادقی یک نقاش نو کلاسیک روایت گراست یعنی در واقع کسی است که نقاشی کلاسیک ایران و جهان و مخصوصا مینیاتور ایران را خیلی خوب می داند و تجربه کرده است، اما آنچه او را متفاوت می کند دید نو نقاش است که طبیعتا با نگاه شوخ چشمانه‌ای که به هستی دارد همه چیز را در یک حالت لغزان و مردد نشان می دهد." آقای مجابی در ادامه گفت: "صادقی وقتی به مجالس جنگ و بزم و باغ های ایرانی، افسانه ها و اسطوره نگاه می کند همه چیز را نا استوار معرفی می کند و این نگاه شوخ چشمانه به جهان است که به کارهای او تازگی می دهد." آقای مجابی تاکید کرد که صادقی یکی از پرکارترین هنرمندان معاصر ایران است و کارهایش هم مورد تایید خواص است و هم عموم مردم به کارهایش توجه دارند و می توانند با آثار او ارتباط برقرار کنند. به گفته‌ی آقای مجابی، او هنرمند نو اندیشی است که هیج گاه شیفته‌ی کار خود نمی شود و به جای تکرار هر وقت در کارهایش به اوج رسیده است خود را محدود نکرده و به کار تازه‌ای روی آورده است. آقای مجابی در باره‌ی کتاب گم‌گشتگی که مجموعه اشعار علی اکبرصادقی است، گفت: "صادقی در یک دوره به خاطر افسردگی نقاشی نکرده و نشسته شعرهای خودش را نوشته. این شعرها به نظر من نوعی خواب گزاری است؛ بیان یک دنیای خواب گونه است و سرشار از فضاهای فرا واقعی است." علی اکبر صادقی علی اکبر صادقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. نقاشی را از‌‌ همان کودکی آغاز کرد و در دوران دبیرستان، نقاشی آبرنگ را نزد آواک هایراپتیان، با کپی از طبیعت آموخت. علی اکبر صادقی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در همان سال ها ، نقاشی روی شیشه با حال و هوای ایرانی را تجربه کرد. او به مرور سبک‌ها و شیوه‌های مختلف نقاشی را تجربه کر ، اما در ‌‌نهایت می‌توان وی را نقاشی سوررئالیست دانست که به بیان و فرم شخصی خود دست یافته است. نقاشی‌های سوررئالیستی علی اکبر صادقی به ویژه در آثار دوره‌ی اولش، هم از نظر مضمونی و تماتیک و هم از نظر به‌کارگیری عناصر تصویری و رنگ، جلوه‌ای ایرانی داشتند که درست به همین دلیل، بین او و دیگر نقاشان سوررئالیست فاصله‌ای محسوس ایجاد می‌کرد و به دنیای نقاش، رنگ و بویی شخصی و متمایز می‌داد. در دوره‌ی دوم اما، صادقی به‌تدریج از این عناصر فاصله گرفت و به نقاشانی چون رنه ماگریت و دالی که از نقاشان مورد علاقه‌ی وی هستند، نزدیک‌تر شد و در مقابل کوشید که مرزهای نقاشی‌اش را از بوم به قاب‌هایی که این بوم‌ها را در خود گرفته بودند گسترش دهد. با این همه به نظر می‌رسد که مخاطبان علی اکبر صادقی، هنوز کارهای دوره‌ی اول او را بیشتر دوست می‌دارند و نام او را با این کار‌ها و نقش‌ها به خاطر سپرده‌اند. اگرچه نقاشی، اصلی‌ترین دغدغه علی اکبر صادقی به شمار می‌آید، اما او در زمینه‌های دیگر، از جمله ساخت انیمیشین، تصویرگری کتاب گرافیک و حتی شعر نیز فعال بوده است. او در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶، شش فیلم از جمله «گلباران»، «رخ»، «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم‌ها که هم در داخل ایران و هم در جشنواره‌های جهانی مورد اقبال بسیار واقع شدند و جوایز متعددی را نصیب وی کردند، نمونه‌های موفقی از انیمیشن ایرانی به حساب می‌آید. در اغلب آثار او فرهنگ عامیانه، اساطیر ایرانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و سنت‌های تصویری ایرانی مثل پرده‌خوانی بازآفرینی شده اند. در اکثر آثار علی اکبر صادقی چهره های مردانی با کلاهخود و سپر حضور دارند که در بسیاری از آنها چهره‌ی خود نقاش به چشم می خورد؛ گویی که او تاریخ ایران را با نوعی خود نگاری ترکیب کرده است. علی اکبر صادقی کار‌هایش در بیش از صدها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران به نمایش درآمده، و برای نقاشی‌ها، فیلم‌ها و تصویرگری‌های کتاب جوایز متعددی را کسب کرده است.

گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند!

دومین نمایشگاه نقاشی انفرادی ندا هادی زاده، با عنوان گناه از آن ماست، از جمعه 25 شهریور تا چهارشنبه 30 شهریور در گالری محسن برپا می شود.
اولین موزه زیر آب جهان نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

ادبیات

روز بهترین دوست انسان

کتاب در عمر تقریبی پنج هزار ساله‌ی خود مسیر شگفتی را از لوح گلی آغاز کرد تا به نشر الکترونیک برسد. از نوشتن بر لوح گلی تا آغاز نشر گسترده کتاب ۴۵۰۰ طول کشید، اما شتاب تحولات در چند دهه گذشته شگفت‌انگیز است. یونسکو از سال ۱۹۹۵ روز ۲۳ آوریل (سوم اردیبهشت) را به عنوان روز جهانی کتاب و حقوق مولفان وارد تقویم خود کرده است. تولد و مرگ برخی از نویسندگان نامدار جهان از جمله ویلیام شکسپیر و میگوئل سروانتس نیز با این روز مصادف است. شناسایی این روز توسط سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد به درخواست ناشران و دولت اسپانیا انجام شد و عبارت "حقوق مولفان" به پیشنهاد روسیه به آن افزوده شده است. سابقه‌ی این نامگذاری به سنتی در کاتالونیای اسپانیا بازمی‌گردد که در آن کتابفروشان روز ۲۳ آوریل همراه هر کتاب شاخه گلی نیز به خریدار هدیه می‌دادند. در بسیاری از کشورها در روز جهانی کتاب برنامه‌های مختلفی برای تشویق و ترغیب کودکان و نوجوانان به خریدن و خواندن کتاب تدارک می‌بینند. پاپیروس، راهگشای نشر متون تا چند دهه پیش مفهوم رایج کتاب تعدادی صفحه‌ی کاغذی بود که میان دو جلد به هم چسبیده بودند. با رونق نشر الکترونیک این مفهوم رفته‌رفته تغییر می‌کند و کتاب دیگر نه فقط مجموعه‌ای از صفحه‌های کاغذی که گاهی نوشته‌هایی است در "دنیای مجازی". از یک منظر مفهوم کتاب در تحول اخیر، به سرمنشا خود نزدیک شده است؛ به زمانی که انسان ثبت دانش، تاریخ، حکایت و احکام و اعتقادات خود را بر روی لوح گلی آغاز کرد. مفهوم مشترک در تمام این دوران "نوشتن" و "خواندن" و به عبارتی نوشته شدن، ثبت شدن، و انتقال متن به آیندگان به نظر می‌رسد. باستان‌شناسان و تاریخ‌نویسان از وجود کتابخانه‌هایی با ده‌ها هزار لوح گلی در شهرهای سومریان (هزاره دوم و سوم پیش از میلاد) سخن می‌گویند. برای انسان امروز تصور چنین مجموعه‌ای - کتابخانه‌ای با صدها متر قفسه و ده‌ها هزار لوح گلی - شاید کمی دشوار باشد؛ امروز تمام اطلاعات ثبت شده بر لوح‌های گلی سومریان را می‌توان در گوشه‌ای از حافظه‌ی یک رایانه جیبی به این طرف و آن طرف برد. مرکز تمدن سومریان در جنوب عراق کنونی و میان دو رود دجله و فرات قرار داشته و این قوم حدود پنج‌هزار سال پیش خط میخی را برای نگارش ابداع کردند. ابداع خط میخی که کهن‌ترین نظام نگارش شناخته شده در دوران باستان به شمار می‌رود، سرآغاز راهی بود که در هزاره‌های بعدی به شکل‌های مختلف ادامه یافت. نوشتن بر لوح‌های فلزی و چوبی گام‌های بعدی بودند و استفاده از پوست حیوانات و ابداع پاپیروس را می‌توان جهشی انقلابی محسوب کرد. کتاب در قالب طومار مصریان حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح از مغز گیاهی علفی به نام بوریا لوح‌هایی ساختند که پاپیروس خوانده می‌شود. پاپیروس تا نیمه‌ی هزاره دوم پس از میلاد مهمترین و رایج‌ترین وسیله‌ی ثبت اطلاعات بود و آنچه به عنوان کاغذ بعدها رواج یافت، شکل تکامل‌یافته‌ی آن است. قدیمی‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون شناخته شده‌اند، بر طومارهایی از پاپیروس یا پوست نوشته شده‌اند. بر سنگ‌نگاره‌های یونان باستان که متعلق به پنج قرن پیش از میلاد هستند، نقش‌هایی وجود دارد که استفاده از طومارهای پایروس را تایید می‌کند. باستان‌شناسان معتقدند که نوشتن حماسه و آثار فلسفی بر پاپیروس به قرن‌ها پیش از این تاریخ بازمی‌گردد. با این همه کهن‌ترین طومار یونانی که در مصر کشف شده متعلق به قرن چهارم پیش از میلاد است. از نوشته‌های تاریخی چنین برمی‌آید که با رونق مکتب فلسفی آتن و با برپایی کتابخانه‌های بزرگ در شهرهایی چون بندر اسکندریه تکثیر کتاب بر طومارهای پاپیروس در همان دوران بسیار رونق داشته است. حروف چینی و انقلاب صنعت نشر با گسترش مسیحیت در اروپا تولید انبوه کتاب قرن‌ها کار راهبانی بود که در صومعه‌ها مشغول نسخه‌برداری و بعضا ترجمه متون بودند. افزایش تعداد عنوان‌ها و ضخامت و گرانی اوراق چرم و پوست رفته‌رفته راه را برای استفاده از کاغذ باز کرد. چین یکی از نخستین کشورهایی است که به تولید انبوه کاغذ‌های بسیار نازک پرداخت. پارچه ابریشم نیز به خاطر دوام و مرغوبیت برای تولید کتاب‌های نفیس به کار گرفته می‌شد. همزمان با این تحولات تولید انبوه کتاب با استفاده از فرم‌های چوبی و سفالی نیز پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرد. یکی از نخستین نمونه‌های شناخته شده‌ی استفاده از این تکنیک، تکثیر متون بودیستی در کره و در ابتدای قرن یازدهم است. استفاده از حروف قابل جا‌به‌جایی و حروف‌چینی گام بعدی در تکامل تولید انبوه کتاب بوده است. سازمان یونسکو در سال ۲۰۰۱ نسخه‌ای از تعالیم بودایی را که در سال ۱۳۷۷ با این شیوه در کره تکثیر شده، به عنوان میراث فرهنگی بشر به ثبت رساند. نیاز به تعداد بیشتر کتاب باعث شد که یوهانس گوتنبرگ آلمانی با الهام از تکنیکی که در چین و کره ابداع شده بود، نخستین ماشین چاپ با استفاده از حروف قابل جابه‌جایی را در میانه‌ی قرن پانزدهم میلادی اختراع کند.   نشر الکترونیک، فاتح جوان سنتی کهن استفاده از حروف‌چینی و ماشین چاپ انقلابی است که نام گوتنبرگ را در کنار تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ بشر قرار می‌دهد. تولید انبوه کتاب زمینه‌ی ورود به عصر روشنگری و پیشرفت‌های علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را فراهم کرد. بیش از ۴۵۰۰ سال طول کشید تا کتاب از لوح گلی به تعدادی صفحه‌ی کاغذی میان دو جلد تحول پیدا کند و کالایی بشود در دسترس عامه مردم. از این دوران کمتر از چهار قرن زمان لازم بود تا کتاب با تصویرهای چهار رنگ و در تیراژ‌های میلیونی منتشر شود. شتاب این تحول و تغییرات با ورود انسان به دنیای نشر الکترونیک چنان ابعادی پیدا کرد که در کمتر از سه دهه برای نوشتن و تکثیر کتاب دیگر نه به کاغذ نیاز است نه به دستگاه چاپ. در دهه‌ی دوم قرن ۲۱ نوشتن و انتشار در دنیای مجازی چنان عادی تلقی می‌شود که دشوار بتوان تصور کرد، عمر نخستین کتاب الکترونیکی ۲۵ سال بیشتر نیست و تاریخ ثبت نخستین دامنه اینترنتی دنیا به سه دهه نمی‌رسد. نخستین کتابی که فقط بر روی صفحه کامپیوتر قابل خواندن بود اثری است از ویلیام گیبسون، نویسنده آمریکایی داستان‌های علمی- تخیلی که در ۴۰ سالگی نویسنده (۱۹۸۸) برای خرید به بازار عرضه شد.

