1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند.

بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند.

یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!"

در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم:

--شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست!

شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند!

شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید.

آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است.

دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

دیدگاه‌ها  

+9 # ترنم 1391-03-01 10:11
شما روزنامه نگارهای دوست داشتنی! دوست صمیم روزنامه نگاره و به خاطر اون با خیلی از روزنامه نگارها در ارتباطم... خیلی همیشه برام جالب بودین.... واقعاً آدم های پر... آدم های اکتیو و سلامتی هستین اغلب .
به خاطر نوع شغلم خیلی با آدم ها سروکار دارم. اما شماها واقعاً منحصر به فردین!!! فقط البته اگه یکم یک دنده نباشین بهتره !!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # حسین پور 1391-03-01 10:18
پرپرستیژ و بدون امنیت شغلی! و با یک عالم استرس!!!! قبول کنید این شغل پر استرس هست!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # فرزانه 1391-03-01 10:39
باید با عشق کار کرد، اگه کاری رو که دوست داری انجام بدی هیچوقت پیر نمی شی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ترنم 1391-03-01 11:08
به نقل از فرزانه:
باید با عشق کار کرد، اگه کاری رو که دوست داری انجام بدی هیچوقت پیر نمی شی

خیلی موافقم. من سه سال سر کاری می رفتم که صبح ها با اکراه به خاطرش از خونه بیرون میرفتم. وقتی اومدم بیرون و شروع به کار جدید کردم همه می گفتن چه قدر جوون تر شدی!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # armin 1391-03-01 11:27
etefaghan ehteram bar angiz tarinid shoma journalist haye iran.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+10 # نیلوفر 1391-03-01 12:38
روزنامه نگارها برای من همیشه تحسین برانگیز و ارزشمندند چون همیشه حرفهایی برای گفتن دارند که حتی یک فرد عادی تحصیلکرده هم قسمت جزتی از آن در افکارش نمی گنجد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # زیبا 1391-03-01 15:03
کیه که عاشق روزنامه نگاری نباشه؟ کیه که این شغل براش رویایی و مهیج نباشه؟ شاید کسانی روزنامه نگاری رو انتخاب نکنن اما معنیش این نیست که از این شغل بدشون میاد و تحسینش نمیکنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # بی تا 1391-03-01 15:24
اول از همه باید کاری که آدم انجام می ده خوشحالش کنه ، و هر کسی مناسب برای هر کاری نیست ، اگه هر کس درست سر جای مناسب قرار بگیره حالشم خوب می شه موقع انجام دادن اون کار...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # naeem 1391-03-01 20:36
matne jalebi bood,vali khob harki doos dare dar morede harchi ye nazari bede,dalil bar in nist ke nazaresh hatman doroste,az didgahe man khabar negari be nobeye khodesh ye herfeye khass o por hayejane,mossallaman kasaee ke be in reshte roo miaran shifteye in reshte o adamaye konjkavtari az baghie hastan,chon chizaee ke mikhan o kashf mikonan o dar ekhtiare baghie mizaran,shayad age in herfe o afrad naboodan ma hichi nemidoonestim,man be shakhse ehteram o arzeshe khassi baraye gorooh haye khabari ghaelam,chon ghodrati daran ke motmaenam man nemitoonam dashte basham,ba tashakkor naeem nasiri
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # armin 1391-03-01 21:37
daghighan,moafegham bahat naeem jan! kholase inke arze adab be journalist ha
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # زهره 1391-03-02 00:16
چقدر ژورنالیست دوست...........چقدر جالب!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اکرم 1391-03-02 18:16
شما کدام روزنامه ها می نویسید؟ مجله ها چه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # بهناز 1391-03-03 21:56
یادمه 10 سال پیش این حدودا که دانشجو بودم یک پرسشنامه ای بچه های جامعه شناسی علامه بین ما دانشجوهای هنر پخش کرده بودن تا ببینن حرفه ی محبوب دانشگاهمون چیه یا یک همچنین چیزی. یادم هست اولی یا دومی روزنامه نگاری بود... پس حرف اون نویسنده ای که گفت شغل بدیه کمی نا معقول هست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # علی 1391-03-04 15:16
مطلب بسیار عالی بود.من عاشق حرفه سختم هستم و تو این 18 سال با تمام وجود کار کردم.برای همه روزنامه نگاران عزیز آرزوی بهترین ها رو دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # علی 1391-03-06 23:11
عالی بود، مرسی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # طلا 1391-03-12 02:52
با خانم بی تا موافقم. خیلی به علاقه شخصی مربوطه
اما روزنامه نگاری همه جای دنیا شغل هیجان انگیز و جالب توجهیه. باید خیلی آدم پر باشه تا در این حرفه بمونه. من دوست داشتم این کار رو تجربه کنم. اما خانواده هم باید ساپورت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # s.n 1391-03-17 19:09
چرا باید بترسیم؟ افتخار می کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سالار 1391-03-17 23:31
خیلی هم شغل فوق العاده و خاصیه برعکس نظر اون آقا یا خانمی که گفت شغل بیخودیه!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # sepid 1391-03-20 19:32
با یک قسمتش کاملن موافقم
روزنامه نگار ها ناخودآگاه چهره میشن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # sani 1391-03-21 20:22
یکی از خطرناک ترین شغل هاست. نیست؟! هست!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # noushafarin 1391-06-18 17:03
خیلی خوب بود با خوندنش به این شغل علاقه مند شدم عااااالییییی بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟

انتخاب کفش مناسب برای کودک بسیار سخت است. عواملی همچون راحتی و یا تنگی و یا گشادی کفش و حتی جنس آن همیشه مد نظر والدین است،  بهتر است اگر کودکی هنوز راه نیفتاده است تا مدتی کفش به پایش نکنید. زیرا برهنه بودن پا کمک زیادی به افزایش قدرت تعادل در کودک می کند.

دوقلوهای مستقل

دوقلو بودن به معنای مو نزدن با یکدیگر نیست. همین که دو کودک از لحاظ ظاهری کوچکترین تفاوتی باهم ندارند به خودی خود جالب است؛ لزومی ندارد آنها را با پوشاندن لباس های یک شکل بیش از پیش به هم وابسته و غیر مستقل بار بیاورید.
تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان آیا آماده بارداری هستید؟ اشکها و لبخندها چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

پازل 32 هزار قطعه ای

پس از صرف نزدیک به 342 ساعت طاقت فرسا در تکمیل بزرگترین پازل جهان، جان دایسون با دقت سعی کرد شاهکارش را به دیوار تکیه دهد و عکسی از آن بگیرد. اما دقیقا زمانی که از آن فاصله گرفت، نیمی از 32 هزار تکه آن به زمین ریخت!

تولد در قبیله آفریقایی

یک قبیله در آفریقا تاریخ تولدکودک را از زمانی که کودک متولد می شود حساب نمی کنند بلکه از روزی که کودک در ذهن مادر  شکل می گیردشمارش می کنند. به این طریق که  وقتی یک زن تصمیم می گیرد که صاحب فرزند شود، زیر یک درختی می نشیند تا آهنگ فرزندی را که می خواهد در آینده صاحب آن شود، بشنود. و زمانی که این آهنگ را شنید به مردی که قرار است پدر فرزند او شود، این آهنگ را می آموزد. و آنها در زمان آمیزش جنسی  آهنگ را می خوانند تا از این طریق فرزند خود را به این دنیا دعوت کنند. پس از آن وقتی مادر باردار می شود، آهنگ فرزندش را به ماماها و زنان مسن قبیله می آموزد، تا زمانی که کودک به دنیا آمد آنها این آهنگ را به عنوان خوش آمدگویی برای فرزندش بخوانند. زمانی که کودک بزرگ می شود به افراد قبیله این آهنگ آموزش داده می شود تا زمانی که کودک زمین می خورد یا به خودش صدمه ای وارد می کند کسی که دستش را می گیرد این آهنگ را برایش می خواند. یا ممکن است کودک در زندگیش کار خارق العادهای انجام  دهد و همچنین در مراسم بلوغ این آهنگ به عنوان احترام خوانده می شود. در قبیله آفریقایی برای یک مناسبت دیگر هم این آهنگ خوانده می شود و آن زمانی است که این فرد در طول زندگی خود، مرتکب جرم یا عمل اجتماعی نابجا بشود، افراد قبیله جمع می شوند و آهنگ را می خوانند. و خواندن این آهنگ در این زمان به معنای مجازات این فرد نیست بلکه به معنای اصلاح رفتار این فرد است. و این روال به همین شکل ادامه پیدا می کند. در زمان ازدواج زن و مرد هر دو آهنگ را می خوانند. و همچنین زمانی که کودک در بستر مرگ است آهنگ او برای آخرین بار خوانده می شود. شما ممکن است در قبیله آفریقایی که آواز خودتان را به شما می آموزند به دنیا نیامده باشید. اما این زندگی است که همیشه به شما می آموزد که چه آهنگی و چه زمانی برای شما نواخته می شود. و در پایان همۀ ما باید آهنگ خودمان را در زندگی پیدا کنیم تا از این طریق راه درست را در پیش بگیریم.
مراسم دختر شایسته سال امسال با وجود مشکلات فراوان برگزار گردید زنان از مردان چه می خواهند (1) عشق نوجوانی و پاپ جدید کلیسای کاتولیک سردی مردان بعد از رابطه جنسی اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان
بدون خونریزی اول شویم! حرف هایی که در محیط کار نباید گفت نترس؛ من یک روزنامه نگارم! گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟

چرا انسان‌ها به تک‌همسری روی آوردند؟ چه چیز باعث شد که بر خلاف بقیه حیوانات، انسان‌ها تصمیم گرفتند که فقط با یک نفر رابطه جنسی داشته باشند؟ اخلاق؟ مذهب؟ عشق؟ اما پاسخ هیچ کدام از اینها نیست. به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروهی از پژوهشگران می‌‌گویند آنچه باعث روی آوردن انسان‌ها به تک‌همسری شده نه عشق بوده و نه اخلاقیات. بلکه ترس از میکروب‌ها و باکتریه‌ا و مریضی‌های جنسی باعث شده که انسان‌ها رابطه جنسی‌شان را محدود کنند. این پژوهشگران می‌گویند که بیماری‌های مقاربتی، اجداد انسان‌ها را قانع کرده که بهتر است تنها یک شریک جنسی برای زندگی‌شان داشته باشند. پژوهشگران کانادایی و آلمانی دریافته‌اند که در زمان‌های ماقبل تاریخ وقتی مردمان شکارچی در روستاها و شهرها مستقر شدند و به کشاورزی روی آوردند، مریضی‌های مقاربتی شیوع زیادی یافته که باعث مرگ بسیاری از اجداد انسان‌ها شده است. شیوع بیماری‌های مقاربتی غیر از مرگ و میر باعث از بین رفتن قدرت بارداری در زنان و مردان هم می‌شود. این بر میزان رشد جمیعت یک گروه انسانی تاثیر اساسی دارد. به عقیده این دانشمندان، کند شدن زاد و ولد و کاهش جمیعت باعث شده که انسان‌ها تصمیم بگیرند که رفتار جنسی‌شان را عوض کنند. این پژوهشگران یک مدل ریاضی از تقسیم جمیعتی گروه‌های شکارچی و شیوع احتمالی بیماری‌های مقاربتی در میان آنها تهیه کردند. آنها از این مدل برای تشریح چگونگی گسترش بیماری‌های مقاربتی و هزینه سنگین این بیماری‌ها بر گروه‌های بزرگتر یکجانشین استفاده کردند. این دانشمندان‌ می‌گویند که در گروه‌های کوچک‌تر، کمتر از ۳۰ نفر، خطر شیوع و اپیدمی‌ شدن بیماری‌های مقاربتی وجود نداشته و برای همین چند همسری (که در آن مردان بیش از یک زن داشتند) در گروه‌های کوچک رواج داشته (و هنوز هم دارد) اما در گروه‌های بزرگتر، برای کنترل بیماری‌ها، تک‌همسری به صورت یک هنجار اجتماعی به افراد اجبار شد. نویسنده این تحقیق، کریس باچ از دانشگاه واترلو کانادا می‌گوید که این تحقیق نشان می‌دهد که چگونه زیست بوم انسان‌ها و همینطور عواملی چون شیوع بیماری «تاثیر بسیار مهمی بر ساخت هنجارهای اجتماعی و به طور خاص قضاوت‌های گروهی» داشته است. البته باچ اضافه می‌کند که این یافته‌ها به این معنی نیست که اگر داروهایی برای بیماری‌های مقاربتی در زمان‌های ماقبل تاریخ وجود داشته، مردمان به تک‌همسری روی نمی‌آوردند. او می‌گوید «جامعه‌های مدرن بسیار پیچیده‌تر هستند...و احتمالا بیشتر از یک دلیل برای توجیه اجبار هنجار تک‌همسری در طول تاریخ وجود داشته است. این حرف خامی است اگر بگوییم که بنیان ازدواج و تک‌همسری برچیده خواهد شد و چند همسری دوباره رواج خواهد یافت اگر مشکل بیماری‌های مقاربتی را حل کنیم.»

9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند

شعله ور کردن دوباره شور و اشتیاق موقعی که ازدواجتان تبدیل به یک رابطه دوستی شود بسیار سخت است. اما خبر خوب ما اینست که صرف تنها چنر دقیقه وقت به زوجتان در طول روز میتواند شما را از این روزمرگی کشنده برهاند. 1- چشمان آتشین شما اولین بار که احساس نمودید که عاشق همسرتان شده اید با شور و هیجان توصیف ناپذیری به او نگاه کرده اید. این نگاه به او خواهد فهماند که پشت چشمان تیره شما به چیزی بیش از مشکلات روزمره فکر می کنید. 2- رمز (الان می خواهمت) را بین خود اختراع کنید خارش بینی یا چشمک برای بقیه که اطراف شما هستند معنی خاصی ندارد تا جایی که دوباره تنها شدید این نخها را به همسرتان بدهید، این احساس دوباره انتخاب کردن همسرتان در بین جمع شور و علاقه قدیمی را در شما زنده خواهد نمود. 3- قسمتی از موزیک ویدئو یا یک فیلم رومانتیک باشید رولی را بازی کنید که در یک موزیک ویدئو یا فیلم دیده اید و باعث ایجاد حس رومانتیکی در شما شده است. آن نقش را برای شوهرتان بازی کنید. 4- نامهای گمراه کننده برای اندامتان برای اندامتان نامهای انتخاب کنید تا هنگامی که تنها هستید به شوهرتان یادآوری نمایید که مثلا گلنار قرار است چه بلایی بر سر اسد بیاورد. ممکن است مسخره بنظر بیاید ولی همین چیزهای کوچک خنده دار باعث ایجاد فضای راحتتر برای هر دوی شما میشود و لذت همخوابگی را برای هر دو بیشتر خواهد نمود. 5- سورپریز خوب همیشه خوب است سورپریز خوب مانند بوسیدن همسرتان مواقعی که اصلا انتظارش را نمی کشد میتواند مود او را کاملا تغییر دهد همچنین هیجان جسارتی که شما برای اولین بار تجربه کرده اید نیز برای خود شما لذت بخش خواهد بود. 6- راحت حرفهایتان را بزنید در مورد چیزهایی که دوست دارید و چیزهایی که دلتان برایشان تنگ شده است با او صحبت نمایید. به او بگویید دفعه بعدی معاشقه چطور میخواهید باشد معمولا مردان زیاد در این صحبتها پیش قدم نمی شوند صحبت در مورد روابطتان باعث افزایش احساس نزدیکی و آمادگی بیشتر برای تکرار در آیندخ نزدیکتر خواهد بود. 7- با هم به حمام بروید آب گرم و صابون و شامپو میتواند تحریک کننده بزرگی باشد. هوای گرم حمام جریان خون را در هر دو بالا می برد... 8-       هدیه برای پسر خوب فراموش نشود گاهی وقتها انجام کارهایی که مردان بسیار درباره اش فکر می کنند اما لذت کمتری می برند اصلا هم چیز بدی نمی تواند باشد. 9-       با هم به تخت خواب بروید اگر حتی شوهرتان زود می خواید ولی شما دوست دارید کتاب بخوانید یا تلویزیون نگاه کنید بازهم میتوانید با وی به تخت بروید، شانس با وی بودن را از دستندهید کتاب را میتوانید بعدا بخوانید یا تکرار سریال را ظهر روز بعد و حتما مطمئن شوید که صدای تلویزیونتان خاموش است.
آیا آماده زندگی مشترک هستید؟ برترین نژاد های سگ ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم چگونه شاد زیستن را بیاموزیم! 10 راه برای بازسازی زندگی مشترک

آداب و رسوم

عروس رفته گل جدایی بچیند

هر آنچه ما از فرهنگ و سنت های ژاپنی می دانیم همان چیزهایی است كه در فیلم ها دیده ایم. لباس های كیمونو با شكوفه های گیلاس، رسم چای ویا هاراگیری. در آن فیلم ها به ما نشان می داد كه فرهنگ این كشور شرقی چقدر با ما متفاوت است.

جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

جنبش حقوق زنان هرگز به این 10 نقطه در جهان نیامده است، نیازی هم نداشته تا بیاید. این 10 نقطه در جهان مرد سالار دارای رهبران زن هستند. اگر تا کنون نام آنها را نشنیده اید به این خاطر است که تا کنون به هیچ جایی حمله ننموده، هیچ قتل عامی راه نینداخته و مال هیچ کسی را به زور از دستش نربوده اند. شما ترجیح میدادید با کدام یک از اقوام زندگی می نمودید؟ 10- مسلمانان ساحاوی در صحرای غربی در سال 1975 مراکش کشور مستقل صحرای غربی را اشغال نمود، از آنزمان مقاومت اندکی در برابر اشغالگران مراکشی صورت گرفته است. مردمان صحرای غربی همانند مراکشیان مسلمانند ولی به اندازه آنان افراطی نیستند. در صحرای غربی زنان حق انتخاب زوج خود در هنگام ازدواج را دارند و اگر شوهرشان نیازهای آنان را برآورده ننماید حق طلاق از شوهر خویش را نیز دارند. در این منطقه از جهان زنان طلاق گرفته خواهان بیشتری نسبت به دختران دم بخت برای ازدواج مجدد دارند. 9- مردمان آکان در غرب آفریقا غرب آفریقا شاید یکی از بدترین نقاط روی کره زمین از لحاظ حقوق زنان باشد اما در همین مکان اقوام آکان زندگی می نمایند که قدرت ازدواج و طلاق و حق ارث مطلقا در دست زنانشان است و بچه ای که بدنیا می آورند فرزند شوهر نیست بلکه بچه خانواده زن بحساب می آید. 8- اسورن ویرجینز در آلبانی آلبانی شاید در اروپا باشد ولی از لحاظ قوانین مدنی درحداقل 200 سال پیش جا مانده است . در این کشور بشدت مرد سالار خونریزی قومی امری بشدت پیش پا افتاده است و دیده شده که کلیه اقوام مرد یک خانواده بدلیل دشمنی خانواده دیگر که بزمان اجدادشان بر می گردد کشته میشوند. در این مناطق بدلیل اینکه قدرت در دستان مردان نهفته است زنان باید تبدیل به مرد شوند تا بتوانند خانواده خود را اداره نمایند. بهمین دلیل لباسهای مردانه می پوشند و مردانه رفتار می نمایند تا قدرت خانواده را بدست گیرند. این زنان از درگیری ها و خونریزی های خانوادگی بدور هستند و کلیه اختیارات و قدرت یک مرد را در این جامعه متعصب سنتی دارا هستند. 7- زنان آمیش در آمریکا آمیشها یک قوم متعصب سنتی مذهبی در آمریکا هستند که از 200 سال قبل از هرگونه پیشرفت و مدرنیته در قلب آمریکا خود را بدور نگه داشته اند. هنوز خانه های خود را با شمع روشن می نمایند و هنوز سوار شدن بروی گاری های اسب کش را به استفاده از اتومبیل ترجیح می دهند. در خانهایشان برق ندارند و از نور شمع جهت روشنایی استفاده می نمایند. در این جامعه سنتی کارهای خانه داری و تربیت بچه های آمیش کار زنان است.  اما در همین جامعه سنتی قانونی بنام را رومسپرینگا وجود  دارد که به دختران جوان آمیش اجازه میدهد بدنیای خارج سر بزنند و مانند یک انسان معمولی زندگی نمایند سپس اگر ترجیح دادند به نزد خانواده و قوم خود برگردند و با ازدواج با یک مرد آمیش زندگی اقوام خود را ادامه دهند. 6-  ایریکوهای آمریکا جامعه ایریکو یا لیگ ایریکو، بدلیل خدماتشان و روشن نمودن شعله انقلاب استقلال آمریکا از امپراطوری بریتانیا مشهور هستند و این قوم که در مرز شرقی کانادا و آمریکا زندگی می نمایند رئیس قوم توسط کمیته زنان مسن قوم انتخاب میشود و ثروت از طرف مادر به دختر می رسد، همچنین بعد از ازدواج مرد با خانواده دختر زندگی می نماید و اگر ازدواج موفقیت آمیز نیود مرد از خانه رانده