1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

"همه فن حریف" صفتی برازنده  برای خانم مریم یگانه است. ایشان علائق شان را به تجربه و تجربه ها را به حرفه تبدیل کرده اند. در کنار همسرداری، بچه داری و تحصیل همیشه جایی برای دنبال کردن تجربه های جدید در نظر گرفته اند. یکتا وزیری با این خانم موفق گفتگویی  انجام داده که در اینجا می خوانید.

لطفا از سابقه  کارتان برای ما بگویید؟
سابقه شیرینی پزی من به طور حرفه ای به 12 سال پیش بر می گردد.

چه دوره هایی را گذرانده اید؟
من یک دوره در کلاس های مرحومه خانم سیاح شرکت کرده ام والبته از قبل هم دستی در این کار داشتم ولی بعد از شرکت در کلاس های خانم سیاح به صورت حرفه ای مشغول شدم. بعد از این که کمی حرفه ای تر شدم،  شروع به ترجمه مقالات و ژورنال های خارجی کردم، تست کردم ومطابق با ذائقه ایرانی دستور پخت ها را تغییر دادم.

چه طور به تلویزیون راه پیدا کردید؟
خانم گنجی از شاگردان مرحومه  خانم سیاح با توجه به علاقه من برای شرکت در برنامه های آموزشی صدا و سیما مرا به برنامه به خانه بر می گردیم معرفی کردند.من حدود 15 قسمت در به خانه بر می گردیم (صرفا شیزینی پزی)و 7 قسمت (هم آشپزی هم شیرینی پزی) در شبکه آموزش فعالیت کردم و مدرک فنی و حرفه ای (مربی گری) شیرینی پزی نیز دارم.

شما آموزش هم می دهید؟
من یک دوره کلاس های شیرینی پزی داشتم ولی چون با کار اصلی و تحصیلم تداخل داشت ادامه ندادم. من دوست دارم آموزش شیرینی پزی را به صورت آزاد مثلا در سایت شما انجام دهم تا بخواهم از آن استفاده تجاری کنم.

به غیر از شیرینی پزی چه کار هایی انجام می دهید؟
من در آرایشگری، نقاشی روی پارچه، ترمه دوزی، تکه دوزی، ملیله دوزی، گلسازی، گل چینی، گل بلندرو نقاشی سنتی فعالیت دارم و در این رشته تحصیل هم می کنم. البته هیچ کدام از این هنر ها را به صورت آکادمیک یاد نگرفتم و همه را با توجه به علاقه ای که داشتم و ابتکارم و تجربی یاد گرفتم.

دلیل این که در زمینه  های هنری فعالیت کردید چه بوده؟
هم علاقه ام و هم اینکه نسبت به همه چیز یک دید عمیق دارم و دلم می خواهد از ساختار همه چیز اطلاع پیدا کنم. من حتی نقاشی ساختمان هم کرده ام.

تحصیلات دانشگاهی شما چیست؟
من دانشجوی رشته نقاشی ایرانی هستم.

نقش همسرتان  در  موفقیت شما چه قدر است؟
اگر همسرم به پیشرفت من علاقه نداشت مطمئنا برای من موانعی ایجاد می کرد، ولی همسرم همیشه همراه من بود بطوریکه با  وجود بچه هم من می تونم درس بخونم هم به کارم برسم. و البته کمک های مادرم در نگهداری از فرزندم هم فوق العاده به من کمک کرد و البته مهمتر از همه پشتکار خودم.

دوستان عزیز، شما هم از فعالیت ها، تجربیات و علائق خود برای ما بگویید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

دیدگاه‌ها  

+2 # کیانا 1390-05-22 13:49
موفق باشید مریم خانم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان یا سوسن! 1390-05-22 15:05
خواهش میکنم کیانا. لطف دارین!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-05-22 15:15
شما مریم خانومی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ماری کوری 1390-05-22 15:27
مریم خانوم منم، فقط تو خارج به من میگن ماری!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ماریتا 1390-05-22 15:27
منم مریمم. کسی کارم داشت؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # tanbal 1390-05-22 15:29
.baba sosan to che ghad hosele dariA
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # . . . 1390-05-22 15:41
?!sasan jon ba man bodi.jooooooooooonam chi karam dari
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مری 1390-05-22 16:13
اینجا کی به کیه؟؟ کیه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مهرناز 1390-05-22 19:23
حالا اگر جستجوی دوستان تموم شد،‌اجازه می خوام که به مریم خانم تبریک بگم بخاطر اینکه بیشتر هنرا رو یاد گرفتن و به زندگی شونم رسیدن. من با ایشون تبربک می گم و از شما هم تشکر می کنم که این مصاحبه رو انجام دادیم.
مهرناز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فرشته 1390-05-24 13:16
سلام
اين طرح پرسش و پاسخ سايت شما بسيار خوب و پر بيننده است ، سايت واقعا فوق العاده اي است .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # leila 1390-05-25 11:06
سلام
آشپزي خيلي مورد جالبي براي خانم ها هست ، و هميشه همه بهش اهميت مي دن . حتي از تجربيات ديگران هم استفاده شود كه چه بها.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ساسان 1390-05-26 05:21
ای بابا حالا ما یه چیزی گفتیما
قبلا 2تا اسم داشتم (ساسان و سوسن) حالا مریمم شدم!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # saeed 1390-05-29 13:26
albate bara mard ha ham ashpazi kheili vaghta jalebe va hamishe behtarin ashpaz ha mard ha hastan . albate nemishe az honare khanome maryame yegane ghafel shod . ba arezoye ghadam haye badi ieshan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیما قلی پوری 1390-05-29 15:15
مریم جان عزیزم خودتان بهتر می دانید که چه قدر همیشه شما برایم یک الگوی خوب زندگی بودید و چه قدر دوست دارم روزی مثل شما بشوم یک خانم نمونه. دوستت دارم و برایت بهترین ها را می خواهم عزیزمممممم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-08 06:09
به به هم اسمم تو این سایت پیدا کردیم !میگم کیانا چیکار کنیم اسممون قاطی نشه ؟!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرزانه 1391-02-31 12:36
آفرین به خانمهای موفق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چالشهای کودکان دو زبانه

اگر فرزندتان در محیطی با چند زبان و فرهنگ رشد می‌کند یا خودتان علاقه‌مند به آموزش زبان دوم یا چندم به فرزندتان باشید حتما چیزهایی درباره مزایای آموزش زبان دوم یا سوم می‌دانید. جهان آدم‌هایی که بیش از یک زبان می‌دانند جهان بزرگ‌تری است و آنطور که تحقیقات دانشمندان سوئدی نشان می‌دهد افرادی که به چند زبان مسلط هستند مغز بزرگ‌تری دارند. این افراد کمتر دچار آلزایمر می‌شوند، روش‌های همزیستی با افراد دیگران را بلد هستند، انسان‌های سازگارتری هستند و دانش و اطلاعات بیشتری دارند. چند زبانه‌ها همچنین پذیرای چیزهای نو و تازه‌ در زندگی‌شان هستند و از تجربه هراسی ندارند. با این حال آدم‌های چند زبانه چالش‌ها و دشواری‌های ویژه خود را تجربه می‌کنند. دشواری‌های آموزش زبان دوم به کودکان ممکن است آنقدر زیاد باشد که والدین دست از تلاش برای آموزش زبان بردارند. این باعث می‌شود کودک نتواند به یکی از زبان‌ها ـ که معمولا زبان مادری قربانی آن است ـ تسلط کافی داشته باشد. به عنوان والد یک کودک چند زبانه شما در مراحل مختلف با این چالش‌ها رو به رو می‌شوید اما همیشه راهکارهایی برای گذر از آنها وجود دارد. تاخیر در حرف زدن والدین معمولا تاخیر در زبان را با تاخیر در حرف زدن اشتباه می‌گیرند و این مساله برای آنها تبدیل به یک چالش بزرگ می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد چند زبانی منجر به تاخیر در حرف زدن نمی‌شود. با این حال ممکن است برخی کودکان در تسلط به واژه‌ها و گفتار سالم تاخیر داشته باشند. هرچند این مشکل همه کودکان دو یا چند زبانه نیست اما مساله‌ای کاملا طبیعی است. شاید در مقایسه کودک خود با کودکان یک زبانه این مساله باعث نگرانی‌تان شود و احساس کنید اشتباهی وجود دارد که فرزندتان به موقع شروع به حرف زدن نکرده است اما این نگرانی بی‌مورد است. فرزند دوزبانه شما دو برابر کودکان دیگر واژه بلد است و به همین دلیل او ممکن است برای کاربرد به موقع آنها نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. کودک دو زبانه ممکن است تا سه سالگی هم هیچ واژه‌ای را به زبان نیاورد اما ناگهان در سال بعد قادر است هر دو زبان را با تسلط و شیوایی حرف بزند. راهکارهای مناسب از هر فرصتی برای حرف زدن با فرزندتان استفاده کنید. حتی اگر او پاسخ شما را نمی‌دهد. با بازی و مکالمه‌های روزمره می‌توانید زبان مادری را به فرزندتان به درستی منتقل کنید. از کودک‌تان سوال بپرسید. پرسش راهی برای تشویق کودک به حرف زدن است.  به جای مونولوگ با  طرح سوال دیالوگ برقرار کنید. آواز بخوانید. هیچ وقت محیط کودک را از صدا خالی نکنید. تکرار بسیار موثر است بنابراین یک ترانه را بارها و بارها با بیانی رسا بخوانید. صبور باشید و به کودک برای حرف زدن فشار نیاورید. مخلوط زبانی کودکان دو زبانه معمولا جمله‌ای را در یک زبان شروع می‌کنند و در یک زبان دیگر تمام می‌کنند. این مساله بسیار رایج است چون زبان برای کودکان راهی برای ابراز خود است. اگر کودک در یک جمله از ترکیبات زبانی هر دو زبان استفاده می‌کند فقط به این دلیل است که می‌خواهد به راحت‌ترین روشی که می‌داند احساس و نیاز خود را بیان کند. او فقدان کلمه‌ها و ناتوانی در جمله بندی درست را از طریق زبان دیگر جبران می‌کند. کودکان دو زبانه این کار را ناخواسته انجام می‌دهند و از قضا این تائیدی بر هوش کودک شماست. راهکارهای مناسب کودک را اصلاح کنید. جمله‌ها را به روش درست برای کودک بیان کنید و از او بخواهید آن را تکرار کند. برای کودک کتاب بخوانید تا دایره واژگان کودک را بالا ببرید. به اشتباهات رایج کودک توجه کنید و روی آنها کار کنید ترجیح یک زبان بر دیگری برخی از کودکان دو یا چند زبانه ترجیح می‌دهند فقط از یک زبان برای حرف زدن استفاده کنند. این اتفاق معمولا برای زبانی می‌افتد که غلبه دارد و کودک بیشتر از آن استفاده می‌کند. کودکی که به مدرسه می‌رود و ساعت‌های طولانی به یک زبان درس می‌خواند، بازی می‌کند و با دوستانش ارتباط برقرار می‌کند ترجیح می‌دهد بیشتر از این زبان استفاده کند. این ممکن است برای زبان مادری کودک زنگ خطری باشد و رابطه کودک با والدین را تحت تاثیر قرار بدهد به ویژه اگر کودک از حرف زدن به زبان مادری خود امتناع کند. راهکارهای مناسب:  زبانی را که فرزندتان ترجیح می‌دهد به خوبی یاد بگیرید و از آن استفاده کنید. این به ارتباط شما با فرزندتان کمک می‌کند.  برای مهجور نماندن زبان مادری روابط خود را با افراد هم زبان گسترش بدهید. داشتن دوستان هم زبان بسیار کمک کننده است و شوق یادگیری به این زبان را افزایش می‌دهد. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری را شروع کنید. نوشتن و خواندن کودک را ترغیب به استفاده از زبان می‌کند. آموزش زبان مادری را جذاب کنید. از بازی یا ترانه‌های زبان خود استفاده کنید. چالش خواندن و نوشتن حرف زدن به یک یا چند زبان برای کودکان به راحتی اتفاق می‌افتد اما خواندن و نوشتن نیاز به تلاش بسیار بیشتری دارد. اگر کودک به مدرسه چند زبانه نرود یا در خانه خواندن و نوشتن را یاد نگیرد، فقط به یک زبان مسلط خواهد شد. این مساله بسیاری از کودکان چند زبانه است. آنها اگر چه می‌توانند دو یا چند زبان را بفهمند یا حرف بزنند اما تا زمانی که خواندن و نوشتن به آن زبان را یاد نگیرند تسلط آنها به آن زبان‌ها هم سطح نخواهد بود. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری مهم‌ترین وظیفه والدینی است که کودکی چند زبانه را پرورش می‌دهند. راهکارهای مناسب:  هر شب برای کودک به زبان خودتان کتاب بخوانید. حتی اگر چند صفحه از یک کتاب باشد.  در هفته اوقاتی را برای نوشتن کلمات به زبان خود تمرین کنید. از کارت‌های خواندن و نوشتن استفاده کنید. از یک معلم خصوصی زبان استفاده کنید. از مدرسه‌های دو زبانه استفاده کنید. از آموزش‌های آنلاین برای زبان کودک استفاده کنید.  .

بچه ها شگفتی خلق می کنند

یادتان هست قدیم ندیم ها وقتی من و شما  ، بچه های دیروز، پدر و مادرهای امروز، بچه بودیم ، چه بازی هایی می کردیم ؟
مسمومیت گوش! مهارت صحبت کردن با کودکان بهترین زمان تربیت کودکان آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید هیجان انگیز ترین سفر زندگی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

غم انگیزترین ازدواج

ازدواج همیشه یک اتفاق خجسته است. اما چندی پیش ازدواجی در لبنان برگزار شد که علاوه بر غم انگیز بودن مصداق یک مراسم غیر متعارف بود.

چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند

بسیاری از مواقع پیش آمده که وقتی عصبانی می شویم به دنبال راه حلی برای تخلیه عصبانیت خود هستیم. راه های مختلفی برای تخلیه عصبانیت می باشد. مثلا فریاد زدن، شکستن ظرف و . . .
اشتهای عجیب یک دختر سه ساله خلیج فارس؛ گرم و آرامبخش از لادیزنگار: گل صداقت شلختگی سردی مردان بعد از رابطه جنسی

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
شغل جدیدی برای زنان کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس نترس؛ من یک روزنامه نگارم! روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

دانستنی ها

این بار در لادیز نگار مجموعه دانستنی هایی را که دوست خوبمان اشک مهتاب برایمان ارسال داشته است را در اختیار شما قرار می دهیم.

تاثیر مرتب کردن منزل بر روح و روان

روز پر تنش و خسته کننده ای داشته اید؟ از روند کارتان راضی نیستید و ساعت های متمادی در ترافیک چشم به چراغ ترمز ماشین جلویی دوختید؟ منزلتان را مرتب کنید! طبق تحقیقات انجام گرفته توسط کارشناسان یکی از بهترین راهکارهای موجود برای کاهش استرس در زن و مرد تمیزکردن خانه است. به طوریکه آنرا به مراتب مفیدتر از گوش دادن به موسیقی و یا استحمام می دانند. همان طور که می دانید نامرتب بودن محل زندگی، استرس زا است و مادامیکه شما خسته یا عصبانی در محیط به هم ریخته ای استراحت  می کنید، ضمیر ناخودآگاهتان تحت تاثیر شرایط بیرونی نمی تواند به بهبود اوضاع کمک کند. در چنین مواقعی بهتر است کار را از نقاط مورد علاقه تان در منزل شروع کنید. برای مثال شاید بد نباشد سراغ جعبه، قفسه یا هرچیزی مربوط به خاطره های گذشته می شود بروید. لذت پیدا کردن دفترچه خاطراتی که پدر سال ها پیش به شما هدیه داده بود آنقدری هست که بدترین روز هفته  شما را تبدیل به زیباترینشان کند چه برسد به اینکه دست بر قضا انگشتر گم شده ی دوستتان را زیر کتاب خانه پیدا کنید و به همین بهانه با شادمانی به او زنگ بزنید. سعی کنید پیش از شروع، آهنگ مورد علاقه تان را بگذارید. شما با انجام کارهای خانه به بدنتان حرکت می دهید و در عین حال از نظر روانی خالی می شوید و حتی از مخارج اضافه جلوگیری می کنید. بسیاری از چیزهایی که به آن نیاز دارید اما اصلا فراموش کرده اید دارید را پیدا میکنید. بسیاری از وسایلی که دیگر هیچ کاربردی برایتان ندارند را دور میریزید با به دیگران می بخشید. به گفته روانشناسان هر دوی این اعمال، دور ریختن اشیای کهنه و بخشیدن آنها به افراد نیازمند، ترشح هورمون هایی نظیر سروتونین (هورمون شادی و رضایت) را در بدن فرد بالا می برد. پس یادتان نرود مرتب کردن منزل، یعنی همان کاری که بسیاری با آه و ناله از آن یاد می کنند بیشتر از هرچیزی می تواند شما را در بهبود حالات و آرام کردن خستگی های روحی کمک کند.
استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته عینک انقلابی گوگل چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم گوشی های هوشمند رهبران جهان کدام است؟

آداب و رسوم

چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است. بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد. گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است. ۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند. برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد. برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند. جهانی شدن فرهنگ بوسیدن کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست. فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند. با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.

چهارشنبه سوری / سرخی تو از من

با نزدیک شدن به بهار، جشن های مربوط به عید نوروز نیز برپا داشته  می شود. چهارشنبه سوری  یکی از مراسم هایی است که از ایران باستان، نزد مردم بسیار پر طرفدار بوده است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی ما، ارامنه و کریسمس این ها که میخوانید واقعی است تصویرهایی از «کریسمس» 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید !

سفر و تفریح

پینت بال را امتحان كنید

پیشنهاد ما این است اگر روزی خواستید با دوستان تان تفریحی داشته باشید حتما پینت بال را امتحان كنید و بعد از آن مشتری اش می شوید و حتا شاید دل تان بخواهید به طور حرفه ای آن را دنبال كنید.

قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان

قلعه رودخان نام قلعه ای تاریخی متعلق به دوره ی سلجوقی که در 20 کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان سر سبز گیلان همچون دژی عظیم لابلای کوه ها خود نمایی میکند.
چند توصیه برای رفتینگ غارنوردی از نوع بورنیک دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان پیشنهادهایی برای آخر هفته شاهرود، شهری که باید دید