1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود.

آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد.

در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند.

پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد.

روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند:

" مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!"

همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود.

بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید.

از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است.

زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه.

اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت.

او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

دیدگاه‌ها  

+3 # اکرم 1391-03-08 15:01
خیلی مطالبتون رو دوست دارم جداً. این داستان واقعیه؟! بخاطر خانواده آدم همه کار می کنه... از پاریس دل کندن که سهله... دلم خواست ببینمش!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # برنا 1391-03-08 15:05
آخی! چقدر دوسش داشتم! با خانم اکرم موافقم! دلم می خواد ببینمش!
خوش به حال رشتی ها! به خاطر همین خانم خیاط خوش تیپن ؟! :)
خیلی جالب بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بی تا 1391-03-08 15:15
واقعاً مطلب دوست داشتنی بود و حس خیلی خوبی به من داد . متشکرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # shiva 1391-03-08 15:24
merci kheili jaleb bood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ehsan 1391-03-08 16:17
چه حسه عجيبي
چه حال غريبي
دلم تنگشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # زهره 1391-03-09 15:31
زنی برای ستایش...........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # طلا 1391-03-12 02:50
خیلی جالب بود. به نظر من هم خانواده ارجحیت دارن اما از موقعیت دل کندن هم کار سختیه
لازم شد بریم رشت برامون لباس بدوزن این خانم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # B.d 1391-03-16 00:53
وقتی یا عشق کار کنیم دیگه پاریس و رشت معنی نداره... اون رشد می کنه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sepid 1391-03-20 19:31
چون خواست، شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # لیلا 1391-04-24 18:08
چرا این خانم رو معرفی نکردید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # aram 1391-04-29 14:26
# aram
واقعا اگر انسان در گیر عشق باشد.زندگی برایش چون بهشت می شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سحر 1391-08-02 14:12
نتیجه میگیریم حتی اگه بهترین هم بشیم بازم میشه 76 سالمون و این خیلی بده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهناز 1391-09-13 21:30
به نقل از سحر:
نتیجه میگیریم حتی اگه بهترین هم بشیم بازم میشه 76 سالمون و این خیلی بده.


وای آره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟

حتما آدم‌های زیادی را می‌شناسید که پدر و مادرهایشان آنها را متفاوت با خواهر و برادرهایشان تربیت کره‌اند. مثلا آن بچه‌ها محترم‌تر بوده‌اند، پول ترجیبی و هدیه بیشتر گرفته‌اند و … آیا واقعا پدر و مادرها تعمدا بین بچه‌هایشان فرق می‌گذارند؟ این سوال را می‌پرسم چون با من هم چنین رفتاری شده و همچنان هم می‌شود. الان در انتظار فرزند دومم هستم و نگرانم که تولد او چه اثری روی رابطه من با اولی می‌گذارد. اثرات طولانی مدت تبعیض بین بچه‌ها  اثرات تبعیض بین بچه‌ها می‌تواند بسیار عمیق‌تر از آن باشد که فکر می‌کنیم. تحقیقی که با عنوان «تبعیض مادران و اثرات آن بر افسردگی کودکان در بزرگسالی»، انجام شده، نشان داده که خواهر و برادرهایی که مادرشان یکی از آنها را به دیگری ترجیح داده، با احتمال بالاتری، در میانسالی دچار افسردگی می‌شوند. بر اساس این پژوهش که در ژورنال «خانواده و ازدواج» منتشر شده، اثرات تبعیض والدین می‌تواند هر دو کودک را تحت تاثیر قرار دهد. مهم نیست که شما آن بچه محبوب باشید یا نه. رفتار نابرابر اثرات مخربی بر هر دو طرف ماجرا دارد. دکتر کارل پیلمر، مدیر موسسه تحقیقات تفسیری درباره سن، و یکی از نویسندگان این تحقیق، می‌گوید: «آن بچه‌ای که مادرش نسبت به او تبعیض قائل می‌شود ممکن است نسبت به مادرش احساس بدی داشته باشد و آن کودک محبوب هم نسبت به بقیه دچار خشم می‌شود و خشم او، به تبعیض بیشتر از سوی پدر و مادر  دامن می‌زند.» اثرات مثبت تبعیض البته همه اثرات بچه محبوب بودن منفی نیست. گاهی ممکن است که این تبعیض باعث بالارفتن اعتماد به نفس شود. این طور بچه‌ها اغلب با اعتماد به نفس بالایی رشد می‌کنند و این احساس را دارند که می‌توانند هر کاری را انجام دهند. بر اساس یک تحقیق، رییس جمهورهای امریکا از زمان فرانکلین روزولت، همگی بچه محبوب خانواده خود بوده‌اند. خواهر و برادران هری ترومن، در مصاحبه‌ای بعد از دوران ریاست جمهوری او گفته‌اند که مادرشان همه آنها را دوست داشته اما بین او و هری، همیشه رابطه‌ای خاص وجود داشته است. اثرات منفی اما در بلند مدت، ممکن است این بچه محبوب، دچار مشکلات ارتباطی شود. مشکل آنجا شروع می‌شود که انها در می‌یابند که هیچ کس آنها را به اندازه پدر و مادرشان دوست ندارد. دلیل افسردگی آنها هم همین است. اینکه زمان زیادی را صرف می‌کنند تا همان عشقی را که از مادر و پدرشان گرفته بودند، از دیگران هم بگیرند. اما در مقابل بچه کم‌تر محبوب این فرصت را دارد که آنچه را در خانه تجربه نکرده بیرون به دست بیاورد. رنج بچه نامحبوب بودن در کل بچه‌ای که نامحبوب است بیش از همه رنج می‌کشد؛ حتی تا مدت‌ها پس از اینکه خانه را ترک می‌کند و به دنبال زندگی خود می‌رود. این جور بچه‌ها دجار افسردگی می‌شوند و اعتماد به نفس‌شان ضعیف است و نیاز به توجه ویژه دارند. در بسیاری از موارد، روابط خواهر و برادرها دچار خشم‌های ناشی از احساس تبعیض می‌شود. حتی در ۵۰ سالگی، این احساس در آنها وجود دارد که فرزند محبوب نیستند. در یک نمونه، فردی که مادر ۸۰ ساله‌اش هنوز زنده بود، همچنان تبعیض را تجریه می‌کرد چون مادر کهنسالش هنوز وقتی کاری داشت، خواهرش را به او ترجیح می‌داد. دکتر برندا ولینگ، مدیر و پژوهشگر مرکز رشد و توسعه انسان در دانشگاه میشیگان، که تحقیقات وسیعی درباره روابط خواهر و برادرها انجام داده،می‌گوید که اثرات ویرانگر در روابط خواهر و برادرها، اغلب ناشی از تبعیض پدر و مادرهاست: «وقتی بچه‌ای، مجبوری در آن شرایط زندگی کنی. اما وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، نمونه‌های زیادی از دوری و گریز خواهر و برادرها از هم دیده می‌شود تا جایی که سال‌ها حتی با هم حرف نمی‌زنند. نکته مهم اینجاست که حتی با پپرتر شدن پدر و مادرها خشم میان خواهر و برادرها لزوما کاهش نمی‌یابد.» تربیت عادلانه بچه‌ها ما کدام کار بد را از قصد انجام می‌دهیم؟ لابد می‌گوییم هیچ کاری را! چون ذهن ما به دنبال توجیه خود است. من شک ندارم پدر و مادرهایی که بین بچه‌ها فرق می‌گذارند، کارمندهایی که از کارشان می دزدند، مقاماتی که اعمال غیراخلاقی انجام می‌دهند، کسانی که در امتحان تقلب می‌کنند، شاگردهایی که توی مدرسه بقیه را آزار می‌دهند و راننده‌هایی که به عقب ماشین دیگر می‌چسبند، همه عواقب کارشان را می‌دانند. تفاوت آدم‌های خطاکار  و آدم‌های درستکار، تنها ناشی از ترکیب خودآگاهی و اراده است، آدم‌های خطاکار ناخودآگاه و بی‌اراده، کارهایی می‌کنند که به ناراحتی‌های بعدی منجر می‌شود. بنابراین وقتی می‌بینید که یکی از بچه‌ها را به آن یکی ترجیح می‌دهید، ممکن است این مساله را در ذهن خودتان عادی فرض کنید اما بادتان باشد که این ترجیح، عواقب عاطفی بزرگی دارد. اما در عین حال همیشه این امکان را دارید که به عقب برگردید به این ترجیح خود توجه کتید و تصمیم بگیرید که زمان ویژه‌ای را به آن بچه‌ که کمتر دوستش دارید اختصاص بدهید تا روابط‌تان بهتر شود. البته این کار آسان نیست. باید صبور باشید، باید در عین خستگی انرژی داشته باشید. برای نزدیک‌تر شدن به آن بچه کمتر محبوب، باید فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که آن بچه‌ در آنها بهتر عمل می‌کند، نمی‌شود بچه‌ای را که از بیس بال متنفر است با وقت گذرانی با پدر و مادر عاشق بیس بال واداشت. هرچه که هست باید برای این رفع این تبعیض تلاش کنید چون این کار هم درست است، هم خوب است. بچه‌های محبوب دچار تبعیض من و همسرم هیچ کدام بچه‌های محبوب پدر و مادرمان نبودیم. در خانواده ما هرکسی بیشتر به چیزی نیاز داشت، بیشتر آن را دریافت می‌کرد. یک بچه توی مدرسه مشکل داشت، یکی پول بیشتر می‌خواست و یکی توجه بیشتر. یاتان باشد که درست است هر کسی باید آن چیزی را لازم دارد بگیرد اما این کار هم عواقبی دارد. هرگز بچه‌ای را که از قوانین پبروی می‌کند و خوش‌رفتار است، نادیده نگیرید. پدر شوهر من، همسرم را یک بچه فوق‌العاده توصیف می‌کند و همیشه می‌گوید تربیت او خیلی از تربیت خواهر و برادرهایش راحت‌تر بوده. با این حال، او زمان بیشتری را با بچه‌های دیگر می‌گذرانده چون آنها همیشه بیشتر به او نیاز داشتند. این مساله باعث ارتباط نزدیک‌تر آنها با هم شده اما همسر من این فرصت را نداشته که به آنها نزدیک شود. به این ترتیب او هم چیزی را از دست داده است. موضوع به همین حساسی است.

کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟

انتخاب کفش مناسب برای کودک بسیار سخت است. عواملی همچون راحتی و یا تنگی و یا گشادی کفش و حتی جنس آن همیشه مد نظر والدین است،  بهتر است اگر کودکی هنوز راه نیفتاده است تا مدتی کفش به پایش نکنید. زیرا برهنه بودن پا کمک زیادی به افزایش قدرت تعادل در کودک می کند.
سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟ چالشهای کودکان دو زبانه مسمومیت گوش! کنترل مثانه در طول بارداری 42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟

  از زمانی که شما گربه یا سگی را برای خودتان انتخاب کردید، دیگر نسبت به او مسئول هستید و باید به تغذیه، امنیت، سلامتی و نگهداری او اهمیت دهید. اما پیدا کردن مجموعه دامپزشکی و دامپزشک مناسب حیوان شما کاری آسان نیست. چند نکته برای انتخاب یک دامپزشک مناسب: مشورت: تمام اعضای خانواده باید در انتخاب دامپزشک حیوان خانگی سهیم باشند. کدام ویژگی های دامپزشک برای شما و خانواده تان اهمیت دارد؟ آنها را لیست کنید. با دوستانتان که مانند شما صاحب حیوان خانگی هستند مشورت کنید. تخصص و اعتبار رسمی: تحصیلات و تخصص رسمی و غیر رسمی دامپزشک چیست؟ آیا دامپزشک در کنفرانس ها و کارگاه های آموزشی شرکت می کند؟ آیا کلینیک دامپزشکی از وزارت های رسمی مجوز دارد؟ آیا از تخصص و امکانات مناسب برخوردار هستند؟ ارتباطات: آیا دامپزشک با جامعه و مشتریانش به صورت حضوری، تلفنی و آنلاین در ارتباط هست؟ آیا دامپزشک و کارکنان کلینیک پیگیری لازم را در دوران درمان، بعد از درمان با مشتریان دارند؟ آیا کلینیک سایت رسمی یا وبلاگ برای انتشار اخبار، مطالب، عکس و فیلم و ارتباط با دیگران دارد؟   آیا در مراسم ویژه مثل روز طبیعت، سال نو و روز دامپزشک و سال روز تولد حیوان شما فعالیت ها و خدمات خاصی ارائه می دهند ؟ نگرش: از دامپزشک درباره نگرش او نسبت به حرفه اش بپرسید. خیلی مهم است اعتقادات دامپزشک به شما نزدیک باشد تا بتوانید رابطه خوب و طولانی برقرار کنید. قرار است در سراسر طول عمر حیوانتان با یک دامپزشک در ارتباط باشید. دسترسی به اطلاعات پزشکی: خیلی مهم است که دانش دامپزشک به روز باشد. منابع جدید را مطالعه و استفاده کند. برای تشخیص و توضیح بیماری ها به صاحبان حیوانات از منابع به روز و معتبر استفاده کند. آیا دامپزشک می تواند به سوالات پزشکی شما پاسخ دهد؟ خدمات و تجهیزات پزشکی: کلینیک دامپزشکی مورد نظر شما چه امکاناتی دارد؟ آیا تمام تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی لازم مانند دستگاه رادیولوژی، سونوگرافی، تجهیزات دندانپزشکی، ست های معاینه، دستگاه فشارخون، کیت های آزمایشگاهی، آندوسکوپ و ... دارد؟ آیا دامپزشک تمام خدمات درمانی و بهداشتی را به حیوان شما رائه می دهد؟ آیا درباره چگونگی نگهداری و اطلاعات مهم به شما اطلاع رسانی می کند؟ دسترسی آزاد به تمام بخش ها: آیا به شما اجازه استفاده از تمام بخش های کلینیک را می دهند؟ آیا بخش ها و امکانات کلینیک را به شما معرفی میکنند؟ البته ممکن است بخش معاینه، جراحی و برخی بخش های آزمایشگاهی جزو حریم خصوصی کلینیک باشد. دستیار دامپزشک، منشی و سایر کارکنان: آیا پرسنل کلینیک برخورد مناسب و دوستانه ای با شما دارند؟ برخورد آنها با حیوانات چگونه است؟ آیا از اطلاعات کافی درباره برخورد و نگهداری از حیوانات برخوردارند؟ آیا دستیار دامپزشک به خوبی از حیوان شما مراقبت می کند؟ ساعات کاری: ساعت کاری و پاسخگویی کلینیک باید برای شما مناسب باشد. مهم نیست که ساعات کاری کلینیک طولانی باشد مهم این است که این ساعت برای مراجعه شما مناسب باشد. آیا خارج از ساعات کاری امکان ارتباط تلفنی و یا در موارد اورژانسی امکانمراجعه به کلینیک هست؟ امکانات جانبی: آیا کلینیک مجهز به داروخانه و فروشگاه نیز هست؟ مواد غذایی و وسایل مورد نیاز حیوانات را ارائه می دهد؟

6 اختراع عجیب ولی مفید

در این مطلب فهرستی از 6 وسیله ای که در عین عجیب و غریبی برای استفاده روزمره بسیار مفید و کاربردی هستند و در زمینه های مختلف طراحی شده اند را معرفی می کنیم. Yolkfish وسیله ای کاربردی برای آشپزخانه ی شما می باشد. این وسیله مختص جدا کردن زرده ی تخم مرغ از سفیده می باشد. ظرفی به نام Double dish، ظرفی دو قسمتی است که مناسب افراد دوستدار آجیل، تخمه و هر چیزی که دارای پوسته هست می باشد. طراحی خلاقانه این ظرف به شما اجازه می دهد که در قسمت بالایی ظرف آجیل یا تخمه و پوسته های آن را در قسمت زیرین آن بریزید. پس از پر شدن به راحتی جدا و شسته می شود. The Mimo Baby Monitor سرهمی مخصوص کودکان بافته شده از پنبه طبیعی است که با سیگنال های ویژه مجهز شدهاند. این سیگنال ها تنفس، دمای بدن، سطح فعالیت و موقعیت نوزاد را کنترل می کند و همچنین دارای یک میکروفون است که می توان از طریق گوشی های هوشمند صدای نوزاد را شنید. Pasta pot قابلمه بخار پز مختص پخت پاستا و برنج می باشد که با کمک طراحی این قابلمه به راحتی و بدون نیاز به در آوردن و آبکش کردن ماکارونی، برنج و هر چیزی که به این صورت پخته می شود پخته شود. آب داخل قابلمه از طریق سوراخ های در پوش به بیرون ریخته می شود. Looxcie 3 Lifestreaming HD دوربین HD برای آنهایی که زندگی هیجان انگیزی دارند و چیزی برای پنهان کردن ندارند طراحی شده است، چرا که این دستگاه می تواند حجم بالایی از وقایع روز فیلم برداری کند یا عکس بگیرد. Looxcie 3 دوربینی بسیار کوچک است که می تواند به هر چیزی از قبیل کیسه، دوچرخه، و یا حتی  کلاه وصل شود و با اتصال به یک گوشی هوشمند فیلم ها و عکس ها را بلافاصله به شبکه اجتماعی اینترنتی و دوستان فرد بفرستد. PetChatz Videophone دستگاه صوتی و تصویری مختص افرادی است که سگ یا گربه ی خانگی دارند ولی به خاطر شغلشان مجبورند مدتی آن ها را در خانه تنها بگذارند. از طریق گوشی های هوشمند و یا کامپیوتر می توان به این دستگاه وصل شد و از حال دوست چهار پای خود با خبر شد.
آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟ شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش ازدواج عجیب خانه تاریخی عین الدوله می ماند از لادیزنگار: هتل یخی

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 ... یه مَرده، یه مرد نترس؛ من یک روزنامه نگارم! آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب

یک نگاه دیگر به فیسبوک، یک تصویر دیگر در اینستاگرم یا یک اس ام اس آخر قبل از خواب تاثیرات منفی استفاده شبانه از تلفن هوشمند بر بدن و مغز ما   از زمانی که تلفن های هوشمند به زندگی روزمره ما تسلط چشم گیری پیدا کرده اند، هر یک از ما نیز در این رابطه عادات متفاوتی مانند چک کردن ایمیل، واتس آپ یا فیسبوک قبل از خواب شبانه و غیره را در پیش گرفته ایم. طبیعتا، عادات شبانه فوق (چک کردن موبایل قبل از خواب) بر روی کیفیت خواب ما تاثیر مستقیمی می گذارند و همانطور که احتمالا حدس می زنید تاثیر فوق چندان مثبت به نظر نمی رسد.   «دان سیگال» پروفسور روانشناس در مورد تاثیر منفی و آسیب گزار نگاه به انواع صفحه های کامپیوتر و موبایل توضیح می دهد. پروفسور دان سیگال تاکید می کند که باید اعتیاد خود به تلفن های هوشمند و انواع صفحه های مانیتور را کاهش دهیم و حداقل یک ساعت قبل از خواب به مغز خود استراحت دهیم.   زمانی که ما به تلفن هوشمند یا صفحه مانیتور خیره می شویم، جریان مستقیمی از فتون های نور به چشمان ما وارد می شود و به این ترتیب مغز فرمان "بیدار بمان، هنوز زمان خواب فرا نرسیده" دریافت می کند. در چنین موقعیتی، مغز ترشح هورمون ملاتونین که به صورت طبیعی قبل از خواب آزاد می شود را به تعویق انداخته و در نتیجه ساعات لازم برای خواب پیدا می کنند.   هنگام خواب، سلول های عصبی فعال مغز در حال استراحت هستند، اما سلول های حمایت کننده دیگر مغز به پاک سازی مغز از سمومی که توسط سلول های فعال مغز ایجاد شده اند، مشغول می باشند. بنابراین اگر شما کمتر از 9-7 ساعت می خوابید، سموم زائد هنوز در مغز باقی می مانند و در نتیجه با افزایش فشار جسمی، اختلال حافظه، کندی در حل مشکلات و سوخت و ساز آهسته بدن (تمایل به چاقی بیشتر) روبه رو خواهید شد. بنابراین سعی کنید، زمانی که احساس خستگی می کنید، موبایل خود را کنار گذاشته و به مغز خود استراحت دهید.

چهارگانه ارتقاء زندگی

ناگفته پیداست که سبک زندگی بر طول و کیفیت عمر اثر می گذارد، لذت بردن از اتفاقات، شادبودن، تنوع و...باعث می شوند احساس خوبی که در زندگی تان جریان پیدا می کند را به دیگران نیز منتقل کنید. در اینجا راه هایی ساده برای بالا بردن سطح زندگی شما معرفی می شود.
13 اشتباه قبل از خواب که باعث بیخوابی میشوند انرژی مثبت دوستانمان استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟

آداب و رسوم

این ها که میخوانید واقعی است

حتماً برای شما نیز بارها اتفاق افتاده است که چیزی را از شخصی بشنوید اما در صحت درستی خبر شک کنید! حقیقتاً مرور برخی از آداب و رسوم در سرتاسر جهان چنین حسی در شنونده ایجاد می کنند؛ این حس که آخر چه طور ممکن است برای مثال یک انسان در عصر مدرن در سال 2012 برای آنکه شدت ناراحتی خود را از مرگ عزیزش نشان دهد ناخن خود را بدون داروی بیهوشی بکشد و یا صورت خود را با زنجیر خراش دهد؟ اما واقعیت این است که فرهنگ و سنت های گونه گون در کران تا کران این دنیای شگفت آنقدر متنوع و رنگارنگ هستند که مجال تردید داشتن در درستی آداب مختص نقاط مختلف را از ما می گیرد. 1-عروسی با اعمال شاقه هنوز هم که هنوز است عروس های قبیله ی سورما در اتیوپی پیش از ازدواج ناچار به انجام کارهای خیلی سخت هستند؛ کارهایی که شاید تنها برای ما سخت و غیر ممکن به نظر می رسند، زیرا اگر چنین نبود احتمالاً این رسم تا به امروز حداقل کمتر می شد! این عروس ها چند روز پیش از ازدواج تعدادی از دندان های فک پایین خود را می کشند و یک صفحه گرد از رس چسبناک به لب خود می چسبانند. در ابتدا از صفحه های کوچک شروع می کنند و پس از گذشت چند روز قطر این لوح را افزایش می دهند تا به خانواده ی داماد عزم جزم و جیب پرپول خود را ثابت کنند! 2-بله یا نه؟ اگر کسی از شما سوالی بپرسد، پاسخ شما منفی باشد و به هر دلیلی نتوانید با کلام به او پاسخ دهید و تنها به ایما و اشاره اکتفا کنید به احتمال خیلی زیاد سر خود را به بالا حرکت می دهید تا او را متوجه منظور خود کنید؛ اینطور نیست؟ بی تردید زمانیکه شما به بلغارستان سفر کنید هنگام صحبت با مردمان این سرزمین حتماً گیج خواهید شد، علتش ساده است! آنها برای نشان دادن پاسخ منفی سر خود را به پایین و برای تصدیق گفته شما آنرا به بالا حرکت می دهند! کاملاً برعکس ما و برعکس همه ی مردم جهان!

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.
کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ عروسی در دیزج خلیل گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان غذاهای شب یلدا

سفر و تفریح

دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان

اگر طالب دیدن جاهای جدید در کشور هستید و همچنان میخواهید به جایی سر سبز بروید پیشنهاد ما این است كه به غرب ایران و به شهر مریوان بروید که در این ماه ها به اوج سر سبزی خود رسیده است.

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.
خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان شاهرود، شهری که باید دید غارنوردی از نوع بورنیک اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت ایران زیبای ما (قسمت دوم)