1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود.

آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد.

در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند.

پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد.

روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند:

" مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!"

همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود.

بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید.

از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است.

زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه.

اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت.

او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

دیدگاه‌ها  

+3 # اکرم 1391-03-08 15:01
خیلی مطالبتون رو دوست دارم جداً. این داستان واقعیه؟! بخاطر خانواده آدم همه کار می کنه... از پاریس دل کندن که سهله... دلم خواست ببینمش!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # برنا 1391-03-08 15:05
آخی! چقدر دوسش داشتم! با خانم اکرم موافقم! دلم می خواد ببینمش!
خوش به حال رشتی ها! به خاطر همین خانم خیاط خوش تیپن ؟! :)
خیلی جالب بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بی تا 1391-03-08 15:15
واقعاً مطلب دوست داشتنی بود و حس خیلی خوبی به من داد . متشکرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # shiva 1391-03-08 15:24
merci kheili jaleb bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ehsan 1391-03-08 16:17
چه حسه عجيبي
چه حال غريبي
دلم تنگشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # زهره 1391-03-09 15:31
زنی برای ستایش...........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # طلا 1391-03-12 02:50
خیلی جالب بود. به نظر من هم خانواده ارجحیت دارن اما از موقعیت دل کندن هم کار سختیه
لازم شد بریم رشت برامون لباس بدوزن این خانم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # B.d 1391-03-16 00:53
وقتی یا عشق کار کنیم دیگه پاریس و رشت معنی نداره... اون رشد می کنه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sepid 1391-03-20 19:31
چون خواست، شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # لیلا 1391-04-24 18:08
چرا این خانم رو معرفی نکردید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # aram 1391-04-29 14:26
# aram
واقعا اگر انسان در گیر عشق باشد.زندگی برایش چون بهشت می شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سحر 1391-08-02 14:12
نتیجه میگیریم حتی اگه بهترین هم بشیم بازم میشه 76 سالمون و این خیلی بده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهناز 1391-09-13 21:30
به نقل از سحر:
نتیجه میگیریم حتی اگه بهترین هم بشیم بازم میشه 76 سالمون و این خیلی بده.


وای آره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

به لطافت پوست نوزادان

هرگاه می خواهد از لطافت چیزی تعریف کنند آن را به پوست نوزاد تشبیه می کنند. واقعا هم همینطور است. در این دنیا چه چیزی لطیف تر و دوست داشتنی تر از پوست زیبای نوزادان است؟

تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید

برای معرفی تفاوت‌های فرهنگی و نژادی به کودکان هیچ وقت زود نیست. دنیای معاصر امکان آشنایی کودکان را در هر جای دنیا با تفاوت‌ها فراهم کرده است. کودکان تفاوت‌ بین آدم‌ها، رفتارهای اجتماعی و آداب و سنت‌ها را می‌بینند و از شما درباره آن می‌پرسند. حالا دیگر نمی‌توانید بدون اطلاع از واقعیت‌ها و ناشیانه و سرسری به کودکتان پاسخ بدهید. آموزش تفاوت‌ها و تنوع زیستی و فرهنگی بخش مهمی از آموزش کودکان است و پرسش کودک درباره آنها در واقع برای شما فرصتی است که به آنها آموزش بدهید. کودکان در سال‌های آموزش ابتدایی از نظر رشد عقلی به این توانایی رسیده‌اند که تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را بشناسند. آنها در این دوران یاد می‌گیرند که به این تفاوت‌ها امتیاز بدهند و آنها را ارزش گذاری کنند.  این ارزش گذاری‌ها می‌توانند مثبت باشند یا منفی. همه چیز بستگی به باوری دارد که شما ایجاد کرده‌اید. کودک می‌تواند کم توانی جسمی فرد دیگری را بپذیرد و با همدلی فکر و رفتار کند یا آن را به عنوان یک ضعف بزرگ به عنوان معیاری برای خوبی و بدی انسان‌ها تلقی کند. به عنوان والد و بزرگسال چگونه باید آموزش بدهم؟ اگر واقعا دغدغه این مساله را دارید که کودک درک درستی از تنوع انسانی داشته باشد، ایتدا باید باورها و برداشت‌های خودتان را اصلاح کنید. میزان تحمل و پذیرش تفاوت‌ها در شما چقدر است؟ مواجهه شما با آدم‌هایی که با شما متفاوت هستند چگونه است؟  اظهار نظر شما درباره این تفاوت‌ها به کودک مسیر راه را نشان می‌دهد. از خودتان بپرسید: من چقدر تحمل تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را دارم؟ اگر هدف این است که کودک را با تفاوت‌های انسانی آشنا کنید نباید در توانایی قضاوت کودکان تصرف کنید یا تعصب و غیرت ایجاد کنید. اگر شما آدمی متعصب هستید و در ذهن‌تان پیش داوری‌هایی نسبت به دیگران دارید ابتدا باید این مساله را در خودتان حل کنید. تا زمانی که شما دیدگاهی قبیله‌ای دارید، برتری نژادی را باور دارید، فرهنگ‌ دیگری را  جدی نمی‌گیرید یا مسخره می‌کنید و از تفاوت خودتان در برابر دیگران دفاع می‌کنید و آن را بهتر می‌دانید نمی‌توانید به کودک یاد بدهید که رنگ پوست آدم‌ها یا میزان توانایی جسمی یا آداب و رسوم و زبان و لهجه در ارزیابی انسانی نقشی ندارند. نقشه جهان، یک راهکار ساده یک راه ابتدایی و موثر آموزش تنوع زیستی و فرهنگی استفاده از یک نقشه یا کره زمین است. بچه‌ها ارتباط خوبی با نقشه و کره زمین برقرار می‌کنند. نقشه‌های رنگی و بزرگ برای کودکان جذاب و معنی دار هستند. وقتی یک اتفاق مهم و خبری در سطح جهان می‌افتد کودک درباره آن از شما سوال می‌پرسد. کودک به نقشه نگاه می‌کند و با قدرت تصویر سازی‌ خودش را در آن نقطه زمین تصور می‌کند. این کار باعث می‌شود از شما سوال‌های بیشتری بپرسد و به دنبال درک واقعیت‌های جهان باشد. درعین حال تماشای کلی جهان در یک صفحه یا روی یک کره تمرینی برای آموزش این مفهوم است که جهان و حیات آن هرچند متنوع و گسترده می‌تواند در یک تصویر کلی اما کوچک، شبیه و همگون دیده شود. انگیزه برای بیشتر دانستن هیچ کودکی بی تفاوت از تنوع فرهنگی یا تفاوت‌های ظاهری و فردی نمی‌گذرد. حتما کودک از شما میپرسد که چرا این تفاوت‌ها وجود دارند. اشتیاق شما برای پاسخگویی و جواب‌های درست و کامل در آموزش این مفاهیم بسیار موثر هستند. در دنیای امروزی شما باید بتوانید درباره تفاوت‌های نژادی، فرهنگی، اجتماعی و کم توانی با کودک حرف بزنید. این بخش مهمی از آموزش‌ کودکان است. تفاوت‌ها را به خانه بیاورید یک راه جالب و ابتکاری برای اینکه در کودک احساس مثبتی نسبت به فرهنگ‌های دیگر ایجاد کنید، استفاده از ابزار و وسایل یا نشانه‌های فرهنگ‌های مختلف در چیدمان خانه است. به ویژه اگر شما در کشوری غیر از ایران زندگی می‌کنید، فرزندتان نیاز بیشتری برای شناخت فرهنگ کشور دوم و کشورهای دیگر دارد. این یعنی مثلا از تزئینات کشورهای مختلف در خانه استفاده کنید یا به جز توجه به  آداب و رسوم ایرانی مثل عید نوروز یا شب یلدا به سال نو میلادی یا سال نو چینی هم اشاره کنید و به آنها اظهار علاقه کنید. علاقه و اشتیاق شما به چیزی که دیگران دارند پذیرش کودک را نسبت به تنوع انسانی و فرهنگی بیشتر می‌کند. حساسیت فرهنگی بی مورد است برای اینکه فرهنگ، قومیت یا اجتماع خودتان را حفظ کنید اصلا نیازی نیست که آن را بهترین فرهنگ دنیا معرفی کنید. تعصب مهم‌ترین چیزی است که باعث می‌شود کودک فرهنگ و قومیت دیگران را پایین‌ یا کم ارزش‌ بداند. واقعیت این است مفاهیمی مثل افتخار به آداب و فرهنگ دیرینه و دسته بندی انسان‌ها به نژاد برتر و بهتر خواه در بین اقوام‌ایرانی باشد یا  در سطح ملی نشانه تعصب و تفکیک   انسانی است و با برابری انسان‌ها منافات دارد. شاید شما صرفا بخواهید به فرهنگ خودتان پایبند باشید اما معرفی فرهنگ خودتان  اگر با تعصب و احساس برتری همراه باشد یک اشتباه تربیتی است. علاوه بر این خوب است که نسبت به نژاد پرستی یا بی‌تفاوتی در برابر اغراق یا تعصب‌های قومی و قبیله‌ای حساس باشید. اگر کسی اظهار نظر نادرستی درباره گروه دیگری از انسان‌ها می‌کند، تحقیر می‌کند و یا سعی می‌کند برتری خودش را به نمایش بگذارد، مخالفت کنید و اجازه بدهید فرزندتان این حساسیت و عدم تحمل را ببیند. واقعیت این است که در بین آموزه‌های تربیتی کودکان، آموزش این مساله بسیار مهم و ضروری است. کودکان برای یک زندگی سالم و اخلاقی نیاز دارند که برابری انسان‌ها را صرف نظر از تفاوت‌های ظاهری بپذیرند. این آموزه پیوندی جدی با آموزه‌های برابری زن و مرد نیز دارد. زمانی که کودک یاد بگیرد که آدم‌ها چه کوچک و چه بزرگ، چه زن و چه مرد و با وجود محدودیت‌های جسمی یا فارغ از رنگ پوست یا میزان زیبایی، زبان و لهجه و آداب و رسوم‌شان، احساسات و عواطف مشترک دارند، خواسته‌هایی بسیار شبیه هم دارند و ترس‌ها و نگرانی‌هایشان در اغلب موارد شبیه هم است، همراهی و همدلی بیشتری با آدم‌های اطرافش و مردم دنیا خواهد داشت. این یعنی شما در آینده فرزندی روشنفکر، متفکر و آزادی خواه خواهید داشت. شما برای آموزش تنوع زیستی و احساس همدلی با انسان‌ها چه ایده‌هایی دارید؟ راهکارهایتان را به ما و دوستان‌تان معرفی کنید. من امیدوارم این چند پیشنهاد ساده برای آموزش کودکان و شناخت آنها از دنیایی پر از آدم‌هایی متفاوت موثر باشد. ما می‌توانیم با پرورش کودکانی آگاه از جهان واقعی آینده‌ای متفاوت برای این دنیا رقم بزنیم. نیلوفر جعفری
شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد فرزندان خود را وابسته بار نیاورید مهارت صحبت کردن با کودکان خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E بازی با کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ژنتیک مادر می تواند پسر همجنسگرا تولید کند!

بر اساس یک مطالعه جدید، چینش ژن های یک مادر می تواند بر گرایش جنسی پسرش تاثیر بگذارد.این تحقیق به اثبات یک دهه مناقشه بر سر احتمال ژنتیکی بودن همجنسگرایی کمک می کند. X و Y: کروموزوم ها ملک

زنان از مردان چه می خواهند (1)

1- زنان مردی می خواهند که مطمئن باشد! اطمینان اولین ویژگی ای است که زنان به دنبالش هستند.سست و ترسو نباشید. برای هر چیزی عذرخواهی نکنید. واقعی باشید، خودتان باشید. 2-زنان مردی می خواهند که این احساس را برایشان ایجاد کندکه فقط او (زن) تنها شخص مورد توجه است. زنان به مردی که برای جلب رضایتشان تلاش کنند بسیار علاقمند می شوند. برای مثال، مرد در را برایش باز می کند، در سمت راست خیابان راه می رود، در خرید کردن به او کمک می کند. در مورد یک جنتلمن صحبت می کنم:) ... اگر او سردش است، کت خودتان را به او تعارف کنید. اگر دچار مشکل شده، از او حمایت کنید. اگر موقعیت خطرناکی است، او را در آغوش بگیرید. یک مرد واقعی باشید. 3-زنان مردی شوخ طبع می خواهند. یک زن همیشه مردی را که قادر به خنداندنش باشد، دوست خواهد داشت. اگر کسل باشید، خسته کننده خواهید بود.اگر زنی را بخندانید،در نیمه راه موفقیت هستید. شانستان را امتحان کرده، خودتان باشید و در عین حال شوخ طبع باشید. متخصصان زیادی در مورد جاذبه ، ادعا می کنند که "رضایت از خود " و "شوخ طبعی" دو ویژگی مهم در مجذوب ساختن یک زن است. من هم موافقم. 4-زنان مردی می خواهند که به آنان گوش دهد(بله، حتی به شکوه ها و جزئیات تمام مسائل غیرمنطقی) و نه الزما با نصحیت کردن. بسیار از زنان دوست دارند از مشکلاتشان شکایت کنند، گرچه برای اندرز شدن شکایت نمی کنند. فقط برای آزادانه بیان کردن خوشان. می دانم که سر تکان دادن و پشتیبانی کردن دشوار است، زیرا ممکن است بخواهید فیلم تماشا کرده یا کاری که بیشتر هیجان انگیز به نظر می رسد انجام دهید. اما واقعیت این است که همسرتان هنگامی که دقیقا به حرف هایش گوش دهید و نیازهایش را در ک کنید شما را دوست خواهد داشت. باید بدانید که زنان به تخلیه احساسات خود نیاز دارند. به او اجازه این کار را بدهید و او شما را می پذیرد. سر تکان دهید. درگیر شوید و بازخورد فعالانه ای از خود بروز دهید. کاملا به آنچه می گوید علاقه نشان دهید بدون اینکه نگران باشید که قرار است بعد چه بگویید. سپس دقت کنید که چه اتفاقی می افتد و او از احساساتش بیشتر برایتان می گوید. زنان می خواهند که مردان به آنان گوش کنند زیرا آن ها نیازی به شنیده شدن دارند. زنان می خواهند که همسرشان احساس خود را بیان کرده و آنان را محرم خود سازند. گوش سپردن واقعی همراه با صمیمیت واقعی نادر است. گوش کردن واقعی تفکرمطلقی در مورد اینکه چه چیزی گفته می شود و هم چنین جذب شدن به آنچه او می گوید، است. گوش کردن توجه فعالی می خواهد و مسدود کردن ذهن در حال فعالیت است. 5-زنان می خواهند همسرشان طوری با آنان برخورد کنند که انگار آن ها جذاب ترین زن روی زمین اند که هیچ زن دیگری قابل مقایسه با آن ها نیست. صحبت کردن در مورد دوست دختر قبلیتان امتیازات بالاتری برایتان در پی نخواهد داشت. برخورد کردن با او به گونه ای که او تنها شخص مورد نظر است،باعث می شود که مدتی لبخند بزند.
بی بی حكمینه ، سلطان زنان افغان این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند ما چگونه پیر میشویم؟ ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای

مطالب تصادفی

حرفه من

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.
روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول زنان پزشکان بهتری هستند تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرفه شیرین من گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

گوشی های هوشمند رهبران جهان کدام است؟

وب‌سایت "The Next Web" که از رسانه‌های برجسته آنلاین در زمینه فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات است٬ نگاهی انداخته به گوشی‌های موبایل رهبران سیاسی کشورهای گوناگون جهان. با خواندن این مطلب خواهید فهمید که این رهبران سرشناس٬ از باراک اوباما٬ رئیس‌جمهور آمریکا گرفته تا کیم جونگ‌اون٬ رهبر کره شمالی٬ برای رتق و فتق ارتباطات دیجیتال خود از چه موبایل‌هایی استفاده می‌کنند. باراک اوباما: بلک‌بری در سال ۲۰۰۹ یک سال پس از روی کار آمدن باراک اوباما به عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده٬ گزارش‌هایی منتشر شده بود مبنی بر این‌که او پس از بحث‌های فراوان با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا آنها را متقاعد کرد که همچنان بلک‌بری محبوبش را به‌عنوان موبایل شخصی خود نگه دارد. اوباما از مدت‌ها پیش از هواداران پروپاقرص بلک‌بری بوده است. البته عشق به بلک‌بری ظاهرا در خانواده باراک اوباما چندان آتشین و فراگیر نیست؛ در مراسم تحلیف دومین دور ریاست‌جمهوری او٬ دخترش با آی‌فونی در دست در مراسم شرکت کرده بود. آنگلا مرکل: بلک‌بری Z10 صدر اعظم آلمان از معدود رهبران سیاسی جهان است که رسما از یک گوشی موبایل تمجید کرده است. گوشی محبوب آنگلا مرکل بلک‌بری Z10 است. کیم جونگ‌اون: اچ‌تی‌سی وان رهبر جوان کره شمالی که کشورش سخت‌گیرانه‌ترین قوانین مرتبط با مالکیت ابزارهای ارتباطی را بر شهروندان اعمال می‌کند٬ چندی پیش با یک گوشی اچ‌تی‌سی وان در یکی از جلسات رسمی حضور یافت و تصویر آن در وب منتشر شد. جالب اینجاست که رهبر سوسیالیست کره شمالی از گوشی‌های تولید شده در این کشور که نام "آریرانگ" را برایش انتخاب کرده‌اند٬ استفاده نمی‌کند. ولادیمیر پوتین: وفادار به تولید ملی با گلوناس ۹۴۵ رئیس‌جمهور روسیه پیش‌تر اعلام کرده بود که هیچ موبایلی در اختیار ندارد. با این حال٬ برخی منابع از جمله "Technoweb" گزارش داده‌اند که پوتین از سال ۲۰۱۲ از یک گوشی هوشمند ساخت روسیه موسوم به "MTS-Glonass 945" استفاده می‌کند. این گوشی تولید روسیه مبتنی بر سیستم عامل اندروید است. پنگ لی یوان٬ بانوی اول چین: آی‌فون ۵ هنوز مشخص نیست که شی جین‌پینگ٬ رئیس‌جمهور چین از چه گوشی هوشمندی استفاده می‌کند. در واقع هرگز تصویری از او به همراه تلفن همراهش منتشر نشده٬ اما همسر او٬ پنگ لی یوان آن‌طور که اخیرا دوربین‌های خبرنگاران کنجکاو ثبت کرده‌اند٬ از آی‌فون ۵ استفاده می‌کند. ینگلاک شیناواترا٬ نخست‌وزیر تایلند: نوکیا لومیا ۹۲۰ ینگلاک شیناواترا که نخستین نخست‌وزیر زن در تاریخ تایلند است٬ دست‌کم پنج گوشی هوشمند متفاوت در اختیار دارد. یکی از گوشی‌های خانم نخست‌وزیر نوکیا لومیا ۹۲۰ است. خانواده سلطنتی انگلیس: آی‌فون به نظر می‌رسد خانواده سلطنتی بریتانیا از هواداران سفت و سخت کمپانی اپل‌اند. پرنس ویلیام و پرنس هری هر دو در المپیک تابستانی امسال با آی‌فون‌هایشان ظاهر شدند و حتی گفته می‌شود ملکه الیزابت هم اخیرا از کارمندان دربار خواسته که برایش آی‌پدی سفارش دهند. دیوید کامرون: بلک‌بری دیوید کامرون٬ نخست‌وزیر بریتانیا هم از هواداران بلک‌بری است. او وقتی سال گذشته در جریان یک سخنرانی در دوبی ناخواسته صدای موبایلش درآمد٬ گوشی بلک‌بری خود را درآورد و به حاضران در سالن نشان داد. ظاهرا بلک‌بری در میان رهبران جهان طرفداران زیادی دارد. شاید به خاطر همین محبوبیت فراگیر بلک‌بری در میان سیاست‌مداران برجسته جهان است که سیستم مخابرات دولت بریتانیا در جریان اجلاس گروه ۲۰ که در سال ۲۰۰۹ در لندن برگزار شد٬ تلاش کرد تا به گوشی‌های بلک‌بری شرکت‌کنندگان در این مراسم نفوذ کند.

مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد

یک تیم پژوهشی توانسته است ثابت کند، انسان قادر است دمای بدن و ارگان‌های داخلی خود را با نوع خاصی از مراقبه بالا ببرد. افزایش دمای بدن قابلیت شناختی را بهبود می‌دهد و فرد را در مقابله با سرمای شدید و عفونت‌ها یاری می‌کند. نتایج مطالعات تیم پژوهشی دپارتمان روانشناسی دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) به سرپرستی پروفسور ماریا کوژف‌نیکووا (Maria Kozhevnikov) ، برای نخستین بار نشان داده است که مدیتیش تومو (آتش درونی) قادر است دمای ارگان‌های داخلی بدن را بالا ببرد. نتایج تحقیقات این تیم که کلاوس گرامان، روانشناس آلمانی نیز در آن همکاری دارد در مجله علمی PloSOne منتشر شده است. این کار تحقیقاتی در همکاری با راهبان بودایی تبت به ثمر رسیده است. مطالعات پیشین توانسته بود اثبات کند که مدیتیشن (مراقبه) می‌تواند دمای بدن را در نواحی انگشتان دست و پا افزایش دهد. اما این تیم پژوهشی ثابت کرد که که مدیتیشن تومو قادر است بر "انرژی درونی" بدن تأثیر بگذارد. مراقبه تومو که هوادارانش آن را "تمرین روحی مقدس" می‌دانند تنها در چند صومعه در مناطق دورافتاده تبت انجام می‌شود. دانشمندان دانشگاه سنگاپور خود در مراسم مراقبه "آتش درونی" راهبان بودایی حضور داشتند. به موجب این گزارش، راهبان بودایی توانستند با انجام این نوع مدیتیشن حرارت بدن خود را تا حدی بالا ببرند که حتی در دمای منهای ۲۵ درجه سانتی‌گراد نیز پارچه خیس بر بدن آنها خشک می‌شد. کارشناسان با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی (EEG) نشان دادند که دمای بدن راهبان به هنگام مدیتیشن تا ۳ / ۳۸ درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود. در حالی که در شرایط عادی دمای بدن به هنگام مراقبه بین ۸ / ۳۵ و ۲ / ۳۷ درجه است. تنفس تومو در دومین کار تحقیقاتی، پژوهشگران تمرکز خود را بر روی نوعی از مراقبه قرار دادند که در غرب هم انجام می‌شود و در آن تکنیک‌های خاص تنفسی تومو مورد استفاده قرار می‌گیرند. در اینجا نیز دیده شد که دمای بدن مدیتورها پس از مراقبه به میزان اندکی بالا رفت دانشمندان می‌گویند، مدیتیشن تومو در مواقعی خاص می‌تواند به کمک انسان بیاید، برای نمونه می‌توان از این روش برای حفاظت از بدن در سرمای شدید محیط اطراف استفاده کرد. این شیوه همچنین در افزایش توانایی بدن در برابر عفونت‌ها و بالا بردن قابلیت شناختی کاربرد دارد. حتی مدیتورهای مبتدی هم می‌توانند با استفاده از روش‌های تنفس تومو دمای بدن خود را افزایش دهند. تجسم متمرکز و تنفس گلدانی پژوهشگران می‌گویند، دلیل افزایش دمای بدن در مدیتیشن تومو استفاده از نوعی خاص از تنفس (تنفس گلدانی) و "تصویرسازی متمرکز ذهنی" است. تنفس گلدانی با ایجاد تغییر در سوخت و ساز (متابولیسم) موجب افزایش دمای بدن می‌شود. در تصویرسازی متمرکز ذهنی (تجسم متمرکز ذهنی) نیز مراقبه‌کننده به صورت ذهنی بر روی تصویری از شعله آتش تمرکز می‌کند. این شعله می‌تواند برای مثال در امتداد ستون فقرات فرد تجسم شود. محققان تیم دانشگاه ملی سنگاپور می‌گویند: «این دو تکنیک اثرات یکدیگر را کامل کرده و می‌توانند دمای بدن را تا وضعیت تب متوسط افزایش دهند.» پروفسور کوژف ‌نیکووا، سرپرست تیم تحقیقاتی یادشده می‌گوید، کسانی که از او این تکنیک را یاد گرفتند، بعد از انجام آن می‌گفتند، به گونه‌ای قابل ملاحظه احساس نیروی بیشتر می‌کنند و تمرکزشان افزایش یافته است. مطالعه در این زمینه ادامه دارد. دانشمندان امید دارند که در آینده بتوان با استفاده از این روش‌ها به افراد کمک کرد تا بتوانند توان بدن خود در برابر بیماری‌ها را افزایش داده و قابلیت‌های ادراکی‌شان را بالا ببرند. منبع DWDE
بر ناخوشی ها غلبه كنیم حسادت زنان را کور می کند چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي عینک انقلابی گوگل

آداب و رسوم

سپندارمزگان روز عشق پارسی

روزها پشت سر هم می گذرند و ما همگی به دنبال یک روز خاص هستیم تا با تمرکز بر روی یک هدف، عشق و محبت مان را به اطرافیان و کسانی که برای مان مهم هستند ابراز کنیم. بهانه های مختلف برای عشق ورزی به دوست، همسر، پدر و مادر بسیار زیاد است.

توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

خيلی از آداب و رسوم در دنيا وجود دارد كه برای ما جالب است يا اين كه ما را به فكر فرو می برد.خيلی از آنها اصلا به گوش مان نخورده و شايد درباره بسياری از آنها چيزهایی شنيده ايم. بسياری از آنان نيز در زندگي مان جريان دارد.
شب یلدا از کجا می‌آید مردان شمشیر به دست کارناوال برزیل 2014 چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان پیشنهادهایی برای آخر هفته پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت