حرفه من

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
  این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. . به گزارش کاسب نیوز؛ هر از چند گاهی فردی با ابتکار جدیدی، شغلی نو را ایجاد کرده و بعد از مدتی شاهد آن هستیم که افراد دیگری نیز با پیروی از وی و مناسب دیدن آن شغل، همکار او می شوند.   بدین ترتیب شغل جدیدی به وجود آمده و رواج می یابد. البته در صورتی که کسب درآمد در آن شغل سهل و آسان باشد، به سرعت انتشار می یابد.  بررسی های انجام شده توسط خبرنگار کاسب نیوز نشان می دهد که اخیرا در مناطق اعیان نشین شمال تهران شغل جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند: "مسئول خرید جهیزیه".  در واقع خانواده های ثروتمند که بیشترشان مشغله های روزمره زیادی در زندگی دارند، با این فرد توافق می کنند که جهیزیه دختر دم بختشان را خریداری کند.  دستمزد "مسئول خرید جهیزیه" 10 درصد از کل مبلغ خرید جهیزیه است. البته او همچنین وظیفه دارد بعد از خرید، جهیزیه را در منزل دختر خانواده، بچیند. در واقع طراحی دکور و چینش وسایل منزل نیز جزو وظایف وی به شمار می رود.  خبرنگار کاسب نیوز در گفتگو با یک "مسئول خرید جهیزیه" در مورد مبلغ خرید جهیزیه پرسید، که او پاسخ داد: مبلغ خاص و تعیین شده ای نیست بلکه توافقی است. یعنی آن خانواده وسایل مورد نیاز را اعلام می کنند و بنده لیست قیمت کامل را ارائه می دهم و بعد هر کدام را که زیاد است و یا نمی خواهند را خط می زنم و ما بقی را خریداری می کنم.  وی در ادامه درباره دستمزد خودش گفت: این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. .

کودکان

فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

  اگر قصد فرزند دار شدن دارید بهترین کار قبل از بچه دار شدن این است که شما و همسرتان در مورد مسائل تربیتی فرزندتان به توافق برسید و بعد اقدامات لازم را انجام دهید. . .

من بابانوئل بچه ها هستم

بچگی های مان وقتی می رفتیم  مهمانی و حوصله مان سر می رفت و شروع می کردیم به نق زدن و ساز بریم بریم کوک می کردیم ، صاحب خانه برای این که ما را ساکت کند که بتواند با خانواده مان راحت تر و بیشتر معاشرت کند ، می رفت یک کاغذ درب و داغان و یک مداد بدتر از آن می آورد و می گفت: " یه نقاشی برای خاله بکش ! "
بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید پیامدهای چاقی در نوجوانی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اشتهای عجیب یک دختر سه ساله

ناتالیا هی هورست دختر بچه 3 ساله انگلیسی به عارضه ای دچار است که شاید در برخورد اول چندان کشنده بنظر نرسد.

ازذواج برد پیت و آنجلینا جولی

پس از ۹ سال زندگی مشترک و داشتن ۶ فرزند، زوج هالیوودی "برانجلینا" سرانجام "پیوند ابدی زناشویی" با یک‌دیگر بست. به گفته‌ی هنرپیشه‌ی آمریکایی، جورج کلونی، که به این مراسم دعوت شده بود، "برد خیلی احساس خوشبختی می‌کند." برد پیت وآنجلینا جولی که در جریان تهیه‌ی فیلم آمریکایی "آقا و خانم اسمیت" با همدیگر آشنا شدند، ابتدا تصمیم داشتند، وقتی "ازدواج همه همجنس گرایان در آمریکا به طور قانونی به رسمیت شناخته شد"، زندگی مشترک رسمی خود را آغاز کنند. ولی ظاهرا پس از گذشت دو سال نامزدی، این تصمیم را به دست فراموشی سپردند و روز پنج‌شنبه (۲۸ اوت) در یک باغ انگور در جنوب فرانسه در منطقه‌ی کوت دآزور، پیش از غروب آفتاب و روبروی محراب کوچک باغ، به عقد و ازدواج یک‌دیگر در آمدند . ۶ فرزند این زوج خوشبخت هالیوودی، پدر و مادرخوانده‌ی خود را در حالی که سبدهای گل در دست داشتند، تا پای محراب همراهی کردند. به نوشته‌ی رسانه‌ها پس از انجام مراسم، سه دختر "برانجلینا"، یعنی "زارا" ، "شيلو" و "ويواين" زوج را "گلباران کردند." همسرهای دوم و سوم این، ازدواج دوم برد پیت است که در سال ۲۰۰۰ با هنرپیشه‌ی آمریکایی، جنیفر انیستون پیوند زناشویی بسته بود. ازدواجی که ۵ سال دوام یافت. انیستون در سال ۲۰۰۵، وقتی پیت و آنجلینا با هم رابطه‌ی عاشقانه برقرار کردند، درخواست طلاق داد و از او جدا شد. از آن پس، "برانجلینا" رابطه‌ی خود را علنی کردند. آنجلینیا جولی برای سومین بار است که ازدواج می‌کند. او در مصاحبه‌ای با مجله‌ی آمریکایی "مردم" در باره‌ی زندگی مشترک خود با برد پیت و ۶ فرزندش گفته است: «پیوند ما فقط رابطه‌ی عاشق و معشوقی و دوست و دختر و پسر بودن با هم نیست. ما بیشتر، یک خانواده هستیم." ظاهرا پدر آنجلینا جولی جان ویت، بازیگر ۷۵ ساله‌ی آمریکایی که برای بازی در فیلم "بازگشت به خانه" جایزه‌ی اسکار "بهترین بازیگر مرد" را دریافت کرده، به این مراسم دعوت نشده بود. او در مصاحبه‌ای در این باره گفت که از ازدواج دخترش از طریق رسانه‌ها با خبر شده است: «ظاهرا مراسم با شکوهی بوده. باید خیلی قشنگ بوده باشد که بچه‌ها هم در آن جمع بودند.» برد پیت وآنجلینا جولی، پیشتر به طور رسمی و اداری در ایالت کالیفرنیای آمریکا ازدواج کرده بودند.
خوشحالترین های دنیا شهر تو جیبی! چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران زن 23 ساله 5 قلو زائید!

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

شايد داستان اززماني شروع شدكه‌كنار پنچره مي ايستاديم وخودمان را ازنوك پنجه پا تا پوست گردن مي كشيديم ، مي خواستيم ببينيم  پشت پنجره چه خبراست

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
حرفه من: مربی آموزش رانندگی زنان پزشکان بهتری هستند نترس؛ من یک روزنامه نگارم! دختران تونل توحيد حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بخشش را یاد بگیریم

باید بدانیم که به جای انتقام می توانیم کاری کنیم که نتیجه مثبت تری دارد و آن گفتن این که شما را می بخشم. بخشیدن به معنای تسلیم شدن نیست بلکه به این منظور است که این هم بگذرد. وقتی فرد آزاردهنده را می بخشید از نظر هیجانی دیگر به او پایبند نشده اید. بخشش شما را از کابوس فرد دیگری خلاص می کند و به شما امکان زندگی پسندیده و آرامی را می دهد. وقتی آدمی خشمگین می شود ممکن است احساس مسئولیت بیشتری بکند اما بخشش کم کم احساس قدرت بیشتری را القاء می کند. وقتی کسی را می بخشید قدرت صلاح دید شما احیاء می شود. مهم نیست که فرد لایق بخشش باشد، شما سزاوار رهایی هستید.دلیل دیگری که ممکن است ما را از بخشش باز دارد می تواند احساسی چون ضعف باشد. بعضی ها فکر می کنند بخشیدن یعنی این که آنها اشتباه کرده اند و حق با دیگری است. بخشش فقط بیرون کشیدن خنجر از شکم تان است. بخشش همانقدر که برای جسم خوب است برای روان نیز گوارا و خوب می باشد. زنده کردن و زنده نگه داشتن جراحات گذشته برای سلامتی ضرر دارد. ثابت شده است که حتی یادآوری ساده یک واقعه که باعث خشمگین شدن فرد می شود برای قلب استرس آور است. ابتدا احساس های منفی همچون خشم و غمگینی و خجالت را تحمل می کنید، بعد سعی می کنید از آنچه اتفاق افتاده سر در بیاورید یا به بررسی تسکین این پیشامدها می پردازید. بعضی افراد ممکن است هیچ وقت به مراحل نهایی بخشش دست پیدا نکنند. بخشیدن را می توانید با پیشنهادهای ذیل امتحان کنید : با آزردگی کوچک شروع کنید : آزردگی و دلخوری جزیی که از سوی غریبه ها، دوستان، آشنایان و حتی صمیمی ترین فرد حاضر در زندگی تان بر شما وارد می شود و موجب تکدر خاطر و دل شکستگی تان می شود را نادیده بگیرید. زیرا شما را برای امر خطیر و نخستین گام بخشیدن آزارهای اصلی آماده می سازد. خودتان را از احساس های مضر و منفی رها کنید : احساس خشم و یا ناامیدی خود را برای یک دوست و یا مشاوری دلسوز و مورد اعتماد بازگو کنید. این عمل تجربه نیرومندی را برای گوش فرا دادن به شما می بخشد و می توانید بدون خطر بدون هیچ خطر بازگویی یا انجام چیزی که بعدها غم آن را بخورید بر احساسات خود فائق آئید. همچنین با این رفتار می توانید از نمودهای منفی ناشی از خشم نیز دوری و اجتناب کنید. به فردی که شما را آزرده خاطر کرده است نامه بنویسید : جزئیات حقیقتی را که اتفاق افتاده به همان گونه که آن را تجربه کرده اید و یا آن را مشاهده کرده اید بدون هیچ گونه دخل و تصرفی بنویسید. سعی کنید اگر برایتان مقدور است نامه خود را به دست فردی که شما را آزرده است، به طریقی برسانید و برای تخلیه کامل هیجان و برطرف کردن مسئله به صورت بنیادی، بهتر است در کمال آرامش با فرد مورد نظر راجع به محتویات نامه به گفتگو بنشیند و اشتیاق خود را برای برطرف کردن سوءتفاهمات و ناراحتی بیان کنید و در صدد رفع کامل مشکل برآئید ، اما اگر این کار امکان پذیر نیست پیشنهاد می شود نامه نوشته شده را آب روان وجاری رها کنید. چنان چه فردی که شما را آزرده است فوت کرده، نامه را پس از نوشتن بسوزانید. روش سمبلیکی که خشم را کاملا می سوزاند و از بین می برد. احساس نکنید که مقابله کردن و رو در رو شدن ضروری است : بخشش می تواند بدون دخالت یا آگاهی کسی هم اتفاق بیفتد. افرادی را که می بخشید، ممکن است هرگز نفهمند که در حق شما اشتباه کرده اند و یا حتی در صورت آگاهی نیز، خود را نه تنها گناهکار و متهم قلمداد نکنند بلکه محق بر این عمل نیز بداند؛ با این تفاسیر شما باز مبادرت به عمل بخشش کنید زیرا آنچه که مهم است فائق آمدن شما بر خشم تان است. با همدلی گوش فرا دهید : اگر با کسی که مخالف شما می باشد رودررو قرار گرفتید ساکت باشید و گوش فرا دهید و بعد هر چه که شنیده اید را به او نسبت دهید. در این صورت شما خواهید توانست رفتار را از چشم انداز و نظرگاه دیگری نیز ببینید که این خود نیز در نهایت می تواند منجر به بخشش شود. به خاطر داشته باشید که بخشش همان فراموشی نیست : نباید آزردگی ها را فراموش کنیم این تجربیات در عین ناراحت کننده بودن شان بسیار آموزنده و عبرت دهنده نیز هستند. این تجربیات به ما آموزش می دهند که دوباره قربانی نشویم و دیگران را نیز قربانی نکنیم. بخشش آرامش درونی می آورد. پس بخشنده باشید تا احساس های مثبت به وجود آمده ، راه زندگی بهتر را برای شما هموار کند.

حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام

ایرانی‌ها یک‌بار دیگر رکورد زدند؛ باز هم در استفاده از پیام‌رسانی که این روزها کمتر کسی در ایران از آن خبر ندارد؛ تلگرام، افزونه پیام‌رسان تلفن همراه که خیلی زود وارد ایران شد و خیلی زود همه پیام‌رسان‌ها را پشت‌سر گذاشت.   به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند ادامه داد: در نخستین ماه‌هایی که تلگرام را دو برنامه‌نویس روس نوشته بودند و به کشورهای نزدیک می‌فرستادند، شاید خودشان هم فکرش را نمی‌کردند روزی بیاید که نیمی از جمعیت یک کشور پرجمعیت، بیشتر راه‌های ارتباطی قبل را رها کنند و بیشتر ساعت‌های شبانه‌روزشان را بچسبند به پیام‌رسانی که آنها شاید در بازار داغ دیگر پیام‌رسان‌ها، ناامیدانه طراحی‌اش کردند.   حالا بعد از گذشت سه‌سال از طراحی تلگرام، دیگر برادران «دوروف» مطمئن شده‌اند که بازارشان را خلاف همیشه، نه در اروپا و آمریکا که باید در ایران سرمایه‌گذاری کنند؛ آنها حالا به یکی از معروف‌ترین برنامه‌نویسان جهانی تبدیل شده‌اند که نه اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها که ایرانی‌ها معروفشان کردند.   اگر تا همین چند ماه پیش هربار حرف میزان استفاده ایرانی‌ها از تلگرام می‌شد، رقمی در حدود ٢٠‌ میلیون نفر دست‌به‌دست می‌شد، حالا و این‌طور که از سرور مرکزی این نرم‌افزار پیام‌رسان پیداست، این رقم افزایش دوبرابری داشته است. آبان ‌سال گذشته بود که موسسان تلگرام اعلام کردند که از ٦٢‌ میلیون کاربر فعال تلگرام بیش از ٣٨‌ درصد مربوط به کاربران ایرانی است؛ یعنی ٢٣‌ میلیون نفر.   اما حالا و براساس بررسی که «خبرآنلاین» دیروز از این سرور انجام داده، بیش از ٤٥‌ میلیون کاربر ایرانی روی تلگرام وجود دارد. پنج روز قبل از عید نوروز بود که مدیران تلگرام در تازه‌ترین آمار خود اعلام کردند که تعداد کاربران ماهانه فعال این اپلیکیشن پیام‌رسان از مرز ١٠٠‌ میلیون کاربر عبور کرده و روزانه حدود ١٥‌ میلیارد پیام در این سرویس رد و بدل می‌شود. بعد از آن و در هفته گذشته بود که برادران دوروف، موسسان تلگرام اعلام کردند که ٢٠‌ میلیون کاربر ایرانی از تلگرام استفاده می‌کنند.   حالا آن‌طور که آمارهای رسمی سرور مرکزی تلگرام نشان می‌دهد براساس تعداد مراجعات به سرورهای تلگرام، بیش از ٤٥.٨‌ درصد از ترافیک کاربران تلگرام روی سرور اصلی تلگرام یعنی‌ ای‌پی شماره ١٤٩.١٥٤.١٦٧.٩٩ ایرانی‌اند. از طرف دیگر سرور telegram.org که سرور اصلی تلگرام است نشان می‌دهد که این نرم‌افزار در ایران، هفدهمین سایت برتر است و این درحالی است که در‌ سال گذشته، این نرم‌افزار در رده شش‌هزارمین سایت مورد استفاده ایرانی‌ها بود.   از طرف دیگر آمارهای سرور telegram.me که مربوط به ترافیک کانال‌های تلگرام است و از ژوئن‌ سال گذشته فعال‌ شده است، نشان می‌دهد که کاربران ایرانی ٨١‌ درصد از ترافیک کانال‌ها را در اختیار دارند.   ایرانی‌ها شورَش را درآوردند یا خوب شد که تلگرام آمد؟   چندسالی می‌شود که ایرانی‌ها پیام رسانه‌ای تلفن همراه را جایگزین راه‌های قدیمی‌تر ارتباط با هم کرده‌اند؛ اولش وایبر بود و واتس‌اَپ و حالا تلگرام و این درحالی است که وضع در دیگر کشورهای جهان به شکل دیگری است؛ مثلا تعداد صد میلیونی کاربران تلگرام، یک‌دهم اپلیکیشن واتس‌اَپ است؛ واتس‌اَپ با بیش از یک میلیارد کاربر همچنان در صدر اپلیکیشن‌های پیام‌رسان است اما موضوع اینجاست که مدیران تلگرام مدعی‌اند که باوجود ١٠٠‌ میلیون کاربر ماهانه فعال، روزانه ٣٥٠‌ هزار عضو جدید هم به تلگرام اضافه می‌شود که انتظار می‌رود این رقم در ماه‌های آینده باز هم رشد داشته باشد. از طرف دیگر باتوجه به چنداستفاده بودن تلگرام هم پیش‌بینی می‌شود که تعداد کاربران این پیام‌رسان بیشتر از این هم بشود چون در تلگرام کاربران می‌توانند از نسخه‌های دسکتاپ، تلفن همراه و نسخه تبلت آن استفاده کنند.   اما موضوعی که در دو‌ سال گذشته بیشتر از دیگر موضوعات تلگرام را گاهی در صدر اخبار قرار داده، استفاده زیاد ایرانی‌ها از این افزونه پیام‌رسان است. ساخت استیکرهای جنسی، صحبت‌ها درباره فیلترینگ کامل یا فیلترینگ هوشمند آن، اختلال‌های گاه‌به‌گاه استفاده از تلگرام و رایزنی‌های مسئولان تلگرام با مسئولان ایرانی درباره نوع استفاده ایرانی‌ها از آن، از موضوعاتی‌اند که هرچندوقت یک‌بار تلگرام را به یک سوژه خبری تبدیل می‌کند. در همه این مدت اما همیشه چند سوال به جا بوده: چرا ایرانی‌ها دست از سر تلگرام برنمی‌دارند؟ و چرا حالا بیشتر فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی ایرانی‌ها سر از تلگرام درآورده و بیشتر شبانه‌روز ایرانی‌ها را گرفته است؟ در یک‌ سال گذشته و با زیاد شدن هر روزه استفاده کاربران ایرانی از تلگرام، بعضی جامعه‌شناسان و کارشناسان ارتباطات سعی کرده‌اند به این سوال پاسخ دهند؛ محیط ساده و استفاده آسان، رایگان بودن، سرعت بالای تبادل اطلاعات خصوصا عکس و فیلم، وجود گروه‌ها یا کانال‌های خبری، آموزشی، تخصصی، کاری یا سرگرمی متنوع و متعدد و استیکرهای جذاب از دلایلی است که برای پاسخ به این سوال‌ها اعلام می‌شود، اما دلایل اجتماعی و سبک زندگی ایرانی‌ها هم حالا سر از این پاسخ‌ها درآورده‌ است.   خیلی‌ها معتقدند نوع کارکرد رسانه‌های رسمی در ایران، دلیل استقبال گسترده ایرانی‌ها از تلگرام است. «اعظم راورد راد»، استاد ارتباطات دانشگاه تهران یکی از این افراد است. او در گفت‌وگو با «شهروند» می‌گوید که دلیل اصلی استفاده زیاد ایرانی‌ها از تلگرام، وجود نداشتن رسانه‌های جایگزین برای رسانه‌های رسمی است: «این رسانه‌های جایگزین وجود ندارند تا دیدگاه‌های متفاوت به گردش دربیاید. این درحالی است که در تلگرام انواع و اقسام دیدگاه‌های متفاوت رد و بدل می‌شود، چه آنها با دیدگاه‌های رسمی کشور همخوانی داشته باشد چه نه. از طرف دیگر پیام‌های کوتاه و تعیین‌کننده در تلگرام با حجم بالا جریان دارد و آدم‌ها به یک دید کلی همه نگاه‌ها را با هر موضوعی که باب می‌شود، می‌بینند درحالی‌که در رسانه‌های رسمی ما یک یا دو دیدگاه وجود دارد و این امکان وجود دارد.»   به گفته این استاد ارتباطات، سرگرم‌کنندگی، رایگان بودن و جنبه ارتباطی از دیگر دلایل جذابیت تلگرام است.   جامعه‌شناسان دلایل اجتماعی زیادی برای این حجم استفاده ایرانی‌ها از تلگرام دارند؛ نمونه‌اش «اصغر مهاجری»، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران که می‌گوید تفریط در جای دیگر، باعث شده که در استفاده از تلگرام افراط داشته باشیم: «اگر ما استفاده از این امکان و ابزار در ایرانی‌ها را یک موضوع افراطی بدانیم، باید این را هم بدانیم که حتما در جای دیگری در این‌باره تفریط کرده‌ایم. باید از تلگرام ممنون باشیم که بستری را فراهم کرد که پشت صحنه جامعه ما روی صحنه بیاید. پشت صحنه جامعه ما همین است که دیدیم. جای تقدیر دارد. مسئولان به جای این‌که به جلوگیری از آن بپردازند به از بین بردن بسترها و شرایط این موضوع فکر کنند.»   او معتقد است: «براساس تغییرهای جامعه‌شناختی، جامعه ایرانی چندلایه است و مصداق بارز و روشن و مشخصی از روی صحنه و پشت صحنه است. آن چیزی که روی صحنه می‌بینیم واقعیت جامعه ما نیست. ما روی صحنه را بزک کرده‌ایم و مشاهده‌گر فکر می‌کند که این شخصیت واقعی ما است ولی واقعیت ما پشت صحنه است که پنهانش کرده‌ایم. از طرف دیگر تکنولوژی در کشورهای پیشرفته و به‌تبع در سایر جوامع، با سرعت چشمگیری درحال رشد است و قبل از ساخت هرگونه وسایل و امکانات لازم است که ابتدا فرهنگ آن را پدید آورند و سپس وارد جامعه شود؛ پس برای بهره‌برداری بهتر از تکنولوژی باید آموزش‌های لازم را فرا گرفت تا فرهنگ و استفاده از تکنولوژی همزمان پیش برود، این در حالی است که در کشور ما این اتفاق به صورت کامل نمی‌افتد و اکثر اشخاص از دید خود به استفاده از تکنولوژی می‌پردازند.»   مهاجری می‌گوید: «وجود نداشتن سرگرمی‌های واقعی و شاد در ایران، یکی دیگر از دلایل اصلی استفاده ایرانی‌ها از تلگرام است.»   «ناصر قاسم‌زاده»، دبیر انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه هم در گفت‌وگو با «شهروند» می‌گوید: «موضوع فضای مجازی به‌دلیل پیشرفتی که ما در این حوزه‌ها از نظر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری داریم، شرایطی را در جامعه فراهم کرده که بیش از آن‌که استفاده مفید و مناسب از این ظرفیت‌ها انجام شود، استفاده نابجا از آنها داریم. درحالی‌که تلگرام ظرفیت‌های مثبت زیادی دارد. تلگرام به کاربران این امکان را می‌دهد که نام کاربری برای خود تعریف کنند. به واسطه تعریف نام کاربری، همگان به راحتی می‌توانند شما را با جست‌وجو پیدا کنند بدون این‌که نیازی به دانستن شماره شما داشته باشند. این قابلیت تلگرام نوعی احترام به حریم خصوصی و محفوظ ماندن شماره تماس شماست. یک قابلیت جدید هم اخیرا به بخش حریم خصوصی این اپلیکیشن پیام‌رسانی اضافه شده است که به شما امکان می‌دهد خودتان تصمیم بگیرید که چه کسانی شما را به گروه‌ها و کانال‌های تلگرام اضافه کنند.»   به گفته او به این دلیل ایرانی‌ها از تلگرام استفاده زیادی می‌کنند که می‌توانند خودشان را پشت آن پنهان کنند و هرطور که دلشان خواست رفتار کنند: «ما خیلی وقت‌ها و در خیلی از فضاها نمی‌توانیم خودمان را نشان دهیم چون این کار را یاد نگرفته‌ایم ولی حالا ایرانی‌ها با استفاده از این پیام‌رسان‌ها و با ساختن جوک‌ها و متن‌های مختل، هرکس هرکار می‌خواهد می‌کند و همین حس راحتی است که ایرانی‌ها را در صدر استفاده‌کنندگان از نرم‌افزارهایی مانند تلگرام قرار داده است.»
ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی آقایان بخوانند! سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید عمر ازدواج تان را تخمین بزنید ده قانونی که باید شکسته شوند

آداب و رسوم

رسوم عجیب ازدواج

"نه اینکه باورنکردنی باشند، نه! آنها بیشتر عجیبند. "  از مردمان دنیا صحبت می کنیم؛ از مردمانی که بعضی هایشان به جای سلام و احوال پرسی های معمول در همه جای دنیا، هنگام ملاقات یکدیگر سکوت می کنند، چشم ها را می بندند و سر تکان می دهند، از مردمانی که بعضی هایشان در نخستین شب خوابیدن در خانه ی دیگران سه بار بالشت خود را پشت و رو می کنند تا شاید خواب خوب شبشان تعبیر شود و رویایشان به صاحبخانه نرسد. در هر گوشه ای از این جهان هزار رنگ که متولد شویم به شیوه ی خودمان خوراک می خوریم، به همان چیزی می گرییم که بیشتر هم وطنانمان ، گوشمان به شنیدن لالایی هایی هزار ساله مادرانمان عادت می کند و هنگام ازدواج آداب و رسوم خاص خودمان را داریم. همان آداب و رسومی که شاید برای پسری سیه چرده از اهالی شاخ آفریقا یا برای زنی از کوه های غرب اروپا نه اینکه باورنکردنی اما عجیب به نظر می رسد. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم داشت به برخی از سنت ها و آداب و رسوم عجیب در نقاط گوناگون دنیا: من می شکنم، پس هستم!آلمان هرچه کاسه و بشقاب نزدیکتان است از دست عروس و داماد دور کنید. آنها هرچیز شکستنی را می شکنند! یکی از رسم های قدیمی بین آلمانی ها این است که پیش از مراسم رسمی ازدواج میهمانی در فضای باز برای نو عروس و داماد ترتیب می دهند تا آنها هر چه قدر دلشان می خواهد کاسه و بشقاب، سرویس بهداشتی، دیس و ظروف سفالی بشکنند! اما این زوج خوشبخت حق شکستن حتی یک لیوان یا آینه را ندارند. اهل فامیل و دوستان نیز در شکستن به آنها کمک می کنند اما فقط و فقط عروس و داماد هستند که می بایست خرده های ظروف را جمع و جارو کنند و حتی یک شیشه ی کوچک هم نباید جایی باقی بماند! گویا قرار بر این است که این دو نفر یاد بگیرند باید هم پای هم کار کنند و زحمت بکشند!این رسم همان قدر که بامزه به نظر می رسد برای فروشندگان لوازم خانگی آلمان هم حتماً جذاب، دوست داشتنی و منفعت زا است. بی تردید هیچ کس در جهان به اندازه این فروشندگان  پشتیبان ادامه و حفظ آداب و رسوم چنین نیستند! عروس به گند کشوناسکاتلند "می خوای عروس شی؟  پس بگیر که اومد!"  این جمله ای است که بسیاری از دختران اسکاتلندی در روزهای آخر مجردی خود می شنوند! دوستانشان، دختر و پسر، میهمانی ترتیب می دهند تا هرچیز مشمئز کننده و گندیده دنیا را نثار سر و صورت نوعروس کنند! از تخم مرغ های شکسته و گوجه های نرم شده گرفته تا پرهای مرغ آغشته به روغن و چسب! قرار بر این است که عروس آنقدر در چیزهایی که متنفر است غرق شود که دیگر فکر آه و ناله کردن برای مسائل پیش پا افتاده را فراموش کند! بعد از اینکه صورت و بدن دختر کاملاً آغشته به رنگ، بو، چسب و ... شد او را در محله و خیابان دوره می گردانند تا برای امور ظاهری هرگز خجالت نکشد! اسکاتلندی ها معتقدند هیچ شرایطی در زندگی نیست که غیر قابل تحمل باشد؛ باید برای رویارویی با همه چیز آماده بود! شگفت انگیزهای حقیقتاً جالب پیرامون آداب و رسوم جوامع مختلف جهان بسیار است. در بخش های بعدی این مطلب با بسیاری از این سنت های متفاوت و گاه حیرت آور آشنا خواهیم شد.

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.
تصویرهایی از «کریسمس» سفره هفت سین ازدواج به سبك هندی دوست داشتن را پاس بداریم این ها که میخوانید واقعی است

سفر و تفریح

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.

گراوان، رنگین كمان املاح معدنی

وقتی به من گفتند می خواهیم برویم چشمه ای را ببینیم كه آبش پس از جوشیدن از زمین سنگ می شود، باور نكردم تا اینكه با چشم خودم دیدم.
روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر پاپا نوئل در خیابان آبان تهران پیشنهادهایی برای آخر هفته دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان