1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید.
سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.
اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید.

· چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟
این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد.

· چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟
سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید.

· 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟
آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود.

· بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟
این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید.

· چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟
آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند.

· چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟
اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید.

· کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟
بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید.

· چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟
آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟

· چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟
هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر.

· چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟
همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان.

· آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟
نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد.

· علایق شخصی شما چیست؟
آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد.

· کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟
این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید.

در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بدخلقی صبحگاهی کودکان

مادر ها هر روز صبح با لبخندی زیبا صبح به خیر خود را به کودک شان تقدیم می کنند اما آیا کودکان هم به همین شکل جواب می دهند؟ بعضی از روزها کودک از لحظه ای که چشمان خود را باز می کند شروع به غر زدن، گریه و کج خلقی می کند.

سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟

رئيس انجمن علمی مامايی ايران می‌گويد ايران  دومين کشور جهان است که بيشترين آمار عمل جراحی «سزارين» را به نام خود ثبت کرده است. برزيل اولين کشوری است که بيشترين سزارين در آن انجام می‌شود. بسياری از پزشکان و متخصصان بهداشت ، گرايش بيش از حد جامعه به زايمان از راه سزارين را نگران‌کننده ارزيابی می‌کنند. دکتر ژاله گوهری، پزشک در وين گفت و گو یی انجام داده که از او پرسيده چرا گرايش به سزارين در ايران تا اين حد بالاست؟ گوهری: در حالی که در جوامع اروپا جوان‌ها، جوان‌های فهميده و طرفدار محيط زيست، طرفدار زندگی سالم، تغذيه سالم روی می‌آورند به زايمان طبيعی، در ايران و جاهايی مثل ايران در قشر متوسط شهری آمار سزارين دارد بالا می‌رود. به نظر من يک جنبه اجتماعی عجيب غريبی دارد اين موضوع و در ارتباط با اين عمل پذيری به خصوص زنهای جوان ايرانی است ولی نه فقط زنها. مردها آنچه که منظورم هست اين است که جراحی پلاستيک کردن و دماغ عمل کردن... اينها چيزهايی است که در جامعه ايران خيلی بالاست و خود را برای درمان هر دردی به دست چاقوی پزشک سپردن... يکی از مشخصات جامعه ايران شده. عدم آمادگی برای پذيرفتن تجربه عميق و در عين حال دردناک اجتماعی است. دردی که می‌گذرد ولی آن دردی که آدم قدر محصول عشق‌اش را بچه اش را يک جور ديگر می‌داند. خانم گوهری، به نظر شما آيا اين تمايل زياد مادران جوان به سزارين می‌تواند خطرناک هم باشد و اساسا تحليل‌تان چيست؟ چرا اين‌قدر علاقه به سزارين در ايران بالا گزارش می‌شود؟ مسلما عمل خطرناکی نيست. ولی اين يک پديده اجتماعی است که ما چرا اين‌قدر تحمل‌مان در مقابل درد کم شده و شايد هم روی عامل چشم و هم‌چشمی می‌خواهيم کاری را بکنيم که دخترخاله‌مان، دختر همسايه‌مان و دخترهای شهرمان انجام می‌دهند و متاسفانه همان‌طور که گفتم در حاملگی اگر همه چيز روند طبيعی داشته باشد خيلی حيف است که آدم گذار از حس کردن بچه‌ای در شکمش تا شنيدن اولين صدايش را از خودش بگيرد. به نظر من با پديده شهرنشينی رابطه خيلی تنگاتنگی دارد در بيشتر موارد احتمالا و دليل پزشکی ندارد. حالا که از درد حرف زديم، خانم دکتر، بد نيست اين را هم بپرسم که با وجود پيشرفت‌هايی که علم پزشکی کرده آيا راهکاری برای اينکه زايمان طبيعی بدون درد يا دست کم با درد کمتر انجام شود و در نتيجه بيشتر مخاطب پيدا کند وجود ندارد؟ بله. و در اروپا از اين چيزها خيلی استفاده می‌شود. از اين متدهايی که در حقيقت ريشه در شرق دارند و پرورده شدند در اروپا. مثلا استفاده از حمام آب گرم. الان وين که من زندگی می‌کنم يکی دو تا دکتر خيلی برجسته هستند که اين کار را می‌کنند. درد را کم می‌کند. تنفس يوگايی، تنفس به طور کلی، يادگرفتن تنش زدايی از بدن که اين البته مستلزم اين است که زن باردار چندين هفته و يا شايد چند ماه قبلش اين تمرين‌ها را انجام دهد و بتواند با کمک ماما، قابله و دکترش استفاده کند. بله ممکن است. بايد گفت البته يک مواردی هست که به خاطر تنگ بودن لگن خاصره يا شرايط ديگر قلبی مثلا در مورد يک زن جوان می‌تواند سزارين را توصيه کند شديدا. ما از آنها صحبت نمی‌کنيم.
تعداد کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی 'ده برابر شده است' پیامدهای چاقی در نوجوانی باز هم دروغ گفتی؟ مسمومیت گوش! تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

مردگان در دنیای مجازی

میلیون‌ها پروفایل در فیس‌بوک وجود دارد که صاحبان آنها فوت شده‌اند. فیس‌بوک این صفحات را به صفحات یادبود تغییر می‌دهد. اما اکنون یک مادر برزیلی می‌خواهد با کمک حکم دادگاه صفحه یادبود دخترش را حذف کند. بیش از ۳۰ میلیون پروفایل در فیس‌بوک به مرده‌ها تعلق دارد. این آماری است که سال گذشته در یکی از سایت‌های معتبر تکنولوژی اطلاعات اعلام شد. در سایت Readwriteweb نوشته شده بود که   فیس‌بوک مدت‌ها برای آن‌دسته از اعضای خود که دیگر زنده نبودند راهکاری نداشت. نداشتن راهکار معانی مختلفی می‌توانست داشته باشد؛ از قرار گرفتن رمز عبور این پروفایل‌ها در دسترس کسان دیگر حتی اعضای خانواده گرفته، تا هک شدن آنها و نیز پیشنهاد دوستی با افراد مرده از طرف فیس‌بوک به دیگر افراد. یکی از دلایلی که فیس‌بوک نهایتا سعی کرد راهکاری بیابد، میزان بالای شکایتی بود که از کاربران خود دریافت کرد. کاربران از فیس‌بوک می‌خواستند به روند پیغام فرستادن به آن‌ها مبنی بر افزودن نام افراد فوت شده به لیست خود یا نوشتن چیزی در صفحه آن‌ها پایان دهد. سال ۲۰۰۹ بود که فیس‌‌بوک نهایتا اعلام کرد: «می‌فهمیم چقدر برای افراد سخت است که مدام به آن‌ها کسانی را یادآوری کنیم که دیگر نیستند. به همین علت مهم است که وقتی کسی فوت می‌کند دوستان یا اعضای خانواده او به فیس‌بوک پیغام دهند و درخواست کنند تا صفحه پروفایل به صفحه یادبود تغییر کند." ابداع صفحه یادبود راهکاری بود برای هرگونه مشکلی که تا آن روز وجود داشت. صفحه یادبود قابلیت جستجو ندارد، تنها دوستان لیست فرد متوفی به این صفحه دسترسی دارند، این صفحه قابل ورود با وارد کردن رمز ورود نیست. درباره این صفحه به کسی پیشنهاد نمی‌شود که "به دوستت چیزی بگو"، یا " او را به لیست دوستانت اضافه کن"، که از روش‌های رایج فیس‌بوک در کمک به شبکه‌سازی در این وب‌سایت اجتماعی است. تنها چیزی که لازم بود این بود که خانواده یا دوستان بتوانند به فیس‌بوک دلیلی ارایه دهند که فردی فوت شده است. برای این منظور حتی "یک تکه روزنامه" که در آن خبری نوشته شده است کافی بود. تنها کاربرد صفحات یادبود در فیس‌بوک این است که به دوستان فرد متوفی امکان می‌دهد تا در صفحه او پست و عکس و ویدیو بگذارند. وقتی قرار نیست کسی در فیس‌بوک یا دیگر شبکه‌های اجتماعی و در کل در اینترنت بمیرد، سرنوشت میراث آن‌لاین افراد نیز یکی از بحث‌های اصلی متخصصان امر در زمانه حاضر است. دیگر کافی است اما همچنان وجود دارند افرادی که حتی از دستورالعمل نوین فیس‌بوک نیز راضی نیستند. یکی از آن‌‌ها که اخیرا خبرساز شده یک مادر اهل برزیل است که نمی‌خواهد صفحه یادبود دختر جوان فوت‌شده‌اش در فیس‌بوک حاضر باشد، نمی‌خواهد پست‌های دوستان او را بخواند، و نمی‌خواهد  مدام اشک بریزد: «شب کریسمس بسیاری از ۲۰۰ دوست دخترم عکس‌هایی را که از او داشتند در صفحه یادبودش به اشتراک گذاشتند تا خاطرات او را زنده کنند. من بعد از آن روزها گریه می‌کردم.» از همین رو یک دادگاه در برزیل دستور قضایی صادر کرده است که فیس بوک صفحه یادبود این دختر جوان را حذف کند. جولیانا ریبرو کامپوس در ۲۴ سالگی بر اثر پیچیده شدن شرایط یک عمل جراحی جان سپرد. خانم کوتینهو، مادر جولیانا می‌گوید "کافی، یعنی کافی‌ست." خانم کوتینهو به بی بی سی انگلیسی گفته است دنبال غرامت نیست، تنها می‌خواهد فیس‌بوک به رای دادگاه عمل کند. او می‌گوید هیچ دلیلی برای مقاومت فیس‌بوک متصور نیست جز آن‌که آن‌ها نمی‌خواهند شبکه‌ای که در تلاش ساختن آن هستند پاره شود. هنوز صفحه جولیانا در فیس بوک حذف نشده و فیس بوک در این باره نظری نداده است.  

شهر تو جیبی!

در این جهان عجیب از عجایب هفت گانه آن تا حیرت انگیزهای طبیعی و زیست محیطی، آدمی با شگفتی هایی برخورد می کند که هر یک به نوبه خود خیره کننده، چشمگیر، چشم نواز و یا بی بدیل می نماید. اما "هام" چیزی جدای تمام این ترین هاست. "هام" نام یک شهر است. شهری عجیب تر ،زیباترو شگفت تر و از آنچه که حتی به ذهن شما خطور کند. این شهر در شیه جزیره ایستریا واقع در کرواسی غربی است؛ شهری که در کتاب ثبت رکوردهای جهانی گینس عنوان کوچک ترین شهر دنیا را از آن خود کرده . گل ها در هام اغلب گل های طبیعت به یک رنگ است. به هر گوشه ای از شهر که بنگرید گل های کاغذی ارغوانی رنگی را خواهید دید که از این دیوار به آن دیگری رفته و شهر را بدل به شهر ارغوان کرده است. در هنگام ورود به "هام" تعجب نکنید! شاید "هام" تنها شهر جهان است که برای ورود به آن می بایست کلون در را چندباری نواخت تا دربانِ شهر به شما اجازه  ورود به کوچک ترین شهر جهان را بدهد. اتفاقاً یکی از جاذبه های دیدنی این شهر همین دری است که از طریقش قدم به داخل می گذارید. کلونی بزرگ ، عبارت خوش آمدید و دوازده سپر روی آن که هریک معنایی خاص دارند. دوازده سپر هر یک نماد یکی از ماه های سال هستند و شاید کارکرد تقویمی دارند. جمعیت و اما جالبتر از تمام مواردی که درباره  "هام" گفتیم و شنیدیم جمعیت این شهر است. "هام" تنها و تنها نوزده نفر شهروند دارد! یعنی جمعیت هام هنگام حضور تمامی ساکنینش به مراتب کمتر از جمعیت برخی میهمانی های ماست! کلیسا همانطور که می دانید اروپائیان یا در واقع عموم جوامع مسیحی جهان حقیقتاً به نقاط مذهبی خود نگاهی دیگر دارند و آنها را عمیقاً ارج می نهند. "هام" نیز از این قاعده مستثنی نیست. اصلی ترین مرکز گردشگری "هام" که سالانه چندین هزار توریست را جذب خود می کند تنها کلیسای شهر است. کلیسای مقدس که  دیوارهایش با نقاشی های اصیل و زیبای مسیحی آراسته شده است، ناقوس بزرگ و منحصر به فردی دارد که هر یکشنبه اهالی متدین شهر را به خود می خواند و همچنین در اعیاد و مراسم های خاص میزبان اهالی شهرش است. بر روی دیوارهای این کلیسا نوعی الفبای اسلاوی به چشم می خورد. این خط در قرن نهم میلادی توسط سنت سیریل برای ترجمه کتاب مقدس به زمان بومی اسلاوی معرفی شد و دیگر زمانی که خطر فراموشی اش می رفت به نام مبدعش " سیریلیک" ثبت شد که بعدها در زبان های بلغاری، صربی و روسی نیز به کار گرفته شد. نمایی از معابر شهر هام خانه ای در شهر هام کلیسای هام
زنان از مردان چه می خواهند (1) آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید تولید اسپرم خارج از بدن انسان بانی برتون – ازدواج با روبات ماهی های مذکر حامله

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.
روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول حرفه من: مربی آموزش رانندگی گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران برای مصاحبه شغلی آماده باشید برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بخشش را یاد بگیریم

باید بدانیم که به جای انتقام می توانیم کاری کنیم که نتیجه مثبت تری دارد و آن گفتن این که شما را می بخشم. بخشیدن به معنای تسلیم شدن نیست بلکه به این منظور است که این هم بگذرد. وقتی فرد آزاردهنده را می بخشید از نظر هیجانی دیگر به او پایبند نشده اید. بخشش شما را از کابوس فرد دیگری خلاص می کند و به شما امکان زندگی پسندیده و آرامی را می دهد. وقتی آدمی خشمگین می شود ممکن است احساس مسئولیت بیشتری بکند اما بخشش کم کم احساس قدرت بیشتری را القاء می کند. وقتی کسی را می بخشید قدرت صلاح دید شما احیاء می شود. مهم نیست که فرد لایق بخشش باشد، شما سزاوار رهایی هستید.دلیل دیگری که ممکن است ما را از بخشش باز دارد می تواند احساسی چون ضعف باشد. بعضی ها فکر می کنند بخشیدن یعنی این که آنها اشتباه کرده اند و حق با دیگری است. بخشش فقط بیرون کشیدن خنجر از شکم تان است. بخشش همانقدر که برای جسم خوب است برای روان نیز گوارا و خوب می باشد. زنده کردن و زنده نگه داشتن جراحات گذشته برای سلامتی ضرر دارد. ثابت شده است که حتی یادآوری ساده یک واقعه که باعث خشمگین شدن فرد می شود برای قلب استرس آور است. ابتدا احساس های منفی همچون خشم و غمگینی و خجالت را تحمل می کنید، بعد سعی می کنید از آنچه اتفاق افتاده سر در بیاورید یا به بررسی تسکین این پیشامدها می پردازید. بعضی افراد ممکن است هیچ وقت به مراحل نهایی بخشش دست پیدا نکنند. بخشیدن را می توانید با پیشنهادهای ذیل امتحان کنید : با آزردگی کوچک شروع کنید : آزردگی و دلخوری جزیی که از سوی غریبه ها، دوستان، آشنایان و حتی صمیمی ترین فرد حاضر در زندگی تان بر شما وارد می شود و موجب تکدر خاطر و دل شکستگی تان می شود را نادیده بگیرید. زیرا شما را برای امر خطیر و نخستین گام بخشیدن آزارهای اصلی آماده می سازد. خودتان را از احساس های مضر و منفی رها کنید : احساس خشم و یا ناامیدی خود را برای یک دوست و یا مشاوری دلسوز و مورد اعتماد بازگو کنید. این عمل تجربه نیرومندی را برای گوش فرا دادن به شما می بخشد و می توانید بدون خطر بدون هیچ خطر بازگویی یا انجام چیزی که بعدها غم آن را بخورید بر احساسات خود فائق آئید. همچنین با این رفتار می توانید از نمودهای منفی ناشی از خشم نیز دوری و اجتناب کنید. به فردی که شما را آزرده خاطر کرده است نامه بنویسید : جزئیات حقیقتی را که اتفاق افتاده به همان گونه که آن را تجربه کرده اید و یا آن را مشاهده کرده اید بدون هیچ گونه دخل و تصرفی بنویسید. سعی کنید اگر برایتان مقدور است نامه خود را به دست فردی که شما را آزرده است، به طریقی برسانید و برای تخلیه کامل هیجان و برطرف کردن مسئله به صورت بنیادی، بهتر است در کمال آرامش با فرد مورد نظر راجع به محتویات نامه به گفتگو بنشیند و اشتیاق خود را برای برطرف کردن سوءتفاهمات و ناراحتی بیان کنید و در صدد رفع کامل مشکل برآئید ، اما اگر این کار امکان پذیر نیست پیشنهاد می شود نامه نوشته شده را آب روان وجاری رها کنید. چنان چه فردی که شما را آزرده است فوت کرده، نامه را پس از نوشتن بسوزانید. روش سمبلیکی که خشم را کاملا می سوزاند و از بین می برد. احساس نکنید که مقابله کردن و رو در رو شدن ضروری است : بخشش می تواند بدون دخالت یا آگاهی کسی هم اتفاق بیفتد. افرادی را که می بخشید، ممکن است هرگز نفهمند که در حق شما اشتباه کرده اند و یا حتی در صورت آگاهی نیز، خود را نه تنها گناهکار و متهم قلمداد نکنند بلکه محق بر این عمل نیز بداند؛ با این تفاسیر شما باز مبادرت به عمل بخشش کنید زیرا آنچه که مهم است فائق آمدن شما بر خشم تان است. با همدلی گوش فرا دهید : اگر با کسی که مخالف شما می باشد رودررو قرار گرفتید ساکت باشید و گوش فرا دهید و بعد هر چه که شنیده اید را به او نسبت دهید. در این صورت شما خواهید توانست رفتار را از چشم انداز و نظرگاه دیگری نیز ببینید که این خود نیز در نهایت می تواند منجر به بخشش شود. به خاطر داشته باشید که بخشش همان فراموشی نیست : نباید آزردگی ها را فراموش کنیم این تجربیات در عین ناراحت کننده بودن شان بسیار آموزنده و عبرت دهنده نیز هستند. این تجربیات به ما آموزش می دهند که دوباره قربانی نشویم و دیگران را نیز قربانی نکنیم. بخشش آرامش درونی می آورد. پس بخشنده باشید تا احساس های مثبت به وجود آمده ، راه زندگی بهتر را برای شما هموار کند.

دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از
خوشی های کوچک را پاس بدارید امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته آغاز سی سال وحشتناک در ایران آیا پوست تیره زیباتر است؟ همسری کنید نه مادری

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

چهارشنبه سوری / سرخی تو از من

با نزدیک شدن به بهار، جشن های مربوط به عید نوروز نیز برپا داشته  می شود. چهارشنبه سوری  یکی از مراسم هایی است که از ایران باستان، نزد مردم بسیار پر طرفدار بوده است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم از اینجا تا به شیراز این ها که میخوانید واقعی است 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید !

سفر و تفریح

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.

پیشنهادهایی برای آخر هفته

دو روز تعطیلی تان را با حال و هوای فرهنگی می توانید کمی دوست داشتنی تر کنید. به پیشنهادهای لادیز، عمل کنید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد. * سینما: فیلم دیدن با لیلا حاتمیبهتر است همین حالا در تماسی با سینما ایران، به تعدادی که می خواهید بلیط برای ساعت 18 تا 20 رزرو کنید تا بتوانید «نارنجی پوش» را در کنار لیلا حاتمی ببنید. قرار است پنجشنبه عصر این بازیگر در کنار مردم به تماشای آخرین فیلم اکران شده اش بنشیند. شما هم با شماره تلفن های 30ـ77641128 تماس بگیرید و با فلیم دیدن با لیلا حاتمی را از دست ندهید. «نارنجی پوش» فیلم آخر داریوش مهرجویی است که حامد بهداد، لیلا حاتمی، میترا حجار، همایون ارشادی، اردشیر رستمی و ... در آن بازی می کنند. * پیشنهاد کتاب: میم و آن دیگراندر این هفته کتابی خواندنی وارد بازار نشر شده است که از دست دادنش واقعا حیف است. آخرین اثر محمود دولت آبادی که مجموعه ای از 33 یادداشت های این نویسنده بزرگ است درباره آدم های بزرگ دیگر. این بار می توانید بزرگانی مثل شاملو، سیمین دانشور، محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد، اکبر رادی، علی اکبر درویشیان، محمدعلی سپانلو، سهراب شهیدثالث، هوشنگ گلشیری و .... این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و 168 صفحه است. قیمت آن هم 5 هزار و 600 تومان است. * پیشنهاد موسیقی: قصه زندگیصبح چهارشنبه، آلبوم حسین خواجه امیری یا همان استاد ایرج خودمان منتشر شده است. این آلبوم به نام «قصه زندگی» است و  در سبک پاپ تهیه شده و از ۸ قطعه با نام‌های «قصه زندگی»، «قسم»، «زنگی بزن»، «غصه نخور عزیزم»، «بی‌تو می‌رم»، «دلخون» و «بگو» تشکیل شده است که تمام قطعات آن توسط بهنام خدارحمی آهنگسازی و تنظیم شده و ترانه‌هایش نیز توسط نسرین سیفی سروده شده است. قیمت این آلبوم 2 هزار تومان است. * پیشنهاد تئاتر: پدرخوانده ناپلینمایش «پدرخوانده ناپلی» این شب ها در سالن شماره یک مجموعه ایرانشهر روی صحنه است. این تئاتر تازه دو سه روز است که اجرایش را شروع کرده. کارگردان این کار بابک محمدی است و مریم سعادت، پرستو گلستانی، نیما پوردهناد، امیر غفارمنش، سیامک حلمی، محمود اکبرشاهی، رضا جهانی، مهدی سلطانی، مجید مشیری، کاظم سیاحی، شیما بخشنده، منصور میرزا بابایی، هایده حائری، محسن دین محمد، کاظم هژیر آزاد، عاطفه معینی، رضا غفارنژاد، ابراهیم ناصری، عباس آقاجانی، نسرین پیش بهار در آن بازی می کنند. مدت اجرای این تئاتر 120 دقیقه است و ساعت 20 هم شروع می شود. * نمایشگاه: هفت نگاهاین روزها پنجمین دوره فروش سال هنرهای تجسمی ایران به نام «هفت نگاه» در فرهنگسراي نياوران در حال برگزاری است. «هفت نگاه» از جمع هفت گالری آریا، الهه، دی، گلستان، والی، هفت ثمر و ماه مهر در سال 1385 تشکیل شده است و در پنجمین دوره برپایی‌اش میزبان 300 هنرمند نقاش و مجسمه ساز است. این نمایشگاه تا پنجم خرداد در دو گالری فرهنگسرای نیاوران ادامه دارد. شما می توانید هر روز از ساعت 11 تا 20، به دیدن و خرید بروید. گران ترین اثر فروش رفته در روز افتتاحیه این نمایشگاه، نقاشیخط آبی فیروزه‌ای علی شیرازی بود که به تازگی با درخشش در کریستی دوازدهم، پدیده این حراج در خاورمیانه لقب گرفت. این نقاشیخط با قیمت 25 میلیون تومان به فروش رسید. * کنسرت: سالار عقیلیاز چهارشنبه شب سالار عقیلی در تالار وحدت کنسرت دارد. شما می توانید برای ساعت 21 جمعه شب، از گیشه تالار وحدت بلیت تهیه کنید و پای صدا و موسیقی سنتی این خواننده بنشینید.
چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان ابیانه، تاریخ سرخ ایران