میشود. همچنین انتخاب شوهر و حق طلاق با زن است. 5- پلی اندری های هیمالایا پلی اندری به نوعی از زندگی گفته میشود که در آن زنان حق انتخاب و ازدواج با بیش از یک مرد را دارند. این نوع زندگی در بخشهای شمالی هند در رشته کوهای هیمالایا بیشتر به چشم میخورد، همچنین در بخشهایی از بوتان، چین و نپال. هرچند فشار دولتهای مرکزی  باعث کمتر شدن تعداد این نوع زندگی شده است ولی هنوز هم در سلسه جبال هیمالایا این نوع زندگی سنتی بشدت رواج دارد. 4-  مینانگ کابائوهای اندونزیایی اندونزی بیشترین تعداد مسلمانان در جهان را داراست، بیشتر این کشور تحت تسلط افراطی های سلفی است ولی اقوام مینانگ کابائو، بزرگترین قوم مادر تبار دنیا هنوز به زندگی خود در این کشور ادامه میدهند. پسران این قوم از هفت سالگی به مدارس مذهبی فرستاده میشوند و در سنین جوانی برای کسب ثروت به دنیای خارج. بنابراین کلیه وظایف اداره خانواده و قوم را زنان بعهده دارند. 3- اقوام موسو در چین در چین مساله روابط زناشوئی همیشه یک تابو بوده است. با این وجود این کشور با فاصله زیاد پر جمعیت ترین کشور جهان بحساب می آید. اقوام موسو که در نزدیکی مرز تبت زندگی می نمایند از اینگونه مسایل بدور بوده اند . این قوم هیچ قانونی بنام ازدواج ندارد و زنان در انتخاب کسی که میخواهند با او بچه دار شوند آزادند.  فرزندان این روابط آزاد توسط خانواده مادر کودک بدنیا آمده بزرگ میشوند. 2- مقالاهای هند در قوانین دین هندو، چیزی بنام تساوی حقوق زن و مرد مرسوم نیست و عمدا مرد صاحب همه چیز زندگی است. ولی اقوام مقالا که در نزدیکی تبت زندگی می نمایند از این قاعده مستثنی هستند. در این قوم صاحب همه چیز زنان قوم هستند. از ارث و مال گرفته تا نام خانوادگی که بروی فرزندانشان می گذارند. همچنین حق ازدواج و طلاق و منحصر به اختیار زنان است و قدرت در خانواده از زنان به زنان منتقل می گردد. چندی پیش بر خلاف روال موجود در دیگر جوامع بشری مردان این قوم با سازماندهی یک اعتصاب خواستار برقراری تساوی حق زن و مرد در جوامع مقالاهای هند شدند. 1-کالاشهای پاکستان در کشوری که درگیر تعصبات مذهبی از جنس طالبان و القاعده است، یک جامعه کوچک زن سالار بنام کالاش ها زندگی می نماید. این قوم که بگفته خودشان از بازماندگان اسکندر کبیر بحساب می آیند در دهکده اتوپیایی خودشان در قسمتهای شمالی کشور زندگی می نمایند. در این جامعه که بیش از سه هزار سال توسط زنان اداره و فرمانروایی شده است هیچگونه جرمی گزارش نشده است و همچنین هیچگونه درگیری با هیچ قوم و مذهب دیگری. در این جامعه زنان حق انتخاب مردان زندگی خودشان را دارند و اگر مردی نتواند زن زندگیش را خوشحال نماید زن بسادگی او را  برای مرد دیگری ترک می نماید. (عکس بالا از مراسم کالاشها است)
رسوم عجیب ازدواج عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ...

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان

اردیبهشت رویایی ترین ماه فصل زیبای بهار است. فکر می کنید اردیبهشتی ترین مکان های بهشت گونه روی زمین کجاها هستند؟ نشنال جئوگرافی در این زمینه انتخاب های قابل توجهی دارد. گاهی سفر به بعضی نقاط در حد آرزوست اما از قدی
ایران زیبای ما (قسمت اول) سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله دزدی از هتل ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی