1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود.

آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد.

در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند.

پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد.

روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند:

" مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!"

همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود.

بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید.

از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است.

زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه.

اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت.

او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

دیدگاه‌ها  

+3 # اکرم 1391-03-08 15:01
خیلی مطالبتون رو دوست دارم جداً. این داستان واقعیه؟! بخاطر خانواده آدم همه کار می کنه... از پاریس دل کندن که سهله... دلم خواست ببینمش!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # برنا 1391-03-08 15:05
آخی! چقدر دوسش داشتم! با خانم اکرم موافقم! دلم می خواد ببینمش!
خوش به حال رشتی ها! به خاطر همین خانم خیاط خوش تیپن ؟! :)
خیلی جالب بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بی تا 1391-03-08 15:15
واقعاً مطلب دوست داشتنی بود و حس خیلی خوبی به من داد . متشکرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # shiva 1391-03-08 15:24
merci kheili jaleb bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ehsan 1391-03-08 16:17
چه حسه عجيبي
چه حال غريبي
دلم تنگشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # زهره 1391-03-09 15:31
زنی برای ستایش...........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # طلا 1391-03-12 02:50
خیلی جالب بود. به نظر من هم خانواده ارجحیت دارن اما از موقعیت دل کندن هم کار سختیه
لازم شد بریم رشت برامون لباس بدوزن این خانم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # B.d 1391-03-16 00:53
وقتی یا عشق کار کنیم دیگه پاریس و رشت معنی نداره... اون رشد می کنه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sepid 1391-03-20 19:31
چون خواست، شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # لیلا 1391-04-24 18:08
چرا این خانم رو معرفی نکردید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # aram 1391-04-29 14:26
# aram
واقعا اگر انسان در گیر عشق باشد.زندگی برایش چون بهشت می شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سحر 1391-08-02 14:12
نتیجه میگیریم حتی اگه بهترین هم بشیم بازم میشه 76 سالمون و این خیلی بده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهناز 1391-09-13 21:30
به نقل از سحر:
نتیجه میگیریم حتی اگه بهترین هم بشیم بازم میشه 76 سالمون و این خیلی بده.


وای آره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بازی و اسباب بازی

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است، بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست بازی یکی از نیازهای پایه ای کودک و مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد. بازی کردن برای کودک به همان اندازه مهم است که تغذیه خوب ، محبت کردن کافی و حفاظت از کودک اهمیت دارد .بسیاری از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همچنین از خلال بازیهای کودک می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک  پی برد. بنابراین بسیار لازم است که والدین و مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند. بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد. وکودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب واجتماعی کافی بی‌بهره هستند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال " برخی  بازیها "  به او آموزش دهند. ما در کودکی های خود بزرگسالی مان را با بازی کردن  تمرین می کنیم اولین ویژگی بازی پرورش حواس است و بسیاری از اختلالات یادگیری در بزرگسالی ناشی از بازی نکردن کودک است . تفاوت بازی و کار «بازی» عبارت است از هر نوع فعالیتی که برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت می شود و هیچ نیروی خارجی و یا اجباری در آن دخیل نیست. «کار» عبارت از یک نوع فعالیت برای رسیدن به یک هدف است. شخص این فعالیت را انجام می دهد، نه تنها به خاطر آنکه از آن لذت می برد بلکه به خاطر آنکه خواهان نتیجه نهایی آن است. کار ممکن است به طور داوطلبانه یا غیر داوطلبانه باشد ولی هر نوع فعالیتی را که به جای لذت بردن صرف به سوی یک هدف هدایت شود، دیگر نمی توان بازی نامید. بازیها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب می شود، چون به فکر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند، بلکه هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است. به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند مسأله رقابت و برنده شدن از بازی برایشان لذت بیشتری ایجاد می کند. به همین خاطر این فعالیتها بیشتر کار محسوب می شوند تا بازی. مراحل بازی در جریان افزایش سن بازی به شکل مرحله ای توسعه می یابد ومتناسب با بزرگ شدن تغییر پیدا می کند و متکامل تر می شود .در سالهای اولیه کودکی، الگوی بازی کودکان نشانه تغییر رشدی آنهاست. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعدا با بازی موازی دنبال می شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند. آنها ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با یکدیگر به کار و بازی بپردازند. کودکان 3 تا 4 ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند، یعنی آنها با کودکان دیگر نیز بازی می کنند و می توانند وسایل خود را تا حد معینی به دیگران بدهند و با آنها شریک شوند ولی در عین حال نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند ونمی توانند  از گروه تبعیت کنند. از سن چهار و چهار و نیم سالگی تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیتهای گروهی که هدف مشترکی را دنبال می کنند به بازی گروهی می پردازند. بچه ها تا سه سالگی بازی با اشیاء را ترجیح می دهند ولی بعد از آن بازی با اشخاص را انتخاب می کنند .اگر چه اشیاء نیز در آن دوران برای آنها جاندار محسوب می شوند . تعداد فعالیت‌های بازی با افزایش سن بیشتر می‌شود. البته وجود امکانات و همبازی‌ها در این اصل مؤثر است. با افزایش سن ، بازی شکل اجتماعی پیدا می‌کند و کودک از شخص محوری بیرون می‌آید. تعداد همبازی‌ها با افزایش سن کمتر می‌شود. بازی روز به روز خاصیت جنسی پیدا می‌کند و کودکان خردسالی که بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه برایشان فرقی نمی‌کرد، با افزایش سن ، به بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های گروه جنسی خود متمایل می‌شوند که طبعا عامل فرهنگ جامعه در این تمایل بسیار مؤثر است. با بزرگ شدن، بازی کودک کمتر فعالیت بدنی دارد. تقریبا نزدیکی‌های بلوغ علاقه به بازی‌های فعال به حداقل می‌رسد و او بیشتر به بازی‌های سرگرمی و تفریحی علاقمند می‌شود، از قبیل گردآوری مجموعه‌های مختلف.

بهترین زمان تربیت کودکان

:یک روانشناس گفت: برای تربیت و ساخت آینده یک جوان باید در دوران طلایی سن تربیت اقدامات موثر را انجام داد. رضا ناظری روانشناس در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ درخصوص سن تربیت کودک و لزوم توجه والدین به این امر مهم اظهار داشت: بسیاری از افراد ندانسته کارهایی انجام می دهند که باید بدانیم بهترین سن برای پرورش کودک ما از یک تا هفت سالگی است که مربیان و والدین در این سن می‌توانند هر نوع تاثیر تربیتی را بر روی کودک بگذارند. وی با بیان اینکه والدین با یک تشکر یا تشویق کلامی کودک در این سنین می‌توانند مسیر زندگی وی را تغییر دهند، تاکید کرد: زمانی که سن کودک از 7 سالگی گذشت تاثیر کمتری از محیط اطراف دریافت می کند، در واقع از 7 تا 12 سالگی برای تغییر هر رفتار کودک به 3 ماه زمان نیاز داریم. این روانشناس ادامه داد: وقتی کودک از مرز 12 سالگی عبور کرد آن وقت برای هر تغییر رفتار به حداقل 3 سال زمان نیاز خواهیم داشت که نشان از اهمیت سن در تاثیرپذیری کودک دارد. وی با بیان اینکه یکی از کارهای مفیدی که والدین می توانند با کودک خود انجام دهند، بازی است، تاکید کرد: پدر و مادر باید برای کودک خود وقت صرف کنند و با توجه به اینکه تنها قانون بازی شادی است، والدین باید طوری رفتار کنند تا کودک در زمان بازی احساس امنیت و نشاط کند.ناظری تصریح کرد: البته والدین باید به کودک آموزش دهند که بازی زمان مناسب خود را دارد که در این زمان نباید به شخصی آسیب زد یا وسیله ای را خراب کرد. وی تاکید کرد: اینکه یک پدر به کودک خود بگوید به من ضربه بزن و این عمل را نوعی بازی به حساب آورد کاری اشتباه است، کودک این عمل را آموخته و در مدرسه همین رفتار را در بین همسالان اعمال می کند.این روانشناس افزود: تربیت فقط با حرف انجام نمی شود بلکه فقط با مشاهده و تقلید انجام می گردد، کودک به تمام رفتارهای والدین توجه می کند، زمانی که به کودک می گوییم دروغ نگو و مرتب خودمان دروغ می گوییم کودکمان دروغگوی ماهری خواهد شد.  
بچه ها را برای مدرسه آماده کنید عروسک جاسوس نخرید دوقلوهای مستقل آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟ کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

6 واقعیت عجیب بدن انسان

آیا می دانید که ترس را میتوان حس نمود؟ دانشمندان می گویند که بوی بدن ما هنگامی که کاری ترسناک انجام می دهیم یا با موقعیت ترسناکی روبرو می شویم تغییر می یابد حتی اگر نهایت سعی مان را انجام دهیم تا شجاع بنظر بیاییم. دانشمندان همچنین رازهای حیرت انگیز دیگری درباره مکانیزم و رفتار بدن انسان یافته اند مانند ارتباط لاله گوش با سلامت قلب و اینکه چگونه یک خمیازه 3 ثانیه ای به فعالیت بهتر مغز کمک می نماید و روحیاتمان را بهبود می بخشد. 1-      وضعیت قلب شما ارتباط مستقیم با لاله گوش شما دارد. چین مورب بروی لاله گوش میتواند نشان وضعیت سلامتی قلب شما باشد. باوجودیکه دانشمندان هنوزدر حال مطالعه این ارتباط هستند اما اولین مطالعه د ر این زمینه در سال 1992 نشان داد که بیماران با چین مورب در لاله گوش در معرض ابتلا به بیماری گرفتگی عروق می باشند. در حقیقت این مطالعه با درستی 94% نشان می داد که دقیقا کدام بیماران بیمارستان تحت مطالعه گرفتار چنین بیماری هستند. این ارتباط عجیب بین لاله گوش و قلب به پزشکان کمک می نماید تا بیماران در معرض خطر را شناسائی نمایند. تحقیقات جدید همچنین ارتباط بین لاله گوش با سکته قلبی منجر به مرگ را در میان مردان تائید می نماید. 2-      خمیازه کشیدن مسری است اما بیشتر در زمستانها حتی دیدن عکس کسانی که در حال خمیازه کشیدن هستند نیز مسری است. در تحقیقاتی که در سال 2011 انجام گردید نشان داد که از جمع 80 نفری دانشجویان آزمایش شده در تابستان تنها 24% از دانشجویان با دیدن عکس خمیازه کشیده اند و از بین همین گروه در زمستان این درصد به 45 رسیده است. اما خمیازه بر اساس نظر دانشمندان باعث خنک شدن مغز  می شود بنابراین دمای فضای بیرون تاثیر زیادی بروی خمیازه کشیدن یا نکشیدن دارد. درحقیقت کشیدن خمیازه باعث خنک شدن مغز و بهبود عملکرد مغز در موقع نیازمی گردد. 3-      بزرگترین اندام بدن به اندازه 6 زمین تنیس است ، اما به قطر تنها یک سلول! اندوتلیوم، قسمت نازک درونی رگهای خونی بدن است که در کل 100000 کیلومتر رگهای خونی انسان وجود دارد. سطح اندوتلیوم اگر بیرون آورده شدو و مسطح گردد میتواند 6 زمین تنیس را پوشش دهد. این غشا نازک در حقیقت مغز رگهای خونی است و با فعالیت هوشمندانه تشخیص می دهد که چه موادی میتواند از درون خون وارد دیواره رگها شود. اندوتلیوم در حقیقت کار تنظیم فشار خون، مبارزه با بیماریها و کنترل غلظت خون در بدن را بعهده دارد. 4-      شنیدن کلمات و دیدن رنگها برا ی بسیاری از ما دیدن، بوئیدن و شنیدن حسهای کاملا مجزایی هستند، ولی برای برخی با شرایط استثنائی که سینتزیا خوانده میشود اینگونه نیست. این افراد نسبت به کلمات احساس چشائی دارند و برخی وقتی رنگهایی را می بینند صدا هایی مخصوص آن رنگ را می شنوند. میزان دقیق کلماتی که باعث تحریک حس چشائی میشوند در افراد مختلف دچار سینتزیا متفاوت است، اما یک خانم که دچار این مساله میباشد نسبت به 100% کلماتی که میشنود حس چشائی اش تحریک می گردد. 5-      شما توانائی بو کردن ترس را دارید. انسان توانایی احساس ترس دیگری را تنها با بو نمودن آن شخص دارد.  آزمایش نشان داده است که هنگام ترس مواد شیمیائی که از زیر بغل دستهای انسان خارج میشود با وضعیت عادی تفاوت دارد. ترس شما را بوی بدن شما لو می دهد. دانشمندان با وصل نمدن حسگرها زیر بازوها و گرفتن نمونه عرق حاصل شده از دویدن بروی ترد میل و بانجی جامپینگ آنها را به آزمایش شوندگان امتحان نمودند. قسمتی از مغز آزمایش شوندگان که در برابر ترس واکنش نشان می دهد نسبت به بوی عرق بانجی جامپینگ مثبت بود. 6-      بوی حاصله از اشک شما تمایل جنسی همسرتان را کاهش می دهد! یک آزمایش نشان میدهد که اشک حاوی مواد شیمیایی است که قابل احساس شدن توسط دیگران است. مردانی که اشک خانها را می بینند یا عکس یک خانم گریان را می بینند میزان تستسترون بدنش کاهش می یابد، همچنین قسمتی از مغز که مسئول فعالیتهای جنسی است میزان فعالیتش به مقدار زیادی کاهش می یابد.

باختن شرط ستاره تنیس زنان کانادا را سر قرار فرستاد

یوجینی بوشار، ستاره کانادیی تنیس جهان به دنبال یک شرط بندی توییتری بر سر مسابقه سوپربال به قولش عمل کرد و با یک دانشجوی ۲۰ ساله قرار گذاشت. یوجینی بوشار در توییترش پیش‌بینی کرده بود که آتلانتا فالکونز برنده سوپر بال می‌شود و جان گورکی نیز که در میزوری درس می‌خواند در توییتر نوشت: اگر پتریوتز برنده شود، می‌شود که قرار بگذاریم؟ در جریان مسابقه هنگامی که تیم فوتبال آمریکایی آتلانتا فالکونز ۰-۲۱ از حریف پیش بود، خیال خانم بوشار به کل راحت بود که شرط اینترنتی را برده است. به نظر می‌رسید که نیو انگلند پتریوتز هر کاری کرد تا دل هوادارش، جان گورکی را شاد کند. آن‌ها بازی را بردند و زن ۴۴ رده‌بندی جهانی تنیس هم کسی نبود که زیر حرفش بزند.   بوشار ۲۲ ساله با گورکی به دیدن مسابقه بسکتبال در نیویورک رفت و با انتشار عکس دو نفره در توییتر نوشت: همین الان سر قرار توییتری با جان رسیدم. در حال رفتن به بازی بروکلین نتز هستیم. بوشار که در سال ۲۰۱۴ نایب قهرمان ویمبلدون شده، برای قرار دو بلیت مسابقه بسکتبال در ان‌بی‌اِیبین بروکلین نتز و میلواکی باکز را خریده بود. البته آقای گورکی نیز یک جفت گوشواره تیفانی به بوشار هدیه داد و تنیس‌باز کانادیی با انتشار فیلمی در شبکه اجتماعی اسنپ چت از آن رونمایی کرد. یوجینی بوشار تنها چهره معروفی نیست که به درخواست قرار از طریق شبکه‌های اجتماعی واکنش می‌دهد. سال ۲۰۱۱ میلا کونیس، هنرپیشه آمریکایی با سروان اسکات مور از تفنگداران دریایی آمریکا در کارولینای شمالی قرار گذاشت. او با ویدئویی که در یوتیوب گذاشت، از خانم کونیس تقاضای قرار کرده بود. این روش برای جاستین تیمبرلیک نیز جواب داد و این خواننده و هنرپیشه آمریکایی نیز به درخواست یک سرجوخه ارتش آمریکا جواب داد و برای دیدن کلسی دی‌سانتیس به ویرجینیا رفت. ریحانا و تیلور سوفیت، خواننده‌های نامدار آمریکایی نیز پیشتر به دیدن دو پسر دبیرستانی رفته بودند.  
راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند جریمه برای آرایش هنگام رانندگی غم انگیزترین ازدواج خون به جای اشک؛ معجزه یا نفرین؟ ژنتیک مادر می تواند پسر همجنسگرا تولید کند!

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

بدون خونریزی اول شویم!

شما در اداره ای هر روز هفته 9 ساعت وقت با ارزش خود را هدر می دهید ولی بچشم نمیآیید. هیچوقت کارمند برتر سال نشده اید و احتمالا هیچوقت هم نخواهید شد. ولی مشکل کجاست ؟ شما دارای بهترین نمرات در دانشگاه بوده اید و دانش شما از کاری که انجام می دهید بالاتر از بقیه همکاران است. اما می دانید رئیستان نمی داند دارید دقیقا چه کاری در شرکت انجام می دهید و احتمالا در فهرست افراد اخراجی پایان سال اگر وضع اقتصادی به همین منوال پیش رود دررتبه اول قرار خواهید داشت. نکته مثبت اینست که اهل زیر آب زنی، باند بازی و دسیسه هایی که متاسفانه ما ایرانی ها در آن بسیار هم خوب هستیم نیستید. بهتر است راههای زیر را امتحان نمایید. مطمئن باشید بدون نیاز به هیچ دسیسه ای موقعیت شغلی بهتری خواهید یافت. 1-       یک قدم بیشتر بردارید بیاد داشته باشید وظایف شغلی که در آغاز عقد قرارداد لیست آنرا بشما داده اند نیازهای اولیه برای شغلی است که برای شما در نظر گرفته اند. ولی انجام این حداقلها چیزی نیست که رئیستان را خشنود سازد. انجام کاری فراتر از انتظارات هر از چند گاهی، یک سورپریز خوب برای رئیستان است اینکار میتوان انجام سریعتر از موعد پروژه شما باشد یا پیشقدم شدنتان برای بعهده گرفتن مسئولیت یک کار یا پروژه جدید. 2-       نیازها را بشناسید منتظر نمانید کاری بشما محول شود. از مغزتان برای فعالیت بیشتر  شرکتتان کمک بگیرید. در انجام کارها پیشقدم شوید و رئیستان را از اینکه کسی بر اوضاع مسلط است مطمئن سازید. راز بزرگ اینست که هیچ رئیسی دوست ندارد شلاق را بزمین بکوبد تا کارمندانش از ترسشان بکار مشغول شوند. وقتی میدانید که رئیستان گزارشی را از شما خواهد خواست، چیزی بهتر از این نیست که گزارش را آماده در دستش بگذارید و بگویید من احتمال میدادم که شما این گزارش را بخواهید و من آنرا زودتر آماده نمودم. 3-       خود را رشد دهید وضعیت فعلی در هیچ موسسه ای راضی کننده نیست. با وسواس تمام سعی نمایید راههای انجام کارها را بهتر نمایید. حتما موارد کوچکی پیدا میشوند که میتوانند اوضاع گردش کار را بهتر نمایند. سعی نمایید آنها را بیابید کم نمودن هزینه ها، بالا بردن کیفیت خدمات یا سرویس به مشتریان یا هر چیز دیگری میتواند موقعیت سازمانی شما را بسرعت بهبود بخشد. همچنین سعی نمایید انرژی مثبتی از خود در محیط کاری خود بروز دهید. هیچکس احتیاج به یک منفی باف در اتاق بغل خود برای 9 ساعت روز و شش روز در هفته ندارد. یک شخص مثبت در یک محیط کار بخصوص در وضعیت نابسامان اقتصادی مانند یک ستاره میدرخشد. همکاران نیز جذب این انرژی مثبت خواهند شد زیرا انرژی مثبت بهترین چیزی است که هر کسی از یک رابطه در هر محیطی لذت می برد. 4-       برای مشکلات راهکار بیابید مشکلات بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی ما هستند. بیشتر وقت ما صرف رتق و فتق مشکلاتی است که به آنان برخورد می نماییم، یا آنان بما برخورد می نمایند. وقتی به مشکلی برخورد می نمایید مستقیما به اتاق رئیس نروید و از او نخواهید مشکل را حل نماید. بله او آنجاست که دقیقا اینکار را انجام دهد ولی بهتر است اول خود را جای او بگذارید و ببینید شما چه راهکاری را انتخاب می نمودیدی سپس لیستی تهیه کنید و نظرات خود را در این رابطه با او در میان بگذارید. یادتان باشد هر چقدر زندگی را برای رئیستان راحتتر نمایید همانقدر زندگی شما راحتتر خواهد گذشت. 5-       تا چه حد به او نزدیک شوید بهرحال ما رباتهای کارگر نیستیم، همینطور رئیستان. بهتر است هر از چند گاهی از حال و احوال خانم رئیس بپرسید یا از مدرسه ای که فرزندانش در آن درس می خوانند. یا بدانید که مثلا استقلالی است یا پرسپولیسی و هر از چند گاهی و برای مزاحی کوچک نتایج بد تیمش را به او یادآوری نمایید. چیزهایی مانند سیاست و مسائل و اعتقادات شخصی و کیفیت روابط خانوادگیش خط قرمزی هستند که هیچگاه نباید شکسته شوند. 6-       زمان او اهمیت دارد احتمالا رئیس شما شخص پر مشغله ایست بهتر است سعی نمایید مشکلات خود را تا حد امکان خودتان رفع و رجوع نمایید و کمتر او را درگیر نمایید. اینکه توانایی انتخاب بهترین راه حل ممکن و شجاعت انجام آنرا داشته باشید، حتی اگر هم آن مشکل حل نشود و بدتر هم بشود یک نکته مثبت برای شما دارد و آن اینکه شما شجاعت تصمیم گیری در موقعیتهای حساس را دارید. 7-       او را وادار به میانجیگری ننمایید هیچ رئیسی دوست ندارد میانجی کارمندانش باشد، اگر کسی از همکاران با شما مشکل دارد بهتر است موضوع را با طرف مقابل صراحتا حل و فصل نمایید. بچه که نیسیتید!! رئیستان هم که مهد کودک باز ننموده است گاهی بهتر است شما قدم اول و اساسی را برای رفع کدورت با همکارتان، هر چند که حق کاملا با شما باشد بردارید. انجام کارهای فوق می تواند چهره تان را در شرکت بطور خارق العاده ای بهبود بخشد و شما را پیش رئیستان تبدیل به چهره ای نماید که میتواند وظایف سنگینتر را بخوبی انجام دهد و میتوان بروی او برای آینده شرکت حساب ویژه ای باز کرد. یادتان باشد اینکار را بدون نیاز به باند بازی و زیر آب زنی معمول در اداره جات و شرکتها و تنها با تکیه بر توانایی های خود انجام داده اید. موفق باشید!
کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس کیک ها را من نقاشی می کنم زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی دختران تونل توحيد

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

گفتی چی شده بود عزیزم؟

وقتی در مورد روزتان و اتفاقات پیش آمده با شوهرتان صحبت می کنید واکنش او این است؟ "گفتی چی شده بود عزیزم؟" مطمئنا با داد زدن شوهر شما یاد نمی گیرد که شنونده بهتری باشد. نکات زیر می تواند به شما کمک کند. آیا پیش آمده که در مورد اتفاقی که سر کار برایتان افتاده یا داستان خنده داری که برای دوستتان پیش آمده با شوهرتان صحبت کنید، اما ببینید که بجای اینکه او به شما نگاه کند مرتبا چشماهایش به سمت بازی فوتبالی که تلویزیون نشان می دهد تغییر جهت دهد؟ حواس او جای دیگری است. ما همیشه انتظار داریم که مردان مانند دوستان دخترمان به ما گوش بدهند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. نه اینکه مردان نمی خواهند این کار را انجام دهند بلکه این بدان دلیل است مردان متفاوت از زنان برنامه ریزی شده اند و به حالات خاصی عکس العمل نشان دهند که برای زنان غیر قابل فهم است. به ظاهر بخشی از سوتفاهم های پیش پا افتاده را می توانیم به حساب قواعد متفاوت مکالمه ای که مردان و زنان از طریقشان ارتباط برقرار می کنند بگزاریم. یادگیری تفاوت ها می تواند مشکلات را محو و کمکمان کند که با هم به خوبی ارتباط برقرار نماییم. به گفته بسیاری از زنان، در اوایل آشنایی، همسرشان به خوبی به حرفهایشان گوش می داد. اما کم کم نسبت به حرفهایش بی تفاوت شد. این مسئله به این دلیل است که زنان فکر می کنند که تایید حرفهای طرف مقابل نشان دهنده علاقه و پشتیبانی است، حال آنکه اغلب مردان می خواهند در مورد موضوع مورد بحث نظر بی طرفانه ارائه کنند و عادلانه قضاوت کنند. اگر شوهر شما فکر کند که هدف از صحبت کردن فقط تایید حرفهای شماست او هیچ انگیزه ای برای گوش کردن به شما نخواهد داشت. این حقیقت را قبول کنید که گاهی وقتها ممکن است در مورد یک موضوع با هم توافق نداشته باشید. بیشتر زنان فکر می کنند که با سهیم کردن شوهرشان در تمامی جزئیات اتفاقات می توانند صمیمیت ایجاد کنند و به او کمک کنند که دقیقا بداند زن او چه احساساتی دارد. اما در اصل شوهرتان می خواهد که شما سریعا سر اصل مطلب بروید. بخاطر داشته باشید که برای او احساسات شما مهم است، اما از آنجایی که شما قصد مشورت با او را دارید، او بیشتر به دنبال حل کردن مشکل است تا گوش کردن به شما. زمانی که مردان مشغول انجام کاری هستند، مثلا تلویزیون تماشا می کنند یا با کامپیوتر کار می کنند، از خودتان بپرسید که آیا واقعا کار شما مهم است. مردان از نظر کلامی نمی توانند چند کار مختلف را با هم انجام دهند و بعضی وقتها ممکن است ترجیح دهد که بر روی مسئله ای دیگر تمرکز نماید. از او بپرسید که آیا می توانید از او سوالی بپرسید یا نه؟ اگر پاسخ اش منفی بود به خودتان نگیرید و بعدا دوباره از او سوال کنید. اگر از شوهرتان می خواهید که مشکلی را حل کند مستقیما از او بخواهید. دوستتان شما را عصبانی کرده شما می خواهید با شوهرتان در این باره درد دل نمایید و می خواهید که او فقط به حرفهای شما گوش دهد، شما را در آغوش بگیرد و حالتان را خوب کند. اما در عوض همسر شما فکر می کند که باید شما را آرام کند و این کار او ممکن است شما را عصبانی تر کند، زیرا او به جای گوش دادن می خواهد مشکل شما با دوستتان را حل کند. مردها فکر می کنند که کارشان حل کردن مشکلات است، پس اگر می خواهید که او فقط به شما گوش کند، مستقیما از او بخواهید. بعضی مواقع شوهر شما نمی تواند پا به پای شما در مکالمه شرکت کند. شما در مورد مسئله ای شروع به صحبت می کنید، وسط کار چیز دیگری را به یاد می آورید و موضوع را عوض می کنید و سپس موضوعی دیگر و ... برای همسرتان این کار گیج کننده است. به یاد داشته باشید که مغز مردها فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز نماید. همسر شما قصد خرید برای منزل را دارد، به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد و موقع خارج شدنش از منزل هم دوباره به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد. اما مثل همیشه، دوباره او با شیر پر چرب به منزل بر میگردد و دوباره مثل همیشه دعوا شروع می شود. راه حل این است که به جای اینکه به او یادآوری نمایید که چه چیزی را بخرد از او این سوال را بپرسید. "یادت هست که چه نوع شیری را باید می خریدی؟" این باعث می شود که مغز او به کار بیفتد و از طریق فکر کردن به یاد بیاورد که چه نوع شیری را بخرد و این باعث می شود که مسئله در  ذهنش ثبت شود. به خاطر داشته باشید که شاید درک یک مرد بسیار سخت باشد و فکر کنید که شما از کهکشانهای متفاوتی به زمین آمده اید، اما با کمی سعی می توانید آنها را بهتر درک کنید.   ترجمه: آتماج

پرهزینه ترین طلاق تاریخ

بر اساس حکم دادگاهی در ژنو همسر «دیمیتری ریبولُولُف» میلیاردر روسی پس از جدایی از شوهر خود می‌تواند مبلغ ۴.۵ میلیارد دلار سهم از ثروت او را دریافت کند. با این حساب این جدایی که تقریبا دو برابر بیشتر از رکورد قبلی هزینه داشته است، گران‌ترین در تاریخ معاصر به شمار می‌رود.پیش از این گفته می‌شد که جدایی آلک ویلدنستین، میلیاردر فرانسوی از همسرش با ۲.۵ میلیارد هزینه برای شوهر، گران‌ترین بوده است. شش سال مبارزه حقوقی «الینا ریبولُولفا» در نهایت موجب شد دادگاه به نفع این بانو رای داده و مبلغ چهار میلیارد فرانک سوئیس به علاوه حق سرپرستی دختر ۱۳ ساله‌اش را به وی اعطا کند. البته آنطور که در گزارش‌ها آمده، شوهر ناراضی این خانم همچنان تا مدتی فرصت خواهد داشت که به حکم دادگاه اعتراض کند. ریبولُولفا در سال ۲۰۰۸ درخواست طلاق خود را تسلیم دادگاه کرد و همان وقت موفق شد از دادگاه حکمی بگیرد که به موجب آن بخشی از دارایی‌های ریبولُولُف مسدود شود، دارایی‌هایی که شامل بزرگترین سهم مالکیت باشگاه فوتبال فرانسوی «آث موناکو»، ۲۹۵ میلیون دلار سهام بانک قبرس و خانه‌ای ۹۵ میلیون دلاری در فلوریدا بود که این آخری را از دونالد ترامپ خریداری کرده بود.  همسر سابق میلیاردر روس از شوهر پیشین خود در ایالات متحده آمریکا شکایت کرد و او را متهم کرد که تلاش می‌کرده یکی از املاک خود در ایالت فلوریدا و یک پنت هاوس ۸۸ میلیون دلاری در محله منهتن نیویورک را، از بیم همسرش، از دید مقام‌های قضایی مخفی نگاه دارد. الینا ریبولُولفا و شوهر سابقش در دوران زناشویی چندین ملک دیگر را نیز خریداری کرده و به مجموعه عظیم دارایی‌های خود افزوده بودند. تنها یک سال پیش دختر بزرگتر این زوج سابق، به نام اکاترینا در کشور یونان جزیره تفریحی «سکورپیوس» را خریداری کرده بود. این جزیره همان جایی بود که سال‌ها قبل در دهه ۱۹۶۰ میلادی ارسطو اوناسیس، میلیاردر فقید، با ژاکلین کندی پیوند زناشویی بست.   اکاترینا جزیره سکورپیوس را از «آتنا اوناسیس روسل»،‌ نوه ۲۸ ساله اوناسیس، و تنها بازمانده این سرمایه‌دار معروف خرید. دیمیتری ریبولُولُف که خود در موناکو زندگی می‌کند، بخش اعظم ثروت خود را از محل فروش سهم شرکت تولید کود «اورالکالی» به ارزش ۶.۵ میلیارد دلار به دست آورد.
نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! مزایای ازدواج چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟

آداب و رسوم

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.

آش دندونی

زمانی که اولین نشانه های دندان در آوردن برای یک کودک 4 تا 6 ماهه پدیدار میشود، زمانی که آن مرواریدهای کوچولو که با کلی درد و و گاهی با سرفه برای کوچولوی نازشما پدیدار میشود، زمانی است که آش دندونی را باید برایش بپزید.
هدیه مناسب برای روز ولنتاین چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ طالع بینی چینی برای سال 2014 ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک شب یلدا از کجا می‌آید

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت اول)

ایران زیبای ما فقط شامل پرسپولیس و سی و سه پل و بازار تبریز و سواحل خزر نیست. اگر کسی بخواهد همه ایران را ببیند احتمالا باید یک عمر را در چهار سوی این کشور پهناور سفر نماید و باز هم احتمالا جایی چیزی دیدنی را از قلم خواهد انداخت. با نزدیک شدن تعطیلات سال جدید نگاهی می اندازیم به چهار گوشه از ایران، کشور زیبایمان، که شاید کمتر نامی از آن تاکنون شنیده بودیم. بهتر است بجای خرج کردن همه وقت و پول خود در سواحل تایلند یا آنتالیا وقتی و بودجه ای را نیز برای شناختن زیبایی های خانه مان کنار بگذاریم. چشمه های باداب سورت ساری چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دوّمین اثر ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی به‌وسیلهٔ سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان ثبت جهانی شده است. چشمه‌های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، دهستان پشتکوه، روستای ارست، قرار دارد. چشمه‌های باداب سورت شامل دو چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته‌است. جریان آب‌های رسوبی و معدنی این چشمه‌ها طی سال‌ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده‌ها حوضچهٔ بسیار زیبا به رنگ‌های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه‌های مختلف پدید آورده‌است. این طبقات و حوضچه‌ها در واقع جاذبهٔ اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه‌های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است. باداب ترجمهٔ تحت‌اللفظی واژهٔ مازندارانی «وا اُ» است. وا (باد) به نوعی درد (رُماتیسم) اشاره دارد که با استفاده از آب معدنی درمان می‌شود. همچنین باداب به معنی آب همراه با گاز است. این چشمه‌ها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده‌اند و در ایران بی‌نظیر هستند و تنها در شش کشور دیگر پدیده‌ای تا حدّی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچه‌های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل‌های سوزنی برگ است. خانه لاریها در یزد خانه لاریها و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام خمینی، محله فهادان، مجاورعمارت کلاه فرنگی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. خانه لاریها شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد. این خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده‌است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می‌شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزیر بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره‌ها، ارسی‌ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه‌های زیبا و عالی خانه‌های اعیانی قرن سیزدهم است. این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. قلعه فلک الافلاک خرم آباد فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم آباد در استان لرستان است. فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است. این بنا مربوط به دورهٔ ساسانی است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت این قلعه به دوره ساسانیان می‌رسد. ساسانیان شهری با نام شاپورخواست در حدود منطقه کنونی خرم آباد ساختند که بعدها ویران شد و در حدود سده هفتم هجری خرم آباد فعلی به جای آن بنا گردید. گمان می‌رود که قلعه فلک‌الافلاک همان دژ شاپورخواست باشد که در دوره ساسانی کاربرد حکومتی و نظامی داشته‌است. از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز بنام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک‌الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده‌است. این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به وزارت فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سال 1354 این بنا با راه‌اندازی موزه مردم‌شناسی و مفرغ های لرستان به موزه تبدیل شد. در سالهای اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه‌های باستان‌شناسی، مردم شناسی، آزمایشگاه مرمت اشیاء، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی تاریخی راه‌اندازی شده‌است. در متون تاریخی از قلعه فلک‌الافلاک با نامهای گوناگونی مانند دژ شاپورخواست، دز بر، قلعه خٌرمآباد، قلعه دوازده برجی از آن یاد شده‌است. فلک‌الافلاک که در لغت به معنی سپهر سپهران یا فلک نهم است عنوانی ایست که در دوره قاجار به این بنا اطلاق شد و اکنون نیز به همین نام مشهور است. کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می‌گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده‌است. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده‌است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه‌ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است. این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری  که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد. در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد. همچنین تعمیرات اساسی و گسترده‌ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته آن، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور و با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه صورت گرفته‌است.

پاپا نوئل در خیابان آبان تهران

شب سال نوی میلادی، از جمله مراسم زیبایی است که اکثر ما آن را از طریق دیدن فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی دنبال کرده ایم. اما دیدن یک پاپانوئل واقعی در قلب تهران اتفاقی است که برای کسانی که شاهد آن بوده اند، بسیاربیاد ماندنی و خاطره انگیز خواهد شد.
ایران زیبای ما (قسمت دوم) چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین گراوان، رنگین كمان املاح معدنی چند توصیه برای رفتینگ چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