میلاد مهدی (عج) مبارک باد

سلام و درود خداوند بر محمد و آل او سلام بر هادیان خلق یکی بعد از دیگری، و خداوند هرگز خلاف وعده نمی کند و اوست عزیز حکیم و رحمت او بر پاکیزگان از خاندان محمد و علی و بر اشک های روان شده بر مظلومیت آنها کجایند حسن و حسین (ع) و کجایند فرزندان حسین شاسته ای پس از شایسته دیگر و راستگویی پس از راستگویی دیگر کجایند خورشیدهای تابان؟ کجایند ماه های فروزان کجایند آن ستارگان درخشنده؟ و کجاست بقیه الله ( عج) که غیر از این خاندان پاک نیست کجاست آن ریشه کن ستمکاران کجاست آن منتظر برای راست کردن کژی و نادرستی و کجاست آن جایگاه امید برای برانداختن ستم و بیدادگری کجاست آن ذخیره خوادند و زنده کننده قرآن و دین رسول خدا کجاست قطع کننده رشته دروغ برکننده ریشه عناد و گمراهی و کجاست عزت دهنده دوستان واتصال دهنده زمین و آسمان؟ و برافرازنده پرچم هدایت؟ کجاست مهدی آل محمد؟ ای فرزند صبح صبح ها و شب ها می آیند و می روندو تو همچنان در پس غیبت رخ پوشانده ای و چشم های تار ما در افق مبهم تفتیده زمین و زمان به دنبال یافتن نور امیدی نا امیدانه چرخ می زند. ای فرزند نور ای قامتت به بلندای آسمان ای در رکابت مسیح کاش می دانستم چه وقت دل هل به ظهور تو قرار خواهد یافت ای حقیقت پنهان ای که درمیان  مایی و از نظر دوری ای آرزوی دل آرزومندان کلام در وصف تو به شماره افتاد و راز دل ناگشوده ماند و غیر از غم نیاید هیچ به کارم و افسوس که سال های جوانی به پیری رسید و روزهای جدایی به وصل نرسید
نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت من راه خانه ام را گم کرده ام دست ها دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد